Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مناظره جردن پیترسون با هلن لوییس در مورد مفاهیم مردسالاری و فمینیسم
ترجمه به فارسی و زیرنویس از کانال نمیگذاریم مردانگی بمیرد
جان آگه با #فرهیختگان
ترجمه به فارسی و زیرنویس از کانال نمیگذاریم مردانگی بمیرد
جان آگه با #فرهیختگان
درخواست مسؤولیت پذیری، عذرخواهی و کناره گیری آقایان: مخبر و نمکی
سیدمحسن حسینی پویا
عضو هیأت علمی دانشگاه/گروه حقوق خصوصی/ وکیل پایه یک دادگستری
به نظر می رسد سخنان و عملکرد آقایان مخبر و نمکی به عنوان دو نفر از کارگزاران حکومتی، در فرصت سوزی واکسناسیون به موقع، نقش به سزائی داشته و این فرصت سوزی، علاوه بر ورود صدمات جانی، مالی و روانی، حیثیت و اعتبار و غرور ملی را نیز جریحه دار نموده و اسباب وهن کشور و ملت ایران شده است. لذا ابتدا چند نکته از دیدگاه حقوق مسؤولیت مدنی، و در نهایت یک درخواست مطرح می شود:
یکم. برخلاف بسیاری از کشور های دیگر؛ متأسفانه مدیریت غیر اصولی واکسیناسیون در کشورمان سبب شده آمار رسمی جان باختگان، از یکصد هزار نفر افزون شده و وضعیت قرمز یا سیاه نیز در بسیاری شهرها شود. نظام درمانی و تأمین دارو، درمانده و ناتوان شده که این نیز به تعداد قربانیان می افزاید و این، یعنی؛ بر هم خوردن نظم عمومی بهداشتی و سلامت جامعه.
دوم. آقایان محمد مخبر (به عنوان رئیس وقت ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) و بنیاد برکت) و سعید نمکی (به عنوان وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی)، باید بدانند که از حیث حقوقی؛ مقوله ارائه خدمات عمومی بهداشتی و حفظ سلامت عمومی شهروندان، از مصادیق نظم عمومی و در نتیجه؛ از وظایف ذاتی حاکمیت و دولت است. لذا ارائه هرگونه اخبار و اطلاعات غیر صحیح، متناقض یا وعده های غیر واقع بینانه در باره کیفیت و کمیت واکسن های در دست تهیه یا تولید داخلی، اگر به ایجاد امید واهی و در نتیجه فرصت سوزی (عدم اقدام برای تأمین واکسن از سایر منابع) شود، می تواند به بحرانی غیر قابل تصور و غیر قابل کنترل تبدیل شده و نظم عمومی را بر هم بزند و مسلماً مجیز گویی و تملق و چاپلوسی نیز نمی تواند جایگزین مناسبی برای انجام وظایف قانونی و اداری و ارائه نظرات کارشناسی شمرده شده و مانع به هم خوردن نظم عمومی شود.
سوم. امروزه حقوق از نظریه تقدس و غیر پاسخگو بودن حاکمیت و کارگزاران عبور کرده و هیچ تردیدی در لزوم پاسخگویی ایشان ندارد. بنابراین؛ حاکمیت و کارگزاران وی، فرمان نمی دهند تا صرفاً بر دامنه قدرت خود بیفزایند، بلکه مسؤولیت می پذیرند تا صلح و آرامش و سلامتی جسمی و روانی را تضمین و فراهم کنند. امروزه قدرت و پاسخگویی، به مفاهیمی همزاد بدل شده اند؛ لذا اگر در نتیجه عملکرد غیر مسؤولانه اصحاب حاکمیت، خسارتی وارد شود، باید با ضمانت اجرای مناسب مواجه شود وگرنه، مصالح عمومی به خطر می افتد.
چهارم. هرچند از منظر حفظ حقوق عمومی، خود حاکمیت باید در برابر کارگزاران خطاکارش بایستد، لیکن متأسفانه هنوز اهمیت این موضوع، چنان که باید؛ درک و فهم نشده است و لذا در کمال تعجب دیدیم؛ به جای آنکه آقای محمد مخبر برای بازخواست و پاسخگویی فرا خوانده شود، بالعکس؛ به مقام معاون اولی ریاست جمهوری ارتقاء می یابد؟! لذا هنوز نمی توان به حاکمیت امید چندانی داشت.
پنجم. و اما صرفنظر از چگونگی واکنش حاکمیت به گفتار و کردار غیر مسؤولانه آقایان مخبر و نمکی و صرفنظر از مسؤولیت های جزائی یا اداری ایشان و فارغ از هرگونه موضع گیری سیاسی؛ صرفاً بر مبنای حقوق مسؤولیت مدنی و با استناد به قاعده فقهی "لاضرر" (که در راستای جبران زیان، در اولین اقدام، رفع منشاء ورود زیان را ضروری می نماید)، اولین و حداقل کاری که باید انجام شود؛ کناره گیری آقایان مخبر و نمکی از سمت های دولتی همراه با عذرخواهی رسمی ایشان است.
ششم. بی گمان مسیر دموکراسی، از متن مردم و افکار عمومی می گذرد. لذا با عنایت به اصل هشتم قانون اساسی (امر به معروف و نهی از منکر)، افکار عمومی باید به شیوه ای صلح جویانه و مسالمت آمیز نشان دهد که از دروغ، تملق و چاپلوسی، سوء تدبیر و فرصت سوزی خسته شده و به تنگ آمده است. بی گمان، تأثیر ضمانت اجرای نظارت افکار عمومی، از سایر ضمانت اجراهای مدنی، جزائی و اداری، به مراتب قوی تر و عمیق تر است و امید می رود با ورود افکار عمومی، فرهنگ مسؤولیت پذیری و شایسته سالاری، تثبیت و ترویج شود.
و نهایت اینکه: به عنوان یک معلم حقوق، با کمال احترام و ادب از جناب آقایان محمد مخبر و سعید نمکی می خواهم؛ بابت سخنان و وعده های غیر واقع بینانه و واهی و عملکرد غیر مسؤولانه و فرصت سوزانه خودشان که در افزایش مشکلات و خسارات ناشی از ویروس کرونا و تبدیل آن به بحرانی چند جانبه نقش داشته، به صورت رسمی از پیشگاه ملت شریف ایران، عذرخواهی کرده و از کلیه مسؤولیت های دولتی و عمومی خویش کناره گیری نمایند.
اگر شما نیز با ترویج فرهنگ عذرخواهی موافقید، این متن را با دیگران به اشتراک بگذارید.
جان آگه با #فرهیختگان
سیدمحسن حسینی پویا
عضو هیأت علمی دانشگاه/گروه حقوق خصوصی/ وکیل پایه یک دادگستری
به نظر می رسد سخنان و عملکرد آقایان مخبر و نمکی به عنوان دو نفر از کارگزاران حکومتی، در فرصت سوزی واکسناسیون به موقع، نقش به سزائی داشته و این فرصت سوزی، علاوه بر ورود صدمات جانی، مالی و روانی، حیثیت و اعتبار و غرور ملی را نیز جریحه دار نموده و اسباب وهن کشور و ملت ایران شده است. لذا ابتدا چند نکته از دیدگاه حقوق مسؤولیت مدنی، و در نهایت یک درخواست مطرح می شود:
یکم. برخلاف بسیاری از کشور های دیگر؛ متأسفانه مدیریت غیر اصولی واکسیناسیون در کشورمان سبب شده آمار رسمی جان باختگان، از یکصد هزار نفر افزون شده و وضعیت قرمز یا سیاه نیز در بسیاری شهرها شود. نظام درمانی و تأمین دارو، درمانده و ناتوان شده که این نیز به تعداد قربانیان می افزاید و این، یعنی؛ بر هم خوردن نظم عمومی بهداشتی و سلامت جامعه.
دوم. آقایان محمد مخبر (به عنوان رئیس وقت ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) و بنیاد برکت) و سعید نمکی (به عنوان وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی)، باید بدانند که از حیث حقوقی؛ مقوله ارائه خدمات عمومی بهداشتی و حفظ سلامت عمومی شهروندان، از مصادیق نظم عمومی و در نتیجه؛ از وظایف ذاتی حاکمیت و دولت است. لذا ارائه هرگونه اخبار و اطلاعات غیر صحیح، متناقض یا وعده های غیر واقع بینانه در باره کیفیت و کمیت واکسن های در دست تهیه یا تولید داخلی، اگر به ایجاد امید واهی و در نتیجه فرصت سوزی (عدم اقدام برای تأمین واکسن از سایر منابع) شود، می تواند به بحرانی غیر قابل تصور و غیر قابل کنترل تبدیل شده و نظم عمومی را بر هم بزند و مسلماً مجیز گویی و تملق و چاپلوسی نیز نمی تواند جایگزین مناسبی برای انجام وظایف قانونی و اداری و ارائه نظرات کارشناسی شمرده شده و مانع به هم خوردن نظم عمومی شود.
سوم. امروزه حقوق از نظریه تقدس و غیر پاسخگو بودن حاکمیت و کارگزاران عبور کرده و هیچ تردیدی در لزوم پاسخگویی ایشان ندارد. بنابراین؛ حاکمیت و کارگزاران وی، فرمان نمی دهند تا صرفاً بر دامنه قدرت خود بیفزایند، بلکه مسؤولیت می پذیرند تا صلح و آرامش و سلامتی جسمی و روانی را تضمین و فراهم کنند. امروزه قدرت و پاسخگویی، به مفاهیمی همزاد بدل شده اند؛ لذا اگر در نتیجه عملکرد غیر مسؤولانه اصحاب حاکمیت، خسارتی وارد شود، باید با ضمانت اجرای مناسب مواجه شود وگرنه، مصالح عمومی به خطر می افتد.
چهارم. هرچند از منظر حفظ حقوق عمومی، خود حاکمیت باید در برابر کارگزاران خطاکارش بایستد، لیکن متأسفانه هنوز اهمیت این موضوع، چنان که باید؛ درک و فهم نشده است و لذا در کمال تعجب دیدیم؛ به جای آنکه آقای محمد مخبر برای بازخواست و پاسخگویی فرا خوانده شود، بالعکس؛ به مقام معاون اولی ریاست جمهوری ارتقاء می یابد؟! لذا هنوز نمی توان به حاکمیت امید چندانی داشت.
پنجم. و اما صرفنظر از چگونگی واکنش حاکمیت به گفتار و کردار غیر مسؤولانه آقایان مخبر و نمکی و صرفنظر از مسؤولیت های جزائی یا اداری ایشان و فارغ از هرگونه موضع گیری سیاسی؛ صرفاً بر مبنای حقوق مسؤولیت مدنی و با استناد به قاعده فقهی "لاضرر" (که در راستای جبران زیان، در اولین اقدام، رفع منشاء ورود زیان را ضروری می نماید)، اولین و حداقل کاری که باید انجام شود؛ کناره گیری آقایان مخبر و نمکی از سمت های دولتی همراه با عذرخواهی رسمی ایشان است.
ششم. بی گمان مسیر دموکراسی، از متن مردم و افکار عمومی می گذرد. لذا با عنایت به اصل هشتم قانون اساسی (امر به معروف و نهی از منکر)، افکار عمومی باید به شیوه ای صلح جویانه و مسالمت آمیز نشان دهد که از دروغ، تملق و چاپلوسی، سوء تدبیر و فرصت سوزی خسته شده و به تنگ آمده است. بی گمان، تأثیر ضمانت اجرای نظارت افکار عمومی، از سایر ضمانت اجراهای مدنی، جزائی و اداری، به مراتب قوی تر و عمیق تر است و امید می رود با ورود افکار عمومی، فرهنگ مسؤولیت پذیری و شایسته سالاری، تثبیت و ترویج شود.
و نهایت اینکه: به عنوان یک معلم حقوق، با کمال احترام و ادب از جناب آقایان محمد مخبر و سعید نمکی می خواهم؛ بابت سخنان و وعده های غیر واقع بینانه و واهی و عملکرد غیر مسؤولانه و فرصت سوزانه خودشان که در افزایش مشکلات و خسارات ناشی از ویروس کرونا و تبدیل آن به بحرانی چند جانبه نقش داشته، به صورت رسمی از پیشگاه ملت شریف ایران، عذرخواهی کرده و از کلیه مسؤولیت های دولتی و عمومی خویش کناره گیری نمایند.
اگر شما نیز با ترویج فرهنگ عذرخواهی موافقید، این متن را با دیگران به اشتراک بگذارید.
جان آگه با #فرهیختگان
"رازورزی" بیماریِنهادینه در ذهنیات پیشامدرن است. "رازورزی" سویهای از اسطورهاندیشی است که با عقلانیت ناسازگار است. خودِ "رازورزی"، همچون اسطوره، متکی به "دلیل" و برهان نیست بلکه "علت"های موجدهاش دارد.
اعتلای آموزههای "پُستمدرن" در خلال نیمقرن گذشته، یک نسبیگراییِ معرفتیِ لجامگسیختهای را "مُدِروز" کرد که درسایهاش اقسام نحلههای رازورز فرصت عرضاندام یافتند.
در میان ما جهانسومیها، آن زخمناسور "هویت" که درچالش با اعتلای همهجانبه "غرب" خونچکان شده بود، از این فرصت برای عَلَمداری استفاده نمود تا با بیرون کشیدن "میراثفرهنگی" قرونگذشتهاش بخواهد داعیه گزافهکارِ همسری با "بنیادعلم" را سَر دهد.
چنین شد که "طبسنتی" عَلَمشد، و در کنارش یاوههای هومیوپاتی و انرژیدرمانی و حتی جادو هم مطرح گشتند.
جالب آن که درمیان درسخواندگان ما، بیشینه آنان که جذب این یاوههایکهن یا ملغمههای تازهساخت از رازورزیها مثل هومیوپاتی و انرژیدرمانی شدند، آنانی بودند که پروردگانِ آفاق "سُنت" بودند؛ در ته دلهای این گروه، آن زخمناسورِ خونچکانِ "هویت" به صورت نوستالژیایِ "گذشته درخشان" زار میزد.
چنین بود که برخاستن این یاوههای رازورز، برای آنان موقعیتی "دالانی" را تدارک دید تا شاید با عبور از آن بتوانند خود را در آفاق "گذشتهدرخشان" غوطهور ساخته و همزمان چندان هم مورد شماتت عقلگرایان واقعنشوند؛ بویژه که مُدشدن نسبیگراییِ مطلق و پوچانگارِ پُستمدرن نیز موجب کوتاهشدن زبان عقلانیت گشتهبود.
این تجربهجهانی که مشابههایی هم در جهان توسعهیافته دارد (عمدتا آمریکا و ژاپن، و کمتر اروپا)، ولی برخلاف جهانسوم، چندان عرصه میدانداریِ "هویت" نیست و بیشتر ریشه در اقبال به "رازورزی" در واکنش به انحلال "معنا"(های پیشامدرن) دارد، تا حدی از توشوتوانای که مثلا سهتا چهار دهه پیش داشت، افتاده است.
البته در حکومت "هویتمدارِ" بنیادگرایان شیعی برای از نفس نیفتادنِ این نابخردی، سرمایهگذاریهای قابلتوجهی میشود. این نیز همچون بسیاری امور دیگر، با انگیختن "آنتیتزِ" خردگرایی، دستآخر آب به آسیاب "بلوغملی" ما از هذیانات اسطورهاندیشی و رازورزانه خواهد ریخت.
علی صاحبالحواشی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/641
جان آگه با #فرهیختگان
اعتلای آموزههای "پُستمدرن" در خلال نیمقرن گذشته، یک نسبیگراییِ معرفتیِ لجامگسیختهای را "مُدِروز" کرد که درسایهاش اقسام نحلههای رازورز فرصت عرضاندام یافتند.
در میان ما جهانسومیها، آن زخمناسور "هویت" که درچالش با اعتلای همهجانبه "غرب" خونچکان شده بود، از این فرصت برای عَلَمداری استفاده نمود تا با بیرون کشیدن "میراثفرهنگی" قرونگذشتهاش بخواهد داعیه گزافهکارِ همسری با "بنیادعلم" را سَر دهد.
چنین شد که "طبسنتی" عَلَمشد، و در کنارش یاوههای هومیوپاتی و انرژیدرمانی و حتی جادو هم مطرح گشتند.
جالب آن که درمیان درسخواندگان ما، بیشینه آنان که جذب این یاوههایکهن یا ملغمههای تازهساخت از رازورزیها مثل هومیوپاتی و انرژیدرمانی شدند، آنانی بودند که پروردگانِ آفاق "سُنت" بودند؛ در ته دلهای این گروه، آن زخمناسورِ خونچکانِ "هویت" به صورت نوستالژیایِ "گذشته درخشان" زار میزد.
چنین بود که برخاستن این یاوههای رازورز، برای آنان موقعیتی "دالانی" را تدارک دید تا شاید با عبور از آن بتوانند خود را در آفاق "گذشتهدرخشان" غوطهور ساخته و همزمان چندان هم مورد شماتت عقلگرایان واقعنشوند؛ بویژه که مُدشدن نسبیگراییِ مطلق و پوچانگارِ پُستمدرن نیز موجب کوتاهشدن زبان عقلانیت گشتهبود.
این تجربهجهانی که مشابههایی هم در جهان توسعهیافته دارد (عمدتا آمریکا و ژاپن، و کمتر اروپا)، ولی برخلاف جهانسوم، چندان عرصه میدانداریِ "هویت" نیست و بیشتر ریشه در اقبال به "رازورزی" در واکنش به انحلال "معنا"(های پیشامدرن) دارد، تا حدی از توشوتوانای که مثلا سهتا چهار دهه پیش داشت، افتاده است.
البته در حکومت "هویتمدارِ" بنیادگرایان شیعی برای از نفس نیفتادنِ این نابخردی، سرمایهگذاریهای قابلتوجهی میشود. این نیز همچون بسیاری امور دیگر، با انگیختن "آنتیتزِ" خردگرایی، دستآخر آب به آسیاب "بلوغملی" ما از هذیانات اسطورهاندیشی و رازورزانه خواهد ریخت.
علی صاحبالحواشی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/641
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
آرشیو
فرهیختگان
به سوی الهیات تطبیقی تعزیت با یاسر میردامادی شنبه ۳۰ مرداد ساعت ۲۲ از اینستاگرام دین آنلاین جان آگه با #فرهیختگان
«به سوی الهیات تطبیقی تعزیت»
یاسر میردامادی و نورا نوریصفت در لایو اینستاگرامی دینآنلاین
لینک یوتیوب
https://www.youtube.com/watch?v=u_5XfA-39ko&t=63s
جان آگه با #فرهیختگان
یاسر میردامادی و نورا نوریصفت در لایو اینستاگرامی دینآنلاین
لینک یوتیوب
https://www.youtube.com/watch?v=u_5XfA-39ko&t=63s
جان آگه با #فرهیختگان
YouTube
سخنرانی یاسر میردامادی با عنوان «به سوی الهیات تطبیقی تعزیت»
به سوی الهیات تطبیقی تعزیت»، شنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۰ خورشیدی در «دین آنلاین» و به میزبانی نورا نوریصفت.
از طالبان افغانستان تا طالبان ایران
مجتبی نجفی
✅ در حالی که طالبان افغانستان این کشور را قبضه کرده، طالبان ایران در حال رای گرفتن از مجلسی است که با نظارت استصوابی نماینده اقلیتی از مردم شده است. طالبان در کل افغانستان جولان میدهد و طالبان ایرانی در ساخت قدرت؛ چرا که طالبان ایرانی به رغم سیاست حامی پروری، اکثریتی مخالف دارد که سیاست های او را در بسیاری از حوزه ها از جمله سبک زندگی برنتافته است.
✅ طالبان ایرانی در جبهه های مختلفی از اکثریت مخالف شکست خورده اند. نه توانسته اند چادر، لباس ایدئولوژیک نظام سیاسی را به کل زنان تحمیل کنند نه نتوانسته اند به سیاست ممنوعیت ویدیو و ماهواره ادامه دهند. سیاست فیلترینگ اینترنت شکست خورد و سیاست نابودی اینترنت هم دیر یا زود شکست خواهد خورد.
✅ طالبان ایرانی جامعه یکدست میخواهد و مشکلش اینجاست که جامعه ایران متکثر است و یکدستی را نمی پذیرد. در نتیجه بیهوده با مردم در جنگ است. سرانجام این جنگ شکست است اما با هزینه بالا به کشور.
✅ طالبان افغانستان در این کشور واقعیت است. بخشی از افکار عمومی را همراه دارد. اما صعود دوباره اش به قدرت ما حصل یک توافق بین المللی بین قدرتهای جهانی و منطقه ای بوده و با روکش طالبان میانه رو به میدان بازی آمده و پیش بینی من این است این روکش چند صباحی بیشتر باقی نخواهد ماند و دمار از روزگار مردم افغانستان به خصوص هزاره ها و تاجیک ها و بسیاری فارسی زبانان در خواهد آورد.
✅ اما سیطره کامل طالبان ایرانی بر قدرت که همتای افغانستانی اش را به گرمی در آغوش کشیده ما حصل فساد اصلاح طلبان است همچنانکه طالبان افغانستانی محصول فساد دولت غنی و همه جنگجویانی است که غرق در مناسبات فساد شدند.
✅ قصد مقایسه دو طالبان در دو کانتکست متفاوت نیست اما روی کارآمدن یکی در افغانستان و یکدست سازی طالب ایرانی بر نهاد قدرت تا حدودی محصول عملکرد دولتها و احزاب اصلاح طلب فاسدشان هستند. اشرف غنی فاسد، افغانستان را در سینی تحویل طالبان داد و روحانی بزدل امید مردم را برای تغییر با میدان دادن به واعظی ها و نمکی ها و لشکر وزرای چاپلوس به باد داد.
✅ طالبان افعانستان در بی تفاوتی مردم خسته از فساد دولتی ها بدون مقاومت شهر به شهر را به آسانی تسخیر کردند و طالبان ایرانی با نظارت استصوابی از طریق حذف مهندسی شده رقبا پاستور و پارلمان را فتح کردند. اما اینکه گمان کنید مهندسی انتخابات تنها عامل برآمدن طالبان ایرانی در ساختار قوه مجریه بوده سخت در اشتباهید. فساد دولت روحانی و جریان اصلاح طلب، دولت و مجلس نیم بند و شورا را در سینی تقدیم جریان رقیب کرد.
✅ پیش از نظارت استصوابی شکست اصلاح طلبان محرز بود چرا که مردم از شبکه ای از روابط رانتی خسته شده بودند. از حضور خبرنگارها در هیات مدیره های تخصصی، از تقسیم پست و امتیاز بین حلقه دوستان، از آسه برو آسه بیا و فقدان مقاومت، از ندادن بیلان های کاری، از حضور سفلگان در مقام های مختلف، از اینکه "نمی شود و نمی توانیم" و" زور طرف زیاد" است خسته شده بودند. مردم از اینکه بسیاری احزاب اصلاح طلب به دلیل آلودگی به فساد با برنامه ریزی نیروهای امنیتی توان پیشبرد مطالباتشان را نداشتند خسته شده بودند.
✅ از جولان ژن های خوب بخصوص فرزند آن سردار سکوت که قرار بود رهبری موثر جریان قدرتمند اقلیت مجلس را بر عهده بگیرد به تنگ آمده بودند. برای همین پیش از نظارت استصوابی، بهارستان و پاستور تقدیم طالبان اصیل تحت حمایت رهبری شده بود. مردم اعلام کردند پارادایم " نمی شود نمی توانیم" پایان یافته. اینکه مردم مجبور شوند بین فساد اکبر و اصغر انتخاب کنند پایان یافته.
✅ جولان طالبان در شهرهای افغانستان و طالبان ایران در بهارستان محصول فسادی است که مردم را مایوس میکند. فساد، بدنه حامی را بی حس، خشمگین یا بی تفاوت میکند. حالا اگر اصلاح طلبان به انتظار نشسته اند تا از دل بحرانهای رئیسی دوباره بساط انتخابات را گرم کنند سخت در اشتباهند. چون نه نظام آنها را راه میدهد و نه مردم دل و دماغی برای حمایت از جریانی دارند که گفتمانی،تشکیلاتی و اخلاقی ورشکسته شده.
✅ کسب اقبال مردمی نیازمند احیای سرمایه اجتماعی است و احیای سرمایه اجتماعی هم نیازمند بازنگری رادیکال در روندی است که طی شده. گام اول در این نکته است اصلاح طلبان ورشکستگی خود را در سه بعد اخلاقی، گفتمانی و تشکیلاتی به رسمیت بشناسند و از موضع بالا با مردم برخورد نکنند. هنوز هیچ نشانه ای جز غرور و تبختر از این اعلان صریح و صادقانه ورشکستگی دیده نشده.
جان آگه با #فرهیختگان
مجتبی نجفی
✅ در حالی که طالبان افغانستان این کشور را قبضه کرده، طالبان ایران در حال رای گرفتن از مجلسی است که با نظارت استصوابی نماینده اقلیتی از مردم شده است. طالبان در کل افغانستان جولان میدهد و طالبان ایرانی در ساخت قدرت؛ چرا که طالبان ایرانی به رغم سیاست حامی پروری، اکثریتی مخالف دارد که سیاست های او را در بسیاری از حوزه ها از جمله سبک زندگی برنتافته است.
✅ طالبان ایرانی در جبهه های مختلفی از اکثریت مخالف شکست خورده اند. نه توانسته اند چادر، لباس ایدئولوژیک نظام سیاسی را به کل زنان تحمیل کنند نه نتوانسته اند به سیاست ممنوعیت ویدیو و ماهواره ادامه دهند. سیاست فیلترینگ اینترنت شکست خورد و سیاست نابودی اینترنت هم دیر یا زود شکست خواهد خورد.
✅ طالبان ایرانی جامعه یکدست میخواهد و مشکلش اینجاست که جامعه ایران متکثر است و یکدستی را نمی پذیرد. در نتیجه بیهوده با مردم در جنگ است. سرانجام این جنگ شکست است اما با هزینه بالا به کشور.
✅ طالبان افغانستان در این کشور واقعیت است. بخشی از افکار عمومی را همراه دارد. اما صعود دوباره اش به قدرت ما حصل یک توافق بین المللی بین قدرتهای جهانی و منطقه ای بوده و با روکش طالبان میانه رو به میدان بازی آمده و پیش بینی من این است این روکش چند صباحی بیشتر باقی نخواهد ماند و دمار از روزگار مردم افغانستان به خصوص هزاره ها و تاجیک ها و بسیاری فارسی زبانان در خواهد آورد.
✅ اما سیطره کامل طالبان ایرانی بر قدرت که همتای افغانستانی اش را به گرمی در آغوش کشیده ما حصل فساد اصلاح طلبان است همچنانکه طالبان افغانستانی محصول فساد دولت غنی و همه جنگجویانی است که غرق در مناسبات فساد شدند.
✅ قصد مقایسه دو طالبان در دو کانتکست متفاوت نیست اما روی کارآمدن یکی در افغانستان و یکدست سازی طالب ایرانی بر نهاد قدرت تا حدودی محصول عملکرد دولتها و احزاب اصلاح طلب فاسدشان هستند. اشرف غنی فاسد، افغانستان را در سینی تحویل طالبان داد و روحانی بزدل امید مردم را برای تغییر با میدان دادن به واعظی ها و نمکی ها و لشکر وزرای چاپلوس به باد داد.
✅ طالبان افعانستان در بی تفاوتی مردم خسته از فساد دولتی ها بدون مقاومت شهر به شهر را به آسانی تسخیر کردند و طالبان ایرانی با نظارت استصوابی از طریق حذف مهندسی شده رقبا پاستور و پارلمان را فتح کردند. اما اینکه گمان کنید مهندسی انتخابات تنها عامل برآمدن طالبان ایرانی در ساختار قوه مجریه بوده سخت در اشتباهید. فساد دولت روحانی و جریان اصلاح طلب، دولت و مجلس نیم بند و شورا را در سینی تقدیم جریان رقیب کرد.
✅ پیش از نظارت استصوابی شکست اصلاح طلبان محرز بود چرا که مردم از شبکه ای از روابط رانتی خسته شده بودند. از حضور خبرنگارها در هیات مدیره های تخصصی، از تقسیم پست و امتیاز بین حلقه دوستان، از آسه برو آسه بیا و فقدان مقاومت، از ندادن بیلان های کاری، از حضور سفلگان در مقام های مختلف، از اینکه "نمی شود و نمی توانیم" و" زور طرف زیاد" است خسته شده بودند. مردم از اینکه بسیاری احزاب اصلاح طلب به دلیل آلودگی به فساد با برنامه ریزی نیروهای امنیتی توان پیشبرد مطالباتشان را نداشتند خسته شده بودند.
✅ از جولان ژن های خوب بخصوص فرزند آن سردار سکوت که قرار بود رهبری موثر جریان قدرتمند اقلیت مجلس را بر عهده بگیرد به تنگ آمده بودند. برای همین پیش از نظارت استصوابی، بهارستان و پاستور تقدیم طالبان اصیل تحت حمایت رهبری شده بود. مردم اعلام کردند پارادایم " نمی شود نمی توانیم" پایان یافته. اینکه مردم مجبور شوند بین فساد اکبر و اصغر انتخاب کنند پایان یافته.
✅ جولان طالبان در شهرهای افغانستان و طالبان ایران در بهارستان محصول فسادی است که مردم را مایوس میکند. فساد، بدنه حامی را بی حس، خشمگین یا بی تفاوت میکند. حالا اگر اصلاح طلبان به انتظار نشسته اند تا از دل بحرانهای رئیسی دوباره بساط انتخابات را گرم کنند سخت در اشتباهند. چون نه نظام آنها را راه میدهد و نه مردم دل و دماغی برای حمایت از جریانی دارند که گفتمانی،تشکیلاتی و اخلاقی ورشکسته شده.
✅ کسب اقبال مردمی نیازمند احیای سرمایه اجتماعی است و احیای سرمایه اجتماعی هم نیازمند بازنگری رادیکال در روندی است که طی شده. گام اول در این نکته است اصلاح طلبان ورشکستگی خود را در سه بعد اخلاقی، گفتمانی و تشکیلاتی به رسمیت بشناسند و از موضع بالا با مردم برخورد نکنند. هنوز هیچ نشانه ای جز غرور و تبختر از این اعلان صریح و صادقانه ورشکستگی دیده نشده.
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
هموطنان عزیز
هیچ از مراقبت و احتیاط کم نکنید
سفرها و مهمانی ها را صفر کنید
با توصیههای ایمنی طنز و مزاح نکنید
فروپاشی روانی جامعه بر اثر تلفات را دستکم نگیرید
خطر مرگ پشت خانههای ماست
#فرهیختگان درکنار شماست
هیچ از مراقبت و احتیاط کم نکنید
سفرها و مهمانی ها را صفر کنید
با توصیههای ایمنی طنز و مزاح نکنید
فروپاشی روانی جامعه بر اثر تلفات را دستکم نگیرید
خطر مرگ پشت خانههای ماست
#فرهیختگان درکنار شماست
کانون مدافعان حقوق بشر خواستار تجدید نظر مولوی عبدالحمید در حمایتش از طالبان شد
این کانون اظهار امیدواری کرده است که مولوی عبدالحمید با تجدیدنظر در عقاید و مواضع اخیرش، نسبت به ایجاد نگرانیها پاسخ مناسبی بدهد
در پی اظهار نظر مولوی عبدالحمید، امامجمعه اهل سنت زاهدان، در خصوص مشروعیت طالبان و حمایت از این گروه «کانون مدافعان حقوق بشر» ایران ضمن صدور بیانیهای در خصوص شرایط اعطاء جایزه این کانون در سال ۱۳۹۳ به این شخصیت مذهبی اهل تسنن در سیستان و بلوچستان به نکاتی اشاره کرد.
🔹در این بیانیه آمده است: «کانون مدافعان حقوق بشر در شرایطی جایزه سالانه خود را به آقای مولوی عبدالحمید تقدیم کرد که ایشان به عنوان میانجی برای نجات جان سربازان هموطنمان نقش مثبت و بینظیری ایفا نمودند. این اقدام شجاعانه در کنار ایفای نقش ایشان به عنوان فرد طرفدار صلح و آشتی در حل اختلافات و مناقشات درونی آن منطقه و همچنین پافشاری و باور ایشان برای تحقق حقوق قومیتها و برابری آنها با سایر شهروندان کشور، نظر مثبت اعضای کانون را جلب نمود
جان آگه با #فرهیختگان
این کانون اظهار امیدواری کرده است که مولوی عبدالحمید با تجدیدنظر در عقاید و مواضع اخیرش، نسبت به ایجاد نگرانیها پاسخ مناسبی بدهد
در پی اظهار نظر مولوی عبدالحمید، امامجمعه اهل سنت زاهدان، در خصوص مشروعیت طالبان و حمایت از این گروه «کانون مدافعان حقوق بشر» ایران ضمن صدور بیانیهای در خصوص شرایط اعطاء جایزه این کانون در سال ۱۳۹۳ به این شخصیت مذهبی اهل تسنن در سیستان و بلوچستان به نکاتی اشاره کرد.
🔹در این بیانیه آمده است: «کانون مدافعان حقوق بشر در شرایطی جایزه سالانه خود را به آقای مولوی عبدالحمید تقدیم کرد که ایشان به عنوان میانجی برای نجات جان سربازان هموطنمان نقش مثبت و بینظیری ایفا نمودند. این اقدام شجاعانه در کنار ایفای نقش ایشان به عنوان فرد طرفدار صلح و آشتی در حل اختلافات و مناقشات درونی آن منطقه و همچنین پافشاری و باور ایشان برای تحقق حقوق قومیتها و برابری آنها با سایر شهروندان کشور، نظر مثبت اعضای کانون را جلب نمود
جان آگه با #فرهیختگان
پيام خداحافظى ظريف در مقام وزير امور خارجه
.
🔸خدانگهدار
🔹ای رستخیز ناگهان، وی رحمت بیمنتها ای آتشی افروخته بر بیشه اندیشهها
سلام بر مردم دلاور ایران،
در این واپسین روزهای خدمت در کسوت وزیر امور خارجه، از همه شما مردم خوب ایران، برای بزرگواریها و بنده نوازیهای سخاوتمندانهتان سپاسگزاری میکنم. و همزمان برای تمامی نارساییها و کاستیها پوزش میخواهم و درخواست گذشت و حلالیت دارم.
حتماً در 8 سال گذشته به همه اهداف خود در سیاست خارجی نرسیدیم. تاریخ، هم در مورد ارزش دستاوردهای ما و هم در مورد علل ناکامیهای ما قضاوت خواهد کرد. ولی همیشه در حد توان همراه با همکاران خوب و لایقم کوشیدیم سیاست خارجی موجب ارتقای آرامش، سلامتی و رفاه مردم باشد و از حقوق ملت، اقتصاد ملی و توسعه کشور پاسداری نماید.
کوشیدیم نقشی ولو اندک در حل مشکلات ایفا کنیم. و آرزو داشتیم لبخند بر لبانتان بنشانیم و جلوه غرور ملی را در وجودتان ببینیم.
میدانم که پارهای از کارهایم را نپسندیدید:
گروهی از راه رفتنم با آقای کری رنجیدید و جمعی از استقبال و بدرقهام از نمایندگان طالبان.
گروهی از برجام به خروش آمدید و جمعی از کنوانسیون خزر و توافق 25 ساله.
میدانم که برخی از حرفهایم برای گروههایی از شما گران آمده است:
جمعی زبان تیزم در برابر قدرتهای جهانی را تندروی دانستید و گروهی اعلام آمادگیام برای مذاکره را وادادگی.
گروهی از این که گفتم «خودمان انتخاب کردیم» بر آشفتید و جمعی از انتقال صادقانه تجربیات و یافتههایم – آن هم در یک مصاحبه محرمانه برای کارگزاران آینده – خشمگین شدید.
بسیاری از شما سکوت و یا توجیه برخی سیاستها و رفتارها –که خود نیز نسبت به برخی از آنها منتقد بودهام – را نپسندیدید و حتی برخی حمل بر منفعت طلبی و تلاش برای حفظ موقعیت کردید.
در مقابل برخی دیگر بیان ملایمم برای توجیه همان سیاستها را غیرانقلابی و حتی بازی در زمین دشمن خواندید.
مرا ببخشید ولی برای پاسداری از منافع ملی، همیشه نمیتوانستم آن گونه که دوست داشتم سخن بگویم و حتی از عملکرد خود دفاع کنم. و شهادت میدهم در 4 دهه خدمت در سیاست خارجی جز منافع مردم این مرز و بوم هیچ معیار و سنجهای نداشتم. اکنون نیز برآنم که در دانشگاه تهران در حوزه دیگری همین وظیفه را ادامه دهم.
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم برآن سریم
خداوند بزرگ همواره یار و نگهدار همه شما و ایران عزیر و ایرانیان سرفراز باشد.
محمد جواد ظریف
۳۱مرداد۱۴۰۰
جان آگه با #فرهیختگان
.
🔸خدانگهدار
🔹ای رستخیز ناگهان، وی رحمت بیمنتها ای آتشی افروخته بر بیشه اندیشهها
سلام بر مردم دلاور ایران،
در این واپسین روزهای خدمت در کسوت وزیر امور خارجه، از همه شما مردم خوب ایران، برای بزرگواریها و بنده نوازیهای سخاوتمندانهتان سپاسگزاری میکنم. و همزمان برای تمامی نارساییها و کاستیها پوزش میخواهم و درخواست گذشت و حلالیت دارم.
حتماً در 8 سال گذشته به همه اهداف خود در سیاست خارجی نرسیدیم. تاریخ، هم در مورد ارزش دستاوردهای ما و هم در مورد علل ناکامیهای ما قضاوت خواهد کرد. ولی همیشه در حد توان همراه با همکاران خوب و لایقم کوشیدیم سیاست خارجی موجب ارتقای آرامش، سلامتی و رفاه مردم باشد و از حقوق ملت، اقتصاد ملی و توسعه کشور پاسداری نماید.
کوشیدیم نقشی ولو اندک در حل مشکلات ایفا کنیم. و آرزو داشتیم لبخند بر لبانتان بنشانیم و جلوه غرور ملی را در وجودتان ببینیم.
میدانم که پارهای از کارهایم را نپسندیدید:
گروهی از راه رفتنم با آقای کری رنجیدید و جمعی از استقبال و بدرقهام از نمایندگان طالبان.
گروهی از برجام به خروش آمدید و جمعی از کنوانسیون خزر و توافق 25 ساله.
میدانم که برخی از حرفهایم برای گروههایی از شما گران آمده است:
جمعی زبان تیزم در برابر قدرتهای جهانی را تندروی دانستید و گروهی اعلام آمادگیام برای مذاکره را وادادگی.
گروهی از این که گفتم «خودمان انتخاب کردیم» بر آشفتید و جمعی از انتقال صادقانه تجربیات و یافتههایم – آن هم در یک مصاحبه محرمانه برای کارگزاران آینده – خشمگین شدید.
بسیاری از شما سکوت و یا توجیه برخی سیاستها و رفتارها –که خود نیز نسبت به برخی از آنها منتقد بودهام – را نپسندیدید و حتی برخی حمل بر منفعت طلبی و تلاش برای حفظ موقعیت کردید.
در مقابل برخی دیگر بیان ملایمم برای توجیه همان سیاستها را غیرانقلابی و حتی بازی در زمین دشمن خواندید.
مرا ببخشید ولی برای پاسداری از منافع ملی، همیشه نمیتوانستم آن گونه که دوست داشتم سخن بگویم و حتی از عملکرد خود دفاع کنم. و شهادت میدهم در 4 دهه خدمت در سیاست خارجی جز منافع مردم این مرز و بوم هیچ معیار و سنجهای نداشتم. اکنون نیز برآنم که در دانشگاه تهران در حوزه دیگری همین وظیفه را ادامه دهم.
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم برآن سریم
خداوند بزرگ همواره یار و نگهدار همه شما و ایران عزیر و ایرانیان سرفراز باشد.
محمد جواد ظریف
۳۱مرداد۱۴۰۰
جان آگه با #فرهیختگان
شعری از عبدالجبار کاکایی در وصف همسایگان نورسیده یا همان "جنبش اصیل" مورد علاقه حاکمان تهران
#فرهیختگان
#فرهیختگان
دوستانی دارم که هفت روز شده در میدان هوایی کابل منتظرند تا از افغانستان خارج شوند. بدون کمپل و کالا و نان و آب کافی. رفقای بیشتری در شهر منتظرند — در خانههایی پنهان شدهاند. بعضی ویزا دارند اما راهی برای برآمدن از خانه و رفتن به فرودگاه نیست. فامیلهایی بودهاند که ساعتها پیش میدان هوایی منتظر ماندند اما دست آخر تصمیم گرفتند برگردند. اطفالی که به بغل داشتند تحمل فشار جمعیت و مرمی طالبان را نداشت. اولویت برای خارجیها با کسانیست که با دولتهای غربی/اتحادیهی اروپا/مؤسسات بینالمللی کار کردهباشند. معلوم نیست تکلیف نویسندگان و شاعران و فعالان مدنی مستقلی که به هیچ دولت خارجی وصل نبودهاند چه میشود. تکلیف شهروندانی که حتی پاسپورت ندارند اما با آمدن طالبان نمیتوانند آزادانه در شهر رفتوآمد کنند چه. اولویت با کسانیست که انگلیسی و آلمانی و فرانسوی حرف بزنند. که روابطشان با سفارتخانهها خوب بودهباشد. که در مهمانی خارجیها شرکت کردهباشند. خدای من! اینجا هم توزیع امتیاز وابسته به روابط و طبقه و زبان و نسب فامیلی و حتی قومیست. طالبان به خانههای بعضی روزنامهنگاران و هنرمندان رفته. در بامیان موترهای مردم را از خانههاشان دزدیده. در غور و هرات آدمهایی بازداشت شدهاند. خانمها را نماندهاند در کابل سر کار بروند. پیام رسیده از محصل سالهای دور. از نگهبان خوشبرخورد یکی از دانشگاهها. از پسر توانایی که در رستورانت کار میکرد. از دختر هوشیاری که در مؤسسهای باهم بودیم. همه دنبال راهی میگردند که برآیند. آدم حتما شرمنده میشود وقتی کار مؤثری نمیتواند انجام دهد. حتما شرمنده میشود آدم که توانش برای کمک به اویی که در کابل و بامیان مانده کم است. دولتهای غربی میخواهند با خروج چند هزار افغانستانی از شانههای خود رفع تکلیف کنند. همین دولتها اما مسئول به وجود آمدنِ وضعیتاند. دولت فاسدی که در کابل بود مسئول این وضعیت است. چند روز پیش در استانبول دو تا از نفرهای ارگ را اتفاقی در جمعی دیدم. همان تبختر و نگاه بالا-به-پایین به مردم در وجودشان بود. همان غرور و ناآگاهیشان از وضع مردمِ کوچه و خیابان. آدمهای دو پاسپورته و ناراست با معاشهای بیستهزار دالری. مردم را تنها گذاشتند و مملکت را دو دستی به طالبان دادند و گریختند. مردم را تنها ماندند و گریختند آن دروغگوها.
اگر چیزی از خشم و ناامیدی و استیصال و غم در این یادداشتهای کوتاه هست، بازتاب کمنوریست از آنچه بر روانِ مردم افغانستان میگذرد این روزها. ما به میانجی رسانه و شبکههای اجتماعی شاهد آن وضعیتایم. او که در خانهای در کابل پنهان شده تجربهی هولناکتری دارد . . . و میدانم که از جهان درونم دور شدهام و فاصله گرفتم دوباره از چیزهایی. قرار بود دیگر از افغانستان ننویسم. بر عهدم نماندهام انگار. شرایط پیشبینیناپذیری پیش آمده. اما میگذرند این روزها هم. مثل هر چیز دیگری در جهان آدمیزادی. که جهان در گذر است و ریسمانی برای چنگ زدن نیست.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/642
علی عبدی
جان آگه با #فرهیختگان
اگر چیزی از خشم و ناامیدی و استیصال و غم در این یادداشتهای کوتاه هست، بازتاب کمنوریست از آنچه بر روانِ مردم افغانستان میگذرد این روزها. ما به میانجی رسانه و شبکههای اجتماعی شاهد آن وضعیتایم. او که در خانهای در کابل پنهان شده تجربهی هولناکتری دارد . . . و میدانم که از جهان درونم دور شدهام و فاصله گرفتم دوباره از چیزهایی. قرار بود دیگر از افغانستان ننویسم. بر عهدم نماندهام انگار. شرایط پیشبینیناپذیری پیش آمده. اما میگذرند این روزها هم. مثل هر چیز دیگری در جهان آدمیزادی. که جهان در گذر است و ریسمانی برای چنگ زدن نیست.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/642
علی عبدی
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
آرشیو
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«پریود»
گزارشی از مشکلات زنان عشایر و روستایی و شهری لُر
در این فیلم کوتاه که توسط «گروهی از فعالین زن لُر زاگرسْنشین» تهیه شده است، به مواجههی زنان عشایر و روستایی و شهری لُر، با مشکلات و باورهای غلطی که در ارتباط با پریود زنان وجود دارد پرداخته شده است.
علاقمندان به همکاری با «گروهی از فعالین زن لُر زاگرسنشین» میتوانند از طریق تماس با «وانو»، در پروژههای مطالعاتی، هنری و اجرایی بعدی این گروه از زنان فعال لُر مشارکت و همکاری کنند. سپاس از تمام افرادی که در تهیهی این ویدئو همکاری کردهاند.
📲راههای تماس با وانو:
vaanou.lur@gmail.com
Instagram.com/Vaanou.team
@TamasBaAdminn
@vaanou
جان آگه با #فرهیختگان
گزارشی از مشکلات زنان عشایر و روستایی و شهری لُر
در این فیلم کوتاه که توسط «گروهی از فعالین زن لُر زاگرسْنشین» تهیه شده است، به مواجههی زنان عشایر و روستایی و شهری لُر، با مشکلات و باورهای غلطی که در ارتباط با پریود زنان وجود دارد پرداخته شده است.
علاقمندان به همکاری با «گروهی از فعالین زن لُر زاگرسنشین» میتوانند از طریق تماس با «وانو»، در پروژههای مطالعاتی، هنری و اجرایی بعدی این گروه از زنان فعال لُر مشارکت و همکاری کنند. سپاس از تمام افرادی که در تهیهی این ویدئو همکاری کردهاند.
📲راههای تماس با وانو:
vaanou.lur@gmail.com
Instagram.com/Vaanou.team
@TamasBaAdminn
@vaanou
جان آگه با #فرهیختگان
توهم و فریب بزرگ تغییر طالبان
این روزها طالبان در افغانستان، ضمن استقرار کامل و تحکیم حاکمیت مطلق مذهبی و سیاسی خود، همراه با اعلام عفو عمومی موقتی، در باغ سبز هم نشان میدهد و گاه در گفتگو با برخی رجال سیاسی پیشین افغانستان و یا جامعه جهانی از تشکیل «دولت ملی فراگیر» یعنی دولتی متشکل از تمامی اقوام یاد میکند و در ارتباط با سیاست داخلی نیز وعدههای ظاهرا مقبولی میدهد و از جمله میگوید فعالیت زنان هست و حقوق آنان تأمین است و یا رسانهها مورد تأیید است ولی بلافاصله میافزاید تمامی اینها در چهارچوب شریعت است و مشروط به رعایت با احکام شریعت باشد.
هرچند همه چیز کم و بیش آشکار است و ماهیت این گروه فاسد و جانی و تباه بر همگان روشن است ولی در این میان افرادی و یا نهادهای محدودی در داخل و خارج از افغانستان نسبت به این سخنان و وعدهها با خوشبینی نگریسته و حداقل منتظرند که چه خواهد شد و طالبان تا کجا به وعدهها عمل خواهند کرد. به ویژه کم نیستند کسانی که میپندارند طالبان تغییر کرده و این بار به گونهای متفاوت عمل خواهند کرد.
واقعیت این است که اگر در جهان غیر افغانی و به طور کلی در جهان غیر خاورمیانهای و یا حتی برخی سیاستمداران افغانی به دلایلی با احتیاط سخن بگویند و به طور غیر مستقیم طالبان حاکم را به چالش بکشند، قابل فهم است و چندان دور از انتظار نیست؛ ولی آیا چنین پنداری در داخل افغانستان و در جهان اسلام و از جمله در ایران قابل تصور و قابل فهم است؟ واقعا برای من یکی مفهوم نیست. دلیلش را نمیفهمم.
هرچند گفتار من تکرار مکررات است ولی اشاره میکنم که طالبان از روز اول و دوم، عنوان رسمی نظام مطلوب خود را «امارت اسلامی افغانستان» اعلام کرده و سربرگهای اداری خود را نیز منتشر کرده است و اجرای مقررات مذهبی خود را هم با شتاب آغاز کرده است. در این صورت، گفتن ندارد که دیگر عناوینی مانند جمهوری، دموکراسی، حق حاکمیت ملت، حقوق بشر الزامات آنها بلاموضوع است. در این وضعیت، پرسیدنی است که جهان و یا سیاستمداران این کشور منتظر چه هستند و قرار است در باره چه موضوعی گفتگو کنند؟ روشن است که طالبان برآنند تا زمان بخرند و با اندکی تعدیل در گفتار و رفتار آن هم در شهرهای بزرگ نظر مساعد جامعه جهانی را برای اخذ مشروعیت سیاسی و همکاری در آینده جلب کنند و بعد به راه خود ادامه دهند.
واقعیت این است که، اگر قرار بر گفتگو و تفاهم ملی در باره نظام سیاسی آینده می بود، دیگر استفاده از عناوینی چون «امارت اسلامی» اسلامی و انتخاب «امیرالمؤمنین» برای امیر خودخوانده شان و اصرار پیشینی بر اجرای بدون قید شریعت، برای چیست؟ اصولا اگر آنان به گفتگو برای تعیین نظام آینده باور داشتند، می بایست پیش از ورود جبارانه به کابل و برانداختن نظام رسمی و قانونی حاکم چنین می شد. نیز پرسیدنی است که، اگر طالبان تغییر کرده اند، چرا خودکامانه قانون اساسی موجود و حتی پرچم رسمی کشور جرم و قابل تعقیب شمرده می شود؟
نکته دوم در باب توهم تغییر طالبان در باب دعوی اجرای شریعت را به زودی خواهم نوشت.
حسن یوسفی اشکوری
جمعه ٣٠ مرداد ١۴٠٠
جان آگه با #فرهیختگان
این روزها طالبان در افغانستان، ضمن استقرار کامل و تحکیم حاکمیت مطلق مذهبی و سیاسی خود، همراه با اعلام عفو عمومی موقتی، در باغ سبز هم نشان میدهد و گاه در گفتگو با برخی رجال سیاسی پیشین افغانستان و یا جامعه جهانی از تشکیل «دولت ملی فراگیر» یعنی دولتی متشکل از تمامی اقوام یاد میکند و در ارتباط با سیاست داخلی نیز وعدههای ظاهرا مقبولی میدهد و از جمله میگوید فعالیت زنان هست و حقوق آنان تأمین است و یا رسانهها مورد تأیید است ولی بلافاصله میافزاید تمامی اینها در چهارچوب شریعت است و مشروط به رعایت با احکام شریعت باشد.
هرچند همه چیز کم و بیش آشکار است و ماهیت این گروه فاسد و جانی و تباه بر همگان روشن است ولی در این میان افرادی و یا نهادهای محدودی در داخل و خارج از افغانستان نسبت به این سخنان و وعدهها با خوشبینی نگریسته و حداقل منتظرند که چه خواهد شد و طالبان تا کجا به وعدهها عمل خواهند کرد. به ویژه کم نیستند کسانی که میپندارند طالبان تغییر کرده و این بار به گونهای متفاوت عمل خواهند کرد.
واقعیت این است که اگر در جهان غیر افغانی و به طور کلی در جهان غیر خاورمیانهای و یا حتی برخی سیاستمداران افغانی به دلایلی با احتیاط سخن بگویند و به طور غیر مستقیم طالبان حاکم را به چالش بکشند، قابل فهم است و چندان دور از انتظار نیست؛ ولی آیا چنین پنداری در داخل افغانستان و در جهان اسلام و از جمله در ایران قابل تصور و قابل فهم است؟ واقعا برای من یکی مفهوم نیست. دلیلش را نمیفهمم.
هرچند گفتار من تکرار مکررات است ولی اشاره میکنم که طالبان از روز اول و دوم، عنوان رسمی نظام مطلوب خود را «امارت اسلامی افغانستان» اعلام کرده و سربرگهای اداری خود را نیز منتشر کرده است و اجرای مقررات مذهبی خود را هم با شتاب آغاز کرده است. در این صورت، گفتن ندارد که دیگر عناوینی مانند جمهوری، دموکراسی، حق حاکمیت ملت، حقوق بشر الزامات آنها بلاموضوع است. در این وضعیت، پرسیدنی است که جهان و یا سیاستمداران این کشور منتظر چه هستند و قرار است در باره چه موضوعی گفتگو کنند؟ روشن است که طالبان برآنند تا زمان بخرند و با اندکی تعدیل در گفتار و رفتار آن هم در شهرهای بزرگ نظر مساعد جامعه جهانی را برای اخذ مشروعیت سیاسی و همکاری در آینده جلب کنند و بعد به راه خود ادامه دهند.
واقعیت این است که، اگر قرار بر گفتگو و تفاهم ملی در باره نظام سیاسی آینده می بود، دیگر استفاده از عناوینی چون «امارت اسلامی» اسلامی و انتخاب «امیرالمؤمنین» برای امیر خودخوانده شان و اصرار پیشینی بر اجرای بدون قید شریعت، برای چیست؟ اصولا اگر آنان به گفتگو برای تعیین نظام آینده باور داشتند، می بایست پیش از ورود جبارانه به کابل و برانداختن نظام رسمی و قانونی حاکم چنین می شد. نیز پرسیدنی است که، اگر طالبان تغییر کرده اند، چرا خودکامانه قانون اساسی موجود و حتی پرچم رسمی کشور جرم و قابل تعقیب شمرده می شود؟
نکته دوم در باب توهم تغییر طالبان در باب دعوی اجرای شریعت را به زودی خواهم نوشت.
حسن یوسفی اشکوری
جمعه ٣٠ مرداد ١۴٠٠
جان آگه با #فرهیختگان
حسینبنعلی در برابر فساد سیستماتیک
🔻دولت صدر اسلام به نوعی یک دولت رانتی است، رانت مبتنی بر غنیمت به این معنی که پول زیادی دست دولت است و بنابراین همه چیز سرنوشت جامعه وارد کف باکفایت یا بی کفایت دولتمردان می شود و به همین دلیل در چنین جامعه ای ما شاهد یکه تازی دولت هستیم، دولت ها در چنین جامعه ای تمامیت خواه می شوند و سرنوشت کلیت جامعه را در دست می گیرند، نه تنها قدرت اقتصادی دستشان است، یعنی به جای اینکه سیاست منطق اقتصاد پیدا کند، اقتصاد منطق سیاست پیدا می کند و دولت با پولی که دستش هست، دین، فرهنگ و نظام آموزش و پرورش، افکار عمومی و رسانه ها را کنترل می کند و در چنین شرایطی یکی اختناق برای آزادی خواهان و فرصت طلبی برای فرصت طلبان رخ می دهد و لذا جامعه را به دو بخش معترضان و بهره مندان از وضعیت موجود تقسیم می کند.
🔻با نگاهی به جامعه عرب قبل از اسلام، مشاهده می کنیم که هنوز دولت به معنای علمی امروز آن شکل نگرفته است و آنچه وجود دارد دولت- شهر، ادامه سنت یونانی – رومی است که از طریق شام به مکه سرازیر شده و در حال ورود به مدینه هم هست. از درون این سنت تاریخی ما با دو الگوی کوچک حکمرانی مکه با سنت اشرافی و الگوی مدینه با سنت شورایی روبرو هستیم؛ وقتی پیامبر اسلام وارد مدینه می شود، سنت مدنی را انتخاب می کند و حکومت را به سمت سلسله قراردادها کشانده و یک رگه شورایی به حکومت می دهد اما از بعد از پیامبر کم کم شاهد ادغام سنت مدینه با مکه و به تدریج غلبه سنت مکه بر تمدن اسلامی هستیم.
🔻ابن خلدون در مقدمه خود می گوید: «اگر مناقشه بین بنی هاشم و بنی امیه شکل بگیرد چون پتانسیل قدرت بنی امیه بالاست، سرانجام، بنی امیه، قدرت را خواهد برد». یعنی خلافت، ظاهر مبتنی بر بیعت پیدا می کند اما باطنی در درون اشرافیت در حال ساخت است و به تدریج ابن خلدون توضیح می دهد که چنین خلافتی در سه مرحله قابل انتقال به سلطنت است. ابتدا کمی دموکراتیک است، سپس ظاهر دموکراتیک پیدا می کند و سرانجام بعد از ۴۰ سال به شدت و سرعت به سلطنت می غلتد و عناصر خود را نشان می دهد.
🔻سال ۱۵ هجرت برای تاریخ ایران و شام سال مهمی است چون در این دوره، قادسیه در حال شکل گیری است و به پایانش می رسد و امپراطوری ثروتمند ایران و بلافاصله روم در هم می شکند و تمام ثروت آن وارد مدینه می شود و به این ترتیب سیستمی با توجه به ورود این ثروت به خزانه دولت، پدیده ای به نام رانت وارد مدینه می شود. تا سال ۱۳ هجرت، اگر غنیمتی هم بود به صورت مساوی تقسیم می شد، نویسنده ای به نام الکان دهلوی در کتاب حیات الصحابه توضیح دقیقی از این دگردیسی و تحولات داده است و می گوید وقتی خلیفه اول می خواست بیت المال را تقسیم کند می گفت برای من مجاهد و غیر مجاهد تفاوتی ندارد، فضل و امتیاز و ثواب آنها نزد خداوند است، این پول برای شکم آنهاست، فرقی ندارد مجاهد باشد یا قائد.
🔻خلیفه دوم در سال ۱۵ هجرت فرمولی را برای توزیع غنائم تعریف کرد که این فرمول تا آخر بنی امیه باقی بود و آغاز فساد دولت اسلامی بود، فرمول از این قرار بود که سهم هر شهروند یا مسلمان مساوی با میزان نزدیکی نسبی به پیامبر، ضرب در سبقت در اسلام می شود. عمر خلیفه دوم مساله را فهمیده بود و بنابراین گفت حق تبدیل ثروت به سرمایه را ندارید اما می توانید از ثروت استفاده کنید جالب این که فرزندان اینها به فساد افتادند. در مقابل، خلیفه سوم، خصوصی سازی را آغاز کرد و سکه را تبدیل به زمین های زراعی کرد و تمام انفال کم کم به صحابه فروخته شد.
🔻در این شرایط گسست ساختاری بین دولت و جامعه به وجود می آید و دولت به شدت امنیتی می شود و تلاش می کند خود را حفظ کند و برای حفظ خود ازهیچ اقدام خشنی پرهیز نمی کند. در این شرایط از لحاظ روانشناسی اجتماعی، در مدینه و مکه و جاهای دیگر، یک دوگانگی شکل گرفت، یعنی مردم مدینه و مکه و شام غرق ثروت هستند و جاهای دیگر دارد تبدیل به جوامع فرسوده می شود و در آن ها نوعی احساس پوچی شکل می گیرد.
🔻جامعه ای که دچار ظلم ساختاری و فساد سیستماتیک شد و مصلحان در آن جامعه، صدایشان، خفه شد، آن جامعه به صورت اتوماتیک در چرخه ویرانی افتاده و در حرکت است و هیچ کسی، ترمزی برای آن نمی تواند داشته باشد. امام حسین می بیند که جامعه در این شیب قرار گرفته است و لذا تلاش هایی را مأیوسانه آغاز می کند.
سخنرانی مرحوم داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ، در دارالزهراء، تهران، ۲۶ شهریور۹۷، شب هشتم محرم
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
🔻دولت صدر اسلام به نوعی یک دولت رانتی است، رانت مبتنی بر غنیمت به این معنی که پول زیادی دست دولت است و بنابراین همه چیز سرنوشت جامعه وارد کف باکفایت یا بی کفایت دولتمردان می شود و به همین دلیل در چنین جامعه ای ما شاهد یکه تازی دولت هستیم، دولت ها در چنین جامعه ای تمامیت خواه می شوند و سرنوشت کلیت جامعه را در دست می گیرند، نه تنها قدرت اقتصادی دستشان است، یعنی به جای اینکه سیاست منطق اقتصاد پیدا کند، اقتصاد منطق سیاست پیدا می کند و دولت با پولی که دستش هست، دین، فرهنگ و نظام آموزش و پرورش، افکار عمومی و رسانه ها را کنترل می کند و در چنین شرایطی یکی اختناق برای آزادی خواهان و فرصت طلبی برای فرصت طلبان رخ می دهد و لذا جامعه را به دو بخش معترضان و بهره مندان از وضعیت موجود تقسیم می کند.
🔻با نگاهی به جامعه عرب قبل از اسلام، مشاهده می کنیم که هنوز دولت به معنای علمی امروز آن شکل نگرفته است و آنچه وجود دارد دولت- شهر، ادامه سنت یونانی – رومی است که از طریق شام به مکه سرازیر شده و در حال ورود به مدینه هم هست. از درون این سنت تاریخی ما با دو الگوی کوچک حکمرانی مکه با سنت اشرافی و الگوی مدینه با سنت شورایی روبرو هستیم؛ وقتی پیامبر اسلام وارد مدینه می شود، سنت مدنی را انتخاب می کند و حکومت را به سمت سلسله قراردادها کشانده و یک رگه شورایی به حکومت می دهد اما از بعد از پیامبر کم کم شاهد ادغام سنت مدینه با مکه و به تدریج غلبه سنت مکه بر تمدن اسلامی هستیم.
🔻ابن خلدون در مقدمه خود می گوید: «اگر مناقشه بین بنی هاشم و بنی امیه شکل بگیرد چون پتانسیل قدرت بنی امیه بالاست، سرانجام، بنی امیه، قدرت را خواهد برد». یعنی خلافت، ظاهر مبتنی بر بیعت پیدا می کند اما باطنی در درون اشرافیت در حال ساخت است و به تدریج ابن خلدون توضیح می دهد که چنین خلافتی در سه مرحله قابل انتقال به سلطنت است. ابتدا کمی دموکراتیک است، سپس ظاهر دموکراتیک پیدا می کند و سرانجام بعد از ۴۰ سال به شدت و سرعت به سلطنت می غلتد و عناصر خود را نشان می دهد.
🔻سال ۱۵ هجرت برای تاریخ ایران و شام سال مهمی است چون در این دوره، قادسیه در حال شکل گیری است و به پایانش می رسد و امپراطوری ثروتمند ایران و بلافاصله روم در هم می شکند و تمام ثروت آن وارد مدینه می شود و به این ترتیب سیستمی با توجه به ورود این ثروت به خزانه دولت، پدیده ای به نام رانت وارد مدینه می شود. تا سال ۱۳ هجرت، اگر غنیمتی هم بود به صورت مساوی تقسیم می شد، نویسنده ای به نام الکان دهلوی در کتاب حیات الصحابه توضیح دقیقی از این دگردیسی و تحولات داده است و می گوید وقتی خلیفه اول می خواست بیت المال را تقسیم کند می گفت برای من مجاهد و غیر مجاهد تفاوتی ندارد، فضل و امتیاز و ثواب آنها نزد خداوند است، این پول برای شکم آنهاست، فرقی ندارد مجاهد باشد یا قائد.
🔻خلیفه دوم در سال ۱۵ هجرت فرمولی را برای توزیع غنائم تعریف کرد که این فرمول تا آخر بنی امیه باقی بود و آغاز فساد دولت اسلامی بود، فرمول از این قرار بود که سهم هر شهروند یا مسلمان مساوی با میزان نزدیکی نسبی به پیامبر، ضرب در سبقت در اسلام می شود. عمر خلیفه دوم مساله را فهمیده بود و بنابراین گفت حق تبدیل ثروت به سرمایه را ندارید اما می توانید از ثروت استفاده کنید جالب این که فرزندان اینها به فساد افتادند. در مقابل، خلیفه سوم، خصوصی سازی را آغاز کرد و سکه را تبدیل به زمین های زراعی کرد و تمام انفال کم کم به صحابه فروخته شد.
🔻در این شرایط گسست ساختاری بین دولت و جامعه به وجود می آید و دولت به شدت امنیتی می شود و تلاش می کند خود را حفظ کند و برای حفظ خود ازهیچ اقدام خشنی پرهیز نمی کند. در این شرایط از لحاظ روانشناسی اجتماعی، در مدینه و مکه و جاهای دیگر، یک دوگانگی شکل گرفت، یعنی مردم مدینه و مکه و شام غرق ثروت هستند و جاهای دیگر دارد تبدیل به جوامع فرسوده می شود و در آن ها نوعی احساس پوچی شکل می گیرد.
🔻جامعه ای که دچار ظلم ساختاری و فساد سیستماتیک شد و مصلحان در آن جامعه، صدایشان، خفه شد، آن جامعه به صورت اتوماتیک در چرخه ویرانی افتاده و در حرکت است و هیچ کسی، ترمزی برای آن نمی تواند داشته باشد. امام حسین می بیند که جامعه در این شیب قرار گرفته است و لذا تلاش هایی را مأیوسانه آغاز می کند.
سخنرانی مرحوم داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ، در دارالزهراء، تهران، ۲۶ شهریور۹۷، شب هشتم محرم
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
خدا فراموش نمی کند
در برخورد با افراد باید هر کس را به قرقگاه خود ببریم تا او گمان کند که ما فقط با او اینقدر صمیمانه رفتار میکنیم، این مهم است چون هر کس یک امنیت خاطر پیدا میکند. با تمام اشتغالاتی که داریم باید چنان رفتار کنیم که هر کس گمان کند ما فقط به او اختصاص داریم. این پشتگرمی دادن سبب عنایت خاص خدای متعال میشود. خداوند میفرماید: «محبوبترین شما نزد من، محبوبترین فرد یا نافعترین شما در میان مردم است» و این نشان میدهد که خدا این دوستی در حق انسانهای دیگر را فراموش نمیکند.
مصطفی ملكيان
رويكرد وجودی به نهج البلاغه
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
در برخورد با افراد باید هر کس را به قرقگاه خود ببریم تا او گمان کند که ما فقط با او اینقدر صمیمانه رفتار میکنیم، این مهم است چون هر کس یک امنیت خاطر پیدا میکند. با تمام اشتغالاتی که داریم باید چنان رفتار کنیم که هر کس گمان کند ما فقط به او اختصاص داریم. این پشتگرمی دادن سبب عنایت خاص خدای متعال میشود. خداوند میفرماید: «محبوبترین شما نزد من، محبوبترین فرد یا نافعترین شما در میان مردم است» و این نشان میدهد که خدا این دوستی در حق انسانهای دیگر را فراموش نمیکند.
مصطفی ملكيان
رويكرد وجودی به نهج البلاغه
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
آقای وزیر پیشنهادی ارشاد
جنابعالی از سینما چه میدانی؟
کیومرث پور احمد کارگردان و فیلمنامه نویس با سابقه سینما با انتشار متنی در صفحه شخصی اش خطاب به وزیر پیشنهادی ارشاد نوشت:
آقای وزیر پیشنهادی ارشاد! تا به حال چندتا فیلم دیده ای که درصد بی حیایی زن ها را تشخیص داده ای؟چندتا کتاب خوانده اي؟و چه کتاب هايي؟ چند نمایش برصحنه ديده اي؟ چندکنسرت رفته اي؟ به چند نمایشگاه نقاشی و عکاسی رفته اي؟ بعید میدانم هوشنگ سیحون و ذکاء الملک را بشناسی! جنابعالی ازخانۀ سینماچه می دانی !؟ فرموده ای مرکز بحران، خانۀ موسیقی است!
اسم مرتضا حنانه و حشمت سنجری و هرمز فرهت و امین الله حسین تا به حال به گوشَت خورده؟ آقای وزیر پیشنهادی ارشاد، امثال شما (مثل جواد شمقدری) با احساس خدایی میآئید و میروید و بارِ بدنامی تا همیشه سربارتان است. ولی ما که خالق هنر هستیم بعد از مرگ هم زندهایم به خوشنامی!
سیف فرغانی میفرماید : آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست ـ گَردِ سم خران شما نیز بگذرد.
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
جنابعالی از سینما چه میدانی؟
کیومرث پور احمد کارگردان و فیلمنامه نویس با سابقه سینما با انتشار متنی در صفحه شخصی اش خطاب به وزیر پیشنهادی ارشاد نوشت:
آقای وزیر پیشنهادی ارشاد! تا به حال چندتا فیلم دیده ای که درصد بی حیایی زن ها را تشخیص داده ای؟چندتا کتاب خوانده اي؟و چه کتاب هايي؟ چند نمایش برصحنه ديده اي؟ چندکنسرت رفته اي؟ به چند نمایشگاه نقاشی و عکاسی رفته اي؟ بعید میدانم هوشنگ سیحون و ذکاء الملک را بشناسی! جنابعالی ازخانۀ سینماچه می دانی !؟ فرموده ای مرکز بحران، خانۀ موسیقی است!
اسم مرتضا حنانه و حشمت سنجری و هرمز فرهت و امین الله حسین تا به حال به گوشَت خورده؟ آقای وزیر پیشنهادی ارشاد، امثال شما (مثل جواد شمقدری) با احساس خدایی میآئید و میروید و بارِ بدنامی تا همیشه سربارتان است. ولی ما که خالق هنر هستیم بعد از مرگ هم زندهایم به خوشنامی!
سیف فرغانی میفرماید : آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست ـ گَردِ سم خران شما نیز بگذرد.
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی