عاشورا یعنی نفی آنچه به نام اسلام جریان دارد اما خلاف اسلام است
محمدرضا حکیمی توحید و عدالت را سرآمد ارزش ها میداند و عاشورا را فریاد دفاع حسین علیه السلام از این دو حقیقت ازلی و ابدی.
عاشورا برای حکیمی، در بستر تاریخ و برای همیشه روزگاران جریان دارد و مانند رودی خروشان، ویرانگر موانع رسیدن جامعه مظلوم به حقوق خود است.
در نگاه وی، مصیبت خوانی در رسای شهدای طف گرچه پیوند انسان با غم های بزرگ را صورتبندی میکند و این امر رشد دهنده روح انسان است اما در حقیقت عاشورا، پرچم اجرای عدالت است که بر قله خورشید نصب شده است، و اگر شیعه کوتاهی نکرده بود و عاشورا را به جهانیان شناسانده بود، امروز عاشورا همه محیط های انسانی را با عدالت و انصاف آشنا کرده بود. به شرط اینکه خود طرفداران عاشورا و حکومت های مدعی اعتقاد به عاشورا، به عدالت و انصاف معتقد باشند، و جامعه را بر اساس عدل و داد بسازند، و این همه تفاوت های جهنمی و «دره های فقر» و «قله های ثروت» وجود نداشته باشد، و یزیدیانی که در زیر نام حسین(ع) خود را پنهان کرده اند در میان نباشد.
حکیمی رسالت اصلی عاشورا را جداسازی حق از باطل و عدل از ظلم به منظور پایداری حق و عدل و نابودی باطل و ظلم میداند.
در نظر حکیمی #عاشورا قیامی جاودانه و زنده است،به همین دلیل #با_هیچ_حاکمیتی در طول تاریخ #بیعت_نکرده است و همیشه پشتوانه حرکت های اصلاحی عظیم و سرود جهش های آزادی بخش در طول تاریخ بوده است.
شهادت عاشورا به تعبیر حکیمی: نفی است و اثبات. نفی آنچه به نام اسلام مطرح بود و اثبات آنچه از اسلام فراموش گشته و انکار شده بود. و این هر دو باهم یعنی احیای اسلام در دوران تاریکیها و جهالت ها و انکار توحید و عدل.
از این رو حکیمی با صراحت رسالت پیروان عاشورا را آگاهی بخشی و هشیار کردن مردم میداند تا مردم با اهداف عاشورا آشنا شوند و هرگز تسلیم طاغوتان سیاسی و اقتصادی نشوند و با موعظه های توجیه گرانه و تخدیرکننده منبرهای حکومتی تسلیم بی عدالتی ها نشوند. اما از نظر وی به دلیل سیر وقایع این بعد عاشورا کم رنگ شده است و حکیمی برای توجه دادن اذهان بیدار به این انحراف نوشت: «عاشورا، مظلومیتی مضاعف.»
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
محمدرضا حکیمی توحید و عدالت را سرآمد ارزش ها میداند و عاشورا را فریاد دفاع حسین علیه السلام از این دو حقیقت ازلی و ابدی.
عاشورا برای حکیمی، در بستر تاریخ و برای همیشه روزگاران جریان دارد و مانند رودی خروشان، ویرانگر موانع رسیدن جامعه مظلوم به حقوق خود است.
در نگاه وی، مصیبت خوانی در رسای شهدای طف گرچه پیوند انسان با غم های بزرگ را صورتبندی میکند و این امر رشد دهنده روح انسان است اما در حقیقت عاشورا، پرچم اجرای عدالت است که بر قله خورشید نصب شده است، و اگر شیعه کوتاهی نکرده بود و عاشورا را به جهانیان شناسانده بود، امروز عاشورا همه محیط های انسانی را با عدالت و انصاف آشنا کرده بود. به شرط اینکه خود طرفداران عاشورا و حکومت های مدعی اعتقاد به عاشورا، به عدالت و انصاف معتقد باشند، و جامعه را بر اساس عدل و داد بسازند، و این همه تفاوت های جهنمی و «دره های فقر» و «قله های ثروت» وجود نداشته باشد، و یزیدیانی که در زیر نام حسین(ع) خود را پنهان کرده اند در میان نباشد.
حکیمی رسالت اصلی عاشورا را جداسازی حق از باطل و عدل از ظلم به منظور پایداری حق و عدل و نابودی باطل و ظلم میداند.
در نظر حکیمی #عاشورا قیامی جاودانه و زنده است،به همین دلیل #با_هیچ_حاکمیتی در طول تاریخ #بیعت_نکرده است و همیشه پشتوانه حرکت های اصلاحی عظیم و سرود جهش های آزادی بخش در طول تاریخ بوده است.
شهادت عاشورا به تعبیر حکیمی: نفی است و اثبات. نفی آنچه به نام اسلام مطرح بود و اثبات آنچه از اسلام فراموش گشته و انکار شده بود. و این هر دو باهم یعنی احیای اسلام در دوران تاریکیها و جهالت ها و انکار توحید و عدل.
از این رو حکیمی با صراحت رسالت پیروان عاشورا را آگاهی بخشی و هشیار کردن مردم میداند تا مردم با اهداف عاشورا آشنا شوند و هرگز تسلیم طاغوتان سیاسی و اقتصادی نشوند و با موعظه های توجیه گرانه و تخدیرکننده منبرهای حکومتی تسلیم بی عدالتی ها نشوند. اما از نظر وی به دلیل سیر وقایع این بعد عاشورا کم رنگ شده است و حکیمی برای توجه دادن اذهان بیدار به این انحراف نوشت: «عاشورا، مظلومیتی مضاعف.»
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
🔴نامه دکتر هادی (متخصص گوارش) به آیتالله خامنهای
توجیه علمی شما برای این دستور چه بود؟
به نام خدا
آقای خامنهای
در نوزدهم دیماه سال گذشته در یک سخنرانی تلویزیونی گفتید:
"ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی به کشور ممنوعه."
✅ به باور من واکسن، یک مساله کاملا علمی بود که شما در آن هیچ تخصصی نداشتید و ندارید و تصمیمگیری در مورد آن که مستقیما با جان ایرانیان سر و کار داشت میبایست اکیدا از سیاست دور نگه داشته شود. اما متاسفانه به نظر میرسد شما تصمیم خود را بدون بیان هیچ دلیل علمی و صرفا بر اساس مواضع سیاسی خود اعلام کردید. اعتراضات ایرانیان و درخواستهای ایشان برای دستیابی به پشتوانه علمی و نظرات کارشناسی منجر به این تصمیم، تاکنون مفید واقع نشده است. این در حالیست که از گذشته تا امروز نه تنها داروهای انگلیسی و آمریکایی زیادی مورد استفاده بیماران ایرانی قرار میگیرند و سبب بهبود آلام و نجات جانشان میشوند، بلکه قطعات پیچیدهتر و مشکوکتر تکنولوژی نظیر آیفون نیز از این کشورها به ایران وارد میشوند و حتی اکانت توییتر منتسب به شما، سابقه توییتکردن از طریق گوشی آیفون را نشان میدهد.
✅ امروزه نتایج تحقیقات معتبر علمی نشان میدهند که واکسن در کنترل پاندمی ویروس کرونا بسیار موثر است و از قضا واکسنهای آمریکایی و انگلیسی از بهترین واکسنهای موجود در جهانند. بهترین شاهد بر این دو مدعا، وضعیت کشورهایی است که از این واکسنها استفاده کرده و به کنترل کامل زنجیره انتقال ویروس کرونا نزدیک میشوند.
✅اما متاسفانه در ایران شاهد موج پنجم بیماری کرونا هستیم. طبق آمار روز گذشته صدا و سیمای جمهوری اسلامی هر دو ثانیه یک ایرانی به کرونا مبتلا میشود و هر چهار دقیقه یک ایرانی به این سبب فوت میکند. سد امکانات بهداشتی و درمانی کشور در برابر این سیل ویرانگر در حال شکستن است. این در حالیست که ما ایرانیان آنقدر پول و ثروت داریم که بتوانیم واکسن های خوب را به میزان کافی بخریم و با سرعت مناسب هموطنانمان را واکسینه کنیم. اما تاکنون چنین نشده است.
✅تولید داخلی واکسن، فارغ از اما و اگرهای پزشکی و اقتصادی پیرامون آن، نتوانسته است نیاز داخلی را تامین کند. لذا شایسته بود تا زمان طیشدن مراحل علمی تولید واکسن و سپس تولید انبوه و کافی برای مصرف داخلی، واکسن مناسب خارجی با بیشترین سرعت وارد و تزریق شود. چنین امری نیز رخ نداده است.
✅ مسئولین وزارت بهداشت چند روز پیش خلف وعده کشورهایی نظیر روسیه و چین در فروش واکسن را علت اصلی تاخیر یا وقفه در روند واکسیناسیون ایرانیان اعلام کردند. به گفته ایشان در حالیکه طبق قرارداد با روسیه باید شصت و دو میلیون دوز واکسن در اختیار ما قرار میگرفت، روس ها حدود دو میلیون دوز بیشتر به ما تحویل ندادهاند. این یعنی تعداد دوز واکسنی که تاکنون از ژاپن در قالب هدیه و رایگان به ایران اهدا شده، بسیار بیشتر از آن چیزی است که روسیه به ما فروخته است. شاید بهتر است قبول کنیم که اعتماد به شرق هم جواب نمیدهد.
✅ آقای خامنهای
کوتاه سخن اینکه بر طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، شما ولی مطلق امر هستید. شما واکسن آمریکایی و انگلیسی را ممنوع کردید. روسیه و چین خلف وعده کردند. امروز سرعت واکسیناسیون در ایران نامطلوب است و ایرانیان از این بابت با آماری دهشتناک رنج میبرند و جان شیرین میبازند. اگر واکسنهای آمریکایی و انگلیسی به میزان کافی خریداری و با سرعت مناسب تزریق شده بودند چنین اتفاقی رخ نمیداد. پس به سادگی نتیجه میگیریم که اگر تصمیم شما اشتباه بوده باشد شما در رابطه با این آمار دردناک، مقصرید.
✅ من نمیدانم سالها بعد، آیندگان با خواندن یا شنیدن سرگذشت ما، به ما میخندند یا بر ما خواهند گریست، ولی امروز بعنوان یک ایرانی معمولی دردمند با استفاده از حقوق شهروندی بدیهی و بعنوان یک پزشک عضو هیات علمی دانشگاه با به یادآوردن سوگند مقدس پزشکی خود، از شما میپرسم توجیه علمی شما برای این دستور چه بود؟ چه میزان از مسئولیت رنجی که ایرانیان از بابت طوفان کرونا میبرند بر عهده شماست؟ آیا خود را در مرگ روزانه چند صد نفر از ایرانیان مقصر نمیدانید؟
به امید روزهای بهتر برای ایران و ایرانیان
یک ایرانی معمولی
جان آگه با #فرهیختگان
توجیه علمی شما برای این دستور چه بود؟
به نام خدا
آقای خامنهای
در نوزدهم دیماه سال گذشته در یک سخنرانی تلویزیونی گفتید:
"ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی به کشور ممنوعه."
✅ به باور من واکسن، یک مساله کاملا علمی بود که شما در آن هیچ تخصصی نداشتید و ندارید و تصمیمگیری در مورد آن که مستقیما با جان ایرانیان سر و کار داشت میبایست اکیدا از سیاست دور نگه داشته شود. اما متاسفانه به نظر میرسد شما تصمیم خود را بدون بیان هیچ دلیل علمی و صرفا بر اساس مواضع سیاسی خود اعلام کردید. اعتراضات ایرانیان و درخواستهای ایشان برای دستیابی به پشتوانه علمی و نظرات کارشناسی منجر به این تصمیم، تاکنون مفید واقع نشده است. این در حالیست که از گذشته تا امروز نه تنها داروهای انگلیسی و آمریکایی زیادی مورد استفاده بیماران ایرانی قرار میگیرند و سبب بهبود آلام و نجات جانشان میشوند، بلکه قطعات پیچیدهتر و مشکوکتر تکنولوژی نظیر آیفون نیز از این کشورها به ایران وارد میشوند و حتی اکانت توییتر منتسب به شما، سابقه توییتکردن از طریق گوشی آیفون را نشان میدهد.
✅ امروزه نتایج تحقیقات معتبر علمی نشان میدهند که واکسن در کنترل پاندمی ویروس کرونا بسیار موثر است و از قضا واکسنهای آمریکایی و انگلیسی از بهترین واکسنهای موجود در جهانند. بهترین شاهد بر این دو مدعا، وضعیت کشورهایی است که از این واکسنها استفاده کرده و به کنترل کامل زنجیره انتقال ویروس کرونا نزدیک میشوند.
✅اما متاسفانه در ایران شاهد موج پنجم بیماری کرونا هستیم. طبق آمار روز گذشته صدا و سیمای جمهوری اسلامی هر دو ثانیه یک ایرانی به کرونا مبتلا میشود و هر چهار دقیقه یک ایرانی به این سبب فوت میکند. سد امکانات بهداشتی و درمانی کشور در برابر این سیل ویرانگر در حال شکستن است. این در حالیست که ما ایرانیان آنقدر پول و ثروت داریم که بتوانیم واکسن های خوب را به میزان کافی بخریم و با سرعت مناسب هموطنانمان را واکسینه کنیم. اما تاکنون چنین نشده است.
✅تولید داخلی واکسن، فارغ از اما و اگرهای پزشکی و اقتصادی پیرامون آن، نتوانسته است نیاز داخلی را تامین کند. لذا شایسته بود تا زمان طیشدن مراحل علمی تولید واکسن و سپس تولید انبوه و کافی برای مصرف داخلی، واکسن مناسب خارجی با بیشترین سرعت وارد و تزریق شود. چنین امری نیز رخ نداده است.
✅ مسئولین وزارت بهداشت چند روز پیش خلف وعده کشورهایی نظیر روسیه و چین در فروش واکسن را علت اصلی تاخیر یا وقفه در روند واکسیناسیون ایرانیان اعلام کردند. به گفته ایشان در حالیکه طبق قرارداد با روسیه باید شصت و دو میلیون دوز واکسن در اختیار ما قرار میگرفت، روس ها حدود دو میلیون دوز بیشتر به ما تحویل ندادهاند. این یعنی تعداد دوز واکسنی که تاکنون از ژاپن در قالب هدیه و رایگان به ایران اهدا شده، بسیار بیشتر از آن چیزی است که روسیه به ما فروخته است. شاید بهتر است قبول کنیم که اعتماد به شرق هم جواب نمیدهد.
✅ آقای خامنهای
کوتاه سخن اینکه بر طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، شما ولی مطلق امر هستید. شما واکسن آمریکایی و انگلیسی را ممنوع کردید. روسیه و چین خلف وعده کردند. امروز سرعت واکسیناسیون در ایران نامطلوب است و ایرانیان از این بابت با آماری دهشتناک رنج میبرند و جان شیرین میبازند. اگر واکسنهای آمریکایی و انگلیسی به میزان کافی خریداری و با سرعت مناسب تزریق شده بودند چنین اتفاقی رخ نمیداد. پس به سادگی نتیجه میگیریم که اگر تصمیم شما اشتباه بوده باشد شما در رابطه با این آمار دردناک، مقصرید.
✅ من نمیدانم سالها بعد، آیندگان با خواندن یا شنیدن سرگذشت ما، به ما میخندند یا بر ما خواهند گریست، ولی امروز بعنوان یک ایرانی معمولی دردمند با استفاده از حقوق شهروندی بدیهی و بعنوان یک پزشک عضو هیات علمی دانشگاه با به یادآوردن سوگند مقدس پزشکی خود، از شما میپرسم توجیه علمی شما برای این دستور چه بود؟ چه میزان از مسئولیت رنجی که ایرانیان از بابت طوفان کرونا میبرند بر عهده شماست؟ آیا خود را در مرگ روزانه چند صد نفر از ایرانیان مقصر نمیدانید؟
به امید روزهای بهتر برای ایران و ایرانیان
یک ایرانی معمولی
جان آگه با #فرهیختگان
مرثیه خوانی و ترکیب بند محتشم کاشانی
میرفخرالدین آغا
مرثیهخوانی ترکیب بند محتشم کاشانی از میر فخرالدین آغا، منقبتخوان فقید افغانستان
#فرهیختگان در سوگ حسینی
#فرهیختگان در سوگ حسینی
واقعه کربلا نتیجه فهم غلط دین!
احمد ایزدیتامه
"برای پدرم "
واقعه کربلا نتیجه علل و عوامل متعدد پرورشی، روان شناختی، اجتماعی و سیاسی بود که عدم فهم آن می تواند موجب تکرار آن در هر زمان و مکان دیگری شود. یکی از این عوامل را باید در فهم غلط از مفهوم اطاعتپذیری و مدل رابطه خلیفه-مردم دانست.
از دیرباز تا کنون در آموزش های دینی، رابطه بین خلیفه-مردم طوری تعریف شده است که خلیفه، عقل کل، آگاه و متصل به غیب و مردم ناآگاه و فاقد قوه تشخیص اند و در نتیجه مردم برای رهایی از رنج و مشقت و رسیدن به نجات و رستگاری، راهی به جز اطاعت بی چون و چرا از خلیفه و حاکم ندارند. بنابراین، این رابطه، رابطهای از بالا به پایین، یک طرفه و ماشین گونه است. این سبک از رابطه خلیفه و مردم چیزی است که با ادبیات مختلف تقریباً در انواع مذاهب اسلامی با کم و زیاد و با ادبیات متفاوت آموزش داده می شود.
طی شصت سال حکومت بعد از پیامبر اکرم، مردم همین نوع رابطه را آموخته بودند و شخصیت آنها بر اساس همین آموزش ها شکل گرفته بود و با همین خزانه ارثی وارد کارزار کربلا شدند و در نتیجه اینگونه تصور می کردند که: یزید، چون خلیفه است، پس او عقل کل است و درست را از غلط بهتر و بیشتر از مردم تشخیص می دهد.
یزید چه چیزی را تشخیص داده است؟ اینکه حسین باید بی چون و چرا با یزید بیعت کند و چون حسین این گونه عمل نکرده، پس از دین خارج شده و کسی که از دین خارج شود، خونش مباح است.
انصاف بدهیم ، اگر ما هم در حادثه کربلا زندگی می کردیم و رابطه حاکم-مردم را همین گونه فهم می کردیم، در کدام جبهه بودیم: حسین یا یزید.
بنابراین به نظر میرسد که یکی از دلایل ریشه ای واقعه کربلا را باید در آموزشهای غلطی دینی دانست که توسط معلمان دین طی سالهای متمادی به مردم داده شد. این موضوع اهمیت آموزش و پرورش را در یاد دادن چگونگی مواجهه با مسائل فردی و اجتماعی و نقش آن را در خوشبختی و بدبختی حال و آینده یک ملت نشان میدهد.
واقعه کربلا نشان داد که دین، امری است که فهم غلط آن خشونت، وحشت و ویرانگریی را تولید می کند که شاید هیچ امر دیگری قادر به انجام آن نیست. انگیزههای دینی در طول تاریخ جزو انگیزههایی است خونبارترین حوادث را ایجاد کرده است. داعش و طالبان نمایندگان همین اندیشه در عصر حاضر اند.
جان آگه با #فرهیختگان
احمد ایزدیتامه
"برای پدرم "
واقعه کربلا نتیجه علل و عوامل متعدد پرورشی، روان شناختی، اجتماعی و سیاسی بود که عدم فهم آن می تواند موجب تکرار آن در هر زمان و مکان دیگری شود. یکی از این عوامل را باید در فهم غلط از مفهوم اطاعتپذیری و مدل رابطه خلیفه-مردم دانست.
از دیرباز تا کنون در آموزش های دینی، رابطه بین خلیفه-مردم طوری تعریف شده است که خلیفه، عقل کل، آگاه و متصل به غیب و مردم ناآگاه و فاقد قوه تشخیص اند و در نتیجه مردم برای رهایی از رنج و مشقت و رسیدن به نجات و رستگاری، راهی به جز اطاعت بی چون و چرا از خلیفه و حاکم ندارند. بنابراین، این رابطه، رابطهای از بالا به پایین، یک طرفه و ماشین گونه است. این سبک از رابطه خلیفه و مردم چیزی است که با ادبیات مختلف تقریباً در انواع مذاهب اسلامی با کم و زیاد و با ادبیات متفاوت آموزش داده می شود.
طی شصت سال حکومت بعد از پیامبر اکرم، مردم همین نوع رابطه را آموخته بودند و شخصیت آنها بر اساس همین آموزش ها شکل گرفته بود و با همین خزانه ارثی وارد کارزار کربلا شدند و در نتیجه اینگونه تصور می کردند که: یزید، چون خلیفه است، پس او عقل کل است و درست را از غلط بهتر و بیشتر از مردم تشخیص می دهد.
یزید چه چیزی را تشخیص داده است؟ اینکه حسین باید بی چون و چرا با یزید بیعت کند و چون حسین این گونه عمل نکرده، پس از دین خارج شده و کسی که از دین خارج شود، خونش مباح است.
انصاف بدهیم ، اگر ما هم در حادثه کربلا زندگی می کردیم و رابطه حاکم-مردم را همین گونه فهم می کردیم، در کدام جبهه بودیم: حسین یا یزید.
بنابراین به نظر میرسد که یکی از دلایل ریشه ای واقعه کربلا را باید در آموزشهای غلطی دینی دانست که توسط معلمان دین طی سالهای متمادی به مردم داده شد. این موضوع اهمیت آموزش و پرورش را در یاد دادن چگونگی مواجهه با مسائل فردی و اجتماعی و نقش آن را در خوشبختی و بدبختی حال و آینده یک ملت نشان میدهد.
واقعه کربلا نشان داد که دین، امری است که فهم غلط آن خشونت، وحشت و ویرانگریی را تولید می کند که شاید هیچ امر دیگری قادر به انجام آن نیست. انگیزههای دینی در طول تاریخ جزو انگیزههایی است خونبارترین حوادث را ایجاد کرده است. داعش و طالبان نمایندگان همین اندیشه در عصر حاضر اند.
جان آگه با #فرهیختگان
کیست در این انجمن محرم عشق غیور
ما همه بی غیرتیم،آینه در کربلاست
بیدل دهلوی
در جهان معاصر هدف از زیستن و معنای زندگی، وجود، تنهایی و رهایی از پوچی تا مرگ و نابودی همه چیزی که برای آن زیسته ایم،مهمترین پرسش انسان مدرن و به خصوص فلسفه اگزیستانسیالیست است.
مکاتب دینی، فلسفی و عرفانی تا روانشناسی و جامعه شناسی جوابهایی را در جایگاه و مرتبه وجودی و ظرفیت های ذهنی و عقلی و شهودی،پاسخ داده اند و انسانها بستگی به دیدگاه و مکتب فکری و عقیدتی خود به نتایجی در خور همان مسلکی که داشته اند رسیده اند وبعضی از پرسشها هنوز بی جواب مانده و رها شده و به نهلیست و لاادری گرایی رسیده است
ولیکن مکتبی که بتواند هم با یک تجربه گرایی عینی و هم فطرت گرایی ،در ابعاد گوناگون معنای حقیقی مرگو زندگی را مشخص و تعیین کند مکتب عاشورا و واقعه کربلاست
در این مراسم سوگواری و عزاداری در حقیقت هر انسانی مستقیماً حالات آگاهی خودش را تجربه میکند که دیگر نه سوژهای هست نه اوبژهای و معرفت و متعلق معرفت کاملاً با هم متحد می شوند
این تجربهٔ ناب نه تنها صورت اصلی هر تجربهٔ حسی و هر تجربهٔ عقلانی است بلکه صورت بنیادین واقعیت است. بر اساس همین تجربهٔ ناب خودآگاهی نیز تبیین می شود و این همان صورتی از آگاهی است که باطناً در درون خودش به خودش میاندیشد یا خود را مثل آیینه در خودش منعکس میسازد. در این حالت بین آنکه میاندیشد و آنچه که اندیشیده میشود تمایزی وجود ندارد و بقول فیلسوفان اسلامی اتحاد عاقل و معقول رخ میدهد و در این خودآگاهی، تجربهٔ مستقیم و اندیشه متحد میشوند.
در حقیقت واقعه کربلا،هر سال برای ما در عاشورا تا اربعین همنوا با شور شعر و موسیقی و حرکت جمعی تا نمایش و پویش های فرهنگی و هنری مختلف،همجونآیینه ای است تا ارواح و جانهای های پاک و متعالی را در آن مشاهده کنیم و در بازنمایی این واقعه با احساسات و عواطف ،ساحت قدسی و انفسی و عالم خیال را شهود کنیم و همراه با قهرمانانو شهیدان کربلا همداستان و همصدا شده و شرف و آزادگی و انسانیت را بر همه تعلقات مادی و ثروت و جاه و مقام ترجیح دهیم و مرگ را نه پایانی برای زندگی،بلکه در امتداد آن بازشناسی کنیم و در نتیجه همان مرتبه ای که ارسطو آن را کاتارسیس می نامید،اتفاق افتد
آری مرگ حقیقتی است که از آن گریزی نیست و فرار از آن برای زیستن در ننگ و پلیدی و ظلمت، باز هم ارزش و ثمره ای برای انسان بر نخواهد داشت و این پارادوکس را در واقعه کربلا می بینیم که کوفیان پیمان شکن نیز از مرگی فرار می کردند و می ترسیدند که خود به سوی آن می رفتند و مگر چند سال پس از این واقعه زیستند؟
کربلا و ایثار جان و مال امام حسین ع و یارانش به هر انسانی،ضربه وجودی می زند که زیستن، منحصر به یک مدت زمان محدود عمر و تاریخ نیست بلکه می تواند این حیات برای قرنها بقا یابد و تداوم داشته باشد و انسان جسم و جسد تنها نیست که اگر تکه تکه و سر بریده و پوست و استخوان او زیر سم اسبها از هم جدا شود،باز روح و نفسی جاودان دارد و مرگ فقط به معنای پایان نفس کشیدن نیست،،بلکه تازه شروع و آغاز حیاتی جاودانه در عقول و نفوس است و در نتیجه کیفیت زندگی معنوی بر کمیت زیستن مادی ارجحیت می یابد و تاریکی و پوچی و اضطراب و ترس و دلهره به نورانیت و اطمینان و معنا و شجاعت و معرفت مبدل می گردد.
سید محمد دیباجی
جان آگه با #فرهیختگان
ما همه بی غیرتیم،آینه در کربلاست
بیدل دهلوی
در جهان معاصر هدف از زیستن و معنای زندگی، وجود، تنهایی و رهایی از پوچی تا مرگ و نابودی همه چیزی که برای آن زیسته ایم،مهمترین پرسش انسان مدرن و به خصوص فلسفه اگزیستانسیالیست است.
مکاتب دینی، فلسفی و عرفانی تا روانشناسی و جامعه شناسی جوابهایی را در جایگاه و مرتبه وجودی و ظرفیت های ذهنی و عقلی و شهودی،پاسخ داده اند و انسانها بستگی به دیدگاه و مکتب فکری و عقیدتی خود به نتایجی در خور همان مسلکی که داشته اند رسیده اند وبعضی از پرسشها هنوز بی جواب مانده و رها شده و به نهلیست و لاادری گرایی رسیده است
ولیکن مکتبی که بتواند هم با یک تجربه گرایی عینی و هم فطرت گرایی ،در ابعاد گوناگون معنای حقیقی مرگو زندگی را مشخص و تعیین کند مکتب عاشورا و واقعه کربلاست
در این مراسم سوگواری و عزاداری در حقیقت هر انسانی مستقیماً حالات آگاهی خودش را تجربه میکند که دیگر نه سوژهای هست نه اوبژهای و معرفت و متعلق معرفت کاملاً با هم متحد می شوند
این تجربهٔ ناب نه تنها صورت اصلی هر تجربهٔ حسی و هر تجربهٔ عقلانی است بلکه صورت بنیادین واقعیت است. بر اساس همین تجربهٔ ناب خودآگاهی نیز تبیین می شود و این همان صورتی از آگاهی است که باطناً در درون خودش به خودش میاندیشد یا خود را مثل آیینه در خودش منعکس میسازد. در این حالت بین آنکه میاندیشد و آنچه که اندیشیده میشود تمایزی وجود ندارد و بقول فیلسوفان اسلامی اتحاد عاقل و معقول رخ میدهد و در این خودآگاهی، تجربهٔ مستقیم و اندیشه متحد میشوند.
در حقیقت واقعه کربلا،هر سال برای ما در عاشورا تا اربعین همنوا با شور شعر و موسیقی و حرکت جمعی تا نمایش و پویش های فرهنگی و هنری مختلف،همجونآیینه ای است تا ارواح و جانهای های پاک و متعالی را در آن مشاهده کنیم و در بازنمایی این واقعه با احساسات و عواطف ،ساحت قدسی و انفسی و عالم خیال را شهود کنیم و همراه با قهرمانانو شهیدان کربلا همداستان و همصدا شده و شرف و آزادگی و انسانیت را بر همه تعلقات مادی و ثروت و جاه و مقام ترجیح دهیم و مرگ را نه پایانی برای زندگی،بلکه در امتداد آن بازشناسی کنیم و در نتیجه همان مرتبه ای که ارسطو آن را کاتارسیس می نامید،اتفاق افتد
آری مرگ حقیقتی است که از آن گریزی نیست و فرار از آن برای زیستن در ننگ و پلیدی و ظلمت، باز هم ارزش و ثمره ای برای انسان بر نخواهد داشت و این پارادوکس را در واقعه کربلا می بینیم که کوفیان پیمان شکن نیز از مرگی فرار می کردند و می ترسیدند که خود به سوی آن می رفتند و مگر چند سال پس از این واقعه زیستند؟
کربلا و ایثار جان و مال امام حسین ع و یارانش به هر انسانی،ضربه وجودی می زند که زیستن، منحصر به یک مدت زمان محدود عمر و تاریخ نیست بلکه می تواند این حیات برای قرنها بقا یابد و تداوم داشته باشد و انسان جسم و جسد تنها نیست که اگر تکه تکه و سر بریده و پوست و استخوان او زیر سم اسبها از هم جدا شود،باز روح و نفسی جاودان دارد و مرگ فقط به معنای پایان نفس کشیدن نیست،،بلکه تازه شروع و آغاز حیاتی جاودانه در عقول و نفوس است و در نتیجه کیفیت زندگی معنوی بر کمیت زیستن مادی ارجحیت می یابد و تاریکی و پوچی و اضطراب و ترس و دلهره به نورانیت و اطمینان و معنا و شجاعت و معرفت مبدل می گردد.
سید محمد دیباجی
جان آگه با #فرهیختگان
نمایشی شدن علم
عباس عبدی
اعتماد ۲۶ مرداد ۱۴۰۰
🔘آمار فوتیها و مبتلایان به کرونا روز به روز در حال افزایش است و متأسفانه باید گفت که فوتیهای این موج اخیر با موارد قبلی نیز فرق میکنند. نه تنها تعداد آن افزایش یافته، بلکه افراد جوانتر را بیشتر دچار فوت کرده است.
🔘برای نمونه در تهران و در موج اخیر، بیش از ۱۶ درصد فوتیها زیر ۵۰ سال داشتهاند در حالی که در موجهای قبلی تقریباً ۱۱ درصد بود. این نشان میدهد که واکسیناسیون افراد سالمند موثر بوده و آنان را از خطر مرگ نجات داده و اگر تا کنون همین اندازه واکسیناسیون محدود هم انجام نشده بود، چه بسا اکنون با ارقام بسیار بالاتری از مرگ شهروندان مواجه بودیم. پس میتوان گفت که راهحل اصلی در مواجهه با کرونا تأمین واکسن بود.
🔘 چرا این کار صورت نگرفت؟ شاید به اثر تحریم بتوان اشاره کرد. ولی به نظر میرسد که علت اصلی خوشبینی بیش از حد به تولید داخل بود. این سیاست دو ایراد اساسی داشت. اول اینکه در موضوعی که پای جان و سلامت مردم در میان است، نباید ریسک میکردیم. حتی اگر نود و پنج درصد هم به تولید واکسن داخلی در موعد مقرر اعتماد بود، باید فرض را بر عدم تولید میگذاشتیم و با حداکثر توان اقدام به واردات میکردیم. تولید داخل هم اگر میآمد، جای دوری نمیرفت و هیچ زیانی متوجه تولیدکننده آن نمیشد.
🔘اکنون آنچه که مردم را عذاب میدهد، فقط فوت عزیزانشان نیست. همه میمیریم، آنچه که بدتر است احساس بیمسئولیتی آشکار در برابر جان مردم بود. البته به احتمال فراوان مسأله بالاتر از بیمسئولیتی است و باید به آن رسیدگی قضایی کرد. زیرا چگونه میتوان پذیرفت که صدها میلیون دلار دارو برای درمان کوید-۱۹ وارد کشور شود ولی کسری از آن صرف واردات واکسن نشود؟
🔘ایراد دوم که خیلی مهمتر است، نمایشی شدن علم و پیشرفت است. در عبادات تأکید میشود که نیت رکن مهم پذیرش آن است. عبادت باید خالص برای خدا باشد تا موثر باشد و پذیرفته شود. توسعه و پیشرفت علمی نیز باید با نیت خیر عمومی باشد و نه نمایش برابر دیگران و اینکه ما هم اینها را داریم. یا اینکه بارها بگویید به آمریکا هم واکسن میدهیم!!
🔘نمایشی شدن علم سر از این وضعیت در میآورد که در کشور با این امکانات محدود ۸ نوع واکسن همزمان در دستور تولید قرار میگیرد. هر روز وعده جدیدی داده میشود. مخالفان خود را متهم به خودکمبینی کرده و با کلمات زشت مینوازند. هر روز نمایش پشت نمایش. گویی که تولید واکسن و پیروزی تولیدکنندگان مسأله اصلی است و نه درمان مردم. یا اینکه بگوییم ما هم جزو واکسنسازهای جهان هستیم!
🔘نمایشی شدن علم و پیشرفت موجب سیاسی شدن آن نیز میشود. اینکه لیست کمتر از ۲۰۰ نفر پزشک در دفاع از ممنوعیت واردات واکسن را ۲۵۰۰ نفر اعلام و تیتر کنیم و یک بیانیه سیاسی را به نام علمی قالب کنیم، نتیجه همین وضعیتی میشود که امروز در جهان از هر نظر در ردیف اول مبتلایان و فوتشدگان (به نسبت جمعیت) هستیم.
🔘🔘گذشته گذشته است. حداقل درسی که باید گرفت دست برداشتن از نمایش در موضوعات علمی و آنچه که به سلامت و زندگی مردم مربوط میشود است.
جان آگه با #فرهیختگان
عباس عبدی
اعتماد ۲۶ مرداد ۱۴۰۰
🔘آمار فوتیها و مبتلایان به کرونا روز به روز در حال افزایش است و متأسفانه باید گفت که فوتیهای این موج اخیر با موارد قبلی نیز فرق میکنند. نه تنها تعداد آن افزایش یافته، بلکه افراد جوانتر را بیشتر دچار فوت کرده است.
🔘برای نمونه در تهران و در موج اخیر، بیش از ۱۶ درصد فوتیها زیر ۵۰ سال داشتهاند در حالی که در موجهای قبلی تقریباً ۱۱ درصد بود. این نشان میدهد که واکسیناسیون افراد سالمند موثر بوده و آنان را از خطر مرگ نجات داده و اگر تا کنون همین اندازه واکسیناسیون محدود هم انجام نشده بود، چه بسا اکنون با ارقام بسیار بالاتری از مرگ شهروندان مواجه بودیم. پس میتوان گفت که راهحل اصلی در مواجهه با کرونا تأمین واکسن بود.
🔘 چرا این کار صورت نگرفت؟ شاید به اثر تحریم بتوان اشاره کرد. ولی به نظر میرسد که علت اصلی خوشبینی بیش از حد به تولید داخل بود. این سیاست دو ایراد اساسی داشت. اول اینکه در موضوعی که پای جان و سلامت مردم در میان است، نباید ریسک میکردیم. حتی اگر نود و پنج درصد هم به تولید واکسن داخلی در موعد مقرر اعتماد بود، باید فرض را بر عدم تولید میگذاشتیم و با حداکثر توان اقدام به واردات میکردیم. تولید داخل هم اگر میآمد، جای دوری نمیرفت و هیچ زیانی متوجه تولیدکننده آن نمیشد.
🔘اکنون آنچه که مردم را عذاب میدهد، فقط فوت عزیزانشان نیست. همه میمیریم، آنچه که بدتر است احساس بیمسئولیتی آشکار در برابر جان مردم بود. البته به احتمال فراوان مسأله بالاتر از بیمسئولیتی است و باید به آن رسیدگی قضایی کرد. زیرا چگونه میتوان پذیرفت که صدها میلیون دلار دارو برای درمان کوید-۱۹ وارد کشور شود ولی کسری از آن صرف واردات واکسن نشود؟
🔘ایراد دوم که خیلی مهمتر است، نمایشی شدن علم و پیشرفت است. در عبادات تأکید میشود که نیت رکن مهم پذیرش آن است. عبادت باید خالص برای خدا باشد تا موثر باشد و پذیرفته شود. توسعه و پیشرفت علمی نیز باید با نیت خیر عمومی باشد و نه نمایش برابر دیگران و اینکه ما هم اینها را داریم. یا اینکه بارها بگویید به آمریکا هم واکسن میدهیم!!
🔘نمایشی شدن علم سر از این وضعیت در میآورد که در کشور با این امکانات محدود ۸ نوع واکسن همزمان در دستور تولید قرار میگیرد. هر روز وعده جدیدی داده میشود. مخالفان خود را متهم به خودکمبینی کرده و با کلمات زشت مینوازند. هر روز نمایش پشت نمایش. گویی که تولید واکسن و پیروزی تولیدکنندگان مسأله اصلی است و نه درمان مردم. یا اینکه بگوییم ما هم جزو واکسنسازهای جهان هستیم!
🔘نمایشی شدن علم و پیشرفت موجب سیاسی شدن آن نیز میشود. اینکه لیست کمتر از ۲۰۰ نفر پزشک در دفاع از ممنوعیت واردات واکسن را ۲۵۰۰ نفر اعلام و تیتر کنیم و یک بیانیه سیاسی را به نام علمی قالب کنیم، نتیجه همین وضعیتی میشود که امروز در جهان از هر نظر در ردیف اول مبتلایان و فوتشدگان (به نسبت جمعیت) هستیم.
🔘🔘گذشته گذشته است. حداقل درسی که باید گرفت دست برداشتن از نمایش در موضوعات علمی و آنچه که به سلامت و زندگی مردم مربوط میشود است.
جان آگه با #فرهیختگان
اثر واکسن
ح. قدوسی
🔹ترکیه پروفایل جمعیتی و اقتصادی/اجتماعی کمابیش مشابه ایران دارد. با این همه تعداد کشتههای روزانه کرونا در این کشور حدود ۱۵۰ است، در حالیکه در ایران «طبق آمار رسمی» بالای ۶۰۰ است (و به قولی خیلی بیش از این عدد رسمی). یعنی این وسط روزانه حداقل ۴۰۰ جان عزیز در ایران به خاطر ناتوانی یا فقدان اراده یا مانعتراشی حکومت در تامین به موقع و گسترده واکسن باکیفیت از دست میرود.
🔸منتها در مقایسه تعداد کشتههای کرونا در کشورهای با واکسیناسون بالا و پایین یک عامل کلیدی را هم نباید فراموش کرد: کشورهایی که به صورت گسترده واکسن زدهاند کمابیش به زندگی طبیعی برگشتهاند و در نتیجه جمعیتشان تعامل اجتماعی کمابیش مشابه دوره ماقبل کرونا دارد. در حالی که کشتههای ۶۰۰ نفری در ایران «علیرغم» رعایت پروتکلهای دوره کرونا (ماسک و تعطیلی و فاصلهگذاری و خانهنشینی و ...) است. به زبان علمی، ما نمیدانیم «واقعیت محققنشده» (Counter-Factual) کشتهها در ایران، اگر جامعه ایران هم مثل کشورهای اروپایی به شرایط زندگی ماقبل کرونا برگشته بود و این رعایتها برداشته میشد چه قدر بود.
🔹اگر این عامل را کنترل نکنیم، اثربخشی واقعی واکسنها در پیشگیری از مرگ و بیماری را دستپایین تخمین میزنیم. حداقل شواهد اولیه از برخی کشورها یا ایالتهایی که در سطح گسترده واکسن زدهاند و به دنبال آن مقررات کرونا را هم برداشتهاند، این است که کشتهها اصلا قابل مقایسه با شرایط مشابه در سال قبل (ولی بدون واکسن) نیست.
🔸 هیچ اولویتی برای اقتصاد و جامعه و آینده ایران بالاتر از تامین گسترده واکسن موثر و با کیفیت از همه مجاری ممکن و توسط مجموعه گسترده و متنوعی از تامینکنندگان (خصوصی و دولتی و جامعه مدنی و بینالمللی و ...) نیست./ مکتوبات
جان آگه با #فرهیختگان
ح. قدوسی
🔹ترکیه پروفایل جمعیتی و اقتصادی/اجتماعی کمابیش مشابه ایران دارد. با این همه تعداد کشتههای روزانه کرونا در این کشور حدود ۱۵۰ است، در حالیکه در ایران «طبق آمار رسمی» بالای ۶۰۰ است (و به قولی خیلی بیش از این عدد رسمی). یعنی این وسط روزانه حداقل ۴۰۰ جان عزیز در ایران به خاطر ناتوانی یا فقدان اراده یا مانعتراشی حکومت در تامین به موقع و گسترده واکسن باکیفیت از دست میرود.
🔸منتها در مقایسه تعداد کشتههای کرونا در کشورهای با واکسیناسون بالا و پایین یک عامل کلیدی را هم نباید فراموش کرد: کشورهایی که به صورت گسترده واکسن زدهاند کمابیش به زندگی طبیعی برگشتهاند و در نتیجه جمعیتشان تعامل اجتماعی کمابیش مشابه دوره ماقبل کرونا دارد. در حالی که کشتههای ۶۰۰ نفری در ایران «علیرغم» رعایت پروتکلهای دوره کرونا (ماسک و تعطیلی و فاصلهگذاری و خانهنشینی و ...) است. به زبان علمی، ما نمیدانیم «واقعیت محققنشده» (Counter-Factual) کشتهها در ایران، اگر جامعه ایران هم مثل کشورهای اروپایی به شرایط زندگی ماقبل کرونا برگشته بود و این رعایتها برداشته میشد چه قدر بود.
🔹اگر این عامل را کنترل نکنیم، اثربخشی واقعی واکسنها در پیشگیری از مرگ و بیماری را دستپایین تخمین میزنیم. حداقل شواهد اولیه از برخی کشورها یا ایالتهایی که در سطح گسترده واکسن زدهاند و به دنبال آن مقررات کرونا را هم برداشتهاند، این است که کشتهها اصلا قابل مقایسه با شرایط مشابه در سال قبل (ولی بدون واکسن) نیست.
🔸 هیچ اولویتی برای اقتصاد و جامعه و آینده ایران بالاتر از تامین گسترده واکسن موثر و با کیفیت از همه مجاری ممکن و توسط مجموعه گسترده و متنوعی از تامینکنندگان (خصوصی و دولتی و جامعه مدنی و بینالمللی و ...) نیست./ مکتوبات
جان آگه با #فرهیختگان
✅ كاش ايران هم قدرت عقبنشینی از هدر دادن منابع خود به صرف قدرت نمايي كاذب داشت
احمد زيدآبادی
دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق آمریکا تسلط طالبان بر افغانستان را "شکست تاریخی" جو بایدن دانسته و خواستار استعفای او از ریاست جمهوری شده است.
ظاهراً ترامپ از یاد برده است که دولت خود او مذاکره با طالبان را در دوحه آغاز کرد، با آنها به توافق رسید و متعهد به عقبنشینی ارتش آمریکا از افغانستان تا نفرِ آخر شد. همۀ این کارها نیز توسط زلمای خلیلزاد نمایندۀ ویژۀ او صورت گرفت؛ همان نمایندهای که بایدن هم او را در مقام خود ابقاء کرد و آخرین پرده از سناریوی بازگشت طالبان به قدرت، با بازیگری وی به نمایش در آمد.
با این حساب، اگر قرار به سرزنش فردی به عنوان مسئول سلطۀ طالبان بر افغانستان باشد، در درجۀ نخست دونالد ترامپ سزاوار سرزنش است.
واقعیت اما این است که بحث عقبنشینی از افغانستان و مذاکره با طالبان از زمان ریاست جمهوری باراک حسین اوباما بر سر زبانها افتاد و ریچارد هالبروک دیپلمات فقید آمریکایی به عنوان نمایندۀ دولت اوباما در افغانستان این موضوع را به میان آورد.
در حقیقت، سیاست در صورت واقعی و صحنۀ عملی خود، نسبت ناچیزی با "رمانتیسیسم" مورد نظر بسیاری از کنشگران عرصۀ بینالمللی دارد. سیاست همچنان بازی موازنۀ نیروهاست هر چند که به خلاف دوران گذشته، مؤلفههای تازهای از قدرت از جمله قدرت افکار عمومی هم به آن اضافه شده است.
ظاهراً آمریکا از حدود یک دهه پیش، مسئلۀ افغانستان را به چشم بحرانی برای "اتلاف منابع" میدید و در صددِ خلاص کردن خود از این بحران بود. طبعاً درجایی که سرمایهگذاری نسبتِ روشن و معناداری با سودآوری نداشته باشد، یک سیاستمدار واقعگرا به صرف اینکه خود را شکستناپذیر و قدَر قدرت نشان دهد و یا در چشم شماری از ناظران، خوار و بیمقدار جلوه نکند، به اتلاف منابع ادامه نمیدهد و با عقبنشینی از موضع خود قصد امتحان راههای نرفته را میکند.
بر این اساس، از نگاه سران آمریکا عقب نشینی از افغانستان نه به عنوان نوعی شرمساری بلکه نشانۀ قدرت انعطاف در تصمیمگیری برای پیشگیری از هدر رفت منابع نگریسته میشود تا امکان تحرک و چالاکی دوبارهای به وجود آید.
در یک نگاه کلانتر، آمریکا تصمیم گرفته است که دامنِ پت و پهنِ حضور نظامی خود در اقصی نقاط جهان را حتیالمقدور برچیند. طبعاً دشمنان و پارهای متحدان آمریکا این حرکت را نشانۀ ضعف آن کشور تلقی خواهند کرد، اما از زاویۀ نگاه سیاستمداری که در کاخ سفید نشسته است، حضور نظامی گسترده در جهان یعنی تحمیل هزینههای اضافی بر شانۀ اقتصاد آمریکا و در نتیجه، عقب افتادن از رقبای تازه نفسی مانند چین که بدون تحمل مخارج حضور نظامی در گوشه و کنار جهان، بر سرعت رشد اقتصادی خود میافزایند.
قاعدتاً رهبران آمریکا از تاریخ امپراتوریهای جهانی این درس را آموختهاند که تعهدات امنیتی فزاینده و پرهزینۀ بینالمللی، نهایتاً به تضعیف و سقوط آن امپراتوریها منجر شده است و بنابراین نمیخواهند آن سرنوشت را برای خود تکرار کنند. از این رو آنان در این اندیشهاند که دخالت نظامی خود را به حوزۀ منافع حیاتی آمریکا در سطح جهان محدود کنند تا هزینۀ کنترل دیگر بحرانها بین همۀ بازیگران بینالمللی تقسیم شود.
در این میان، دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی نیز عقبنشینی آمریکا از افغانستان را به معنای ضعف و بیچارگی واشنگتن معرفی میکند. از یک زاویه، این عقبنشینی، نشانۀ ضعف است زیرا قدرت و توان ایالات متحده قطعاً لایزال و نامحدود نیست. اما از زاویۀ دیگر شناخت ضعف و تلاش برای رهایی از آن، به نوبۀ خودش قدرت است و مانع فرو رفتن در باتلاقی بیانتهاء و هدر دادن بینتیجۀ منابع به صرفِ قدرتنمایی کاذب میشود. کاش جمهوری اسلامی هم در مورد هزینههای حضور برون مرزی خود، از همین نقطه نظر مینگریست.
در واقع بزرگترین ضعف در این عالم، نداشتنِ قدرت عقبنشینی است!
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
احمد زيدآبادی
دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق آمریکا تسلط طالبان بر افغانستان را "شکست تاریخی" جو بایدن دانسته و خواستار استعفای او از ریاست جمهوری شده است.
ظاهراً ترامپ از یاد برده است که دولت خود او مذاکره با طالبان را در دوحه آغاز کرد، با آنها به توافق رسید و متعهد به عقبنشینی ارتش آمریکا از افغانستان تا نفرِ آخر شد. همۀ این کارها نیز توسط زلمای خلیلزاد نمایندۀ ویژۀ او صورت گرفت؛ همان نمایندهای که بایدن هم او را در مقام خود ابقاء کرد و آخرین پرده از سناریوی بازگشت طالبان به قدرت، با بازیگری وی به نمایش در آمد.
با این حساب، اگر قرار به سرزنش فردی به عنوان مسئول سلطۀ طالبان بر افغانستان باشد، در درجۀ نخست دونالد ترامپ سزاوار سرزنش است.
واقعیت اما این است که بحث عقبنشینی از افغانستان و مذاکره با طالبان از زمان ریاست جمهوری باراک حسین اوباما بر سر زبانها افتاد و ریچارد هالبروک دیپلمات فقید آمریکایی به عنوان نمایندۀ دولت اوباما در افغانستان این موضوع را به میان آورد.
در حقیقت، سیاست در صورت واقعی و صحنۀ عملی خود، نسبت ناچیزی با "رمانتیسیسم" مورد نظر بسیاری از کنشگران عرصۀ بینالمللی دارد. سیاست همچنان بازی موازنۀ نیروهاست هر چند که به خلاف دوران گذشته، مؤلفههای تازهای از قدرت از جمله قدرت افکار عمومی هم به آن اضافه شده است.
ظاهراً آمریکا از حدود یک دهه پیش، مسئلۀ افغانستان را به چشم بحرانی برای "اتلاف منابع" میدید و در صددِ خلاص کردن خود از این بحران بود. طبعاً درجایی که سرمایهگذاری نسبتِ روشن و معناداری با سودآوری نداشته باشد، یک سیاستمدار واقعگرا به صرف اینکه خود را شکستناپذیر و قدَر قدرت نشان دهد و یا در چشم شماری از ناظران، خوار و بیمقدار جلوه نکند، به اتلاف منابع ادامه نمیدهد و با عقبنشینی از موضع خود قصد امتحان راههای نرفته را میکند.
بر این اساس، از نگاه سران آمریکا عقب نشینی از افغانستان نه به عنوان نوعی شرمساری بلکه نشانۀ قدرت انعطاف در تصمیمگیری برای پیشگیری از هدر رفت منابع نگریسته میشود تا امکان تحرک و چالاکی دوبارهای به وجود آید.
در یک نگاه کلانتر، آمریکا تصمیم گرفته است که دامنِ پت و پهنِ حضور نظامی خود در اقصی نقاط جهان را حتیالمقدور برچیند. طبعاً دشمنان و پارهای متحدان آمریکا این حرکت را نشانۀ ضعف آن کشور تلقی خواهند کرد، اما از زاویۀ نگاه سیاستمداری که در کاخ سفید نشسته است، حضور نظامی گسترده در جهان یعنی تحمیل هزینههای اضافی بر شانۀ اقتصاد آمریکا و در نتیجه، عقب افتادن از رقبای تازه نفسی مانند چین که بدون تحمل مخارج حضور نظامی در گوشه و کنار جهان، بر سرعت رشد اقتصادی خود میافزایند.
قاعدتاً رهبران آمریکا از تاریخ امپراتوریهای جهانی این درس را آموختهاند که تعهدات امنیتی فزاینده و پرهزینۀ بینالمللی، نهایتاً به تضعیف و سقوط آن امپراتوریها منجر شده است و بنابراین نمیخواهند آن سرنوشت را برای خود تکرار کنند. از این رو آنان در این اندیشهاند که دخالت نظامی خود را به حوزۀ منافع حیاتی آمریکا در سطح جهان محدود کنند تا هزینۀ کنترل دیگر بحرانها بین همۀ بازیگران بینالمللی تقسیم شود.
در این میان، دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی نیز عقبنشینی آمریکا از افغانستان را به معنای ضعف و بیچارگی واشنگتن معرفی میکند. از یک زاویه، این عقبنشینی، نشانۀ ضعف است زیرا قدرت و توان ایالات متحده قطعاً لایزال و نامحدود نیست. اما از زاویۀ دیگر شناخت ضعف و تلاش برای رهایی از آن، به نوبۀ خودش قدرت است و مانع فرو رفتن در باتلاقی بیانتهاء و هدر دادن بینتیجۀ منابع به صرفِ قدرتنمایی کاذب میشود. کاش جمهوری اسلامی هم در مورد هزینههای حضور برون مرزی خود، از همین نقطه نظر مینگریست.
در واقع بزرگترین ضعف در این عالم، نداشتنِ قدرت عقبنشینی است!
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
☑️ کابینه سقوط؛ آیا وزیر پیشنهادی ارشاد، متقلب از آب درآمد؟
▪️ابراز نگرانی از برنامه پیشنهادی وزیر فرهنگ دولت رئیسی
روحالله انصاری
▪️تمام برنامه پیشنهادی وزیر فرهنگ دولت #رئیسی از یک پایاننامه در سال ۱۳۹۳ کپی و پیست شده است.
تمام آمارها در سال ۱۳۹۳ جمع شده و افق آمارها سال ۱۴۰۰ است، منتها آنقدر تنبل بودند که زمان تغییر تیتر پژوهش به "برنامه وزارت فرهنگ"، حواسشان به "پاندمی کرونا" نبود.
▪️فقط در یک مورد، تمام سالنهای نمایش از ۱۸ ماه پیش تعطیل است.
جان آگه با #فرهیختگان
▪️ابراز نگرانی از برنامه پیشنهادی وزیر فرهنگ دولت رئیسی
روحالله انصاری
▪️تمام برنامه پیشنهادی وزیر فرهنگ دولت #رئیسی از یک پایاننامه در سال ۱۳۹۳ کپی و پیست شده است.
تمام آمارها در سال ۱۳۹۳ جمع شده و افق آمارها سال ۱۴۰۰ است، منتها آنقدر تنبل بودند که زمان تغییر تیتر پژوهش به "برنامه وزارت فرهنگ"، حواسشان به "پاندمی کرونا" نبود.
▪️فقط در یک مورد، تمام سالنهای نمایش از ۱۸ ماه پیش تعطیل است.
جان آگه با #فرهیختگان
مباحث قرآنی، جمع آوری و تدوین قرآن، دکتر فرهاد قدوسی
شامل ۶ درس گفتار، می تا آگست ۲۰۲۱، ام آی تی
ویدیوی جلسات برگزار شده در یوتیوب و آپارات
جلسه اول: تاریخ مطالعات قرآنی نوین در محیط های آکادمیک غربی
جلسه دوم: جمع آوری و تدوین قرآن
جلسه سوم: جمع آوری و تدوین قرآن، مصحف صنعا، قسمت اول
جلسه چهارم: جمع آوری و تدوین قرآن، مصحف صنعا، قسمت دوم
جلسه پنجم: مصحف امصار و پروژه دوم مصاحف
جلسه ششم: مصحف عثمانی: اختلاف قرائات وتدوین دوم
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
شامل ۶ درس گفتار، می تا آگست ۲۰۲۱، ام آی تی
ویدیوی جلسات برگزار شده در یوتیوب و آپارات
جلسه اول: تاریخ مطالعات قرآنی نوین در محیط های آکادمیک غربی
جلسه دوم: جمع آوری و تدوین قرآن
جلسه سوم: جمع آوری و تدوین قرآن، مصحف صنعا، قسمت اول
جلسه چهارم: جمع آوری و تدوین قرآن، مصحف صنعا، قسمت دوم
جلسه پنجم: مصحف امصار و پروژه دوم مصاحف
جلسه ششم: مصحف عثمانی: اختلاف قرائات وتدوین دوم
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
درسهای تحولات افغانستان
🔹 بزرگترین ابرقدرت دنیا هم که باشی، ۲/۵ تریلیون دلار هم که خرج کنی، ۳۰۰۰ سرباز خودت، ۶۰۰۰۰ نفر از نظامیان و مخالفان و ۵۰۰۰۰ نفر از غیرنظامیان را هم اگر به کشتن بدهی، تا وقتی اراده ملتها را تغيير ندهی، پیروز نخواهی شد.
🔹 توسعه فرهنگی مقدم بر توسعه اقتصادی و توسعه اقتصادی مقدم بر توسعه سیاسی است و لازمه همه اینها، امنیت است.
🔹 مردم قبل از اینکه به دنبال آزادی و عدالت و حقوق بشر و... باشند، دغدغه نان و جان دارند.
🔹 اگر از مردم نباشی، یا باشی و از آنان دور شوی یا بیش از اندازه به بیگانه اعتماد کنی، جایی در وطن نخواهی داشت.
🔹 اقتضائات قدرت، آرمانگراترین و بنیادگراترین و تندروترین افراد را هم مصلحتاندیش و کارکردگرا میکند. قدرت نه تنها وحشی که گاهی رام میکند.
🔹 بههمان اندازه که به کشورهای ضعیف نمیتوان اتکا کرد، به قدرتهای جهانی هم نمیتوان اعتماد کرد.
🔹 وفادارترین سربازان هر ایدئولوژی را در میان دو دسته خواهی یافت: ابلهها و گرسنهها.
🔹 قلم همیشه بر تفنگ پیروز است، به شرط آنکه صاحبِ قلم زنده مانده باشد، دستش را نبریده و قلمش را نشکسته باشند.
🔹 پیوند دیانت و سیاست دو روی زشت و زیبا دارد. سعی کنیم الگوی آیندگان شویم و نه آیینه عبرتشان.
🔹 روحیات افراد، بیش از عقیدهشان رفتارشان را میسازد، شرایط جغرافیایی بیش از امکانات اجرایی، ساختارهای اجتماعی را تعیین میکند و تغيير میدهد.
🔹 وقتی در ۱۵۰ سال اخیر، انگلیس و شوروی و آمریکا و ناتو بخت خود را میآزمایند ولی هیچکدام موفق به اشغال نظامی بلندمدت یکی از ضعیفترین و فقیرترین کشورهای جهان نمیشوند، یعنی دوران لشکرکشی و تسخیر فیزیکی کشورها تمام شده است.
🔹 وقتی به پشتگرمی کدخدا، به همسایگانت پشت میکنی و آنها را میآزاری، نباید انتظار داشته باشی که در روز نیازت، دستت را بگیرند. در زمستان، زیر کرسی همانی برو که در تابستان با او آب خنک مینوشیدی.
🔹 حفظ حوزه تمدنی ایران و عمق نفوذ فرهنگ فارسی، حتی به اندازه حفظ یک حوضه آبریز برای مردان میدان و یاران دیپلماسی اهمیت ندارد. در حالی که در بلندمدت، فرهنگ است که امنیت و سیاست را میسازد.
🔹 نه فقط بعضی از فلاسفه (به قول دکتر شریعتی) بلکه حتی بعضی از روشنفکران، عدالتخواهان، متدینان، حاکمان، حوزویان، دانشگاهیان، استادان، دانشجویان، تاجران، فرهنگدوستان، صاحبنظران، مهاجران، بی حجابان، باحجابان، جوانان، پیران، هنرمندان ورزشکاران و خلاصه هر کسی که رنج دیگری، غمی در او نمیانگیزد و با زجر دیگری، مویی از زهارش نمیریزد، همه و همه جزء پفیوزان تاریخاند.
🔹 مدعیان حقوق بشر و دفاع از زنان و آزادیهای مدنی و... به مراتب تاجرپیشهتر و دروغگوتر از کسانی هستند که ظاهراً مخالف این لعبتهبازیهایند.
🔹 مدرنیزاسیون (توسعه ابزارها و فرایندها و فرآوردههای مدرن) بدون مدرنیته (توسعه تفکر مدرن) نمیپاید.
🔹 اگر دانشگاهها و حوزهها کارشان را به درستی انجام دهند، نوبت به پادگانها و دادگاهها نمیرسد.
🔹 طالبانیسم شیعی مهمترین تهدید امنیتی آینده ایران است.
🔹 خاورمیانه زادگاه ادیان و خاستگاه توتمهاست. تمام دردها و درمانهای آن ریشه در "روشهای فهم امر مقدس" دارد. در این جای جهان، لویاتان، فرهنگ است.
علیرضا آزاد
هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد
مرداد ۱۴۰۰
جان آگه با #فرهیختگان
🔹 بزرگترین ابرقدرت دنیا هم که باشی، ۲/۵ تریلیون دلار هم که خرج کنی، ۳۰۰۰ سرباز خودت، ۶۰۰۰۰ نفر از نظامیان و مخالفان و ۵۰۰۰۰ نفر از غیرنظامیان را هم اگر به کشتن بدهی، تا وقتی اراده ملتها را تغيير ندهی، پیروز نخواهی شد.
🔹 توسعه فرهنگی مقدم بر توسعه اقتصادی و توسعه اقتصادی مقدم بر توسعه سیاسی است و لازمه همه اینها، امنیت است.
🔹 مردم قبل از اینکه به دنبال آزادی و عدالت و حقوق بشر و... باشند، دغدغه نان و جان دارند.
🔹 اگر از مردم نباشی، یا باشی و از آنان دور شوی یا بیش از اندازه به بیگانه اعتماد کنی، جایی در وطن نخواهی داشت.
🔹 اقتضائات قدرت، آرمانگراترین و بنیادگراترین و تندروترین افراد را هم مصلحتاندیش و کارکردگرا میکند. قدرت نه تنها وحشی که گاهی رام میکند.
🔹 بههمان اندازه که به کشورهای ضعیف نمیتوان اتکا کرد، به قدرتهای جهانی هم نمیتوان اعتماد کرد.
🔹 وفادارترین سربازان هر ایدئولوژی را در میان دو دسته خواهی یافت: ابلهها و گرسنهها.
🔹 قلم همیشه بر تفنگ پیروز است، به شرط آنکه صاحبِ قلم زنده مانده باشد، دستش را نبریده و قلمش را نشکسته باشند.
🔹 پیوند دیانت و سیاست دو روی زشت و زیبا دارد. سعی کنیم الگوی آیندگان شویم و نه آیینه عبرتشان.
🔹 روحیات افراد، بیش از عقیدهشان رفتارشان را میسازد، شرایط جغرافیایی بیش از امکانات اجرایی، ساختارهای اجتماعی را تعیین میکند و تغيير میدهد.
🔹 وقتی در ۱۵۰ سال اخیر، انگلیس و شوروی و آمریکا و ناتو بخت خود را میآزمایند ولی هیچکدام موفق به اشغال نظامی بلندمدت یکی از ضعیفترین و فقیرترین کشورهای جهان نمیشوند، یعنی دوران لشکرکشی و تسخیر فیزیکی کشورها تمام شده است.
🔹 وقتی به پشتگرمی کدخدا، به همسایگانت پشت میکنی و آنها را میآزاری، نباید انتظار داشته باشی که در روز نیازت، دستت را بگیرند. در زمستان، زیر کرسی همانی برو که در تابستان با او آب خنک مینوشیدی.
🔹 حفظ حوزه تمدنی ایران و عمق نفوذ فرهنگ فارسی، حتی به اندازه حفظ یک حوضه آبریز برای مردان میدان و یاران دیپلماسی اهمیت ندارد. در حالی که در بلندمدت، فرهنگ است که امنیت و سیاست را میسازد.
🔹 نه فقط بعضی از فلاسفه (به قول دکتر شریعتی) بلکه حتی بعضی از روشنفکران، عدالتخواهان، متدینان، حاکمان، حوزویان، دانشگاهیان، استادان، دانشجویان، تاجران، فرهنگدوستان، صاحبنظران، مهاجران، بی حجابان، باحجابان، جوانان، پیران، هنرمندان ورزشکاران و خلاصه هر کسی که رنج دیگری، غمی در او نمیانگیزد و با زجر دیگری، مویی از زهارش نمیریزد، همه و همه جزء پفیوزان تاریخاند.
🔹 مدعیان حقوق بشر و دفاع از زنان و آزادیهای مدنی و... به مراتب تاجرپیشهتر و دروغگوتر از کسانی هستند که ظاهراً مخالف این لعبتهبازیهایند.
🔹 مدرنیزاسیون (توسعه ابزارها و فرایندها و فرآوردههای مدرن) بدون مدرنیته (توسعه تفکر مدرن) نمیپاید.
🔹 اگر دانشگاهها و حوزهها کارشان را به درستی انجام دهند، نوبت به پادگانها و دادگاهها نمیرسد.
🔹 طالبانیسم شیعی مهمترین تهدید امنیتی آینده ایران است.
🔹 خاورمیانه زادگاه ادیان و خاستگاه توتمهاست. تمام دردها و درمانهای آن ریشه در "روشهای فهم امر مقدس" دارد. در این جای جهان، لویاتان، فرهنگ است.
علیرضا آزاد
هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد
مرداد ۱۴۰۰
جان آگه با #فرهیختگان
📝📝📝طالبانِ قدرت، نشسته بر پوستین استبداد دینی
🔻🔻🔻مقالهای از سیدعلی محمودی منتشر شده در نشریه مشق فردا
📌بریدهای از متن:
🖊طالبان دیروز و امروز نسخهای یگانه است. در این گروه، نشانههای تغییر و اصلاح فکری و رفتاری مشاهده نمیشود. طالبان امروز همانند طالبان دیروز، در سنگوارگیِ ذهنی، خردستیزی، اخلاقگریزی، استبداد دینی با استفاده ابزاری از دین، خشونتورزی و انواع فساد اخلاقی، سیاسی و مالی غوطهور است.
🖊این گروه تروریستی ـ شورشی، در عصر تاریکیِ پیشافرهنگی و پیشاتمدنی به سر میبرد و نسبتی معنادار با آزادی، برابری، اخلاق، دین، حقوق بشر و زیست انسانی ندارد. توصیهای که میتوان به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران کرد، این است که از این گروه بدوی، تروریستی و جنایتکار فاصله بگیرد. البته مناسبات جمهوری اسلامی ایران با طالبان موضوع جدیدی نیست و دارای سابقه است. طالبان، چنان که مولوی خیرالله عضو ارشد مذاکرهکننده طالبان در مصاحبه با «پرستیوی» جمهوری اسلامی ایران تصریح کرده، درصدد تغییر قانون اساسی افغانستان و رسمیتبخشیدن به نظام استبداد دینی در این کشور است.
🖊طالبان، خودشان با یکدیگر نمیسازند و در تشتت و درگیریهای درونگروهی به سر میبرند، پس چگونه میتوان با آنان باب مذاکره و همکاری را گشود؟ برقراری رابطه با طالبان، بهعنوان یک اشتباه بزرگ راهبردی، از سویی، در میانمدت موجب بروز مشکلات جدی در برابر امنیت ملی و منافع ملی ایران میشود و از سوی دیگر، در جامعه جهانی آبرو و حیثیت ایران و ایرانیان را لکهدار میکند.
🖊این گروه بهدلیل بدویبودن، خشکمغزی و بیسوادی و به علت عملکرد ضدانسانی که با مخالفت آگاهانه، جدی و فزاینده مردم مظلوم و رشید افغانستان روبهرو شده، شانس استقرار بلندمدت در افغانستان نخواهد داشت. این جماعت، گروهی متوهم، ضداخلاق، فرهنگستیز، مدنیتگریز، ماجراجو، خشونتطلب و ناقض بیپروای حقوق بشرند. بنابراین، نزدیکشدن با برقراری مناسبات با آنان، هم دونشأن ملت بزرگ ایران است و هم حاصل مثبتی برای ایران و منطقه دربر نخواهد داشت.
🔸متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید
mashghenow.com/?p=5037
جان آگه با #فرهیختگان
🔻🔻🔻مقالهای از سیدعلی محمودی منتشر شده در نشریه مشق فردا
📌بریدهای از متن:
🖊طالبان دیروز و امروز نسخهای یگانه است. در این گروه، نشانههای تغییر و اصلاح فکری و رفتاری مشاهده نمیشود. طالبان امروز همانند طالبان دیروز، در سنگوارگیِ ذهنی، خردستیزی، اخلاقگریزی، استبداد دینی با استفاده ابزاری از دین، خشونتورزی و انواع فساد اخلاقی، سیاسی و مالی غوطهور است.
🖊این گروه تروریستی ـ شورشی، در عصر تاریکیِ پیشافرهنگی و پیشاتمدنی به سر میبرد و نسبتی معنادار با آزادی، برابری، اخلاق، دین، حقوق بشر و زیست انسانی ندارد. توصیهای که میتوان به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران کرد، این است که از این گروه بدوی، تروریستی و جنایتکار فاصله بگیرد. البته مناسبات جمهوری اسلامی ایران با طالبان موضوع جدیدی نیست و دارای سابقه است. طالبان، چنان که مولوی خیرالله عضو ارشد مذاکرهکننده طالبان در مصاحبه با «پرستیوی» جمهوری اسلامی ایران تصریح کرده، درصدد تغییر قانون اساسی افغانستان و رسمیتبخشیدن به نظام استبداد دینی در این کشور است.
🖊طالبان، خودشان با یکدیگر نمیسازند و در تشتت و درگیریهای درونگروهی به سر میبرند، پس چگونه میتوان با آنان باب مذاکره و همکاری را گشود؟ برقراری رابطه با طالبان، بهعنوان یک اشتباه بزرگ راهبردی، از سویی، در میانمدت موجب بروز مشکلات جدی در برابر امنیت ملی و منافع ملی ایران میشود و از سوی دیگر، در جامعه جهانی آبرو و حیثیت ایران و ایرانیان را لکهدار میکند.
🖊این گروه بهدلیل بدویبودن، خشکمغزی و بیسوادی و به علت عملکرد ضدانسانی که با مخالفت آگاهانه، جدی و فزاینده مردم مظلوم و رشید افغانستان روبهرو شده، شانس استقرار بلندمدت در افغانستان نخواهد داشت. این جماعت، گروهی متوهم، ضداخلاق، فرهنگستیز، مدنیتگریز، ماجراجو، خشونتطلب و ناقض بیپروای حقوق بشرند. بنابراین، نزدیکشدن با برقراری مناسبات با آنان، هم دونشأن ملت بزرگ ایران است و هم حاصل مثبتی برای ایران و منطقه دربر نخواهد داشت.
🔸متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید
mashghenow.com/?p=5037
جان آگه با #فرهیختگان
مشق نو
طالبانِ قدرت، نشسته بر پوستین استبداد دینی - مشق نو
وبسایت «مشق نو» با گرایش اصلاحطلبانه و رویکردی تحلیلی تلاش دارد در یادداشتها، مقالات و گفتوگوهای خود، نگاهی نظری با جنبههای آموزشی را مدنظر قرار دهند.
واکنش صریح نواندیشان دینی ایرانی به استقرار «امارت اسلامی»:
حاکمیتِ اسلام بنیادگرا کِشت گاه خشونت، نابردباری و زنستیزی است
در پی تحولات سریع افغانستان و پیشروی طالبان در خاک این کشور و بهدست گرفتن مراکز قدرت، جمعی از نواندیشان دینی در بیانیهای شدیداللحن ضمن ابراز همدردی با مردم افغانستان «به معماران مسلمان این نمایش طالبانیِ پرهزینه در منطقه» هشدار دادند.
بخشهایی از این بیانیه که متن کامل آن در رسانهها انتشار یافته به شرح زیر است:
سقوط کابل و برآمدن دوبارهی گروه تروریستی طالبان در افغانستان پس از تجربه های خونین گذشته، نشانهی آغاز دور دیگری از حاکمیت اسلام بنیادگرا در منطقهی خاورمیانه است، حاکمیتی که کِشت گاه خشونت، نابردباری و زنستیزی در عصر ماست.
بیش از چهل سال است که این منطقه آزمایشگاه جنبشهای هویتطلبِ عقیدتی در جهان اسلام بوده است. ما از پس چهار دهه تجربهی پیاپی و خسارت بار اسلام بنیادگرا، امروز در اتفاقی شگفت با پدیدهی عجیب «اِمارت بازسازی شدهی طالبان» در افغانستان مواجه ایم، که آثار آن تنها به مرزهای این کشور مظلوم و کهن محدود نشده بلکه آفاق جهان اسلام را نشانه خواهد رفت. «اِمارت بازسازی شده طالبان» شرکت سهامیای از مجموعه قدرتهای بینالمللی، بازیگران ارشد منطقه و عوامل فاسد داخلی آن کشور است تا جماعتی بدنام و کهنهپرست را رخت نو پوشانده و به نام حاکمیت «شریعت اسلامی» برای ایفای نقش تازهی چندمنظورهای بر یکی از آسیبپذیرترین مناطق جهان مسلط سازند.
اندیشوران اسلامی، نواندیشان مسلمان و حاملان میراث معنوی اسلام در برابر تحولات اسلام بنیادگرا نبایستی خاموشی و تماشاگری پیشه کنند، در برابر خوانشی خشن از اسلام که در زمانهی ما آرامش و مدارا را از حیات اجتماعی مسلمانان و شهروندان جهان ربوده است و حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی و دگراندیشان و زنان را پایمال کرده است؛ مبادا که سرمایهی ایمانی مردمان در قمار بازیگران دینفروش و قدرتطلب، دیگربار تاراج شود.
آنچه امروز بر سرِ برادران و خواهران ایمانیمان در سرزمین کهن افغانستان آمده نتیجهی دستکم دو دهه وسوسهی مدعیان منطقه ای اسلامِ قدرتسالار در فاسدسازی رجال، بیثباتی جمهوریِ نوپا، قوم گرایی خطرناک، تضعیف نهادهای مدنی، زدوبند با قدرتهای بازیگر منطقهای و جهانی، و بیپناهی مردمی است که جز آوارگی و مصیبت در افغانستان ندیده اند. پیوند نامبارک فاسدترین نمایندگان اسلام خشونتسالار و شریعتزده با نظام سرمایهسالار و سلطهطلب غربی و نوسرمایهداری ایدئولوژیک شرقی برای دست نشاندگی و سفیدسازیِ طالبان در همسایگی ایران نه امری است که از دید ناظران هشیار پنهان بمانَد و نه با وجود نسل تازه و آگاه افغانستان پایدار خواهد ماند.
[…]
ما به معماران مسلمان این نمایش طالبانیِ پرهزینه در منطقه هشدار میدهیم که به جای بزک کردن توحش پیش آزموده و بازتحمیل اِمارت و خلافت به مردمی بیپناه، نجیب و جنگزده، به سیرهی عقلای عالَم در حکمرانی فرادینی (عرفی) بازگردند و با پرورش شهروندانی آزاد به حق انتخاب آنان احترام گذاشته و به نام اسلام بر مردمان اعمال ولایتِ دروغین نکنند.
[…]
و دست آخر آنکه ما جمعی از نواندیشان دینی به حاکمان جمهوری اسلامی ایران هشدار می دهیم که بیش از این با دیپلماسی فرسوده و ورشکستهی «نهضت های آزادیبخش» و «محور مقاومت» پای سوداگران خارجی را به منطقه باز نکنند و تمامیت ارضی کشور را به تهدید نیندازند. به حاکمان جمهوری اسلامی ایران هشدار میدهیم که آمریکاستیزیِ کور آنها را به جایی نکشانَد که به طالبان اعتماد کنند، طالبانی که خبرنگاران و دیپلماتهای ایرانی را کشتند و از ابتدای تأسیس طالبان در ۱۳۷۳ خورشیدی تا کنون تهدیدهای امنیتی بسیاری متوجه ایران کردهاند.
۲۶ مرداد ۱۴۰۰ خورشیدی
حسن یوسفی اشکوری، محمدجواد اکبرین، عبدالعلی بازرگان، محمد برقعی، رضا بهشتی مُعز، سروش دباغ، علیرضا رجایی، علی طهماسبی، رضا علیجانی، حسین کمالی، محسن کمالیان، داریوش محمدپور، مهدی ممکن، یاسر میردامادی، صدیقه وسمقی.
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/90633
#فرهیختگان در سوگ افغانستان
حاکمیتِ اسلام بنیادگرا کِشت گاه خشونت، نابردباری و زنستیزی است
در پی تحولات سریع افغانستان و پیشروی طالبان در خاک این کشور و بهدست گرفتن مراکز قدرت، جمعی از نواندیشان دینی در بیانیهای شدیداللحن ضمن ابراز همدردی با مردم افغانستان «به معماران مسلمان این نمایش طالبانیِ پرهزینه در منطقه» هشدار دادند.
بخشهایی از این بیانیه که متن کامل آن در رسانهها انتشار یافته به شرح زیر است:
سقوط کابل و برآمدن دوبارهی گروه تروریستی طالبان در افغانستان پس از تجربه های خونین گذشته، نشانهی آغاز دور دیگری از حاکمیت اسلام بنیادگرا در منطقهی خاورمیانه است، حاکمیتی که کِشت گاه خشونت، نابردباری و زنستیزی در عصر ماست.
بیش از چهل سال است که این منطقه آزمایشگاه جنبشهای هویتطلبِ عقیدتی در جهان اسلام بوده است. ما از پس چهار دهه تجربهی پیاپی و خسارت بار اسلام بنیادگرا، امروز در اتفاقی شگفت با پدیدهی عجیب «اِمارت بازسازی شدهی طالبان» در افغانستان مواجه ایم، که آثار آن تنها به مرزهای این کشور مظلوم و کهن محدود نشده بلکه آفاق جهان اسلام را نشانه خواهد رفت. «اِمارت بازسازی شده طالبان» شرکت سهامیای از مجموعه قدرتهای بینالمللی، بازیگران ارشد منطقه و عوامل فاسد داخلی آن کشور است تا جماعتی بدنام و کهنهپرست را رخت نو پوشانده و به نام حاکمیت «شریعت اسلامی» برای ایفای نقش تازهی چندمنظورهای بر یکی از آسیبپذیرترین مناطق جهان مسلط سازند.
اندیشوران اسلامی، نواندیشان مسلمان و حاملان میراث معنوی اسلام در برابر تحولات اسلام بنیادگرا نبایستی خاموشی و تماشاگری پیشه کنند، در برابر خوانشی خشن از اسلام که در زمانهی ما آرامش و مدارا را از حیات اجتماعی مسلمانان و شهروندان جهان ربوده است و حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی و دگراندیشان و زنان را پایمال کرده است؛ مبادا که سرمایهی ایمانی مردمان در قمار بازیگران دینفروش و قدرتطلب، دیگربار تاراج شود.
آنچه امروز بر سرِ برادران و خواهران ایمانیمان در سرزمین کهن افغانستان آمده نتیجهی دستکم دو دهه وسوسهی مدعیان منطقه ای اسلامِ قدرتسالار در فاسدسازی رجال، بیثباتی جمهوریِ نوپا، قوم گرایی خطرناک، تضعیف نهادهای مدنی، زدوبند با قدرتهای بازیگر منطقهای و جهانی، و بیپناهی مردمی است که جز آوارگی و مصیبت در افغانستان ندیده اند. پیوند نامبارک فاسدترین نمایندگان اسلام خشونتسالار و شریعتزده با نظام سرمایهسالار و سلطهطلب غربی و نوسرمایهداری ایدئولوژیک شرقی برای دست نشاندگی و سفیدسازیِ طالبان در همسایگی ایران نه امری است که از دید ناظران هشیار پنهان بمانَد و نه با وجود نسل تازه و آگاه افغانستان پایدار خواهد ماند.
[…]
ما به معماران مسلمان این نمایش طالبانیِ پرهزینه در منطقه هشدار میدهیم که به جای بزک کردن توحش پیش آزموده و بازتحمیل اِمارت و خلافت به مردمی بیپناه، نجیب و جنگزده، به سیرهی عقلای عالَم در حکمرانی فرادینی (عرفی) بازگردند و با پرورش شهروندانی آزاد به حق انتخاب آنان احترام گذاشته و به نام اسلام بر مردمان اعمال ولایتِ دروغین نکنند.
[…]
و دست آخر آنکه ما جمعی از نواندیشان دینی به حاکمان جمهوری اسلامی ایران هشدار می دهیم که بیش از این با دیپلماسی فرسوده و ورشکستهی «نهضت های آزادیبخش» و «محور مقاومت» پای سوداگران خارجی را به منطقه باز نکنند و تمامیت ارضی کشور را به تهدید نیندازند. به حاکمان جمهوری اسلامی ایران هشدار میدهیم که آمریکاستیزیِ کور آنها را به جایی نکشانَد که به طالبان اعتماد کنند، طالبانی که خبرنگاران و دیپلماتهای ایرانی را کشتند و از ابتدای تأسیس طالبان در ۱۳۷۳ خورشیدی تا کنون تهدیدهای امنیتی بسیاری متوجه ایران کردهاند.
۲۶ مرداد ۱۴۰۰ خورشیدی
حسن یوسفی اشکوری، محمدجواد اکبرین، عبدالعلی بازرگان، محمد برقعی، رضا بهشتی مُعز، سروش دباغ، علیرضا رجایی، علی طهماسبی، رضا علیجانی، حسین کمالی، محسن کمالیان، داریوش محمدپور، مهدی ممکن، یاسر میردامادی، صدیقه وسمقی.
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/90633
#فرهیختگان در سوگ افغانستان
Audio
شرح وتحلیل خطبه امام حسین (ع)
در باره تضییع حقوق محرومان
جلسه نهم : نهم محرم ۱۴۰۰
◾️موضوع : منبر عالمان در خدمت قدرت حاکمان
سروش محلاتی
جان آگه با #فرهیختگان
در باره تضییع حقوق محرومان
جلسه نهم : نهم محرم ۱۴۰۰
◾️موضوع : منبر عالمان در خدمت قدرت حاکمان
سروش محلاتی
جان آگه با #فرهیختگان
مجید سعیدی، عکاس جنگ: تمام تلاش و مبارزه روشنفکران افغانستان با قدرت گرفتن طالبان بینتیجه میشود/ باید این روزها را در حافظه تاریخ ثبت کنیم
جان آگه با #فرهیختگان
جان آگه با #فرهیختگان