فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
از طالبان افغانستان تا طالبان ایران

مجتبی نجفی

✅ در حالی که طالبان افغانستان این کشور را قبضه کرده، طالبان ایران در حال رای گرفتن از مجلسی است که با نظارت استصوابی نماینده اقلیتی از مردم شده است. طالبان در کل افغانستان جولان میدهد و طالبان ایرانی در ساخت قدرت؛ چرا که طالبان ایرانی به رغم سیاست حامی پروری، اکثریتی مخالف دارد که سیاست های او را در بسیاری از حوزه ها از جمله سبک زندگی برنتافته است.

✅ طالبان ایرانی در جبهه های مختلفی از اکثریت مخالف شکست خورده اند. نه توانسته اند چادر، لباس ایدئولوژیک نظام سیاسی را به کل زنان تحمیل کنند نه نتوانسته اند به سیاست ممنوعیت ویدیو و ماهواره ادامه دهند. سیاست فیلترینگ اینترنت شکست خورد و سیاست نابودی اینترنت هم دیر یا زود شکست خواهد خورد.

✅ طالبان ایرانی جامعه یکدست میخواهد و مشکلش اینجاست که جامعه ایران متکثر است و یکدستی را نمی پذیرد. در نتیجه بیهوده با مردم در جنگ است. سرانجام این جنگ شکست است اما با هزینه بالا به کشور.

✅ طالبان افغانستان در این کشور واقعیت است. بخشی از افکار عمومی را همراه دارد. اما صعود دوباره اش به قدرت ما حصل یک توافق بین المللی بین قدرتهای جهانی و منطقه ای بوده و با روکش طالبان میانه رو به میدان بازی آمده و پیش بینی من این است این روکش چند صباحی بیشتر باقی نخواهد ماند و دمار از روزگار مردم افغانستان به خصوص هزاره ها و تاجیک ها و بسیاری فارسی زبانان در خواهد آورد.

✅ اما سیطره کامل طالبان ایرانی بر قدرت که همتای افغانستانی اش را به گرمی در آغوش کشیده ما حصل فساد اصلاح طلبان است همچنانکه طالبان افغانستانی محصول فساد دولت غنی و همه جنگجویانی است که غرق در مناسبات فساد شدند.

✅ قصد مقایسه دو طالبان در دو کانتکست متفاوت نیست اما روی کارآمدن یکی در افغانستان و یکدست سازی طالب ایرانی بر نهاد قدرت تا حدودی محصول عملکرد دولتها و احزاب اصلاح طلب فاسدشان هستند. اشرف غنی فاسد، افغانستان را در سینی تحویل طالبان داد و روحانی بزدل امید مردم را برای تغییر با میدان دادن به واعظی ها و نمکی ها و لشکر وزرای چاپلوس به باد داد.

✅ طالبان افعانستان در بی تفاوتی مردم خسته از فساد دولتی ها بدون مقاومت شهر به شهر را به آسانی تسخیر کردند و طالبان ایرانی با نظارت استصوابی از طریق حذف مهندسی شده رقبا پاستور و پارلمان را فتح کردند. اما اینکه گمان کنید مهندسی انتخابات تنها عامل برآمدن طالبان ایرانی در ساختار قوه مجریه بوده سخت در اشتباهید. فساد دولت روحانی و جریان اصلاح طلب، دولت و مجلس نیم بند و شورا را در سینی تقدیم جریان رقیب کرد.

✅ پیش از نظارت استصوابی شکست اصلاح طلبان محرز بود چرا که مردم از شبکه ای از روابط رانتی خسته شده بودند. از حضور خبرنگارها در هیات مدیره های تخصصی، از تقسیم پست و امتیاز بین حلقه دوستان، از آسه برو آسه بیا و فقدان مقاومت، از ندادن بیلان های کاری، از حضور سفلگان در مقام های مختلف، از اینکه "نمی شود و نمی توانیم" و" زور طرف زیاد" است خسته شده بودند. مردم از اینکه بسیاری احزاب اصلاح طلب به دلیل آلودگی به فساد با برنامه ریزی نیروهای امنیتی توان پیشبرد مطالباتشان را نداشتند خسته شده بودند.

✅ از جولان ژن های خوب بخصوص فرزند آن سردار سکوت که قرار بود رهبری موثر جریان قدرتمند اقلیت مجلس را بر عهده بگیرد به تنگ آمده بودند. برای همین پیش از نظارت استصوابی، بهارستان و پاستور تقدیم طالبان اصیل تحت حمایت رهبری شده بود. مردم اعلام کردند پارادایم " نمی شود نمی توانیم" پایان یافته. اینکه مردم مجبور شوند بین فساد اکبر و اصغر انتخاب کنند پایان‌ یافته.

✅ جولان طالبان در شهرهای افغانستان و طالبان ایران در بهارستان محصول فسادی است که مردم را مایوس میکند. فساد، بدنه حامی را بی حس، خشمگین یا بی تفاوت میکند. حالا اگر اصلاح طلبان به انتظار نشسته اند تا از دل بحرانهای رئیسی دوباره بساط انتخابات را گرم کنند سخت در اشتباهند. چون نه نظام آنها را راه میدهد و نه مردم دل و دماغی برای حمایت از جریانی دارند که گفتمانی،تشکیلاتی و اخلاقی ورشکسته شده.

✅ کسب اقبال مردمی نیازمند احیای سرمایه اجتماعی است و احیای سرمایه اجتماعی هم نیازمند بازنگری رادیکال در روندی است که طی شده. گام اول در این نکته است اصلاح طلبان ورشکستگی خود را در سه بعد اخلاقی، گفتمانی و تشکیلاتی به رسمیت بشناسند و از موضع بالا با مردم برخورد نکنند. هنوز هیچ نشانه ای جز غرور و تبختر از این اعلان صریح و صادقانه ورشکستگی دیده نشده.

جان آگه با #فرهیختگان
باید دید "رهبری مسلمین جهان" به کابل میرسد یا همچنان در تهران می‌ماند !

#فرهیختگان
هموطنان عزیز

هیچ از مراقبت و احتیاط کم نکنید
سفرها و مهمانی ها را صفر کنید
با توصیه‌های ایمنی طنز و مزاح نکنید
فروپاشی روانی جامعه بر اثر تلفات را دستکم نگیرید
خطر مرگ پشت خانه‌های ماست

#فرهیختگان درکنار شماست
کانون مدافعان حقوق بشر خواستار تجدید نظر مولوی عبدالحمید در حمایتش از طالبان شد

این کانون اظهار امیدواری کرده است که مولوی عبدالحمید با تجدیدنظر در عقاید و مواضع اخیرش، نسبت به ایجاد نگرانی‌ها پاسخ مناسبی بدهد

در پی اظهار نظر مولوی عبدالحمید، امام‌جمعه اهل‌ سنت زاهدان، در خصوص مشروعیت طالبان و حمایت از این گروه «کانون مدافعان حقوق بشر» ایران ضمن صدور بیانیه‌ای در خصوص شرایط اعطاء جایزه این کانون در سال ۱۳۹۳ به این شخصیت مذهبی اهل تسنن در سیستان و بلوچستان به نکاتی اشاره کرد.

🔹در این بیانیه آمده است: «کانون مدافعان حقوق بشر در شرایطی جایزه سالانه خود را به آقای مولوی عبدالحمید تقدیم کرد که ایشان به‌ عنوان میانجی برای نجات جان سربازان هم‌وطنمان نقش مثبت و بی‌نظیری ایفا نمودند. این اقدام شجاعانه در کنار ایفای نقش ایشان به‌ عنوان فرد طرفدار صلح و آشتی در حل اختلافات و مناقشات درونی آن منطقه و همچنین پافشاری و باور ایشان برای تحقق حقوق قومیت‌ها و برابری آن‌ها با سایر شهروندان کشور، نظر مثبت اعضای کانون را جلب نمود




جان آگه با #فرهیختگان
پيام خداحافظى ظريف در مقام وزير امور خارجه
.
🔸خدانگهدار

🔹ای رستخیز ناگهان، وی رحمت بی‌منتها ای آتشی افروخته بر بیشه اندیشه‌ها

سلام بر مردم دلاور ایران،

در این واپسین روزهای خدمت در کسوت وزیر امور خارجه، از همه شما مردم خوب ایران، برای بزرگواری‌ها و بنده نوازی‌های‌ سخاوتمندانه‌تان سپاسگزاری می‌کنم. و همزمان برای تمامی نارسایی‌ها و کاستی‌ها پوزش ‌می‌خواهم و درخواست گذشت و حلالیت دارم.

حتماً در 8 سال گذشته به همه اهداف خود در سیاست خارجی نرسیدیم. تاریخ، هم در مورد ارزش دستاوردهای ما و هم در مورد علل ناکامی‌های ما قضاوت خواهد کرد. ولی همیشه در حد توان همراه با همکاران خوب و لایقم کوشیدیم سیاست خارجی موجب ارتقای آرامش، سلامتی و رفاه مردم باشد و از حقوق ملت، اقتصاد ملی و توسعه کشور پاسداری نماید.

کوشیدیم نقشی ولو اندک در حل مشکلات ایفا کنیم. و آرزو داشتیم لبخند بر لبانتان بنشانیم و جلوه غرور ملی را در وجودتان ببینیم.

می‌دانم که پاره‌ای از کارهایم را نپسندیدید:

گروهی از راه رفتنم با آقای کری رنجیدید و جمعی از استقبال و بدرقه‌ام از نمایندگان طالبان.

گروهی از برجام به خروش آمدید و جمعی از کنوانسیون خزر و توافق 25 ساله.

می‌دانم که برخی از حرف‌هایم برای گروه‌هایی از شما گران آمده است:

جمعی زبان تیزم در برابر قدرت‌های جهانی را تندروی دانستید و گروهی اعلام آمادگی‌ام برای مذاکره را وادادگی.

گروهی از این که گفتم «خودمان انتخاب کردیم» بر آشفتید و جمعی از انتقال صادقانه‌ تجربیات و یافته‌هایم – آن هم در یک مصاحبه محرمانه برای کارگزاران آینده – خشمگین شدید.

بسیاری از شما سکوت و یا توجیه برخی سیاست‌ها و رفتارها –که خود نیز نسبت به برخی از آنها منتقد بوده‌ام – را نپسندیدید و حتی برخی حمل بر منفعت طلبی و تلاش برای حفظ موقعیت کردید.

در مقابل برخی دیگر بیان ملایمم برای توجیه همان سیاست‌ها را غیرانقلابی و حتی بازی در زمین دشمن خواندید.

مرا ببخشید ولی برای پاسداری از منافع ملی، همیشه نمی‌توانستم آن گونه که دوست داشتم سخن بگویم و حتی از عملکرد خود دفاع کنم. و شهادت می‌دهم در 4 دهه خدمت در سیاست خارجی جز منافع مردم این مرز و بوم هیچ معیار و سنجه‌ای نداشتم. اکنون نیز برآنم که در دانشگاه تهران در حوزه دیگری همین وظیفه را ادامه دهم.

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم برآن سریم

خداوند بزرگ همواره یار و نگهدار همه شما و ایران عزیر و ایرانیان سرفراز باشد.

محمد جواد ظریف
۳۱مرداد۱۴۰۰



جان آگه با #فرهیختگان
شعری از عبدالجبار کاکایی در وصف همسایگان نورسیده یا همان "جنبش اصیل" مورد علاقه حاکمان تهران

#فرهیختگان
فرهیختگان pinned «درخواست مسؤولیت پذیری، عذرخواهی و کناره گیری آقایان: مخبر و نمکی سیدمحسن حسینی پویا عضو هیأت علمی دانشگاه/گروه حقوق خصوصی/ وکیل پایه یک دادگستری به نظر می رسد سخنان و عملکرد آقایان مخبر و نمکی به عنوان دو نفر از کارگزاران حکومتی، در فرصت سوزی واکسناسیون…»
دوستانی دارم که هفت روز شده در میدان هوایی کابل منتظرند تا از افغانستان خارج شوند. بدون کمپل و کالا و نان و آب کافی. رفقای بیشتری در شهر منتظرند — در خانه‌هایی پنهان شده‌اند. بعضی ویزا دارند اما راهی برای برآمدن از خانه و رفتن به فرودگاه نیست. فامیل‌هایی بوده‌اند که ساعت‌ها پیش میدان هوایی منتظر ماندند اما دست آخر تصمیم گرفتند برگردند. اطفالی که به بغل داشتند تحمل فشار جمعیت و مرمی‌ طالبان را نداشت. اولویت برای خارجی‌ها با کسانی‌ست که با دولت‌های غربی/اتحادیه‌ی اروپا/مؤسسات بین‌المللی کار کرده‌باشند. معلوم نیست تکلیف نویسندگان و شاعران و فعالان مدنی مستقلی که به هیچ دولت خارجی وصل نبوده‌اند چه می‌شود. تکلیف شهروندانی که حتی پاسپورت ندارند اما با آمدن طالبان نمی‌توانند آزادانه در شهر رفت‌وآمد کنند چه. اولویت با کسانی‌ست که انگلیسی و آلمانی و فرانسوی حرف بزنند. که روابط‌شان با سفارت‌خانه‌ها خوب بوده‌باشد. که در مهمانی خارجی‌ها شرکت کرده‌باشند. خدای من! این‌جا هم توزیع امتیاز وابسته به روابط و طبقه و زبان و نسب فامیلی و حتی قومی‌ست. طالبان به خانه‌های بعضی روزنامه‌نگاران و هنرمندان رفته‌. در بامیان موترهای مردم را از خانه‌هاشان دزدیده‌. در غور و هرات آدم‌هایی بازداشت شده‌اند. خانم‌ها را نمانده‌اند در کابل سر کار بروند. پیام رسیده از محصل سال‌های دور. از نگهبان خوش‌برخورد یکی از دانشگاه‌ها. از پسر توانایی که در رستورانت کار می‌کرد. از دختر هوشیاری که در مؤسسه‌ای باهم بودیم. همه دنبال راهی می‌گردند که برآیند. آدم حتما شرمنده می‌شود وقتی کار مؤثری نمی‌تواند انجام دهد. حتما شرمنده می‌شود آدم که توانش برای کمک به اویی که در کابل و بامیان مانده کم است. دولت‌های غربی‌ می‌خواهند با خروج چند هزار افغانستانی از شانه‌های خود رفع تکلیف کنند. همین دولت‌ها اما مسئول به وجود آمدنِ وضعیت‌اند. دولت فاسدی که در کابل بود مسئول این وضعیت است. چند روز پیش در استانبول دو تا از نفرهای ارگ را اتفاقی در جمعی دیدم. همان تبختر و نگاه بالا-به-پایین به مردم در وجودشان بود. همان غرور و ناآگاهی‌شان از وضع مردمِ کوچه و خیابان. آدم‌های دو پاسپورته و ناراست با معاش‌های بیست‌هزار دالری. مردم را تنها گذاشتند و مملکت را دو دستی به طالبان دادند و گریختند. مردم را تنها ماندند و گریختند آن دروغ‌گوها.

اگر چیزی از خشم و ناامیدی و استیصال و غم در این یادداشت‌های کوتاه هست، بازتاب کم‌نوری‌ست از آن‌چه بر روانِ مردم افغانستان می‌گذرد این روزها. ما به میانجی رسانه و شبکه‌های اجتماعی شاهد آن وضعیت‌ایم. او که در خانه‌ای در کابل پنهان شده تجربه‌ی هول‌ناک‌تری دارد . . . و می‌دانم که از جهان درونم دور شده‌ام و فاصله گرفتم دوباره از چیزهایی. قرار بود دیگر از افغانستان ننویسم. بر عهدم نمانده‌ام انگار. شرایط پیش‌بینی‌ناپذیری پیش آمده. اما می‌گذرند این روزها هم. مثل هر چیز دیگری در جهان آدمی‌زادی. که جهان در گذر است و ریسمانی برای چنگ زدن نیست.


https://t.me/arshivefarhikhtegan/642

علی عبدی


جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«پریود»
گزارشی از مشکلات زنان عشایر و روستایی و شهری لُر


در این فیلم کوتاه که توسط «گروهی از فعالین زن لُر زاگرسْ‌نشین» تهیه شده‌ است، به مواجهه‌ی زنان عشایر و روستایی و شهری لُر، با مشکلات و باورهای غلطی که در ارتباط با پریود زنان وجود دارد پرداخته شده است.
علاقمندان به همکاری با «گروهی از فعالین زن لُر زاگرس‌نشین» می‌توانند از طریق تماس با «وانو»، در پروژه‌های مطالعاتی، هنری و اجرایی بعدی این گروه از زنان فعال لُر مشارکت و همکاری کنند. سپاس از تمام افرادی که در تهیه‌ی این ویدئو همکاری کرده‌اند.

📲راه‌های تماس با وانو:
vaanou.lur@gmail.com
Instagram.com/Vaanou.team
@TamasBaAdminn
@vaanou

جان آگه با #فرهیختگان
‍ توهم و فریب بزرگ تغییر طالبان



این روزها طالبان در افغانستان، ضمن استقرار کامل و تحکیم حاکمیت مطلق مذهبی و سیاسی خود، همراه با اعلام عفو عمومی موقتی، در باغ سبز هم نشان می‌دهد و گاه در گفتگو با برخی رجال سیاسی پیشین افغانستان و یا جامعه جهانی از تشکیل «دولت ملی فراگیر» یعنی دولتی متشکل از تمامی اقوام یاد می‌کند و در ارتباط با سیاست داخلی نیز وعده‌های ظاهرا مقبولی می‌دهد و از جمله می‌گوید فعالیت زنان هست و حقوق آنان تأمین است و یا رسانه‌ها مورد تأیید است ولی بلافاصله می‌افزاید تمامی اینها در چهارچوب شریعت است و مشروط به رعایت با احکام شریعت باشد.

هرچند همه چیز کم و بیش آشکار است و ماهیت این گروه فاسد و جانی و تباه بر همگان روشن است ولی در این میان افرادی و یا نهادهای محدودی در داخل و خارج از افغانستان نسبت به این سخنان و وعده‌ها با خوشبینی نگریسته و حداقل منتظرند که چه خواهد شد و طالبان تا کجا به وعده‌ها عمل خواهند کرد. به ویژه کم نیستند کسانی که می‌پندارند طالبان تغییر کرده و این بار به گونه‌ای متفاوت عمل خواهند کرد.

واقعیت این است که اگر در جهان غیر افغانی و به طور کلی در جهان غیر خاورمیانه‌ای و یا حتی برخی سیاستمداران افغانی به دلایلی با احتیاط سخن بگویند و به طور غیر مستقیم طالبان حاکم را به چالش بکشند، قابل فهم است و چندان دور از انتظار نیست؛ ولی آیا چنین پنداری در داخل افغانستان و در جهان اسلام و از جمله در ایران قابل تصور و قابل فهم است؟ واقعا برای من یکی مفهوم نیست. دلیلش را نمی‌فهمم.

هرچند گفتار من تکرار مکررات است ولی اشاره می‌کنم که طالبان از روز اول و دوم، عنوان رسمی نظام مطلوب خود را «امارت اسلامی افغانستان» اعلام کرده و سربرگ‌های اداری خود را نیز منتشر کرده است و اجرای مقررات مذهبی خود را هم با شتاب آغاز کرده است. در این صورت، گفتن ندارد که دیگر عناوینی مانند جمهوری، دموکراسی، حق حاکمیت ملت، حقوق بشر الزامات آنها بلاموضوع است. در این وضعیت، پرسیدنی است که جهان و یا سیاستمداران این کشور منتظر چه هستند و قرار است در باره چه موضوعی گفتگو کنند؟ روشن است که طالبان برآنند تا زمان بخرند و با اندکی تعدیل در گفتار و رفتار آن هم در شهرهای بزرگ نظر مساعد جامعه جهانی را برای اخذ مشروعیت سیاسی و همکاری در آینده جلب کنند و بعد به راه خود ادامه دهند.

واقعیت این است که، اگر قرار بر گفتگو و تفاهم ملی در باره نظام سیاسی آینده می بود، دیگر استفاده از عناوینی چون «امارت اسلامی» اسلامی و انتخاب «امیرالمؤمنین» برای امیر خودخوانده شان و اصرار پیشینی بر اجرای بدون قید شریعت، برای چیست؟ اصولا اگر آنان به گفتگو برای تعیین نظام آینده باور داشتند، می بایست پیش از ورود جبارانه به کابل و برانداختن نظام رسمی و قانونی حاکم چنین می شد. نیز پرسیدنی است که، اگر طالبان تغییر کرده اند، چرا خودکامانه قانون اساسی موجود و حتی پرچم رسمی کشور جرم و قابل تعقیب شمرده می شود؟

نکته دوم در باب توهم تغییر طالبان در باب دعوی اجرای شریعت را به زودی خواهم نوشت.

حسن یوسفی اشکوری
جمعه ٣٠ مرداد ١۴٠٠



جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حداقل دست‌هایمان را بالا ببریم و بگوییم ما عرضه‌اش را نداریم!



#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
حسین‌بن‌علی در برابر فساد سیستماتیک

🔻دولت صدر اسلام به نوعی یک دولت رانتی است، رانت مبتنی بر غنیمت به این معنی که پول زیادی دست دولت است و بنابراین همه چیز سرنوشت جامعه وارد کف باکفایت یا بی کفایت دولتمردان می شود و به همین دلیل در چنین جامعه ای ما شاهد یکه تازی دولت هستیم، دولت ها در چنین جامعه ای تمامیت خواه می شوند و سرنوشت کلیت جامعه را در دست می گیرند، نه تنها قدرت اقتصادی دستشان است، یعنی به جای اینکه سیاست منطق اقتصاد پیدا کند، اقتصاد منطق سیاست پیدا می کند و دولت با پولی که دستش هست، دین، فرهنگ و نظام آموزش و پرورش، افکار عمومی و رسانه ها را کنترل می کند و در چنین شرایطی یکی اختناق برای آزادی خواهان و فرصت طلبی برای فرصت طلبان رخ می دهد و لذا جامعه را به دو بخش معترضان و بهره مندان از وضعیت موجود تقسیم می کند.

🔻با نگاهی به جامعه عرب قبل از اسلام، مشاهده می کنیم که هنوز دولت به معنای علمی امروز آن شکل نگرفته است و آنچه وجود دارد دولت- شهر، ادامه سنت یونانی – رومی است که از طریق شام به مکه سرازیر شده و در حال ورود به مدینه هم هست. از درون این سنت تاریخی ما با دو الگوی کوچک حکمرانی مکه با سنت اشرافی و الگوی مدینه با سنت شورایی روبرو هستیم؛ وقتی پیامبر اسلام وارد مدینه می شود، سنت مدنی را انتخاب می کند و حکومت را به سمت سلسله قراردادها کشانده و یک رگه شورایی به حکومت می دهد اما از بعد از پیامبر کم کم شاهد ادغام سنت مدینه با مکه و به تدریج غلبه سنت مکه بر تمدن اسلامی هستیم.

🔻ابن خلدون در مقدمه خود می گوید: «اگر مناقشه بین بنی هاشم و بنی امیه شکل بگیرد چون پتانسیل قدرت بنی امیه بالاست، سرانجام، بنی امیه، قدرت را خواهد برد». یعنی خلافت، ظاهر مبتنی بر بیعت پیدا می کند اما باطنی در درون اشرافیت در حال ساخت است و به تدریج ابن خلدون توضیح می دهد که چنین خلافتی در سه مرحله قابل انتقال به سلطنت است. ابتدا کمی دموکراتیک است، سپس ظاهر دموکراتیک پیدا می کند و سرانجام بعد از ۴۰ سال به شدت و سرعت به سلطنت می غلتد و عناصر خود را نشان می دهد.

🔻سال ۱۵ هجرت برای تاریخ ایران و شام سال مهمی است چون در این دوره، قادسیه در حال شکل گیری است و به پایانش می رسد و امپراطوری ثروتمند ایران و بلافاصله روم در هم می شکند و تمام ثروت آن وارد مدینه می شود و به این ترتیب سیستمی با توجه به ورود این ثروت به خزانه دولت، پدیده ای به نام رانت وارد مدینه می شود. تا سال ۱۳ هجرت، اگر غنیمتی هم بود به صورت مساوی تقسیم می شد، نویسنده ای به نام الکان دهلوی در کتاب حیات الصحابه توضیح دقیقی از این دگردیسی و تحولات داده است و می گوید وقتی خلیفه اول می خواست بیت المال را تقسیم کند می گفت برای من مجاهد و غیر مجاهد تفاوتی ندارد، فضل و امتیاز و ثواب آنها نزد خداوند است، این پول برای شکم آنهاست، فرقی ندارد مجاهد باشد یا قائد.

🔻خلیفه دوم در سال ۱۵ هجرت فرمولی را برای توزیع غنائم تعریف کرد که این فرمول تا آخر بنی امیه باقی بود و آغاز فساد دولت اسلامی بود، فرمول از این قرار بود که سهم هر شهروند یا مسلمان مساوی با میزان نزدیکی نسبی به پیامبر، ضرب در سبقت در اسلام می شود. عمر خلیفه دوم مساله را فهمیده بود و بنابراین گفت حق تبدیل ثروت به سرمایه را ندارید اما می توانید از ثروت استفاده کنید جالب این که فرزندان اینها به فساد افتادند. در مقابل، خلیفه سوم، خصوصی سازی را آغاز کرد و سکه را تبدیل به زمین های زراعی کرد و تمام انفال کم کم به صحابه فروخته شد.

🔻در این شرایط گسست ساختاری بین دولت و جامعه به وجود می آید و دولت به شدت امنیتی می شود و تلاش می کند خود را حفظ کند و برای حفظ خود ازهیچ اقدام خشنی پرهیز نمی کند. در این شرایط از لحاظ روانشناسی اجتماعی، در مدینه و مکه و جاهای دیگر، یک دوگانگی شکل گرفت، یعنی مردم مدینه و مکه و شام غرق ثروت هستند و جاهای دیگر دارد تبدیل به جوامع فرسوده می شود و در آن ها نوعی احساس پوچی شکل می گیرد.

🔻جامعه ای که دچار ظلم ساختاری و فساد سیستماتیک شد و مصلحان در آن جامعه، صدایشان، خفه شد، آن جامعه به صورت اتوماتیک در چرخه ویرانی افتاده و در حرکت است و هیچ کسی، ترمزی برای آن نمی تواند داشته باشد. امام حسین می بیند که جامعه در این شیب قرار گرفته است و لذا تلاش هایی را مأیوسانه آغاز می کند.

سخنرانی مرحوم داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران ، در دارالزهراء، تهران، ۲۶ شهریور۹۷، شب هشتم محرم


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
خدا فراموش نمی کند


در برخورد با افراد باید هر کس را به قرقگاه خود ببریم تا او گمان کند که ما فقط با او اینقدر صمیمانه رفتار میکنیم، این مهم است چون هر کس یک امنیت خاطر پیدا میکند. با تمام اشتغالاتی که داریم باید چنان رفتار کنیم که هر کس گمان کند ما فقط به او اختصاص داریم. این پشتگرمی دادن سبب عنایت خاص خدای متعال میشود. خداوند میفرماید: «محبوبترین شما نزد من، محبوبترین فرد یا نافعترین شما در میان مردم است» و این نشان میدهد که خدا این دوستی در حق انسانهای دیگر را فراموش نمیکند.

مصطفی ملكيان
رويكرد وجودی به نهج البلاغه



#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
‍ آقای وزیر پیشنهادی ارشاد
جنابعالی از سینما چه میدانی؟


کیومرث پور احمد کارگردان و فیلمنامه نویس با سابقه سینما با انتشار متنی در صفحه شخصی اش خطاب به وزیر پیشنهادی ارشاد نوشت:

آقای وزیر پیشنهادی ارشاد! تا به حال چندتا فیلم دیده ای که درصد بی حیایی زن ها را تشخیص داده ای؟چندتا کتاب خوانده اي؟و چه کتاب هايي؟ چند نمایش برصحنه ديده اي؟ چندکنسرت رفته اي؟ به چند نمایشگاه نقاشی و عکاسی رفته اي؟ بعید میدانم هوشنگ سیحون و ذکاء الملک را بشناسی! جنابعالی ازخانۀ سینماچه می دانی !؟ فرموده ای مرکز بحران، خانۀ موسیقی است!

اسم مرتضا حنانه و حشمت سنجری و هرمز فرهت و امین الله حسین تا به حال به گوشَت خورده؟ آقای وزیر پیشنهادی ارشاد، امثال شما (مثل جواد شمقدری) با احساس خدایی می‌آئید و می‌روید و بارِ بدنامی تا همیشه سربارتان است. ولی ما که خالق هنر هستیم بعد از مرگ هم زنده‌ایم به خوشنامی!
سیف فرغانی می‌فرماید : آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست ـ گَردِ سم خران شما نیز بگذرد.



#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
استاد محمدرضا حکیمی بانی "مکتب تفکیک"، اندیشمند دینی، وصی علی شریعتی و نویسنده سرشناس دهها جلد اثر ماندگار، منادی عدالت و یاور محرومان شامگاه ۳۱ مرداد در ساعت ۲۲ پس از تحمل دوره‌ای بیماری به دلیل ایست قلبی ناشی از کرونا در بیمارستان درگذشت. روحش شاد و نام و یادش ماندگار.

#فرهیختگان
نکاتی در باب محمد رضا حکیمی از منظر مصطفی ملکیان

☑️ آنچه در ایشان شایسته تقدیر و ذکر است:

1️⃣زندگی سوسیالیستی خود ایشان در جامعه مصرف زده افسارگسیخته به لحاظ مصرف زدگی خیلی جالب است که آدم این قدر با قناعت و این قدر با سادگی زندگی کند.

2️⃣یک نوع شجاعتی که در بیان عقایدشان است و این با روحیه محافظه کاری و نفاق و تزویر و دورویی رایج در کشور ما خیلی در تقابل است،من را خیلی به احترام ایشان بر می انگیزاند.من خیلی شجاعت ایشان را تقدیر می کنم.

☑️ انتقادات به دیدگاه های محمدرضا حکیمی:

1️⃣ من دیدگاه مکتب تفکیک که آقای حکیمی مروجشان هستند را اصلا قبول ندارم.

2️⃣نکته دوم دقیقا عکس نکته اول است.من می گویم اصلا چرا ایشان تفکیکی نیستند؟چرا تفکیکی نیستند؟زیرا به نظر من تفسیرشان از اسلام یک تفسیر سوسیالیستی-مارکسیستی است.اصلا تفسیرشان تفسیر تفکیکی نیست. آخر تفکیک می گوید اسلام را با هیچ آموزه دیگری نیامیزید.من نمی گویم مارکسیست ها خوب یا بدند ولی به جرئت می گویم تفسیری که ایشان از فقر،غنا،عدالت اجتماعی،ارتباط لایه های اجتماعی با یکدیگر و تفسیری که ایشان از حکومت علی ابن ابی طالب و آرزوی حکومتی که برای بقیه عرضه می کند دارند من فکر می کنم یک تفسیر سوسیالیستی و حتی مارکسیستی است.

🔹 من اصلا این را یک تفسیر ناب اسلامی از متون نمی بینم. از این نظر هم اگر شما کتاب ایشان –الحیاه-را ببینید،آنچه در این کتاب آمده است باید از دو لحاظ محل توجه قرار بگیرد.
یکی اینکه آنچه در این کتاب آمده است،چگونه سامان یافته است؟سامان کاملا سوسیالیستی دارد.یکی این.دیگر اینکه بپرسیم چرا آن چیزهایی که نیامده است،نیامده؟یک چیزهایی در الحیاه نیامده است که با این تفسیر سوسیالیستی مارکسیستی کاملا ناسازگار است.به آن نیامده های کتاب باید دقت کرد.این هم جهت دوم.

🔹اصلا ببینید زندگی اشرافی امام محمدباقر و زندگی اشرافی امام جعفر صادق و زندگی اشرافی امام رضا به این ها اصلا اشاره ای در این کتاب نیست.
اما زندگی علی ابن ابی طالب چون خیلی به آن آرمان نزدیک است در آن مبالغه هم شده است به نظر من.یا دراین کتاب درباره "عدالت" چیزی فروگذار نشده است اما راجع به "آزادی" هیچ چیز گفته نشده است.راجع به یک نوع تکثر گروی که درون دینی هم هست چیزی گفته نشده است. اصلا سخنی درباره اینها اصلا و ابدا وجود ندارد.

3️⃣تصویری که ایشان از مخالفان مکتب تفکیک به دست می دهد بسیار غیر منصفانه و غیرعادلانه است و بعضی جاها دروغ است اصلا.نسبت هایی که ایشان به بعضی از فیلسوفان اسلامی می دهد برای اینکه آن فیلسوفان اسلامی را یا قائل به مکتب تفکیک نشان دهد یا نشان دهد اگر قائل به مکتب تفکیک نیستند چه قدر آرائشان سخیف و بی ارزش است واقعا غیر منصفانه است.یعنی با روحیه علمی و حقیقت طلبی منافات دارد.


مصطفی ملکیان
گفتگوی شفاهی ، بهار ۹۵


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
امسال هشتادمین سال تبعید رضا شاه و آغاز سلطنت محمدرضا شاه پهلوی در شهریور ۱۳۲۰ است.
برنامۀ «دست اول» که روزهای زوج، ساعت ۱۹ به وقت ایران، از شبکۀ مستند پخش می‌شود و‌دو بار دیگر تکرار خواهد دلشت، به بررسی اسناد آرشیو ملی بریتانیا در دورۀ پهلوی می‌پردازد.

تمرکز من در این برنامه بطور خاص بر دو مقطع تاریخی است:
سال ۱۹۷۷ و دوران کودتای ۱۲۹۹
مجید تفرشی

قسمت اول این برنامه را که ۳۹ مرداد پخش شد، می‌توانید از پیوند زیر تماشا کنید:
https://www.telewebion.com/episode/2638575


جان آگه با #فرهیختگان
یادی از مردان نیک روزگار
صادق آیینه وند. میرحسین موسوی. محمدرضا حکیمی. میرمصطفی عالی‌نسب

عکس از هادی حیدری
#فرهیختگان