فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
Forwarded from نگاه آفتاب
💢بحثی در معنویت و اندیشه‌های مولانا با نگاهی بر فصلنامه ‌نگاه آفتاب

"به اهتمام موسسه سروش مولانا"

🔰نشست نخست با حضور:
محمد مهدی مجاهدی و اردشیر منصوری

📆 زمان: سه‌شنبه، ٢۴ فروردین ١۴٠٠
⌛️ساعت: ٢٠:٣٠ به وقت ایران

🌀 پخش زنده از اینستاگرام نگاه آفتاب👇

https://www.instagram.com/negaheaftab

#نگاه_آفتاب
#مجله_نگاه_آفتاب
#فصلنامه_نگاه_آفتاب
#مولانا
#سروش_مولانا
#محمد_مهدی_مجاهدی
#اردشیر_منصوری


@Negahe_Aftab
@sorooshemewlana
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای کفش کار تو
بر فرق این همه سالوس مدعی
وی خاک پای تو
بر چهره سیاه تبهکار دین فروش
ای درد تو
بر جان فاسد بیدرد خرقه پوش
آرام تر بخوان
با دستهای کوچکت او را صدا بزن
شاید که درد مردم این شهر بی فروغ
در سجده گاه تو
درمان شود عزیز

#فرهیختگان
تاریخ نان در ایران

از صدها سال پیش از میلاد مسیح، نان در ایران قوت غالب فقیر و غنی بوده است. آرد گندمِ خالصِ مرغوب، سهم دارندگان بوده و آرد جو، آرد ارزن و آرد ذرت و... سهم تهیدستان. طبقۀ متوسط هم فراخور وسع، آرد گندم را به آردهای ارزان آمیخته، به آنچه داشته ساخته و با سیلی صورت خودش را سرخ نگه‌داشته‌است.
کتاب خواندنی «تاریخ نان در ایران»، نوشتۀ ویلم فلور (متولد ۱۹۴۲ م) ایران‌شناس مشهور هلندی، داستان نان است از آغاز پیدایی‌اش در روزگاران دور تا قرن اخیر. از روزی که انسان خمیر فطیرِ ورنیامده را با دست شکل داد و روی سنگ داغ و زیر خاکستر پخت تا روزی که با آزمون‌وخطا و تجربه، خمیرترش و مخمّر را شناخت و با به‌کار بردنش نان را ملایم و قابل خوردن کرد، تا قرن‌ها بعدش که سنگک دوآتشۀ طلایی را از روی سنگریزه‌های تنورهای بزرگ، معطّر و ترد و برشته، به مثابه اثری هنری برداشت و نشان داد و به قشنگی‌های دنیا افزود.
ویلم فلور از ترکیب انواع آرد برای پخت نان می‌گوید. از این که ایرانیان در روزگار تنگدستی و نداری و قحطی از بلوط و نخود و برنج و بذر کنف و گلسنگ تا هستۀ خرما و میوۀ خشکیده و حتی ماهی! آرد ساخته و نان پخته‌اند. او از انواع نان و روش‌های پخت آن گفته، از پیدایش تدریجی نانوایی، همچنین از نحوۀ فروش نان و از تنور نانوایان از دیروز تا عصر ما گفته است. ولی فصلی که بیشتر چشم مرا گرفت بخشی است که به ابعاد معنوی نان در زندگی ایرانیان پرداخته. به ارزش نان و جایگاهش در فرهنگ ایرانی. این که نان برکت و عضو ثابت سفرۀ ایرانی بوده. این که ندارترین ایرانیان هنگام بیماری و سختی و مصیبت برای رفع بلا نان به دیگرمردمان داده‌اند. این که در مراسم عروسی نان سر سفرۀ عقد می‌گذاشته‌اند. هنگام بستن پیمان، با هم نان می‌شکسته‌اند و با نان خوردن عهدشان را استوار می‌کرده‌اند و این که چندان نان را مقدّس می‌دانسته‌اند که به آن سوگند می‌خورده‌اند و به عنوان حرز در گهوارۀ نوزاد می‌گذاشته‌اند.


کتاب را خواندم و تمام ضرب‌المثل‌هایی که با نان شنیده‌ام به یاد آوردم. یادم آمد این همه ضرب‌المثلی که با نان ساخته شده اهمیت آن را در فرهنگ ایرانی نمایان می‌کند. یادم آمد که یک ایرانی نجیب اگر نان خورد نمکدان نمی‌شکند. نان کسی را نمی‌بُرد و آجر نمی‌کند. یادم آمد یک ایرانی راست و درست، نان از عمل خویش می‌خورد و منت حاتم طایی نمی‌برد. نان بازو می‌خورد و نان به نرخ روز نمی‌خورد. یادم آمد نفرین ما ایرانیان وقتی زورمان نمی‌رسد یقۀ ستمکار را بگیریم این است که الهی نان سواره باشد و تو پیاده، و الهی خدا نانت بدهد و دندانت ندهد. یادم آمد که بچه زرنگ‌ها تا تنور داغ است نان را می‌چسبانند و نانشان در روغن است. و یادم آمد فکر نان باشم که خربزه آب است! هرچند هرآنکس که دندان دهد نان دهد.
و بیت حافظ را به یاد آوردم که می‌گوید؛

ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما...


«تاریخ نان در ایران» را صبا کارخیزان ترجمه و بنفشه دادفر ویرایش کرده است. در حدی که دیدم نثر ترجمه نثری متوسط و مفهوم است و لذّت را پس نمی‌زند. کتاب در سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات ایران‌شناسی چاپ و منتشر شده است.

https://t.me/arshivefarhikhtegan/519

عاطفه طیه

#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
رمضان و‌ آیین‌هایش:
کم‌فروغ‌شدن جشن‌های دینی در سایه‌ی برجسته‌شدن فرهنگ سوگواری

در فرهنگ مناسکی مسلمانان، رمضان جایگاه ویژه‌ای دارد و مهم‌ترین و طولانی‌ترین دوره جشن آیینی محسوب می‌شود. این آیین‌ها از یکی دو روز مانده به آغاز ماه مبارک و با آیین‌های پیشوازواستقبال آغاز شده و درطول ماه به‌خصوص شب‌ها ادامه می‌یابد تا نیمه‌ی رمضان و لیالی قدر و نهایتاً‌ به روزهای عید فطر یا «بایرام کوچک» ختم می‌شود. اطعام دیگران، برپایی ضیافت‌های افطار، موسیقی‌های شاد و جشن‌های شبانه این ماه را به فستیوال یک‌ماهه‌ی جشن برای مسلمانان تبدیل کرده است.فستیوالی جذاب پر از رنگ، موسیقی، بازی، خوراک و... در مناطق مختلف ایران نیز رمضان فرهنگ آیینی خاص خود را داشته است. آیین‌هایی که موسیقی عنصر مرکزی آن‌هاست.به‌گونه‌ای که «موسیقی رمضان» را می‌توان شاخه‌ای از موسیقی مذهبی دانست.همچنین کودکان و زنان در این آئین‌ها نقش ویژه‌ای دارند.ازجمله‌ی آیین‌های سنتی رمضان در مناطق مختلف ایران، نقاره‌زنی، نوبت‌زنی، سحرخوانی، مناجات‌خوانی، قنبرخوانی، نادعلی‌خوانی، گلدسته‌خوانی، طبل‌زنی، دهل‌زنی، کمچلی‌زدن، کوله‌مرجان، کلیدزنی، هوم‌بابایی (هوربابایی)، کلوخ‌اندازان، الله‌رمضونی، گری‌گشو و الم ترانی را می‌توان نام برد.این آیین‌ها امروزه و متأثر از مجموعه تغییرات اجتماعی، کم‌رنگ شده و بعضاً به فراموشی سپرده شده‌اند یا برگزاری آن‌ها منحصر به شهرهای کوچک و روستاها شده است. در فرهنگ شهری، کمتر نشانی از آن‌ها می‌توان جست.یکی از دلایل کم‌فروغ‌شدن جشن‌های رمضانی در ایران، برجسته‌شدن عزاداری شهادت امام‌علی و تسری فرهنگ سوگ به همه‌ی شب‌های احیا در دوره‌ی معاصر است. به‌‌گونه‌ای که عملاً یک دهه از این ماه به عزاداری اختصاص یافته است. در سال‌های اخیر و با افزوده‌شدن مناسبت‌ 10 رمضان به‌عنوان وفات حضرت خدیجه به تقویم مناسکی، گستره‌ی سوگواری در این ماه بیشتر شده است.حال‌آن‌که گزارش‌های تاریخی ازجمله سفرنامه‌های اروپاییان نشان می‌دهد تا پیش از دوره‌ی معاصر، در ایران نیز مانند دیگر جوامع اسلامی، در رمضان فرهنگ جشن و شادی غلبه داشته و عزاداری امام‌علی منحصر به روز شهادت و نهایتا دو روز قبل از آن (ضربت‌خوردن امام) بوده است.

محسن حسام مظاهری

#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی

پیش از شما
به‌سان شما
بی‌شمارها
با تار عنکبوت نوشتند روی باد
«کین دولت خجسته‌ی جاوید زنده باد!»

شفیعی کدکنی



جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
غوغای ستارگان


شعری از کریم فکور
رهبر ارکستر: آرش فولادوند
روزنامه جمهوری اسلامی: با خرابکاری هایی که اسرائیل انجام داده، دستگاههای اطلاعاتی کشور باید بازبینی شوند

حوادث تلخ ماه‌های اخیر که دو انفجار در تأسیسات هسته‌ای نطنز و شهادت محسن فخری‌زاده مشخصاً در رأس آنها قرار دارند و همگی توسط رژیم صهیونیستی انجام شده‌اند، نشان‌دهنده ضایعات بزرگی هستند که در اثر مشغول بودن مسئولان و دستگاه‌های مختلف و متولیان آنها به جنگ قدرت، فرصت به وقوع پیوستن یافته‌اند.

اکنون بعد از ضربه سوم وارد شده توسط رژیم صهیونیستی به کشورمان در مدت کوتاه چند ماه اخیر اگر قرار است به خود بیائیم، باید دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی خود را مورد بازبینی جدی قرار دهیم و منافذی که دشمن توانسته از آنها رخنه کند را پیدا کنیم و مسدود نمائیم.

ما نه‌تنها چنین نمی‌کنیم، بلکه امکانات و هزینه‌های فراوانی را صرف ساختن مجموعه‌های تلویزیونی برای قدرتمند نشان دادن خودمان در زمینه‌های اطلاعاتی و امنیتی و متهم ساختن مسئولین کشور خودمان به جاسوسی و عامل نفوذی دشمنان بودن می‌کنیم.


#فرهیختگان
بقای فقر، نابرابری و توسعه نیافتگی

سعید مدنی


🔹همه چیز محتمل است و هیچ چیز روشن نیست. این تصویری است از انتخابات ۱۴۰۰، پس نظام، اصولگرایان و اصلاح طلبان ما را به چه دعوت می‌کنند؟ بر سر سفره‌ای که چیده نشده، مگر میهمان دعوت می‌کنند؟

🔹نظام خواستار مشارکت حداکثری است اما هنوز روشن نکرده مشارکت در چه انتخاباتی؟

🔹انتخابات یک نفره، دو نفره، سه نفره یا چندین و چند نفره؟ انتخابات برای چه؟ انتخاب پادو، تدارکاتچی، حافظ اجرای قانون اساسی، یا حافظ حقوق مردم؟ انتخابات با چه ضمانتی برای آرا؟ وقتی نظام کارنامه خوبی در هیچیک از این مسایل ندارد و امروز هم حاضر نیست پاسخی به این سئوالات دهد، چگونه می‌تواند انتظار داشته باشد دعوت‌اش به مشارکت حداکثری پاسخ مثبت دریافت کند؟ شاید هم اصلا منتظر پاسخ نیست، اتاق تجمیع شاه کلید همه درهای بسته و پاسخی برای همه سئوالات است.

🔹اصلاح طلبان هم پاسخی برای هیچیک از سئوالات بالا ندارند. آنها خود را محکوم به قدم زدن در تاریکی کرده‌اند. از ایده حمایت از "نامزد کاملا اصلاح طلب و به طور نسبی رای آور" تا " نامزد اصول گرای میانه احوال" و حتی "نظامی کمتر متمایل به سرکوب و داغ و درفش" همه می‌توانند در فهرست گزینه‌های اصلاح‌طلبان قرار گیرند. منطق بد و بدتر تا انتخاب بین سطح و قعر جهنم می‌تواند ادامه پیدا کند.

تاکنون نشنیده‌ام اصلاح طلبان شروطی برای شرکت در انتخابات تعیین کنند. آنها ماهیت انتخابات را قابل بحث نمی‌دانند و آن را به نظام سپرده‌اند و تنها به مناسک انتخابات می‌اندیشند. پس اصلاح‌طلبان چرا دعوت به مشارکت در انتخاباتی می‌کنند که خود نیز نمی‌دانند چگونه برگزار خواهد شد؟

پاسخ فائزه هاشمی در این زمینه جای تامل جدی دارد: "اصلاح طلبان....استراتژی بقا را دنبال می‌کنند. هدف‌، ماندن در کنار قدرت است و عدم شرکت در انتخابات به معنای مغضوب‌شدن بیشتر است. تفاوتی نمی‌کند اصلاح‌طلبان برنده شوند یا خیر، باز همین عملکرد ادامه می‌یابد. "هم او در جای دیگر میگوید: "حتی در احزاب و جریانات سیاسی خودشان(اصلاح طلبان)، هدف حفظ خود در کنار نظام است، به داخل نظام که عمدتا راهشان نمی‌دهند. "

بقا به معنای حفظ نیروی سیاسی و تداوم حیات آن در صحنه فعالیت سیاسی یا غیر آن بی تردید از اهمیت بسیار برخوردار است و البته مشروط به اصولی مثل حفظ منافع ملی، مصالح عموم مردم و توسعه. اینها ضرورت وجودی یک نیروی سیاسی ملی و مردمی است. اگر قرار باشد نیروی سیاسی فارغ از نتایج و پیامدهای تصمیماتش بر زندگی و رفاه و معیشت مردم ، سلامت عمومی و خیر جمعی عمل کند در آن صورت حزب و گروه چیزی جز دکان و حجره کف بازار نیست. اگر اصرار بر تداوم استراتژی بقا در نظام سیاسی و حاکمیت در تعارض با الزامات ملی و مردمی قرار گیرد، آیا می توان بر تداوم آن اصرار ورزید؟

درآمد سرانه مردم ایران در فاصله سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۸ حدود ۳۰ درصد کاهش داشته است. متوسط سرانه سرمایه‌گذاری در همین فاصله حدود۸۰ درصد کاهش یافته است. سرانه مصرف واقعی دولت ۶۰ درصد کاهش شدید داشته؛ یعنی کیفیت و کمیت خدمات دولت کاهش پیدا کرده است. چرا باید چشم بر این روند مایوس کننده بست و سرنوشت ایران و ایرانیان را به فراموشی سپرد و مسئولیت خود را در این روند نادیده گرفت و باز هم به استراتژی بقا آویزان شد؟ اصلا تداوم این روند با یا بدون اصلاح طلبان امکان بقا دارد؟/ ایران‌فردا


#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
🔴آن دست های لرزانِ نیرومند!
🔸متنی به یاد شادروان دکتر یدالله سحابی

نوید بازرگان
ایران‌فردا

🔹اردیبهشت سال هزارو سیصد و هشتاد است .نشسته ام در هال کوچکی، میان اتاق پذیرایی و آشپزخانه ، منتظر که دکتر سحابی را ببینم. آسمان بهاری و گرفته آرام آرام دارد از گوشه ای پوستین سرد و نمناکش را – بقول اخوان – کنار می زند و گریبان روشن و نیلی خود را رفته رفته آشکار می کند . درِ اتاقِ پذیرایی باز است . خلوت و تمیز . گویی قرار بوده با کمترین وسایل ، منزلی را تجهیز کنند . دُرّه خانم از اتاق می رسند و خبر می دهند که دکتر می خواهند همینجا در اتاق صحبت کنیم. حالا من اینجا ام . در اتاقی با پنجره ای بزرگ رو به باغ سفارت روسیه و شعاعی از نور روز که اُریب به داخل می ریزد. دکتر لب تخت نشسته اند لباس پوشیده و مرتب . با پیراهنی سپید و تمیز و به عادت همیشه با یقه هایی بسته ، و شلواری خاکستری که تا بالاترین حد ، به مدد کمر بند ی چرمی لباس را تنگ در خود گرفته است. احساس میکنم بیش از گذشته تکیده شده اند . سرشان را به راست خم میکنند به طوریکه در زاویه ی خاصی از پشت آن عینکِ ته استکا نی مرا بهتر ببینند. سپس دهان به آرامی به خنده باز می شود و مر ا در آغوش می گیرند

- معطل شدی بابا جان ؟ اسباب زحمتت شد..
- - این چه حرفیه آقای دکتر ! با کمال میل آمدم .
- نامه را دیدی بابا جان ؟
- بله آقای دکتر من ایرادی ندیدم یکی دوجا اصلاحات سجاوندی داشت که انجام دادم

🔹نامه را می گیرند و با همان دقت همیشگی دوباره مرور می کنند . موهای کوتاه ، بدقت اصلاح شده و هنوز پر پشت در زیر نور آفتاب سپید تر از همیشه می درخشد . انگشتان کشیده و ظریفش روی کاغذ نامه خطوط را دنبال می کنند.

🔹او را از بالا نگاه می کنم و لحظه ای گویی از گردونه ی زمان خارج می شوم. سلوک او هر لحظه پدرم را تداعی میکند . از کودکی همیشه این دو را با هم دیده ام. در سفر و حضر ، در تاسیس و شراکت و در ضیافت و زندان !. پدرم اکنون هفت سال است که این دوست قدیمی را ترک گفته است. آنها ، اولین بار ، شاید حدود هفتاد سال پیش یکدیگر را در عرشه ی یک کشتی که از فرانسه به ایران می آمده دیده اند. دکتر سحابی دو جوان دانشجو را می بیند که در عرشه ی کشتی در گوشه ای به نماز مشغول اند . در روزگار دین گریزی ، این صحنه ، مِهری دراو بر می انگیزد. جلو می رود و گفتگو می کند . رشته ی رفاقتی بی گسست میان آن سه تن - مهندس بازرگان ، دکتر محمد قریب و دکتر سحابی - در اینجا از عرشه ی کشتی تا منتهای عرصه ی زندگی شکل می گیرد . ..

🔹صدای دکتر که سطرهایی از نامه را به نیت اطمینان از استحکام متن ِ آن ، بلند می خوانند مرا از گذشته به حال می آورد:

🔺 " تشکیل دادگاه دربسته ، بدون حضور هیئت منصفه در حالی که برخی متهمین از زندان تحت الحفظ ماموران امنیتی به دادگاه آمده ، امکان مشاوره و بررسی دقیق پرونده با وکیل خود را نیافته اند ، نه تنها خلاف قانون و موجب تضییق حق متهمین است بلکه اعتبار و آبروی قوه ی قضائیه را مخدوش کرده ،آراء صادره را نزد افکار عمومی و وجدان های بیدار از درجه اعتبار ساقط خواهد ساخت.

🔺 متاسفانه اینجانب در بستر بیماری بوده ضعف کهولت اجازه نداد تا همدوش سایر همفکران ام در این دادگاه حضور یافته محاکمه حزبی را که چهل سال پیش به نیت خیر و اصلاح و تقویت نظامی مبتنی بر عدل و انصاف تاسیس کردیم ، با تاسف شاهد باشم..."

🔹سکوت می کند و سر را به تاسف تکان می دهد. نگران یاران زندانی است . نامه ای به قوه ی قضاییه و نامه ای به رهبر به امید تجدید نظر و رعایت انصاف نوشته است. اندک زمانی از تحصن او در مجلس برای اعتراض به وضعیت فرزندش مهندس عزت الله سحابی در سلول انفرادی نمی گذرد و اکنون رهایی یارانش را دست به قلم شده است.

🔹به دست هایش می نگرم که لرزان و مرتعش نامه را نزدیک دیدگان نگاهداشته است. این همان دست ها ست که کتاب "خلقت انسان" و "قرآن و تکامل" را نوشته است ، همان که اساسنامه ی مدارس کمال و کوثر را امضا کرده ، همان دستها که پیش نویس قانون اساسی را و ده ها اطلاعیه و نامه ی سرگشاده را در مخالفت با ادامه ی جنگ ایران و عراق ، در اعتراض به برنامه هویت صدا و سیما و قتل های زنجیره ای و زندانی شدن فعالان سیاسی و حوادث کوی دانشگاه نوشته است همان دست ها که مصدق را غسل داده و بر پیکر او و بازرگان تکبیرِ نماز گفته است .

🔹قامت خمیده اش اکنون مرا به یاد حضور سرافرازش در نهضت مقاومت ملی یا در دادگاه سران نهضت آزادی می اندازد. در ملاقات زندان قصر از پشت دو ردیف میله ها و تبعید گاه برازجان . یاد حضورش در دادگاه امیر انتظام می افتم ...

دکتر می پرسند :
- خودت نامه ها را میرسانی ؟
- حتما ، چشم .

🔹 با دست هایی لرزان نامه را امضا میکند و به من می سپارد.
ادامه در instant view :
https://bit.ly/3g5A1WB

#فرهیختگان
قرآن و بافتار بایبلی آن: نسبت متن قرآن با متون بایبلی‌ و پسابایبلی چیست؟

معرفی منابع

📌 بازمعرفیِ مجموعه‌‌یادداشت‌های ویژه‌ی ماه رمضان، برگرفته از کتاب «قرآن و بایبل: متن و تفسیر» نوشته‌ی گابرییِل سعید رِینولدز


🔻 در ماه رمضانِ سال گذشته (یعنی رمضان ۱۳۹۹ خورشیدی / ۱۴۴۱ هجری) هر روز درباره‌ی ارتباط بینامتنیِ قرآن با متون بایبلی و پسابایبلی در قالب ارائه‌ی ارجاعاتی از قرآن به زیرمتن‌های بایبلی‌اش در شبکه‌ی عنقاء یادداشت‌هایی نوشتم؛ با این امید که این بررسی تطبیقی، هرچند بسیار ساده و کوتاه، در درک ما از نحوه‌ی شکل‌گیری متن قرآن در بافتار برجامانده از فرهنگ و متون بایبلی و پسابایبلی، و شناخت بهتر ما از گفت‌وگوی قرآن با آن متون یا وام‌گیری قرآن به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از آن منابع مؤثر باشد.

🔻 منبع اصلی من برای آن یادداشت‌ها کتاب «قرآن و بایبل: متن و تفسیر» نوشته‌ی گابریل سعید رینولدز بود، هرچند در مواردی از منابع دیگر در همین حوزه‌ی مطالعاتی و پژوهشی نیز استفاده کردم و تحلیل‌هایی نیز بر متن افزودم.

🔅 در ماه رمضان امسال (۱۴۰۰ خورشیدی / ۱۴۴۲ هجری) آن یادداشت‌ها را در عنقاء بازنشر خواهم کرد و مطالبی نیز به آن‌ها خواهم افزود.

🔻 در سراسر این مجموعه یادداشت‌ها، ترجمه‌ی فارسی آیه‌های قرآن از محمدمهدی فولادوند است. ترجمه‌ی فارسی متون بایبلی از پیروز سیّار است که با [پ.س.] مشخص می‌شوند. اگر ترجمه‌ی پیروز سیار از آن متون منتشر نشده باشد از ترجمه‌ی فارسی کتاب مقدس موسوم به «ترجمه‌ی قدیمی» استفاده می‌کنم که با [ت.ق.] مشخص می‌شوند. در مواردی که آن متون تاکنون به فارسی ترجمه نشده باشند (که بیشترِ متون پسابایبلی چنین‌اند) ترجمه از زهیر میرکریمی است و با [ز.م.] مشخص می‌شوند.

زهیر میرکریمی


#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
لایوهای رمضانی
با حضور متفکران و اندیشمندان

هرشب ساعت ۲۱ به مدت سی‌دقیقه

از صفحه اینستاگرام دین آنلاین:
instagram.com/dinonline

1-روزه در نهج البلاغه - سید محمد مهدی جعفری
2-دین و تجدد در اندیشه داود فیرحی- سید علی میرموسوی
3-نیایش در الهیات مسیحیت- مسعود رهبری
4-نگاهی به مبانی و دیدگاههای فقهی آیت الله صانعی- سید ضیاء مرتضوی
5-عدالت، فلسفه ولایت- سید جواد ورعی
6-دین شناسی رضا بابایی- حسن محدثی
7-معرفی کتاب خدا و الحاد جدید- علی شهبازی
8-زن در اسلام، زن در تاریخ اسلام- نفیسه مرادی
9-نسبت نبوت و حکومت در قرآن- مهدی مهریزی
10-قرآن پژوهی در غرب- اعظم پویا
11-دوستی به مثابه امر سیاسی در منطق علوی- احمد اسلامی
12-روزه به مثابه مراقبه- حامد ناجی اصفهانی
13-سید هادی خسروشاهی و تقریب مذاهب- حجت الله جودکی
14-زن و زنانگی در قرآن- نعیمه پورمحمدی
15-از روزهای بی قدر تا شب های قدر -علی زمانیان
16-مفهوم واژه دین در قرآن- علی طهماسبی
17-امکان سنجی سیاست به مثابه کرامت- محمد جعفر امیر محلاتی
18-قرآن چه سخنی برای انسان معاصر دارد؟- سید محمد علی ایازی
19-روزه در متون کهن عرفانی- پرویز عباسی داکانی
20-روزه از حکم شرعی تا سلوک معنوی - سروش دباغ
21-روزه از منظر محمد غزالی- محمد سوری
22-فرد و جامعه در رویکرد اخلاقی قرآن- مهراب صادق نیا
23-معرفی و بررسی کتاب رویای فهم متن -محسن آرمین
24-روزه از منظر محی الدین ابن عربی -سعید رحیمیان
25-از ریشه های ابراهیمی روزه چه می توان آموخت؟- یاسر میردامادی
26-عدالت سیاسی و جانبداری دینی- محمد مهدی مجاهدی
27-معنای سیاسی- اجتماعی عبادت در اسلام- امین رضا نوشین
28-معنای عید در سپهر رمضان- مهدیه کسایی زاده




#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
‍ ‍ ‍ ‍ 🔰 پرونده‌ای برای «طباطبایی»


سخنی درباره ایرانشهری - موسی غنی نژاد
https://t.me/ghaninejad_mousa/157


جلسات پرسش‌وپاسخ‌ با ابراهیم صحافی با موضوع «دستگاه نظری جواد طباطبایی» - ابراهیم صحافی و رامين البرزی

جلسه اول - بخش اول
https://t.me/BoomrangInstitute/323

جلسه اول - بخش دوم
https://t.me/BoomrangInstitute/337

جلسه دوم - بخش اول
https://t.me/BoomrangInstitute/383

جلسه دوم- بخش دوم
https://t.me/BoomrangInstitute/369

جلسه سوم- بخش اول
https://t.me/BoomrangInstitute/428

جلسه سوم- بخش دوم
https://t.me/BoomrangInstitute/447


طباطبایی و هایک: نقاط اشتراک و افتراق» - ابراهیم صحافی - بخش اول
https://t.me/BoomrangInstitute/395


قانون، سنت و ملت در اندیشه جواد طباطبایی - توضیحی مبتنی بر رویکرد فردریش فون هایک به قانون - آرش آزادی
https://t.me/BoomrangInstitute/245


درباره «تجددخواهی و تصلب سنت در ایران»/ برداشت و تلخیص از کتاب «تاملی درباره ایران»، جلد دوم: «نظریه حکومت قانون در ایران»، بخش نخست: «مکتب تبریز و مبانی تجددخواهی»/ اثر جواد طباطبایی - برداشت اصلان علی عباسی
https://t.me/BoomrangInstitute/168


مروری بر پیش‌گفتار کتاب «تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» - نوشته جواد طباطبایی - علیرضا زیاری
https://t.me/BoomrangInstitute/153


خلاصه کتاب «تاریخ اندیشه سیاسی در ایران» اثر سید جواد طباطبایی - شلاله صحافی - جلسه اول و دوم.
https://t.me/BoomrangInstitute/84


فریادهای ناشی از پی‌بردن به بی‌چیزی و بی‌هویتی (در نقد نوشتار محمد قائد) - محمد محبی، قسمت اول و قسمت دوم
https://t.me/ghaninejad_mousa/244
https://t.me/ghaninejad_mousa/245


#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
گاندو همان ذهنیت عقب مانده جمهوری اسلامی است

مجتبی نجفی

✅ سری قبل گاندو را دیدم، سری دوم را بیست دقیقه تحمل کردم. دیدن گاندو برای مطالعه ذهنیت جریان راست افراطی و نظامیان حریص به قدرت لازم است اما برای سرگرمی بسیار کسل کننده. مامورانی که خود را نگاهبان امنیت ملی میدانند و مدعی اند دوربینهایشان شهر را کنترل میکند. دوربین ها بر شهروندان زوم شده و شهروند هم در کلیت این سریال معنایی ندارد.

✅ شهروندان در نظر گاندوسازان، برّه هایی هستند که نیازمند مراقبتند. به سادگی فریب میخورند. در نظر گاندوسازان،هیچ حرکت اعتراضی اصیل نیست. همه اعتراضها از بیرون سازماندهی شده و معترضین لشکری از فریب خوردگانندکه ماهیت دولتهای خارجی و عوامل داخلی شان را نمیشناسند. گاندو آمده است تا بگوید نفوذ جدی است و در عالی ترین ارکان نظام که همان دولت باشد جاسوسان فعال هستند. گاندو برای تئوریزه کردن نظر رهبر جمهوری اسلامی درباره نفوذ هیچ ابایی ندارد که دولت مستقر را بازیچه سرویس های جاسوسی غرب تعریف کند.

✅ گاندو مدل جامعه سربه زیر و گله ای و حاکمیت یکدست را تئوریزه میکند. حکومتی توتالیتری که دوربینهایش مراقب هستند مبادا اعتراضی در مملکت رخ دهد. گاندوسازان در بی سلیقگی تمام با حرفهای کلیشه ای و با بازیهای ضعیف مخاطبی که به دنبال احقاق حقوق شهروندی خود است را منزجر میکنند. تصویر محمد آقا و دستیارانش همان تصویری است که سالها به تجربه زیسته بسیاری از ایرانی ها تبدیل شده. حق به جانب و زورگو. همان تصویری که گمان میکند آقای مردم است و وظیفه چوپانی گله را به او سپرده اند.

✅ خنده دار اینجاست که گاندو در حالی ادعاهای گنده میکند که در خیابانهای ایران دانشمندان هسته ای به راحتی ترور میشوند و سایت نطنز به راحتی تخریب و خرابکاری میشود و همان نهادی که گاندو را سفارش داده مسئولی است که هیچگاه پاسخ نداده چطور بر شهروندان عادی شیر است و در برابر سرویس های بیگانه اینقدر مستاصل ؟ پاسخ سئوال را در مستند هشت قسمتی " اسپای کرافت " ببینید که نشان می دهد دنیای جاسوسی چقدر در گذر زمان و رشد ارتباطات متحول شده و محمد آقای گاندو پاسخی به این تحولات نیست.

✅ محمد آقای گاندو همان ذهنیت عقب مانده جمهوری اسلامی است که درکی از گذر زمان ندارد و قدرت را ابزار زورگویی به شهروندان می داند و در برابر ترور و خرابکاری سرویسهای جاسوسی بیگانه حرفی برای گفتن ندارد. " گاندو" همان جمهوری اسلامی است: عقب مانده از زمان. ناتوان از درک تحولات نو. همان حکومت بی مردم است که می خواهد با حذف شهروند،حکمرانی کند. ماموریتی که غیر ممکن است، حتی با اعدام کشتار و حذف مخالفین با زندان و تبعید.



#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
❤1
ادموند گتیه (۱۹۲۷-۲۰۲۱) فیلسوف امریکایی و استاد ممتاز دانشگاه ماساچوست امهرست در گذشت. گتیه در سال ۱۹۶۳ میلادی در مجله‌ی «آنالِسِز» مقاله‌ای دو صفحه و نیمه نوشت و تعریف رایج از معرفت را به چالش کشید. او مثال‌های نقضی آورد که نشان می‌دهد چیزی ممکن است «باور صادق موجه» باشد اما معرفت نباشد. سابقه‌ی تعریف معرفت به باور صادق موجه به یونان باستان و افلاطون می‌رسید. نوشتن این مقاله هم داستانی دارد. ادموند گتیه گویا از باب «چاپ کن یا چپّه شو» (او مقاله‌ای نداشت و وضعیت استخدامی‌اش در خطر بود) این مقاله‌ی کوتاه را نوشت. مقاله‌ی او تحولی ژرف در معرفت‌شناسی پدید آورد. اما خود او که وضعیت استخدامی‌اش با چاپ این مقاله درست شده بود دیگر به آن موضوع سر نزد. آن تحول چنان ژرف بود که به «مسأله‌ی گتیه» مشهور شد. پس از اشکال‌های گتیه، تقریبا اجماعی در معرفت‌شناسی وجود دارد که تعریف معرفت به باور صادق موجه یا اساسا خطا است، یا باید شرط دیگری به آن افزود و یا فهم خود از شرایط سه‌گانه را عوض کرد. ترجمه‌ی فارسی مقاله‌ی گتیه و اصل انگلیسی آن پیوست است
https://t.me/arshivefarhikhtegan/526
یاسر میردامادی

ترجمه فارسی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/524
اصل مقاله
https://t.me/arshivefarhikhtegan/525
تصوف: معبد گریختگان از تردید
(چگونه می‌توان فلسفه خواند؟ -۲۸)


مهدی خلج

عمر خیامِ شاعر، رساله‌ای دارد که به نام در علم کلیات وجود مشهور است؛ احتمالاً تنها رساله‌ی فلسفی او به زبان فارسی. او این رساله را به فرمان امیر وقت، فخر الملک، نوشته، این‌گونه آغاز می‌کند: «چنین گوید ابوالفتح عمر بن ابراهیم الخیامی، کی چون مرا سعادت خدمت صاحب عادل فخرالملک، میسر گشت، و قربت و اختصاص داد بعالی مجلس خویش، بهر وقت من یادگاری خواستی در علم کلیات. پس این جزو بر مثال رسالتی از بهر درخواست او املا کرده شد، کی اگر اهل علم و حکمت انصاف بدهند، دانند کی این مختصر، مفیدتر از مجلداتست. ایزد تعالی مقصود حاصل گرداناد.»
این رساله‌ی مختصر با تحقیق و پیش‌گفتار بسیار خوب بهناز هاشمی‌پور به چاپ رسیده است (فرهنگ، ۳۹ و ۴۰، پاییز و زمستان ۸۰، صص. ۲۹-۸۷)
معروف‌ترین قطعه‌ی این رساله فصل آخر آن است که خیام در آن می‌گوید: «بدانک کسانی که طالبان شناخت خداوند[اند] سبحانه و تعالی، چهار گروه‌اند. اول متکلمانند کی ایشان بجدل و حجتهای اقناعی راضی شدند و بذان قدر بسنده کردند در معرفت باری عزّ اسمه. دوم فلاسفه و حکمااند کی ایشان بادلّه عقلی صرف در قوانین منطقی طلب شناخت کردند و هیچ گونه بادلّه اقناعی قناعت نکردند. لیکن ایشان نیز بشرایط منطق وفا نتوانستند کردن و از آن عاجز آمدند. سیم اسماعیلیانند و تعلیمیان، کی ایشان گفتند کی طریق معرفت جز اخبار مخبر صادق نیست. چه در ادله معرفت صانع و ذات و صفات وی اشکالات بسیار است وادله متعارض و عقول در آن متحیر و عاجز. پس اولیتر آن باشد که از قول صادق طلبند. و چهارم اهل تصوف‌اند که ایشان نبفکر و اندیشه طلب معرفت بکردند، بل که بتصفیه باطن و تهذیب اخلاق، نفس ناطقه را از کدورت طبیعت و هیأت بدنی آن بحقیقت در آنجایگاه پیذا شود؛ بی‌ هیچ شکی و شبهتی. و این طریق از همه بهتر است. چه معلوم بنده است کی هیچ کمالی از حضرت خداوند متحول نیست، و آنجایگاه منع و حجاب نیست بکس. هر آنچ آدمی را نبود، از جهت کدورت طبع باشد. چه اگر حجب زایل شود، و حایل و مانع دور گردد، حقایق چیزها چنانک باشد پیدا شود. و سید علیه السلام بدین اشارت کرده است و گفته: الا انّ لربّکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضّوا لها.» و رساله بدین جا پایان می‌گیرد.
نکته‌ی جالب در این تقسیم‌بندی آن است که طبق اشاره‌ی علی دشتی در دمی با خیام مشابه آن را نزد غزالی در المنقذ من الضلال می‌بینیم که می‌نویسد:
«اقسام جویندگان حقیقت را در چهار طایفه منحصر یافتم ۱) متکلمان که خود را اهل رأی و نظر می‌دانند. ۲) باطنیه که خود را اهل تعلیم و مخصوصان امام می‌دانند و می‌گویند پرتو علم را باید مستقیماً از امام معصوم گرفت و درباره‌ی خویش همین معنی را مدعی‌اند. ۳) فلاسفه که خود را اهل منطق و برهان می‌گویند. ۴) صوفیه که مدعی کشف و شهود و تقرب به حضرت حق‌اند…» غزالی روش متکلمان را منطقی و قانع‌کنند نمی‌داند و آن را فقط برای «حمایت از عقاید دینی کافی می‌گوید نه کشف حقیقت.» «فلاسفه را در تمام اقسام حکمت، غیر از حکمت الهی می‌ستاید ولی در حکمت الهی به واسطه‌ی قول به قدم عالم و انکار معاد جسمانی و محصور ساختن علم خداوند در کلیات عالم نه در جزییات و غیره کافر می‌شمارد. درباره‌ی اسماعیلیات می‌گوید مطالعات زیادی کرده ولی آن‌ها را در صراط مستقیم حق نیافته و تنها فرقه‌ای که ممکن است با تزکیه‌ی نفس و ترک علایق شهوانی و با شوق و جذبه به حق برسند، صوفیه‌اند…» سپس دشتی می‌پرسد: «چگونه خیام حکیم و ریاضی‌دادن با غزالی متشرع و نویسنده‌ی تهافت الفلاسفه در این نقطه‌ی تقاطع به یکدیگر می‌رسند؟» (ص. ۱۱۱)
صوفی‌گرایی این دو شاید از بسیاردانی آن‌ها باشد که به نوعی شک‌گرایی دامن می‌زند. صوفی‌گرایی راهی است برای گریز از شک‌گرایی و اعتقاد به اموری که نیازی به مبانی عقلی و منطقی برای اثبات آن‌ها نیست. این شک‌گرایی را در رباعیات منسوب به خیام به آسانی می‌توان دید:
آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند.


#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
پاسخی به مخالفتی (ظاهراً) تکاملی با واکسیناسیون

هادی صمدی

🔹 دعوی: کرونا به سان بسیاری دیگر از ویروس‌ها در حال پالایش گونه‌ی انسان است. قوی‌ترها باقی می‌مانند و ضعیف‌ترها حذف می‌شوند. با انجام واکسیناسیون مانع آن می‌شویم که طبیعت کار خود را انجام دهد. ممکن است در کوتاه‌مدت برای ما ناخوشایند باشد که برخی از نزدیکان خود را از دست دهیم، اما در دراز مدت به نفع گونه‌ی انسانی است که در تنازع برای بقاء جلوی انتخاب اصلح را نگیریم. پس باید به واکسیناسیون «نه» بگوییم.

(برای ما که در ایران بی‌صبرانه منتظر آغاز جدی واکسیناسیون علیه کووید19، با واکسن‌های معتبر هستیم دعوی بالا قدری عجیب می‌نماید. اما این دعوی در غرب طرفدارانی دارد و پس از آغاز جدی واکسیناسیون در ایران، به زودی ما هم زمزمه‌ی چنین سخنانی را خواهیم شنید. و صدالبته نه توسط مخالفانِ سنتیِ واکسناسیون؛ زیرا ایشان دلایل ساده‌تری برای مخالفت با واکسناسیون دارند (مثلا اینکه واکسناسیون برای سودبردن شرکتهای بزرگ غربی ابداع شده است؛ یا برای عقیم‌سازی مسلمانان، و مواردی از این دست). کسی که از دعوی یادشده حمایت می‌کند با نظریه‌ی تکامل آشناست اما از نسخه‌ای منسوخ از تکامل بهره برده است.)

🔹 پاسخی به دعوی یادشده:

نخست. این ادعا می‌تواند علاوه بر واکسیناسیون شامل هر اقدام درمانی دیگری هم شود. حتی تزریق یک سرم ساده به فردی که به کووید مبتلا شده اقدامی برای نجات جان کسی‌ست که نسبت به دیگرانی که در شرایط مشابه نیاز به سرم پیدا نمی‌کنند اصلح نیست. در اینصورت اگر بخواهیم به توصیه‌ی این دعوی گوش دهیم باید کلیه‌ی اقدامات درمانی را متوقف کنیم و نه صرفا واکسناسیون را.

دوم. سناریویی را فرض کنید که به سخن طرفداران این دعوی گوش کنیم و هیچ کس واکسن نزند. همچنین فرض کنید همه مردم به کرونا مبتلا شوند. پس از اتمام همه‌گیری دانشمندان متوجه می‌شوند علت اصلی مرگ جانباختگانِ بیماری کووید وجود عامل الف در سیستم ایمنی آنها بوده که باعث واکنش شدید سیستم ایمنی این افراد شده است. اکنون با مرگ دارندگان عامل الف، این عامل نیز در گونه‌ی انسانی نایاب شده است. فرض کنید مدتی پس از اتمام همه‌گیریِ کرونا، ویروس دیگری جهان‌گیر می‌شود. ویروس جدید بر خلاف کرونا، افرادی را می‌کشد که عامل الف را در سیستم ایمنی خود ندارد؛ در حالیکه اگر فردی دارای عامل الف باشد از پس ویروس جدید برمی‌آید. اگر واکسیناسیون را انجام داده بودیم دسته‌ای از انسان‌ها که عامل الف را داشتند جان سالم به در می‎بردند و اکنون از پس بیماری جدید برمی‌آمدند.
مشکل بزرگ دعوی یاد شده آن است که نمی‌دانیم در آینده با چه همه‌گیری‎های دیگری مواجه خواهیم شد.
این سناریو چندان هم خیالی نیست. می‌دانیم افرادی که به تالاسمی مینور مبتلا هستند نسبت به مالاریا مقاوم‌اند و به همین دلیل تالاسمی مینور در مناطقی از افریقا که مالاریا شایع است مزیتی زیستی به حساب می‌آید و بنابراین فراوانی بیشتری دارد. از منظر تکاملی آنچه در یک زمینه ضعف محسوب می‌شود می‌تواند در زمینه‌ای دیگر قدرت به حساب آید. مرگ قهرمانان ورزشی در اثر کرونا شاهدی دیگر بر این سخن است. چه بسا اگر این افراد زنده مانده بودند همه‌گیری‌هایی بسیار کشنده‌تر از کرونا را به راحتی پشت سر می‌گذاردند.

سوم. ساده‌ترین موجودات نیز فعالانه محیط را برای حذف نشدن تغییر می‌دهند و نه آنکه منفعلانه به نظاره بنشینند که آیا انتخاب طبیعی آنها را حذف می‌کند یا نه. چرا انسان‌ها چنین نکنند؟
احتمالاً طرفداران دعوی یادشده به نقل قولی از داروین اشاره کنند که ادعای مشابهی را در مخالفت با واکسیناسیون دارد. اما از زمان داروین نظریه‌ی تکامل تحولات زیادی را شاهد بوده است. به ویژه نظریه‌های آشیان‌سازی و همتکاملی ژن/فرهنگ به این بحث مربوط‌ند اما داروین از آنها اطلاعی نداشت.

🔹 اگر قصد بهنژادی داریم بهترین و انسانی‌ترین راه، در اختیار قرار دادن امکانات غربالگری رایگان پیش از بارداری و در هفته‌های نخست پس از بارداری، برای همه و به ویژه انسان‌های مناطق فقیر است؛ و نه آزمودن مقاومت انسان‌ها نسبت به بیماری‌های عفونی. مبارزه با فقر بهترین شیوه‌ی بهنژادی است./ کانال تکامل و فلسفه


جان آگه با #فرهیختگان
دین آنلاین برگزار می‌کند:

سی‌شب سی‌مدخل
از مدخل‌های دایره‌المعارف قرآن

شب‌های ماه مبارک رمضان
ساعت ۱۰ شب

در بستر جدید چت صوتی همین کانال تلگرامی

برای فراهم‌شدن امکان شرکت در جلسه و افزوده شدن قابلیت چت صوتی گروهی، تلگرام خود را از طریق لینک زیر به‌روزرسانی کنید:

https://play.google.com/store/apps/details?id=org.telegram.messenger

🔺دایره المعارف قرآن🔺
منتشرهٔ دانشگاه لایدن هلند به سرویراستاری جین‌دَمن‌مک‌اولیف
چاپ انتشارات حکمت، به همت مجموعهٔ مترجمان و ویراستاری حسین خندق‌آبادی، مسعود صادقی، مهرداد عباسی و امیرمازیار


#فرهیختگان
‏«مجموعه هنری مخفی ایران»

‏گزارش رادیو BBC4 درباره گردآوری مجموعه آثار هنری غربی در ایران، به همراه جزییات، پشت پرده و گفتگو با عوامل، دست اندرکاران و مطلعان ایرانی و خارجی، از جمله فرح پهلوی و کامران دیبا.
‏
مجیدتفرشی

‏Iran’s Secret Art Collection - BBC Sounds

https://www.bbc.co.uk/sounds/play/m000tt7z


#فرهیختگان
چهارشنبه اول ماه مبارک رمضان اعلام شد



و گفت:
«نماز و روزه بزرگ است
لکن کبر و حسد از دل بیرون کردن بزرگ‌تر است
که دل جای نظرِ خداوند است.»

ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی
تذکرة الاولیاء عطّار نیشابوری
به مقدمه، تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی