محمدرضا حکیمی از تحجر و واپسگرایی و ظاهرزدگی به نام دین، بیزار بود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
ماتم از دست دادن بزرگی ما را سوگوار کرده است که مظهر ایمانِ پاک، دانایی، روشنبینی، پارسایی و خیراندیشی و خیرخواهی برای انسان بود.
عالم فرزانهای که بر شاهبیت دعوت پیامبران خداوند، «عدالت» پا میفشرد و با تأسی به مولای بزرگوارش، امام علی علیهالسلام هیچگاه حقیقت ناب را فدای مصلحت نکرد و زیبایی حقبینی و حقگویی را به زشتیِ خوشآمدگویی و تملقِ این و آن نفروخت.
او سادهترین و بیآلایشترین شیوهٔ زندگی را برگزید تا در عمل نیز ثابت کند که دینی که به زندگی (نه تنها زندگی جاودان) بلکه زندگی پاک و عزتمندانه برای همه انسانها در این دنیا نیاندیشد دین نیست و زندگی نیز بی سرسپردگی و دلدادگی عاشقانه و عالمانه به آفرینندهٔ زندگی که حق و عدل و حکمت مطلق است زندگی نیست. و مگر پرآوازهترین اثرِ پرمحتوای او «الحیاة» نیست؟
او از تحجر و واپسگرایی و ظاهرزدگی به نام دین، همان اندازه بیزار بود که از دنیازدگی، التقاط و دینستیزی.
با دلی سرشار از سوز و درد، این مصیبت بزرگ را به همهٔ اصحاب فضل و فضیلت و به انبوه ارادتمندان و بهرهگیران از دریایِ دانایی و فضل و پارسایی او، بخصوص به برادر بزرگوارش جناب حجتالاسلام والمسلمین حاج آقا محمد حکیمی که جانش از داغ تابسوز برادر کهتر و با فضیلتش آرام نگرفته بود، به مصیبت بزرگ از دست دادن مراد و برادر مهتر خود مبتلا شد تسلیت میگویم و از پیشگاه حضرت حق جل و علا برای آن فقید سعید علو درجات و برای بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامتی مسألت می کنم.
سَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا
سید محمد خاتمی
جان آگه با #فرهیختگان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
ماتم از دست دادن بزرگی ما را سوگوار کرده است که مظهر ایمانِ پاک، دانایی، روشنبینی، پارسایی و خیراندیشی و خیرخواهی برای انسان بود.
عالم فرزانهای که بر شاهبیت دعوت پیامبران خداوند، «عدالت» پا میفشرد و با تأسی به مولای بزرگوارش، امام علی علیهالسلام هیچگاه حقیقت ناب را فدای مصلحت نکرد و زیبایی حقبینی و حقگویی را به زشتیِ خوشآمدگویی و تملقِ این و آن نفروخت.
او سادهترین و بیآلایشترین شیوهٔ زندگی را برگزید تا در عمل نیز ثابت کند که دینی که به زندگی (نه تنها زندگی جاودان) بلکه زندگی پاک و عزتمندانه برای همه انسانها در این دنیا نیاندیشد دین نیست و زندگی نیز بی سرسپردگی و دلدادگی عاشقانه و عالمانه به آفرینندهٔ زندگی که حق و عدل و حکمت مطلق است زندگی نیست. و مگر پرآوازهترین اثرِ پرمحتوای او «الحیاة» نیست؟
او از تحجر و واپسگرایی و ظاهرزدگی به نام دین، همان اندازه بیزار بود که از دنیازدگی، التقاط و دینستیزی.
با دلی سرشار از سوز و درد، این مصیبت بزرگ را به همهٔ اصحاب فضل و فضیلت و به انبوه ارادتمندان و بهرهگیران از دریایِ دانایی و فضل و پارسایی او، بخصوص به برادر بزرگوارش جناب حجتالاسلام والمسلمین حاج آقا محمد حکیمی که جانش از داغ تابسوز برادر کهتر و با فضیلتش آرام نگرفته بود، به مصیبت بزرگ از دست دادن مراد و برادر مهتر خود مبتلا شد تسلیت میگویم و از پیشگاه حضرت حق جل و علا برای آن فقید سعید علو درجات و برای بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامتی مسألت می کنم.
سَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا
سید محمد خاتمی
جان آگه با #فرهیختگان
به یاد استاد حکیمی
"....روزی او را در محل روزنامۀ اطلاعات دیدم و فوراً با او وارد بحث شدم. حکیمی که موهای سر و صورتش بلند و به سپیدی برف بود، با تواضع به پرسشهای چالش برانگیزم پاسخ داد. از او در مورد باورش به "ولایت فقیه" پرسیدم. نوعی معذوریت در چهرهاش نمایان شد؛ با این حال، آشکار بود که نمیخواهد پرسشی را بیپاسخ بگذارد. پاسخش در این باره، معطوف به نبود تئوری دیگری در دورۀ غیبت برای اهل تشیع بود.
از او پرسیدم آیا دکتر شریعتی واقعاً به او وصیت کرده است که آثارش را بر اساس متون اصلی دین، مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد؟ پاسخ مثبت او مرا قانع نکرد و باز پرسیدم؛ چرا آدمی در سن حدود چهل سالگی باید وصیت کند؟ مگر او از مرگ قریبالوقوع خود آگاه بود؟ حکیمی توضیح داد که شریعتی در سالهای آخرِ عمر خود در نوعی ترس و هراس از قتلِ ناگهانی خود به سر میبرده و از همین رو، مرتب به اطرافیان وصیت میکرده است.
بقیۀ گفتگو به گلههای تلخ حکیمی از ناشر کتابهایش گذشت. از صحبتهای او پی بردم که به صورتِ مجرد در زیرزمینی اجارهای زندگی میکند..."
احمد زیدآبادی
بهار زندگی در زمستان تهران جلد دوم خاطرات احمد زیدآبادی
#فرهیختگان
"....روزی او را در محل روزنامۀ اطلاعات دیدم و فوراً با او وارد بحث شدم. حکیمی که موهای سر و صورتش بلند و به سپیدی برف بود، با تواضع به پرسشهای چالش برانگیزم پاسخ داد. از او در مورد باورش به "ولایت فقیه" پرسیدم. نوعی معذوریت در چهرهاش نمایان شد؛ با این حال، آشکار بود که نمیخواهد پرسشی را بیپاسخ بگذارد. پاسخش در این باره، معطوف به نبود تئوری دیگری در دورۀ غیبت برای اهل تشیع بود.
از او پرسیدم آیا دکتر شریعتی واقعاً به او وصیت کرده است که آثارش را بر اساس متون اصلی دین، مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد؟ پاسخ مثبت او مرا قانع نکرد و باز پرسیدم؛ چرا آدمی در سن حدود چهل سالگی باید وصیت کند؟ مگر او از مرگ قریبالوقوع خود آگاه بود؟ حکیمی توضیح داد که شریعتی در سالهای آخرِ عمر خود در نوعی ترس و هراس از قتلِ ناگهانی خود به سر میبرده و از همین رو، مرتب به اطرافیان وصیت میکرده است.
بقیۀ گفتگو به گلههای تلخ حکیمی از ناشر کتابهایش گذشت. از صحبتهای او پی بردم که به صورتِ مجرد در زیرزمینی اجارهای زندگی میکند..."
احمد زیدآبادی
بهار زندگی در زمستان تهران جلد دوم خاطرات احمد زیدآبادی
#فرهیختگان
دوستِ قدیمی
▪️آن شب رفتم منزل استاد حکیمی و طبق قرار، به سعادتآبادِ دکتر شفیعی بردمش. بسیار مشتاقانه منتظرِ دیدار دوست قدیمی و صمیمی خود بود و از او مشتاقتر و شیداتر، دکتر شفیعی!
از حجرههای مدرسۀ نوّابِ مشهد تا موسسهٔ فرانکلین و فصل مشترکهایشان با ابتهاج و شجریان و... سخنها رفت.
حکیمی مثل همیشه زلال و بیپیرایه و پایبند به دینداریِ عدالتمحور. دکتر شفیعی هم الحق که این خصائل انسانی و حتی دین العجائزش را حرمت مینهاد.
فریاد روزها، خاموش شد.
روایتی از محمدرضا موحدی
جان آگه با #فرهیختگان
▪️آن شب رفتم منزل استاد حکیمی و طبق قرار، به سعادتآبادِ دکتر شفیعی بردمش. بسیار مشتاقانه منتظرِ دیدار دوست قدیمی و صمیمی خود بود و از او مشتاقتر و شیداتر، دکتر شفیعی!
از حجرههای مدرسۀ نوّابِ مشهد تا موسسهٔ فرانکلین و فصل مشترکهایشان با ابتهاج و شجریان و... سخنها رفت.
حکیمی مثل همیشه زلال و بیپیرایه و پایبند به دینداریِ عدالتمحور. دکتر شفیعی هم الحق که این خصائل انسانی و حتی دین العجائزش را حرمت مینهاد.
فریاد روزها، خاموش شد.
روایتی از محمدرضا موحدی
جان آگه با #فرهیختگان
آیا میتوان رنج یک ساختارِ غیر اخلاقی را به جان خرید، اما همرنگ جماعت نشد؟
آیا میتوان چونان نیلوفری در میان منجلابی زیست و از دایرهی اخلاق پای بیرون نگذاشت؟
این پرسشها را با دو پژوهشگر حوزه اخلاق و سیاست، آقایان "حسین دباغ" و "جواد حیدری" در میان خواهیم گذاشت.
چهارشنبه ۳ شهریور ماه
ساعت ۲۱
به میزبانی: محمدرضا کدیور
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
آیا میتوان چونان نیلوفری در میان منجلابی زیست و از دایرهی اخلاق پای بیرون نگذاشت؟
این پرسشها را با دو پژوهشگر حوزه اخلاق و سیاست، آقایان "حسین دباغ" و "جواد حیدری" در میان خواهیم گذاشت.
چهارشنبه ۳ شهریور ماه
ساعت ۲۱
به میزبانی: محمدرضا کدیور
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
الهیات الاهی و الهیات بشری.pdf
465.1 KB
نقد سید حسن اسلامی بر کتاب الهیات الاهی و الهیات بشری زندهیاد محمد رضا حکیمی.
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
در سوگ استاد محمدرضا حکیمی
یادداشتی از رضا بهشتی معز
https://telegra.ph/Hakimi-08-24
جان آگه با #فرهیختگان
یادداشتی از رضا بهشتی معز
https://telegra.ph/Hakimi-08-24
جان آگه با #فرهیختگان
Telegraph
در سوگ استاد حکیمی
نمیتوانم درسوگ استاد مرحوم محمدرضا حکیمی چیزی ننویسم که در سلوک اخلاقی، حریت علمی و خصال انسانی یکی از بزرگان روزگار ما بود و حق صحبت داشت. با نام او از راه آثار در همان روزهای اول انقلاب آشنا شدم اما اولین دیدارهای ما بصورت کاملا تصادفی در صحن آستانه قم…
باقر معین درباره استاد حکیمی: پیش از انقلاب چون با بسیاری از شعرا و روشنفکران و نیز فعالان سیاسی آشنا و کانون توجه آن ها بود پیوسته زیر نظر بود. در سالهای آغازین دهه ۱۳۵۰ تا در تهران بودم چندین بار اسناد و نوشته هایش را به من داد تا برایش نگاه دارم.
#فرهیختگان
#فرهیختگان
آنکه در اوج کشتار کرونا و با تمسخر همه پروتکلهای ضروری بهداشتی بدون ماسک در میان نمایندگان مجلس ایستاده است قهرمانی است که حکم ممنوعیت ورود واکسن به کشور را امضا کرده و امروز نامزد تصدی سلامت این مردم عزادار است !
#فرهیختگان در سوگ امنیت جانی
#فرهیختگان در سوگ امنیت جانی
⚫️ پیام تسلیت مشاوران مهندس موسوی به مناسبت رحلت استاد علامه محمدرضا حکیمی
بسم الله الحکیم
من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا
درگذشت عالم فرزانه و محقق ارجمند استاد محمدرضا حکیمی موجب تألم و تأثر بسیار شد. آن دانشمند متعهد که تلاش برای برپایی جامعه و نظام عادلانه را وجهه همت خویش قرار داده بود هیچگاه از پاسداشت آزادی و آزادگی دست نشست و زندگی خود را وقف احیای دانش دینی در پرتو نگاهی معاصر کرد. از خدای مهربان برای روح بزرگ آن سفر کرده آرامش و برای بازماندگان شکیبایی خواهانیم.
اردشیر امیرارجمند، محمد باقریان، قربان بهزادیاننژاد، سیدعلیرضا بهشتیشیرازی، سیدعلیرضا حسینیبهشتی، سیدمحمدرضا حسینیبهشتی، علی عربمازاریزدی، ابوالفضل فاتح، فرشاد مؤمنی
جان آگه با #فرهیختگان
بسم الله الحکیم
من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا
درگذشت عالم فرزانه و محقق ارجمند استاد محمدرضا حکیمی موجب تألم و تأثر بسیار شد. آن دانشمند متعهد که تلاش برای برپایی جامعه و نظام عادلانه را وجهه همت خویش قرار داده بود هیچگاه از پاسداشت آزادی و آزادگی دست نشست و زندگی خود را وقف احیای دانش دینی در پرتو نگاهی معاصر کرد. از خدای مهربان برای روح بزرگ آن سفر کرده آرامش و برای بازماندگان شکیبایی خواهانیم.
اردشیر امیرارجمند، محمد باقریان، قربان بهزادیاننژاد، سیدعلیرضا بهشتیشیرازی، سیدعلیرضا حسینیبهشتی، سیدمحمدرضا حسینیبهشتی، علی عربمازاریزدی، ابوالفضل فاتح، فرشاد مؤمنی
جان آگه با #فرهیختگان
و چون فردوسی وفات کرد، ابوالقاسم کرگانی بر او نماز نکرده و عذر آورد که او مداح کفار بوده است. بعد از مدتی خواب دید که حکیم فردوسی در بهشت با فرشتگان است.
شیخ به او میگوید: به چه چیز خدای تعالی تو را آمرزید و در جنت ساکن گردانید؟
فردوسی گفت: به دو چیز، یکی به آنکه تو بر من نماز نکردی و دیگر آنکه این بیت در توحید گفته ام:
جهان را بلندی و پستی تویی
ندانم چه ای، هر چه هستی تویی
جان آگه با #فرهیختگان
شیخ به او میگوید: به چه چیز خدای تعالی تو را آمرزید و در جنت ساکن گردانید؟
فردوسی گفت: به دو چیز، یکی به آنکه تو بر من نماز نکردی و دیگر آنکه این بیت در توحید گفته ام:
جهان را بلندی و پستی تویی
ندانم چه ای، هر چه هستی تویی
جان آگه با #فرهیختگان
مسئولیت کیفری آقای خامنهای در فاجعه کرونا و وحشت از دادخواهی مردم
اردشیر امیرارجمند
حفاظت از جان و سلامت شهروندان یکی از وظایف اولیه هر حکومت است؛ از جمله در حوادث غیر مترقبه و همه گیری ها.
حکومت باید اقدامات لازم را در حد مقدورات کشور در پیشگیری و مقابله با این حوادث انجام دهد. ترک این وظیفه، قصور و تقصیر در اجرا و ایفای آن می تواند علاوه بر مسئولیت سیاسی موجد مسئولیت کیفری و اداری مقامات ذیربط نیز گردد.
سوء مدیریت مقامات رسمی در پیشگیری، کنترل و مقابله با همه گیری کرونا، به ویژه واکسیناسیون به موقع شهروندان در حد مقدورات کشور موجد مسئولیت کیفری و حسب مورد، مسئولیت اداری مقامات ذیربط است.
آقای خامنه ای در روز ۱۹بهمن ۱۳۹۹ واردات واکسن کرونای ساخت آمریکا و انگلیس را ممنوع اعلام کرده است. این دستور به موجب اصل ۱۱۰ قانون اساسی غیر قانونی است. به موجب "اصل صلاحیت" که از اصول شناخته شده حقوق عمومی است، صلاحیت مقامات حکومتی محدود به موارد مذکور در قانون و استلزامات طبیعی آن است.
قانون اساسی و هیچ قانون دیگری برای مقام رهبری صلاحیت مداخله در امور بهداشتی و سلامت یا صادرات و واردات پیش بینی نکرده است. این دستور بدون مشورت و ارجاع به مجمع تشخیص مصلحت صادر شده است و لذا نه مستند به سیاست های کلی نظام (اقتصادی، بهداشت و سلامت، بین المللی و غیره) قابل توجیه است و نه در چارچوب حل معضلات نظام ( بند های ۱، ۲ و ۸ اصل ۱۱۰ قانون اساسی).
از آنجا که این دستور از سوی مقامی صادر شده است که صلاحیت قانونی صدور آن را نداشته است به نوبه خود امر غیر قانونی تلقی می شود.
صدور این امر غیرقانونی و متابعت محض مقامات کشوری مسئول در مبارزه با کرونا موجب عدم واکسیناسیون به موقع شهروندان در حد مقدورات کشور و مرگ بسیاری از شهروندان شده است.
بنابراین، آقای خامنه ای و کلیه مقاماتی که با فعل یا ترک فعل خود در آن مشارکت کرده اند باید مورد پیگرد قانونی قرار گیرند (از جمله مستند به مواد ۱۵۸، ۱۵۹ و ۲۹۵ قانون مجازات اسلامی و ماده ۹۶ قانون مدیریت خدمات کشوری) تا نوع و حدود مسئولیت هر یک مشخص شود.
به موجب اصل ۱۵۶ قانون اساسی، یکی از وظایف قوه قضاییه احیای حقوق عامه و همچنین کشف جرم و مجازات مجرمین است؛ همچنان که دادخواهی از حقوق شهروندان و نهاد های مدنی است؛ اما قوه قضاییه به جای ایفاء وظایف قانونی خود از جمله کشف و مجازات باندهای مافیایی که برای منافع مادی حقیر خود مانع ورود واکسن و واکسیناسیون به موقع شهروندان و موجب کشتار آنها شده اند، به تهدید و دستگیری وکلا و فعالین مدنی اقدام می کند که صرفا در صدد دادخواهی هستند.
وحشت عالی ترین مقامات کشور از دادخواهی نشانی روشن از عمق فساد ساختاری حاکم بر کشور و لزوم تغییرات بنیادین دارد.
متن کامل و منبع
http://www.kaleme.com/1400/05/24/klm-288361/
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
اردشیر امیرارجمند
حفاظت از جان و سلامت شهروندان یکی از وظایف اولیه هر حکومت است؛ از جمله در حوادث غیر مترقبه و همه گیری ها.
حکومت باید اقدامات لازم را در حد مقدورات کشور در پیشگیری و مقابله با این حوادث انجام دهد. ترک این وظیفه، قصور و تقصیر در اجرا و ایفای آن می تواند علاوه بر مسئولیت سیاسی موجد مسئولیت کیفری و اداری مقامات ذیربط نیز گردد.
سوء مدیریت مقامات رسمی در پیشگیری، کنترل و مقابله با همه گیری کرونا، به ویژه واکسیناسیون به موقع شهروندان در حد مقدورات کشور موجد مسئولیت کیفری و حسب مورد، مسئولیت اداری مقامات ذیربط است.
آقای خامنه ای در روز ۱۹بهمن ۱۳۹۹ واردات واکسن کرونای ساخت آمریکا و انگلیس را ممنوع اعلام کرده است. این دستور به موجب اصل ۱۱۰ قانون اساسی غیر قانونی است. به موجب "اصل صلاحیت" که از اصول شناخته شده حقوق عمومی است، صلاحیت مقامات حکومتی محدود به موارد مذکور در قانون و استلزامات طبیعی آن است.
قانون اساسی و هیچ قانون دیگری برای مقام رهبری صلاحیت مداخله در امور بهداشتی و سلامت یا صادرات و واردات پیش بینی نکرده است. این دستور بدون مشورت و ارجاع به مجمع تشخیص مصلحت صادر شده است و لذا نه مستند به سیاست های کلی نظام (اقتصادی، بهداشت و سلامت، بین المللی و غیره) قابل توجیه است و نه در چارچوب حل معضلات نظام ( بند های ۱، ۲ و ۸ اصل ۱۱۰ قانون اساسی).
از آنجا که این دستور از سوی مقامی صادر شده است که صلاحیت قانونی صدور آن را نداشته است به نوبه خود امر غیر قانونی تلقی می شود.
صدور این امر غیرقانونی و متابعت محض مقامات کشوری مسئول در مبارزه با کرونا موجب عدم واکسیناسیون به موقع شهروندان در حد مقدورات کشور و مرگ بسیاری از شهروندان شده است.
بنابراین، آقای خامنه ای و کلیه مقاماتی که با فعل یا ترک فعل خود در آن مشارکت کرده اند باید مورد پیگرد قانونی قرار گیرند (از جمله مستند به مواد ۱۵۸، ۱۵۹ و ۲۹۵ قانون مجازات اسلامی و ماده ۹۶ قانون مدیریت خدمات کشوری) تا نوع و حدود مسئولیت هر یک مشخص شود.
به موجب اصل ۱۵۶ قانون اساسی، یکی از وظایف قوه قضاییه احیای حقوق عامه و همچنین کشف جرم و مجازات مجرمین است؛ همچنان که دادخواهی از حقوق شهروندان و نهاد های مدنی است؛ اما قوه قضاییه به جای ایفاء وظایف قانونی خود از جمله کشف و مجازات باندهای مافیایی که برای منافع مادی حقیر خود مانع ورود واکسن و واکسیناسیون به موقع شهروندان و موجب کشتار آنها شده اند، به تهدید و دستگیری وکلا و فعالین مدنی اقدام می کند که صرفا در صدد دادخواهی هستند.
وحشت عالی ترین مقامات کشور از دادخواهی نشانی روشن از عمق فساد ساختاری حاکم بر کشور و لزوم تغییرات بنیادین دارد.
متن کامل و منبع
http://www.kaleme.com/1400/05/24/klm-288361/
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
سخنان عبدالکریم سروش به مناسبت درگذشت استاد محمدرضا حکیمی
عبدالکریم سروش در مقدمه جلسه سوم شرح دفتر ششم مثنوی که شامگاه ۲۲ آگوست ۲۰۲۱، مصادف با ۳۱ مرداد از طریق زوم مرکز اسلامی و فرهنگی شمال کالیفرنیا برگزار شد، ضمن تسلیت درگذشت استاد محمدرضا حکیمی، درباره ویژگیهای دانشورانه فعالیتهای ایشان و نیز تلاشهای آن مرحوم و برادرانش برای گردآوری، تنظیم و انتشار کتاب الحیات یاد کرد و به ذکر برخی نکات تاریخی و معرفتی درباره ایشان پرداخت.
https://youtu.be/3IbhduNRYKE
جان آگه با #فرهیختگان
عبدالکریم سروش در مقدمه جلسه سوم شرح دفتر ششم مثنوی که شامگاه ۲۲ آگوست ۲۰۲۱، مصادف با ۳۱ مرداد از طریق زوم مرکز اسلامی و فرهنگی شمال کالیفرنیا برگزار شد، ضمن تسلیت درگذشت استاد محمدرضا حکیمی، درباره ویژگیهای دانشورانه فعالیتهای ایشان و نیز تلاشهای آن مرحوم و برادرانش برای گردآوری، تنظیم و انتشار کتاب الحیات یاد کرد و به ذکر برخی نکات تاریخی و معرفتی درباره ایشان پرداخت.
https://youtu.be/3IbhduNRYKE
جان آگه با #فرهیختگان
سیاست و زندان و آشپزی و نقاشی!
روبرت صافاریان
میدانید مهمترین کتاب نجف دریابندری کدام است؟ از سیر تا پیاز: کتاب مستطاب آشپزی. خواننده شاید حیرت کند و بپرسد آیا تاریخ فلسفهی غرب برتراند راسل و هکلبری فین مارک توین و پیرمرد و دریای همینگوی اهمیتشان از یک خودآموز آشپزی کمتر است. میتواند باشد. اولاً اینکه آن کتابها ترجمهاند، ترجمههایی عموماً درخشان، اما به هر رو ترجمه، در حالی که از سیر تا پیاز کتاب تالیفی است. و نجف دریابندری کتاب تالیفی دیگری ندارد. چرا، مجموعه مقالات پراکندهاش به صورت کتاب منتشر شدهاند، اما کتاب تالیفی مستقل ندارد. آن ماجرای چنین کنند بزرگان هم که شایع شده بود ترجمه نیست و نوشتهی خودش است توسط خودش تکذیب شد؛ حقیقتاً ویل کاپی آمریکاییای هست و کتابی دارد با عنوان ظهور و سقوط تقریباً همه چیز که چنین کنند بزرگان ترجمهی آن است. پس سیر تا پیاز تنها کتاب تالیفی نجف دریابندری است و کتاب درخشانی است.
در همان زمان انتشار کتاب هم فرهنگدوستان این پرسش را مطرح کردند که چرا باید آدمی در اندازههای نجف دریابندری وقتش را صرف تالیف کتاب خودآموز آشپزی کند. او در مقدمهی کتاب به این پرسش پاسخ داده است:
« … دو رشتهی نقاشی و آشپزی همیشه علاقهی مرا جلب کردهاند، و با آنکه شاید کمتر کسی میان این دو رشته شباهتی ببیند، برای من همیشه این دو کار شبیه و حتی با هم مربوط بودهاند. در هر دو مورد انسان چیزهایی را با هم ترکیب میکند و چیز دیگری به وجود میآورد که ممکن است برای خودش و دیگران خوشایند باشد، یا نباشد. … نمیدانم این قیاس تا چه اندازه موجه است، ولی به هر حال من گاهی بخشی از اوقات خود را صرف این دو کردهام، اگر چه با کمال تعجب متوجه شدهام که اگر در این زمینهها استعدادی داشته باشم، این استعداد بیشتر جنبهی نظری دارد تا عملی. … »
و بعد:کتاب مستطاب آشپزی
«تابلویی که مقابل صفحهی عنوان کتاب (پایین پست) مستطاب میبینید یادگار نخستین روزهایی است که من کار نقاشی و آشپزی را در یک زمان و مکان آغاز کرده بودم. زمان اسفندماه سال ۱۳۳۶ است و مکان اتاق شمارهی ۱۲ در زندان شمارهی ۳ در مجتمع زندانهای قصر قجر. در آن هنگام من به مناسبت فعالیتهای سیاسی به زندان درازمدتی محکوم شده بودم و وقت خود را با ترجمه و نقاشی میگذراندم؛ ضمناً به واسطهی همان علاقهی معروف، آشپزی برای زندانیان هماتاق را هم به عهده گرفته بودم. آنچه در سمت چپ تابلو در کنار دیوار میبینید، دیگ آبگوشتی است که تقریباً هر روز روی یک چراغ سهفتیله بار گذاشته میشد، و من در جایی که دیدگاه شماست مینشستم و به کار نقاشی یا ترجمه مشغول میشدم. این تابلو البته روز نقاشی را نشان میدهد. … همان طور که ملاحظه میکنید تابلو به یک اثر «نائیف» بیشباهت نیست؛ کیفیت آبگوشتی هم که در دیگ میجوشد، تا آنجا که حافظه یاری میکند، در همین حدود بود.»
این ارتباط بین فعالیت سیاسی و زندان و علاقه به آشپزی و نقاشی و همه در این تابلو و این جملات جمعاند. این که انگیزهی آگاهانهی نجف دریابندری چه بوده جای خود، اما به گمانم این کار او به یک «شوخی عملی» شبیه است، یک جور ساختارشکنیِ تصویر جدی و عبوس زندانی و فعال سیاسی است. یکی از شمارههای ماهنامهی زنان که نشانیاش را به خاطر ندارم به مصاحبهای با او دربارهی این کتاب اختصاص داشت و جلدش مزین بود به عکسی از نجف دریابندری که کتاب مستطاب آشپزی را به دست گرفته بود و با رویی شاد به دوربین مینگریست. همان موقع این عکس و استقبال او از انتشار آن روی جلد مجله نظرم را چون کوششی برای شکستن تصویر کلیشهای روشنفکر جلب کرد. اکنون نیز معتقدم انتشار این کتاب اساساً چنین تاثیری دارد.
این را هم بگویم که کتاب از یک نظر بسیار جدی است، اولاً کار نحیفی نیست که صرفاً برای غرضی که گفتم سرهمبندی شده باشد و از آنجا که همسرم از این کتاب استفاده میکند برای پختوپز، میتوانم گزارش کنم که کاملاً بهدردبخور و کاربردی است. حجم آن هم نزدیک به دو هزار صفحه است که خود نشان از این دارد که نجف دریابندری کارش را کاملاً جدی گرفته بوده است. و در جملات اندکی هم که برای توضیح دستورهای غذاهای متنوع آمده، باز جابهجا طنز نویسنده گل کرده است. اصلاً به عنوان کتاب توجه کنید. به جای «همه چیز دربارهی … » معادل «از سیر تا پیاز» انتخاب شده که در ضمن به پختوپز مربوط میشود و خود طنزی آفریده. بله، نجف دریابندری این طوری بود، جدی و شوخی برایش دو دنیای جدا از هم نبودند.
منبع: سایت نقد و معرفی کتاب وینش
زادروز نجف دریابندری
نقل از کانال سهند ایرانمهر
جان آگه با #فرهیختگان
روبرت صافاریان
میدانید مهمترین کتاب نجف دریابندری کدام است؟ از سیر تا پیاز: کتاب مستطاب آشپزی. خواننده شاید حیرت کند و بپرسد آیا تاریخ فلسفهی غرب برتراند راسل و هکلبری فین مارک توین و پیرمرد و دریای همینگوی اهمیتشان از یک خودآموز آشپزی کمتر است. میتواند باشد. اولاً اینکه آن کتابها ترجمهاند، ترجمههایی عموماً درخشان، اما به هر رو ترجمه، در حالی که از سیر تا پیاز کتاب تالیفی است. و نجف دریابندری کتاب تالیفی دیگری ندارد. چرا، مجموعه مقالات پراکندهاش به صورت کتاب منتشر شدهاند، اما کتاب تالیفی مستقل ندارد. آن ماجرای چنین کنند بزرگان هم که شایع شده بود ترجمه نیست و نوشتهی خودش است توسط خودش تکذیب شد؛ حقیقتاً ویل کاپی آمریکاییای هست و کتابی دارد با عنوان ظهور و سقوط تقریباً همه چیز که چنین کنند بزرگان ترجمهی آن است. پس سیر تا پیاز تنها کتاب تالیفی نجف دریابندری است و کتاب درخشانی است.
در همان زمان انتشار کتاب هم فرهنگدوستان این پرسش را مطرح کردند که چرا باید آدمی در اندازههای نجف دریابندری وقتش را صرف تالیف کتاب خودآموز آشپزی کند. او در مقدمهی کتاب به این پرسش پاسخ داده است:
« … دو رشتهی نقاشی و آشپزی همیشه علاقهی مرا جلب کردهاند، و با آنکه شاید کمتر کسی میان این دو رشته شباهتی ببیند، برای من همیشه این دو کار شبیه و حتی با هم مربوط بودهاند. در هر دو مورد انسان چیزهایی را با هم ترکیب میکند و چیز دیگری به وجود میآورد که ممکن است برای خودش و دیگران خوشایند باشد، یا نباشد. … نمیدانم این قیاس تا چه اندازه موجه است، ولی به هر حال من گاهی بخشی از اوقات خود را صرف این دو کردهام، اگر چه با کمال تعجب متوجه شدهام که اگر در این زمینهها استعدادی داشته باشم، این استعداد بیشتر جنبهی نظری دارد تا عملی. … »
و بعد:کتاب مستطاب آشپزی
«تابلویی که مقابل صفحهی عنوان کتاب (پایین پست) مستطاب میبینید یادگار نخستین روزهایی است که من کار نقاشی و آشپزی را در یک زمان و مکان آغاز کرده بودم. زمان اسفندماه سال ۱۳۳۶ است و مکان اتاق شمارهی ۱۲ در زندان شمارهی ۳ در مجتمع زندانهای قصر قجر. در آن هنگام من به مناسبت فعالیتهای سیاسی به زندان درازمدتی محکوم شده بودم و وقت خود را با ترجمه و نقاشی میگذراندم؛ ضمناً به واسطهی همان علاقهی معروف، آشپزی برای زندانیان هماتاق را هم به عهده گرفته بودم. آنچه در سمت چپ تابلو در کنار دیوار میبینید، دیگ آبگوشتی است که تقریباً هر روز روی یک چراغ سهفتیله بار گذاشته میشد، و من در جایی که دیدگاه شماست مینشستم و به کار نقاشی یا ترجمه مشغول میشدم. این تابلو البته روز نقاشی را نشان میدهد. … همان طور که ملاحظه میکنید تابلو به یک اثر «نائیف» بیشباهت نیست؛ کیفیت آبگوشتی هم که در دیگ میجوشد، تا آنجا که حافظه یاری میکند، در همین حدود بود.»
این ارتباط بین فعالیت سیاسی و زندان و علاقه به آشپزی و نقاشی و همه در این تابلو و این جملات جمعاند. این که انگیزهی آگاهانهی نجف دریابندری چه بوده جای خود، اما به گمانم این کار او به یک «شوخی عملی» شبیه است، یک جور ساختارشکنیِ تصویر جدی و عبوس زندانی و فعال سیاسی است. یکی از شمارههای ماهنامهی زنان که نشانیاش را به خاطر ندارم به مصاحبهای با او دربارهی این کتاب اختصاص داشت و جلدش مزین بود به عکسی از نجف دریابندری که کتاب مستطاب آشپزی را به دست گرفته بود و با رویی شاد به دوربین مینگریست. همان موقع این عکس و استقبال او از انتشار آن روی جلد مجله نظرم را چون کوششی برای شکستن تصویر کلیشهای روشنفکر جلب کرد. اکنون نیز معتقدم انتشار این کتاب اساساً چنین تاثیری دارد.
این را هم بگویم که کتاب از یک نظر بسیار جدی است، اولاً کار نحیفی نیست که صرفاً برای غرضی که گفتم سرهمبندی شده باشد و از آنجا که همسرم از این کتاب استفاده میکند برای پختوپز، میتوانم گزارش کنم که کاملاً بهدردبخور و کاربردی است. حجم آن هم نزدیک به دو هزار صفحه است که خود نشان از این دارد که نجف دریابندری کارش را کاملاً جدی گرفته بوده است. و در جملات اندکی هم که برای توضیح دستورهای غذاهای متنوع آمده، باز جابهجا طنز نویسنده گل کرده است. اصلاً به عنوان کتاب توجه کنید. به جای «همه چیز دربارهی … » معادل «از سیر تا پیاز» انتخاب شده که در ضمن به پختوپز مربوط میشود و خود طنزی آفریده. بله، نجف دریابندری این طوری بود، جدی و شوخی برایش دو دنیای جدا از هم نبودند.
منبع: سایت نقد و معرفی کتاب وینش
زادروز نجف دریابندری
نقل از کانال سهند ایرانمهر
جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک شورای شهر شورگرفته و شعارپیشه در تهران
صبح در ساعت کاری، سینهزنی بجای حل مشکلات شهر و انجام وظایف قانونی محوله از سوی مردم، تفسیر تازه از حق الناس !
در زمان نمایندگی شهید مدرس در مجلس شورای ملی، یکی از نمایندگان به مناسبتی مذهبی اقدام به روضه خوانی میکند.
شهید مدرس به او میگوید:
«ای شیخ، سپهسالار دو عمارت بنا کرده؛ یکی مجلس، یکی مسجد؛ شما اشتباه اینجا آمدهاید؛ اینجا جای قانونگذاری است؛ برو روضهات را در مسجد سپهسالار بخوان!»
یادنامه شهید مدرس، به کوشش جهاد دانشگاهی دانشگاه اصفهان، ص ۷۶، بهنقل از صورت مذاکرات مجلس شورای ملی
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
صبح در ساعت کاری، سینهزنی بجای حل مشکلات شهر و انجام وظایف قانونی محوله از سوی مردم، تفسیر تازه از حق الناس !
در زمان نمایندگی شهید مدرس در مجلس شورای ملی، یکی از نمایندگان به مناسبتی مذهبی اقدام به روضه خوانی میکند.
شهید مدرس به او میگوید:
«ای شیخ، سپهسالار دو عمارت بنا کرده؛ یکی مجلس، یکی مسجد؛ شما اشتباه اینجا آمدهاید؛ اینجا جای قانونگذاری است؛ برو روضهات را در مسجد سپهسالار بخوان!»
یادنامه شهید مدرس، به کوشش جهاد دانشگاهی دانشگاه اصفهان، ص ۷۶، بهنقل از صورت مذاکرات مجلس شورای ملی
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
مردم تا کی باید هزینه نسخههای سفیهانه برخی رجال نورسیده را بدهند !
این چه پیشرفت اسلامی است که چنین مرد دانش ستیزی رییس شورای آنست ؟
تا کجا میخواهید با جان مردم بازی کنید ؟!
#فرهیختگان
این چه پیشرفت اسلامی است که چنین مرد دانش ستیزی رییس شورای آنست ؟
تا کجا میخواهید با جان مردم بازی کنید ؟!
#فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
افغانستان روزهای سقوط
این مستند، آخرین تصاویر برجامانده از احمدشاه مسعود و سرکنسولگری ایران در مزارشریف تا زمان ویرانی آن توسط طالبان و کشتن دیپلماتها و خبرنگاران هموطن در سال ۱۳۷۷ میباشد.
نسخه کامل این اثر -به دلایلی- در دسترس نیست
نسخهی طولانیتر این اثر -به دلایلی- در دسترس نیست و فیلم فعلی به زبان انگلیسی است.
حسین دهباشی
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
این مستند، آخرین تصاویر برجامانده از احمدشاه مسعود و سرکنسولگری ایران در مزارشریف تا زمان ویرانی آن توسط طالبان و کشتن دیپلماتها و خبرنگاران هموطن در سال ۱۳۷۷ میباشد.
نسخه کامل این اثر -به دلایلی- در دسترس نیست
نسخهی طولانیتر این اثر -به دلایلی- در دسترس نیست و فیلم فعلی به زبان انگلیسی است.
حسین دهباشی
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
سازها شکسته و ارکستر ملی افغانستان تعطیل شد. خدا عاقبت هنرمندان ملی و اعضای ارکستر را در دادگاههای طالبان ختم بخیر کند !
پایههای فرهنگ ملتی فرو میریزد.
#فرهیختگان در سوگ افغانستان
پایههای فرهنگ ملتی فرو میریزد.
#فرهیختگان در سوگ افغانستان
حکیمِ عدالت، الاهیدان ایرانی
محمد رضا حکیمی
فروردین ۱۳۱۴ - مرداد ۱۴۰۰
فصلنامه نقد دینی
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
محمد رضا حکیمی
فروردین ۱۳۱۴ - مرداد ۱۴۰۰
فصلنامه نقد دینی
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی