فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
‍ سیاست و زندان و آشپزی و نقاشی!

روبرت صافاریان

می‌دانید مهم‌ترین کتاب نجف دریابندری کدام است؟ از سیر تا پیاز: کتاب مستطاب آشپزی. خواننده شاید حیرت کند و بپرسد آیا تاریخ فلسفه‌ی غرب برتراند راسل و هکلبری فین مارک توین و پیرمرد و دریای همینگوی اهمیت‌شان از یک خودآموز آشپزی کمتر است. می‌تواند باشد. اولاً این‌که آن کتاب‌ها ترجمه‌اند، ترجمه‌هایی عموماً درخشان، اما به هر رو ترجمه، در حالی که از سیر تا پیاز کتاب تالیفی است. و نجف دریابندری کتاب تالیفی دیگری ندارد. چرا، مجموعه مقالات پراکنده‌اش به صورت کتاب منتشر شده‌اند، اما کتاب تالیفی مستقل ندارد. آن ماجرای چنین کنند بزرگان هم که شایع شده بود ترجمه نیست و نوشته‌ی خودش است توسط خودش تکذیب شد؛ حقیقتاً ویل کاپی آمریکایی‌ای هست و کتابی دارد با عنوان ظهور و سقوط تقریباً همه چیز که چنین کنند بزرگان ترجمه‌ی آن است. پس سیر تا پیاز تنها کتاب تالیفی نجف دریابندری است و کتاب درخشانی است.

در همان زمان انتشار کتاب هم فرهنگ‌دوستان این پرسش را مطرح کردند که چرا باید آدمی در اندازه‌های نجف دریابندری وقتش را صرف تالیف کتاب خودآموز آشپزی کند. او در مقدمه‌ی کتاب به این پرسش پاسخ داده است:

« … دو رشته‌ی نقاشی و آشپزی همیشه علاقه‌ی مرا جلب کرده‌اند، و با آنکه شاید کمتر کسی میان این دو رشته شباهتی ببیند، برای من همیشه این دو کار شبیه و حتی با هم مربوط بوده‌اند. در هر دو مورد انسان چیزهایی را با هم ترکیب می‌کند و چیز دیگری به وجود می‌آورد که ممکن است برای خودش و دیگران خوشایند باشد، یا نباشد. … نمی‌دانم این قیاس تا چه اندازه موجه است، ولی به هر حال من گاهی بخشی از اوقات خود را صرف این دو کرده‌ام، اگر چه با کمال تعجب متوجه شده‌ام که اگر در این زمینه‌‌ها استعدادی داشته باشم، این استعداد بیشتر جنبه‌ی نظری دارد تا عملی. … »

و بعد:کتاب مستطاب آشپزی

«تابلویی که مقابل صفحه‌ی عنوان کتاب (پایین پست) مستطاب می‌بینید یادگار نخستین روزهایی است که من کار نقاشی و آشپزی را در یک زمان و مکان آغاز کرده بودم. زمان اسفندماه سال ۱۳۳۶ است و مکان اتاق شماره‌ی ۱۲ در زندان شماره‌ی ۳ در مجتمع زندان‌های قصر قجر. در آن هنگام من به مناسبت فعالیت‌های سیاسی به زندان درازمدتی محکوم شده بودم و وقت خود را با ترجمه و نقاشی می‌گذراندم؛ ضمناً به واسطه‌ی همان علاقه‌ی معروف، آشپزی برای زندانیان هم‌اتاق را هم به عهده گرفته بودم. آنچه در سمت چپ تابلو در کنار دیوار می‌بینید، دیگ آبگوشتی است که تقریباً هر روز روی یک چراغ سه‌فتیله بار گذاشته می‌شد، و من در جایی که دیدگاه شماست می‌نشستم و به کار نقاشی یا ترجمه مشغول می‌شدم. این تابلو البته روز نقاشی را نشان می‌دهد. … همان طور که ملاحظه می‌کنید تابلو به یک اثر «نائیف» بی‌شباهت نیست؛ کیفیت آبگوشتی هم که در دیگ می‌جوشد، تا آنجا که حافظه یاری می‌کند، در همین حدود بود.»

این ارتباط بین فعالیت سیاسی و زندان و علاقه به آشپزی و نقاشی و همه در این تابلو و این جملات جمع‌اند. این که انگیزه‌ی آگاهانه‌ی نجف دریابندری چه بوده جای خود، اما به گمانم این کار او به یک «شوخی عملی» شبیه است، یک جور ساختارشکنیِ تصویر جدی و عبوس زندانی و فعال سیاسی است. یکی از شماره‌های ماهنامه‌ی زنان که نشانی‌اش را به خاطر ندارم به مصاحبه‌ای با او درباره‌ی این کتاب اختصاص داشت و جلدش مزین بود به عکسی از نجف دریابندری که کتاب مستطاب آشپزی را به دست گرفته بود و با رویی شاد به دوربین می‌نگریست. همان موقع این عکس و استقبال او از انتشار آن روی جلد مجله نظرم را چون کوششی برای شکستن تصویر کلیشه‌ای روشنفکر جلب کرد. اکنون نیز معتقدم انتشار این کتاب اساساً چنین تاثیری دارد.

این را هم بگویم که کتاب از یک نظر بسیار جدی است، اولاً کار نحیفی نیست که صرفاً برای غرضی که گفتم سرهم‌بندی شده باشد و از آن‌جا که همسرم از این کتاب استفاده می‌کند برای پخت‌وپز، می‌توانم گزارش کنم که کاملاً به‌دردبخور و کاربردی است. حجم آن هم نزدیک به دو هزار صفحه است که خود نشان از این دارد که نجف دریابندری کارش را کاملاً جدی گرفته بوده است. و در جملات اندکی هم که برای توضیح دستورهای غذاهای متنوع آمده، باز جابه‌جا طنز نویسنده گل کرده است. اصلاً به عنوان کتاب توجه کنید. به جای «همه چیز درباره‌ی … » معادل «از سیر تا پیاز» انتخاب شده که در ضمن به پخت‌وپز مربوط می‌شود و خود طنزی آفریده. بله، نجف دریابندری این طوری بود، جدی و شوخی برایش دو دنیای جدا از هم نبودند.

منبع: سایت نقد و معرفی کتاب وینش
زادروز نجف دریابندری

نقل از کانال سهند ایرانمهر


جان آگه با #فرهیختگان
فرهیختگان pinned «مسئولیت کیفری آقای خامنه‌ای در فاجعه کرونا و وحشت از دادخواهی مردم اردشیر امیرارجمند حفاظت از جان و سلامت شهروندان یکی از وظایف اولیه هر حکومت است؛ از جمله در حوادث غیر مترقبه و همه گیری ها. حکومت باید اقدامات لازم را در حد مقدورات کشور در پیشگیری و مقابله…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک شورای شهر شورگرفته و شعارپیشه در تهران
صبح در ساعت کاری، سینه‌زنی بجای حل مشکلات شهر و
انجام وظایف قانونی محوله از سوی مردم، تفسیر تازه از حق الناس !


در زمان نمایندگی شهید مدرس در مجلس شورای ملی، یکی از نمایندگان به مناسبتی مذهبی اقدام به‌ روضه‌ خوانی می‌کند.
شهید مدرس‌ به او می‌گوید:
«ای شیخ، سپهسالار دو عمارت بنا کرده؛ یکی مجلس، یکی مسجد؛ شما اشتباه این‌جا آمده‌اید؛ این‌جا جای قانونگذاری است؛ برو روضه‌ات را در مسجد سپهسالار بخوان!»

یادنامه شهید مدرس، به کوشش جهاد دانشگاهی دانشگاه اصفهان، ص ۷۶، به‌نقل از صورت مذاکرات مجلس‌ شورای ملی


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
مردم تا کی باید هزینه نسخه‌های سفیهانه برخی رجال نورسیده را بدهند !
این چه پیشرفت اسلامی است که چنین مرد دانش ستیزی رییس شورای آنست ؟
تا کجا می‌خواهید با جان مردم بازی کنید ؟!

#فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
افغانستان روزهای سقوط

این مستند، آخرین تصاویر برجامانده از احمدشاه مسعود و سرکنسولگری ایران در مزارشریف تا زمان ویرانی آن توسط طالبان و کشتن دیپلمات‌ها و خبرنگاران هموطن در سال ۱۳۷۷ می‌باشد.

نسخه کامل این اثر -به دلایلی- در دسترس نیست

نسخه‌ی طولانی‌تر این اثر -به دلایلی- در دسترس نیست و فیلم فعلی به زبان انگلیسی است.

حسین دهباشی



#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
سازها شکسته و ارکستر ملی افغانستان تعطیل شد. خدا عاقبت هنرمندان ملی و اعضای ارکستر را در دادگاههای طالبان ختم بخیر کند !
پایه‌های فرهنگ ملتی فرو می‌ریزد.

#فرهیختگان در سوگ افغانستان
حکیمِ عدالت، الاهیدان ایرانی
محمد رضا حکیمی
فروردین ۱۳۱۴ - مرداد ۱۴۰۰

فصلنامه نقد دینی

#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد، به اهتزاز درمی‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

میرحسین موسوی

جان آگه با #فرهیختگان
جایزه "تلاشگر حقوق بشر" از مولوی عبدالحمید پس گرفته می‌شود

کانون مدافعان حقوق بشر روز سه‌شنبه دوم شهریور (۲۴ اوت) در بیانیه‌‌ای با اشاره به اهدای جایزه "تلاشگر حقوق بشر" به مولوی عبدالحمید، امام‌جمعه اهل سنت زاهدان در سال ۱۳۹۳ اطلاع داد که این جایزه به دلیل مواضع اخیر او پس گرفته می‌شود.

در این بیانیه از عبدالحمید خواسته شده تا در مواضع خود تجدیدنظر کند.

کانون مدافعان حقوق بشر درباره علت این اقدام می‌گوید: «متاسفانه سال‌ها پس از آن تاریخ، مواضع حق‌طلبانه نام‌برده تغییر کرد و سخنانی را از تریبون‌های رسمی بیان نموده که آشکارا با اهداف جایزه تقدیمی مغایرت دارد.»

جایزه "تلاشگر حقوق بشر" که سالانه توسط کانون مدافعان حقوق بشر به فعالان برجسته ایرانی تقدیم می‌شود، به گفته نویسندگان این بیانیه به دلیل تلاش‌های عبدالحمید «برای نجات جان سربازانی که گروگان گرفته شده بودند و نیز پافشاری برای تحقق حقوق اقوام» به او اهدا شد./ دویچه وله


جان آگه با #فرهیختگان
وصیت‌نامه شریعتی، حکیمی و مطهری

به یاد مرد عدالت و پارسایی محمدرضا حکیمی

حسن یوسفی اشکوری
:

▫️درآمد
محمدرضا حکیمی خراسانی درگذشت. خبر کوتاه بود اما از یک سو چندان غیر منتظره نبود چرا که وی اخیرا به کرونا مبتلا شده بود و گویا هنوز از آن رها نشده بود و از سوی دیگر مرگ در ۸۶ سالگی خیلی دور از انتظار نیست. با این حال «مرگ چنین خواجه نه کاری‌ست خرد». حکیمی در شمار نویسندگان مذهبی روشن‌اندیش و عدالت‌خواه و ظلم‌ستیزی است که با ادبیات نو و نثر فاخر و عاطفه برانگیز و با کلک خیال‌انگیز خود حداقل در شصت سال اخیر بر دو نسل مسلمان و حتی غیر مسلمان معاصر ایرانی اثرگذار بوده است. من خود از وامداران حکیمی هستم که حق او را در حد توان در جایی دیگر ادا کرده‌ام. حکیمی ده‌ها کتاب و صدها مقاله در موضوعات متنوع مذهبی انتشار داده است. شاید بتوان ویژگی اصلی و پایدار حکیمی را در چهار چیز خلاصه کرد: تحقیق و تحریر، عدالت‌طلبی و ظلم‌ستیزی، تیمارداری از فرودستان و تهیدستان و در نهایت پارسایی شخصی و ساده‌زیستی کم‌مانند. اکنون و در این مجال و در این «یادنامه»، داستان مشهور وصیت شرعی دکتر علی شریعتی به حکیمی را مورد نقد و بررسی قرار می دهم تا شاید بصریتی افزاید و در حد خود از یکی از رخدادهای تاریخی معاصر ابهام زدایی کند.


▫️وصیت نامه شرعی شریعتی، حکیمی و مطهری
شهرت دارد که شریعتی پیش از ترک ایران در بهار سال ۱۳۵۶، نوشته ای به حکیمی داد و وفق نص آن به حکیمی وکالت داد تا نوشته ها و آثارش را بازبینی و ویرایش کند و به هرحال با اعمال نظر علمی خود آنها را حفظ و منتشر کند. این متن به «وصیت نامه شرعی شریعتی به حکیمی» شهرت یافته است. این نوشته نه چندان مفصل حاوی مطالب متنوعی است و، طبق معمول نوشته های شریعتی، انباشته است از نکات اعتقادی و اشارات تاریخی و در عین حال تا حدودی فضای فکری و سیاسی ایرانِ در آستانه انقلاب را نشان می دهد. متن با این جملات «برادرم، مرد آگاهی و ایمان، اخلاص و تقوی، آزادی و ادب، دانش و دین، محمدرضا حکیمی» آغاز می شود و در ادامه از جمله به منزلت و اعتبار فردی و علمی حکیمی اشارتی می کند و در نهایت می نویسد:
« . . . و اما…برادر! من به اندازه‌ای که در توان داشتم و توانستم در این راه رفتم و با اینکه هرچه داشتم فدا کردم از حقارت خویش و کار خویش شرم دارم و در برابر خیلی از «بچه» ها احساس حقارت می‌کنم. در عین حال، لطف خداوند به کار ناچیز من ارزش و انعکاس بخشیده‌است که هرگز بدان نمی‌ارزم و می‌بینم که : «کم من ثناء جمیل لست اهلا له نشرته» و اکنون بدترین شرایطی را که یک انسان ممکن است بدان دچار شود می‌گذرانم و سرنوشتی جز مرگ یا بدتر از مرگ ندارم. با این همه، تنها رنجم این است که نتوانستم کارم را تمام کنم و بهتر بگویم، ادامه دهم و این دریغی است که برایم خواهد ماند.

🔹 اما رنج دیگرم این است که بسیاری از کارهای اصلی‌ام به همان علتِ همیشه، زندانی زمانه شده و به نابودی تهدید می‌شود، آنچه هم از من نشر یافته، به دلیل نبودن امکانات و کم بودن فرصت، خام و عجولانه و پرغلط و بد چاپ شده‌است و تمامی آن را نه به عنوان کارهای علمی- تحقیقی، که فریادهایی از سر درد، نشانه‌هایی از یک راه، تکان‌هایی برای بیداری، ارائهٔ طریق، طرح‌هایی کلی از یک مکتب، یک دعوت، جهات و ایده‌ها و بالأخره نوعی بسیج فکری و روحی در جامعه باید تلقی کرد و آن هم در شرایطی تبعیدی، فشار، توطئه، فرصت گذرا و حالتی که هر لحظه اش انتظار فاجعه ای می‌رفت.
آنها همه باید تجدید نظر شود، از نظر علمی غنی شود و خورشت بخورد، غلط‌گیری معنوی و لفظی و چاپی شود. اینک، من، همهٔ این‌ها را که ثمرهٔ عمر من و عشق من است و تمام هستی‌ام و همهٔ اندوخته‌ام و میراثم را با این وصیت شرعی، یکجا به دست شما می‌سپارم و با آن‌ها هر کاری که می‌خواهی بکن. فقط بپذیر تا سرنوشت سختی را که در پیش دارم بتوانم با فراغت دل بپذیرم و مطمئن باشم که خصومت‌ها و خباثت‌ها در محو یا مسخ ایمان و آثار من کاری از پیش نخواهند برد و ودیعه ام را به‌دست کسی می‌سپارم که از خودم شایسته‌تر است. لطف خدا و سوز علی تو را در این سکوت سیاه، به سخن آورد که دارد همه چیز از دست می‌رود، ملت ما مسخ می‌شود و غدیر ما می‌خشکد، برج‌های بلند افتخار در هجوم این غوغا و غارتْ بی دفاع مانده‌است. بغض هزارها درد، مجال سخنم نمی‌دهد و سرپرستی و تربیت همهٔ این عزیزترْ از کودکانم را به تو می‌سپارم و تو را به خدا و… خود در انتظار هرچه خدا بخواهد. علی مشهد آذر ۵۵».

🔹متن کامل در وب‌سایت زیتون:
https://www.zeitoons.com/90762



#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
نقد روایت سیدجواد میری از "نظریه عام اصلاح دینی" سیدجواد طباطبایی


بیژن عبدالکریمی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/659
حسن محدثی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/667
رحیم محمدی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/668
سیدحسین حسینی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/646
محمد فریدی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/660
حسین روحانی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/651
امین رضا نوشین
https://t.me/arshivefarhikhtegan/654
شایان هوشیار
https://t.me/arshivefarhikhtegan/652
حامد درودیان
https://t.me/arshivefarhikhtegan/657
محمد محسن نداف
https://t.me/arshivefarhikhtegan/669
فلورا عسکری زاده
https://t.me/arshivefarhikhtegan/645
رزیتا خسروی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/653
حسین حجت پناه
https://t.me/arshivefarhikhtegan/661
احسان پویافر
https://t.me/arshivefarhikhtegan/649
سامان سامنی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/656
محمد منصور نژاد
https://t.me/arshivefarhikhtegan/650
محمد حسین بادامچی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/670
فرامرز معتمد دزفولی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/671
مهدی فرجی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/663?single
محمد حسن علایی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/648
مهدی زینی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/655
شهریار پاک نیا
https://t.me/arshivefarhikhtegan/666
آیدین ابراهیمی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/662
عباس نعیمی جورشری
https://t.me/arshivefarhikhtegan/647
یونس احمدی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/672
آتنا غلام نیارمی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/658


دوشنبه اول شهریور ۱۴۰۰



#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
«اگر امام حسین(ع) الآن حضور داشت چه میکرد؟»

نوشته اند:
«شما ماله کشان مرتجعی که تحت عنوان نواندیشان دینی، سنگ مقدّسات را به سینه میزنید و با توجیه اشکالاتی که بنام دین، در حال نابودی مان است با اظهار ارادت به عربهایی که ۱۴۰۰ سال قبل بودند و اگر امروز هم می بودند مثل همین فقهائی عمل میکردند که میگویند وارث آنها هستند و با همین ادعای نیابت، پدرمان را درآورده اند و امثال شما تلاش میکنید تا به هر طریق ممکن آنها را تنزبه نموده و با الفاظ به ظاهر زیبایی به خورد جامعه دهید بالاغیرةً بگوئید اگر امام حسین امروز حضور داشت چه میکرد که وارثان روحانی شان نکردند؟»

میگویم من نیز عصبانیت تان از نحوهٔ حکمرانی مدعیان وراثت حسین را درک میکنم ولی با شناختی که از اندیشه و منش حضرت اباعبدالله الحسین(ع) دارم میدانم که:
اگر او در این روزگار بود در بُعد فردی قصه، عبد صالح و انسانِ متخلق خدا نمایی بود که میتوانست اسوه حسنهٔ مجسّمی از انسان کامل، جهت الگوگیری و تأسی سایرین باشد و به یقین با هیچگونه ظلم و فسادی همراهی نمیکرد و همانگونه رفتار مینمود که در «خطبهٔ منا» در عتابِ علماء ساکت جامعه می خروشد.

و اگر در حاکمیت بود به یقین، مطلقاً اهل خُلف وعده و دروغ و فریب نبود و هر آنچه مطرح میکرد را صادقانه تا انتها به نتیجه میرساند و قول و عملش یکی بود و حرف و تعهدش با مردم، از هر سندی محکم تر بود.
ثانیاً با عنایت به سیره جد و پدر ارجمندش، و تعهد ایمانی اش به سنت و کتاب خدا، قاطعانه می‌گویم؛

۱- چنانچه پدر بزرگوارش در جمع مردم تاکید کرد: «آگاه باشید که من کسی جز کلیددار شما نیستم و نمیتوانم حتی یک دِرهم به نارو از بیت المال برگیرم» او نیز همین راه را میرفت و بدون اذن و اجازهٔ ملت، حتّی یک ریال از پول این مردم را دلبخواهی، و در کشورهای دیگر هزینه نمیکرد.

۲- چنانچه پدرش فرمود «جز اَسرار نظامی را از شما پنهان نکردم» یقین دارم که ایشان نیز جز بر مَدار صداقت و شفافیت عمل نمی‌کرد و تمام روزنه های سوء استفاده از قدرت را می‌بست و خویش را پاسخگوی امانت و مسئولیتی میدانست که از طرف مردم بر عهده اش گذاشته اند و نسبت به فقر و فساد و تبعیض به شدّت حساسیت میورزید و در مورد بستگان و اطرافیان نیز همانگونه برخورد میکرد که پدرش با عقیل و گردنبند عاریتی زینب کرد.

۳- یقین دارم که اگر امروز بود حتماً نامهٔ پدرش به مالک اشتر (نامه۵۳) و خطبه ۲۱۶ او در رعایت حقوق مردم را مو به مو اجرا میکرد و نامهٔ پدرش به امام مجتبی را (نامه۳۱) سرلوحه زندگی اش قرار میداد.

۴- یقین دارم اگر بود همچون برادر و پدر عزیزش، خواست و اراده مردم را محور تصمیمات خویش قرار می‌داد و در موارد مهم، حتماً با شفافیت و امانت داری هر چه تمام‌تر رفراندوم برگزار می‌کرد و مطلقاً نظر خویش را بر مردم تحمیل نمی‌نمود و جز به منافع ملّی و تأمین خواست و اراده مردم نمی اندیشید.

۵- از آنجایی که عارف و عامل به «ماانزل الله» بود می‌داند که «اقتصاد» مایه قوام ملت است و عزت مردم و توانمندی هایشان در یک اقتصاد پویایِ رقابت پذیر تامین میشود و حتماً زُبده ترین مدیران متخصص در اقتصاد را در رأس امور اقتصادی میگمارد «وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا» (۵نساء)
تلاش را میکرد تا ضمن شفافیت و ضابطه مندی کامل امور، هیچ مانعی بر سر راه رشد و پویایی اقتصاد جامعه و معیشت مردم قرار نگیرد.

۶- یقین دارم که او همچون پدر عزیزش، تجسّم عدل و عدالت ورزی بود و تا پای جان، بر تأمین عدالت قضائی و اجتماعی پای میفشرد و نسبت به ابتناء حقوق فقراء و فرودستان لحظه ای آرام نمیگرفت.

۷- یقین دارم او انسان متعقل و حق محوری بوده و هرجا اشتباه و اشکالی پیش می‌آمد بدون هرگونه لکنتی صراحتاً عذرخواهی میکرد و مطلقاً بر ادامهٔ راه نادرستی که نتیجهٔ مثبتی ندارد یا ضررش بر نفعش میچربد اصرار نمیورزید و به مشورت و استفاده از خرد جمعی، اهمیت فراوان میداد.

۸- یقین دارم که نقد منتقدین را هدیه ای گرانبهاء جهت اصلاح اشکالات میدانست و نه تنها منتقدین و مخالفین را در ایذاء وتنگنا قرار نمیداد که وجودشان را نعمتی برای کشور میدانست.

۹- و نهایتاً اینکه یقین دارم تمام تلاش او صَرف تعلیم و آسایش و رضایتمندی مردم و ارائه الگوی فاخری می‌شد که مردم در کلام و عملِ اخلاقی و الهی او نسخه تمام‌نمای انسانیت خداگون را مشاهده کنند و حاکمیتش منتج به «يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا» باشد.

مطمئناً این لیست میتواند بسیار مطوّل و دامنه‌دار باشد ولی از آنجایی که بنا بر نگارش تک صفحه ای است ادامه آنرا بعهده شما میگذارم

اصفهان اکبر دانش سرارودی محرّم ۱۴۴۳



#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
گزارش اکونومیست از خشکسالی فاجعه‌بار ایران

هفته‌نامه اکونومیست در مطلبی به کم‌آبی فاجعه‌بار در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا پرداخته و هشدار داده است که در آینده ممکن است، «کمبود آب» آتش جنگ در خاورمیانه را شعله‌ور کند.

اکونومیست در شماره جدید خود پرونده‌ای مفصل درباره تبعات گرمایش زمین (تغییر اقلیم) گردآوری کرده و در یکی از مقالات آن، به خشکسالی گسترده در خاورمیانه و شمال آفریقا پرداخته و نوشته است: کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا خشکیده‌‌اند، و دولت‌ها نیز ‌اوضاع را بدتر می‌کنند. پیش‌بینی می شود بارندگی‌ها در بعضی از نقاط به طور ناگهانی کاهش یابد، و کشاورزان ناچار به حفر چاه‌های بیشتر روی آورند، سفره‌های زیرزمینی را تخلیه کنند و به طور بالقوه منجر به آسیب‌های غیرقابل‌جبران زیست‌محیطی شوند.

برخی مانند اسرائیل و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با این مشکل مقابله کرده‌اند و به نیروگاه های آب‌شیرین‌کن متکی هستند که می‌توانند با انرژی خورشیدی کار کنند و یک متر مکعب آب شیرین (برای ۳۰۰۰ بطری آب کوچک کافی) را با ۵۰ سنت تولید کنند.

بانک جهانی می‌گوید، کشاورزی سهم قریب به اتفاق آب شیرین منابع آب زیرزمینی یا سطحی در سراسر جهان را تشکیل می دهد. سهمی که بالغ بر حدود ۷۰ درصد است و این نسبت در خاورمیانه و شمال آفریقا حتی بیشتر است و به حدود ۸۰ درصد می‌رسد. چگونگی محصولات در مناطق خشک کاملاً به آبیاری بستگی دارد و مقامات می‌گویند که حمایت از کشاورزی، مبنای مهاجرت روستایی است و نیاز به استفاده از ارز سخت برای واردات مواد غذایی را کاهش می‌دهد.
به عنوان مثال، مصر به کشاورزان خود اجازه می‌دهد آبیاری خود را از رود نیل تأمین کنند و صرفاً هزینه پمپاژ آن را می‌دهند. این یارانه ها مدت‌هاست که کشاورزان منطقه را به هدر رفتن آب در مقیاس گسترده ترغیب می‌کند.

هنوز هم رهبران خاورمیانه دوست دارند از آب ارزان به عنوان راهی برای جلب پشتیبانی یا حفظ منافع شخصی استفاده کنند. حاکمیت اردن، یکی از خشک‌ترین کشورهای جهان، از این مسئله برای مقابله با کشاورزان قدرتمند قبایل در دره اردن استفاده می کند.
در ایران برای خنک سازی کارخانه‌های تولید فولاد در اصفهان و دیگر مصارف آبی این استان نه تنها از آب شیرین رودی که در نزدیکی اصفهان است، استفاده می کند، بلکه آب یک رودخانه دیگر را نیز تغییر مسیر داده است.

اعتراضات ایران، در استان خوزستان، محل زندگی بیشتر اعراب این کشور، رخ داده است. برای دوره‌های طولانی، بیشتر آب شیرین ایران از استان خوزستان عبور می کرد. قدیمی‌ها به یاد می‌آورند که کشتی‌هایی که به آمریکا می‌رفتند از رودخانه کارون عبور می کردند. اما احداث ده‌ها سد، رودخانه‌ها و باتلاق‌های خوزستان را خشک کرده است. ساکنان خشمگین خوزستان، مسئولان را متهم می‌کنند که تعمداً آب را به شهرهای فارس‌نشین مرکزی هدایت می‌کند و قصد دارد برای حفاری بیشتر مخازن نفتی، اعراب را از زمین‌هایشان دور کند. به همین دلیل معترضین شعار می‌دادند: «نه به مهاجرت اجباری».

ماجرا در عراق نیز تقریباً به همین منوال است، جایی که احداث یک کارخانه بزرگ آب‌شیرین‌کن سال‌ها به تأخیر افتاده است، زیرا گروه‌های حاکم این کشور در مورد اینکه چه کسی اعتبار قرارداد را می‌گیرد، با یکدیگر اختلاف دارند.
جنگ باعث شده است که زیرساخت‌های آب برای برخی از کشورها سخت شود و از آب بعنوان سلاح استفاده می‌شود. جهادگران دولت اسلامی سعی کردند سد فرات را بزنند تا مردم مخالف خود در عراق را تشنه بگذارند. شورشیان مورد حمایت ترکیه در شمال سوریه، کارخانه آبی را که سبد نان رقبا، یعنی کردها را تأمین می‌کرد، متوقف کرده‌اند. گزارشی از دانشگاه صنعا تخمین زده بود که قبل از جنگ داخلی، ۷۰٪ از درگیری‌های روستایی در یمن، با اختلافات بر سر آب آغاز شده است.

آب حتی می‌تواند عامل اصلی درگیری‌های آینده باشد. مصر و سودان با اتیوپی در مورد پر کردن سدی غول پیکر در مسیر رود نیل درگیر هستند. ترکیه و ایران نیز در حال ساخت سدهایی هستند که جریان آب به کشورهای عربی را تخلیه می کند. محاصره غزه توسط اسرائیل تضمین می‌کند که سرزمین فلسطینی وسیله‌ای برای تولید آب آشامیدنی کافی ندارد.
اران فیتلسون از دانشگاه عبری اسرائیل می‌گوید، نمک‌زدایی آب ارزان‌تر از جنگ بر سر آن است. هنوز هم ناآرامی‌های مربوط به آب می‌تواند عواقب جهانی داشته باشد. به عنوان مثال یمنی‌ها در حال حاضر روستاهای خشک شده را رها می‌کنند.
بدون مشارکت، مدیریت و سرمایه گذاری بهتر، میلیون‌ها نفر از ساکنان منطقه با خطر تبدیل شدن به «پناهندگان اقلیمی» مواجه‌اند.

https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2021/07/24/the-countries-of-the-middle-east-and-north-africa-are-parched



#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
«توی کتاب اسم امام حسین هم بود. من همیشه وقتی اسم امام حسین می‌آمد از ته دل گریه می‌کردم. دلم می‌خواست شمشیری می‌داشتم و دشمنان امام حسین را می‌کشتم. قلبم فشرده می‌شد و غصه‌ام می‌گرفت و یاد یاراحمد می‌افتادم که یک روز عده‌ای به سرش ریختند و او با آنها گلاویز شد. کتاب‌هایش میان گل و لای افتاد و پخش و پلا شد. خون از گوشش بیرون زد و او را بردند. بابا و دایی موسی هم بودند، اما هیچ نگفتند. حتی عمو رجب بقال هم که روزهای عاشورا می‌شد علم کش دسته، هيچ نگفت. من از ترس خودم را پشت آنها قایم کردم. شب که همه خسته می‌شدیم، می‌رفتیم و هرکدام گوشه‌ای می‌خوابیدیم. بابا در خواب هم گریه می‌کرد.»

آبشوران نوشته علی‌اشرف درویشان
به مناسبت ۳ شهریور زادروز علی اشرف درویشیان


جان آگه با #فرهیختگان
نمیدانم نوشتن این حرف الان چقدر موثر است اما دستکم ایفای کمترین وظیفه شهروندی و ناظر به سرنوشت جمعی ماست و خواهد ماند. ساعاتی به رای‌گیری کابینه رئیسی در مخروبه بهارستان نمانده است، آنهم در روزهایی که با کشف تصاویر نفرت‌انگیز داخل اوین، عورت نظام مقدس و ملکه عدالت آن مکشوف و آشکار شده است.
اخبار رسیده نشان میدهد که تنها چندنفری که زبان باز کرده و هنرنمایی کردند یا چندان پیشینه رسوا دارند که نمی‌توان بیشتر هزینه کرد، بقیه با فشارهای سنگین مصادرِ مگو، محکوم به وزارت‌ند. شخص اول مملکت فهمیده است که فقط باید فشار داد، هاضمه ملت هنوز جا باز می‌کند، جامعه بین‌المللی هم لاجرم خود را تنظیم می‌کند !

اما مردم که با دوره سخت‌تری روبرو هستند و رنجور، چه باید بکنند ؟ اگر مستقیم با وزارت نفت دست به گریبان نیستند، با وزارت آموزش‌وپرورش هم‌خانه‌اند. اگر سازمان برنامه و بودجه را چندان نمی‌شناسند اما نگران تصمیم‌های وزارت "فرهنگ و هنر"ند. اگر با وزارت‌خارجه هر روز و دائم کاری ندارند با وزارت نیرو هرروزه درگیرند. اگر وزارت ورزش دغدغه روزانه آنان نیست اما وزارت صمت سفره و پیشه آنان است. اگر وزیر میراث فرهنگی را نمی‌شناسند اما به اخبار وزارت کشاورزی و راه و بهداشت و ... روزانه حساس‌ند و سرانجام اگر با معاونت پارلمانی و حقوقی رییس‌جمهور سروکار ندارند، سایه وزارت کشور اما شب‌وروز بر زندگی انان مستولی است.
اوضاع منطقه هم بسیار پیچیده است و نظام مقدس از وجود رهبرانی هم‌ریش در همسایه شرقی خود خرسند است و این عفریت بویناک را برای ترساندن مردم، نشان‌دادن فاصله، خوفِ روز مبادا و انتشار ترشحات آن در غرب، لازم دارد.

مردم اما این توده تپانده در پوست گردو اگر هم‌چنان کار نقد و همبستگی و مطالبه را رها کنند به "میدان هوایی" (فرودگاه) رانده می‌شوند تا یا بروند یا ببرندشان !
صدای علی در نهج‌البلاغه همچنان در گوش ماست که گفت اگر خاموش بنشینید و مطالبه نکنید و نخروشید شما را در خانه‌هایتان شکار خواهند کرد. کاری که با لجاج شروع شود با نزاع خاتمه خواهد یافت !

آثار وزارت و تصمیم‌های این نو دولتیان بر سر همه ما آوار می‌شود. نظام نشان داده از کشف عورت حیا و باکی ندارد، پاسخ هم نمی‌دهد، تازه لجاجت هم می‌کند. جامعه بین‌المللی هم اغلب دلال است و نگران منافع قدرتمندان. مائیم و ایران !
اگر گریبان نگیریم، یقه می‌درانند، اگر فشار نیاوریم طلبکار می‌شوند، و اگر نخواهیم، نمی‌گیریم. ناصیه این دولت ضعیف، ملکوک و سفارشی هیچ درخششی ندارد که خانه برانداز است. کمربندها را محکم ببندید، آه و ناله و گلایه فردای ما سودی ندارد !


رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده


جان آگه با #فرهیختگان
Dftarhaye_ bonyad 03_1400.pdf
1.2 MB
دوره جدید/ مجله دفترهای بنیاد/ ویژه نامه استاد محمدرضا حکیمی منتشر شد

شهریور۱۴۰۰

مجموعه مقالات و گفتارها:

🔆وصیت شرعی / علی شریعتی

🔆پیام تسلیت خانواده شریعتی

🔆پیام تسلیت / سارا شریعتی

🔆روحی که همواره درمیان ماست / محمدرضا حکیمی

🔆افق های تفکیک / احسان شریعتی

🔆حکیمی و حکومت / آرمان ذاکری

🔆منهای فقرعلیه نابرابری/ سارا شریعتی

حکیمی و بازگشت به قرآن/ احسان شریعتی



جان آگه با #فرهیختگان
تسليت‌وگفتاری‌درباره‌مرحوم‌محمد‌رضا‌حکیمی
عبدالکریم‌سروش/DrSoroush@
فايل صوتى تسليت و گفتارى عبدالکریم سروش درباره مرحوم محمدرضا حكيمى



جان آگه با #فرهیختگان
سیدمصطفی تاجزاده امشب در کلاب هواس با مردم سخن خواهد گفت

گفت‌وگوی من با مردم ساعت۲۲ امشب ۳شهریور در اطاق دغدغه‌های ایران در کلاب‌هاوس درباره ضرورت رسیدگی قضایی به کوتاهی در واردات واکسن (منجر به مرگ اجتناب‌پذیر ده‌هاهزار نفر)، شکنجه در زندان‌ها، صیانت یا دیوارکشی مجازی، ضعیف‌ترین دولت پس از انقلاب، تحریم‌ها، خودسرها و... اوین گیت


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی