حسین را مسلمانان کشتند برای اسلام!
ما ايرانیها مسلمان نشدیم. به قول سعيدى سيرجانی در مقدمهی در آستین مرقع؛ «با حملهی اعراب، ایران؛ مفتوح شد، مغلوب نشد!» ما مسلمان نشديم، شيعه شديم. شيعهی علی و فرزندانش، شيفتهی مرام علی و فرزندانش، عاشق حسین. اما مسلمان نشدیم! مسلمانی همان است که طالبان دارد، داعش دارد، حزبالله و ارزشی دارند، همانکه خوارج داشت. زمخت، خشن، کریه، با پیشانیهای پينه بسته و سرهاى دائم به سجود! با دشداشه یا چفیه فرقى ندارد.
على را همين جماعت فرق شكافت، حسين را هم همين مردمان سر بُريد. براى اسلام، براى بقاى مسلمانى. نه علی برای اسلام کشته شد نه حسین اما علی و حسین را مسلمانان برای اسلام کشتند.
ماتم ما براى على و حسین هم از اسلام نيست. از قتل عامِ اخلاق، از نابودى انسانيت، از مرگ مظلوم و جور و جفای ظالم است. ما مسلمان به احكام و تقليد و شرعيات نشديم كه همينها سر حسین را بر نيزه كرد. بيست يا سی هزار نفر، كمتر يا بيشتر، آنهم فقط شصت سال بعداز ظهور اسلام، حسين را با دغدغهی اسلام و برای بقای مسلمانی کشتند و پیکرش را لگدمال ستوران كردند تا مبادا دوباره برخيزد و دينشان بر باد رود! همه با زبان روزه و ذکر بر لب، قربت الى الله!
به تعداد تمام روزهائی که از ظهور اسلام گذشته، روایت وجود دارد از مسلمانی و به تعداد تمام مسلمانان قرائت هست از اسلام. اما آنچه از شهادت حسین و یارانش میگویند (که به قاعدهی تمام سالهائی که از آن گذشته، نقل وجود دارد) داستانسرائیست و افسانه! نه آنکه حسین و عاشورا و کربلا داستان پردازی باشد و افسانهسرائی که هم حسین حق است و هم عاشورایش، اما آنچه به او میبندند جز اباطیل نیست!
نه حسین به طمع حکومت رفت نه برای فرار از حکومت! وقتی حسین به درخواست کوفیان از مدینه حرکت کرد، معاویه قلمروئی بزرگ برای مسلمین به میراث گذاشته بود. مسلمین در عِده و عُده بهترین روزها را میگذراندند و هیچوقت حسین چنین قلمروی گستردهای برای پیروان دین جدش ندیده بود اما آنچه حسین را واداشت تا تمام توصیههای خیرخواهانه را ندید بگیرد و به سمت عراق عرب کوچ کند، نه این بود که این قلمروی آماده را از نوهی ابوسفیان بگیرد و خودش ردای امیرالمؤمنینی بر دوش بیندازد و نه در برابر نماز نخواندن و میمونبازی یزید کارد به استخوانش رسیده بود تا دست به انتحار بزند! حسین نه برای احیای نماز و روزه و زکات قیام کرد نه به طمع باغهای پر از انگور کوفه.
حسین زیر بار استبدادی که به ظلم و دیکتاتوری او را مجبور به بیعت میکرد نرفت و برای ایستادگی در برابر سلطان جائر دعوت کوفیانی که مدعی بودند زیر بار بیعت با سلطان نرفتهاند، این مسیر را در پیش گرفت تا زیر بار ظلم زندگی نکند. اما بدست همانها که دعوتش کردند سرش بریده شد! سالهاست. هزار و چهارصد و خردهای، و هزار و چهارصد و خردهای سال دیگر هم خواهند بريد. نشسته بر سر و بُن ميبرند.
براى همين ما اين اسلام را نميپسنديم. براى همينها مسلمانی نمیکنیم. و برای همینها آنها که ریا و تزویر را پيشه ميكنند در حكومتهاى اسلامى به سرآمدى و سردمدارى ميرسند. و آنها كه اسلام را با اخلاق ميخواهند، خانه نشين میشوند و خلع از مسلمانى.
ما ماتم حسین را بزرگ میداریم برای نیازمان به اسطوره، نیازمان به بازآفرینی قیام بر علیه ظلم. بارها سرها بر دار شده و تنها بیسر تا ظالمی دیگر نباشد اما فقط توانستیم تن به ظلم ندهیم گرچه ظلم همیشه مانده، بینیاز از ما یا بیخوف از ظلمستیزیها! و بدتر آنکه حتی گاهی که از ظلم عبور کردیم، خودمان ظالم شدیم!
حسین رزاق
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
ما ايرانیها مسلمان نشدیم. به قول سعيدى سيرجانی در مقدمهی در آستین مرقع؛ «با حملهی اعراب، ایران؛ مفتوح شد، مغلوب نشد!» ما مسلمان نشديم، شيعه شديم. شيعهی علی و فرزندانش، شيفتهی مرام علی و فرزندانش، عاشق حسین. اما مسلمان نشدیم! مسلمانی همان است که طالبان دارد، داعش دارد، حزبالله و ارزشی دارند، همانکه خوارج داشت. زمخت، خشن، کریه، با پیشانیهای پينه بسته و سرهاى دائم به سجود! با دشداشه یا چفیه فرقى ندارد.
على را همين جماعت فرق شكافت، حسين را هم همين مردمان سر بُريد. براى اسلام، براى بقاى مسلمانى. نه علی برای اسلام کشته شد نه حسین اما علی و حسین را مسلمانان برای اسلام کشتند.
ماتم ما براى على و حسین هم از اسلام نيست. از قتل عامِ اخلاق، از نابودى انسانيت، از مرگ مظلوم و جور و جفای ظالم است. ما مسلمان به احكام و تقليد و شرعيات نشديم كه همينها سر حسین را بر نيزه كرد. بيست يا سی هزار نفر، كمتر يا بيشتر، آنهم فقط شصت سال بعداز ظهور اسلام، حسين را با دغدغهی اسلام و برای بقای مسلمانی کشتند و پیکرش را لگدمال ستوران كردند تا مبادا دوباره برخيزد و دينشان بر باد رود! همه با زبان روزه و ذکر بر لب، قربت الى الله!
به تعداد تمام روزهائی که از ظهور اسلام گذشته، روایت وجود دارد از مسلمانی و به تعداد تمام مسلمانان قرائت هست از اسلام. اما آنچه از شهادت حسین و یارانش میگویند (که به قاعدهی تمام سالهائی که از آن گذشته، نقل وجود دارد) داستانسرائیست و افسانه! نه آنکه حسین و عاشورا و کربلا داستان پردازی باشد و افسانهسرائی که هم حسین حق است و هم عاشورایش، اما آنچه به او میبندند جز اباطیل نیست!
نه حسین به طمع حکومت رفت نه برای فرار از حکومت! وقتی حسین به درخواست کوفیان از مدینه حرکت کرد، معاویه قلمروئی بزرگ برای مسلمین به میراث گذاشته بود. مسلمین در عِده و عُده بهترین روزها را میگذراندند و هیچوقت حسین چنین قلمروی گستردهای برای پیروان دین جدش ندیده بود اما آنچه حسین را واداشت تا تمام توصیههای خیرخواهانه را ندید بگیرد و به سمت عراق عرب کوچ کند، نه این بود که این قلمروی آماده را از نوهی ابوسفیان بگیرد و خودش ردای امیرالمؤمنینی بر دوش بیندازد و نه در برابر نماز نخواندن و میمونبازی یزید کارد به استخوانش رسیده بود تا دست به انتحار بزند! حسین نه برای احیای نماز و روزه و زکات قیام کرد نه به طمع باغهای پر از انگور کوفه.
حسین زیر بار استبدادی که به ظلم و دیکتاتوری او را مجبور به بیعت میکرد نرفت و برای ایستادگی در برابر سلطان جائر دعوت کوفیانی که مدعی بودند زیر بار بیعت با سلطان نرفتهاند، این مسیر را در پیش گرفت تا زیر بار ظلم زندگی نکند. اما بدست همانها که دعوتش کردند سرش بریده شد! سالهاست. هزار و چهارصد و خردهای، و هزار و چهارصد و خردهای سال دیگر هم خواهند بريد. نشسته بر سر و بُن ميبرند.
براى همين ما اين اسلام را نميپسنديم. براى همينها مسلمانی نمیکنیم. و برای همینها آنها که ریا و تزویر را پيشه ميكنند در حكومتهاى اسلامى به سرآمدى و سردمدارى ميرسند. و آنها كه اسلام را با اخلاق ميخواهند، خانه نشين میشوند و خلع از مسلمانى.
ما ماتم حسین را بزرگ میداریم برای نیازمان به اسطوره، نیازمان به بازآفرینی قیام بر علیه ظلم. بارها سرها بر دار شده و تنها بیسر تا ظالمی دیگر نباشد اما فقط توانستیم تن به ظلم ندهیم گرچه ظلم همیشه مانده، بینیاز از ما یا بیخوف از ظلمستیزیها! و بدتر آنکه حتی گاهی که از ظلم عبور کردیم، خودمان ظالم شدیم!
حسین رزاق
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
سرودهای از شفیعی کدکنی در سوگ و ستایش امام حسین
باز در خاطرهها، ياد تو ای رهروِ عشق
شعلهٔ سركش آزادگی افروخته است
يك جهان بر تو و بر همّت و مردانگیات
از سر شوق و طلب، ديدهٔ جان دوخته است
نقش پيكار تو در صفحهٔ تاريخ جهان
میدرخشد، چو فروغ سَحَر از ساحل شب
پرتُوَش بر همه كس تابد و میآموزد
پايداری و وفاداری در راه طلب
چهرِ رنگين شفق، میدهد از خون تو ياد
كه ز جان بر سرِ پيمان ازل ريخته شد
راست، چون منظرهٔ تابلوی آزادیست
که فروزنده به تالارِ شب آویخته شد
رسم آزادی و پيكار و حقيقتجويی
همهجا صفحهٔ تابندهٔ آیین تو بود
آنچه بر ملّت اسلام، حياتی بخشيد
جنبشِ عاطفه و نهضتِ خونين تو بود
تا ز خون تو جهانی شود از بند آزاد
بر سرِ ايدهٔ انسانیِ خود جان دادی
در رهِ كعبهٔ حقجويی و مردی و شرف
آفرين بر تو كه هفتاد و دو قربان دادی
آنكه از مكتب آزادگیات درس آموخت
پيش آمالِ ستمگر ز چه تسليم شود؟
زور و سرمايهٔ دشمن نفريبد او را
كه اسير ستمِ مردمِ دُژخيم شود
رهرو كعبهٔ عشقی و در آفاق وجود
با پرِ شوق، سوی دوست برآری پرواز
يكّهتازِ ملكوتی كه به صحرای ازل
روی از خواستهٔ عشق نتابيدی باز
جان به قربان تو ای رهبر آزادی و عشق
كه روانت سرِ تسليم نياورد فرود
ز آن فداكاریِ مردانه و جانبازیِ پاك
جاودان بر تو و بر عشق و وفای تو درود
#فرهیختگان در سوگ حسینی
باز در خاطرهها، ياد تو ای رهروِ عشق
شعلهٔ سركش آزادگی افروخته است
يك جهان بر تو و بر همّت و مردانگیات
از سر شوق و طلب، ديدهٔ جان دوخته است
نقش پيكار تو در صفحهٔ تاريخ جهان
میدرخشد، چو فروغ سَحَر از ساحل شب
پرتُوَش بر همه كس تابد و میآموزد
پايداری و وفاداری در راه طلب
چهرِ رنگين شفق، میدهد از خون تو ياد
كه ز جان بر سرِ پيمان ازل ريخته شد
راست، چون منظرهٔ تابلوی آزادیست
که فروزنده به تالارِ شب آویخته شد
رسم آزادی و پيكار و حقيقتجويی
همهجا صفحهٔ تابندهٔ آیین تو بود
آنچه بر ملّت اسلام، حياتی بخشيد
جنبشِ عاطفه و نهضتِ خونين تو بود
تا ز خون تو جهانی شود از بند آزاد
بر سرِ ايدهٔ انسانیِ خود جان دادی
در رهِ كعبهٔ حقجويی و مردی و شرف
آفرين بر تو كه هفتاد و دو قربان دادی
آنكه از مكتب آزادگیات درس آموخت
پيش آمالِ ستمگر ز چه تسليم شود؟
زور و سرمايهٔ دشمن نفريبد او را
كه اسير ستمِ مردمِ دُژخيم شود
رهرو كعبهٔ عشقی و در آفاق وجود
با پرِ شوق، سوی دوست برآری پرواز
يكّهتازِ ملكوتی كه به صحرای ازل
روی از خواستهٔ عشق نتابيدی باز
جان به قربان تو ای رهبر آزادی و عشق
كه روانت سرِ تسليم نياورد فرود
ز آن فداكاریِ مردانه و جانبازیِ پاك
جاودان بر تو و بر عشق و وفای تو درود
#فرهیختگان در سوگ حسینی
«چه میشود، اگر...» یکی از آثار مطرح در زمینهی کلیشهی معکوس است. این کمپوزیسیون را «بشری المتوکلی» هنرمند یمنی در سال ۲۰۰۸ تهیه و عکاسی کرده بود.
Yemini artist Boushra Almutawakel,
What if, 2008
از مطالعات زنان
جان آگه با #فرهیختگان
Yemini artist Boushra Almutawakel,
What if, 2008
از مطالعات زنان
جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای خون اصیلت به شتکها ز غدیران
افشانده شرفها به بلندای دلیران
جـاری شده از کرب و بلا آمــده آنگاه
آمیخته با خون سیـاووش در ایران
تو اختر سرخی که به انگیزه تکثیر
ترکید بر آیینه خورشید ضمیران
ای جوهر سـرداری سرهای بریده
وی اصل نمیرندگی نسل نمیران
خرگاه تو میسوخت در اندیشه تاریخ
هر بار که آتش زده شد بیشه شیران
آن شب چه شبی بود که دیدند کواکـب
نظم تو پراکنده و اردوی تو ویـران
و آن روز که با بیرقی از یک سر بیتن
تا شام شدی قافلهسالار اسیران
تا باغ شقایق بشوند و بشکوفند
باید که ز خون تو بنوشند کویـران
تا اندکی از حق سخن را بگزارند
باید که ز خونت بنگارند دبیران
حد تو رثا نیست، عزای تو حماسه است
ای کاسته شأن تو از این معرکهگیران...
غزلی از حسین منزوی با خوانش بهروز رضوی
#فرهیختگان در سوگ حسینی
افشانده شرفها به بلندای دلیران
جـاری شده از کرب و بلا آمــده آنگاه
آمیخته با خون سیـاووش در ایران
تو اختر سرخی که به انگیزه تکثیر
ترکید بر آیینه خورشید ضمیران
ای جوهر سـرداری سرهای بریده
وی اصل نمیرندگی نسل نمیران
خرگاه تو میسوخت در اندیشه تاریخ
هر بار که آتش زده شد بیشه شیران
آن شب چه شبی بود که دیدند کواکـب
نظم تو پراکنده و اردوی تو ویـران
و آن روز که با بیرقی از یک سر بیتن
تا شام شدی قافلهسالار اسیران
تا باغ شقایق بشوند و بشکوفند
باید که ز خون تو بنوشند کویـران
تا اندکی از حق سخن را بگزارند
باید که ز خونت بنگارند دبیران
حد تو رثا نیست، عزای تو حماسه است
ای کاسته شأن تو از این معرکهگیران...
غزلی از حسین منزوی با خوانش بهروز رضوی
#فرهیختگان در سوگ حسینی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ای غم !
تو با این کاروان ِ سوگواران
تا کجا همراه می آیی ؟
دیگر به یاد ِ کس نمی آید
آغاز ِ این راه ِ هراس انگیز
چونان که خواهد رفت از یاد ِ کسان
افسانه ی ما نیز !
با ما و بی ما
آن دلاویز ِ کهن زیباست
در راه بودن سرنوشت ِ ماست
روز ِ همایون ِ رسیدن را
پیوسته باید خواست
ای غم !
نمی دانم
روز ِ رسیدن
روزی ِ گام ِ که خواهد بود
اما درین کابوس ِ خون آلود
در پیچ و تاب ِ این شب ِ بن بست
بنگر
چه جان های گرامی رفته اند از دست..! دردی ست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته می گرید
در من کسی آهسته
می گرید...
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
تو با این کاروان ِ سوگواران
تا کجا همراه می آیی ؟
دیگر به یاد ِ کس نمی آید
آغاز ِ این راه ِ هراس انگیز
چونان که خواهد رفت از یاد ِ کسان
افسانه ی ما نیز !
با ما و بی ما
آن دلاویز ِ کهن زیباست
در راه بودن سرنوشت ِ ماست
روز ِ همایون ِ رسیدن را
پیوسته باید خواست
ای غم !
نمی دانم
روز ِ رسیدن
روزی ِ گام ِ که خواهد بود
اما درین کابوس ِ خون آلود
در پیچ و تاب ِ این شب ِ بن بست
بنگر
چه جان های گرامی رفته اند از دست..! دردی ست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته می گرید
در من کسی آهسته
می گرید...
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
جوابیه همایون غنی زاده(کارگردان)
به سخنان وزیر پیشنهادی ارشاد رئیسی:
جناب وزیر ارشاد پیشنهادی که نمی دانم که هستی و از کجا پیدایت شده!
شمایی که تراوشات فکری و ذهنی و هنری خود را معلوم نیست از کدام
فیلتر معیوب زهوار دررفته ای عبور داده ای! من در این ۲۰ سال فعالیتم وزیر پیشنهادی بی سوادتر و خالی تر از شما ندیده ام!
من در این ۴۰ سال مشاهده گری و مطالعه ام در فضای هنری کشورم وزیر پیشنهادی چنین عقب مانده از قافله فرهنگ و هنر ندیده ام.آمده اید ارث پدرتان را از اهالی فرهنگ طلب کنید؟که با چنین ادبیات طلبکارانه ای آمار کم کاری و بدخدمتی اهالی فرهنگ را به خود و دارودسته و هم پیاله های تان ردیف می کنید؟
مگر اهل قلم و فرهنگ مزدور و بله قربان گوی تفکرات شما هستند؟ یا نوکرچاکر شما هستند و باید خط فکری شما را دنبال کنند؟! اهل قلم! تئاتر ! سینما و فرهنگ آنچه برای رشد جامعه صحیح و درست می داند را فریاد می زند،آنچه جامعه نیاز دارد نه آنچه شما کج اندیشان درست می پندارید!
معلوم است و باید هم از ابتدا این میزان راه تعامل و تسامح را با شمایان در پیش نمی گرفتیم که کار به اینجا برسد! اهالی قلم و تئاتر، روزنامه، کتاب و فرهنگ هستند که باید به شما بگویند راه درست جامعه کدام است! ما باید بگوئیم! نه شما که با متر و معیار معیوب خود هر اشاره ای خارج از جهان کوچکتان هرزگی و فاحشگی تعبیر می شود!
هر چه را که قوه درکش را ندارید وادادگی و ولنگاری ترجمه می کنید!
شما باید پای درس و کتاب ما بنشینید نه آنکه پای منبر امثال رائفی پورها!تو باید سعدی و حافظ می خواندی!باید بیضایی می خواندی! باید سمندریان و رفیعی را می دیدی! باید شجریان ها را می شنیدی! یاحقی ها و نراقی ها را باید برابر ابراهیم گلستان ها گردنت خم می
شد و با کلمات شاملو بیدار می شدی!و با عباس کیارستمی خوابت می برد و با حاتمی بغض می کردی از تاریخت!
باید از سالن تاریک سینمای تقوایی ها بیرون می آمدی و برق چشمان علی نصیریان ها را با خود به خانه می بردی و می دیدی شلاق صدای خسروشکیبایی ها و لرز صدای بهروز وثوقی ها جان می دهد قاب دیوار اتاقت شود، همانطور که فردین در تاریخ فرهنگ عامه مملکت قاب شد و مطمئن می شدی قدت به سوسن تسلیمی ها نمی رسد و جایی در کارگاه نمایش نداری و انگشت کوچک نعلبندیان و ساعدی و چوبک هم نمی شوی و تازه بعدش باید بین برگ های کتاب ذبیح الله منصوری و تاریخش گم و گور می شدی و باید بین یادداشت های استاد محمد چادر می زدی و باید در گالری گلستان پرسه می زدی و باید رنگ تابلوهای محصص و گرد مجسمه های تناولی روی سر و صورت می نشست و باید همه این اتفاقها برایت می افتاد تا شاید آن وقت این افتخار نصیبت می شد که درباره ما و با ما حرف هم بزنی، نه الان و نه حالا، لخت ما برگشته است. تویی که هنوز خیلی کار داری آقایی که نمی دانم کیستی، مانیفست برای ما نمی دهی.
از کدام عمق تفکر ژرف بیرون جستین که می خواهی با چراغ پیه سوزتان راه نشانمان بدهید؟! هنوز نرسیده تهدید سانسور و حذف هم می کنید؟! ابزار دیگرتان چیست؟
پول؟ آنها را که پول می رسانید تا فیلم و سریال و تئاتر و کتاب برای تان بیرون بدهند، اگر استعدادی داشته باشند می بینید که بعد از مدتی خیانت به مردم به جرگه مردم می پیوندند و رهایتان میکنند و ته تهش همان بی استعداد های نان به نرخ روز خور ها برایتان باقی میماند که در آخر برای خوش خدمتی و استفاده بردن و حیف و میل کردن پول های بادآورده از جیب این مردم مجیز گو و نامه نویس و جوابیه بده شماها می شوند.گ، اما هنرمند نمی شوند. خودتان را بکشید هنرمند نمی شوند.
چند نفر از هنرمندان واقعی خانهنشین شدهاند یا مهاجرت کردهاند، اما مردم فراموششان کردهاند؟ تاثیر کدامشان را توانسته اید از قلب و روح این جامعه پاک کنید که همان راه را می خواهید بی پروا تر بروید؟ کداممان، چند نفر از ما سینه قبرستان خوابیده اند ولی دیگر در قلب مردم جایی ندارند.؟ نام ببر وزیر پیشنهادی. هاونت را پر از آب نمیکردی اگر یادت میآمد شمایان حتی نمیتوانید نوستالژی و طعم خاطره سیگار بهمن کوچک را از حافظه مردم پاک کنید، چطور می خواهید این جریان ریشهدار فرهنگ را از تار و پود حافظه مردم پاک کنید؟!
نمی توانید، البته زمانی که ساز حمایت از طالب و طالبان در دیپلماسی ایران و منطقه کوک میشود، در دیپلماسی فرهنگی هم باید منتظر افرادی اندازه تو بود. تویی که نمیشناسمت. اتفاقاً منتظر تند ترین لحظه ها در فیلم و تئاتر ها و کتاب های ما باش، تندترین قلم ها، تندترین جوابیه ها، تند ترین شعرها، تندترین آثار ما را نمیشناسی.
به سخنان وزیر پیشنهادی ارشاد رئیسی:
جناب وزیر ارشاد پیشنهادی که نمی دانم که هستی و از کجا پیدایت شده!
شمایی که تراوشات فکری و ذهنی و هنری خود را معلوم نیست از کدام
فیلتر معیوب زهوار دررفته ای عبور داده ای! من در این ۲۰ سال فعالیتم وزیر پیشنهادی بی سوادتر و خالی تر از شما ندیده ام!
من در این ۴۰ سال مشاهده گری و مطالعه ام در فضای هنری کشورم وزیر پیشنهادی چنین عقب مانده از قافله فرهنگ و هنر ندیده ام.آمده اید ارث پدرتان را از اهالی فرهنگ طلب کنید؟که با چنین ادبیات طلبکارانه ای آمار کم کاری و بدخدمتی اهالی فرهنگ را به خود و دارودسته و هم پیاله های تان ردیف می کنید؟
مگر اهل قلم و فرهنگ مزدور و بله قربان گوی تفکرات شما هستند؟ یا نوکرچاکر شما هستند و باید خط فکری شما را دنبال کنند؟! اهل قلم! تئاتر ! سینما و فرهنگ آنچه برای رشد جامعه صحیح و درست می داند را فریاد می زند،آنچه جامعه نیاز دارد نه آنچه شما کج اندیشان درست می پندارید!
معلوم است و باید هم از ابتدا این میزان راه تعامل و تسامح را با شمایان در پیش نمی گرفتیم که کار به اینجا برسد! اهالی قلم و تئاتر، روزنامه، کتاب و فرهنگ هستند که باید به شما بگویند راه درست جامعه کدام است! ما باید بگوئیم! نه شما که با متر و معیار معیوب خود هر اشاره ای خارج از جهان کوچکتان هرزگی و فاحشگی تعبیر می شود!
هر چه را که قوه درکش را ندارید وادادگی و ولنگاری ترجمه می کنید!
شما باید پای درس و کتاب ما بنشینید نه آنکه پای منبر امثال رائفی پورها!تو باید سعدی و حافظ می خواندی!باید بیضایی می خواندی! باید سمندریان و رفیعی را می دیدی! باید شجریان ها را می شنیدی! یاحقی ها و نراقی ها را باید برابر ابراهیم گلستان ها گردنت خم می
شد و با کلمات شاملو بیدار می شدی!و با عباس کیارستمی خوابت می برد و با حاتمی بغض می کردی از تاریخت!
باید از سالن تاریک سینمای تقوایی ها بیرون می آمدی و برق چشمان علی نصیریان ها را با خود به خانه می بردی و می دیدی شلاق صدای خسروشکیبایی ها و لرز صدای بهروز وثوقی ها جان می دهد قاب دیوار اتاقت شود، همانطور که فردین در تاریخ فرهنگ عامه مملکت قاب شد و مطمئن می شدی قدت به سوسن تسلیمی ها نمی رسد و جایی در کارگاه نمایش نداری و انگشت کوچک نعلبندیان و ساعدی و چوبک هم نمی شوی و تازه بعدش باید بین برگ های کتاب ذبیح الله منصوری و تاریخش گم و گور می شدی و باید بین یادداشت های استاد محمد چادر می زدی و باید در گالری گلستان پرسه می زدی و باید رنگ تابلوهای محصص و گرد مجسمه های تناولی روی سر و صورت می نشست و باید همه این اتفاقها برایت می افتاد تا شاید آن وقت این افتخار نصیبت می شد که درباره ما و با ما حرف هم بزنی، نه الان و نه حالا، لخت ما برگشته است. تویی که هنوز خیلی کار داری آقایی که نمی دانم کیستی، مانیفست برای ما نمی دهی.
از کدام عمق تفکر ژرف بیرون جستین که می خواهی با چراغ پیه سوزتان راه نشانمان بدهید؟! هنوز نرسیده تهدید سانسور و حذف هم می کنید؟! ابزار دیگرتان چیست؟
پول؟ آنها را که پول می رسانید تا فیلم و سریال و تئاتر و کتاب برای تان بیرون بدهند، اگر استعدادی داشته باشند می بینید که بعد از مدتی خیانت به مردم به جرگه مردم می پیوندند و رهایتان میکنند و ته تهش همان بی استعداد های نان به نرخ روز خور ها برایتان باقی میماند که در آخر برای خوش خدمتی و استفاده بردن و حیف و میل کردن پول های بادآورده از جیب این مردم مجیز گو و نامه نویس و جوابیه بده شماها می شوند.گ، اما هنرمند نمی شوند. خودتان را بکشید هنرمند نمی شوند.
چند نفر از هنرمندان واقعی خانهنشین شدهاند یا مهاجرت کردهاند، اما مردم فراموششان کردهاند؟ تاثیر کدامشان را توانسته اید از قلب و روح این جامعه پاک کنید که همان راه را می خواهید بی پروا تر بروید؟ کداممان، چند نفر از ما سینه قبرستان خوابیده اند ولی دیگر در قلب مردم جایی ندارند.؟ نام ببر وزیر پیشنهادی. هاونت را پر از آب نمیکردی اگر یادت میآمد شمایان حتی نمیتوانید نوستالژی و طعم خاطره سیگار بهمن کوچک را از حافظه مردم پاک کنید، چطور می خواهید این جریان ریشهدار فرهنگ را از تار و پود حافظه مردم پاک کنید؟!
نمی توانید، البته زمانی که ساز حمایت از طالب و طالبان در دیپلماسی ایران و منطقه کوک میشود، در دیپلماسی فرهنگی هم باید منتظر افرادی اندازه تو بود. تویی که نمیشناسمت. اتفاقاً منتظر تند ترین لحظه ها در فیلم و تئاتر ها و کتاب های ما باش، تندترین قلم ها، تندترین جوابیه ها، تند ترین شعرها، تندترین آثار ما را نمیشناسی.
یا تفکر امثال تو باید تغییر کند یا نهایت باید بتوانیم ما را حذف کنی. راه سومی نیست. ما نوکر و مزدور تفکر دوگم امسال تو نمیشویم.
در پایان سخنی با دوستان فرهیخته عزیز خودم شنیدن این حرفها و سکوت کردن! و اشاره نمودن از ترس باطل شدن مجوز! نگرفتن پروانه! محدود شدن و هر چیزی که مناسبات سستمان با وزارت ارشاد این برهه از زمان را تعریف میکند، معنایی جز پذیرفتن این حرفها و آماده شدن برای تن دادن به این خفت ندارد. البته که ما تن نمیدهیم و تاریخ ما را قضاوت خواهد کرد. در زمانی که طالبان بیخ گوشمان دولتی مستقر کرده است.
همایون غنیزاده ۲۶ مرداد ۱۴۰۰
جان آگه با #فرهیختگان
در پایان سخنی با دوستان فرهیخته عزیز خودم شنیدن این حرفها و سکوت کردن! و اشاره نمودن از ترس باطل شدن مجوز! نگرفتن پروانه! محدود شدن و هر چیزی که مناسبات سستمان با وزارت ارشاد این برهه از زمان را تعریف میکند، معنایی جز پذیرفتن این حرفها و آماده شدن برای تن دادن به این خفت ندارد. البته که ما تن نمیدهیم و تاریخ ما را قضاوت خواهد کرد. در زمانی که طالبان بیخ گوشمان دولتی مستقر کرده است.
همایون غنیزاده ۲۶ مرداد ۱۴۰۰
جان آگه با #فرهیختگان
Audio
سخنرانی و پرسش و پاسخ با احمد سلامتیان
موضوع: کودتای ۲۸ مرداد
بررسي نهضت ملي كردن صنعت نفت و كودتاي بيست پيروزي هاي اوليه و شكست از كودتا و تاثيرات انها در هفت دهه گذشته از منظري ديگر
جان آگه با #فرهیختگان
موضوع: کودتای ۲۸ مرداد
بررسي نهضت ملي كردن صنعت نفت و كودتاي بيست پيروزي هاي اوليه و شكست از كودتا و تاثيرات انها در هفت دهه گذشته از منظري ديگر
جان آگه با #فرهیختگان
⭕️ بیانیه انجمن هنرمندان نقاش ایران، درباره برنامه منسوب به وزیر پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیزدهم
به نام خدا
جناب آقای محمدمهدی اسماعیلی، وزیر پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت سیزدهم،
در هفته گذشته جامعهی تجسمی شاهد انتشار برنامهی مفصل جنابعالی در حوزه فرهنگ و هنر بود. با کمال شگفتی و تاسف مشخص گردید که متن مذکور نه تنها شبیه به یک برنامه بلکه به نقشهی تهاجمی یکسویه علیه حوزهی "فرهنگ"و "هنر" این کشور میماند. در این میان حیطهی هنرهای تجسمی هم از افاضات این نگاه بینصیب نمانده است.
نگاه به تجربهی چند دهه گذشته به خوبی مبین این امر است که حوزهی فرهنگ و هنر، جولانگاه مدیران تازهکاری نیست که به منظور ملاحظات سیاسی و خوش خدمتی تن به هر رویکردی نامبارکی بدهد. از طرفی وزیر فرهنگ و هنرِ این سرزمین شدن، شانسی بزرگ و امری مبارک برای خدمت به "هنر" و مواجهه با اهالیِ شریف آن است. اما عبور از سد اعتماد نمایندگان با این روشها ناصواب بوده و مسلما در صورت تحقق زیانهای بیشتری به بار خواهد آورد.
برای ما مشخص نیست این متن از زبان جنابعالی نوشته شده است یا به قلم مشاورانی بیتعهد به این مسئولبت خطیر و آینده شما. اما به هر روی این متن، به احترام و حیثیتِ هنرمندان این سرزمین، خدشه وارد کرده و می کند. انجمن هنرمندان نقاش ایران، به عنوان یکی از بزرگترین و باسابقهترین نهادهای هنری کشور، به نمایندگی از اعضاء خود و جامعهی نقاشان کشور، با زبانی صریح اعتراض خود را به این سند و رویکرد آن اعلام میدارد. موارد مورد اعتراض انجمن به تفکیک ذیل میباشند:
- برنامه مورد نظر با به کارگیری عباراتی سخیف و با لحنی توهین آمیز فعالیتهای شرافتمندانه جمع کثیری از هنرمندان و فعالان این حوزه را زیر سوال برده است. رویکرد مغرضانه این سند نتیجه ای جز واکنش صریح و تقابل جویانه جامعه تجسمی به همراه نخواهد داشت. این ادبیات نه سزاوار مفاخر هنری کشور و نه شایسته تکریم از فعالیت دشوار در عرصه فرهنگ است.
.
- محتوای برنامه در حیطهی تجسمی نشان از کم آگاهی و بی اطلاعی نویسندگان و مشاوران آن دارد. خطاهای مکرر در تبیین، ارزیابی و تعریف فعالیت های این حوزه نشان از عدم تامل و تعجیلی غیر قابل توجیه در برنامه ریزی سیاست فرهنگی وزارت متبوع دارد. وزارتی که حساسیت در ماموریت فرهنگی آن بر همگان آشکار است.
- عدم شناخت صحیح حوزه تجسمی در این سند و تطبیق فعالیتهای زمینههای دیگر مانند صنایع دستی بر این حوزه، با این که شبیه یک شوخی در یک سند مهم دولتی است، موجبات نگرانی جدی فعالان این عرصه در مورد صلاحیت، تخصص و اعتبار مدیران فرهنگی آتی را فراهم نموده است.
- گالریها، از مهمترین نهادهای همراه هنرمندان و به خصوص نقاشان هستند. به شکلی که رشد چشمگیر این صنف در دو دهه اخیر رشک بسیاری از نهادهای فرهنگی عمومی را برانگیخته است؛ نهادهایی که با صرف ردیف بودجههای تعریف شده عموما ناتوان از انجام ماموریتهای محولهی خود هستند. توصیف گالریها به مکانهایی ضد فرهنگ و مامن جریانات معارض بی انصافی محض و بدعتی نامیمون است.
- در شرایط فعلی که مسائل حاصل از کرونا و همچنین دیگر موارد اجتماعی و معیشتی ضربه سنگینی به فعالیت هنرمندان وارد کرده است، نشر برنامه ای با چنین رویکردی چشم انداز امیدبخشی به جامعه هنری نشان نداده و امکان تعاملات آتی آن مجموعه با نهادهای مستقل را کمرنگ خواهد ساخت.
.
انتظار نقاشان به عنوان بخشی از جامعه تجسمی از شما:
نقاشان به مانند اکثریت جامعه هنری هر چند با صبر، خودداری و گاه در سکوت، اما همواره با هوشیاری، دقت و سختگیرانه تحولات مدیریتی در حوزهی فرهنگ و هنر را رصد و دنبال میکند. سابقهی رفتار هنرمندان نشان میدهد که چگونه نسبت به رفتارهای آمرانه و سلبی عکسالعمل نشان داده و گاه قهری خودخواسته را به تعامل ترجیح میدهند. همچنین این تجربه گواهی میدهد که در فضای تعامل، رفتار مناسب و فهم فضای هنری، چگونه هنرمندان به صورتی خود جوش تمام ظرفیتهای خود را صرف شکوفایی فرهنگی جامعه میکند.
.
اما شاید بهتر باشد انتظارات پیشینی این جامعه را از برنامههای احتمالی خود بدانید:
- انتظار ما از برنامه شما، رونق هنر در جامعه است.
- انتظار ما از برنامه شما، حفاظت و پاسداری از همه اقشارِ هنرمندان جامعه است.
- انتظار ما از برنامه شما، تسهیل معیشت و تامین امنیت مالی هنرمندان است.
- انتظار ما از برنامه شما، احترام به مظاهرِ فرهنگ و هنر این کشور و مفاخر آن است.
به نام خدا
جناب آقای محمدمهدی اسماعیلی، وزیر پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت سیزدهم،
در هفته گذشته جامعهی تجسمی شاهد انتشار برنامهی مفصل جنابعالی در حوزه فرهنگ و هنر بود. با کمال شگفتی و تاسف مشخص گردید که متن مذکور نه تنها شبیه به یک برنامه بلکه به نقشهی تهاجمی یکسویه علیه حوزهی "فرهنگ"و "هنر" این کشور میماند. در این میان حیطهی هنرهای تجسمی هم از افاضات این نگاه بینصیب نمانده است.
نگاه به تجربهی چند دهه گذشته به خوبی مبین این امر است که حوزهی فرهنگ و هنر، جولانگاه مدیران تازهکاری نیست که به منظور ملاحظات سیاسی و خوش خدمتی تن به هر رویکردی نامبارکی بدهد. از طرفی وزیر فرهنگ و هنرِ این سرزمین شدن، شانسی بزرگ و امری مبارک برای خدمت به "هنر" و مواجهه با اهالیِ شریف آن است. اما عبور از سد اعتماد نمایندگان با این روشها ناصواب بوده و مسلما در صورت تحقق زیانهای بیشتری به بار خواهد آورد.
برای ما مشخص نیست این متن از زبان جنابعالی نوشته شده است یا به قلم مشاورانی بیتعهد به این مسئولبت خطیر و آینده شما. اما به هر روی این متن، به احترام و حیثیتِ هنرمندان این سرزمین، خدشه وارد کرده و می کند. انجمن هنرمندان نقاش ایران، به عنوان یکی از بزرگترین و باسابقهترین نهادهای هنری کشور، به نمایندگی از اعضاء خود و جامعهی نقاشان کشور، با زبانی صریح اعتراض خود را به این سند و رویکرد آن اعلام میدارد. موارد مورد اعتراض انجمن به تفکیک ذیل میباشند:
- برنامه مورد نظر با به کارگیری عباراتی سخیف و با لحنی توهین آمیز فعالیتهای شرافتمندانه جمع کثیری از هنرمندان و فعالان این حوزه را زیر سوال برده است. رویکرد مغرضانه این سند نتیجه ای جز واکنش صریح و تقابل جویانه جامعه تجسمی به همراه نخواهد داشت. این ادبیات نه سزاوار مفاخر هنری کشور و نه شایسته تکریم از فعالیت دشوار در عرصه فرهنگ است.
.
- محتوای برنامه در حیطهی تجسمی نشان از کم آگاهی و بی اطلاعی نویسندگان و مشاوران آن دارد. خطاهای مکرر در تبیین، ارزیابی و تعریف فعالیت های این حوزه نشان از عدم تامل و تعجیلی غیر قابل توجیه در برنامه ریزی سیاست فرهنگی وزارت متبوع دارد. وزارتی که حساسیت در ماموریت فرهنگی آن بر همگان آشکار است.
- عدم شناخت صحیح حوزه تجسمی در این سند و تطبیق فعالیتهای زمینههای دیگر مانند صنایع دستی بر این حوزه، با این که شبیه یک شوخی در یک سند مهم دولتی است، موجبات نگرانی جدی فعالان این عرصه در مورد صلاحیت، تخصص و اعتبار مدیران فرهنگی آتی را فراهم نموده است.
- گالریها، از مهمترین نهادهای همراه هنرمندان و به خصوص نقاشان هستند. به شکلی که رشد چشمگیر این صنف در دو دهه اخیر رشک بسیاری از نهادهای فرهنگی عمومی را برانگیخته است؛ نهادهایی که با صرف ردیف بودجههای تعریف شده عموما ناتوان از انجام ماموریتهای محولهی خود هستند. توصیف گالریها به مکانهایی ضد فرهنگ و مامن جریانات معارض بی انصافی محض و بدعتی نامیمون است.
- در شرایط فعلی که مسائل حاصل از کرونا و همچنین دیگر موارد اجتماعی و معیشتی ضربه سنگینی به فعالیت هنرمندان وارد کرده است، نشر برنامه ای با چنین رویکردی چشم انداز امیدبخشی به جامعه هنری نشان نداده و امکان تعاملات آتی آن مجموعه با نهادهای مستقل را کمرنگ خواهد ساخت.
.
انتظار نقاشان به عنوان بخشی از جامعه تجسمی از شما:
نقاشان به مانند اکثریت جامعه هنری هر چند با صبر، خودداری و گاه در سکوت، اما همواره با هوشیاری، دقت و سختگیرانه تحولات مدیریتی در حوزهی فرهنگ و هنر را رصد و دنبال میکند. سابقهی رفتار هنرمندان نشان میدهد که چگونه نسبت به رفتارهای آمرانه و سلبی عکسالعمل نشان داده و گاه قهری خودخواسته را به تعامل ترجیح میدهند. همچنین این تجربه گواهی میدهد که در فضای تعامل، رفتار مناسب و فهم فضای هنری، چگونه هنرمندان به صورتی خود جوش تمام ظرفیتهای خود را صرف شکوفایی فرهنگی جامعه میکند.
.
اما شاید بهتر باشد انتظارات پیشینی این جامعه را از برنامههای احتمالی خود بدانید:
- انتظار ما از برنامه شما، رونق هنر در جامعه است.
- انتظار ما از برنامه شما، حفاظت و پاسداری از همه اقشارِ هنرمندان جامعه است.
- انتظار ما از برنامه شما، تسهیل معیشت و تامین امنیت مالی هنرمندان است.
- انتظار ما از برنامه شما، احترام به مظاهرِ فرهنگ و هنر این کشور و مفاخر آن است.
- انتظار ما از برنامه شما، ایجاد مکانهایِ هنری آبرومند در کشور است.
- انتظار ما از برنامه شما، توسعه چرخهی مالی بازار هنر است.
- انتظار ما از برنامه شما، حمایت از انجمنها و نهادهای هنری است.
- انتظار ما از برنامه شما، توسعه فرهنگ و آگاهی هنری در بطن جامعه است.
.
مصرانه امید داریم که این موارد در بازنویسی برنامه شما مورد تامل واقع گردد. به صورت حتم جامعه هنری در چهار سال آینده (در صورت انتصاب شما) از نزدیک فعالیت¬های شما و همکارانتان در این بخش را مورد کنکاش قرار خواهد داد.
در نهایت باید اذعان کرد که مدیریت فرهنگی نیازمند شناخت و حساسیتی عمیق است. بازشناسی جامعه هنری از اعتبار مدیران این عرصه در گرو تعاملات مبتنی بر همین دانش است. در حال حاضر ما، شما و سابقه فعالیت فرهنگی شما را نمیشناسیم، اما به خوبی با ضرورتها و پیچخمهای مربوط به کار فرهنگی آشنا هستیم. از این رو انجمن هنرمندان نقاش ایران به عنوان بخش مهم از جامعه هنری، آمادگی خود را برای مشارکت فعال در ارتقاء فرهنگ و هنر و سیاستهای مربوطه اعلام می دارد.
انجمن هنرمندان نقاش ایران
۱۴۰۰/۰۵/۲۷
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
- انتظار ما از برنامه شما، توسعه چرخهی مالی بازار هنر است.
- انتظار ما از برنامه شما، حمایت از انجمنها و نهادهای هنری است.
- انتظار ما از برنامه شما، توسعه فرهنگ و آگاهی هنری در بطن جامعه است.
.
مصرانه امید داریم که این موارد در بازنویسی برنامه شما مورد تامل واقع گردد. به صورت حتم جامعه هنری در چهار سال آینده (در صورت انتصاب شما) از نزدیک فعالیت¬های شما و همکارانتان در این بخش را مورد کنکاش قرار خواهد داد.
در نهایت باید اذعان کرد که مدیریت فرهنگی نیازمند شناخت و حساسیتی عمیق است. بازشناسی جامعه هنری از اعتبار مدیران این عرصه در گرو تعاملات مبتنی بر همین دانش است. در حال حاضر ما، شما و سابقه فعالیت فرهنگی شما را نمیشناسیم، اما به خوبی با ضرورتها و پیچخمهای مربوط به کار فرهنگی آشنا هستیم. از این رو انجمن هنرمندان نقاش ایران به عنوان بخش مهم از جامعه هنری، آمادگی خود را برای مشارکت فعال در ارتقاء فرهنگ و هنر و سیاستهای مربوطه اعلام می دارد.
انجمن هنرمندان نقاش ایران
۱۴۰۰/۰۵/۲۷
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عزاداری روز عاشورا به روایت مورگان فریمن
«داستان خدا به روایت مورگان فریمن / The Story Of God With Morgan Freeman» مستندی است که در دو فصل ساخته شد.
در این مستند «مورگان فریمن»، به برخی از مقدسترین مکانهای جهان سفر میکند و در بخشی از قسمت اول از فصل دوم این مستند به مذهب شیعه میپردازد و برداشت خود از مراسم روز عاشورا و قیام امام حسین و هدف آن را بیان میکند
جان آگه با #فرهیختگان
«داستان خدا به روایت مورگان فریمن / The Story Of God With Morgan Freeman» مستندی است که در دو فصل ساخته شد.
در این مستند «مورگان فریمن»، به برخی از مقدسترین مکانهای جهان سفر میکند و در بخشی از قسمت اول از فصل دوم این مستند به مذهب شیعه میپردازد و برداشت خود از مراسم روز عاشورا و قیام امام حسین و هدف آن را بیان میکند
جان آگه با #فرهیختگان
ای قوم درین عزا بگریید
بر کشته کربلا بگریید
با این دل مرده خنده تا چند
امروز درین عزا بگریید
فرزند رسول را بکشتند
از بهر خدای را بگریید
از خون جگر سرشک سازید
بهر دل مصطفی بگریید
وز معدن دل باشک چون در
بر گوهر مرتضا بگریید
با نعمت عافیت بصد چشم
بر اهل چنین بلا بگریید
دل خسته ماتم حسینید
ای خسته دلان هلا بگریید
در ماتم او خمش مباشید
یا نعره زنید یا بگریید
تا روح که متصل بجسم است
از تن نشود جدا بگریید
در گریه سخن نکو نیاید
من می گویم شما بگریید
بر دنیی کم بقا بخندید
بر عالم پرعنا بگریید
بسیار درو نمی توان بود
بر اندکی بقا بگریید
بر جور و جفای آن جماعت
یکدم ز سر صفا بگریید
اشک از پی چیست تا بریزید
چشم از پی چیست تا بگریید
در گریه بصد زبان بنالید
در پرده بصد نوا بگریید
تا شسته شود کدورت از دل
یکدم ز سر صفا بگریید
نسیان گنه صواب نبود
کردید بسی خطا بگریید
وز بهر نزول غیث رحمت
چون ابرگه دعا بگریید
سیف فرغانی
جان آگه با #فرهیختگان
بر کشته کربلا بگریید
با این دل مرده خنده تا چند
امروز درین عزا بگریید
فرزند رسول را بکشتند
از بهر خدای را بگریید
از خون جگر سرشک سازید
بهر دل مصطفی بگریید
وز معدن دل باشک چون در
بر گوهر مرتضا بگریید
با نعمت عافیت بصد چشم
بر اهل چنین بلا بگریید
دل خسته ماتم حسینید
ای خسته دلان هلا بگریید
در ماتم او خمش مباشید
یا نعره زنید یا بگریید
تا روح که متصل بجسم است
از تن نشود جدا بگریید
در گریه سخن نکو نیاید
من می گویم شما بگریید
بر دنیی کم بقا بخندید
بر عالم پرعنا بگریید
بسیار درو نمی توان بود
بر اندکی بقا بگریید
بر جور و جفای آن جماعت
یکدم ز سر صفا بگریید
اشک از پی چیست تا بریزید
چشم از پی چیست تا بگریید
در گریه بصد زبان بنالید
در پرده بصد نوا بگریید
تا شسته شود کدورت از دل
یکدم ز سر صفا بگریید
نسیان گنه صواب نبود
کردید بسی خطا بگریید
وز بهر نزول غیث رحمت
چون ابرگه دعا بگریید
سیف فرغانی
جان آگه با #فرهیختگان
پیام عاشورا برای ایران ِ بحرانزده
یاری رسانی به مدیریت بحران کرونا و پرهیز از حضور در تجمعات عزاداری
🔹بیانیه نهضت آزادی ایران
@nehzatazadiiran
📌متاثر از رقابتهای ناسالم سیاسی و برتریجوییهای جناحی، تصمیمات غیرکارشناسی در حوزه سلامت گرفته میشود و ضرورت واکسیناسیون عمومی و خرید واکسن از خارج را با تاخیری ناموجه و شعارهایی بیمحتوا مواجه میسازد. در شرایطی که «دولت» از ایفای تعهدات خود ناتوان است، مردم در مضیقه هستند و حتی ظرفیت خدمات بیمارستانی پاسخگوی نیازها نیست، راهی جز مدد گرفتن از همت عالی مردم برای التیام دردها و رنجها باقی نمیماند.
📌نهضت آزادی ایران که سالیان طولانی پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن، از مروجان ارزشهای نهضت عاشورا و تبلور فریاد «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» در قالب نشستهای فکری و نکوداشت اهل بیت (ع) و فداکاری حسین (ع) و یارانش بوده است، یادآوری میکند که در شرایط کنونی باید از تمام سرمایههای ملی و اسلامی ایران و به ویژه از ظرفیتهای اجتماعی و انسانی «عاشورا» برای مهار بحرانهای جامعه و از جمله کرونا بهره گرفت.
📌 از مردم شریف ایران که در طول تاریخ کهن این سرزمین و در غیاب حکومتهای دلسوز، برخاسته از آرای مردم و توانمند هرگز از یاری به یکدیگر کوتاهی نکردهاند، دعوت میکند که هزینههای برگزاری مجالس عزاداری سیدالشهداء را به امدادرسانی به هموطنانی اختصاص دهند که در شرایط بحران اقتصادی کشور، قادر به تامین هزینههای درمان و مقابله با بحران کرونا نیستند.
📌در فرهنگ ملی ایرانیان، «عاشورا» نهضتی اخلاقی، فرهنگی و سیاسی است که با بهرهگیری از الگوی پیشوایان شیعه و به ویژه سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) بر آموزههای اصیل دینی و الگوهای عقلانی و انسانی استوار است و به مثابه چراغی آگاهیبخش، روشنگر حرکتها و جنبشهای ایرانی معتقد به کرامت بشر به شمار میرود.
📌«عاشورا» گواهی تاریخ است بر حقانیت راه و پیام امام حسین (ع) و یاران صادق و متعهدش که به آزادی، شجاعت، مسئولیتپذیری، دغدغه مردم، رعایت حقالناس و ضرورت اصلاح جامعه و حکومت باور داشتند. «عاشورا» پاسخی به ظلم حکومتی نامشروع و قیامی بود در برابر انحرافات حکومتی مستبد که جز خشونت و سرکوب و نقض حقوق و حاکمیت مردم راهی نمیشناخت. «عاشورا» قیام برای رستگاریِ «انسان» است. فروکاستن نام و آرمان عاشورا به ظواهر از محتوا تهی شده و ابعاد صرفاً عاطفی و سلحشوریهای مبالغهآمیز نمیتواند در راستای اهداف و ارزشهای این نهضت تاریخی قلمداد شود.
📌نهضت آزادی ایران با توجه به آمار سهمگین کشتار کرونا در هفتههای اخیر و با عنایت به بحران انرژی که موجب خاموشیهای گسترده شده است، اعلام میدارد که تمرکز بر ابعاد ظاهری عزاداریها، چراغانیها و برافروختن چلچراغها و شرکت در تجمعات انسانی و نشستهای سنتی و مناسکگرایانه، افزون بر آن که بر خلاف مسلمات آموزههای عقلانی و رحمانی قرآن و سنت کریم حضرت رسول (ص) و سیره پیشوایان اخلاقی شیعه (ع) است، معنایی جز اسراف منابع، مسئولیتگریزی در قبال تعهدات اجتماعی و دستاوردی جز تشدید فاجعه و گسترش آمار مرگ و میر ناشی از کرونا و رشد فزاینده و مهارناپذیر این بیماری مهلک ندارد.
متن کامل بیانیه را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://bit.ly/3CSPIJR
جان آگه با #فرهیختگان
یاری رسانی به مدیریت بحران کرونا و پرهیز از حضور در تجمعات عزاداری
🔹بیانیه نهضت آزادی ایران
@nehzatazadiiran
📌متاثر از رقابتهای ناسالم سیاسی و برتریجوییهای جناحی، تصمیمات غیرکارشناسی در حوزه سلامت گرفته میشود و ضرورت واکسیناسیون عمومی و خرید واکسن از خارج را با تاخیری ناموجه و شعارهایی بیمحتوا مواجه میسازد. در شرایطی که «دولت» از ایفای تعهدات خود ناتوان است، مردم در مضیقه هستند و حتی ظرفیت خدمات بیمارستانی پاسخگوی نیازها نیست، راهی جز مدد گرفتن از همت عالی مردم برای التیام دردها و رنجها باقی نمیماند.
📌نهضت آزادی ایران که سالیان طولانی پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن، از مروجان ارزشهای نهضت عاشورا و تبلور فریاد «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» در قالب نشستهای فکری و نکوداشت اهل بیت (ع) و فداکاری حسین (ع) و یارانش بوده است، یادآوری میکند که در شرایط کنونی باید از تمام سرمایههای ملی و اسلامی ایران و به ویژه از ظرفیتهای اجتماعی و انسانی «عاشورا» برای مهار بحرانهای جامعه و از جمله کرونا بهره گرفت.
📌 از مردم شریف ایران که در طول تاریخ کهن این سرزمین و در غیاب حکومتهای دلسوز، برخاسته از آرای مردم و توانمند هرگز از یاری به یکدیگر کوتاهی نکردهاند، دعوت میکند که هزینههای برگزاری مجالس عزاداری سیدالشهداء را به امدادرسانی به هموطنانی اختصاص دهند که در شرایط بحران اقتصادی کشور، قادر به تامین هزینههای درمان و مقابله با بحران کرونا نیستند.
📌در فرهنگ ملی ایرانیان، «عاشورا» نهضتی اخلاقی، فرهنگی و سیاسی است که با بهرهگیری از الگوی پیشوایان شیعه و به ویژه سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) بر آموزههای اصیل دینی و الگوهای عقلانی و انسانی استوار است و به مثابه چراغی آگاهیبخش، روشنگر حرکتها و جنبشهای ایرانی معتقد به کرامت بشر به شمار میرود.
📌«عاشورا» گواهی تاریخ است بر حقانیت راه و پیام امام حسین (ع) و یاران صادق و متعهدش که به آزادی، شجاعت، مسئولیتپذیری، دغدغه مردم، رعایت حقالناس و ضرورت اصلاح جامعه و حکومت باور داشتند. «عاشورا» پاسخی به ظلم حکومتی نامشروع و قیامی بود در برابر انحرافات حکومتی مستبد که جز خشونت و سرکوب و نقض حقوق و حاکمیت مردم راهی نمیشناخت. «عاشورا» قیام برای رستگاریِ «انسان» است. فروکاستن نام و آرمان عاشورا به ظواهر از محتوا تهی شده و ابعاد صرفاً عاطفی و سلحشوریهای مبالغهآمیز نمیتواند در راستای اهداف و ارزشهای این نهضت تاریخی قلمداد شود.
📌نهضت آزادی ایران با توجه به آمار سهمگین کشتار کرونا در هفتههای اخیر و با عنایت به بحران انرژی که موجب خاموشیهای گسترده شده است، اعلام میدارد که تمرکز بر ابعاد ظاهری عزاداریها، چراغانیها و برافروختن چلچراغها و شرکت در تجمعات انسانی و نشستهای سنتی و مناسکگرایانه، افزون بر آن که بر خلاف مسلمات آموزههای عقلانی و رحمانی قرآن و سنت کریم حضرت رسول (ص) و سیره پیشوایان اخلاقی شیعه (ع) است، معنایی جز اسراف منابع، مسئولیتگریزی در قبال تعهدات اجتماعی و دستاوردی جز تشدید فاجعه و گسترش آمار مرگ و میر ناشی از کرونا و رشد فزاینده و مهارناپذیر این بیماری مهلک ندارد.
متن کامل بیانیه را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://bit.ly/3CSPIJR
جان آگه با #فرهیختگان
Telegraph
پیام عاشورا برای ایران ِ بحرانزده
بسمه تعالی یاری رسانی به مدیریت بحران کرونا و پرهیز از حضور در تجمعات عزاداری تداوم و تشدید بحران کرونا در ایران و رشد فزاینده آمار کشتار انسانی که در روزهای اخیر روزانه بیش از 500 نفر اعلام میشود، نگرانی عظیم و احساس شدید ناامنی در ایران را رقم زده است.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مستند «بیبیسی و کودتا»
بیبیسی متهم است که در جریان کودتای ۲۸ مرداد، پیامی مخفی را از سوی دولت بریتانیا به شاه ایران رسانده است.
این رسانه همچنین با این اتهام روبهروست که در سالهای حکومت محمد مصدق در ایران، بر اساس نظرات وزارت خارجه بریتانیا مطالبی را علیه نخستوزیر ایران و جنبش ملی شدن نفت پخش کرده است.
این اتهامات تا چه اندازه با واقعیت آنچه رخ داده مطابقت دارند؟
کیوان حسینی در مستند «بیبیسی و کودتا» با جستجو در آرشیو بیبیسی و همچنین اسناد وزارت خارجه بریتانیا تلاش کرده تا به این پرسش پاسخ بدهد.
این مستند را پنجشنبه ۲۸ مرداد ساعت ۸:۳۰ شب تهران از تلویزیون فارسی بیبیسی ببینید
بیبیسی متهم است که در جریان کودتای ۲۸ مرداد، پیامی مخفی را از سوی دولت بریتانیا به شاه ایران رسانده است.
این رسانه همچنین با این اتهام روبهروست که در سالهای حکومت محمد مصدق در ایران، بر اساس نظرات وزارت خارجه بریتانیا مطالبی را علیه نخستوزیر ایران و جنبش ملی شدن نفت پخش کرده است.
این اتهامات تا چه اندازه با واقعیت آنچه رخ داده مطابقت دارند؟
کیوان حسینی در مستند «بیبیسی و کودتا» با جستجو در آرشیو بیبیسی و همچنین اسناد وزارت خارجه بریتانیا تلاش کرده تا به این پرسش پاسخ بدهد.
این مستند را پنجشنبه ۲۸ مرداد ساعت ۸:۳۰ شب تهران از تلویزیون فارسی بیبیسی ببینید
"طالبان و توافق پنهان"
یک خانم عزیز افغان در فیسبوک، متن مقررات جدید طالبان را گذاشته و نوشته است:
🔹 "اینها قوانین طالبان است. لطفا ما را کمک کنید تا خلاص شویم. ما این قوانین را نمیخواهیم!"
عرضم این است که خانم عزیز، اصلا فکر کردهاید "قانون" چیست و وضع قانون یعنی چه؟ اساسا "قانون" یعنی رفتاری که قرار است عده زیادی آن را اجرا کنند. خوب، اجرا نکنید، به همین سادگی.
میدانم که فورا جواب میدهید: ولی میگیرند و میزنند و به زندان میاندازند...
سؤال میکنم: چند نفر را میزنند؟ چند نفر را دستگیر میکنند؟ اگر ۹۰ درصد شما پیروی نکنید چه خواهند کرد؟ میتوانند کل مملکت را بگیرند و به زندان بیندازند؟
🔹 شما وقتی میگویید: "قانون"، ناخودآگاه، پیش خودتان فرض کردهاید که با اعلام این دستورات، عده زیادی از مردم به اينها عمل میکنند و اقلیتی که نکنند، مجازات خواهند شد. حق با شماست اما هم شما و هم آن بقیه متوجه نیستید که آن عده زیاد، خود شمایید! این شمایید که طالبان (و دیگر ظالمان) روی اطاعتتان حساب بازکردهاند! و اصولا آمدن امثال طالبان و تشکیلاتشان و اعتمادبهنفسشان روی همین "حساب" است یعنی روی حسابِ همکاریِ ندانسته و جاهلانه شما با خودشان، و صدالبته روی تفرقهتان و بیاحترامیتان به حقوق هم و عدم همبستگی و همفکریتان.
🔹 مشکل ما و شما قوانین طالبان نیست، آن قوانین بدون "همکاریِ" ما هیچ چیز نیست، جز مشتی حرف و اعلام و شعار. مسألهی ما قوانین پنهان و ناشناخته ذهن خود ماست، قوانینی که بر رفتار و سرنوشت ما حکمرانی میکنند و ما از آنها بیخبریم.
چرا؟ چون با اندیشه بیگانهایم، چون مطالعه را چیزی زائد میدانیم، چون خوردن و گردش و ماشین و سکه طلا را اصل "زندگی" میدانیم و کتاب و رمان و شعر و تئاتر و فلسفه و جامعهشناسی را چیزی تفننی و اتلاف وقت! چون به گنجینههای عظیمی که در طاقچهی خانه داریم، پشت کردهایم و آن را خوار و کماهمیت میشماریم و در عوض، حقایق جهان را در اخبار و روزنامهها و سخنرانی سیاستمداران ابله و کوتوله جستجو میکنیم....
🔹 شما متوجه نیستید که خودتان ندانسته، تصمیم گرفتهاید مقررات دشمن بیگانه را اجرا کنید و در عین حال میخواهید از تصمیم خود، فرار کنید! این در حالی است که آن دشمن بیگانه، در درون شما نمایندگی دارد و همه محاسباتش روی همکاری بیگانهی درون شماست!
خودناشناسی یعنی همین، جهل در عمیقترین و پرهزینهترین شکل خود. انسان خودناشناس، بهای دردناکی بابت ناآگاهی از ذهنیتهای خودکار و برنامهریزیشدهی خویش میپردازد، ذهنیتی که بر زندگی او و مردمش حکومت میکند. شما دارید از خودتان فرار میکنید و بیخبرید و این فراری ناممکن و بیحاصل است.
🔹 مولوی اینها را میبیند که خطاب به من و شما فریاد و فغان سرمیدهد:
از که بگریزیم، از خود؟ این محال
از که برباییم، از حق؟ ای وبال!
و
من که خصمم هم منم اندر گریز
تا ابد کار من آمد خیزخیز
آنچه که در بیرون روی میدهد، انعکاس چیزی است که در درون روی داده است ولی ما "بیرونپرستها" از باطن و درون غافلیم و بهقول مولوی این برونی بودن، آفت هستی ماست. در وصف حال و روز ماست که میسراید:
مرغ در بالا و زیر آن سایهاش
میرود بر خاک، پران، مرغوش
ابلهی صیاد آن سایه شود
میدود چندان که بیمایه شود
غافل او کآن عکس آن مرغ هواست
غافل از آن که اصل آن سایه کجاست
ترکش عمرش تهلی شد، عمر رفت
از دویدن در شکار سایه تفت...
مولوی ۸۰۰ سال است که جای دشمن را به ما نشان داده است و ما در طالبان و شاه و آمریکا بهدنبال مقصر میگردیم. دشمنمان همین حالا در درون ماست و ما مثل آن دختر عزیز افغان، بهجای قلم و کتاب و تفکر، برای دفع دشمن اسلحه برمیداریم.
🔹 درواقع، حتی قبل از آنکه طالبان مقرراتی اعلام کنند، میان شما و آنها یک قرارداد ناگفتهی ذهنی و باوری امضاء شده است، و در هر جامعهای مقررات اعلامشده، تابع مقررات اعلامنشده است. آنها هم (مثل هر حاکم دیگری) پیش خودشان به شمای توی ذهنشان گفتهاند: "ما قانون میگذاریم و شما اجرا میکنید". شما هم به طالبان توی ذهنتان گفتهاید: "درست است. شما قانون میگذارید و ما اجرا میکنیم". هردوی شما هم به شکلی مبهم و ناخودآگاه، از این توافق ضمنی آگاهید و آن را بدیهی میشمارید.
در وضع جوامع کمی تأمل کنید. خواهید دید که قدرت قرارداد باوری و درونی، بسیار فراتر از قرارداد کاغذی و بیرونی است.
🔹 در حقیقت، این بخشی از خود شماست که برای نجات از بخش دیگر تقاضای کمک میکند، و شما در خوابید. و بزرگترین کمک به یک انسان، بیدارکردن اوست بر آنچه که میکند و خود، بیخبر است.
با آرزوی شادی و شکوفایی مردم خوب و رنجدیده ما و شما، که با کاشتن جوانههای علم و آگاهی به دست خودمان، قطعا محقق خواهد شد.
با مهر بسیار
ساسان حبیبوند
جان آگه با #فرهیختگان
یک خانم عزیز افغان در فیسبوک، متن مقررات جدید طالبان را گذاشته و نوشته است:
🔹 "اینها قوانین طالبان است. لطفا ما را کمک کنید تا خلاص شویم. ما این قوانین را نمیخواهیم!"
عرضم این است که خانم عزیز، اصلا فکر کردهاید "قانون" چیست و وضع قانون یعنی چه؟ اساسا "قانون" یعنی رفتاری که قرار است عده زیادی آن را اجرا کنند. خوب، اجرا نکنید، به همین سادگی.
میدانم که فورا جواب میدهید: ولی میگیرند و میزنند و به زندان میاندازند...
سؤال میکنم: چند نفر را میزنند؟ چند نفر را دستگیر میکنند؟ اگر ۹۰ درصد شما پیروی نکنید چه خواهند کرد؟ میتوانند کل مملکت را بگیرند و به زندان بیندازند؟
🔹 شما وقتی میگویید: "قانون"، ناخودآگاه، پیش خودتان فرض کردهاید که با اعلام این دستورات، عده زیادی از مردم به اينها عمل میکنند و اقلیتی که نکنند، مجازات خواهند شد. حق با شماست اما هم شما و هم آن بقیه متوجه نیستید که آن عده زیاد، خود شمایید! این شمایید که طالبان (و دیگر ظالمان) روی اطاعتتان حساب بازکردهاند! و اصولا آمدن امثال طالبان و تشکیلاتشان و اعتمادبهنفسشان روی همین "حساب" است یعنی روی حسابِ همکاریِ ندانسته و جاهلانه شما با خودشان، و صدالبته روی تفرقهتان و بیاحترامیتان به حقوق هم و عدم همبستگی و همفکریتان.
🔹 مشکل ما و شما قوانین طالبان نیست، آن قوانین بدون "همکاریِ" ما هیچ چیز نیست، جز مشتی حرف و اعلام و شعار. مسألهی ما قوانین پنهان و ناشناخته ذهن خود ماست، قوانینی که بر رفتار و سرنوشت ما حکمرانی میکنند و ما از آنها بیخبریم.
چرا؟ چون با اندیشه بیگانهایم، چون مطالعه را چیزی زائد میدانیم، چون خوردن و گردش و ماشین و سکه طلا را اصل "زندگی" میدانیم و کتاب و رمان و شعر و تئاتر و فلسفه و جامعهشناسی را چیزی تفننی و اتلاف وقت! چون به گنجینههای عظیمی که در طاقچهی خانه داریم، پشت کردهایم و آن را خوار و کماهمیت میشماریم و در عوض، حقایق جهان را در اخبار و روزنامهها و سخنرانی سیاستمداران ابله و کوتوله جستجو میکنیم....
🔹 شما متوجه نیستید که خودتان ندانسته، تصمیم گرفتهاید مقررات دشمن بیگانه را اجرا کنید و در عین حال میخواهید از تصمیم خود، فرار کنید! این در حالی است که آن دشمن بیگانه، در درون شما نمایندگی دارد و همه محاسباتش روی همکاری بیگانهی درون شماست!
خودناشناسی یعنی همین، جهل در عمیقترین و پرهزینهترین شکل خود. انسان خودناشناس، بهای دردناکی بابت ناآگاهی از ذهنیتهای خودکار و برنامهریزیشدهی خویش میپردازد، ذهنیتی که بر زندگی او و مردمش حکومت میکند. شما دارید از خودتان فرار میکنید و بیخبرید و این فراری ناممکن و بیحاصل است.
🔹 مولوی اینها را میبیند که خطاب به من و شما فریاد و فغان سرمیدهد:
از که بگریزیم، از خود؟ این محال
از که برباییم، از حق؟ ای وبال!
و
من که خصمم هم منم اندر گریز
تا ابد کار من آمد خیزخیز
آنچه که در بیرون روی میدهد، انعکاس چیزی است که در درون روی داده است ولی ما "بیرونپرستها" از باطن و درون غافلیم و بهقول مولوی این برونی بودن، آفت هستی ماست. در وصف حال و روز ماست که میسراید:
مرغ در بالا و زیر آن سایهاش
میرود بر خاک، پران، مرغوش
ابلهی صیاد آن سایه شود
میدود چندان که بیمایه شود
غافل او کآن عکس آن مرغ هواست
غافل از آن که اصل آن سایه کجاست
ترکش عمرش تهلی شد، عمر رفت
از دویدن در شکار سایه تفت...
مولوی ۸۰۰ سال است که جای دشمن را به ما نشان داده است و ما در طالبان و شاه و آمریکا بهدنبال مقصر میگردیم. دشمنمان همین حالا در درون ماست و ما مثل آن دختر عزیز افغان، بهجای قلم و کتاب و تفکر، برای دفع دشمن اسلحه برمیداریم.
🔹 درواقع، حتی قبل از آنکه طالبان مقرراتی اعلام کنند، میان شما و آنها یک قرارداد ناگفتهی ذهنی و باوری امضاء شده است، و در هر جامعهای مقررات اعلامشده، تابع مقررات اعلامنشده است. آنها هم (مثل هر حاکم دیگری) پیش خودشان به شمای توی ذهنشان گفتهاند: "ما قانون میگذاریم و شما اجرا میکنید". شما هم به طالبان توی ذهنتان گفتهاید: "درست است. شما قانون میگذارید و ما اجرا میکنیم". هردوی شما هم به شکلی مبهم و ناخودآگاه، از این توافق ضمنی آگاهید و آن را بدیهی میشمارید.
در وضع جوامع کمی تأمل کنید. خواهید دید که قدرت قرارداد باوری و درونی، بسیار فراتر از قرارداد کاغذی و بیرونی است.
🔹 در حقیقت، این بخشی از خود شماست که برای نجات از بخش دیگر تقاضای کمک میکند، و شما در خوابید. و بزرگترین کمک به یک انسان، بیدارکردن اوست بر آنچه که میکند و خود، بیخبر است.
با آرزوی شادی و شکوفایی مردم خوب و رنجدیده ما و شما، که با کاشتن جوانههای علم و آگاهی به دست خودمان، قطعا محقق خواهد شد.
با مهر بسیار
ساسان حبیبوند
جان آگه با #فرهیختگان
لرزیدن بر سر ایمان
حافظ گفت: «چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم»
گویا حافظ می دانست که بزرگترین ویژگی انسانِ اندیشمند لرزیدن بر سر ایمان خویش است. زیرا آن درخت که لرزیدن را نیاموخته باشد در بادهای تند و توفان های بی محابا یا می شکند یا می افتد. آن انسان نیز که تردید را نیاموزد و شک و احتمال را فرا نگیرد، یا خود را می شکند یا دیگران را.
گاهی سرسختی وسرسنگی چندان هم غرور آفرین نیست. اتفاقاً انسان به انعطاف و روانی و سیالیتش رشد خواهد کرد نه به پای فشردن های نامعقول و ایستادگی های بی منطقش.
هر سوالی وزیدن بادی است پیرامون درخت ایمان.
بید نباید که از وزیدن بادها خشمگین شود. بید باید با باد برقصد، بیدی که می رقصد، زنده خواهد ماند. بیدی که از وزیدن باد بهراسد، سرانجام روزی فرو خواهد افتاد.
ما مردمان شهر سنگستانیم، سنگ می کاریم و سنگ برداشت می کنیم. کلوخ اندازیم و سنگ پاداشمان است. از آب می ترسیم، از باد می هراسیم. مرام آب و مکالمه با باد را بلد نیستیم.
ما مردمان قطعیتِ عادت و تعصب و تقلیدیم؛ جرأت لرزیدن نداریم.
هر بار که سوالی می پرسم یا نسیمکی با سرانگشتهای کلمه می سازم، یا پنجره ای را رو به تعریفی باز می کنم که تماشا از آن رسممان نبوده، بعضی چنان بر می آشوبند و چنان به صورت نسیم چنگ می اندازند و چنان پنجره را در هم فرو می کوبند که من باور می کنم طالبان تنها هرات را نگرفته که جمجمه های ما را نیز گرفته است.
تقصیر ما نیست، تقصیر این نظام آموزشی و پرورشی است که فلسفیدن را یادمان نداده که از پرسیدن به وحشتمان انداخته، که ذهنمان را انبان محفوظات کرده است؛ گویی بدون یقینیات ما بی چیزیم.
یقین اما کمترین چیزی است که در جهان قسمت شده است. یادمان باشد انسانی که به باورهایش یقینی بی چون و چرا دارد به موجودی هولناک بدل خواهد شد.
دیدید مردان یقینی و باورمندان متصلب چه بر سر همسایه مان آوردند؟
عرفان نظرآهاری
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
حافظ گفت: «چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم»
گویا حافظ می دانست که بزرگترین ویژگی انسانِ اندیشمند لرزیدن بر سر ایمان خویش است. زیرا آن درخت که لرزیدن را نیاموخته باشد در بادهای تند و توفان های بی محابا یا می شکند یا می افتد. آن انسان نیز که تردید را نیاموزد و شک و احتمال را فرا نگیرد، یا خود را می شکند یا دیگران را.
گاهی سرسختی وسرسنگی چندان هم غرور آفرین نیست. اتفاقاً انسان به انعطاف و روانی و سیالیتش رشد خواهد کرد نه به پای فشردن های نامعقول و ایستادگی های بی منطقش.
هر سوالی وزیدن بادی است پیرامون درخت ایمان.
بید نباید که از وزیدن بادها خشمگین شود. بید باید با باد برقصد، بیدی که می رقصد، زنده خواهد ماند. بیدی که از وزیدن باد بهراسد، سرانجام روزی فرو خواهد افتاد.
ما مردمان شهر سنگستانیم، سنگ می کاریم و سنگ برداشت می کنیم. کلوخ اندازیم و سنگ پاداشمان است. از آب می ترسیم، از باد می هراسیم. مرام آب و مکالمه با باد را بلد نیستیم.
ما مردمان قطعیتِ عادت و تعصب و تقلیدیم؛ جرأت لرزیدن نداریم.
هر بار که سوالی می پرسم یا نسیمکی با سرانگشتهای کلمه می سازم، یا پنجره ای را رو به تعریفی باز می کنم که تماشا از آن رسممان نبوده، بعضی چنان بر می آشوبند و چنان به صورت نسیم چنگ می اندازند و چنان پنجره را در هم فرو می کوبند که من باور می کنم طالبان تنها هرات را نگرفته که جمجمه های ما را نیز گرفته است.
تقصیر ما نیست، تقصیر این نظام آموزشی و پرورشی است که فلسفیدن را یادمان نداده که از پرسیدن به وحشتمان انداخته، که ذهنمان را انبان محفوظات کرده است؛ گویی بدون یقینیات ما بی چیزیم.
یقین اما کمترین چیزی است که در جهان قسمت شده است. یادمان باشد انسانی که به باورهایش یقینی بی چون و چرا دارد به موجودی هولناک بدل خواهد شد.
دیدید مردان یقینی و باورمندان متصلب چه بر سر همسایه مان آوردند؟
عرفان نظرآهاری
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✉️ نامههای ماریه | قسمت دهم
▪️این آخرین نامه ماریه است. اون از بدترین روز زندگیش نوشته. از روزی که آدم بدها آقای امام حسین و یارانشون رو شهید کردن و به دستهای همه مادرا و بچهها زنجیر زدن.
▪️اون به کبوترش گندم سپرده تا داستان امام حسین رو برای همه پرندههای جهان تعریف کنه و به گوش همه آدمها دنیا برسونه
نویسنده: حامد عسکری
جان آگه با #فرهیختگان
▪️این آخرین نامه ماریه است. اون از بدترین روز زندگیش نوشته. از روزی که آدم بدها آقای امام حسین و یارانشون رو شهید کردن و به دستهای همه مادرا و بچهها زنجیر زدن.
▪️اون به کبوترش گندم سپرده تا داستان امام حسین رو برای همه پرندههای جهان تعریف کنه و به گوش همه آدمها دنیا برسونه
نویسنده: حامد عسکری
جان آگه با #فرهیختگان
فروپاشی اجتماعی در ایران، توهم یا واقعیت؟!
جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۰
با حضور:
بیژن عبدالکریمی
عبدالکریم سروش
مصطفی مهرآیین
احمد بخارایی
علیرضا شجاعی زند
مهدی مطهرنیا
حمید جلاییپور
حسن محدثی
فرخ نگهدار
فرج سرکوهی
تقی رحمانی
آذر منصوری
مکان: «اتاق نقدانه» در Clubhouse
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۰
با حضور:
بیژن عبدالکریمی
عبدالکریم سروش
مصطفی مهرآیین
احمد بخارایی
علیرضا شجاعی زند
مهدی مطهرنیا
حمید جلاییپور
حسن محدثی
فرخ نگهدار
فرج سرکوهی
تقی رحمانی
آذر منصوری
مکان: «اتاق نقدانه» در Clubhouse
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
Clubhouse
Clubhouse: The Social Audio App
Clubhouse is a new type of social network based on voice—where people around the world come together to talk, listen and learn from each other in real-time.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴پیام عاشورا
تبیین جالب مرحوم علامه محمدآصف محسنی از علت قیام امام حسین و تحریف در عزاداری ها و مقصد ومقصود حضرت اباعبدالله علیه السلام .
جان آگه با #فرهیختگان
تبیین جالب مرحوم علامه محمدآصف محسنی از علت قیام امام حسین و تحریف در عزاداری ها و مقصد ومقصود حضرت اباعبدالله علیه السلام .
جان آگه با #فرهیختگان
دو تحلیل اجتماعی از رخداد کربلا
یادداشتی از امیر محمدیان
https://telegra.ph/Ashura-08-20
جان آگه با #فرهیختگان
یادداشتی از امیر محمدیان
https://telegra.ph/Ashura-08-20
جان آگه با #فرهیختگان
Telegraph
دو تحلیل اجتماعی از رخداد کربلا
امیر محمدیان خراسانی، جامعه شناس و پژوهش تحلیل اول در مورد کسانی که مستقیم با حسین بن علی جنگیدند و یا غیر مستقیم به دشمن او با عدم همراهی اش و سکوتشان یاری رساندند می توان گونه شناسی زیر را ارائه دا ✅ 1. کسانی که از اصلِ اصالت تاریخی استفاده می کنند. بدین…