فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.2K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
رسم است هر که داغ جوان ديد، دوستان
رأفت برند حالت آن داغديده را

يک دوست زير بازوی او گيرد از وفا
وان يک ز چهره پاک کند اشک ديده را

آن ديگری برو بفشاند گلاب و شهد
تا تقويت کند دل محنت رسيده را

جمع دگر برای تسلايچی او دهند
شرح سياهکاری چرخ خميده را

القصه هر کسی به طريقی ز روی مهر
تسکين دهد مصيبت بر او رسيده را

آيا که داد تسليت خاطر حسين
چون ديد نعش اکبر در خون تپيده را؟

آيا که غمگساری و انده بری نمود
ليلای داغديده‏‌ی زحمت کشيده را؟

بعد از پسر، دلِ پدر آماجِ تير شد
آتش زدند لانه‏‌ی مرغ پريده را

سرگشته بانوان وسط آتش خيام
چون در ميان آب، نقوش ستاره‏‌ها

اطفال خردسال، ز اطراف خيمه‏‌ها
هر سو دوان چو از دل آتش، شراره‏‌ها

غير از جگر که دسترس اشقيا نبود
چيزی نماند در بر ايشان ز پاره‏‌ها

انگشت رفت در سر انگشتری به باد
شد گوشها دريده پی گوشواره‏‌ها

سبط شه‌ی که نام همايون او برند
هر صبح و ظهر و شام فراز مناره‏‌ها

در خاک و خون فتاده و تازند بر تنش
با نعلها که ناله برآمد ز خاره‏‌ها


ایرج میرزا


جان آگه با #فرهیختگان
تشکیل«گیلیاد» در دل کابل!

مصطفی داننده

مارگارت اتوود رمانی دارد به نام «سرگذشت ندیمه» که سریالی به همین نام هم از روی آن ساخته شده است. داستان در آینده‌ای نزدیک اتفاق می افتد ، آلودگی‌های زیست محیطی و انتقال بیماری‌ها از طریق رابطه ی جنسی، منجر به کاهش چشمگیر باروری می شود و میزان زاد و ولد به شدت کاهش می یابد .

«پسران یعقوب» که یک فرقه ی سیاسی-مذهبی پروتستان محافظه‌کار و بنیادگراست، فرصت را برای به‌دست‌گیری قدرت با از بین بردن کاخ سفید، دیوان عالی و کنگره، از طریق کودتا مغتنم می‌شمارد.

در رژیم گیلیاد که افراد مخالف حکومت، منحرفین جنسی ، کشیشان مسیحی به اعدام محکوم می‌شوند، روابط جنسی زن و مرد قوانین بسیار سختی را در پی دارد. در حالی که مردان همهٔ مواضع قدرت را در اختیار گرفته‌اند، زنان از بسیاری از موقعیت‌های شهروندی خود محروم مانده‌اند، زنان نمی‌توانند کار کنند، حق مالکیت و مطالعه ندارند.

در این دنیا، زنان با توجه به عملکردشان به چند طبقه تقسیم شده‌اند: همسران (با لباس آبی/سبز و قرمز ، گاهی اوقات سفید) که همسران فرماندهان هستند، مارتاها (با لباس خاکستری) که وظیفهٔ کلفتی و مراقبت از خانه را عهده‌دارند و ندیمه‌ها (با لباس قرمز) که تنها به تولید مثل اختصاص داده شده‌اند. ندیمه‌ها تحت نظارت زنانی با لباس‌های قهوه‌ای که به «عمه/خاله» معروفند، قرار دارند. ندیمه‌ها در اختیار خانواده‌های فرماندهان قرار داده می‌شوند تا زمانی که فرزندی به دنیا آورند.

اوضاع افغانستان این روزها به شدت شبیه این رمان است. زنان در گیلیاد خیالی و افغانستان واقعی بسیار شبیه به هم هستند. طالبان شهر به شهر آمد و افغانستان را به دست گرفت و در اولین اقدام، قوانینی ضد زن را وضع و بعد اجرایی کرد.

آنهایی که توانستند فرار کردند و آنهایی که ماندند باید خود را آماده زندگی سخت کنند که آزادی در هر زمینه‌ای در آن تبدیل به آرزویی دست نیافتنی خواهد شد.

در کابل و دیگر شهرهای افغانستان احتمالا زنان به کارخانه‌های تولید فرزند تبدیل می‌شوند و مردان یکه‌تاز تمام عرصه‌ها. پسران یعقوب داستان ندیمه شبیه مردان طالبان هستند. هر دو افراطی‌ترین برداشت‌ها را از دین دارند و سعی می‌کنند به هر وسیله‌ای شده آن را در جامعه‌ای که به دست گرفته‌اند اجرا کنند.

در گیلیاد زنان حق مطالعه کتاب را ندارند. اصلا کتاب خواندن یک جرم است و مجازات‌های سختی انتظار یک کتاب‌خوان را می‌کشد. رسیدن به آگهی مهم‌ترین خطری است که امثال طالبان از آن وحشت دارند. آنها تمام راه‌های ارتباطی افغان‌ها با بیرون را خواهند بست. چرخه اطلاعات از مسیر طالبان خواهد گذشت.

البته که مردان طالب، هرچه دلشان بخواهند برخلاف آنچه دین می‌نامند انجام می‌دهند اما برای مردم عادی قوانین سفت و سختی در نظر می‌گیرند که تخطی از آن حتی می‌تواند مساوی با مرگ باشد.

خیلی دور نیست که لبخند زدن در افغانستان تبدیل به یک خاطره شود. قطعا طالبان به دنبال یک ملت شاد نیست. آنها کسانی رامی‌خواهند که فرمانبر باشند و در برابر تصمیمات آنها هیچ نگویند. طالبان با تفنگ در دستش هرچه می‌خواهد می‌کند. مردم مظلوم افغانستان هم چاره جز تن دادن به قوانین که با اسلحه و زور در حال اجرایی شدن است ندارند، حداقل فعلا ندارند تا زمانی که قهرمانی وارد میدان شود. حال روز افغان‌ها شبیه به پیرمرد آبدارچی سینمایی «آژانس شیشه‌ای» است که خطاب به حاج کاظم می‌گوید:« بله که می ترسم. معلومه که می ترسم. پس چی که می ترسم. تفنگ دستته»

امروز افراطی گری هر جامعه‌ای را تهدید می‌کند. حالا می‌خواهد این جامعه در دل آمریکا باشد یا وسط کابل.


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کابل بدون شرح

از کانال سهند ایرانمهر



جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میدان سلطان احمد قلب استانبول

سیدجواد میری



جان آگه با #فرهیختگان
اعلامیه ژاندارمری کل کشور برای حفظ مقررات در راه تهران و قم به مناسبت ایام عزاداری تاسوعا و عاشورا


روزنامه اطلاعات ١۶ شهریور ١٣٣٣، ص ۴
🔹 ارسال: مجید داداش‌نژاد
۱۴۰۰/۰۵/۲۴


جان آگه با #فرهیختگان
‍ چرا به افغانستان خیره شده‌ایم

سهند ایرانمهر

🔸امروز برای افغانستان یکی از تلخ‌ترین روزها بود. برای مردم ایران هم. من هیچگاه ندیده بودم که مردم کوچه و بازار، دوستان و آشنایان اینقدر در کُنه و عمق یک فاجعه در کشور دیگری فرو بروند. بله، می‌دانم که افغانستان اگرچه در محاسبات امروزین جهان، کشوری دیگر است و با این همه، جزیی از ایرانِ‌‌فرهنگی است و این حس تاسف عمیق و همدلی، علت‌های تاریخی و فرهنگی دارد اما معتقدم این مساله تنها دلیل لمس با گوشت و پوست درد و‌ اضطراب امروز مردم افغانستان نبود.

🔸 اینگمار برگمان سوئدی فیلمی دارد به نام «مُهر هفتم». فیلم روایت مردی در قرون‌وسطی طاعون زده است که با مرگ رودرو می‌شود و روان پرتلاطمش در فضایی اضطراب آمیز به گفتگو و پرسش با مرگ می‌پردازد. پلان آغازین این فیلم با آسمان و نوایی کلیسایی است که در مجموع اشاره‌ای به مفهوم رستگاری دارد. آسمان همیشه برای بشر مفهوم رهایی و کنده‌شدن از تنگنای زمین و ضمیمه‌شدن به وسعت، بی‌کرانگی و نجات داشته است و جایگاه خدایان هم در آنجا فرض شده است.

🔸امروز که صحنه تقلای افغانستانی‌ها برای خلاصی و پرتاب مرد افغانستانی از هواپیما و‌ پهنه آسمان به زمین را می‌دیدم، به تناقض مضحکی نگاه می‌کردم که در آن، آسمان که غایتِ نمادین نجات است، آغازِ واقعی سقوط و هبوط شده است. آن مرد، یک تن نبود، ملت افغانستان بود، ملتی که در۲۰۰۱ با سقوط دولت طالبان پنداشت که خلاصی یافته است و سوار بر طیاره دوران جدید، خود را به آسمان نجات، صعود یافته می‌دید و حالا در۲۰۲۲ از همان آسمان دوباره به زمین سقوط می‌کند. افغانستان برای ما ایرانی‌ها فقط به‌خاطر تعلقات فرهنگی و تاریخی و همجواری، دغدغه نشده است، ما در افغانستان خود را و صعود و‌سقوطی مشابه آن مرد را می‌بینیم. ما نیز چون آنها به هوای رهایی بر بال طیاره انقلاب و اصلاح نشستیم و دوباره به زمین برگشتیم.
از آن گذشته در این ملت مضطرب و از هم‌گسیخته که یا در شهر منفعل و فلج به آمدن طاعون در دل زمانه کرونایی می‌نگرد یا در فرودگاه دست به دامن هر پرنده آهنین می‌شود با نگرانی، فردا را در ذهن، هجی می‌کنیم.

🔸برگردم به فیلم مهرهفتم برگمان و صحنه‌ای که کودکی را به صلیب کشیده‌اند و دو تن، ناظر نزدیک این دمِ واپسین با یکدیگر گفتگو می‌کنند. آن کودک، افغانستان امروز است و آن دو مرد ما ملت ایران. یکی از آن دوتن از دیگری می‌پرسد:« آن کودک‌ در این لحظات احتضار چه می‌بیند؟دیگری می‌گوید: «درد نمی‌کشد؟!»اما این پاسخ سوال نیست. مرد اول بر این گمان است که بعد از این دیگر
جز پوچی نیست و برای ما روشن می‌کند که چرا آن کودک تا بدین حد دلمشغولی او شده است:«ما ناتوان اینجا ایستاده‌ایم و‌دست‌های‌مان در دوسوی‌مان آویزان است چون همان چیزی را می‌بینیم که او می‌بیند، وحشت ما و او یکی است». ملت‌ها وقتی یکی می‌شوند، وقتی در احوال هم غرق می‌شوند که دردها، وحشت‌ها و بیم‌های آنها یکی باشد. یکی تکرار تجربه تلخ دیگری یا تجلی هراس و آینده آن دیگری باشد.

🔸ما در افغانستان هم گذشته خود را می‌بینیم و هم دل‌نگران تکرار همین سرنوشت در آینده‌ایم. ما دیروز و فردای‌مان را توامان در این ملت می‌بینیم و‌ فکر می‌کنیم افغانستان فقط بخاطر همسایگی یا فقط بخاطر ریشه‌های مشترک تاریخی و فرهنگی یا همزبانی، برای ما مهم شده است و به همین دلیل، چشم‌مان خیره به احوالات اوست.


جان آگه با #فرهیختگان
بخت گمراه

حافظ می‌گفت:
آیین تقوا ما نیز دانیم
اما چه چاره با بخت گمراه

«بخت»، یعنی آنچه بیرون از اختیار من است و در دست دیگران است. وقتی دیگران، بخت مرا گمراه و سرگردان می‌کنند، انتظار پرهیزگاری از من، چرا؟ آنان که به تقوا می‌اندیشند و جامعه را پرهیزگار می‌پسندند، نخست بخت مردم را از گمراهی و تباهی بیرون آورند. تقوای من، محصول مشترک من و جامعۀ من است. تقوای من در نیجریه، بوکوحرام می‌شود، در سومالی، الشباب، در افغانستان، القاعده و طالبان، در عراق و سوریه، داعش، در مصر، اخوان المسلمین، در ترکیه، حزب اردوغان و در عربستان، وهابیت. بخت گمراه، پرهیزگاری و باورمندی را هم گمراه می‌کند.

رضا بابایی
بیست و سوم اسفند ماه نود و پنج



جان آگه با #فرهیختگان
محاکمه علما و روحانیون و صحابه توسط امام حسین در خطبه منا در جمع هزار عالم


جان آگه با #فرهیختگان
بمباران نومیدی ملت ایران

اسفندیار خدایی

نقل است در دوره حمله مغول، روزی یکی از سربازان چنگیز برای رفع حاجت به خرابه‌ای در نیشابور رفت. ناگهان سه سردار مسلح ایرانی را دید که از ترس می لرزیدند. او که مسلح هم نبود، شمشیر یکی از آنها را گرفت، هر سه سردار را کشت و پس از رفع حاجت، به میان یاران بازگشت. انسانها مهمترین سرمایه هر کشورند و امید و انگیزه ارزشمندترین سرمایه هر انسان و جامعه است. مردم امیدوار و در صحنه، می‌تواند بیابانها را گلستان کنند و مشکلات را به فرصتها تبدیل کنند؛ اما مردم نومید، بی انگیزه و خودباخته اگر بر گرانبهاترین گنجها هم بنشینند، خاکستر درو خواهند کرد. نومیدان در مقابل مشکلات منفعل، و در برابر زورگویان و دیکتاتورها و دشمنان، مرعوب و سلطه پذیرند.

🌿 مهمترین سرمایه هر کشور، معادن طلا و مس، ذخایر نفت و گاز، و منابع طبیعی اعم از خاک و آب و جنگل نیست، موقعیت جغرافیایی، ذخایر ژنتیکی، آثار تاریخی و ظرفیتهای گردشگری هم نیست. اگر اینطور بود عراق ثروتمندترین کشور دنیا بود نه پایگاه داعش و طالبان و تروریسم. و سنگاپور و ژاپن بدبخت‌ترین ملتها بودند. سنگاپور تخته سنگی در وسط دریاست که زمین کشاورزی و آثار گردشگری تاریخی و منابع نفت و گاز ندارد اما بالاترین درآمد دنیا را دارد. روزگاری شاه ثروتمند ایران از خرید این جزیره فقیر منصرف شد.

🌿 آنچه یک سرزمین را آباد می کند سرمایه انسانی است نه میزان ذخایر نفت و مقدار بارندگی و ظرفیتهای گردشگری. و آنچه سرمایه انسانی را تخریب می‌کند نومیدی، بی‌اعتمادی و وحشت از آینده تاریک است. مردم ایران بیش از هر ملت دیگری در معرض بمباران روحی و حملاتی است که روحیه و امید و شور و شوق زندگی او را هدف قرار داده است و افسردگی و بی اعتمادی و نومیدی را سبب می شود.

🌿 درآمد سرانه و شاخصهای رفاه کشورمان در وسط نمودارهای جهانی است و شرایط ما از نیمی از کشورهای جهان بهتر است. منظور این نیست که با توجه به استعدادها و منابع فراوان، جایگاه شایسته‌ای داریم، خیر، اما هنوز نقاط قوتی هست که نباید از دست برود. و مهمترین سرمایه یعنی انسانها نباید با بمباران نومیدی و پمپاژ یاس، تباه و خاکستر شوند.

🌿 انتظار نمی‌رود که بیگانگانی که با ما اختلاف منافع دارند، دلسوز سرمایه انسانی ما باشند و امید و انگیزه به ملت ما تزریق کنند. اما شکاف عمیق اختلافات داخلی موجب شده که نیروهای سیاسی و رسانه‌های داخلی خواسته یا ناخواسته، به روشهای مختلف با بمباران نومیدی همراه شوند و نخبگان جامعه و فعالان فضای مجازی نیز بر طبل نومیدی بکوبند و سرمایه انسانی در کشاکش دعواهای سیاسی تلف شود. بمباران نومیدی فصل مشترک فعالیت گروههای سیاسی است.

🌿 منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی گمان می‌کنند با پمپاژ نومیدی و بمباران روحیه و اعصاب مردم و افسرده‌سازی جامعه و گاهی توهین و تحقیر مردم و گفتن خلایق هرچه لایق، موجب حرکتهای اعتراضی می‌شود و آنها را به هدف خود در مبارزات سیاسی می‌رساند، غافل از آنکه مردم نومید و افسرده، انگیزه حرکت ندارد و آماده پذیرش سلطه و ظلم و استبداد می‌شوند.

🌿 و اما حاکمیت، ناخواسته به طریقی دیگر، سهم عمده‌ای در نومیدسازی و افسردگی جامعه دارد. چون دغدغه حکومت دغدغه ملت نیست.
اخیراً با یکپارچه سازی قدرت، اصولگرایان ساز سرمستی سر می دهند، غافل از آن که دغدغه آنها دغدغه مردم نیست و پیروزی آنها به معنای جلب حمایت مردم نیست. جناب آقای رئیسی تقریباً با همان میزان آرایی پیروز شد که چهار سال قبل، بازنده میدان بود. دولت باید بدنبال همراهی و جذب اعتماد مردم و ایجاد امید باشند نه آنکه با بستن فضای مجازی و رویکرد پاکسازی و نظارت استصوابی و رد صلاحیت رقیبان بدنبال پاک کردن صورت مسئله باشند. آنها نباید گمان کنند که با شعارها و برنامه های دهه شصت می توان در دهه 1400 جوانان را جلب کرد و نیروی انسانی را زنده و امیدوار ساخت. خلاصه کردن اهداف انقلاب در آمریکاستیزی متوهمانه و پرداختن بهای آن از زندگی مردم، موجب نومیدی و فقر و فساد و مهاجرت نخبگان و از بین رفتن سرمایه انسانی می‌شود.

🌿 دولت جدید جناب آقای رئیسی باید بداند که سرمایه انسانی ارزشمندترین سرمایه کشور است و مهمترین سرمایه انسانها، امید است. دولت روحانی وارد معاملات سیاسی با ارباب قدرت شد و امید و اعتماد مردم را نابود کرد. دولت رئیسی بداند که تنها با ایستادن کنار مردم و همراهی با دغدغه‌های آنهاست که می‌توان ارزشمندترین سرمایه یعنی امید و اعتماد را حفظ کرد. فریب وسوسه‌ها و توهمات افراطیون را نخورد و با طناب پوسیده آنها وارد چاه نشود.





جان آگه با #فرهیختگان
طالبان خانه به خانه درپی دختران

قیامت
تو تا آمدی آسمان هم نِگون شد
خدا مُرد و رفت از جهان بر کناری

اگر پیش از آن شادی‌ای بود یا نه
پس از آن نهان گشت یکباره، باری

شد ابلیس هرکاره و کام‌جویان،
برانگیخت هر جائری را به کاری

زمام زمین دست دیوانه داد و
خردمند را کرد زندان به غاری

قیامت به‌پا بود و مردم هراسان
نه در قلب ایمان، نه در جان قراری

همه کژّ و مفلوج و بدخوی گشته
چو کودک به دست بَدآموزگاری

اگر کرد دشمن به دشمن مروّت
تو هم دیدی از دوست یاری، چه یاری!

چه ناساز یاری! چه بی‌مهر بختی!
چه تاریک‌تقدیرِ ناسازگاری!

عاطفه طیه

#فرهیختگان در سوگ افغانستان
ضرب‌المثل معروفی هست که می‌گه

دم خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس


#فرهیختگان، در سوگ اخلاق
افغانستان چگونه کشوری است؟

جمله منسوب به احمدشاه مسعود :

‏هر کس از شما پرسید افغانستان چگونه کشوری است؟
بگویید:
کشوری به زیبایی یوسف
به غم و اندوه پدرش
و به خیانتکاری برادرانش



جان آگه با #فرهیختگان
@tarabesstaan
حسین علیزاده_نی نوا/درآمد
نینوا

حسین علیزاده



جان آگه با #فرهیختگان
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اپرای عاشورا

اپرای عروسکی عاشورا اولین اپرای ملی ایران است که در سال ۱۳۸۷ لیبرتو آن توسط بهروز غریب پور نوشته و موسیقی آن توسط
بهزاد عبدی ساخته شد.

اپرا برای اولین بار به شکل عروسکی در تالار فردوسی به کارگردانی بهروز غریب پور به روی صحنه رفت و پس از آن اجرا بارها به مناسبت روز عاشورا در ایران و خارج از ایران به اجرا در آمده است.


خوانندگان :
بهار موحد: همسر شمر ،همخوان جبرئیل
مهدی جاور: یزید
فرشاد فولادوند: عمر بن سعد
محمد رضا صادقی: شمر
محمد معتمدی: حر
علی خدایی: امام حسین
مهدی امامی: حضرت ابوالفضل
عامر شادمان: ابن زیاد
کیوان فرزین: مصعب، همخوان جبریل
اسماعیل مؤمن ثانی: قاصد
سینا ولی پور سکینه
سارا رضازاده: همخوان ملائکه

اپرای عاشورا به صورت دو نسخه تصویری دی وی دی و صوتی سی دی، توسط انتشارات بنیاد فرهنگی هنری رودکی در سال ۱۳۸۷ تولید و انتشار یافت.

اپرای عاشورا توسط ارکستر سمفونیک تهران به رهبری نصیر حیدریان و مدیریت هنری علی رهبری در تالار وحدت اجرا شد.


#فرهیختگان، در سوگ حسینی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت احمد قابل از واقعه کربلا



#فرهیختگان، در سوگ حسینی
عاشورا یعنی نفی آنچه به نام اسلام جریان دارد اما خلاف اسلام است


محمدرضا حکیمی توحید و عدالت را سرآمد ارزش ها می‌داند و عاشورا را فریاد دفاع حسین علیه السلام از این دو حقیقت ازلی و ابدی.
عاشورا برای حکیمی، در بستر تاریخ و برای همیشه روزگاران جریان دارد و مانند رودی خروشان، ویرانگر موانع رسیدن جامعه مظلوم به حقوق خود است.
در نگاه وی، مصیبت خوانی در رسای شهدای طف گرچه پیوند انسان با غم های بزرگ را صورت‌بندی می‌کند و این امر رشد دهنده روح انسان است اما در حقیقت عاشورا، پرچم اجرای عدالت است که بر قله خورشید نصب شده است، و اگر شیعه کوتاهی نکرده بود و عاشورا را به جهانیان شناسانده بود، امروز عاشورا همه محیط های انسانی را با عدالت و انصاف آشنا کرده بود. به شرط اینکه خود طرفداران عاشورا و حکومت های مدعی اعتقاد به عاشورا، به عدالت و انصاف معتقد باشند، و جامعه را بر اساس عدل و داد بسازند، و این همه تفاوت های جهنمی و «دره های فقر» و «قله های ثروت» وجود نداشته باشد، و یزیدیانی که در زیر نام حسین(ع) خود را پنهان کرده اند در میان نباشد.

حکیمی رسالت اصلی عاشورا را جداسازی حق از باطل و عدل از ظلم به منظور پایداری حق و عدل و نابودی باطل و ظلم می‌داند.
در نظر حکیمی #عاشورا قیامی جاودانه و زنده است،به همین دلیل #با_هیچ_حاکمیتی در طول تاریخ #بیعت_نکرده است و همیشه پشتوانه حرکت های اصلاحی عظیم و سرود جهش های آزادی بخش در طول تاریخ بوده است.

شهادت عاشورا به تعبیر حکیمی: نفی است و اثبات. نفی آنچه به نام اسلام مطرح بود و اثبات آنچه از اسلام فراموش گشته و انکار شده بود. و این هر دو باهم یعنی احیای اسلام در دوران تاریکی‌ها و جهالت ها و انکار توحید و عدل.
از این رو حکیمی با صراحت رسالت پیروان عاشورا را آگاهی بخشی و هشیار کردن مردم می‌داند تا مردم با اهداف عاشورا آشنا شوند و هرگز تسلیم طاغوتان سیاسی و اقتصادی نشوند و با موعظه های توجیه گرانه و تخدیرکننده منبرهای حکومتی تسلیم بی عدالتی ها نشوند. اما از نظر وی به دلیل سیر وقایع این بعد عاشورا کم رنگ شده است و حکیمی برای توجه دادن اذهان بیدار به این انحراف نوشت: «عاشورا، مظلومیتی مضاعف.»



#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
‍🔴نامه دکتر هادی (متخصص گوارش) به آیت‌الله خامنه‌ای

توجیه علمی شما برای این دستور چه بود؟

به نام خدا
آقای خامنه‌ای

در نوزدهم دیماه سال گذشته در یک سخنرانی تلویزیونی گفتید:

"ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی به کشور ممنوعه."

✅ به باور من واکسن، یک مساله کاملا علمی بود که شما در آن هیچ تخصصی نداشتید و ندارید و تصمیم‌گیری در مورد آن که مستقیما با جان ایرانیان سر و کار داشت می‌بایست اکیدا از سیاست دور نگه داشته شود. اما متاسفانه به نظر می‌رسد شما تصمیم خود را بدون بیان هیچ دلیل علمی و صرفا بر اساس مواضع سیاسی خود اعلام کردید. اعتراضات ایرانیان و درخواستهای ایشان برای دستیابی به پشتوانه علمی و نظرات کارشناسی منجر به این تصمیم، تاکنون مفید واقع نشده است. این در حالیست که از گذشته تا امروز نه تنها داروهای انگلیسی و آمریکایی زیادی مورد استفاده بیماران ایرانی قرار می‌گیرند و سبب بهبود آلام و نجات جانشان می‌شوند، بلکه قطعات پیچیده‌تر و مشکوک‌تر تکنولوژی نظیر آیفون نیز از این کشورها به ایران وارد می‌شوند و حتی اکانت توییتر منتسب به شما، سابقه توییت‌کردن از طریق گوشی آیفون را نشان می‌دهد.

✅ امروزه نتایج تحقیقات معتبر علمی نشان می‌دهند که واکسن در کنترل پاندمی ویروس کرونا بسیار موثر است و از قضا واکسنهای آمریکایی و انگلیسی از بهترین واکسنهای موجود در جهانند. بهترین شاهد بر این دو مدعا، وضعیت کشورهایی است که از این واکسنها استفاده کرده و به کنترل کامل زنجیره انتقال ویروس کرونا نزدیک می‌شوند.

✅اما متاسفانه در ایران شاهد موج پنجم بیماری کرونا هستیم. طبق آمار روز گذشته صدا و سیمای جمهوری اسلامی هر دو ثانیه یک ایرانی به کرونا مبتلا می‌شود و هر چهار دقیقه یک ایرانی به این سبب فوت می‌کند. سد امکانات بهداشتی و درمانی کشور در برابر این سیل ویرانگر در حال شکستن است. این در حالیست که ما ایرانیان آنقدر پول و ثروت داریم که بتوانیم واکسن های خوب را به میزان کافی بخریم و با سرعت مناسب هموطنانمان را واکسینه کنیم. اما تاکنون چنین نشده است.

✅تولید داخلی واکسن، فارغ از اما و اگرهای پزشکی و اقتصادی پیرامون آن، نتوانسته است نیاز داخلی را تامین کند. لذا شایسته بود تا زمان طی‌شدن مراحل علمی تولید واکسن و سپس تولید انبوه و کافی برای مصرف داخلی، واکسن مناسب خارجی با بیشترین سرعت وارد و تزریق شود. چنین امری نیز رخ نداده است.

✅ مسئولین وزارت بهداشت چند روز پیش خلف وعده کشورهایی نظیر روسیه و چین در فروش واکسن را علت اصلی تاخیر یا وقفه در روند واکسیناسیون ایرانیان اعلام کردند. به گفته ایشان در حالیکه طبق قرارداد با روسیه باید شصت و دو میلیون دوز واکسن در اختیار ما قرار می‌گرفت، روس ها حدود دو میلیون دوز بیشتر به ما تحویل نداده‌اند. این یعنی تعداد دوز واکسنی که تاکنون از ژاپن در قالب هدیه و رایگان به ایران اهدا شده، بسیار بیشتر از آن چیزی است که روسیه به ما فروخته است. شاید بهتر است قبول کنیم که اعتماد به شرق هم جواب نمی‌دهد.

✅ آقای خامنه‌ای
کوتاه سخن اینکه بر طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، شما ولی مطلق امر هستید. شما واکسن آمریکایی و انگلیسی را ممنوع کردید. روسیه و چین خلف وعده کردند. امروز سرعت واکسیناسیون در ایران نامطلوب است و ایرانیان از این بابت با آماری دهشتناک رنج می‌برند و جان شیرین می‌بازند. اگر واکسنهای آمریکایی و انگلیسی به میزان کافی خریداری و با سرعت مناسب تزریق شده بودند چنین اتفاقی رخ نمی‌داد. پس به سادگی نتیجه می‌گیریم که اگر تصمیم شما اشتباه بوده باشد شما در رابطه با این آمار دردناک، مقصرید.

✅ من‌ نمی‌دانم سالها بعد، آیندگان با خواندن یا شنیدن سرگذشت ما، به ما می‌خندند یا بر ما خواهند گریست، ولی امروز بعنوان یک ایرانی معمولی دردمند با استفاده از حقوق شهروندی بدیهی و بعنوان یک پزشک عضو هیات علمی دانشگاه با به یادآوردن سوگند مقدس پزشکی خود، از شما می‌پرسم توجیه علمی شما برای این دستور چه بود؟ چه میزان از مسئولیت رنجی که ایرانیان از بابت طوفان کرونا می‌برند بر عهده شماست؟ آیا خود را در مرگ روزانه چند صد نفر از ایرانیان مقصر نمی‌دانید؟

به امید روزهای بهتر برای ایران و ایرانیان
یک ایرانی معمولی



جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همایون شجریان؛
۲۰ مرداد ۱۴۰۰



جان آگه با #فرهیختگان
مرثیه خوانی و ترکیب بند محتشم کاشانی
میرفخرالدین آغا
مرثیه‌خوانی‌ ترکیب بند محتشم کاشانی از میر فخرالدین آغا، منقبت‌خوان فقید افغانستان



#فرهیختگان در سوگ حسینی
واقعه کربلا نتیجه فهم غلط دین!

احمد ایزدی‌تامه

"برای پدرم "

واقعه کربلا نتیجه علل و عوامل متعدد پرورشی، روان شناختی، اجتماعی و سیاسی بود که عدم فهم آن می تواند موجب تکرار آن در هر زمان و مکان دیگری شود. یکی از این عوامل را باید در فهم غلط از مفهوم اطاعت‌پذیری و مدل رابطه خلیفه-مردم دانست.

از دیرباز تا کنون در آموزش های دینی، رابطه بین خلیفه-مردم طوری تعریف شده است که خلیفه، عقل کل، آگاه و متصل به غیب و مردم ناآگاه و فاقد قوه تشخیص اند و در نتیجه مردم برای رهایی از رنج و مشقت و رسیدن به نجات و رستگاری، راهی به جز اطاعت بی چون و چرا از خلیفه و حاکم ندارند. بنابراین، این رابطه، رابطه‌ای از بالا به پایین، یک طرفه و ماشین گونه است. این سبک از رابطه خلیفه و مردم چیزی است که با ادبیات مختلف تقریباً در انواع مذاهب اسلامی با کم و زیاد و با ادبیات متفاوت آموزش داده می شود.

طی شصت سال حکومت بعد از پیامبر اکرم، مردم همین نوع رابطه را آموخته بودند و شخصیت آنها بر اساس همین آموزش ها شکل گرفته بود و با همین خزانه ارثی وارد کارزار کربلا شدند و در نتیجه اینگونه تصور می کردند که: یزید، چون خلیفه است، پس او عقل کل است و درست را از غلط بهتر و بیشتر از مردم تشخیص می دهد.

یزید چه چیزی را تشخیص داده است؟ اینکه حسین باید بی چون و چرا با یزید بیعت کند و چون حسین این گونه عمل نکرده، پس از دین خارج شده و کسی که از دین خارج شود، خونش مباح است.

انصاف بدهیم ، اگر ما هم در حادثه کربلا زندگی می کردیم و رابطه حاکم-مردم را همین گونه فهم می کردیم، در کدام جبهه بودیم: حسین یا یزید.

بنابراین به نظر می‌رسد که یکی از دلایل ریشه ای واقعه کربلا را باید در آموزش‌های غلطی دینی دانست که توسط معلمان دین طی سالهای متمادی به مردم داده شد. این موضوع اهمیت آموزش و پرورش را در یاد دادن چگونگی مواجهه با مسائل فردی و اجتماعی و نقش آن را در خوشبختی و بدبختی حال و آینده یک ملت نشان می‌دهد.

واقعه کربلا نشان داد که دین، امری است که فهم غلط آن خشونت، وحشت و ویرانگریی را تولید می کند که شاید هیچ امر دیگری قادر به انجام آن نیست. انگیزه‌های دینی در طول تاریخ جزو انگیزه‌هایی است خون‌بارترین حوادث را ایجاد کرده است. داعش و طالبان نمایندگان همین اندیشه در عصر حاضر اند.



جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهاد اکبر امام حسین از نگاه آیت‌الله جوادی آملی


از جرعه


#فرهیختگان، در سوگ حسینی