از خواب غفلت بیدار بشوید....
قوانین دنیویه برای زمان و مکان و حال است.
میرزا یوسفخان مستشارالدوله. رساله یک کلمه.
#فرهیختگان در سوگ دولت تحمیلی
قوانین دنیویه برای زمان و مکان و حال است.
میرزا یوسفخان مستشارالدوله. رساله یک کلمه.
#فرهیختگان در سوگ دولت تحمیلی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باغگلی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش: ...من بهتون میفرمایم !
#فرهیختگان: سکان تعلیم وتربیت این سرزمین کهن در دولت دست نشانده و رهبری پسند رییسی، در آستانه یک انحطاط کم سابقه تاریخی !
#فرهیختگان: سکان تعلیم وتربیت این سرزمین کهن در دولت دست نشانده و رهبری پسند رییسی، در آستانه یک انحطاط کم سابقه تاریخی !
آنقدر بلا و محنت ریخته و گذرگاه عافیت تنگ است که خلایق ماندهاند تتمه عمر عزیز بیبدل را خرج چه کنند تا بیارزد. بقول خواجه جریده روند و پیاله گیرند که سقف آرزو کوتاه شده و جهان و کار جهان بیثبات و بیمحل است !
باری آن یکی خداوند معنا هم در هنگامه بیوقتی و دستپاچگی (نیست فردا گفتن از شرط طریق) هم اندرز عاشقی و درویشی میداد هم زینهار که "آرزو میخواه لیک اندازه خواه" !
اختیارِ "اندازه" مال دوره اعتدال مزاج و گشادی عافیت است، با شرح این هجران و این خون جگر که بر ما اهالی کاروانسرای طوفانی مستولی است، باید به "آرزوی ناگزیر" رسید. بگو هرچه گفتنی است، بخواه هرآنچه میتوانی، بکن هرآنچه میشاید، بگیر هرآنچه میسور، بده هر آنچه مقدور و هَلُم جرا ....
روزگار غریبی شده است، من خود اغلب رعایت میکنم و شکایت نمیکنم اما ما هرگز چنین به نیستی نزدیک نبودهایم و جهان چنین بی رونق نبوده است، گویی همه در آستانهایم.
باری آرزوها را کوتاه و اندازه این زمانه تلخکام کنیم و برگیریم هرچه میتوانیم و بارها را سبک کنیم و چراغ امید را هم از کف منهیم که نومید خود پیشتر مرده است.
نمیدانم، شاید خود غریبی در جهان چون ما نبود ! مای گرفتار در طاعون پیاپی، در مسکنت پیدا، در فساد اولیا، در هزیمت معنا، در زمانه رسوا ...
دریابیم و بگیریم دست هم را، مهربانی کنیم، آرزوهای دراز نکنیم، از دلخوشیهای اندک غفلت نکنیم و خلاصه تقسیم کنیم شادیهای کوچک مانده را، شاید روزگار بهتری در پیش است و نمیدانیم. شاید !
خدایا از همه ما درگذر
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
باری آن یکی خداوند معنا هم در هنگامه بیوقتی و دستپاچگی (نیست فردا گفتن از شرط طریق) هم اندرز عاشقی و درویشی میداد هم زینهار که "آرزو میخواه لیک اندازه خواه" !
اختیارِ "اندازه" مال دوره اعتدال مزاج و گشادی عافیت است، با شرح این هجران و این خون جگر که بر ما اهالی کاروانسرای طوفانی مستولی است، باید به "آرزوی ناگزیر" رسید. بگو هرچه گفتنی است، بخواه هرآنچه میتوانی، بکن هرآنچه میشاید، بگیر هرآنچه میسور، بده هر آنچه مقدور و هَلُم جرا ....
روزگار غریبی شده است، من خود اغلب رعایت میکنم و شکایت نمیکنم اما ما هرگز چنین به نیستی نزدیک نبودهایم و جهان چنین بی رونق نبوده است، گویی همه در آستانهایم.
باری آرزوها را کوتاه و اندازه این زمانه تلخکام کنیم و برگیریم هرچه میتوانیم و بارها را سبک کنیم و چراغ امید را هم از کف منهیم که نومید خود پیشتر مرده است.
نمیدانم، شاید خود غریبی در جهان چون ما نبود ! مای گرفتار در طاعون پیاپی، در مسکنت پیدا، در فساد اولیا، در هزیمت معنا، در زمانه رسوا ...
دریابیم و بگیریم دست هم را، مهربانی کنیم، آرزوهای دراز نکنیم، از دلخوشیهای اندک غفلت نکنیم و خلاصه تقسیم کنیم شادیهای کوچک مانده را، شاید روزگار بهتری در پیش است و نمیدانیم. شاید !
خدایا از همه ما درگذر
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
اکبری، مشاور عالی سازمان پدافند غیرعامل کشور:
میگفتند ما از همه بهتریم و از همه جلوتریم. ما جز بدترین کشورهای جهان از نظر آلودگی و پخش ویروس هستیم.
مسئولان آنچنان حرف هایی می زدند که معلوم بود نه ویروس را میشناسند و نه اپیدمی را !
#فرهیختگان: وقتی عامل اصلی این کشتار و راهنمای اصلی دستاندرکاران بحران کرونا، رهبری یک کشور است و بابت اظهارات و عملکرد خود هم پاسخگوی کسی نیست، از دیگران چه انتظاری است !
میگفتند ما از همه بهتریم و از همه جلوتریم. ما جز بدترین کشورهای جهان از نظر آلودگی و پخش ویروس هستیم.
مسئولان آنچنان حرف هایی می زدند که معلوم بود نه ویروس را میشناسند و نه اپیدمی را !
#فرهیختگان: وقتی عامل اصلی این کشتار و راهنمای اصلی دستاندرکاران بحران کرونا، رهبری یک کشور است و بابت اظهارات و عملکرد خود هم پاسخگوی کسی نیست، از دیگران چه انتظاری است !
دکتر احمد گل محمدی، مدیر گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی به دلیل ابتلا به کرونا درگذشت.
ترجمه کتاب «ایران بین دو انقلاب» از یادگارهای اوست.
او اولین استاد شاغل در این دانشگاه است که قربانی کرونا می شود./ سایت دانشگاه علامه طباطبایی
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
ترجمه کتاب «ایران بین دو انقلاب» از یادگارهای اوست.
او اولین استاد شاغل در این دانشگاه است که قربانی کرونا می شود./ سایت دانشگاه علامه طباطبایی
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
یک دم نگاه کن که چه بر باد میدهی
چندین هزار امید بنیآدم است این
سیاست کلان مدیریت کرونا جنایتآمیز و پیامدهای آن فاجعهبار بوده است.
امروز در سوک دیگر دوست دانشور و پژوهشگرمان نشستهایم، دکتر احمد گلمحمدی.
ذکر خیر او مانند آثارش در مجامع علوم سیاسی و اجتماعی جاری خواهد ماند و هر جا مجلسی برای تأمین خیر عمومی و سعادت ایرانیان آراسته شود، جای او میان خردورزان سیاسی خالی خواهد بود.
روانش در پناهِ خداوندِ جان و خرد و روشنایی و مهربانی، شاد و روان باد!
محمدمهدی مجاهدی
جان آگه با #فرهیختگان
چندین هزار امید بنیآدم است این
سیاست کلان مدیریت کرونا جنایتآمیز و پیامدهای آن فاجعهبار بوده است.
امروز در سوک دیگر دوست دانشور و پژوهشگرمان نشستهایم، دکتر احمد گلمحمدی.
ذکر خیر او مانند آثارش در مجامع علوم سیاسی و اجتماعی جاری خواهد ماند و هر جا مجلسی برای تأمین خیر عمومی و سعادت ایرانیان آراسته شود، جای او میان خردورزان سیاسی خالی خواهد بود.
روانش در پناهِ خداوندِ جان و خرد و روشنایی و مهربانی، شاد و روان باد!
محمدمهدی مجاهدی
جان آگه با #فرهیختگان
به سوی الهیات تطبیقی تعزیت با یاسر میردامادی
شنبه ۳۰ مرداد ساعت ۲۲ از اینستاگرام دین آنلاین
جان آگه با #فرهیختگان
شنبه ۳۰ مرداد ساعت ۲۲ از اینستاگرام دین آنلاین
جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سارتر می گوید :
ما مولفِ خویشتن هستیم ، از طریق بهم پیوستنِ انتخابها ؛ اعمال و ناتواتی هایمان .
آدمها را تقریبا هیچ چیزی به اندازه ی انتخابهایش خوب و درست معرفی نمی کند .
به ادعاهای افراد بها ندهید فقط ببینید در وقت انتخاب چگونه عمل میکنند این مرد انتخاب و اولویت رئیس جمهور ما برای معاونت اولی ست و ببینید تعریف او از مدیریت زمان چیست .
جای برایان تریسی خالی ست چند واحد درسی زانوی تلمذ بر زمین زده بیاموزد .
ریحان
جان آگه با #فرهیختگان
ما مولفِ خویشتن هستیم ، از طریق بهم پیوستنِ انتخابها ؛ اعمال و ناتواتی هایمان .
آدمها را تقریبا هیچ چیزی به اندازه ی انتخابهایش خوب و درست معرفی نمی کند .
به ادعاهای افراد بها ندهید فقط ببینید در وقت انتخاب چگونه عمل میکنند این مرد انتخاب و اولویت رئیس جمهور ما برای معاونت اولی ست و ببینید تعریف او از مدیریت زمان چیست .
جای برایان تریسی خالی ست چند واحد درسی زانوی تلمذ بر زمین زده بیاموزد .
ریحان
جان آگه با #فرهیختگان
شما در حال ارتکاب یک اشتباه تاریخی هستید.
محمد حسین جعفریان، کارشناس مسائل افغانستان و رایزن فرهنگی سابق سفارت ایران در کابل و فعال اصولگرا ، در لایو اینستاگرامی گفت:
شما فهم سیاسی ندارید و دارید به نسلکشی فارسزبانان در افغانستان کمک میکنید.
اول مخالف احمدشاهمسعود بودید و بعد پشیمان شدید و او را بالابردید و گفتید شیر پنجشیر و حالا دوباره دارید اعتبار خانوادهاش را خراب میکنید.
خانواده احمدشاه مسعود بیستسال با حمایت سردار سلیمانی در ایران زندگی کردند و حالا پسرش را متهم به ارتباط با صهیونیزم میکنید. پس یک پرونده هم باید برای قاسمسلیمانی ترتیب دهید.
پسرش بارها از من خواست واسطه شوم تا پیغام درخواست حمایتش را به شما برسانم اما محل نگذاشتید و او هم به ناچار از آمریکا درخواست کمک کرد.
با دههزار توئیت و یک عکس مربوط به دو سال پیش پروژه تخریب او را انجام دادید.
قلب قسمتهای فارسزبان در حال تخلیه و جایگزینی با پشتون زبانان است و شما نمیبینید.
در حال انجام یک اشتباهتاریخی و آسیب به دو ملت و دو کشور هستید.
مگر من آدم نیستم؟ من آنجا در افغانستان بیستسال کار کردم. تا مرز چین پیاده رفتم. دوبار جانباز شدم. با احمدشاهمسعود زندگی کردم. با رهبر راجع به مسائل آنجا جلسه خصوصی داشتم. چرا از من نظر نمیخواهید؟
چقدر میخواهید دروغ بگوئید؟ شرم کنید. فضای مجازی عقوبت واقعی دارد. خجالت بکشید.
به شهید بهشتی شما اتهام میزدید. شهید آوینی را هم اگر روی مین نمیرفت شما یکسال بعد میکشتید. برای قاسم سلیمانی هم شما پرونده میسازید. چون او برای خانواده مسعود در ایران خانه اجاره کردهبود.
اگر نظرتان این است که ارتباط با طالبان منافعملی ایران را تامین میکند به صراحت بگوئید؛ که البته اشتباه فکر میکنید. من دلائل بسیاری دارم که به نفع ایران نخواهد بود.
چرا برای پاسخ به دوگانگی رفتارتان در افغانستان، پسر مسعود را بیاعتبار و همسرش را گریان میکنید؟ چرا هیچ مواضع مشخصی ندارید؟
تاجیکها در حال انتقال به آفریقا هستند و زمینهای آنها به پشتونها واگذار میشود. این نابودی یک زبان و یک نسل است.
سران طالبان با هواپیمای آمریکائی به کابل آمدند و با رادیو اسرائیل مصاحبه کردند و از حزبالله برائت کردند و پیام تبریکش را بیپاسخ گذاشتند. چرا اینچیزها را نمیفهمید؟/پامیر نیوز
جان آگه با #فرهیختگان
محمد حسین جعفریان، کارشناس مسائل افغانستان و رایزن فرهنگی سابق سفارت ایران در کابل و فعال اصولگرا ، در لایو اینستاگرامی گفت:
شما فهم سیاسی ندارید و دارید به نسلکشی فارسزبانان در افغانستان کمک میکنید.
اول مخالف احمدشاهمسعود بودید و بعد پشیمان شدید و او را بالابردید و گفتید شیر پنجشیر و حالا دوباره دارید اعتبار خانوادهاش را خراب میکنید.
خانواده احمدشاه مسعود بیستسال با حمایت سردار سلیمانی در ایران زندگی کردند و حالا پسرش را متهم به ارتباط با صهیونیزم میکنید. پس یک پرونده هم باید برای قاسمسلیمانی ترتیب دهید.
پسرش بارها از من خواست واسطه شوم تا پیغام درخواست حمایتش را به شما برسانم اما محل نگذاشتید و او هم به ناچار از آمریکا درخواست کمک کرد.
با دههزار توئیت و یک عکس مربوط به دو سال پیش پروژه تخریب او را انجام دادید.
قلب قسمتهای فارسزبان در حال تخلیه و جایگزینی با پشتون زبانان است و شما نمیبینید.
در حال انجام یک اشتباهتاریخی و آسیب به دو ملت و دو کشور هستید.
مگر من آدم نیستم؟ من آنجا در افغانستان بیستسال کار کردم. تا مرز چین پیاده رفتم. دوبار جانباز شدم. با احمدشاهمسعود زندگی کردم. با رهبر راجع به مسائل آنجا جلسه خصوصی داشتم. چرا از من نظر نمیخواهید؟
چقدر میخواهید دروغ بگوئید؟ شرم کنید. فضای مجازی عقوبت واقعی دارد. خجالت بکشید.
به شهید بهشتی شما اتهام میزدید. شهید آوینی را هم اگر روی مین نمیرفت شما یکسال بعد میکشتید. برای قاسم سلیمانی هم شما پرونده میسازید. چون او برای خانواده مسعود در ایران خانه اجاره کردهبود.
اگر نظرتان این است که ارتباط با طالبان منافعملی ایران را تامین میکند به صراحت بگوئید؛ که البته اشتباه فکر میکنید. من دلائل بسیاری دارم که به نفع ایران نخواهد بود.
چرا برای پاسخ به دوگانگی رفتارتان در افغانستان، پسر مسعود را بیاعتبار و همسرش را گریان میکنید؟ چرا هیچ مواضع مشخصی ندارید؟
تاجیکها در حال انتقال به آفریقا هستند و زمینهای آنها به پشتونها واگذار میشود. این نابودی یک زبان و یک نسل است.
سران طالبان با هواپیمای آمریکائی به کابل آمدند و با رادیو اسرائیل مصاحبه کردند و از حزبالله برائت کردند و پیام تبریکش را بیپاسخ گذاشتند. چرا اینچیزها را نمیفهمید؟/پامیر نیوز
جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مناظره جردن پیترسون با هلن لوییس در مورد مفاهیم مردسالاری و فمینیسم
ترجمه به فارسی و زیرنویس از کانال نمیگذاریم مردانگی بمیرد
جان آگه با #فرهیختگان
ترجمه به فارسی و زیرنویس از کانال نمیگذاریم مردانگی بمیرد
جان آگه با #فرهیختگان
درخواست مسؤولیت پذیری، عذرخواهی و کناره گیری آقایان: مخبر و نمکی
سیدمحسن حسینی پویا
عضو هیأت علمی دانشگاه/گروه حقوق خصوصی/ وکیل پایه یک دادگستری
به نظر می رسد سخنان و عملکرد آقایان مخبر و نمکی به عنوان دو نفر از کارگزاران حکومتی، در فرصت سوزی واکسناسیون به موقع، نقش به سزائی داشته و این فرصت سوزی، علاوه بر ورود صدمات جانی، مالی و روانی، حیثیت و اعتبار و غرور ملی را نیز جریحه دار نموده و اسباب وهن کشور و ملت ایران شده است. لذا ابتدا چند نکته از دیدگاه حقوق مسؤولیت مدنی، و در نهایت یک درخواست مطرح می شود:
یکم. برخلاف بسیاری از کشور های دیگر؛ متأسفانه مدیریت غیر اصولی واکسیناسیون در کشورمان سبب شده آمار رسمی جان باختگان، از یکصد هزار نفر افزون شده و وضعیت قرمز یا سیاه نیز در بسیاری شهرها شود. نظام درمانی و تأمین دارو، درمانده و ناتوان شده که این نیز به تعداد قربانیان می افزاید و این، یعنی؛ بر هم خوردن نظم عمومی بهداشتی و سلامت جامعه.
دوم. آقایان محمد مخبر (به عنوان رئیس وقت ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) و بنیاد برکت) و سعید نمکی (به عنوان وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی)، باید بدانند که از حیث حقوقی؛ مقوله ارائه خدمات عمومی بهداشتی و حفظ سلامت عمومی شهروندان، از مصادیق نظم عمومی و در نتیجه؛ از وظایف ذاتی حاکمیت و دولت است. لذا ارائه هرگونه اخبار و اطلاعات غیر صحیح، متناقض یا وعده های غیر واقع بینانه در باره کیفیت و کمیت واکسن های در دست تهیه یا تولید داخلی، اگر به ایجاد امید واهی و در نتیجه فرصت سوزی (عدم اقدام برای تأمین واکسن از سایر منابع) شود، می تواند به بحرانی غیر قابل تصور و غیر قابل کنترل تبدیل شده و نظم عمومی را بر هم بزند و مسلماً مجیز گویی و تملق و چاپلوسی نیز نمی تواند جایگزین مناسبی برای انجام وظایف قانونی و اداری و ارائه نظرات کارشناسی شمرده شده و مانع به هم خوردن نظم عمومی شود.
سوم. امروزه حقوق از نظریه تقدس و غیر پاسخگو بودن حاکمیت و کارگزاران عبور کرده و هیچ تردیدی در لزوم پاسخگویی ایشان ندارد. بنابراین؛ حاکمیت و کارگزاران وی، فرمان نمی دهند تا صرفاً بر دامنه قدرت خود بیفزایند، بلکه مسؤولیت می پذیرند تا صلح و آرامش و سلامتی جسمی و روانی را تضمین و فراهم کنند. امروزه قدرت و پاسخگویی، به مفاهیمی همزاد بدل شده اند؛ لذا اگر در نتیجه عملکرد غیر مسؤولانه اصحاب حاکمیت، خسارتی وارد شود، باید با ضمانت اجرای مناسب مواجه شود وگرنه، مصالح عمومی به خطر می افتد.
چهارم. هرچند از منظر حفظ حقوق عمومی، خود حاکمیت باید در برابر کارگزاران خطاکارش بایستد، لیکن متأسفانه هنوز اهمیت این موضوع، چنان که باید؛ درک و فهم نشده است و لذا در کمال تعجب دیدیم؛ به جای آنکه آقای محمد مخبر برای بازخواست و پاسخگویی فرا خوانده شود، بالعکس؛ به مقام معاون اولی ریاست جمهوری ارتقاء می یابد؟! لذا هنوز نمی توان به حاکمیت امید چندانی داشت.
پنجم. و اما صرفنظر از چگونگی واکنش حاکمیت به گفتار و کردار غیر مسؤولانه آقایان مخبر و نمکی و صرفنظر از مسؤولیت های جزائی یا اداری ایشان و فارغ از هرگونه موضع گیری سیاسی؛ صرفاً بر مبنای حقوق مسؤولیت مدنی و با استناد به قاعده فقهی "لاضرر" (که در راستای جبران زیان، در اولین اقدام، رفع منشاء ورود زیان را ضروری می نماید)، اولین و حداقل کاری که باید انجام شود؛ کناره گیری آقایان مخبر و نمکی از سمت های دولتی همراه با عذرخواهی رسمی ایشان است.
ششم. بی گمان مسیر دموکراسی، از متن مردم و افکار عمومی می گذرد. لذا با عنایت به اصل هشتم قانون اساسی (امر به معروف و نهی از منکر)، افکار عمومی باید به شیوه ای صلح جویانه و مسالمت آمیز نشان دهد که از دروغ، تملق و چاپلوسی، سوء تدبیر و فرصت سوزی خسته شده و به تنگ آمده است. بی گمان، تأثیر ضمانت اجرای نظارت افکار عمومی، از سایر ضمانت اجراهای مدنی، جزائی و اداری، به مراتب قوی تر و عمیق تر است و امید می رود با ورود افکار عمومی، فرهنگ مسؤولیت پذیری و شایسته سالاری، تثبیت و ترویج شود.
و نهایت اینکه: به عنوان یک معلم حقوق، با کمال احترام و ادب از جناب آقایان محمد مخبر و سعید نمکی می خواهم؛ بابت سخنان و وعده های غیر واقع بینانه و واهی و عملکرد غیر مسؤولانه و فرصت سوزانه خودشان که در افزایش مشکلات و خسارات ناشی از ویروس کرونا و تبدیل آن به بحرانی چند جانبه نقش داشته، به صورت رسمی از پیشگاه ملت شریف ایران، عذرخواهی کرده و از کلیه مسؤولیت های دولتی و عمومی خویش کناره گیری نمایند.
اگر شما نیز با ترویج فرهنگ عذرخواهی موافقید، این متن را با دیگران به اشتراک بگذارید.
جان آگه با #فرهیختگان
سیدمحسن حسینی پویا
عضو هیأت علمی دانشگاه/گروه حقوق خصوصی/ وکیل پایه یک دادگستری
به نظر می رسد سخنان و عملکرد آقایان مخبر و نمکی به عنوان دو نفر از کارگزاران حکومتی، در فرصت سوزی واکسناسیون به موقع، نقش به سزائی داشته و این فرصت سوزی، علاوه بر ورود صدمات جانی، مالی و روانی، حیثیت و اعتبار و غرور ملی را نیز جریحه دار نموده و اسباب وهن کشور و ملت ایران شده است. لذا ابتدا چند نکته از دیدگاه حقوق مسؤولیت مدنی، و در نهایت یک درخواست مطرح می شود:
یکم. برخلاف بسیاری از کشور های دیگر؛ متأسفانه مدیریت غیر اصولی واکسیناسیون در کشورمان سبب شده آمار رسمی جان باختگان، از یکصد هزار نفر افزون شده و وضعیت قرمز یا سیاه نیز در بسیاری شهرها شود. نظام درمانی و تأمین دارو، درمانده و ناتوان شده که این نیز به تعداد قربانیان می افزاید و این، یعنی؛ بر هم خوردن نظم عمومی بهداشتی و سلامت جامعه.
دوم. آقایان محمد مخبر (به عنوان رئیس وقت ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) و بنیاد برکت) و سعید نمکی (به عنوان وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی)، باید بدانند که از حیث حقوقی؛ مقوله ارائه خدمات عمومی بهداشتی و حفظ سلامت عمومی شهروندان، از مصادیق نظم عمومی و در نتیجه؛ از وظایف ذاتی حاکمیت و دولت است. لذا ارائه هرگونه اخبار و اطلاعات غیر صحیح، متناقض یا وعده های غیر واقع بینانه در باره کیفیت و کمیت واکسن های در دست تهیه یا تولید داخلی، اگر به ایجاد امید واهی و در نتیجه فرصت سوزی (عدم اقدام برای تأمین واکسن از سایر منابع) شود، می تواند به بحرانی غیر قابل تصور و غیر قابل کنترل تبدیل شده و نظم عمومی را بر هم بزند و مسلماً مجیز گویی و تملق و چاپلوسی نیز نمی تواند جایگزین مناسبی برای انجام وظایف قانونی و اداری و ارائه نظرات کارشناسی شمرده شده و مانع به هم خوردن نظم عمومی شود.
سوم. امروزه حقوق از نظریه تقدس و غیر پاسخگو بودن حاکمیت و کارگزاران عبور کرده و هیچ تردیدی در لزوم پاسخگویی ایشان ندارد. بنابراین؛ حاکمیت و کارگزاران وی، فرمان نمی دهند تا صرفاً بر دامنه قدرت خود بیفزایند، بلکه مسؤولیت می پذیرند تا صلح و آرامش و سلامتی جسمی و روانی را تضمین و فراهم کنند. امروزه قدرت و پاسخگویی، به مفاهیمی همزاد بدل شده اند؛ لذا اگر در نتیجه عملکرد غیر مسؤولانه اصحاب حاکمیت، خسارتی وارد شود، باید با ضمانت اجرای مناسب مواجه شود وگرنه، مصالح عمومی به خطر می افتد.
چهارم. هرچند از منظر حفظ حقوق عمومی، خود حاکمیت باید در برابر کارگزاران خطاکارش بایستد، لیکن متأسفانه هنوز اهمیت این موضوع، چنان که باید؛ درک و فهم نشده است و لذا در کمال تعجب دیدیم؛ به جای آنکه آقای محمد مخبر برای بازخواست و پاسخگویی فرا خوانده شود، بالعکس؛ به مقام معاون اولی ریاست جمهوری ارتقاء می یابد؟! لذا هنوز نمی توان به حاکمیت امید چندانی داشت.
پنجم. و اما صرفنظر از چگونگی واکنش حاکمیت به گفتار و کردار غیر مسؤولانه آقایان مخبر و نمکی و صرفنظر از مسؤولیت های جزائی یا اداری ایشان و فارغ از هرگونه موضع گیری سیاسی؛ صرفاً بر مبنای حقوق مسؤولیت مدنی و با استناد به قاعده فقهی "لاضرر" (که در راستای جبران زیان، در اولین اقدام، رفع منشاء ورود زیان را ضروری می نماید)، اولین و حداقل کاری که باید انجام شود؛ کناره گیری آقایان مخبر و نمکی از سمت های دولتی همراه با عذرخواهی رسمی ایشان است.
ششم. بی گمان مسیر دموکراسی، از متن مردم و افکار عمومی می گذرد. لذا با عنایت به اصل هشتم قانون اساسی (امر به معروف و نهی از منکر)، افکار عمومی باید به شیوه ای صلح جویانه و مسالمت آمیز نشان دهد که از دروغ، تملق و چاپلوسی، سوء تدبیر و فرصت سوزی خسته شده و به تنگ آمده است. بی گمان، تأثیر ضمانت اجرای نظارت افکار عمومی، از سایر ضمانت اجراهای مدنی، جزائی و اداری، به مراتب قوی تر و عمیق تر است و امید می رود با ورود افکار عمومی، فرهنگ مسؤولیت پذیری و شایسته سالاری، تثبیت و ترویج شود.
و نهایت اینکه: به عنوان یک معلم حقوق، با کمال احترام و ادب از جناب آقایان محمد مخبر و سعید نمکی می خواهم؛ بابت سخنان و وعده های غیر واقع بینانه و واهی و عملکرد غیر مسؤولانه و فرصت سوزانه خودشان که در افزایش مشکلات و خسارات ناشی از ویروس کرونا و تبدیل آن به بحرانی چند جانبه نقش داشته، به صورت رسمی از پیشگاه ملت شریف ایران، عذرخواهی کرده و از کلیه مسؤولیت های دولتی و عمومی خویش کناره گیری نمایند.
اگر شما نیز با ترویج فرهنگ عذرخواهی موافقید، این متن را با دیگران به اشتراک بگذارید.
جان آگه با #فرهیختگان
"رازورزی" بیماریِنهادینه در ذهنیات پیشامدرن است. "رازورزی" سویهای از اسطورهاندیشی است که با عقلانیت ناسازگار است. خودِ "رازورزی"، همچون اسطوره، متکی به "دلیل" و برهان نیست بلکه "علت"های موجدهاش دارد.
اعتلای آموزههای "پُستمدرن" در خلال نیمقرن گذشته، یک نسبیگراییِ معرفتیِ لجامگسیختهای را "مُدِروز" کرد که درسایهاش اقسام نحلههای رازورز فرصت عرضاندام یافتند.
در میان ما جهانسومیها، آن زخمناسور "هویت" که درچالش با اعتلای همهجانبه "غرب" خونچکان شده بود، از این فرصت برای عَلَمداری استفاده نمود تا با بیرون کشیدن "میراثفرهنگی" قرونگذشتهاش بخواهد داعیه گزافهکارِ همسری با "بنیادعلم" را سَر دهد.
چنین شد که "طبسنتی" عَلَمشد، و در کنارش یاوههای هومیوپاتی و انرژیدرمانی و حتی جادو هم مطرح گشتند.
جالب آن که درمیان درسخواندگان ما، بیشینه آنان که جذب این یاوههایکهن یا ملغمههای تازهساخت از رازورزیها مثل هومیوپاتی و انرژیدرمانی شدند، آنانی بودند که پروردگانِ آفاق "سُنت" بودند؛ در ته دلهای این گروه، آن زخمناسورِ خونچکانِ "هویت" به صورت نوستالژیایِ "گذشته درخشان" زار میزد.
چنین بود که برخاستن این یاوههای رازورز، برای آنان موقعیتی "دالانی" را تدارک دید تا شاید با عبور از آن بتوانند خود را در آفاق "گذشتهدرخشان" غوطهور ساخته و همزمان چندان هم مورد شماتت عقلگرایان واقعنشوند؛ بویژه که مُدشدن نسبیگراییِ مطلق و پوچانگارِ پُستمدرن نیز موجب کوتاهشدن زبان عقلانیت گشتهبود.
این تجربهجهانی که مشابههایی هم در جهان توسعهیافته دارد (عمدتا آمریکا و ژاپن، و کمتر اروپا)، ولی برخلاف جهانسوم، چندان عرصه میدانداریِ "هویت" نیست و بیشتر ریشه در اقبال به "رازورزی" در واکنش به انحلال "معنا"(های پیشامدرن) دارد، تا حدی از توشوتوانای که مثلا سهتا چهار دهه پیش داشت، افتاده است.
البته در حکومت "هویتمدارِ" بنیادگرایان شیعی برای از نفس نیفتادنِ این نابخردی، سرمایهگذاریهای قابلتوجهی میشود. این نیز همچون بسیاری امور دیگر، با انگیختن "آنتیتزِ" خردگرایی، دستآخر آب به آسیاب "بلوغملی" ما از هذیانات اسطورهاندیشی و رازورزانه خواهد ریخت.
علی صاحبالحواشی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/641
جان آگه با #فرهیختگان
اعتلای آموزههای "پُستمدرن" در خلال نیمقرن گذشته، یک نسبیگراییِ معرفتیِ لجامگسیختهای را "مُدِروز" کرد که درسایهاش اقسام نحلههای رازورز فرصت عرضاندام یافتند.
در میان ما جهانسومیها، آن زخمناسور "هویت" که درچالش با اعتلای همهجانبه "غرب" خونچکان شده بود، از این فرصت برای عَلَمداری استفاده نمود تا با بیرون کشیدن "میراثفرهنگی" قرونگذشتهاش بخواهد داعیه گزافهکارِ همسری با "بنیادعلم" را سَر دهد.
چنین شد که "طبسنتی" عَلَمشد، و در کنارش یاوههای هومیوپاتی و انرژیدرمانی و حتی جادو هم مطرح گشتند.
جالب آن که درمیان درسخواندگان ما، بیشینه آنان که جذب این یاوههایکهن یا ملغمههای تازهساخت از رازورزیها مثل هومیوپاتی و انرژیدرمانی شدند، آنانی بودند که پروردگانِ آفاق "سُنت" بودند؛ در ته دلهای این گروه، آن زخمناسورِ خونچکانِ "هویت" به صورت نوستالژیایِ "گذشته درخشان" زار میزد.
چنین بود که برخاستن این یاوههای رازورز، برای آنان موقعیتی "دالانی" را تدارک دید تا شاید با عبور از آن بتوانند خود را در آفاق "گذشتهدرخشان" غوطهور ساخته و همزمان چندان هم مورد شماتت عقلگرایان واقعنشوند؛ بویژه که مُدشدن نسبیگراییِ مطلق و پوچانگارِ پُستمدرن نیز موجب کوتاهشدن زبان عقلانیت گشتهبود.
این تجربهجهانی که مشابههایی هم در جهان توسعهیافته دارد (عمدتا آمریکا و ژاپن، و کمتر اروپا)، ولی برخلاف جهانسوم، چندان عرصه میدانداریِ "هویت" نیست و بیشتر ریشه در اقبال به "رازورزی" در واکنش به انحلال "معنا"(های پیشامدرن) دارد، تا حدی از توشوتوانای که مثلا سهتا چهار دهه پیش داشت، افتاده است.
البته در حکومت "هویتمدارِ" بنیادگرایان شیعی برای از نفس نیفتادنِ این نابخردی، سرمایهگذاریهای قابلتوجهی میشود. این نیز همچون بسیاری امور دیگر، با انگیختن "آنتیتزِ" خردگرایی، دستآخر آب به آسیاب "بلوغملی" ما از هذیانات اسطورهاندیشی و رازورزانه خواهد ریخت.
علی صاحبالحواشی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/641
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
آرشیو
فرهیختگان
به سوی الهیات تطبیقی تعزیت با یاسر میردامادی شنبه ۳۰ مرداد ساعت ۲۲ از اینستاگرام دین آنلاین جان آگه با #فرهیختگان
«به سوی الهیات تطبیقی تعزیت»
یاسر میردامادی و نورا نوریصفت در لایو اینستاگرامی دینآنلاین
لینک یوتیوب
https://www.youtube.com/watch?v=u_5XfA-39ko&t=63s
جان آگه با #فرهیختگان
یاسر میردامادی و نورا نوریصفت در لایو اینستاگرامی دینآنلاین
لینک یوتیوب
https://www.youtube.com/watch?v=u_5XfA-39ko&t=63s
جان آگه با #فرهیختگان
YouTube
سخنرانی یاسر میردامادی با عنوان «به سوی الهیات تطبیقی تعزیت»
به سوی الهیات تطبیقی تعزیت»، شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۰ خورشیدی در «دین آنلاین» و به میزبانی نورا نوریصفت.
از طالبان افغانستان تا طالبان ایران
مجتبی نجفی
✅ در حالی که طالبان افغانستان این کشور را قبضه کرده، طالبان ایران در حال رای گرفتن از مجلسی است که با نظارت استصوابی نماینده اقلیتی از مردم شده است. طالبان در کل افغانستان جولان میدهد و طالبان ایرانی در ساخت قدرت؛ چرا که طالبان ایرانی به رغم سیاست حامی پروری، اکثریتی مخالف دارد که سیاست های او را در بسیاری از حوزه ها از جمله سبک زندگی برنتافته است.
✅ طالبان ایرانی در جبهه های مختلفی از اکثریت مخالف شکست خورده اند. نه توانسته اند چادر، لباس ایدئولوژیک نظام سیاسی را به کل زنان تحمیل کنند نه نتوانسته اند به سیاست ممنوعیت ویدیو و ماهواره ادامه دهند. سیاست فیلترینگ اینترنت شکست خورد و سیاست نابودی اینترنت هم دیر یا زود شکست خواهد خورد.
✅ طالبان ایرانی جامعه یکدست میخواهد و مشکلش اینجاست که جامعه ایران متکثر است و یکدستی را نمی پذیرد. در نتیجه بیهوده با مردم در جنگ است. سرانجام این جنگ شکست است اما با هزینه بالا به کشور.
✅ طالبان افغانستان در این کشور واقعیت است. بخشی از افکار عمومی را همراه دارد. اما صعود دوباره اش به قدرت ما حصل یک توافق بین المللی بین قدرتهای جهانی و منطقه ای بوده و با روکش طالبان میانه رو به میدان بازی آمده و پیش بینی من این است این روکش چند صباحی بیشتر باقی نخواهد ماند و دمار از روزگار مردم افغانستان به خصوص هزاره ها و تاجیک ها و بسیاری فارسی زبانان در خواهد آورد.
✅ اما سیطره کامل طالبان ایرانی بر قدرت که همتای افغانستانی اش را به گرمی در آغوش کشیده ما حصل فساد اصلاح طلبان است همچنانکه طالبان افغانستانی محصول فساد دولت غنی و همه جنگجویانی است که غرق در مناسبات فساد شدند.
✅ قصد مقایسه دو طالبان در دو کانتکست متفاوت نیست اما روی کارآمدن یکی در افغانستان و یکدست سازی طالب ایرانی بر نهاد قدرت تا حدودی محصول عملکرد دولتها و احزاب اصلاح طلب فاسدشان هستند. اشرف غنی فاسد، افغانستان را در سینی تحویل طالبان داد و روحانی بزدل امید مردم را برای تغییر با میدان دادن به واعظی ها و نمکی ها و لشکر وزرای چاپلوس به باد داد.
✅ طالبان افعانستان در بی تفاوتی مردم خسته از فساد دولتی ها بدون مقاومت شهر به شهر را به آسانی تسخیر کردند و طالبان ایرانی با نظارت استصوابی از طریق حذف مهندسی شده رقبا پاستور و پارلمان را فتح کردند. اما اینکه گمان کنید مهندسی انتخابات تنها عامل برآمدن طالبان ایرانی در ساختار قوه مجریه بوده سخت در اشتباهید. فساد دولت روحانی و جریان اصلاح طلب، دولت و مجلس نیم بند و شورا را در سینی تقدیم جریان رقیب کرد.
✅ پیش از نظارت استصوابی شکست اصلاح طلبان محرز بود چرا که مردم از شبکه ای از روابط رانتی خسته شده بودند. از حضور خبرنگارها در هیات مدیره های تخصصی، از تقسیم پست و امتیاز بین حلقه دوستان، از آسه برو آسه بیا و فقدان مقاومت، از ندادن بیلان های کاری، از حضور سفلگان در مقام های مختلف، از اینکه "نمی شود و نمی توانیم" و" زور طرف زیاد" است خسته شده بودند. مردم از اینکه بسیاری احزاب اصلاح طلب به دلیل آلودگی به فساد با برنامه ریزی نیروهای امنیتی توان پیشبرد مطالباتشان را نداشتند خسته شده بودند.
✅ از جولان ژن های خوب بخصوص فرزند آن سردار سکوت که قرار بود رهبری موثر جریان قدرتمند اقلیت مجلس را بر عهده بگیرد به تنگ آمده بودند. برای همین پیش از نظارت استصوابی، بهارستان و پاستور تقدیم طالبان اصیل تحت حمایت رهبری شده بود. مردم اعلام کردند پارادایم " نمی شود نمی توانیم" پایان یافته. اینکه مردم مجبور شوند بین فساد اکبر و اصغر انتخاب کنند پایان یافته.
✅ جولان طالبان در شهرهای افغانستان و طالبان ایران در بهارستان محصول فسادی است که مردم را مایوس میکند. فساد، بدنه حامی را بی حس، خشمگین یا بی تفاوت میکند. حالا اگر اصلاح طلبان به انتظار نشسته اند تا از دل بحرانهای رئیسی دوباره بساط انتخابات را گرم کنند سخت در اشتباهند. چون نه نظام آنها را راه میدهد و نه مردم دل و دماغی برای حمایت از جریانی دارند که گفتمانی،تشکیلاتی و اخلاقی ورشکسته شده.
✅ کسب اقبال مردمی نیازمند احیای سرمایه اجتماعی است و احیای سرمایه اجتماعی هم نیازمند بازنگری رادیکال در روندی است که طی شده. گام اول در این نکته است اصلاح طلبان ورشکستگی خود را در سه بعد اخلاقی، گفتمانی و تشکیلاتی به رسمیت بشناسند و از موضع بالا با مردم برخورد نکنند. هنوز هیچ نشانه ای جز غرور و تبختر از این اعلان صریح و صادقانه ورشکستگی دیده نشده.
جان آگه با #فرهیختگان
مجتبی نجفی
✅ در حالی که طالبان افغانستان این کشور را قبضه کرده، طالبان ایران در حال رای گرفتن از مجلسی است که با نظارت استصوابی نماینده اقلیتی از مردم شده است. طالبان در کل افغانستان جولان میدهد و طالبان ایرانی در ساخت قدرت؛ چرا که طالبان ایرانی به رغم سیاست حامی پروری، اکثریتی مخالف دارد که سیاست های او را در بسیاری از حوزه ها از جمله سبک زندگی برنتافته است.
✅ طالبان ایرانی در جبهه های مختلفی از اکثریت مخالف شکست خورده اند. نه توانسته اند چادر، لباس ایدئولوژیک نظام سیاسی را به کل زنان تحمیل کنند نه نتوانسته اند به سیاست ممنوعیت ویدیو و ماهواره ادامه دهند. سیاست فیلترینگ اینترنت شکست خورد و سیاست نابودی اینترنت هم دیر یا زود شکست خواهد خورد.
✅ طالبان ایرانی جامعه یکدست میخواهد و مشکلش اینجاست که جامعه ایران متکثر است و یکدستی را نمی پذیرد. در نتیجه بیهوده با مردم در جنگ است. سرانجام این جنگ شکست است اما با هزینه بالا به کشور.
✅ طالبان افغانستان در این کشور واقعیت است. بخشی از افکار عمومی را همراه دارد. اما صعود دوباره اش به قدرت ما حصل یک توافق بین المللی بین قدرتهای جهانی و منطقه ای بوده و با روکش طالبان میانه رو به میدان بازی آمده و پیش بینی من این است این روکش چند صباحی بیشتر باقی نخواهد ماند و دمار از روزگار مردم افغانستان به خصوص هزاره ها و تاجیک ها و بسیاری فارسی زبانان در خواهد آورد.
✅ اما سیطره کامل طالبان ایرانی بر قدرت که همتای افغانستانی اش را به گرمی در آغوش کشیده ما حصل فساد اصلاح طلبان است همچنانکه طالبان افغانستانی محصول فساد دولت غنی و همه جنگجویانی است که غرق در مناسبات فساد شدند.
✅ قصد مقایسه دو طالبان در دو کانتکست متفاوت نیست اما روی کارآمدن یکی در افغانستان و یکدست سازی طالب ایرانی بر نهاد قدرت تا حدودی محصول عملکرد دولتها و احزاب اصلاح طلب فاسدشان هستند. اشرف غنی فاسد، افغانستان را در سینی تحویل طالبان داد و روحانی بزدل امید مردم را برای تغییر با میدان دادن به واعظی ها و نمکی ها و لشکر وزرای چاپلوس به باد داد.
✅ طالبان افعانستان در بی تفاوتی مردم خسته از فساد دولتی ها بدون مقاومت شهر به شهر را به آسانی تسخیر کردند و طالبان ایرانی با نظارت استصوابی از طریق حذف مهندسی شده رقبا پاستور و پارلمان را فتح کردند. اما اینکه گمان کنید مهندسی انتخابات تنها عامل برآمدن طالبان ایرانی در ساختار قوه مجریه بوده سخت در اشتباهید. فساد دولت روحانی و جریان اصلاح طلب، دولت و مجلس نیم بند و شورا را در سینی تقدیم جریان رقیب کرد.
✅ پیش از نظارت استصوابی شکست اصلاح طلبان محرز بود چرا که مردم از شبکه ای از روابط رانتی خسته شده بودند. از حضور خبرنگارها در هیات مدیره های تخصصی، از تقسیم پست و امتیاز بین حلقه دوستان، از آسه برو آسه بیا و فقدان مقاومت، از ندادن بیلان های کاری، از حضور سفلگان در مقام های مختلف، از اینکه "نمی شود و نمی توانیم" و" زور طرف زیاد" است خسته شده بودند. مردم از اینکه بسیاری احزاب اصلاح طلب به دلیل آلودگی به فساد با برنامه ریزی نیروهای امنیتی توان پیشبرد مطالباتشان را نداشتند خسته شده بودند.
✅ از جولان ژن های خوب بخصوص فرزند آن سردار سکوت که قرار بود رهبری موثر جریان قدرتمند اقلیت مجلس را بر عهده بگیرد به تنگ آمده بودند. برای همین پیش از نظارت استصوابی، بهارستان و پاستور تقدیم طالبان اصیل تحت حمایت رهبری شده بود. مردم اعلام کردند پارادایم " نمی شود نمی توانیم" پایان یافته. اینکه مردم مجبور شوند بین فساد اکبر و اصغر انتخاب کنند پایان یافته.
✅ جولان طالبان در شهرهای افغانستان و طالبان ایران در بهارستان محصول فسادی است که مردم را مایوس میکند. فساد، بدنه حامی را بی حس، خشمگین یا بی تفاوت میکند. حالا اگر اصلاح طلبان به انتظار نشسته اند تا از دل بحرانهای رئیسی دوباره بساط انتخابات را گرم کنند سخت در اشتباهند. چون نه نظام آنها را راه میدهد و نه مردم دل و دماغی برای حمایت از جریانی دارند که گفتمانی،تشکیلاتی و اخلاقی ورشکسته شده.
✅ کسب اقبال مردمی نیازمند احیای سرمایه اجتماعی است و احیای سرمایه اجتماعی هم نیازمند بازنگری رادیکال در روندی است که طی شده. گام اول در این نکته است اصلاح طلبان ورشکستگی خود را در سه بعد اخلاقی، گفتمانی و تشکیلاتی به رسمیت بشناسند و از موضع بالا با مردم برخورد نکنند. هنوز هیچ نشانه ای جز غرور و تبختر از این اعلان صریح و صادقانه ورشکستگی دیده نشده.
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
هموطنان عزیز
هیچ از مراقبت و احتیاط کم نکنید
سفرها و مهمانی ها را صفر کنید
با توصیههای ایمنی طنز و مزاح نکنید
فروپاشی روانی جامعه بر اثر تلفات را دستکم نگیرید
خطر مرگ پشت خانههای ماست
#فرهیختگان درکنار شماست
هیچ از مراقبت و احتیاط کم نکنید
سفرها و مهمانی ها را صفر کنید
با توصیههای ایمنی طنز و مزاح نکنید
فروپاشی روانی جامعه بر اثر تلفات را دستکم نگیرید
خطر مرگ پشت خانههای ماست
#فرهیختگان درکنار شماست
کانون مدافعان حقوق بشر خواستار تجدید نظر مولوی عبدالحمید در حمایتش از طالبان شد
این کانون اظهار امیدواری کرده است که مولوی عبدالحمید با تجدیدنظر در عقاید و مواضع اخیرش، نسبت به ایجاد نگرانیها پاسخ مناسبی بدهد
در پی اظهار نظر مولوی عبدالحمید، امامجمعه اهل سنت زاهدان، در خصوص مشروعیت طالبان و حمایت از این گروه «کانون مدافعان حقوق بشر» ایران ضمن صدور بیانیهای در خصوص شرایط اعطاء جایزه این کانون در سال ۱۳۹۳ به این شخصیت مذهبی اهل تسنن در سیستان و بلوچستان به نکاتی اشاره کرد.
🔹در این بیانیه آمده است: «کانون مدافعان حقوق بشر در شرایطی جایزه سالانه خود را به آقای مولوی عبدالحمید تقدیم کرد که ایشان به عنوان میانجی برای نجات جان سربازان هموطنمان نقش مثبت و بینظیری ایفا نمودند. این اقدام شجاعانه در کنار ایفای نقش ایشان به عنوان فرد طرفدار صلح و آشتی در حل اختلافات و مناقشات درونی آن منطقه و همچنین پافشاری و باور ایشان برای تحقق حقوق قومیتها و برابری آنها با سایر شهروندان کشور، نظر مثبت اعضای کانون را جلب نمود
جان آگه با #فرهیختگان
این کانون اظهار امیدواری کرده است که مولوی عبدالحمید با تجدیدنظر در عقاید و مواضع اخیرش، نسبت به ایجاد نگرانیها پاسخ مناسبی بدهد
در پی اظهار نظر مولوی عبدالحمید، امامجمعه اهل سنت زاهدان، در خصوص مشروعیت طالبان و حمایت از این گروه «کانون مدافعان حقوق بشر» ایران ضمن صدور بیانیهای در خصوص شرایط اعطاء جایزه این کانون در سال ۱۳۹۳ به این شخصیت مذهبی اهل تسنن در سیستان و بلوچستان به نکاتی اشاره کرد.
🔹در این بیانیه آمده است: «کانون مدافعان حقوق بشر در شرایطی جایزه سالانه خود را به آقای مولوی عبدالحمید تقدیم کرد که ایشان به عنوان میانجی برای نجات جان سربازان هموطنمان نقش مثبت و بینظیری ایفا نمودند. این اقدام شجاعانه در کنار ایفای نقش ایشان به عنوان فرد طرفدار صلح و آشتی در حل اختلافات و مناقشات درونی آن منطقه و همچنین پافشاری و باور ایشان برای تحقق حقوق قومیتها و برابری آنها با سایر شهروندان کشور، نظر مثبت اعضای کانون را جلب نمود
جان آگه با #فرهیختگان
پيام خداحافظى ظريف در مقام وزير امور خارجه
.
🔸خدانگهدار
🔹ای رستخیز ناگهان، وی رحمت بیمنتها ای آتشی افروخته بر بیشه اندیشهها
سلام بر مردم دلاور ایران،
در این واپسین روزهای خدمت در کسوت وزیر امور خارجه، از همه شما مردم خوب ایران، برای بزرگواریها و بنده نوازیهای سخاوتمندانهتان سپاسگزاری میکنم. و همزمان برای تمامی نارساییها و کاستیها پوزش میخواهم و درخواست گذشت و حلالیت دارم.
حتماً در 8 سال گذشته به همه اهداف خود در سیاست خارجی نرسیدیم. تاریخ، هم در مورد ارزش دستاوردهای ما و هم در مورد علل ناکامیهای ما قضاوت خواهد کرد. ولی همیشه در حد توان همراه با همکاران خوب و لایقم کوشیدیم سیاست خارجی موجب ارتقای آرامش، سلامتی و رفاه مردم باشد و از حقوق ملت، اقتصاد ملی و توسعه کشور پاسداری نماید.
کوشیدیم نقشی ولو اندک در حل مشکلات ایفا کنیم. و آرزو داشتیم لبخند بر لبانتان بنشانیم و جلوه غرور ملی را در وجودتان ببینیم.
میدانم که پارهای از کارهایم را نپسندیدید:
گروهی از راه رفتنم با آقای کری رنجیدید و جمعی از استقبال و بدرقهام از نمایندگان طالبان.
گروهی از برجام به خروش آمدید و جمعی از کنوانسیون خزر و توافق 25 ساله.
میدانم که برخی از حرفهایم برای گروههایی از شما گران آمده است:
جمعی زبان تیزم در برابر قدرتهای جهانی را تندروی دانستید و گروهی اعلام آمادگیام برای مذاکره را وادادگی.
گروهی از این که گفتم «خودمان انتخاب کردیم» بر آشفتید و جمعی از انتقال صادقانه تجربیات و یافتههایم – آن هم در یک مصاحبه محرمانه برای کارگزاران آینده – خشمگین شدید.
بسیاری از شما سکوت و یا توجیه برخی سیاستها و رفتارها –که خود نیز نسبت به برخی از آنها منتقد بودهام – را نپسندیدید و حتی برخی حمل بر منفعت طلبی و تلاش برای حفظ موقعیت کردید.
در مقابل برخی دیگر بیان ملایمم برای توجیه همان سیاستها را غیرانقلابی و حتی بازی در زمین دشمن خواندید.
مرا ببخشید ولی برای پاسداری از منافع ملی، همیشه نمیتوانستم آن گونه که دوست داشتم سخن بگویم و حتی از عملکرد خود دفاع کنم. و شهادت میدهم در 4 دهه خدمت در سیاست خارجی جز منافع مردم این مرز و بوم هیچ معیار و سنجهای نداشتم. اکنون نیز برآنم که در دانشگاه تهران در حوزه دیگری همین وظیفه را ادامه دهم.
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم برآن سریم
خداوند بزرگ همواره یار و نگهدار همه شما و ایران عزیر و ایرانیان سرفراز باشد.
محمد جواد ظریف
۳۱مرداد۱۴۰۰
جان آگه با #فرهیختگان
.
🔸خدانگهدار
🔹ای رستخیز ناگهان، وی رحمت بیمنتها ای آتشی افروخته بر بیشه اندیشهها
سلام بر مردم دلاور ایران،
در این واپسین روزهای خدمت در کسوت وزیر امور خارجه، از همه شما مردم خوب ایران، برای بزرگواریها و بنده نوازیهای سخاوتمندانهتان سپاسگزاری میکنم. و همزمان برای تمامی نارساییها و کاستیها پوزش میخواهم و درخواست گذشت و حلالیت دارم.
حتماً در 8 سال گذشته به همه اهداف خود در سیاست خارجی نرسیدیم. تاریخ، هم در مورد ارزش دستاوردهای ما و هم در مورد علل ناکامیهای ما قضاوت خواهد کرد. ولی همیشه در حد توان همراه با همکاران خوب و لایقم کوشیدیم سیاست خارجی موجب ارتقای آرامش، سلامتی و رفاه مردم باشد و از حقوق ملت، اقتصاد ملی و توسعه کشور پاسداری نماید.
کوشیدیم نقشی ولو اندک در حل مشکلات ایفا کنیم. و آرزو داشتیم لبخند بر لبانتان بنشانیم و جلوه غرور ملی را در وجودتان ببینیم.
میدانم که پارهای از کارهایم را نپسندیدید:
گروهی از راه رفتنم با آقای کری رنجیدید و جمعی از استقبال و بدرقهام از نمایندگان طالبان.
گروهی از برجام به خروش آمدید و جمعی از کنوانسیون خزر و توافق 25 ساله.
میدانم که برخی از حرفهایم برای گروههایی از شما گران آمده است:
جمعی زبان تیزم در برابر قدرتهای جهانی را تندروی دانستید و گروهی اعلام آمادگیام برای مذاکره را وادادگی.
گروهی از این که گفتم «خودمان انتخاب کردیم» بر آشفتید و جمعی از انتقال صادقانه تجربیات و یافتههایم – آن هم در یک مصاحبه محرمانه برای کارگزاران آینده – خشمگین شدید.
بسیاری از شما سکوت و یا توجیه برخی سیاستها و رفتارها –که خود نیز نسبت به برخی از آنها منتقد بودهام – را نپسندیدید و حتی برخی حمل بر منفعت طلبی و تلاش برای حفظ موقعیت کردید.
در مقابل برخی دیگر بیان ملایمم برای توجیه همان سیاستها را غیرانقلابی و حتی بازی در زمین دشمن خواندید.
مرا ببخشید ولی برای پاسداری از منافع ملی، همیشه نمیتوانستم آن گونه که دوست داشتم سخن بگویم و حتی از عملکرد خود دفاع کنم. و شهادت میدهم در 4 دهه خدمت در سیاست خارجی جز منافع مردم این مرز و بوم هیچ معیار و سنجهای نداشتم. اکنون نیز برآنم که در دانشگاه تهران در حوزه دیگری همین وظیفه را ادامه دهم.
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم برآن سریم
خداوند بزرگ همواره یار و نگهدار همه شما و ایران عزیر و ایرانیان سرفراز باشد.
محمد جواد ظریف
۳۱مرداد۱۴۰۰
جان آگه با #فرهیختگان