تحصیل در هر رشتهای که هر دختری در این سرزمین رویایش را دارد حق آنان است. با کمال افتخار از کارزار مخالفت با حذف رشته تئاتر برای دختران در هنرستان سوره حمایت میکنم تا به سهم خود اجازه ندهم طالبان ایران رویاهای دخترانمان را بدزدد.
https://www.karzar.net/sooreh-school
مصطفی تاجزاده
جان آگه با #فرهیختگان
https://www.karzar.net/sooreh-school
مصطفی تاجزاده
جان آگه با #فرهیختگان
میدان هوایی تهران
در ایران هم چهل سالی هست که مردم به «میدان هوایی» پناه میبرند، اما نامش لزوماً فرودگاه نیست. هر جایی که فرد فرهیخته و تحصیلکردهای که این وضع را شایستهی خود نمیداند، در برابر محاصرهی فشارهای مادی و معنوی زیست در این کشور، با ایزوله کردن خود در یک محیط کوچک فیزیکی یا ذهنی با حداقل تماس با آدمهای بیرون به اقتضای استغنای مادی و اجتماعی؛ تماس مجازی با جهان معاصر دیگر در غرب؛ گذار ذهنی به جهان نامعاصر دیگر؛ و... بدان پناه میبرد، نامش «میدان هوایی» است.
توسل به خواندن فلسفه - برای کنده شدن از حقیقت نه رسیدن به آن - و جامعهشناسی - برای فرار از واقعیت و نه تماس و تبیین آن - شنیدن موسیقی کلاسیک و خواندن ادبیات آلمانی و... درست مثل کارکرد مخدر، الکل و... برای فراموشی یا فرافکنی است. توسل به پنج تن آل عبای فلسفه از یونان تا آلمان یا نواب اربعهی فلسفهی تحلیلی؛ غرق شدن در مفاهیم ساختارگرایی استراوس، پساساختارگرایی دریدا و ساختیابی گیدنز برای ندیدن مسائل کریه ایران؛ گوش سپردن به والتس «کارناوال وین» یوهان اشتراوس پدر، والتس «دانوب آبی» یوهان اشتراوس پسر و پوئم سمفونیک «چنین گفت زرتشت» ریشارد اشتراوس؛ و... تفاوتی با خواندن دعای «انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک» دینداران ندارد. آدمهایی که متن فلسفی خواندنشان درست مانند مزامیر خواندن یهودیان ارتدوکس حریدی پای دیوار ندبهی اورشلیم است: اینکه بدون فهمیدن چیزی، سر تکان میدهند، هم مثل سر تکان دادن آنهاست.
ایرانی بیچارهای که گمان میکند میتواند برای فرار از حقیقت زندگی حقیرانه ذیل حکومت نظامیان بیکفایت و روحانیون بیسوادی که انگار دایناسورهای برآمده از دوران پیشاتاریخاند، از واقعیت زندگی ذیل چنین حکومت فاسد و مرتجعی در ایران سال 2021، به ایتالیای شکوفایی هنر و ادبیات رنسانس، انگلستان انقلاب صنعتی قرن هفده و هجده، فرانسهی عصر خرد و انقلاب قرن هجده، آلمان فلاسفه و ادیبان قرن نوزده؛ و... فرار کند، مستلزم ترحم است.
اینکه چند زبان میداند و چند جهان ادبیات و هنر و فلسفه را میشناسد، تفاوتی در کار او نمیکند. طالبان راه دسترسی فیزیکی به میدان هوایی را نمیبندند، داعش هم نمیتواند در ذهن اینها بمب بترکاند. بهمرور تماسشان با واقعیت مسدود میشود و درکشان از حقیقت فاسد خواهد شد.
البته برخی هم درک حقیقت و کنار آمدن با واقعیت را به معنای سازش و پیوستن با طالبان ترجیح میدهند - مثل بیشتر دانشگاهیان و روشنفکران مذهبی و غیرمذهبی؛ راست و چپ؛ سیاسی و غیرسیاسی؛ و... - که اینهم یک جور فاسد شدن است. همهی ما در حال فاسد شدن هستیم.
رضا نساجی
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
در ایران هم چهل سالی هست که مردم به «میدان هوایی» پناه میبرند، اما نامش لزوماً فرودگاه نیست. هر جایی که فرد فرهیخته و تحصیلکردهای که این وضع را شایستهی خود نمیداند، در برابر محاصرهی فشارهای مادی و معنوی زیست در این کشور، با ایزوله کردن خود در یک محیط کوچک فیزیکی یا ذهنی با حداقل تماس با آدمهای بیرون به اقتضای استغنای مادی و اجتماعی؛ تماس مجازی با جهان معاصر دیگر در غرب؛ گذار ذهنی به جهان نامعاصر دیگر؛ و... بدان پناه میبرد، نامش «میدان هوایی» است.
توسل به خواندن فلسفه - برای کنده شدن از حقیقت نه رسیدن به آن - و جامعهشناسی - برای فرار از واقعیت و نه تماس و تبیین آن - شنیدن موسیقی کلاسیک و خواندن ادبیات آلمانی و... درست مثل کارکرد مخدر، الکل و... برای فراموشی یا فرافکنی است. توسل به پنج تن آل عبای فلسفه از یونان تا آلمان یا نواب اربعهی فلسفهی تحلیلی؛ غرق شدن در مفاهیم ساختارگرایی استراوس، پساساختارگرایی دریدا و ساختیابی گیدنز برای ندیدن مسائل کریه ایران؛ گوش سپردن به والتس «کارناوال وین» یوهان اشتراوس پدر، والتس «دانوب آبی» یوهان اشتراوس پسر و پوئم سمفونیک «چنین گفت زرتشت» ریشارد اشتراوس؛ و... تفاوتی با خواندن دعای «انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک» دینداران ندارد. آدمهایی که متن فلسفی خواندنشان درست مانند مزامیر خواندن یهودیان ارتدوکس حریدی پای دیوار ندبهی اورشلیم است: اینکه بدون فهمیدن چیزی، سر تکان میدهند، هم مثل سر تکان دادن آنهاست.
ایرانی بیچارهای که گمان میکند میتواند برای فرار از حقیقت زندگی حقیرانه ذیل حکومت نظامیان بیکفایت و روحانیون بیسوادی که انگار دایناسورهای برآمده از دوران پیشاتاریخاند، از واقعیت زندگی ذیل چنین حکومت فاسد و مرتجعی در ایران سال 2021، به ایتالیای شکوفایی هنر و ادبیات رنسانس، انگلستان انقلاب صنعتی قرن هفده و هجده، فرانسهی عصر خرد و انقلاب قرن هجده، آلمان فلاسفه و ادیبان قرن نوزده؛ و... فرار کند، مستلزم ترحم است.
اینکه چند زبان میداند و چند جهان ادبیات و هنر و فلسفه را میشناسد، تفاوتی در کار او نمیکند. طالبان راه دسترسی فیزیکی به میدان هوایی را نمیبندند، داعش هم نمیتواند در ذهن اینها بمب بترکاند. بهمرور تماسشان با واقعیت مسدود میشود و درکشان از حقیقت فاسد خواهد شد.
البته برخی هم درک حقیقت و کنار آمدن با واقعیت را به معنای سازش و پیوستن با طالبان ترجیح میدهند - مثل بیشتر دانشگاهیان و روشنفکران مذهبی و غیرمذهبی؛ راست و چپ؛ سیاسی و غیرسیاسی؛ و... - که اینهم یک جور فاسد شدن است. همهی ما در حال فاسد شدن هستیم.
رضا نساجی
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
چند نکته بسیار مهم در خصوص این روزها و آینده افغانستان.
منصور خضاعی
✅حالا دیگر طالبان بتدریج متوجه شده اند و می شوند که حکومت و کنترل کل افغانستان توسط آنها دارد تبدیل به کاری تقرییا غیر ممکن می شود. گروه های بزرگ و کوچک مختلف مخالف تحت عنوان مقاومت از سرتاسر افغانستان علم مبارزه علیه طالب برافراشته اند و عده زیادی از آنها با جبهه شمال زیر رهبری احمد مسعود اعلام اتحاد کرده اند، تقرییا روزی نیست که پیام نیاید که یک گروه جدید با احمد مسعود اعلام اتحاد کرده است. این رخدادها خارج از کنترل طالبان اتفاق می افتد و از قبل هم مشخص بود آنها با نیروی نظامی ناکافی و پایگاه اجتماعی ضعیف و مخالفت های بسیار_ گاهی منسجم، گاهی پراکنده_ قدرت تحمیل خواسته خود بر کابل را هم نخواهند داشت چه رسد به کل افغانستان. بمب گذاری انتحاری در نزدیک فرودگاه توسط داعش و کشته شدن بسیاری از مردم افغان و نظامیان آمریکایی و تعداد قابل توجهی از نیروهای امنیتی طالبان، نشان عدم توانایی آنها در ایجاد امنیت دارد.
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.
وجود فرقه های جاه طلب متفاوت در درون خود طالبان و همچنین عدم امربری کامل گروه های زیردست از مقامات بالادستی هم مزید بر علت های قبلی، حکمرانی آن ها بر کل افغانستان را اگر نگوییم غیر ممکن، اما بسیار سخت خواهد کرد.
✅خواسته های جامعه مدنی افغانستان به نسبت ۲۰ سال قبل تغییرات بسیاری نموده که این خود موجب فشار از پایین بر گروه واپس گرای طالبان است. مضاف بر این ها، بالارفتن قیمت اجناس مصرفی، تامین برق، آب و مواد غذایی و بازرگانی خارجی، مسئله تحصیل و اشتغال و بسیاری موارد دیگر از جمله چالش هایی است که به نظر اینجانب طالبان با این نوع تفکر واپس گرا و فقدان نیروی متخصص قادر به حل آن ها نخواهد بود. همه این موارد در حالی است که جبهه متحد شمال در حال رایزنی با طالبان است و هنوز وارد فاز درگیری نظامی نگردیده.
✅نتیجه اینکه آینده امن افغانستان راه حل نظامی ندارد و مردم و گروه های مختلف افغان بویژه خود گروه طالب باید بدانند که بدون تقسیم قدرت و مشارکت دادن سایر گروهها در حاکمیت افغانستان، امکان یکپارچگی کشور و رشد و توسعه آن وجود نخواهد داشت.
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
منصور خضاعی
✅حالا دیگر طالبان بتدریج متوجه شده اند و می شوند که حکومت و کنترل کل افغانستان توسط آنها دارد تبدیل به کاری تقرییا غیر ممکن می شود. گروه های بزرگ و کوچک مختلف مخالف تحت عنوان مقاومت از سرتاسر افغانستان علم مبارزه علیه طالب برافراشته اند و عده زیادی از آنها با جبهه شمال زیر رهبری احمد مسعود اعلام اتحاد کرده اند، تقرییا روزی نیست که پیام نیاید که یک گروه جدید با احمد مسعود اعلام اتحاد کرده است. این رخدادها خارج از کنترل طالبان اتفاق می افتد و از قبل هم مشخص بود آنها با نیروی نظامی ناکافی و پایگاه اجتماعی ضعیف و مخالفت های بسیار_ گاهی منسجم، گاهی پراکنده_ قدرت تحمیل خواسته خود بر کابل را هم نخواهند داشت چه رسد به کل افغانستان. بمب گذاری انتحاری در نزدیک فرودگاه توسط داعش و کشته شدن بسیاری از مردم افغان و نظامیان آمریکایی و تعداد قابل توجهی از نیروهای امنیتی طالبان، نشان عدم توانایی آنها در ایجاد امنیت دارد.
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.
وجود فرقه های جاه طلب متفاوت در درون خود طالبان و همچنین عدم امربری کامل گروه های زیردست از مقامات بالادستی هم مزید بر علت های قبلی، حکمرانی آن ها بر کل افغانستان را اگر نگوییم غیر ممکن، اما بسیار سخت خواهد کرد.
✅خواسته های جامعه مدنی افغانستان به نسبت ۲۰ سال قبل تغییرات بسیاری نموده که این خود موجب فشار از پایین بر گروه واپس گرای طالبان است. مضاف بر این ها، بالارفتن قیمت اجناس مصرفی، تامین برق، آب و مواد غذایی و بازرگانی خارجی، مسئله تحصیل و اشتغال و بسیاری موارد دیگر از جمله چالش هایی است که به نظر اینجانب طالبان با این نوع تفکر واپس گرا و فقدان نیروی متخصص قادر به حل آن ها نخواهد بود. همه این موارد در حالی است که جبهه متحد شمال در حال رایزنی با طالبان است و هنوز وارد فاز درگیری نظامی نگردیده.
✅نتیجه اینکه آینده امن افغانستان راه حل نظامی ندارد و مردم و گروه های مختلف افغان بویژه خود گروه طالب باید بدانند که بدون تقسیم قدرت و مشارکت دادن سایر گروهها در حاکمیت افغانستان، امکان یکپارچگی کشور و رشد و توسعه آن وجود نخواهد داشت.
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
صحبتهای دکتر میر جلال الدین کزازی استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی در مورد استاد شفیعی کدکنی
استاد دکتر شفیعی کدکنی هر آینه، بی هیچ گمان یکی از برجستهترین، گرانمایهترین، دانشمندترین، نامورترین استادان زبان و ادب پارسی است در روزگار ما.
استاد شفیعی به شایستگیها و هنرها و والاییهایی چند آراسته است، گذشته از آن که استادی است توانمند، پژوهشگری است نامدار، صدها دانشجو را در درازنای کار دانشگاهی خود پرورده است؛ آموخته است. صدها کتاب و جستار پژوهشگرانۀ ارزشمند نوشته است.
او سخنور هم هست. دفتر های شعر از او به چاپ رسیده است. سرودههایی که زیباست؛ دلپذير است. سروده های او نغز است و سخته و ستوار ...
از سوی دیگر استاد شفیعی با زبانهای اروپایی به همان سان که با زبان و ادب تازی آشنایی دارد، ازین زبانها متنهایی به فارسی برگردانیده است.
یکی دیگر از ارزندگیها و برازندگیهای او این است که با دانشهای اسلامی هم آشناست ...
.
به هر روی استاد شفیعی از استادانی است که در روزگار ما به دریغ میباید گفت کم مانند است.
من از درگاه دادار دادگستر آرزو میدارم که استاد گرامی که من چندین دهه پیش از دانش او بهره جستم، چونان دانشجو سالهای بسیار بپپاید، بزید، تا همۀ دوستداران زبان وادب شکرین و شیوای پارسی از خرمن دانش او خوشه بتوانند چید.
صحبتهای استاد کزازی در مورد دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی در آستانه روز معلم در کلاس متون حماسی دوره دکتری ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران. اردیبهشت ۱۳۹۵
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
استاد دکتر شفیعی کدکنی هر آینه، بی هیچ گمان یکی از برجستهترین، گرانمایهترین، دانشمندترین، نامورترین استادان زبان و ادب پارسی است در روزگار ما.
استاد شفیعی به شایستگیها و هنرها و والاییهایی چند آراسته است، گذشته از آن که استادی است توانمند، پژوهشگری است نامدار، صدها دانشجو را در درازنای کار دانشگاهی خود پرورده است؛ آموخته است. صدها کتاب و جستار پژوهشگرانۀ ارزشمند نوشته است.
او سخنور هم هست. دفتر های شعر از او به چاپ رسیده است. سرودههایی که زیباست؛ دلپذير است. سروده های او نغز است و سخته و ستوار ...
از سوی دیگر استاد شفیعی با زبانهای اروپایی به همان سان که با زبان و ادب تازی آشنایی دارد، ازین زبانها متنهایی به فارسی برگردانیده است.
یکی دیگر از ارزندگیها و برازندگیهای او این است که با دانشهای اسلامی هم آشناست ...
.
به هر روی استاد شفیعی از استادانی است که در روزگار ما به دریغ میباید گفت کم مانند است.
من از درگاه دادار دادگستر آرزو میدارم که استاد گرامی که من چندین دهه پیش از دانش او بهره جستم، چونان دانشجو سالهای بسیار بپپاید، بزید، تا همۀ دوستداران زبان وادب شکرین و شیوای پارسی از خرمن دانش او خوشه بتوانند چید.
صحبتهای استاد کزازی در مورد دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی در آستانه روز معلم در کلاس متون حماسی دوره دکتری ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران. اردیبهشت ۱۳۹۵
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
امرالله صالح از دره پنجشیر افغانستان: سرباز احمدشاه مسعود هستم؛ دوام حاکمیت طالبان ممکن نیست
«متاسفانه آمریکاییها از ما به یک روش بسیار نادرست و غیردیپلماتیک خواستند که این زندانیها را رها کنیم و تهدید کردند که کمکهای اقتصادی و تسلیحاتی و نظامی به افغانستان را قطع میکنند.»
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
«متاسفانه آمریکاییها از ما به یک روش بسیار نادرست و غیردیپلماتیک خواستند که این زندانیها را رها کنیم و تهدید کردند که کمکهای اقتصادی و تسلیحاتی و نظامی به افغانستان را قطع میکنند.»
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
حضور محترم جناب آقای دکتر محمد جواد ظریف
سلام،
مراتب سپاس خود را از شما بابت حفظ منافع ملی و تلاش در جهت رفع تحریم ها که به صورت موفقیت آمیزی به برجام منجر شد را می ستاییم. همچنین تلاش های مجدد شما در جهت احیای برجام بعد از فسخ یک طرفه آن توسط امریکا و مصوبه محدود کننده ی مجلس را از یاد نخواهیم برد. کارشکنی های داخلی و محدودیت های ساختاری و نهادی شما در خاطرمان خواهد ماند از جمله مصوبه مجلس اقلیتِ به اصطلاح انقلابی با آن رییسش که هنوز به اتهام های بسیار زیادش رسیدگی نشده است و احتمالا هرگز نخواهد شد. اتهاماتی که وظیفه ی رییس قوه قضاییه سابق و منصوب شده به جمهور فعلی بود که به آن ها رسیدگی کند و نکرد. شما را دیپلماتی کارکشته و از معدود وزرای مجرب بعد از انقلاب می دانم و تسلط و اعتماد بنفس شما را در امور بین الملل و زبان انگلیسی می ستایم. این که منتقدان شما می گویند اگر برجام توافقی بود که خوب نوشته شده بود امریکا نمی توانست از آن خارج شود را هم نمی پذیریم. به چند دلیل: این که خطبه های طولانی فرسایشی نخواندید جای تقدیر دارد. کارشکنی های داخلی تاثیر گذار بود که خود داستانی پرپیچ و خم است و متعصبین و دروغگویان شما را تحت فشار گذاشتند و برخی سعی کردند کشور ما را جنگ طلب و به دنبال محو این و آن نشان دهند که در نظام روابط بین الملل همه ی این ها به هم مرتبط است اما اکثر اینان سواد آن را ندارند. متاسفانه نظام سلطه جهانی به گونه ای ست که هر طور دیگری هم توافق بسته می شد امریکا می توانست یک طرفه آن را بر هم بزند. به خاطر این که برجام با توجه به منابع و قدرت ما توافق خوبی بود و منافع ما را تامین می کرد ترامپ از آن خارج شد. اگر به نفع او بود این کار را نمی کرد. نظام به وجود شما نیاز داشت تا از مخصمصه ی شدیدی که گرفتار شده بود به در آید. برجام توافقی موفقیت آمیز بود که در طول اجرا باعث کاهش قابل ملاحظه ی نرخ تورم و رونق اقتصادی و بیکارشدن کاسبان تحریم گشت. شما را دکتری واقعی و نه از نوع شش کلاس سواد و معادل ساز و حوزوی و یک شبه می دانیم. از برخی سخنان شما با وجود محدودیت هایی که داشتید نیز انتقادهایی داریم. این که در یک نظام همه سر و ته یک کرباس هستند را نمی پذیریم و تجربه تاریخی خلاف آن را نشان داده است مانند امیرکبیر در حکومت ناصرالدین شاه و دکتر محمد مصدق در زمان حکومت پهلوی دوم، اگر چه این افراد بسیار اندک هستند. نظارت استصوابی شورای نگهبان که از حتی یک سال قبل منصوب فعلی را مشخص کرده بود آن چنان حتی از نامزدی احتمالی شما به هراس افتاده بود که مخالفانتان فایل صوتی منتشر شده را به عنوان سلاحی علیه شما به کار گرفتند. اما به نظر اینجانب در آن فایل صوتی مطالب بسیار خوبی را مطرح کردید که در نهایت به نفع شما تمام شد. عذرخواهی هوشمندانه شما را بابت انتشار برخی مطالب گفته شده و نه محتوای آن ها که در آن فایل بود را نیز می ستاییم ( اگرچه بدون هیچ عذرخواهی بهتر هم می بود)، محدودیت هایتان را درک می کنیم و حتی گفتن این که در برخی جاها به خاطر منافع ملی مجبور بودید عقیده خود را بازگو ننمایید را ارج می نهیم و شرایط ساختاری نهادی را می توانیم در نظر بگیریم. در چند مورد ویژه نیز قدردان شما هستیم:
1. افشای نقش توطئه گرانه ی روسیه. شعار ما نه شرقی نه غربی بوده است ولی اصلا به آن عمل نکرده ایم. به دامان شرق پناه برده ایم و غرب ستیز و نه از غرب آزاد، گشته ایم. وابستگی از هر نوع بد است. شجاعت شما را در افشاگری توطئه های روسیه ارج می نهم.
2. از دخالت نظامیان در امور خارجه گفتید. از مداخله میدان در دیپلماسی سخن گفتید. برخی ها حرف شما را درک نکردند و برخی درک کردند و خود را به نفهمیدن زدند. واقعیتی بود که خیلی ها می دانستند اما بیانش از جانب وزیر امور خارجه بسیار مهم و افشاگرانه بود.
3. گفتید که سیاست های وزارت خارجه را وزیر خارجه تعیین نمی کند. ما هم می دانستیم اما گفتن آن توسط شما را تحسین می کنم که جهت یادآوری بود و توجه ما را به مورد مهمی دوباره جلب کرد: سیاست دوگانه، وقتی مواردی موفق می شود به نام بالادستی ها تمام می شود و وقتی به شکست می انجامد به گردن پایین دستی ها می اندازند.
4. افشاگری هایی که در مورد خرید و واردات واکسن نمودید نیز بسیار روشن گرانه و قابل تامل بود. سپاس از شما.
از خداوند متعال خواهان توفیق شما در ادامه راه زندگیتان هستم و شما را وطن پرست و دیپلماتی کارکشته می دانم. باید واقعیات را گفت و از منافذ اندک موجود استفاده کرد و قدردانی ها را نیز در کنار شکایت ها و اعتراض ها بیان نمود.
امیر محمدیان خراسانی
جان آگه با #فرهیختگان
سلام،
مراتب سپاس خود را از شما بابت حفظ منافع ملی و تلاش در جهت رفع تحریم ها که به صورت موفقیت آمیزی به برجام منجر شد را می ستاییم. همچنین تلاش های مجدد شما در جهت احیای برجام بعد از فسخ یک طرفه آن توسط امریکا و مصوبه محدود کننده ی مجلس را از یاد نخواهیم برد. کارشکنی های داخلی و محدودیت های ساختاری و نهادی شما در خاطرمان خواهد ماند از جمله مصوبه مجلس اقلیتِ به اصطلاح انقلابی با آن رییسش که هنوز به اتهام های بسیار زیادش رسیدگی نشده است و احتمالا هرگز نخواهد شد. اتهاماتی که وظیفه ی رییس قوه قضاییه سابق و منصوب شده به جمهور فعلی بود که به آن ها رسیدگی کند و نکرد. شما را دیپلماتی کارکشته و از معدود وزرای مجرب بعد از انقلاب می دانم و تسلط و اعتماد بنفس شما را در امور بین الملل و زبان انگلیسی می ستایم. این که منتقدان شما می گویند اگر برجام توافقی بود که خوب نوشته شده بود امریکا نمی توانست از آن خارج شود را هم نمی پذیریم. به چند دلیل: این که خطبه های طولانی فرسایشی نخواندید جای تقدیر دارد. کارشکنی های داخلی تاثیر گذار بود که خود داستانی پرپیچ و خم است و متعصبین و دروغگویان شما را تحت فشار گذاشتند و برخی سعی کردند کشور ما را جنگ طلب و به دنبال محو این و آن نشان دهند که در نظام روابط بین الملل همه ی این ها به هم مرتبط است اما اکثر اینان سواد آن را ندارند. متاسفانه نظام سلطه جهانی به گونه ای ست که هر طور دیگری هم توافق بسته می شد امریکا می توانست یک طرفه آن را بر هم بزند. به خاطر این که برجام با توجه به منابع و قدرت ما توافق خوبی بود و منافع ما را تامین می کرد ترامپ از آن خارج شد. اگر به نفع او بود این کار را نمی کرد. نظام به وجود شما نیاز داشت تا از مخصمصه ی شدیدی که گرفتار شده بود به در آید. برجام توافقی موفقیت آمیز بود که در طول اجرا باعث کاهش قابل ملاحظه ی نرخ تورم و رونق اقتصادی و بیکارشدن کاسبان تحریم گشت. شما را دکتری واقعی و نه از نوع شش کلاس سواد و معادل ساز و حوزوی و یک شبه می دانیم. از برخی سخنان شما با وجود محدودیت هایی که داشتید نیز انتقادهایی داریم. این که در یک نظام همه سر و ته یک کرباس هستند را نمی پذیریم و تجربه تاریخی خلاف آن را نشان داده است مانند امیرکبیر در حکومت ناصرالدین شاه و دکتر محمد مصدق در زمان حکومت پهلوی دوم، اگر چه این افراد بسیار اندک هستند. نظارت استصوابی شورای نگهبان که از حتی یک سال قبل منصوب فعلی را مشخص کرده بود آن چنان حتی از نامزدی احتمالی شما به هراس افتاده بود که مخالفانتان فایل صوتی منتشر شده را به عنوان سلاحی علیه شما به کار گرفتند. اما به نظر اینجانب در آن فایل صوتی مطالب بسیار خوبی را مطرح کردید که در نهایت به نفع شما تمام شد. عذرخواهی هوشمندانه شما را بابت انتشار برخی مطالب گفته شده و نه محتوای آن ها که در آن فایل بود را نیز می ستاییم ( اگرچه بدون هیچ عذرخواهی بهتر هم می بود)، محدودیت هایتان را درک می کنیم و حتی گفتن این که در برخی جاها به خاطر منافع ملی مجبور بودید عقیده خود را بازگو ننمایید را ارج می نهیم و شرایط ساختاری نهادی را می توانیم در نظر بگیریم. در چند مورد ویژه نیز قدردان شما هستیم:
1. افشای نقش توطئه گرانه ی روسیه. شعار ما نه شرقی نه غربی بوده است ولی اصلا به آن عمل نکرده ایم. به دامان شرق پناه برده ایم و غرب ستیز و نه از غرب آزاد، گشته ایم. وابستگی از هر نوع بد است. شجاعت شما را در افشاگری توطئه های روسیه ارج می نهم.
2. از دخالت نظامیان در امور خارجه گفتید. از مداخله میدان در دیپلماسی سخن گفتید. برخی ها حرف شما را درک نکردند و برخی درک کردند و خود را به نفهمیدن زدند. واقعیتی بود که خیلی ها می دانستند اما بیانش از جانب وزیر امور خارجه بسیار مهم و افشاگرانه بود.
3. گفتید که سیاست های وزارت خارجه را وزیر خارجه تعیین نمی کند. ما هم می دانستیم اما گفتن آن توسط شما را تحسین می کنم که جهت یادآوری بود و توجه ما را به مورد مهمی دوباره جلب کرد: سیاست دوگانه، وقتی مواردی موفق می شود به نام بالادستی ها تمام می شود و وقتی به شکست می انجامد به گردن پایین دستی ها می اندازند.
4. افشاگری هایی که در مورد خرید و واردات واکسن نمودید نیز بسیار روشن گرانه و قابل تامل بود. سپاس از شما.
از خداوند متعال خواهان توفیق شما در ادامه راه زندگیتان هستم و شما را وطن پرست و دیپلماتی کارکشته می دانم. باید واقعیات را گفت و از منافذ اندک موجود استفاده کرد و قدردانی ها را نیز در کنار شکایت ها و اعتراض ها بیان نمود.
امیر محمدیان خراسانی
جان آگه با #فرهیختگان
پیدا کردن نیروی نفوذی خیلی هم دشوار نیست. یک نمونه همین آدمی است که خون هزاران انسان بیگناه بر اثر ممنوعیت ورود واکسن را بپای ارادت رهبری میریزد.
#فرهیختگان
#فرهیختگان
پیام تسلیت جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی به مناسبت درگذشت محمدرضا حکیمی
▫️جمعی از فعالان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حقوق بشری به مناسبت درگذشت محمدرضا حکیمی پیام تسلیتی صادر کردند. در این پیام آمده است: «فقدان این حکیم عزیز را در این روزهای سخت سراسر فقر، نابرابری و رنج محرومان و مستضعفان به خاندان حکیمی، عدالت خواهان و دوستان ایشان تسلیت گفته وارزوی تداوم راه او را داریم.»
🔹محمدرضا حکیمی، اسلام شناس در روز ۳۱ مرداد بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت. او در زمان مرگ ۸۶ سال داشت. حکیمی متولد مشهد و مولف آثار مهمی چون «الحیاه»، «خورشید مغرب»، «عقل سرخ»، «عاشورا: مظلومیتی مضاعف»، «شیخ آقا بزرگ تهرانی»، «تفسیر آفتاب»، «فریاد روزها» است. او همواره اما بدون انتقاد صریحی از حاکمیت فاصله خود را با آن حفظ میکرد. در سال ۸۸ زمانی که قرار بود در جشنواره فارابی با حضور محمود احمدی نژاد از محمدرضا حکیمی تقدیر شود، او حاضر به شرکت در مراسم نشد و در پیامی نوشت: تا هنگامی که در جامعه ما فقر و محرومیت مرئی و نامرئی بیداد میکند برگزاری چنین جشنوارههایی از نظر اینجانب در اولویت نیست.
متن کامل در وبسایت زیتون:
https://www.zeitoons.com/90821
جان آگه با #فرهیختگان
▫️جمعی از فعالان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حقوق بشری به مناسبت درگذشت محمدرضا حکیمی پیام تسلیتی صادر کردند. در این پیام آمده است: «فقدان این حکیم عزیز را در این روزهای سخت سراسر فقر، نابرابری و رنج محرومان و مستضعفان به خاندان حکیمی، عدالت خواهان و دوستان ایشان تسلیت گفته وارزوی تداوم راه او را داریم.»
🔹محمدرضا حکیمی، اسلام شناس در روز ۳۱ مرداد بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت. او در زمان مرگ ۸۶ سال داشت. حکیمی متولد مشهد و مولف آثار مهمی چون «الحیاه»، «خورشید مغرب»، «عقل سرخ»، «عاشورا: مظلومیتی مضاعف»، «شیخ آقا بزرگ تهرانی»، «تفسیر آفتاب»، «فریاد روزها» است. او همواره اما بدون انتقاد صریحی از حاکمیت فاصله خود را با آن حفظ میکرد. در سال ۸۸ زمانی که قرار بود در جشنواره فارابی با حضور محمود احمدی نژاد از محمدرضا حکیمی تقدیر شود، او حاضر به شرکت در مراسم نشد و در پیامی نوشت: تا هنگامی که در جامعه ما فقر و محرومیت مرئی و نامرئی بیداد میکند برگزاری چنین جشنوارههایی از نظر اینجانب در اولویت نیست.
متن کامل در وبسایت زیتون:
https://www.zeitoons.com/90821
جان آگه با #فرهیختگان
انتشارات علمی منتشر کرد:
«درآمد» کتاب وجود و زمان که نقشۀ راه این اثر و به گفتۀ هایدگر دشوارترین جزء این کتاب است، مهمترین بزنگاه های مسیر هایدگر در این کتاب و فراتر از آن، کلیت طرح او را در دوران متقدم تفکرش ترسیم می کند. او کار را با تأکید بر «پرسش وجود» آغاز می کند و طرح خود را بر این پرسش بنیان می گذارد و به جستجویی دست می زند که قرن هاست در سنت متافیزیک بدیهی انگاشته شده، حتی نادرست تلقی شده و به فراموشی سپرده شده است و این چنین او راه خود را از این سنت دیرین جدا می سازد. پرسش وجود که خصلت دازاین انسانی است هایدگر را وا میدارد که مسیر خود را برای بنیانگذاری آغازین فلسفه از نو، با سرنخ تفسیر پدیدارشناسانه و هرمنویتیکی دازاین بپیماید که خود در افق زمان و با ساخت گشایی تاریخ اندیشۀ فلسفی در پی پرسش وجود حاصل می گردد. کتاب حاضر با ترجمه، شرح و تحقیق مجدانه در این جزء مهم کتاب وجود و زمان و یافتن پیوندهای اساسی این قطعه با کلیت اندیشۀ متقدم هایدگر می کوشد گامی موثر در شناخت این فیلسوف برجسته مغرب زمین در دوران معاصر بردارد.
جان آگه با #فرهیختگان
«درآمد» کتاب وجود و زمان که نقشۀ راه این اثر و به گفتۀ هایدگر دشوارترین جزء این کتاب است، مهمترین بزنگاه های مسیر هایدگر در این کتاب و فراتر از آن، کلیت طرح او را در دوران متقدم تفکرش ترسیم می کند. او کار را با تأکید بر «پرسش وجود» آغاز می کند و طرح خود را بر این پرسش بنیان می گذارد و به جستجویی دست می زند که قرن هاست در سنت متافیزیک بدیهی انگاشته شده، حتی نادرست تلقی شده و به فراموشی سپرده شده است و این چنین او راه خود را از این سنت دیرین جدا می سازد. پرسش وجود که خصلت دازاین انسانی است هایدگر را وا میدارد که مسیر خود را برای بنیانگذاری آغازین فلسفه از نو، با سرنخ تفسیر پدیدارشناسانه و هرمنویتیکی دازاین بپیماید که خود در افق زمان و با ساخت گشایی تاریخ اندیشۀ فلسفی در پی پرسش وجود حاصل می گردد. کتاب حاضر با ترجمه، شرح و تحقیق مجدانه در این جزء مهم کتاب وجود و زمان و یافتن پیوندهای اساسی این قطعه با کلیت اندیشۀ متقدم هایدگر می کوشد گامی موثر در شناخت این فیلسوف برجسته مغرب زمین در دوران معاصر بردارد.
جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مستندِ «گفتن با نگفتن»
سینما و سانسور بهروایتِ ناصر تقوایی
ناصر تقوایی، که از برجستهترین فیلمسازانِ مستقلِ جریانِ روشنفکری است، در این فیلمِ مستندِ یکساعتهی رادیو فردا به کارگردانی عارف محمدی تاریخِ سینمای ایران و دردسرهای همیشگی سانسور را بر اساسِ خاطراتش و از نگاهِ خود روایت کرده است.
لینک منبع در رادیو فردا
جان آگه با #فرهیختگان
سینما و سانسور بهروایتِ ناصر تقوایی
ناصر تقوایی، که از برجستهترین فیلمسازانِ مستقلِ جریانِ روشنفکری است، در این فیلمِ مستندِ یکساعتهی رادیو فردا به کارگردانی عارف محمدی تاریخِ سینمای ایران و دردسرهای همیشگی سانسور را بر اساسِ خاطراتش و از نگاهِ خود روایت کرده است.
لینک منبع در رادیو فردا
جان آگه با #فرهیختگان
درخواست محمود صادقی از سران قوا برای بازنگری در طرح صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی
به نام خدا
حجةالاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر سید ابراهیم رئیسی، رییس جمهور محترم
جناب آقای دکتر باقر قالیباف رییس محترم مجلس شورای اسلامی
حجةالاسلام و المسلمین جناب آقای محسنی اژهای رییس محترم قوه قضاییه
باسلام و احترام
اکنون که قوای سهگانه با یکدیگر کاملا همسو و همگرا هستند، انتظار میرود یکی از آثار این همگرایی ایجاد انسجام بیشتر و پرهیز از تداخل وظایف بین قوا باشد و آنگونه که در بند ۱۱ سیاستهای کلی نظام قانونگذاری تأکید شده، صلاحیت ذاتی قوای سه گانه در قانونگذاری بیشتر رعایت شود.
در این راستا جا دارد طرح موسوم به صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی، که با اصول مختلف قانون اساسی ناظر به صلاحیتهای ذاتی قوای سه گانه، ازجمله اصول ۵۷، ۵۸، ۶۰، ۶۱، ۷۵، ۷۶، ۸۵، ۸۶، ۸۸، ۸۹، ۱۱۳ و ۱۲۶ مغایرت دارد، مورد بازنگری اساسی قرار گیرد.
پیشنهاد میشود برای قانونگذاری منطقی در این زمینه یک کارگروه مرکب از نمایندگان سه قوه و متشکل از کارشناسان و خبرگان حقوقی، اقتصادی و فناوری تشکیل شود و با بازبینی قوانین و مقررات موضوعه فعلی و شناخت خلأهای موجود و مطالعه تجارب موفق جهانی، چارچوب جامع و متوازنی را برای تدوین حقوق دیجیتالی کشور طراحی کند، تا ضمن اینکه حکمرانی دیجیتالی و امنیت سایبری و منافع و مصالح عمومی کشور را بصورت مؤثر تأمین کند، مسئولیتهای حقوقی واسطهها و عرضهکنندگان خدمات و پلتفرم های مختلف، از جمله پیامرسانها و شبکههای اجتماعی را بصورت شفاف ضابطهمند کند و به معنی واقعی کلمه حقوق کاربران فضای مجازی، شامل حق حریم خصوصی و صیانت از دادههای شخصی، حق تبادل و دسترسی آزاد به اطلاعات و حق مالکیت فکری آنها را صیانت و تضمین کند و در نتیجه بدون اینکه فرصتهای فراوان علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برآمده از فضای مجازی را در معرض آسیب قرار دهد، با جلب اعتماد عمومی و مشارکت ذینفعان، تهدیدهای آن را برای اخلاق، فرهنگ و امنیت عمومی جامعه به حداقل برساند.
با آرزوی توفیق برای خدمتگزاری صادقانه به مردم
محمود صادقی
۱۴۰۰/۶/۵
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
به نام خدا
حجةالاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر سید ابراهیم رئیسی، رییس جمهور محترم
جناب آقای دکتر باقر قالیباف رییس محترم مجلس شورای اسلامی
حجةالاسلام و المسلمین جناب آقای محسنی اژهای رییس محترم قوه قضاییه
باسلام و احترام
اکنون که قوای سهگانه با یکدیگر کاملا همسو و همگرا هستند، انتظار میرود یکی از آثار این همگرایی ایجاد انسجام بیشتر و پرهیز از تداخل وظایف بین قوا باشد و آنگونه که در بند ۱۱ سیاستهای کلی نظام قانونگذاری تأکید شده، صلاحیت ذاتی قوای سه گانه در قانونگذاری بیشتر رعایت شود.
در این راستا جا دارد طرح موسوم به صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی، که با اصول مختلف قانون اساسی ناظر به صلاحیتهای ذاتی قوای سه گانه، ازجمله اصول ۵۷، ۵۸، ۶۰، ۶۱، ۷۵، ۷۶، ۸۵، ۸۶، ۸۸، ۸۹، ۱۱۳ و ۱۲۶ مغایرت دارد، مورد بازنگری اساسی قرار گیرد.
پیشنهاد میشود برای قانونگذاری منطقی در این زمینه یک کارگروه مرکب از نمایندگان سه قوه و متشکل از کارشناسان و خبرگان حقوقی، اقتصادی و فناوری تشکیل شود و با بازبینی قوانین و مقررات موضوعه فعلی و شناخت خلأهای موجود و مطالعه تجارب موفق جهانی، چارچوب جامع و متوازنی را برای تدوین حقوق دیجیتالی کشور طراحی کند، تا ضمن اینکه حکمرانی دیجیتالی و امنیت سایبری و منافع و مصالح عمومی کشور را بصورت مؤثر تأمین کند، مسئولیتهای حقوقی واسطهها و عرضهکنندگان خدمات و پلتفرم های مختلف، از جمله پیامرسانها و شبکههای اجتماعی را بصورت شفاف ضابطهمند کند و به معنی واقعی کلمه حقوق کاربران فضای مجازی، شامل حق حریم خصوصی و صیانت از دادههای شخصی، حق تبادل و دسترسی آزاد به اطلاعات و حق مالکیت فکری آنها را صیانت و تضمین کند و در نتیجه بدون اینکه فرصتهای فراوان علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برآمده از فضای مجازی را در معرض آسیب قرار دهد، با جلب اعتماد عمومی و مشارکت ذینفعان، تهدیدهای آن را برای اخلاق، فرهنگ و امنیت عمومی جامعه به حداقل برساند.
با آرزوی توفیق برای خدمتگزاری صادقانه به مردم
محمود صادقی
۱۴۰۰/۶/۵
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
نشریه میهن ۴۱ منتشر شد.
«جمهوری اسلامی ۱۴۰۰ به کجا میرود؟»
سرسخن چهلم و یکم
با انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ ظاهرا حکومت یکدست شده و تمامی نهادهای کشور بیش از پیش در دست ولایت فقیه قرار گرفته و بود و نمود نظام هر چه بیشتر یکی شده است.
اما آیا برگزاری یک انتخابات مهندسی شده که پاسخ «نه» از بخش زیادی از مردم ایران گرفت تنها به دنبال یکدست سازی قدرت در لحظه کنونی و در اختیار گرفتن قوه مجریه توسط جریان ولایی بود و یا اهداف دیگری نیز در پس نقطه چین رخدادهای سیاسی چند ساله اخیر وجود دارد؟ آیا زین پس هسته سخت حکومت تصمیمی تاریخی جهت ورود به مرحله جدیدی گرفته و یا همان نقطه چین گذشته را دارد ادامه میدهد؟ فرایند این تغییر و تحولات چه تاثیری در ساختار داخلی قدرت برجای خواهد گذاشت؟ مسئله و بحران جانشینی آیا نقشی در این روند دارد؟ جمهوری اسلامی چه سیاستی برای مواجهه با بحرانهای برهم انباشته شده در پیش گرفته است؟ کشورهای منطقه و جهان چه تنظیم رابطهای با این فرایند خواهند داشت و این روابط چه تاثیرات داخلی در پی خواهد داشت؟ آیا آرایش نیروهای سیاسی در داخل و خارج از کشور تغییر خواهد کرد؟ و بالاخره مهم تر از همه اقشار مختلف مردم ایران در این روند چه تاثیراتی خواهند داشت؟
مجموعه این سئوالات ما را بر آن داشت که موضوع شماره آینده میهن را
«جمهوری اسلامی ۱۴۰۰ به کجا میرود؟» قرار دهیم.
شورای دبیران نشریه میهن:جواد اکبرین، رضا علیجانی، علی کشتگر و محسن یلفانی
🔴 این شماره میهن نیز همچون گذشته حاوی دیدگاه های مختلف و حتی متضادی است. اگر فرصت ندارید همه مقالات را بخوانید خواندن سوتیترهای مقالات را از دست ندهید. همچنین با فاصله چند روز فایل پی دی اف نشریه در کانال تلگرام میهن قرار می گیرد. بین انتشار دو شماره نیز خلاصه ای از تک تک مقالات به صورت تدریجی در کانال تلگرام میهن منتشر خواهد شد.
🔴فهرست میهن ۴۱
سرسخن چهل و یکم
فرزانه بذرپور/ ادغام دولت-حاکمیت؛ تنها سناریوی بقا
امین بزرگیان/ جهان ایرانی جرج اورول
شاهرخ بهزادی/ با ریاست جمهوری رئیسی، زوال و انحطاطِ ایران شتابِ بیشتری به خود می گیرد
بهروز بیات/ جمهوری اسلامی به چه سوئی روان است؟
احمد پورمندی/ انتخابات ۱۴۰۰: چاره ای از سر ناچاری!
سعید پیوندی/ بن بست سیاسی در ایران : ناکارایی حکومت در بحران و خشم جامعه بدون افق
مهدی جامی/ پساانتخابات ۱۴۰۰؛ آینده ای برای همه طرحهای ناکام خامنهای
هادی زمانی/ چشم انداز پروژه یکپارچه سازی جمهوری اسلامی
حسن شریعتمداری/ مردم پرده تزویر و چهره پردازی برای امارت شیعی را کنار زدهاند(طلبه ها در ایران، طالبان در افغانستان)
رضا علیجانی/ بزرگترین دوراهی رهبر فرقه ولائی و ملت در رنج ایران
توماس لورِن فریدمن- فواد روستائی/ "بهترین چیز"ی که میتوان از ایران انتظار داشت " چیزی واقعا بد " است!
رضا قریشی/ نظام یکدست هم نمیتواند بحرانهای اقتصادی را حل کند
علی کشتگر- محمدجواد اکبرین/ واپسین راه نجات
بهزاد کریمی/ / "انتخابات" ١٤٠٠، بن بست در حکومت و گشایش در جامعه!
مهدیه گلرو/ جمهوری اسلامی چه گزینه هایی در پیش رو دارد؟
محسن یلفانی/ در جستجوی کورسوی رستگاری
بامداد ارشادی/ تازههای ادبیات فارسی
لینک سایت میهن:
https://bit.ly/3sWiW5N
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
«جمهوری اسلامی ۱۴۰۰ به کجا میرود؟»
سرسخن چهلم و یکم
با انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ ظاهرا حکومت یکدست شده و تمامی نهادهای کشور بیش از پیش در دست ولایت فقیه قرار گرفته و بود و نمود نظام هر چه بیشتر یکی شده است.
اما آیا برگزاری یک انتخابات مهندسی شده که پاسخ «نه» از بخش زیادی از مردم ایران گرفت تنها به دنبال یکدست سازی قدرت در لحظه کنونی و در اختیار گرفتن قوه مجریه توسط جریان ولایی بود و یا اهداف دیگری نیز در پس نقطه چین رخدادهای سیاسی چند ساله اخیر وجود دارد؟ آیا زین پس هسته سخت حکومت تصمیمی تاریخی جهت ورود به مرحله جدیدی گرفته و یا همان نقطه چین گذشته را دارد ادامه میدهد؟ فرایند این تغییر و تحولات چه تاثیری در ساختار داخلی قدرت برجای خواهد گذاشت؟ مسئله و بحران جانشینی آیا نقشی در این روند دارد؟ جمهوری اسلامی چه سیاستی برای مواجهه با بحرانهای برهم انباشته شده در پیش گرفته است؟ کشورهای منطقه و جهان چه تنظیم رابطهای با این فرایند خواهند داشت و این روابط چه تاثیرات داخلی در پی خواهد داشت؟ آیا آرایش نیروهای سیاسی در داخل و خارج از کشور تغییر خواهد کرد؟ و بالاخره مهم تر از همه اقشار مختلف مردم ایران در این روند چه تاثیراتی خواهند داشت؟
مجموعه این سئوالات ما را بر آن داشت که موضوع شماره آینده میهن را
«جمهوری اسلامی ۱۴۰۰ به کجا میرود؟» قرار دهیم.
شورای دبیران نشریه میهن:جواد اکبرین، رضا علیجانی، علی کشتگر و محسن یلفانی
🔴 این شماره میهن نیز همچون گذشته حاوی دیدگاه های مختلف و حتی متضادی است. اگر فرصت ندارید همه مقالات را بخوانید خواندن سوتیترهای مقالات را از دست ندهید. همچنین با فاصله چند روز فایل پی دی اف نشریه در کانال تلگرام میهن قرار می گیرد. بین انتشار دو شماره نیز خلاصه ای از تک تک مقالات به صورت تدریجی در کانال تلگرام میهن منتشر خواهد شد.
🔴فهرست میهن ۴۱
سرسخن چهل و یکم
فرزانه بذرپور/ ادغام دولت-حاکمیت؛ تنها سناریوی بقا
امین بزرگیان/ جهان ایرانی جرج اورول
شاهرخ بهزادی/ با ریاست جمهوری رئیسی، زوال و انحطاطِ ایران شتابِ بیشتری به خود می گیرد
بهروز بیات/ جمهوری اسلامی به چه سوئی روان است؟
احمد پورمندی/ انتخابات ۱۴۰۰: چاره ای از سر ناچاری!
سعید پیوندی/ بن بست سیاسی در ایران : ناکارایی حکومت در بحران و خشم جامعه بدون افق
مهدی جامی/ پساانتخابات ۱۴۰۰؛ آینده ای برای همه طرحهای ناکام خامنهای
هادی زمانی/ چشم انداز پروژه یکپارچه سازی جمهوری اسلامی
حسن شریعتمداری/ مردم پرده تزویر و چهره پردازی برای امارت شیعی را کنار زدهاند(طلبه ها در ایران، طالبان در افغانستان)
رضا علیجانی/ بزرگترین دوراهی رهبر فرقه ولائی و ملت در رنج ایران
توماس لورِن فریدمن- فواد روستائی/ "بهترین چیز"ی که میتوان از ایران انتظار داشت " چیزی واقعا بد " است!
رضا قریشی/ نظام یکدست هم نمیتواند بحرانهای اقتصادی را حل کند
علی کشتگر- محمدجواد اکبرین/ واپسین راه نجات
بهزاد کریمی/ / "انتخابات" ١٤٠٠، بن بست در حکومت و گشایش در جامعه!
مهدیه گلرو/ جمهوری اسلامی چه گزینه هایی در پیش رو دارد؟
محسن یلفانی/ در جستجوی کورسوی رستگاری
بامداد ارشادی/ تازههای ادبیات فارسی
لینک سایت میهن:
https://bit.ly/3sWiW5N
#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
Telegraph
✅✅نشریه میهن 41 «جمهوری اسلامی 1400 به کجا میرود؟» منتشر شد.
🔴 سرسخن چهلم و یکم با انتخابات ریاست جمهوری 1400 ظاهرا حکومت یکدست شده و تمامی نهادهای کشور بیش از پیش در دست ولایت فقیه قرار گرفته و بود و نمود نظام هر چه بیشتر یکی شده است. اما آیا برگزاری یک انتخابات مهندسی شده که پاسخ «نه» از بخش زیادی از مردم ایران گرفت…
انتخاب رمان عاشقانه برای نوجوان
من رمان خواندن را با «آنا کارنینا» شروع کردم. دوازده سالم بود. خاطرم هست که تمام مدت منتظر بودم مادرم کتاب را زمین بگذارد تا من بَرَشدارم، ببرم به اتاقم، کلمات را جویده نجویده فروبدهم و دعا کنم ظرف شستن مادرم کمی بیشتر طول بکشد. مادرم رمان که دست میگرفت به کوچک و بزرگ رحم نداشت و اگر میدید کسی، حتی من(!) کتابش را برداشته، اعصابش خطخطی میشد.
آنا کارنینا را که خواندم رفتم سراغ رمانهای دیگر مادرم. «جین ایر»، «ربهکا»، «مادام بوواری»، کتابهای پرشمار دانیل استیل و از ایرانیها کتابهای فهیمه رحیمی که در نوجوانیِ من پرفروش بود و «ذکر جمیلش در افواه افتاده بود و صیت سخنش در بسیط زمین رفته بود و رقعهٔ منشآتش را چون کاغذ زر میبردند» و اینجانب خواندنِ سهبارهٔ رمان «پنجره»ی او را در کارنامه دارد.😊 همینطور کتابهای نسرین ثامنی و فریدون ادیب یغمایی و بعدها کتاب خوب «بامداد خمار» اثر فتانه حاجسیدجوادی که بسیاری از همنسلان من با آن خاطرهها دارند و یادشان هست چطور در مدرسه دور از چشم محتسب، این کتاب را مثل جنس قاچاقی زیر مقنعههای بلند و لای مانتوهای گشاد سورمهای، جاساز میکردیم.
حالا هم که نگاه میکنم میبینم از خواندن و دوبارهخواندن هیچیک از آن رمانهای عاشقانه، حتی زردترینشان، پشیمان نیستم.
امروز بعضی از والدین میل ندارند فرزندشان رمان عاشقانه بخواند و آشنایی با مفهوم عشق را برای نوجوان خطرناک میدانند. عدهای دیگر هم هستند که اعتقاد دارند جامعهٔ جویای عشق به مراتب پاکتر و منزهتر از جامعهایست که با عشق بیگانه است. گروهی این گروهی آن پسندند و نظر هر دو محترم است. به گمان من میشود راه میانه را برگزید و با انتخابهای درست و سنجیده این مسئله را حل کرد. میتوان برای این ردۀ سنی رمانهای عاشقانهای انتخاب کرد که بتواند مثل پلی زیبا و مطمئن خواننده را آرام آرام از دنیای نوجوانی به دنیای بزرگسالی ببرد، بیاینکه آب در دلش تکان بخورد و خوابش آشفته شود.
ما که نوجوان بودیم کتابهای پرشمار و متنوع برای ردهٔ سنی ما وجود نداشت، ولی امروز مجموعهداستانها و رمانهای خوبی برای نوجوانان عرضه میشود. مدتیست برخی سایتها، صفحات مجازی و گروههای معرفی و ترویج کتاب چون «سنجاق قفلی» و «وینش» که به طور تخصصی به ادبیات کودک و نوجوان میپردازند شروع کردهاند به معرفی رمانهای عاشقانهٔ مناسب برای سن نوجوانی. کتابهای معرفی شده در این مجموعهها میتواند حد فاصل دنیای نوجوان و دنیای بزرگسال باشد و خواننده را آهستهآهسته برای خواندن آثار ادبی گرانسنگ آماده کند. تعدادی از این رمانها ترجمه هستند و تعدادی دیگر را نویسندگان باذوق ایرانی برای این ردهٔ سنی نوشتهاند. این کار را به فال نیک میگیرم و شریف و فایدهمند میدانم. درود بر تمام کسانی که به فکر تربیت و پرورش کودکان و نوجوانان هستند.
عاطفه طیه
جان آگه با #فرهیختگان
من رمان خواندن را با «آنا کارنینا» شروع کردم. دوازده سالم بود. خاطرم هست که تمام مدت منتظر بودم مادرم کتاب را زمین بگذارد تا من بَرَشدارم، ببرم به اتاقم، کلمات را جویده نجویده فروبدهم و دعا کنم ظرف شستن مادرم کمی بیشتر طول بکشد. مادرم رمان که دست میگرفت به کوچک و بزرگ رحم نداشت و اگر میدید کسی، حتی من(!) کتابش را برداشته، اعصابش خطخطی میشد.
آنا کارنینا را که خواندم رفتم سراغ رمانهای دیگر مادرم. «جین ایر»، «ربهکا»، «مادام بوواری»، کتابهای پرشمار دانیل استیل و از ایرانیها کتابهای فهیمه رحیمی که در نوجوانیِ من پرفروش بود و «ذکر جمیلش در افواه افتاده بود و صیت سخنش در بسیط زمین رفته بود و رقعهٔ منشآتش را چون کاغذ زر میبردند» و اینجانب خواندنِ سهبارهٔ رمان «پنجره»ی او را در کارنامه دارد.😊 همینطور کتابهای نسرین ثامنی و فریدون ادیب یغمایی و بعدها کتاب خوب «بامداد خمار» اثر فتانه حاجسیدجوادی که بسیاری از همنسلان من با آن خاطرهها دارند و یادشان هست چطور در مدرسه دور از چشم محتسب، این کتاب را مثل جنس قاچاقی زیر مقنعههای بلند و لای مانتوهای گشاد سورمهای، جاساز میکردیم.
حالا هم که نگاه میکنم میبینم از خواندن و دوبارهخواندن هیچیک از آن رمانهای عاشقانه، حتی زردترینشان، پشیمان نیستم.
امروز بعضی از والدین میل ندارند فرزندشان رمان عاشقانه بخواند و آشنایی با مفهوم عشق را برای نوجوان خطرناک میدانند. عدهای دیگر هم هستند که اعتقاد دارند جامعهٔ جویای عشق به مراتب پاکتر و منزهتر از جامعهایست که با عشق بیگانه است. گروهی این گروهی آن پسندند و نظر هر دو محترم است. به گمان من میشود راه میانه را برگزید و با انتخابهای درست و سنجیده این مسئله را حل کرد. میتوان برای این ردۀ سنی رمانهای عاشقانهای انتخاب کرد که بتواند مثل پلی زیبا و مطمئن خواننده را آرام آرام از دنیای نوجوانی به دنیای بزرگسالی ببرد، بیاینکه آب در دلش تکان بخورد و خوابش آشفته شود.
ما که نوجوان بودیم کتابهای پرشمار و متنوع برای ردهٔ سنی ما وجود نداشت، ولی امروز مجموعهداستانها و رمانهای خوبی برای نوجوانان عرضه میشود. مدتیست برخی سایتها، صفحات مجازی و گروههای معرفی و ترویج کتاب چون «سنجاق قفلی» و «وینش» که به طور تخصصی به ادبیات کودک و نوجوان میپردازند شروع کردهاند به معرفی رمانهای عاشقانهٔ مناسب برای سن نوجوانی. کتابهای معرفی شده در این مجموعهها میتواند حد فاصل دنیای نوجوان و دنیای بزرگسال باشد و خواننده را آهستهآهسته برای خواندن آثار ادبی گرانسنگ آماده کند. تعدادی از این رمانها ترجمه هستند و تعدادی دیگر را نویسندگان باذوق ایرانی برای این ردهٔ سنی نوشتهاند. این کار را به فال نیک میگیرم و شریف و فایدهمند میدانم. درود بر تمام کسانی که به فکر تربیت و پرورش کودکان و نوجوانان هستند.
عاطفه طیه
جان آگه با #فرهیختگان
مورچه های آدم خوار
سالها پیش فیلمی سینمایی خارجی در تلویزیون ایران نشان داده شد با عنوان «مورچه های آدم خوار». فکر می کنم دو بار نیز پخش شد.
خلاصه داستان آن بوده است که زلزله ای بزرگ رخ می دهد و زمین به شکل دهشتناکی شکافه می شود و ناگهان از درون شکافهای عمیق زمین و از لایه های زیرین آن میلیون ها میلیون مورچه با شتاب به بیرون پرتاب شده و در سطح زمین ترک خورده پخش می شوند. این مورچه های درشت و از حد معمول بسیار بزرگتر، به سرعت در گستره زمین حرکت می کنند و به همه جا و همه چی حمله می کنند و به ویژه هیچ موجود زنده و جانداری را سالم نمی گذارند. حملات تهاجمی آنها چندان سریع و ویرانگر است که در عرض چند دقیقه حیوانی و یا انسانی را می درند و می خورند و حتی فیلی را در فاصله کوتاهی تبدیل به مشتی استخوان می کنند. آنچه در جلو چشم بیننده رخ می دهد، چندان باورپذیر نمی نماید اما واقعیت دارد. من در این سالها که فیلم بسیار دیده ام جز از برخی از صحنه های این فیلم (و البته یک سریال ایرانی دیگر) نترسیده ام.
به یاد می آورم بار دوم که این فیلم را می دیدم، انقلاب ایران و تحولات بعدی و کسانی که در پی انقلاب به عرصه آمدند و برخی افکار و اعمالشان در ذهنم چهره بست. از آن زمان تا کنون بارها در گفتگو با برخی از داستان این فیلم از باب تمثیل استفاده کرده و گفته ام که انقلاب ایران به منزله زلزله ای عظیم بود که در زمین ایران و منطقه شکاف های عمیق پدید آورد و شماری از اعماق تاریخ به بیرون پرتاب شده و چونان مورچه های آدم خوار به جان هستی این مردم افتاده و دار و ندارشان را با شتاب نابود کرده و در حال نابود کردن هستند.
در دو دهه اخیر با ظهور جریان های بنیادگرای اسلامی در نواحی مختلف منطقه، دیگر تمثیل مورچه های آدم خوار وطنی پیشین تا حدودی رنگ باخته و اکنون گروههای وحشی و ویرانگر بی مهاری چون القاعده و داعش و طالبان و بوکوحرام و جبهه النصره و . . . مصداق اکمل و اتم مورچه های آدم خوارند. اینان در قیاس با نوع وطنی آن (که البته مصداقش تمامی جریان های برآمده از انقلاب ایران و حتی همه کارگزاران جمهوری اسلامی نیستند)، به راستی بسیار هولناک تر عمل کرده و می کنند. اقدام وحشیانه داعش در فرودگاه کابل نخستین جرقه شعله ورتر شدن آتش هولناک توحش این مورچه های آدم خوار، که حتی در شکل و سیمای ظاهری هم نماد قرون ماضیه اند، از درگیری ها و قساوت های بی انتهای بعدی و به احتمال زیاد وقوع جنگ های داخلی شدید در سرزمین پربلای افغانستان خبر می دهد. خدا کند که چنین نشود.
حسن یوسفی اشکوری
چهارم شهریور سال ۱۴۰۰
جان آگه با #فرهیختگان
سالها پیش فیلمی سینمایی خارجی در تلویزیون ایران نشان داده شد با عنوان «مورچه های آدم خوار». فکر می کنم دو بار نیز پخش شد.
خلاصه داستان آن بوده است که زلزله ای بزرگ رخ می دهد و زمین به شکل دهشتناکی شکافه می شود و ناگهان از درون شکافهای عمیق زمین و از لایه های زیرین آن میلیون ها میلیون مورچه با شتاب به بیرون پرتاب شده و در سطح زمین ترک خورده پخش می شوند. این مورچه های درشت و از حد معمول بسیار بزرگتر، به سرعت در گستره زمین حرکت می کنند و به همه جا و همه چی حمله می کنند و به ویژه هیچ موجود زنده و جانداری را سالم نمی گذارند. حملات تهاجمی آنها چندان سریع و ویرانگر است که در عرض چند دقیقه حیوانی و یا انسانی را می درند و می خورند و حتی فیلی را در فاصله کوتاهی تبدیل به مشتی استخوان می کنند. آنچه در جلو چشم بیننده رخ می دهد، چندان باورپذیر نمی نماید اما واقعیت دارد. من در این سالها که فیلم بسیار دیده ام جز از برخی از صحنه های این فیلم (و البته یک سریال ایرانی دیگر) نترسیده ام.
به یاد می آورم بار دوم که این فیلم را می دیدم، انقلاب ایران و تحولات بعدی و کسانی که در پی انقلاب به عرصه آمدند و برخی افکار و اعمالشان در ذهنم چهره بست. از آن زمان تا کنون بارها در گفتگو با برخی از داستان این فیلم از باب تمثیل استفاده کرده و گفته ام که انقلاب ایران به منزله زلزله ای عظیم بود که در زمین ایران و منطقه شکاف های عمیق پدید آورد و شماری از اعماق تاریخ به بیرون پرتاب شده و چونان مورچه های آدم خوار به جان هستی این مردم افتاده و دار و ندارشان را با شتاب نابود کرده و در حال نابود کردن هستند.
در دو دهه اخیر با ظهور جریان های بنیادگرای اسلامی در نواحی مختلف منطقه، دیگر تمثیل مورچه های آدم خوار وطنی پیشین تا حدودی رنگ باخته و اکنون گروههای وحشی و ویرانگر بی مهاری چون القاعده و داعش و طالبان و بوکوحرام و جبهه النصره و . . . مصداق اکمل و اتم مورچه های آدم خوارند. اینان در قیاس با نوع وطنی آن (که البته مصداقش تمامی جریان های برآمده از انقلاب ایران و حتی همه کارگزاران جمهوری اسلامی نیستند)، به راستی بسیار هولناک تر عمل کرده و می کنند. اقدام وحشیانه داعش در فرودگاه کابل نخستین جرقه شعله ورتر شدن آتش هولناک توحش این مورچه های آدم خوار، که حتی در شکل و سیمای ظاهری هم نماد قرون ماضیه اند، از درگیری ها و قساوت های بی انتهای بعدی و به احتمال زیاد وقوع جنگ های داخلی شدید در سرزمین پربلای افغانستان خبر می دهد. خدا کند که چنین نشود.
حسن یوسفی اشکوری
چهارم شهریور سال ۱۴۰۰
جان آگه با #فرهیختگان
آیت_الله_حائری_یزدی_و_نظریه_دولت_عرفی_شرعی.pdf
565.8 KB
فایل مقاله «آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی و نظریه دولت عرفی-شرعی»
محمد سروش محلاتی
از مجموعه تازه انتشار یافتهٔ «صد سالگی حوزه قم»
جان آگه با #فرهیختگان
محمد سروش محلاتی
از مجموعه تازه انتشار یافتهٔ «صد سالگی حوزه قم»
جان آگه با #فرهیختگان
از قزاقخانه چه بیرون میآید؟
مقالهای از سعید حجاریان منتشر شده در وبسایت مشق نو
بریدهای از متن:
روایتسازی بهویژه از نوع وطنیاش، از جمله ابزارهای کارآمد و در عینحال رهزن تحلیل سیاست است. این روایتسازیها گاه از جانب ساخت قدرت و شبکه حامیاناش، و گاه از جانب بازیگران سیاسی و ناقدان وضع موجود صورت میگیرد و در پی آن راهبردهایی تجویز میشود. این راهبردها –به شرط کیفیت و امکانپذیری- چنانچه به «زور» یا «مطالبه اجتماعی» آمیخته شوند به تغییر در صحنه سیاست میانجامند و اگر صرفاً در سطح «نظریه» باقی بمانند، تدریجاً به کاغذپارههای نظری بدل میشوند.
داوری درباره کارکرد و نتیجه برخی از کارگاههای روایتسازی را به مجالی دیگر واگذار میکنم و در این یادداشت به مسئلهای میپردازم که گمانم از یکسو به دغدغه ساخت قدرت و از سوی دیگر به خواب هر شب برخی بازیگران سیاسی تبدیل شده است و آن چیزی نیست جز تنظیم ربط و نسبت «توسعه» و «دموکراسی» و به بیان دقیقتر چگونگی پیوند دادن چهار آرمان «آزادی»، «امنیت»، «عدالت» و «رفاه».
این چهار آرمان بهلحاظ نظری ذیل یک تئوری واحد قابل جمع نیستند و حتی، متفکرانی که دست به تجمیع آنها زدهاند، حسب جغرافیا و یا شرایط اجتماعی-سیاسیشان از یک یا دو متغیر صرفنظر کردهاند. از سوی دیگر، شاهد هستیم در رویدادهای تاریخی ایران نیز صرفاً دو آرمان به کار بسته شدهاند. بهعنوان مثال آرمان انقلاب مشروطه، آزادی و عدالت بود و آرمان رضاشاه امنیت و رفاه؛ که میتوان نتیجه گرفت که ابتناء حکومت پهلوی بر آرمانهای انقلاب مشروطه نبوده است. چنانکه امروز نیز میبینیم، انقلاب اسلامی –که در تداوم مشروطه تعریف میشد- از آرمانهای آن رویداد فاصله گرفته و راه جایگزینی آنها را میپیماید.
متن کامل این نوشتار را در مشق نو بخوانید
mashghenow.com/?p=5068
جان آگه با #فرهیختگان
مقالهای از سعید حجاریان منتشر شده در وبسایت مشق نو
بریدهای از متن:
روایتسازی بهویژه از نوع وطنیاش، از جمله ابزارهای کارآمد و در عینحال رهزن تحلیل سیاست است. این روایتسازیها گاه از جانب ساخت قدرت و شبکه حامیاناش، و گاه از جانب بازیگران سیاسی و ناقدان وضع موجود صورت میگیرد و در پی آن راهبردهایی تجویز میشود. این راهبردها –به شرط کیفیت و امکانپذیری- چنانچه به «زور» یا «مطالبه اجتماعی» آمیخته شوند به تغییر در صحنه سیاست میانجامند و اگر صرفاً در سطح «نظریه» باقی بمانند، تدریجاً به کاغذپارههای نظری بدل میشوند.
داوری درباره کارکرد و نتیجه برخی از کارگاههای روایتسازی را به مجالی دیگر واگذار میکنم و در این یادداشت به مسئلهای میپردازم که گمانم از یکسو به دغدغه ساخت قدرت و از سوی دیگر به خواب هر شب برخی بازیگران سیاسی تبدیل شده است و آن چیزی نیست جز تنظیم ربط و نسبت «توسعه» و «دموکراسی» و به بیان دقیقتر چگونگی پیوند دادن چهار آرمان «آزادی»، «امنیت»، «عدالت» و «رفاه».
این چهار آرمان بهلحاظ نظری ذیل یک تئوری واحد قابل جمع نیستند و حتی، متفکرانی که دست به تجمیع آنها زدهاند، حسب جغرافیا و یا شرایط اجتماعی-سیاسیشان از یک یا دو متغیر صرفنظر کردهاند. از سوی دیگر، شاهد هستیم در رویدادهای تاریخی ایران نیز صرفاً دو آرمان به کار بسته شدهاند. بهعنوان مثال آرمان انقلاب مشروطه، آزادی و عدالت بود و آرمان رضاشاه امنیت و رفاه؛ که میتوان نتیجه گرفت که ابتناء حکومت پهلوی بر آرمانهای انقلاب مشروطه نبوده است. چنانکه امروز نیز میبینیم، انقلاب اسلامی –که در تداوم مشروطه تعریف میشد- از آرمانهای آن رویداد فاصله گرفته و راه جایگزینی آنها را میپیماید.
متن کامل این نوشتار را در مشق نو بخوانید
mashghenow.com/?p=5068
جان آگه با #فرهیختگان
مشق نو
از قزاقخانه چه بیرون میآید؟ - مشق نو
وبسایت «مشق نو» با گرایش اصلاحطلبانه و رویکردی تحلیلی تلاش دارد در یادداشتها، مقالات و گفتوگوهای خود، نگاهی نظری با جنبههای آموزشی را مدنظر قرار دهند.
نواندیشی دینی و بیراههی نقد دینِ مردم بهجای نقد دینِ قدرت
محسنحسام مظاهری
1⃣
هیئت دولت جدید طبق روال مرسوم رفتهاند آرامگاه خاندانی آیتالله خمینی برای تجدید بیعت؛ مقابل «ضریح» ایستادهاند و یک مداح برایشان زیارتنامهی آیتالله خمینی را قرائت میکند. متنی جعلی که به سیاق زیارتنامههای مرسوم امامان و امامزادگان شیعه تنظیم شده و مداح آن را به سنت زیارتنامهخوانی و با لحن سوزناک میخواند. زیارتنامهای با چنین عبارات عجیبی:
«السلام علیک یا روح الله الامام الخمینی، و علی ولدیک الطاهرین [!] مصطفی الشهید المدفون بأرض الغری و احمد المدفون فی جوارک [!] و السلام علی الشهداء الذین بذلوا مهجهم دونک [!]»
جالب است که دایرهی تقدسبخشی از شخص آیتالله خمینی فراتر رفته و شامل حال دو فرزند ذکورش هم شده است.
و جالبتر آنکه یکی از وزرا (عیناللهی) حین زیارت دست بر سینه گذاشته و وزیری دیگر (ضرغامی) هم دیروز در توییتی معترض شده بود که تشریفات مراسم، «مخل معنویت زایرانِ حرم» شده است!
2⃣
یکی از مصادیق آشکار غلو سیاسی و سوءاستفاده و بهابتذالکشاندن مفاهیم شیعی توسط حاکمیت، همین تبدیل آیتالله خمینی به شبهامام و خدایگان و تبدیل کاخ ـ مرقد او به یک «حرم» با تشریفات زیارت شیعی است. هیچ حکومتی جز یک حکومت دینی و هیچ صنفی جز خود روحانیت توان چنین بازیای با مقدسات دینی را نداشت.
3⃣
دربارهی این مرقد و رفتارها و سیاستهای انحرافی تولیت موروثی آن پیشتر هم نوشته بودم که به مذاق برخی دوستان خوش نیامده بود. متأسفانه اشتراک منافع سیاسی اصلاحطلبان با خانوادهی آیتالله خمینی و تعلقات قبیلهای سبب شده است بسیاری از روحانیون متعلق به جریان نواندیشی حوزوی که گرایش اصلاحطلبی و دغدغهی آسیبشناسی دینداری مردم و مبارزه با خرافات را دارند، درمقابل این ترویج رسمی و علنی خرافات آنهم به هزینهی بیتالمال سکوت پیشه کنند.
4⃣
یکی از نقدهای وارد بر جریان آسیبشناسی و اصلاحات دینی همین است که نوک پیکانش سمت مردم و رفتارها و باورهای دینی آنهاست. درحالیکه نقد و آسیبشناسی دینی نهاد قدرت بهمراتب مهمتر و ضروریتر از نقد دینداری مردم است. چراکه دینداری تودهی مردم اولاً ادعای خلوص و اصالت ندارد و ثانیاً توسعه و فربهسازیاش معطوف به زندگی است. اما دین رسمی، مدعی اصالت و «ناب»بودن است و توسعه و فربهسازیاش معطوف به بسط استیلا و سیطرهاش بر مردم است.
5⃣
بههمیندلیل خطر کاخ ـ مرقد آیتالله خمینی برای تشیع بیش از خطر هزاران قدمگاه و زیارتگاه و امامزادهی جعلی کوچک است که عوام مردم ساخته و میسازند.
6⃣
باایناوصاف اینکه متحدان سیاسی ـ فکری متولیان مرقد آیتالله خمینی در جبههی رادیکالترین منتقدان دینداری مردم قرار دارند، معنای تازهای مییابد.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/674
جان آگه با #فرهیختگان
محسنحسام مظاهری
1⃣
هیئت دولت جدید طبق روال مرسوم رفتهاند آرامگاه خاندانی آیتالله خمینی برای تجدید بیعت؛ مقابل «ضریح» ایستادهاند و یک مداح برایشان زیارتنامهی آیتالله خمینی را قرائت میکند. متنی جعلی که به سیاق زیارتنامههای مرسوم امامان و امامزادگان شیعه تنظیم شده و مداح آن را به سنت زیارتنامهخوانی و با لحن سوزناک میخواند. زیارتنامهای با چنین عبارات عجیبی:
«السلام علیک یا روح الله الامام الخمینی، و علی ولدیک الطاهرین [!] مصطفی الشهید المدفون بأرض الغری و احمد المدفون فی جوارک [!] و السلام علی الشهداء الذین بذلوا مهجهم دونک [!]»
جالب است که دایرهی تقدسبخشی از شخص آیتالله خمینی فراتر رفته و شامل حال دو فرزند ذکورش هم شده است.
و جالبتر آنکه یکی از وزرا (عیناللهی) حین زیارت دست بر سینه گذاشته و وزیری دیگر (ضرغامی) هم دیروز در توییتی معترض شده بود که تشریفات مراسم، «مخل معنویت زایرانِ حرم» شده است!
2⃣
یکی از مصادیق آشکار غلو سیاسی و سوءاستفاده و بهابتذالکشاندن مفاهیم شیعی توسط حاکمیت، همین تبدیل آیتالله خمینی به شبهامام و خدایگان و تبدیل کاخ ـ مرقد او به یک «حرم» با تشریفات زیارت شیعی است. هیچ حکومتی جز یک حکومت دینی و هیچ صنفی جز خود روحانیت توان چنین بازیای با مقدسات دینی را نداشت.
3⃣
دربارهی این مرقد و رفتارها و سیاستهای انحرافی تولیت موروثی آن پیشتر هم نوشته بودم که به مذاق برخی دوستان خوش نیامده بود. متأسفانه اشتراک منافع سیاسی اصلاحطلبان با خانوادهی آیتالله خمینی و تعلقات قبیلهای سبب شده است بسیاری از روحانیون متعلق به جریان نواندیشی حوزوی که گرایش اصلاحطلبی و دغدغهی آسیبشناسی دینداری مردم و مبارزه با خرافات را دارند، درمقابل این ترویج رسمی و علنی خرافات آنهم به هزینهی بیتالمال سکوت پیشه کنند.
4⃣
یکی از نقدهای وارد بر جریان آسیبشناسی و اصلاحات دینی همین است که نوک پیکانش سمت مردم و رفتارها و باورهای دینی آنهاست. درحالیکه نقد و آسیبشناسی دینی نهاد قدرت بهمراتب مهمتر و ضروریتر از نقد دینداری مردم است. چراکه دینداری تودهی مردم اولاً ادعای خلوص و اصالت ندارد و ثانیاً توسعه و فربهسازیاش معطوف به زندگی است. اما دین رسمی، مدعی اصالت و «ناب»بودن است و توسعه و فربهسازیاش معطوف به بسط استیلا و سیطرهاش بر مردم است.
5⃣
بههمیندلیل خطر کاخ ـ مرقد آیتالله خمینی برای تشیع بیش از خطر هزاران قدمگاه و زیارتگاه و امامزادهی جعلی کوچک است که عوام مردم ساخته و میسازند.
6⃣
باایناوصاف اینکه متحدان سیاسی ـ فکری متولیان مرقد آیتالله خمینی در جبههی رادیکالترین منتقدان دینداری مردم قرار دارند، معنای تازهای مییابد.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/674
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
آرشیو
دعای آیت الله خمینی
فرهیختگان
نواندیشی دینی و بیراههی نقد دینِ مردم بهجای نقد دینِ قدرت محسنحسام مظاهری 1⃣ هیئت دولت جدید طبق روال مرسوم رفتهاند آرامگاه خاندانی آیتالله خمینی برای تجدید بیعت؛ مقابل «ضریح» ایستادهاند و یک مداح برایشان زیارتنامهی آیتالله خمینی را قرائت میکند.…
Telegraph
چرا زیارتنامهی آیتالله خمینی قابل دفاع نیست؟
(حاشیهای بر یادداشت «نواندیشی دینی و بیراههی نقد دین مردم به جای نقد دین قدرت») محسنحسام مظاهری انتشار یادداشت «نواندیشی دینی و بیراههی نقد دین مردم به جای نقد دین قدرت» در روز گذشته، بازتابهای گسترده و متنوعی داشت. حرف اصلی من در آن یادداشت، همانطور…
به اندازه یک تنفس از حذف زنان دست بردارید
به بهانه حذف رشته تئاتر از هنرستان دخترانه سوره
پرستو سرمدی
🟢 حذف زنان از سپهر عمومی تاریخی طولانی دارد، البته تاریخی کمتر از تاریخ زندگی بشر. به قولی از زمان یکجانشینی و کشاورز شدن انسانها و اهمیت یافتن بحث مالکیت و وارث برای مردان که بعد از زمان صنعتی شدن و جدا شدن سپهر عمومی از سپهر خصوصی بیشتر شد. به هر حال آن چه مشخص است در زمانی از حیات بشر، زنان شکست خوردند، فرودست و جنس دوم شدند و در عرصه خصوصی حصر شدند.
🟢 ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هم به طور سیستماتیک این شکست تاریخی را عمیقتر کردند. اما زنان از لحظهای که فهمیدند آن طور که برخی نهادهای فرهنگی و مذهبی القا میکنند فرودست بودن سرنوشت محتوم آنها و خواست خدا و طبیعت، یا حاصل ویژگیهای روانی و فیزیکیشان نیست، با مردسالاری مبارزه کردند. این مبارزه در بسیاری از کشورها صدها سال طول کشید اما در حد قابل قبولی به نتیجه رسید.
🟢 در خاورمیانه اما روند به گونهای دیگر است. زنان سالها تلاش میکنند و به نتایجی هم میرسند، اما یکباره با حاکم شدن گروه و دستهای همه دستاوردها به باد میرود، زنان باز میگردند به نقطه اول و یا کمی جلوتر از گام اول. چنانچه این روزها در افغانستان شاهد هستیم.
🟢 در ایران هم روند تدریجی حرکت زنان از ابتدا فراز و نشیبهای زیادی داشته است، از جمله در آموزش.از زمان شکلگیری اولین مدارس دخترانه بعد انقلاب مشروطه، که با مخالفتها و فشارهای زیادی مواجه شد و برخی از آنها تعطیل شدند تا امروز، آموزش همواره یکی از عرصههای اصلی تقابل و رویارویی زنان با متحجرین بوده است. عرصهای که اتفاقا در بیشتر اوقات زنان پیروز شدهاند و حتی تلاش کردهاند شکستهایشان در عرصه سیاسی و اقتصادی را در آن جبران کنند.
🟢 اما نیروهای مقابل زنان هم از پا ننشستند، مثلا بعد انقلاب فرهنگی دختران را از پذیرش در ۹۱ رشته دانشگاهی منع کردند، که بیشتر آنها مربوط به رشتههای مهندسی بود. از سال ۸۵ سهمیهبندی جنسیتی به نفع پسران در کنکور اعمال شد، چون موفقیت دختران در کنکور به بالای ۶۵ درصد پذیرفتهشدگان رسید. هنوز هم گزارشهایی از این که پسران با رتبههای پایینتر در رشتههای بهتری قبول میشوند به دست میرسد، اما به طور رسمی اعمال چنین سهمیهبندیای رد میشود.
🟢 اینبار پذیرش دختران در رشته نمایش منع شده است، دلیل آن را امکانناپذیر بودن آموزش در این رشته به دلیل کرونا اعلام کردهاند. اتفاقی که در هیچ کشور دیگری نیفتاده است. گفتهاند فرصت یک تنفس کوتاه میخواهند تا کاستیها و نقصهای این رشته را رفع کنند. این که نمیتوانیم صحت این ادعاها را باور کنیم، به دلیل تاریخ طولانی حذفی است که زنان با آن مواجه بودهاند و هستند. چگونه باور کنیم زمانی که حتی به اندازه یک تنفس کوتاه از حذف زنان دست برنداشتهاند؟/ امتداد
جان آگه با #فرهیختگان
به بهانه حذف رشته تئاتر از هنرستان دخترانه سوره
پرستو سرمدی
🟢 حذف زنان از سپهر عمومی تاریخی طولانی دارد، البته تاریخی کمتر از تاریخ زندگی بشر. به قولی از زمان یکجانشینی و کشاورز شدن انسانها و اهمیت یافتن بحث مالکیت و وارث برای مردان که بعد از زمان صنعتی شدن و جدا شدن سپهر عمومی از سپهر خصوصی بیشتر شد. به هر حال آن چه مشخص است در زمانی از حیات بشر، زنان شکست خوردند، فرودست و جنس دوم شدند و در عرصه خصوصی حصر شدند.
🟢 ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هم به طور سیستماتیک این شکست تاریخی را عمیقتر کردند. اما زنان از لحظهای که فهمیدند آن طور که برخی نهادهای فرهنگی و مذهبی القا میکنند فرودست بودن سرنوشت محتوم آنها و خواست خدا و طبیعت، یا حاصل ویژگیهای روانی و فیزیکیشان نیست، با مردسالاری مبارزه کردند. این مبارزه در بسیاری از کشورها صدها سال طول کشید اما در حد قابل قبولی به نتیجه رسید.
🟢 در خاورمیانه اما روند به گونهای دیگر است. زنان سالها تلاش میکنند و به نتایجی هم میرسند، اما یکباره با حاکم شدن گروه و دستهای همه دستاوردها به باد میرود، زنان باز میگردند به نقطه اول و یا کمی جلوتر از گام اول. چنانچه این روزها در افغانستان شاهد هستیم.
🟢 در ایران هم روند تدریجی حرکت زنان از ابتدا فراز و نشیبهای زیادی داشته است، از جمله در آموزش.از زمان شکلگیری اولین مدارس دخترانه بعد انقلاب مشروطه، که با مخالفتها و فشارهای زیادی مواجه شد و برخی از آنها تعطیل شدند تا امروز، آموزش همواره یکی از عرصههای اصلی تقابل و رویارویی زنان با متحجرین بوده است. عرصهای که اتفاقا در بیشتر اوقات زنان پیروز شدهاند و حتی تلاش کردهاند شکستهایشان در عرصه سیاسی و اقتصادی را در آن جبران کنند.
🟢 اما نیروهای مقابل زنان هم از پا ننشستند، مثلا بعد انقلاب فرهنگی دختران را از پذیرش در ۹۱ رشته دانشگاهی منع کردند، که بیشتر آنها مربوط به رشتههای مهندسی بود. از سال ۸۵ سهمیهبندی جنسیتی به نفع پسران در کنکور اعمال شد، چون موفقیت دختران در کنکور به بالای ۶۵ درصد پذیرفتهشدگان رسید. هنوز هم گزارشهایی از این که پسران با رتبههای پایینتر در رشتههای بهتری قبول میشوند به دست میرسد، اما به طور رسمی اعمال چنین سهمیهبندیای رد میشود.
🟢 اینبار پذیرش دختران در رشته نمایش منع شده است، دلیل آن را امکانناپذیر بودن آموزش در این رشته به دلیل کرونا اعلام کردهاند. اتفاقی که در هیچ کشور دیگری نیفتاده است. گفتهاند فرصت یک تنفس کوتاه میخواهند تا کاستیها و نقصهای این رشته را رفع کنند. این که نمیتوانیم صحت این ادعاها را باور کنیم، به دلیل تاریخ طولانی حذفی است که زنان با آن مواجه بودهاند و هستند. چگونه باور کنیم زمانی که حتی به اندازه یک تنفس کوتاه از حذف زنان دست برنداشتهاند؟/ امتداد
جان آگه با #فرهیختگان