فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
کتاب امروز. گفتگو با مسکوب.pdf
3.7 MB
کتاب امروز
گفتگو با شاهرخ مسکوب

گفتگو‌کنندگان: مهرداد بهار، داریوش شایگان، امیرحسین جهانبگلو، ناصر پاکدامن و محمدرضا شفیعی کدکنی
پاییز ۱۳۵۱


آن جلسه‌ای که با مسکوب در «کتاب امروز» صحبت کردیم هم قبل از پاییز ۱۳۵۱ بوده است. بله، شاید در پاییز ۱۳۵۱ چاپ شده باشد. با اصرار، من را هم کشاندند و جلسهٔ خیلی خیلی خوبی بود. یادم نیست من از مرحوم مسکوب چه پرسیدم که سال‌ها بعد هر وقت من را می‌دید می‌گفت شفیعی آن سؤال تو هنوز در ذهنِ من هست و نتوانستم جوابش را پیدا کنم. الان واقعاً یادم نیست چه پرسیدم. در خانهٔ نجف [نجف دریابندری] بود. کریم امامی هم خدا بیامرزدش؛ عکس می‌گرفت. خیلی مجلهٔ آبرومندی بود‌. بچه‌های فرانکلین درمی‌آوردند.

محمدرضا شفیعی کدکنی

#فرهیختگان
سخنرانی هویت ملی و بنیادهای آن
شاهرخ مسکوب
هویت ملی و بنیادهای آن
سخنرانی شاهرخ مسکوب در ۱۳ مارس ۱۹۹۸

‌
‌#فرهیختگان
مسکوب اقلیم حضور بود.pdf
112.1 KB
نوشته داریوش شایگان در یادبود شاهرخ مسکوب

#فرهیختگان
‌
۷۲ساعت

۱. برادرانِ سپاهی! ‏مبادا ضدانقلاب بگوید این‌طور که فرمانده و معاون و مشاور و سخنگویِ سپاه، جورواجور حرف می‌زنند، همان‌طوری است که جنگ را اداره کردند!

۲.حضراتِ اخوی! آن محمّد جهان‌آرا که در خرمشهر جلوی لشکر زرهی دشمن ایستاد، خبرگزاری نداشت، روزنامه نداشت، فیلمسازی نداشت، سایبری نداشت، سودای ریاست نداشت. حتّی درجه‌ی نظامی و سلاحِ سنگین نداشت. خلوص داشت و مجاهدتِ با نفس داشت و چند رفیقِ پایِ کار. علیکم بالاخلاص و علیکم بالرفاقه.

۳. ‏دوستان فرمودید چندتا بزنند، چندتا می‌خورند؟! آن‌وقت از شهدای هسته‌ای تا طهرانی‌مقدّم و سلیمانی و فخری‌زاده، نطنز۱، نطنز۲، بمبارانِ مداومِ پایگاه‌های ن.ق در سوریه،... شما چندتا خوردید؟ و چندتا زدید؟

۴. ‏برادران فرمانده! فاو چگونه سقوط کرد؟ و چرا همه آنچه در ۸سال حاصل شده بود در کمتر از ۷۲ساعت از دست رفت؟ آیا جز این بود که به‌گاهِ حمله‌ی برق‌آسایِ دشمن ‐به جای سنگر‐ در اجلاسِ کرمانشاه بودید و در غفلتِ تقسیمِ صندلی‌های مجلس؟ و آیا امروز نیز مشابه همان فاجعه نیست؟ اسرائیل در تکرار جنایات بی‌مکافات‌اش گستاخ شده و سپاه در پی سیاست! کجا می‌روید سرداران؟ اُحُد را رها کرده و غنیمتِ جمع می‌کنید؟

۵. یاد من باشد از آن روز، از آن جاده‌ی سرد
و صدایی که چنین گفت: برادر برگرد!



حسین دهباشی


#فرهیختگان
گرامی داشت نوزدهمین سال روز درگذشت دکتر یدالله سحابی

رازگشایی از قرآن به کمک دانش‌های جدید

علی اشرف فتحی

🔹 سال ۱۳۴۶ دکتر یدالله سحابی به‌تازگی از زندان و تبعید چهار ساله رها شده بود. او که از پیشگامان دانش زمین‌شناسی در ایران بود، دغدغه سازگاری دین و دانش روز را داشت. در نخستین ماه‌های آزادی کتاب اثرگذار «خلقت انسان» را منتشر کرد و نقل محافل دینی و فکری شد. وی در مقدمه «خلقت انسان» نوشت:
«منظور ما در این کتاب، مطالعه در آیات قرآن از نظر خلقت انسان و موجودات زنده با استفاده از نتایج علمی تکاملی روز می‌باشد و همان‌طور که در مقدمه نشریه قرآن و تکامل متذکر شده‌ایم، اگر در بررسی و تفسیر آیات الهی اطلاعات و نتایج مسلمه علمی را نیز به عنوان مفتاح [:کلید] به کار ببریم، حقایق تازه‌ای از منبع پر فیض قرآن برای ما جلوه می‌کند که هم بینش ما را به گوشه‌ای از دستگاه بی‌انتهای کائنات زیادتر می‌کند و هم خضوع و ایمان ما را نسبت به آفریدگار دانا و توانای آن بیشتر و محکم‌تر می‌سازد» (ص۷ از چاپ سوم کتاب).

🔹نیمه اول این کتاب ۲۱۴ صفحه‌ای به ارائه شواهد علمی در دفاع از نظریه تکامل می‌پردازد و نیمه دوم آن نیز نگاه قرآن به خلقت انسان را بررسی کرده است. به باور دکتر سحابی نه تنها باور مرسوم ما درباره خلقت انسان متأثر از کتب غیر اسلامی است و ریشه در قرآن ندارد، بلکه «قرآن درباره سلسله موجودات ذی‌حیات، تصریحات متعددی دارد که علم امروز پس از تلاش‌ها و تجربه‌ها به همان نتیجه رسیده است»(ص۱۰).

🔹تلاش سحابی برای تفکیک اسرائیلیات از قرآن (ص۱۰۲) در کنار این‌که نسبت دادن نظریات غیر علمی از جمله جدا بودن کامل تبار انسان از سایر مخلوقات را «خلاف شأن قرآن» می‌دانست، نشان از باور عمیق او به دقت یافته‌های دانش روز داشت. او حتی تولد عیسی مسیح(ع) از مریم(س) را با علم روز تبیین می‌کرد و آن را حاصل نرمادگی یا بکرزایی برخی موجودات (Hermaphroditism) دانست (ص۱۵۹). این نگاه و رویکرد او بی‌شباهت به شیوه همفکر و هم‌بندش مرحوم آیت‌الله طالقانی نبود که در این کتابش از آرای او نیز یاد کرده است (ص۱۳۷).

🔹 اما نگاه او به اعتبار و اهمیت قرآن فراتر بود و می‌گفت: «قرآن تنها کتاب آسمانی دست‌نخورده‌ای است که در دست بشر باقی مانده و مندرجاتش جز بر علم و حقیقت و مصلحت مبتنی نیست»(ص۱۰۲).

🔹او با «رازگشایی از قرآن به کمک دانش روز» به این نتیجه رسیده بود که «ناموس کلی آفرینش؛ آمادگی و تکامل تدریجی» است (ص۱۵۶) و حضرت آدم نیز نه اولین انسان، بلکه نخستین انسان اندیشمند و «مبدأ بصیرت بشری است و برگزیدگی او بزرگ‌ترین واقعه در آفرینش کائنات و تاریخ تکامل سلسله موجودات است»(ص۱۷۲).

🔹انتشار این کتاب؛ همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شد جنجالی در محافل دینی برانگیخت و اگر همزمان با گسترش استبداد سیاسی و شروع مبارزات مسلحانه نمی‌شد، ابعاد این جنجال بسیار گسترش می‌یافت و ثمربخش‌تر می‌شد. اگرچه مرحوم آیت‌الله علی مشکینی کتابچه‌ای در تأیید کتاب سحابی نگاشت، ولی علامه طباطبایی که رفاقت نزدیکی با دکتر سحابی داشت، در اواخر جلد ۱۶ المیزان گفتاری با عنوان «کلام فی کینونة الانسان الاولی» یعنی «سخنی درباره آفرینش نخستین انسان» آورد و به نقد سحابی و دفاع از نظریه سنتی پرداخت. سحابی نیز در چاپ سوم کتابش در سال ۱۳۴۶ صفحات پایانی کتاب را به پاسخ‌های خود به نقد علامه اختصاص داد.

🔹کتاب مهم سحابی به دلیل بی‌توجهی به بخش وسیعی از میراث اسلامی (یعنی روایات پیامبر و اهل بیت) ذیل آثار قرآن‌گرایان تعریف می‌شود و رد پای تاثیرپذیری از نگاه شریعت سنگلجی در آن مشهود است؛ هم‌او که سحابی و بازرگان در جوانی به شرکت در جلسات قرآنی او علاقه داشتند. اما نمی‌توان منکر جایگاه مهم این کتاب در تقویت جریان نواندیشی دینی شد که آرمان سازگاری میان دین و علوم مدرن را پیگیری می‌کردند. همچنین در زمانه تحقیر دین از سوی مارکسیست‌ها تألیف کتابی در دفاع عقلانی از دین با زبان و روش مطلوب علم مدرن، امتیاز بزرگی برای جوانان مذهبی نیم قرن پیش محسوب می‌شد.

🔹در دنیای امروز که تکامل یا فرگشت، سیطره خود را بر علوم مختلف گسترش داده و مقتدرانه به حیات خود ادامه می‌دهد، فرگشت الهی (Theistic evolution) نیز به عنوان راه‌حل آشتی دین و این نظریه مطرح شده و هوادارانی دارد. این همان راهی است که نیم قرن پیش سحابی در ایران آغاز کرد تا مانع از کم‌سو شدن چراغ اسلام در عصر علم شود. با این حال؛ جای خالی یک پژوهش جدید حس می‌شود که هم دستاوردهای تازه علمی را در نظر بگیرد و هم میراث اسلامی را به صورت جدی‌تر و کامل‌تری به کمک دانش‌های زبانی مورد استناد قرار دهد. این پژوهش می‌تواند راه دشواری را که سحابی و دوستانش آغاز کردند با قوت و دقت به پیش ببرد.
از ایران فردا

https://bit.ly/322TJdv



#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
Forwarded from نگاه آفتاب
💢بحثی در معنویت و اندیشه‌های مولانا با نگاهی بر فصلنامه ‌نگاه آفتاب

"به اهتمام موسسه سروش مولانا"

🔰نشست نخست با حضور:
محمد مهدی مجاهدی و اردشیر منصوری

📆 زمان: سه‌شنبه، ٢۴ فروردین ١۴٠٠
⌛️ساعت: ٢٠:٣٠ به وقت ایران

🌀 پخش زنده از اینستاگرام نگاه آفتاب👇

https://www.instagram.com/negaheaftab

#نگاه_آفتاب
#مجله_نگاه_آفتاب
#فصلنامه_نگاه_آفتاب
#مولانا
#سروش_مولانا
#محمد_مهدی_مجاهدی
#اردشیر_منصوری


@Negahe_Aftab
@sorooshemewlana
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای کفش کار تو
بر فرق این همه سالوس مدعی
وی خاک پای تو
بر چهره سیاه تبهکار دین فروش
ای درد تو
بر جان فاسد بیدرد خرقه پوش
آرام تر بخوان
با دستهای کوچکت او را صدا بزن
شاید که درد مردم این شهر بی فروغ
در سجده گاه تو
درمان شود عزیز

#فرهیختگان
تاریخ نان در ایران

از صدها سال پیش از میلاد مسیح، نان در ایران قوت غالب فقیر و غنی بوده است. آرد گندمِ خالصِ مرغوب، سهم دارندگان بوده و آرد جو، آرد ارزن و آرد ذرت و... سهم تهیدستان. طبقۀ متوسط هم فراخور وسع، آرد گندم را به آردهای ارزان آمیخته، به آنچه داشته ساخته و با سیلی صورت خودش را سرخ نگه‌داشته‌است.
کتاب خواندنی «تاریخ نان در ایران»، نوشتۀ ویلم فلور (متولد ۱۹۴۲ م) ایران‌شناس مشهور هلندی، داستان نان است از آغاز پیدایی‌اش در روزگاران دور تا قرن اخیر. از روزی که انسان خمیر فطیرِ ورنیامده را با دست شکل داد و روی سنگ داغ و زیر خاکستر پخت تا روزی که با آزمون‌وخطا و تجربه، خمیرترش و مخمّر را شناخت و با به‌کار بردنش نان را ملایم و قابل خوردن کرد، تا قرن‌ها بعدش که سنگک دوآتشۀ طلایی را از روی سنگریزه‌های تنورهای بزرگ، معطّر و ترد و برشته، به مثابه اثری هنری برداشت و نشان داد و به قشنگی‌های دنیا افزود.
ویلم فلور از ترکیب انواع آرد برای پخت نان می‌گوید. از این که ایرانیان در روزگار تنگدستی و نداری و قحطی از بلوط و نخود و برنج و بذر کنف و گلسنگ تا هستۀ خرما و میوۀ خشکیده و حتی ماهی! آرد ساخته و نان پخته‌اند. او از انواع نان و روش‌های پخت آن گفته، از پیدایش تدریجی نانوایی، همچنین از نحوۀ فروش نان و از تنور نانوایان از دیروز تا عصر ما گفته است. ولی فصلی که بیشتر چشم مرا گرفت بخشی است که به ابعاد معنوی نان در زندگی ایرانیان پرداخته. به ارزش نان و جایگاهش در فرهنگ ایرانی. این که نان برکت و عضو ثابت سفرۀ ایرانی بوده. این که ندارترین ایرانیان هنگام بیماری و سختی و مصیبت برای رفع بلا نان به دیگرمردمان داده‌اند. این که در مراسم عروسی نان سر سفرۀ عقد می‌گذاشته‌اند. هنگام بستن پیمان، با هم نان می‌شکسته‌اند و با نان خوردن عهدشان را استوار می‌کرده‌اند و این که چندان نان را مقدّس می‌دانسته‌اند که به آن سوگند می‌خورده‌اند و به عنوان حرز در گهوارۀ نوزاد می‌گذاشته‌اند.


کتاب را خواندم و تمام ضرب‌المثل‌هایی که با نان شنیده‌ام به یاد آوردم. یادم آمد این همه ضرب‌المثلی که با نان ساخته شده اهمیت آن را در فرهنگ ایرانی نمایان می‌کند. یادم آمد که یک ایرانی نجیب اگر نان خورد نمکدان نمی‌شکند. نان کسی را نمی‌بُرد و آجر نمی‌کند. یادم آمد یک ایرانی راست و درست، نان از عمل خویش می‌خورد و منت حاتم طایی نمی‌برد. نان بازو می‌خورد و نان به نرخ روز نمی‌خورد. یادم آمد نفرین ما ایرانیان وقتی زورمان نمی‌رسد یقۀ ستمکار را بگیریم این است که الهی نان سواره باشد و تو پیاده، و الهی خدا نانت بدهد و دندانت ندهد. یادم آمد که بچه زرنگ‌ها تا تنور داغ است نان را می‌چسبانند و نانشان در روغن است. و یادم آمد فکر نان باشم که خربزه آب است! هرچند هرآنکس که دندان دهد نان دهد.
و بیت حافظ را به یاد آوردم که می‌گوید؛

ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما...


«تاریخ نان در ایران» را صبا کارخیزان ترجمه و بنفشه دادفر ویرایش کرده است. در حدی که دیدم نثر ترجمه نثری متوسط و مفهوم است و لذّت را پس نمی‌زند. کتاب در سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات ایران‌شناسی چاپ و منتشر شده است.

https://t.me/arshivefarhikhtegan/519

عاطفه طیه

#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
رمضان و‌ آیین‌هایش:
کم‌فروغ‌شدن جشن‌های دینی در سایه‌ی برجسته‌شدن فرهنگ سوگواری

در فرهنگ مناسکی مسلمانان، رمضان جایگاه ویژه‌ای دارد و مهم‌ترین و طولانی‌ترین دوره جشن آیینی محسوب می‌شود. این آیین‌ها از یکی دو روز مانده به آغاز ماه مبارک و با آیین‌های پیشوازواستقبال آغاز شده و درطول ماه به‌خصوص شب‌ها ادامه می‌یابد تا نیمه‌ی رمضان و لیالی قدر و نهایتاً‌ به روزهای عید فطر یا «بایرام کوچک» ختم می‌شود. اطعام دیگران، برپایی ضیافت‌های افطار، موسیقی‌های شاد و جشن‌های شبانه این ماه را به فستیوال یک‌ماهه‌ی جشن برای مسلمانان تبدیل کرده است.فستیوالی جذاب پر از رنگ، موسیقی، بازی، خوراک و... در مناطق مختلف ایران نیز رمضان فرهنگ آیینی خاص خود را داشته است. آیین‌هایی که موسیقی عنصر مرکزی آن‌هاست.به‌گونه‌ای که «موسیقی رمضان» را می‌توان شاخه‌ای از موسیقی مذهبی دانست.همچنین کودکان و زنان در این آئین‌ها نقش ویژه‌ای دارند.ازجمله‌ی آیین‌های سنتی رمضان در مناطق مختلف ایران، نقاره‌زنی، نوبت‌زنی، سحرخوانی، مناجات‌خوانی، قنبرخوانی، نادعلی‌خوانی، گلدسته‌خوانی، طبل‌زنی، دهل‌زنی، کمچلی‌زدن، کوله‌مرجان، کلیدزنی، هوم‌بابایی (هوربابایی)، کلوخ‌اندازان، الله‌رمضونی، گری‌گشو و الم ترانی را می‌توان نام برد.این آیین‌ها امروزه و متأثر از مجموعه تغییرات اجتماعی، کم‌رنگ شده و بعضاً به فراموشی سپرده شده‌اند یا برگزاری آن‌ها منحصر به شهرهای کوچک و روستاها شده است. در فرهنگ شهری، کمتر نشانی از آن‌ها می‌توان جست.یکی از دلایل کم‌فروغ‌شدن جشن‌های رمضانی در ایران، برجسته‌شدن عزاداری شهادت امام‌علی و تسری فرهنگ سوگ به همه‌ی شب‌های احیا در دوره‌ی معاصر است. به‌‌گونه‌ای که عملاً یک دهه از این ماه به عزاداری اختصاص یافته است. در سال‌های اخیر و با افزوده‌شدن مناسبت‌ 10 رمضان به‌عنوان وفات حضرت خدیجه به تقویم مناسکی، گستره‌ی سوگواری در این ماه بیشتر شده است.حال‌آن‌که گزارش‌های تاریخی ازجمله سفرنامه‌های اروپاییان نشان می‌دهد تا پیش از دوره‌ی معاصر، در ایران نیز مانند دیگر جوامع اسلامی، در رمضان فرهنگ جشن و شادی غلبه داشته و عزاداری امام‌علی منحصر به روز شهادت و نهایتا دو روز قبل از آن (ضربت‌خوردن امام) بوده است.

محسن حسام مظاهری

#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی

پیش از شما
به‌سان شما
بی‌شمارها
با تار عنکبوت نوشتند روی باد
«کین دولت خجسته‌ی جاوید زنده باد!»

شفیعی کدکنی



جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
غوغای ستارگان


شعری از کریم فکور
رهبر ارکستر: آرش فولادوند
روزنامه جمهوری اسلامی: با خرابکاری هایی که اسرائیل انجام داده، دستگاههای اطلاعاتی کشور باید بازبینی شوند

حوادث تلخ ماه‌های اخیر که دو انفجار در تأسیسات هسته‌ای نطنز و شهادت محسن فخری‌زاده مشخصاً در رأس آنها قرار دارند و همگی توسط رژیم صهیونیستی انجام شده‌اند، نشان‌دهنده ضایعات بزرگی هستند که در اثر مشغول بودن مسئولان و دستگاه‌های مختلف و متولیان آنها به جنگ قدرت، فرصت به وقوع پیوستن یافته‌اند.

اکنون بعد از ضربه سوم وارد شده توسط رژیم صهیونیستی به کشورمان در مدت کوتاه چند ماه اخیر اگر قرار است به خود بیائیم، باید دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی خود را مورد بازبینی جدی قرار دهیم و منافذی که دشمن توانسته از آنها رخنه کند را پیدا کنیم و مسدود نمائیم.

ما نه‌تنها چنین نمی‌کنیم، بلکه امکانات و هزینه‌های فراوانی را صرف ساختن مجموعه‌های تلویزیونی برای قدرتمند نشان دادن خودمان در زمینه‌های اطلاعاتی و امنیتی و متهم ساختن مسئولین کشور خودمان به جاسوسی و عامل نفوذی دشمنان بودن می‌کنیم.


#فرهیختگان
بقای فقر، نابرابری و توسعه نیافتگی

سعید مدنی


🔹همه چیز محتمل است و هیچ چیز روشن نیست. این تصویری است از انتخابات ۱۴۰۰، پس نظام، اصولگرایان و اصلاح طلبان ما را به چه دعوت می‌کنند؟ بر سر سفره‌ای که چیده نشده، مگر میهمان دعوت می‌کنند؟

🔹نظام خواستار مشارکت حداکثری است اما هنوز روشن نکرده مشارکت در چه انتخاباتی؟

🔹انتخابات یک نفره، دو نفره، سه نفره یا چندین و چند نفره؟ انتخابات برای چه؟ انتخاب پادو، تدارکاتچی، حافظ اجرای قانون اساسی، یا حافظ حقوق مردم؟ انتخابات با چه ضمانتی برای آرا؟ وقتی نظام کارنامه خوبی در هیچیک از این مسایل ندارد و امروز هم حاضر نیست پاسخی به این سئوالات دهد، چگونه می‌تواند انتظار داشته باشد دعوت‌اش به مشارکت حداکثری پاسخ مثبت دریافت کند؟ شاید هم اصلا منتظر پاسخ نیست، اتاق تجمیع شاه کلید همه درهای بسته و پاسخی برای همه سئوالات است.

🔹اصلاح طلبان هم پاسخی برای هیچیک از سئوالات بالا ندارند. آنها خود را محکوم به قدم زدن در تاریکی کرده‌اند. از ایده حمایت از "نامزد کاملا اصلاح طلب و به طور نسبی رای آور" تا " نامزد اصول گرای میانه احوال" و حتی "نظامی کمتر متمایل به سرکوب و داغ و درفش" همه می‌توانند در فهرست گزینه‌های اصلاح‌طلبان قرار گیرند. منطق بد و بدتر تا انتخاب بین سطح و قعر جهنم می‌تواند ادامه پیدا کند.

تاکنون نشنیده‌ام اصلاح طلبان شروطی برای شرکت در انتخابات تعیین کنند. آنها ماهیت انتخابات را قابل بحث نمی‌دانند و آن را به نظام سپرده‌اند و تنها به مناسک انتخابات می‌اندیشند. پس اصلاح‌طلبان چرا دعوت به مشارکت در انتخاباتی می‌کنند که خود نیز نمی‌دانند چگونه برگزار خواهد شد؟

پاسخ فائزه هاشمی در این زمینه جای تامل جدی دارد: "اصلاح طلبان....استراتژی بقا را دنبال می‌کنند. هدف‌، ماندن در کنار قدرت است و عدم شرکت در انتخابات به معنای مغضوب‌شدن بیشتر است. تفاوتی نمی‌کند اصلاح‌طلبان برنده شوند یا خیر، باز همین عملکرد ادامه می‌یابد. "هم او در جای دیگر میگوید: "حتی در احزاب و جریانات سیاسی خودشان(اصلاح طلبان)، هدف حفظ خود در کنار نظام است، به داخل نظام که عمدتا راهشان نمی‌دهند. "

بقا به معنای حفظ نیروی سیاسی و تداوم حیات آن در صحنه فعالیت سیاسی یا غیر آن بی تردید از اهمیت بسیار برخوردار است و البته مشروط به اصولی مثل حفظ منافع ملی، مصالح عموم مردم و توسعه. اینها ضرورت وجودی یک نیروی سیاسی ملی و مردمی است. اگر قرار باشد نیروی سیاسی فارغ از نتایج و پیامدهای تصمیماتش بر زندگی و رفاه و معیشت مردم ، سلامت عمومی و خیر جمعی عمل کند در آن صورت حزب و گروه چیزی جز دکان و حجره کف بازار نیست. اگر اصرار بر تداوم استراتژی بقا در نظام سیاسی و حاکمیت در تعارض با الزامات ملی و مردمی قرار گیرد، آیا می توان بر تداوم آن اصرار ورزید؟

درآمد سرانه مردم ایران در فاصله سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۸ حدود ۳۰ درصد کاهش داشته است. متوسط سرانه سرمایه‌گذاری در همین فاصله حدود۸۰ درصد کاهش یافته است. سرانه مصرف واقعی دولت ۶۰ درصد کاهش شدید داشته؛ یعنی کیفیت و کمیت خدمات دولت کاهش پیدا کرده است. چرا باید چشم بر این روند مایوس کننده بست و سرنوشت ایران و ایرانیان را به فراموشی سپرد و مسئولیت خود را در این روند نادیده گرفت و باز هم به استراتژی بقا آویزان شد؟ اصلا تداوم این روند با یا بدون اصلاح طلبان امکان بقا دارد؟/ ایران‌فردا


#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
🔴آن دست های لرزانِ نیرومند!
🔸متنی به یاد شادروان دکتر یدالله سحابی

نوید بازرگان
ایران‌فردا

🔹اردیبهشت سال هزارو سیصد و هشتاد است .نشسته ام در هال کوچکی، میان اتاق پذیرایی و آشپزخانه ، منتظر که دکتر سحابی را ببینم. آسمان بهاری و گرفته آرام آرام دارد از گوشه ای پوستین سرد و نمناکش را – بقول اخوان – کنار می زند و گریبان روشن و نیلی خود را رفته رفته آشکار می کند . درِ اتاقِ پذیرایی باز است . خلوت و تمیز . گویی قرار بوده با کمترین وسایل ، منزلی را تجهیز کنند . دُرّه خانم از اتاق می رسند و خبر می دهند که دکتر می خواهند همینجا در اتاق صحبت کنیم. حالا من اینجا ام . در اتاقی با پنجره ای بزرگ رو به باغ سفارت روسیه و شعاعی از نور روز که اُریب به داخل می ریزد. دکتر لب تخت نشسته اند لباس پوشیده و مرتب . با پیراهنی سپید و تمیز و به عادت همیشه با یقه هایی بسته ، و شلواری خاکستری که تا بالاترین حد ، به مدد کمر بند ی چرمی لباس را تنگ در خود گرفته است. احساس میکنم بیش از گذشته تکیده شده اند . سرشان را به راست خم میکنند به طوریکه در زاویه ی خاصی از پشت آن عینکِ ته استکا نی مرا بهتر ببینند. سپس دهان به آرامی به خنده باز می شود و مر ا در آغوش می گیرند

- معطل شدی بابا جان ؟ اسباب زحمتت شد..
- - این چه حرفیه آقای دکتر ! با کمال میل آمدم .
- نامه را دیدی بابا جان ؟
- بله آقای دکتر من ایرادی ندیدم یکی دوجا اصلاحات سجاوندی داشت که انجام دادم

🔹نامه را می گیرند و با همان دقت همیشگی دوباره مرور می کنند . موهای کوتاه ، بدقت اصلاح شده و هنوز پر پشت در زیر نور آفتاب سپید تر از همیشه می درخشد . انگشتان کشیده و ظریفش روی کاغذ نامه خطوط را دنبال می کنند.

🔹او را از بالا نگاه می کنم و لحظه ای گویی از گردونه ی زمان خارج می شوم. سلوک او هر لحظه پدرم را تداعی میکند . از کودکی همیشه این دو را با هم دیده ام. در سفر و حضر ، در تاسیس و شراکت و در ضیافت و زندان !. پدرم اکنون هفت سال است که این دوست قدیمی را ترک گفته است. آنها ، اولین بار ، شاید حدود هفتاد سال پیش یکدیگر را در عرشه ی یک کشتی که از فرانسه به ایران می آمده دیده اند. دکتر سحابی دو جوان دانشجو را می بیند که در عرشه ی کشتی در گوشه ای به نماز مشغول اند . در روزگار دین گریزی ، این صحنه ، مِهری دراو بر می انگیزد. جلو می رود و گفتگو می کند . رشته ی رفاقتی بی گسست میان آن سه تن - مهندس بازرگان ، دکتر محمد قریب و دکتر سحابی - در اینجا از عرشه ی کشتی تا منتهای عرصه ی زندگی شکل می گیرد . ..

🔹صدای دکتر که سطرهایی از نامه را به نیت اطمینان از استحکام متن ِ آن ، بلند می خوانند مرا از گذشته به حال می آورد:

🔺 " تشکیل دادگاه دربسته ، بدون حضور هیئت منصفه در حالی که برخی متهمین از زندان تحت الحفظ ماموران امنیتی به دادگاه آمده ، امکان مشاوره و بررسی دقیق پرونده با وکیل خود را نیافته اند ، نه تنها خلاف قانون و موجب تضییق حق متهمین است بلکه اعتبار و آبروی قوه ی قضائیه را مخدوش کرده ،آراء صادره را نزد افکار عمومی و وجدان های بیدار از درجه اعتبار ساقط خواهد ساخت.

🔺 متاسفانه اینجانب در بستر بیماری بوده ضعف کهولت اجازه نداد تا همدوش سایر همفکران ام در این دادگاه حضور یافته محاکمه حزبی را که چهل سال پیش به نیت خیر و اصلاح و تقویت نظامی مبتنی بر عدل و انصاف تاسیس کردیم ، با تاسف شاهد باشم..."

🔹سکوت می کند و سر را به تاسف تکان می دهد. نگران یاران زندانی است . نامه ای به قوه ی قضاییه و نامه ای به رهبر به امید تجدید نظر و رعایت انصاف نوشته است. اندک زمانی از تحصن او در مجلس برای اعتراض به وضعیت فرزندش مهندس عزت الله سحابی در سلول انفرادی نمی گذرد و اکنون رهایی یارانش را دست به قلم شده است.

🔹به دست هایش می نگرم که لرزان و مرتعش نامه را نزدیک دیدگان نگاهداشته است. این همان دست ها ست که کتاب "خلقت انسان" و "قرآن و تکامل" را نوشته است ، همان که اساسنامه ی مدارس کمال و کوثر را امضا کرده ، همان دستها که پیش نویس قانون اساسی را و ده ها اطلاعیه و نامه ی سرگشاده را در مخالفت با ادامه ی جنگ ایران و عراق ، در اعتراض به برنامه هویت صدا و سیما و قتل های زنجیره ای و زندانی شدن فعالان سیاسی و حوادث کوی دانشگاه نوشته است همان دست ها که مصدق را غسل داده و بر پیکر او و بازرگان تکبیرِ نماز گفته است .

🔹قامت خمیده اش اکنون مرا به یاد حضور سرافرازش در نهضت مقاومت ملی یا در دادگاه سران نهضت آزادی می اندازد. در ملاقات زندان قصر از پشت دو ردیف میله ها و تبعید گاه برازجان . یاد حضورش در دادگاه امیر انتظام می افتم ...

دکتر می پرسند :
- خودت نامه ها را میرسانی ؟
- حتما ، چشم .

🔹 با دست هایی لرزان نامه را امضا میکند و به من می سپارد.
ادامه در instant view :
https://bit.ly/3g5A1WB

#فرهیختگان
قرآن و بافتار بایبلی آن: نسبت متن قرآن با متون بایبلی‌ و پسابایبلی چیست؟

معرفی منابع

📌 بازمعرفیِ مجموعه‌‌یادداشت‌های ویژه‌ی ماه رمضان، برگرفته از کتاب «قرآن و بایبل: متن و تفسیر» نوشته‌ی گابرییِل سعید رِینولدز


🔻 در ماه رمضانِ سال گذشته (یعنی رمضان ۱۳۹۹ خورشیدی / ۱۴۴۱ هجری) هر روز درباره‌ی ارتباط بینامتنیِ قرآن با متون بایبلی و پسابایبلی در قالب ارائه‌ی ارجاعاتی از قرآن به زیرمتن‌های بایبلی‌اش در شبکه‌ی عنقاء یادداشت‌هایی نوشتم؛ با این امید که این بررسی تطبیقی، هرچند بسیار ساده و کوتاه، در درک ما از نحوه‌ی شکل‌گیری متن قرآن در بافتار برجامانده از فرهنگ و متون بایبلی و پسابایبلی، و شناخت بهتر ما از گفت‌وگوی قرآن با آن متون یا وام‌گیری قرآن به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از آن منابع مؤثر باشد.

🔻 منبع اصلی من برای آن یادداشت‌ها کتاب «قرآن و بایبل: متن و تفسیر» نوشته‌ی گابریل سعید رینولدز بود، هرچند در مواردی از منابع دیگر در همین حوزه‌ی مطالعاتی و پژوهشی نیز استفاده کردم و تحلیل‌هایی نیز بر متن افزودم.

🔅 در ماه رمضان امسال (۱۴۰۰ خورشیدی / ۱۴۴۲ هجری) آن یادداشت‌ها را در عنقاء بازنشر خواهم کرد و مطالبی نیز به آن‌ها خواهم افزود.

🔻 در سراسر این مجموعه یادداشت‌ها، ترجمه‌ی فارسی آیه‌های قرآن از محمدمهدی فولادوند است. ترجمه‌ی فارسی متون بایبلی از پیروز سیّار است که با [پ.س.] مشخص می‌شوند. اگر ترجمه‌ی پیروز سیار از آن متون منتشر نشده باشد از ترجمه‌ی فارسی کتاب مقدس موسوم به «ترجمه‌ی قدیمی» استفاده می‌کنم که با [ت.ق.] مشخص می‌شوند. در مواردی که آن متون تاکنون به فارسی ترجمه نشده باشند (که بیشترِ متون پسابایبلی چنین‌اند) ترجمه از زهیر میرکریمی است و با [ز.م.] مشخص می‌شوند.

زهیر میرکریمی


#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
لایوهای رمضانی
با حضور متفکران و اندیشمندان

هرشب ساعت ۲۱ به مدت سی‌دقیقه

از صفحه اینستاگرام دین آنلاین:
instagram.com/dinonline

1-روزه در نهج البلاغه - سید محمد مهدی جعفری
2-دین و تجدد در اندیشه داود فیرحی- سید علی میرموسوی
3-نیایش در الهیات مسیحیت- مسعود رهبری
4-نگاهی به مبانی و دیدگاههای فقهی آیت الله صانعی- سید ضیاء مرتضوی
5-عدالت، فلسفه ولایت- سید جواد ورعی
6-دین شناسی رضا بابایی- حسن محدثی
7-معرفی کتاب خدا و الحاد جدید- علی شهبازی
8-زن در اسلام، زن در تاریخ اسلام- نفیسه مرادی
9-نسبت نبوت و حکومت در قرآن- مهدی مهریزی
10-قرآن پژوهی در غرب- اعظم پویا
11-دوستی به مثابه امر سیاسی در منطق علوی- احمد اسلامی
12-روزه به مثابه مراقبه- حامد ناجی اصفهانی
13-سید هادی خسروشاهی و تقریب مذاهب- حجت الله جودکی
14-زن و زنانگی در قرآن- نعیمه پورمحمدی
15-از روزهای بی قدر تا شب های قدر -علی زمانیان
16-مفهوم واژه دین در قرآن- علی طهماسبی
17-امکان سنجی سیاست به مثابه کرامت- محمد جعفر امیر محلاتی
18-قرآن چه سخنی برای انسان معاصر دارد؟- سید محمد علی ایازی
19-روزه در متون کهن عرفانی- پرویز عباسی داکانی
20-روزه از حکم شرعی تا سلوک معنوی - سروش دباغ
21-روزه از منظر محمد غزالی- محمد سوری
22-فرد و جامعه در رویکرد اخلاقی قرآن- مهراب صادق نیا
23-معرفی و بررسی کتاب رویای فهم متن -محسن آرمین
24-روزه از منظر محی الدین ابن عربی -سعید رحیمیان
25-از ریشه های ابراهیمی روزه چه می توان آموخت؟- یاسر میردامادی
26-عدالت سیاسی و جانبداری دینی- محمد مهدی مجاهدی
27-معنای سیاسی- اجتماعی عبادت در اسلام- امین رضا نوشین
28-معنای عید در سپهر رمضان- مهدیه کسایی زاده




#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
‍ ‍ ‍ ‍ 🔰 پرونده‌ای برای «طباطبایی»


سخنی درباره ایرانشهری - موسی غنی نژاد
https://t.me/ghaninejad_mousa/157


جلسات پرسش‌وپاسخ‌ با ابراهیم صحافی با موضوع «دستگاه نظری جواد طباطبایی» - ابراهیم صحافی و رامين البرزی

جلسه اول - بخش اول
https://t.me/BoomrangInstitute/323

جلسه اول - بخش دوم
https://t.me/BoomrangInstitute/337

جلسه دوم - بخش اول
https://t.me/BoomrangInstitute/383

جلسه دوم- بخش دوم
https://t.me/BoomrangInstitute/369

جلسه سوم- بخش اول
https://t.me/BoomrangInstitute/428

جلسه سوم- بخش دوم
https://t.me/BoomrangInstitute/447


طباطبایی و هایک: نقاط اشتراک و افتراق» - ابراهیم صحافی - بخش اول
https://t.me/BoomrangInstitute/395


قانون، سنت و ملت در اندیشه جواد طباطبایی - توضیحی مبتنی بر رویکرد فردریش فون هایک به قانون - آرش آزادی
https://t.me/BoomrangInstitute/245


درباره «تجددخواهی و تصلب سنت در ایران»/ برداشت و تلخیص از کتاب «تاملی درباره ایران»، جلد دوم: «نظریه حکومت قانون در ایران»، بخش نخست: «مکتب تبریز و مبانی تجددخواهی»/ اثر جواد طباطبایی - برداشت اصلان علی عباسی
https://t.me/BoomrangInstitute/168


مروری بر پیش‌گفتار کتاب «تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» - نوشته جواد طباطبایی - علیرضا زیاری
https://t.me/BoomrangInstitute/153


خلاصه کتاب «تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» اثر سید جواد طباطبایی - شلاله صحافی - جلسه اول و دوم.
https://t.me/BoomrangInstitute/84


فریادهای ناشی از پی‌بردن به بی‌چیزی و بی‌هویتی (در نقد نوشتار محمد قائد) - محمد محبی، قسمت اول و قسمت دوم
https://t.me/ghaninejad_mousa/244
https://t.me/ghaninejad_mousa/245


#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی