فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرزند احمد شاه مسعود: مقاومت علیه طالبان آغاز شد

⬅️ راه پدرم را دنبال می‌کنم .

⬅️ ولایت پنجشیر آخرین سنگر آزادی افغانستان است؛ از آن دفاع می‌کنیم.

⬅️سلاح و مهماتی در پنجشیر وجود دارد که از زمان پدرم در آنجا ذخیره شده بود.

⬅️ در ۷۲ ساعت گذشته، برخی افغان‌ها برای پیوستن به مقاومت علیه طالبان به پنجشیر آمده‌اند.


جان آگه با #فرهیختگان
🔲معرفی چند فیلم مستند درباره دکتر محمدمصدق
▪️حسین گوهری

این یادداشت، شامل لیستی از مستندهایی درباره دکترمصدق و کودتای ۲۸مرداد می‌شود که نسخه‌ای از آن‌ها در وب وجود دارد. درباره هر یک چند سطری نوشتم و لینک دادم؛ به این امید که مفید باشد.

1️⃣مصدق، نفت و کودتا/مازیار بهاری
بعد از انقلاب۵۷ به دلایلی نقش آمریکا در کودتای ۲۸مرداد بیش از اندازه پررنگ شد. اما از همان سال‌های بعد از ۳۲، تحلیل برخی از چهره‌های سیاسی این بود که آمریکا تنها نقشِ مجری را داشته و طراح اصلی کودتا، انگلستان بوده است. در مستند مازیار بهاری اطلاعاتی وجود دارد که این تحلیل را تقویت می‎کند. او تقریبا سراغ همه طرف‎های مناقشه رفته؛ از محمود مصدق(نوه دکتر محمدمصدق) تا محمود کاشانی(فرزند آیت‌الله کاشانی)، عزت‎الله سحابی(ملی ـ مذهبی)، محمدعلی عمویی(حزب توده)، موسی فشارکی محافظ مصدق، عباس رمضانی(نوچه طیب حاج‌رضایی، فعال در کودتای ۲۸مرداد)، سام فال دیپلمات ارشد بریتانیا و ...
بهاری در فیلم‌‌اش، نقش رادیو بی‎بی‎سی در تخریب مصدق را مستند کرده؛ جالب آنکه این فیلم برای اولین بار از تلویزیون بی‎بی‎سی فارسی پخش شده است. صدای مهدی میراشرافی که از رادیو تهران خبر پیروزی کودتاچی‌‎ها را با شعف می‎داد، برای نخستین بار در این فیلم منتشر شد.

2️⃣محاکمه مصدق/سید احسان عمادی
مصدق پیشنهاد حزب توده برای فرار را نپذیرفت؛ پیشنهادی که از طریق سرگرد مهدی همایونی از اعضای وقت حزب توده در دوران بازداشت، به او داده شد. او می‎دانست که دادگاه، آخرین تریبون برای ارتباط موثر با مردم است و نمی‎خواست چنین فرصتی را از دست بدهد. فیلم احسان عمادی به دادگاه جنجالی مصدق بعد از کودتای ۲۸مرداد می‎پردازد. بعدتر، او در فیلم دیگری که درباره ترور رزم‎آرا ساخت، چهره متفاوتی از مصدق و دیگر شخصیت‌های آن دوران نشان داد. درباره این فیلم، اینجا چند خطی نوشته‎ام.

3️⃣آقای نخست‌وزیر/محمدرضا امامقلی
این فیلم که از شبکه مستند سیما پخش شده، مروری‌ آسیب‎شناسانه بر دوره نهضت ملی ست. نکته ویژه‌ در این اثر، مصاحبه با چهره‎هایی ست که تصویرشان به ندرت از رسانه‎های رسمی پخش می‎شود؛ افرادی همچون عبدالعلی ادیب برومند، ابراهیم یزدی، محمد توسلی، هرمیداس باوند، سیدحسین موسویان و حسین شاه‎حسینی. کارگردان هوشمندانه تصمیم گرفته تا نقد به مصدق، از زبان چهره‌های نزدیک به او مطرح شود. فیلم محصول سازمان اوج است، بنابراین نباید تعجب کرد که نقش آیت‎الله کاشانی و افراد نزدیک به او در شکست نهضت ملی کمرنگ جلوه داده شود!

4️⃣مصدق، نگاهی دیگر/هدی صابر
روزگاری احمدآباد مهمانی داشت که باعث شهرت نام‌اش شد. «مصدق، نگاهی دیگر» شامل گفتگوهایی ست با اهالی روستای احمدآباد. هدی صابر در فیلم‌اش با نشان دادن منش و سلوک شخصی دکتر مصدق، تصویری از یک جامعه آرمانی داده است. تصویری که شاید به ما کمک کند که بدانیم اگر کودتای ۲۸مرداد رخ نمی‌داد، ایرانِ مصدق چگونه جامعه‌ای می‌شد.

5️⃣یادی از مبارزاتِ دکتر حسین فاطمی/محمد تهامی‌نژاد
این مستند که در سال۱۳۵۹ ساخته شده، شامل گفتگوی ویژه‎‌ای با سلطنت فاطمی، خواهر حسین فاطمی، وزیر امور خارجه دکترمصدق است. او تعریف می‌کند که ۱۶روز بعد از دستگیری برادرش حسین، چگونه تصمیم گرفته می‌شود که او در یک حرکت به ظاهر خودجوش مردمی، به دست شعبان جعفری و نوچه‎هایش به قتل برسد.

6️⃣وکیل عاشق/ ناصر زراعتی
مستندی درباره وکیل‌مدافع دکترمصدق؛ سرهنگ جلیل بزرگمهر که در سال۱۳۷۳ ساخته شده و تصاویر بکری از روزهایی دارد که درهای قلعه احمدآباد به روی مردم باز بود. ظاهرا این تنها گفتگوی تصویری ست که از بزرگمهر به جای مانده و از همین رو دارای ارزش است.

7️⃣ کانال «مصدق به روایت تاریخ و اسناد» که کارش انتشار اسناد تاریخ معاصر ایران با محوریت مصدق و نهضت ملی ست، این فیلم‌ها را ارائه کرده:
- زندگی دکترمصدق/۱۳۴۸
- آشوب در ایران
- ملی شدن صنعت/شبکهarte
- استقبال مردم مصر از مصدق
- بزرگان ایران‌زمین

8️⃣کودتای ۵۳/تقی امیرانی
تقی امیرانی فیلمساز، در جستجو برای یافتن اسناد مرتبط با کودتای ۲۸ مرداد، به مصاحبه‌‌هایی از یک مستند تلویزیونی می‌رسد که عوامل کودتا درباره نقش‎‌شان صحبت کرده‌اند. او به همه فیلم‎های این اشخاص دسترسی پیدا می‎کند به جز مصاحبه یک نفر؛ نرمن داربی‌ شر، افسر سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا(MI6) که به شکل مرموزی فقط متن مصاحبه‌‎اش موجود است!
امیرانی تصمیم میگیرد بر اساس متن موجود، این مصاحبه را با یک بازیگر بازسازی کند که نتیجه کار بسیار جالب شده.
تمرکز اصلی فیلم روی نقش طراحی انگلیس در کودتاست، بنابراین فیلم از دادن اطلاعات اضافه صرف‌نظر می‌کند. تدوین فیلم را والتر مرچ انجام داده که از تدوینگران معروف سینمای دنیاست. کودتای ۵۳ را می‌توانید با خرید بلیط در سایت هاشور تماشا کنید.


جان آگه با #فرهیختگان
بیانیه انجمن های تجسمی درمورد برنامه وزیر پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

به نام خدا
جناب آقای سیّد‌ابراهیم رئیسی
رئیس محترم جمهور


سلام،
بررسی برنامه وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی
در بررسی برنامه‌ی وزیر پیشنهادی دولت سیزدهم که برای پیشبرد اهداف و تحقق سند چشم‌انداز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمینه «فرهنگ و هنرهای تجسمی» منتشر گردیده است با رویکرد، خوانش و قرائتی از فرهنگ و هنر مواجهیم که از نظر اصحاب فرهنگ و هنر با چالش‌هایی جدی روبه‌رو است.
نخست آن که انتظارات جامعه‌ی هنری ایران پس از چهل سال، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دولت آینده که در آستانه‌ی سده‌ی چهاردهم خورشیدی قبول مسئولیت کرده بیش از پیش افزایش یافته و متاسفانه این برنامه فاقد ویژگی‌های اساسی، ضروری و مورد نظر در حوزه‌ی هنرهای تجسمی است.  
نویسنده یا نویسندگان این برنامه در دو بخش پیوسته به هم به موضوع هنرهای تجسمی پرداخته‌اند:
۱- در ۴ بند نخست بخشِ بررسی وضعیت موجود، سخن را با حمله، هجوم، اهانت و افترا به جامعه تجسمی کشور آغاز کرده‌اند.
انجمن‌های هنرهای تجسمی و دیگر تشکل‌های ذیربط در این مورد حق شکایت از نویسنده‌ی مسئول یا نویسندگان را برای خود محفوظ می‌دانند و در صورت درخواست، نویسندگان این متن باید با خروج از سایه، در عرصه‌ی ملّی و دادگاه صالحه ظاهر شده و پاسخگوی این رفتار توهین‌آمیزِ خود نسبت به هنرمندان تجسمی کشور باشند.
شوربختانه رویکرد غیرکارشناسانه‌ی مشهود در این بخش موجب آن شده است تا شرح وظایف اداره اماکن، نیروی انتظامی و پلیس را از روی ناآگاهی به وزارت ارشاد محول کنند و بر این باور هستند که از این پس این وزارتخانه می‌تواند به مباحث انتظامی، امنیتی و قضایی به صورت مستقل ورود کند و هنرمندان در درون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحت نظارت امنیتی و پیگرد قضایی قرار خواهند گرفت.
۲- در بخش وضعیت موجود و در بند پنجم آن و نیز در اکثر مواد مندرج در بخش برنامه، به جای پرداختن به مسائل، موضوعات، مباحث و دغدغه های موجود در حوزه‌ی هنرهای تجسمی، به نادرستی به موضوع طراحی صنعتی و صنایع دستی پرداخته شده و به ارتباط میان صنعت و طراحی صنعتی با تاکید اشاره شده و این رویکرد بیان‌گر این است که یا اطلاعات و داده‌های نویسندگان به روز نبوده و یا بخش‌هایی از یک برنامه‌ی ناقص و ناکارآمد را که برای مراکز یا نهادهایی مانند وزارت میراث تهیه شده مورد استفاده قرار داده‌اند.
ارائه کلیات این طرح، بیان‌گر بیگانگی و عدم شناخت لازم و کافی کارشناسان یا نویسندگان این برنامه از مقوله‌ی هنر و به‌ویژه هنرهای تجسمی در ایران و جهان است و نیز بیانگر عدم آگاهی این کارشناسان از وضعیت هنرمندان تجسمی و گستره‌ی فعالیت آنان در کشور و شان و جایگاه انجمن‌های هنرهای تجسمی ونیز نسبت آن با شرح وظایف و محدوده‌ی اختیارات اداره کل هنرهای تجسمی ارشاد در عرصه‌ی اجرایی است.
دعوت و پذیرش مسئولیت و عهده‌دار شدن سمت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیازمند آن است تا وزیر پیشنهادی دارای مراتب علمی و هنری در مباحث نظری و عملی بوده و نیز مستلزم پیشینه‌ی کسب دانش و تجربه‌ی حرفه‌ای در مراکز علمی و هنری است تا افزون بر مهارت‌های مدیریتی و همسویی با آن بتواند از منظر تخصصی با اصحاب فرهنگ و هنر معاصر ایران، منطقه و جهان به اندیشه‌ورزی، گفتگو و تعامل موثر بپردازد.   
پدیدآورندگان این طرح و مجریان آینده‌ی این برنامه:
با رویکرد و نگاهی تمامیت‌خواه و آمرانه، هنرمندان و فعالیت های هنری کشور را در چهار دهه گذشته مورد هجومی بی سابقه قرار داده‌اند و ضروری است تا برای آگاهی هنرمندان و جامعه تجسمی کشور مشخص و معلوم شود که در آینده چه کسانی و با چه اهدافی و با چه دانش مدیریتی، مهارت حرفه‌ای و سرمایه‌ی فرهنگی سکان‌دار این حوزه در تعاملات ملی و بین‌المللی خواهند بود.
این نویسندگان از کم بضاعت ترین افرادی هستند که در دهه‌های اخیر قصد آن داشته‌اند تا سیطره نافرجام خود را در عرصه هنری کشور توسعه دهند و هرگز نیّت، عزم و توانایی گفتگو با «هنرمندان تجسمی کشور» را نخواهد داشت زیرا اگر جز این بود با دعوت از کارشناسان خبره‌ی تشکل‌ها و انجمن‌های «هنرمندنهاد» تجسمی برای تدوین برنامه و بازنگری در اهداف و شیوه‌های اجرایی آن بهره می‌بردند. اکنون و در این شرایط ویژه و در ارائه این برنامه و در مسئله‌یابی و ارائه راه‌کار مناسب به بیراهه رفته‌اند و با به کار بردن نابجای واژه‌ی راهبرد، راه به جایی نخواهد برد. 


جان آگه با #فرهیختگان
واکنش انجمن صنفی سراسری کارگردانان تئاتر ایران به برنامه وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی
https://telegra.ph/Theater-08-20



جان آگه با #فرهیختگان
دَوال‌پا


تعبیر عامیانه‌ای میان مردان رایج است که می‌گوید: «تا وقتی زن نداری فقط زن نداری، وقتی زن گرفتی دیگه فقط زن داری» (تعبیر متقابل و البته سنجیده‌تری میان فیمینیست‌های لیبرال هست که مردان در پی ازدواج علاوه بر حفظ آزادی و امنیت پیشین چیزی افزون‌تر به چنگ می‌آورند، اما زنان نه تنها چیزی به دست نمی‌آورند، که داشته‌هایشان را از دست می‌دهند*). ولایت فقیه و حکومت اسلامی هم همین است. باید شکرگزار باشیم که سایه‌ی حکومت اسلامی بر سر ماست؛ حالا اینکه عدالت، آزادی، رفاه، امنیت، استقلال، توسعه، علم و... نداریم - و اندک داشته‌هایمان را هم به‌سرعت از دست می‌دهیم - هزینه‌ی این «داشته»ی مهم است که حتماً ارزشش را داشته، وگرنه دوام نمی‌آورد.
حالا به لیست از دست رفته‌هایمان، «سلامت» را هم بیفزایید، زیرا واکسن از روی میز معامله‌ با پول های بلوکه شده برداشته شد تا شرط خرید عمده بدل به پیش‌شرط مذاکرات بزرگ‌تری شود. اما از کی واکسن آمریکایی، بریتانیایی و فرانسوی خطرناک شد؟ جز این بود که هرساله واکسن چهارظرفیتی فرانسوی آنفولانزا در مقایسه با نوع سه ظرفیتی هلندی در ایران خریداری و مصرف می‌شد؟ جز این است که کاشف واکسن آمریکایی فایزر، دانشمند ترک مسلمان و دریافت‌کننده‌ی جایزه‌ی "مصطفی" از دست مقامات جمهوری اسلامی در آبان ۹۸ است؟ و مگر غیر از این است که نظام بهداشت همگانی ملی بریتانیا (NHS) که خود اتباع مالیات‌دهنده‌ی این کشور در بوروکراسی دست‌وپاگیر و امکانات محدود آن ماه‌ها منتظر نوبت درمان می‌مانند و عاقبت هم عزرائیل زودتر نوبت می‌دهد، به محض اراده‌ی‌ مراجع شیعی و مقامات نظام جهت پذیرش، درمان یا چکاب ایشان حاضر به یراق بوده؟ (فهرست مراجعات مقامات و مراجع برای دریافت ارز دولتی و اعزام به بیمارستان‌های بریتانیا از جالب‌ترین بخش‌های خاطرات منتشر شده‌ی آقای رفسنجانی است؛ از جمله در دهه‌ی شصت و اوج بحران کمبود ارز در کشوری درگیر جنگ و تحریم)
مسئله‌ی ما انتخاب واکسن آمریکایی-بریتانیایی-فرانسوی (اصلاً مگر فرانسه واکسن کرونا آزمایش یا تولید کرده؟) یا چینی-روسی-ایرانی نیست، مسئله‌ی ما انتخاب حکومت اسلامی به جای همه‌ی دستاوردهای تمدن بشری توسط پدران ماست که اختیار امور را به دست کسی سپرده‌اند که به جای متخصصان بهداشت هم تصمیم می‌گیرد و البته متخصصان چاپلوس - کوتوله‌های آکادمیک و دکتر فاوستوس‌هایی که روحشان را به مفیستوفلس فروخته‌اند - هم منویات ایشان را تنویر و توجیه می‌کنند. این «روح جهان بی‌روح» به تعبیر فوکو در ایام پیروزی انقلاب ۵۷، غول خفته‌ای بود که ما از خواب ۱۴۰۰ ساله بیدارش کردیم، از چراغ جادو بیرون آوردیم و انتظار داشتیم تمام آرزوهایمان را محقق کند؛ اما حالا مثل دَوال‌پا بر گردنمان نشسته و نمی‌دانیم چگونه به چراغ بازگردانیمش.


* برای نمونه: «زنان ازدواج‌کرده با وجود داعیه‌های برخورداری از مواهب زندگی خانوادگی و مردان ازدواج‌نکرده با وجود داعیه‌های برخورداری از آزادیشان، از جهت همه‌ی شاخص‌های تنش - مانند تپش‌های قلب، سرگیجه، سردردها، غش‌و‌ضعف، کابوس‌ها بی‌خوابی و هراس از فروریختگی عصبی - در مرتبه‌ی بالاتری قرار دارند؛ حال آنکه زنان ازدواج‌نکرده، با وجود احساس داغ اجتماعی بی‌شوهری، و مردان ازدواج‌کرده، از نظر همه‌ی شاخص‌های تنشی در مرتبه‌ی پایینی قرار می‌گیرند.» (ریتزر، 1374، 476)


رضا نساجی


#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
Audio
یاسر میردامادی "در امکان یا امتناع تمیز حقیقت و اسطوره در عاشورا" در شام غریبان کلاب هاوس


جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بمب خبری

لایف جنجالی دیشب استاد محمدحسین جعفریان، شاعر، نویسنده، ژورنالیست و فلم‌ساز بسیجی و جانبازی ایرانی و کارشناس ارشد مسایل افغانستان که به صورت اختصاصی پامیرنیوز به آن دسترسی پیدا کرده...در ای فلم نفرها مستقیم از هرات، دره پنجشیر، بامیان و بدخشان گپ زده، در آخر جعفریان صاحب به ارتباط شایعه ورود کدام صهیونیست به پنجشیر و کدام مقاله احمد مسعود در واشنگتن‌پست و جو خراب فضای مجازی به ای‌ارتباط، بسیار یک گپای درست و جنجالی می‌زند....حتماحتماحتما این لایو را ببینید. خاصه ۴۵ دقیقه آخرین ش را

از پامیر نیوز

#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
وزارت ارشاد جمهوری اسلامی و طالبان ، هر دو در طلب احیای دوران گذشته

بیژن اشتری

برنامه های وزیر پیشنهادی ارشاد برای پاکسازی سینما و‌موسیقی و ادبیات ناخودآگاه آدم را به یاد طالبان و تلاش آنها برای احیای حکومت سرکوبگرانه شان در بیست و چند سال پیش می اندازد. البته این رویکرد فقط مختص آقای اسماعیلی، وزیر آتی ارشاد، نیست .
در واقع مجموعه حاکمیت جمهوری اسلامی در دور جدید حیاتش خیلی دلش می خواهد که دوران دهه شصت شمسی را احیا کند و هر صدای مخالف و متفاوتی را در سطح جامعه خاموش و اقتدار خویش را افزون تر از پیش کند.

طالبان امروز هم البته بدجوری دلتنگ برپایی حکومتی شبیه حکومت وحشت ملا عمر در دهه نود میلادی است. اما اعتقاد دارم که وحشت عمومی را تنها زمانی می توان برقرار کرد که تا حد زیادی شور و شوق عمومی برای این کار در سطح جامعه موجود باشد. بدون وجود بستر و زمینه مناسب اجتماعی برقراری چنین حکومتی اساسا ناممکن است.

طالبان در اواسط دهه نود میلادی موفق شد حکومت وحشت خود را برقرار کند زیرا در آن زمان بخش بزرگی از مردم افغانستان مستعد و پذیرای چنین رویکردی بودند. جمهوری اسلامی خودمان هم در دهه شصت شمسی بیش و کم جامعه ای را در اختیار داشت که تندروی و خشونت را پذیرا بود. جنگ و انقلاب بنا به ذات و‌ماهیت خویش نسلی را به عرصه رسانده بود که خشونت و خونریزی را امری مذموم تلقی نمی کرد.

از سوی دیگر حکومتی داشتیم جوان و پرزور. موقعی که ایدئولوژی تازه به قدرت رسیده باشد و هنوز برق و جلای خود را از دست نداده باشد، بهترین زمان برای مستولی شدن چنین حکومتی است . اما ایدئولوژی به مرور زمان دچار فرسایش می شود و زور خود را از دست می دهد و‌ در نتیجه حکومت هم سرنوشت مشابهی پیدا می کند. هر چه ایدئولوژی پیرتر باشد توان سرکوبگری حکومت کمتر می شود.

وجود اشکال متنوع مقاومت در سطح جامعه نیز مزید بر علت است تا حکومت ایدئولوژیک نتواند کار خود را به سهولت پیش ببرد.مردمی که به هر دلیلی آگاه و‌متحول شده اند، حالا یا به دلیل تجربه ی زندگی در ذیل حکومتی یکه سالار یا به دلیل دسترسی آزادانه به اخبار و اطلاعات یا به دلیل باز شدن اذهان عمومی به روی سبک های دیگری از زندگی و تفکر، عملا هیچ شور و شوقی برای پذیرش حکومتی سرکوبگر و دهشت افکن ندارند .

و طالبان جدید به همین دلیل قادر به باز تولید همتای دهه نودی خویش نیست ، و به همین دلیل،وزیر پیشنهادی ارشاد جمهوری اسلامی و دیگر همتایانش هرگز قادر به بازگرداندن چرخ تاریخ به عقب نیستند.



جان آگه با #فرهیختگان
🔸حدادعادل رئیس بنیاد سعدی و فرهنگستان زبان و ادب فارسی: بی‌توجهی به اهالی فرهنگ در دولت رئیسی جبران می‌شود... اظهارنظر در مورد برنامه‌های فرهنگی دولت سیزدهم هم هنوز خیلی زود است !


#فرهیختگان: این سناریونویس سیاست‌های عالیه فرهنگی نظام البته توضیح نداد که رییس‌جمهور با پیشنهاد این چند نامزد بی صلاحیت وزارتخانه‌های فرهنگی و برنامه‌های فرهنگ ستیز آنها چگونه اعتماد جامعه فرهنگی ایران را جلب و کاستی‌ها را جبران خواهد کرد !

وی همچنین نگفت الان که زود است فردای تخریب هم که خیلی دیر است، پس جامعه فرهنگی لابد فقط می‌تواند نمایش سفارشی را تماشا کند !
گویا حداد عادل حوزه فرهنگ را با عمله خانه همایونی اشتباه گرفته است !
توئیت جناب مهاجرانی؛ تطهیر طالبان!

اردشیر منصوری

توئیت جناب سید عطاء‌الله مهاجرانی، از چهره‌های جریان سیاسی «کارگزاران» و از وزیران مؤثر دولت اصلاحات که اینک در اروپا به سر می‌برد، برای بسیاری نیروهای اصلاحی‌اندیش شگفت‌آور بوده است. با آن که با شناخت قبلی از جناب دکتر مهاجرانی، بیان این مطلب از سوی ایشان را محال نمی‌‌یافتم، اما دوست داشتم انتساب این نوشته به ایشان را باور نکنم، اما رجوع به صفحه توئیتر ایشان تردید را بر طرف می‌کند.

◽️ این متن توئیت ایشان است که در روزهای اخیر بسیار بازنشر شده:
(شماره‌ها بر جملات داخل گیومه از من است تا آسان‌تر بدان ارجاع دهم.)

🔹«۱- طالبان بیست سال در برابر اشغال آمریکا و اروپا و هم‌پیمانان مقاومت و مبارزه کرد. ۲- بیش از پنجاه هزار شهید دادند. ۳- قوی‌ترین ارتش دنیا را شکست دادند و بی‌اعتبار کردند. ۴- شکست آمریکا در افغانستان با شکست آمریکا در ویتنام قابل سنجش است.۵- و لاتبخسوالناس اشیاءهم. ۶-طالبان را دست کم نگیریم.»

سطر سطر این نوشته شگفت‌آور است. درنگی در این شش جمله داشته باشیم:
▫️ دربارۀ جملۀ (۱) آیا جنگ طالبان با آمریکا مصداق «مبارزه با اشغال» است، یا مصداق جنگ «شرّ بزرگ‌تر» (طالبانِ بنیادگرایِ متجاوز به عنف و مخرب میراث فرهنگی و ضدِ مدنیت و حقوق بشر) با: «شرّ کمتر» (ارتش آمریکا)؟ به هیچ روی مدافع عملکرد آمریکا در منطقه نیستم، و نیز نه مدافع عملکرد رؤسای جمهوری افغانستان در این مدت که طالبان پس زده شده بودند. اما اولاً به گواهی اظهارات اخیر سخنگوی خودِ طالبان که می‌گوید «ما آن طالبانِ بیست سال پیش نیستیم»، معلوم است کارنامۀ طالبان که قتل و تحقیر و برده‌کشی و تخریب و تجاوز را در خود دارد، قابل دفاع نیست؛ ثانیاً رفتار جنایت‌آمیز طالبان علت‌العلل ورود ارتش آمریکا به افغانستان و حضور بیست ساله در اینجا بوده، و به رضایت و حتی درخواستِ دولتِ منتخب افغانستان صورت گرفته بود. گیریم آن خواست به دلیل ناکارآمدیِ دولت رسمی باشد، اما آیا حضورِ ولو نامیمون آمریکا، دلیل می‌شود تا عملکردِ فاجعه‌آمیز طالبان که بهانۀ حضور آمریکا در منطقه بوده، مبارزه علیه اشغالگری خوانده شود؟

▫️جملۀ(۲) آیا کشته‌گان طالبان «شهید»اند؟ واقعاً اینها که با سلاح و شلاق به جانِ زن و مردِ افغان و معابد بودایی و نهادهای مدنی افتاده بودند، از نظر آقای مهاجرانی اگر کشته شوند، شهیداند؟ کاش آقای مهاجرانی به یاد آورند که نویسندۀ کتاب دربارۀ شهدای کربلا بوده‌اند، و طبیعتاً مستغنی‌اند از این که معنا و استلزامات واژۀ «شهادت» در قاموس اسلام و تشیع برای‌شان یادآوری شود.

▫️جملۀ(۳) آیا واقعاً ارتش آمریکا به دست طالبان «شکست خورد»؟ این که آمریکا تصمیم بگیرد از یک کشور خارج شود و نخواهد بیش از این (بیست سال) در یک کشور آسیایی بماند و نخواهد از مالیاتِ شهروندانِ آمریکا و جان فرزندانِ آمریکاییان برای استقرار نظم در افغانستان هزینه کند، این یعنی شکست آمریکا به دست شبه‌نظامیان طالبان؟ یعنی آقای مهاجرانی تفاوت «خروج خودخواسته و مصلحت‌جویانۀ» یک ارتش از یک کشور دیگر را که از قضا همین خروج مورد انتقاد شدید نیروهای مدنیِ افغانستان هم بوده است، با «شکست خوردن یک ارتش» نمی‌داند؟

▫️جملۀ(۴) آیا خروج آمریکا از افغانستان، که با حسرت و اعتراض دولت مستقر (ولو بی‌کفایت) افغان و تعداد بسیار زیادی از شهروندان و نیروهای مدنی این کشور همراه بوده، از جنس خروج آمریکا از ویتنام است که نیروهای مردمی و زن و فرزند و شهروند عادی قربانیِ سربازان آمریکایی بوده‌اند؟

▫️جملۀ(۵) توسل به بخشی از آیۀ ۸۵ سورۀ هود، ضمن آن که کارکرد خطابی دارد، و آن تقدیسِ مذهبیِ مجموعۀ سخن است، متضمن «حق دانستن» چیزی است که طالبان در پی آن است، حقِ «امارت» بر مردم افغانستان، البته از نوع اسلامیِ آن. واقعاً شگفت‌آور نیست اتخاذ این موضع، از سوی عضو ارشد دولت اصلاحاتی است که بسط دهندۀ مردمسالاری و جامعۀمدنی بوده است؟

▫️جملۀ(۶) خوب، دست‌کم نگیریم و چه کنیم؟ آیا منظور این است که سمۀ طالبان پرزور است و باید جانب مصلحت را گرفت و اخلاق و عدالت‌طلبی را فرو گذارد؟ این است توصیۀ بزرگواری که در سجایای حسین و زینب و تسلیم نشدن‌شان در برابر کسانی که نمی‌شد دست‌کم‌شان گرفت (یزیدیان) کتاب می‌نوشت؟

🔹سخن پایانی: آقای مهاجرانی، به دانش و فضل و فن خطابه و هوشمندیِ کارکردگرایانه شناخته شده‌اند، اما بعضی مواضعِ ایشان از همان اوانِ پیوستن‌شان به جریان اصلاحات، از منظر فضیلتِ اخلاقی سؤال‌انگیز بوده است و گاه یأس‌آور.
با احترام به ایشان: إِنِّي أَرَاكُمْ بِخَيْرٍ وَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ!

۲۸ مرداد ۱۴۰۰
https://t.me/arshivefarhikhtegan/640


جان آگه با #فرهیختگان
‍ همه می‌میرند (سیمون دوبوار)

سیمون دوبوار، نویسنده، فمینیست و فیلسوف اگزیستانسیالیست و هم‌خانه‌ی ژان پل سارتر، در این کتاب زندگی مردی به نام فوسکا را روایت می‌کند. فوسکا در روایت ۷۰۰ سال زندگی‌اش توضیح می‌دهد که چگونه با خوردن معجونی نامیرا شده تا آرزوی همیشگی خود، عدالت، را در دهکده‌اش محقق کند. او به مرور زمان، این آرزویش را به کل جهان معطوف کرده است.

در راه این هدف، پس از تجربه‌ی بارها پیروزی، شکست و از دست دادن عزیزان، سرانجام به راز بشر پی می‌برد: «الان دیگر درک می‌کنم. آنچه برایشان ارزش دارد هرگز آن چیزی نیست که به آنها داده می‌شود، بلکه کاری است که خودشان می‌کنند. اگر نتوانند چیزی را خلق کنند، باید نابود کنند. اما درهر حال باید آنچه را که وجود دارد طرد کنند، و گرنه انسان نیستند. و ما که می‌خواهیم به جای آنها دنیا را بسازیم و در آن زندانیشان کنیم، چیزی جز نفرت آنها نصیبمان نمی‌شود».

یکی از جذاب‌ترین نکات کتاب این است که بارها معجزه‌ی عشق و دوستی، فوسکای ناامید و خسته از قرن‌ها زندگی و تلاش را به دنیا بازمی‌گرداند./ فردای بهتر

مترجم: مهدی سحابی
نشر: نو



جان آگه با #فرهیختگان
فرازهایی از احوالات شیخ محمّدحسین فاضل تونی در کتاب شکوفه‌هایی از ذوق و ادب / ۱

ابوالحسن احتشامی

🔹 «با زحمت و مرارت فراوان، پرسان‌پرسان خود را به منزل جناب فاضل که در بیغوله‌های امامزاده یحیی و در آغوش باغ پسته‌بک قرار گرفته، رسانیدم. تازه اوّل مصیبت از اینجا شروع شد؛ باید از هفت خوان، هفت هشتی و هفت در گذشت تا به درِ خانهٔ جناب فاضل رسید. بالاتر از همه پس از گذشتن از این معابر و از این دالان‌ها، وارد شدن به خانهٔ آقا کار آسانی نیست. از بس همه‌روزه شاگردانِ او به در خانه‌اش می‌روند و سر به سرش می‌گذارند، جناب فاضل از پذیرفتن واردین شانه خالی می‌کند.

🔸 در مقابل دری که به حیاط منزل جناب فاضل باز می‌شد ایستاده و ترسان و لرزان در را کوبیدم. زنی که ظاهراً خانم آقای فاضل بود پشت در آمد و در دنبال او جناب فاضل خود را به دالان منزل رسانید. نگاه حیرت‌آمیزی به سراپای من و مخبر عکّاس اداره افکند و چون خواست عذری بتراشد و ما را از سر خود وا کند به او مهلت نداده، گفتم: برای تنظیم شرح حال شما به اینجا آمده‌ام. جناب فاضل به تندی گفت: من اهل این حرف‌ها نیستم. و چون ایشان را متقاعد کردم که نظر مخالفی ندارم گفت: همین‌جا بنویسید. از شنیدن این سخن، هم من و هم مخبر عکّاس به خنده افتادیم، و بالأخره با هزار اصرار و پافشاری خود را به داخل خانه کشاندیم.

🔹 خانهٔ جناب فاضل خیلی نظیف و شسته و رُفته بود. یک درخت هلو و یک درخت بهشتی نار غرق در میوه چشمان ما را خیره ساخت، ولی جناب فاضل با شتاب ما را به اطاق کار خود دعوت کرد. تشک آقا در بالای اتاق نهاده شده و مقدار زیادی کتاب دور تا دور تشک انباشته شده بود. یک قلیان نی‌پیچ که تازه از زیر پک جناب فاضل خلاص شده در گوشه‌ای قرار گرفته، و تمام گنجه‌ها و قفسه‌های اتاق غرق در کتاب‌های مختلف بزرگ بود. در کنار اتاق نشسته و قلم و کاغذ به دست گرفته و شرح حال جناب فاضل را جویا شدم.

🔸 فاضل گفت: من در سال ۱۲۹۸ هجری در خراب شده‌ای که نمی‌خواهم نام آن را ببرم متولّد شدم. چون از نام خراب‌شده جویا شدم، با اکراه گفت: تون. تحصیلات ابتدائی را در شهر تون نزد میرزا حسین نامی فرا گرفته، در خردی کتاب سیوطی را آموختم. در سنّ ١٦ سالگی وارد مشهد شده و در محضر مرحوم ادیب نیشابوری به تحصیل فارسی و عربی پرداختم و همچنین نزد مرحوم میرزا عبدالرّحمن تحریر اقلیدس و هیئت و نجوم و حاشیهٔ ملّا عبدالله و شرح شمسیّه را تحصیل کردم و بعد به شهر اصفهان رفتم ...».

📚شکوفه‌های ذوق و ادب، ص۶۳ - ۶۴


جان آگه با #فرهیختگان
فرازهایی از احوالات شیخ محمّدحسین فاضل تونی در کتاب شکوفه‌هایی از ذوق و ادب / ۲

ابوالحسن احتشامی

🔹 «شاگردان جناب فاضل از خوشمزگی‌ها و لودگی‌های جناب فاضل که همیشه از ته دل می‌خندد داستان‌ها و حکایات زیادی به خاطر دارند. از جمله می‌گویند: روزی یکی از شاگردان قدیمی فاضل که امروز او هم از استادان معروف دانشگاه به شمار می‌رود نزد جناب فاضل رفت تا از شرح حال جهانگیرخان قشقائی – فیلسوف مشهور، که مدّتی به جناب فاضل سمت استادی داشته – اطّلاعاتی بگیرد. جناب فاضل می‌گوید: سالیان درازی شاگرد او بودم و هرچه اطّلاع بخواهید می‌دهم، و بعد اضافه می‌کند: در مدّت زیادی که من با او بودم چیزی که زیاد نظر مرا جلب کرد رعایت اصول نظم و ترتیب در کارهایش بود؛ به طوری که همه‌روزه ساعت سه بعد از ظهر به مستراح می‌رفت و به قدری این کار دقیق و مرتّب انجام می‌گرفت که تمام شاگردان و دوستان جهانگیرخان ساعت‌های خود را از روی این عمل او کوک و منظّم می‌کردند!

🔸 ... جناب فاضل که در حدود چهل و پنج سالگی متأهّل شده و از نعمت داشتن اولاد محروم مانده است، همیشه با شاگردان قدیمی خود درددل کرده و از آنها كمك فکری می‌خواسته است. یکی از شاگردان رند و قدیمیِ جناب فاضل می‌گوید: من حبّی دارم که اگر آن را بخورید بلافاصله صاحب یك پسر کاکل‌زری خواهید شد. فاضل با اشتیاق زیادی آن قرص را گرفته و شب با دقّت هرچه تمام‌تر آن را استعمال می‌کند، ولی از نیمه‌شب به دل‌پیچه و شکم‌روش شدیدی گرفتار می‌شود که کارش صبح به دکتر و درمان می‌کشد!

🔹 باز در چند سال قبل که جناب فاضل از نداشتن زن و همسر، سخت در عذاب بوده همواره به دوستان و آشنایانش گله و شکایت می‌برده است. چند نفر از شاگردان زیرك جناب فاضل از موضوع آگاه شده و برای گرفتن نمرات خوب در امتحانات آخر سال، به فکر فریب دادن استاد می‌افتند و به او مژده می‌دهند یك دختر بسیار خوبی که از خانوادهٔ مرادخان است برای او خواستگاری کرده‌اند. جناب فاضل از این مژده در پوست نگنجیده و به جبران این وعدهٔ وصل، نمرات خوبی به شاگردان مزبور می‌دهد و پس از ختم امتحانات چون از نامزد می‌پرسد می‌گویند: مُرد!

🔸 جناب فاضل اصولاً از کلاس بی‌سروصدا بدش می‌آید و دوست دارد همیشه با شاگردان خود سر به سر گذارد. شاگردان استاد که این موضوع را می‌دانستند یك روز قرار می‌گذارند که در اتاق درس ساکت و آرام بنشینند. جناب فاضل که از سکوت و آرامش اتاق حوصله‌اش سرمی‌رود، وسط درس فریاد می‌کشد: مگر امروز لال شدید؟ چرا حرف نمی‌زنید؟

🔹 هنگام تابستان هم یکی از ناراحتی‌ها و عذاب جناب فاضل تعطیل شدن مدرسه است و از این‌رو همه‌روز عصر به مسجد سپهسالار می‌رود و شاگردان هم که همه‌روزه منتظر آمدن او هستند او را در میان گرفته و به خنده و بذله‌گویی می‌پردازند. جناب فاضل با آن‌که در ۷۰ سال عمر خویش عقاید فلسفی خود را تغییر نداده، ولی تاکنون سه‌بار تغییر قیافه داده و با آن‌که از کودکی آخوند و معمّم بوده است، در سال‌هائی که کلاه پهلوی در ایران معمول گردید مجبور شد مدّت کوتاهی کلاه پهلوی بر سر بگذارد. ولی بعد در اثر توصیه و سفارش از استعمال کلاه پهلوی معاف گردید و مجدّداً به لباس آخوندی درآمد تا سال ۱۳۱۴ که نهضت شاپو پیش آمد. مرحوم اسماعیل مرآت – وزیر فرهنگ وقت – هرچه اصرار کرد که جناب فاضل عمامه را با کلاه لگنی عوض کند زیر بار نرفت. تا آن‌که روزی مرحوم فروغی نخست‌وزیر و مرآت وزیر فرهنگ به خانهٔ جناب فاضل رفته و مرحوم مرآت کلاه خود را به سر جناب فاضل گذاشت. فاضل با آن‌که در کلاس درس با این قیافه حضور می‌یافت ولی در بازگشت به خانه فوراً عمامه را به سر نهاد، و به جلد آخوندی خود می‌رفت.

🔸 این حال دوام داشت تا شهریور ۱۳۲۰ که فوراً کلاه فرنگی را برای همیشه به گوشه‌ای افکند و آن پالتو را به صورت لبّاده در آورد که هنوز هم آن را دارد و در فصل زمستان به تن می‌کند».

شکوفه‌های ذوق و ادب، ص۶۵ - ۶۸


جان آگه با #فرهیختگان
فرازهایی از احوالات شیخ محمّدحسین فاضل تونی در کتاب شکوفه‌هایی از ذوق و ادب / ۳

ابوالحسن احتشامی

🔹 «منزل جناب فاضل با آن‌که خانهٔ تمیز و آبرومندی است و تمام اطاق‌های او با قالیچه‌های زیبا و نفیسِ کاشان مفروش شده، ولی صندلی پیدا نمی‌شود و مرحوم فروغی که غالباً به منزل او می‌رفت مجبور بود که روی زمین بنشیند و امروز هم تمام مهمانان خود را در هر مقامی که باشند در روی زمین پذیرایی می‌کند. چای و قلیان نی‌پیچ جناب فاضل هیچ وقت ترك نشده و همیشه در خانه، استکان چای در دست و نی قلیان در دهان دارد و لذّت او در چای خوردن، سر کشیدن چای در نعلبکی می‌باشد.

🔸 محاسن جناب فاضل از یك بند انگشت بلندتر نیست. ناخنش همیشه کوتاه و عمامه‌اش سفید و لباسش تمیز می‌باشد. در دوران کودکی با محرومیّت‌های زیادی مواجه بوده و غالباً با فقر و تنگدستی به سر می‌برده؛ ولی الحمد للّه امروز کار و بارش بسیار خوب و مخصوصاً به شکم بد نمی‌گذراند. از ترشی و شیرینی به هر غذائی میل و رغبت داشته، و به مسقطی علاقهٔ فراوانی دارد و امروز بهترین غذاها و تنقّلات را باید در منزل جناب فاضل یافت. جناب فاضل به بستنی هم بی‌میل نیست و غالباً به دكّان میوه‌فروشی جنب مسجد سپهسالار که بستنی آن معروف است می‌رود و یك بستنی صرف می‌کند.

🔹 او صبح خیلی زود یا به اصطلاح خودش: صبح مسلمانی نه صبح فرنگی‌مآبی، از خواب برخاسته و نماز را با طمأنینه می‌خواند. و اگر کلاس درس داشته باشد قبل از زنگ خود را به دانشکده می‌رساند و به قدری در این کار اصرار می‌ورزد که تاکنون سابقه نداشته دیرتر از ساعت مقرّر به کلاس درس حاضر شود. محضر درسش فوق‌العاده باروح و قابل استفاده است. درس را با تأنّی و ملایمت می‌گوید و گاهی هم حاشیه می‌رود و غالباً مطالبی مفرّح و اخلاقی بیان می‌کند و هیچ جلسهٔ درس او بدون خنده و تفریح پایان نمی‌گیرد.

🔸 فاضل به قدری در علوم عقلی و نقلی احاطه دارد که هر آیهٔ قرآنی را که اوّلش را بخوانند دنبال آن را می‌خواند و در ترجمه و تفسیر و شأن نزول آن مطالبی شیرین و شیوا بیان می‌کند که شنونده از شنیدن آن لذّت و استفادهٔ کافی می‌برد.

🔹 تکیه‌کلام فاضل در کلاس درس عبارت است از: ای بدبخت، ای بیچاره!

🔸 گردش عصرهای فاضل ترك نمی‌شود و غالب اشخاصی که در خیابان ژاله سکونت دارند همه‌روز طرف عصر، پیرمردی را می‌بینند که به آهستگی قدم میزند و گاهی تا نزدیک آب‌سردار و کارخانهٔ برق می‌رود و سپس به خانه مراجعت میکند.

🔹 جناب فاضل با آن‌که ماشاءالل‍ه عمر درازی نموده و موهای سیاه چون شبه [کذا] خود را در آسیای دنیا سفید کرده است، باز جان خود را خیلی دوست داشته و از اتومبیل ترس فراوان دارد، و از این‌رو موقعی که می‌خواهد از این طرف به آن طرف خیابان برود، با دقّت هرچه تمام‌تر، چشمان گود و فرورفتهٔ خود را به گردش انداخته و وقتی هیچ ماشین از دور و نزدیک نیاید، آن‌وقت با عجله به آن طرف می‌دود.

🔸 و خدا نکند پس از صد و بیست سال موئی از سر جناب فاضل کم شود؛ زیرا نه‌تنها ایران، بلکه شرق، یکی از بهترین حکما و ادبای بزرگ و عالیقدرِ خود را از دست خواهد داد. ولی با وجود این ترس و وحشت، چندی قبل به همراهی آقای حسین نوّاب که از دوستان نزدیکشان می‌باشد، با طیّاره مسافرتی به مشهد کرده است و به قدری این مسافرت جلب نظر جناب فاضل را کرده که همیشه به همه می‌گوید: اتومبیل نسبت به هواپیما، حكم الاغ را دارد نسبت به ماشین».

شکوفه‌های ذوق و ادب، ص۶۸ - ۶۹


جان آگه با #فرهیختگان
از خواب غفلت بیدار بشوید....
قوانین دنیویه برای زمان و مکان و حال است.

میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله. رساله یک کلمه.


#فرهیختگان در سوگ دولت تحمیلی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باغگلی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش: ...من بهتون می‌فرمایم !


#فرهیختگان: سکان تعلیم وتربیت این سرزمین کهن در دولت دست نشانده و رهبری پسند رییسی، در آستانه یک انحطاط کم سابقه تاریخی !
آنقدر بلا و محنت ریخته و گذرگاه عافیت تنگ است که خلایق مانده‌اند تتمه عمر عزیز بی‌بدل را خرج چه کنند تا بیارزد. بقول خواجه جریده روند و پیاله گیرند که سقف آرزو کوتاه شده و جهان و کار جهان بی‌ثبات و بی‌محل است !

باری آن یکی خداوند معنا هم در هنگامه بی‌وقتی و دستپاچگی (نیست فردا گفتن از شرط طریق) هم اندرز عاشقی و درویشی می‌داد هم زینهار که "آرزو می‌خواه لیک اندازه خواه" !

اختیارِ "اندازه" مال دوره اعتدال مزاج و گشادی عافیت است، با شرح این هجران و این خون جگر که بر ما اهالی کاروانسرای طوفانی مستولی است، باید به "آرزوی ناگزیر" رسید. بگو هرچه گفتنی است، بخواه هرآنچه می‌توانی، بکن هرآنچه می‌شاید، بگیر هرآنچه میسور، بده هر آنچه مقدور و هَلُم جرا ....

روزگار غریبی شده است، من خود اغلب رعایت میکنم و شکایت نمی‌کنم اما ما هرگز چنین به نیستی نزدیک نبوده‌ایم و جهان چنین بی رونق نبوده است، گویی همه در آستانه‌ایم.
باری آرزوها را کوتاه و اندازه این زمانه تلخکام کنیم و برگیریم هرچه می‌توانیم و بارها را سبک کنیم و چراغ امید را هم از کف منهیم که نومید خود پیشتر مرده است.
نمیدانم، شاید خود غریبی در جهان چون ما نبود ! مای گرفتار در طاعون پیاپی، در مسکنت پیدا، در فساد اولیا، در هزیمت معنا، در زمانه رسوا ...
دریابیم و بگیریم دست هم را، مهربانی کنیم، آرزوهای دراز نکنیم، از دلخوشی‌های اندک غفلت نکنیم و خلاصه تقسیم کنیم شادی‌های کوچک مانده را، شاید روزگار بهتری در پیش است و نمی‌دانیم. شاید !
خدایا از همه ما درگذر


رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده


#فرهیختگان، صدای فرزانگان
اکبری، مشاور عالی سازمان پدافند غیرعامل کشور:
می‌گفتند ما از همه بهتریم و از همه جلوتریم. ما جز بدترین کشورهای جهان از نظر آلودگی و پخش ویروس هستیم.
مسئولان آن‌چنان حرف هایی می زدند که معلوم بود نه ویروس را می‌شناسند و نه اپیدمی را !

#فرهیختگان: وقتی عامل اصلی این کشتار و راهنمای اصلی دست‌اندرکاران بحران کرونا، رهبری یک کشور است و بابت اظهارات و عملکرد خود هم پاسخگوی کسی نیست، از دیگران چه انتظاری است !
دکتر احمد گل محمدی، مدیر گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی به دلیل ابتلا به کرونا درگذشت.

ترجمه کتاب «ایران بین دو انقلاب» از یادگارهای اوست.

او اولین استاد شاغل در این دانشگاه است که قربانی کرونا می شود./ سایت دانشگاه علامه طباطبایی



#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست