فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مجموعه مباحث تحول‌طلبی چیست؟ (5)

شامل شش فصل (متشکل از نه ویدئو)


فصل سوم- خط مشی تحول‌طلبی (قسمت سوم)

🔹فصل اول تاریخچه تحول‌طلبی اینجا
🔹فصل دوم هدف تحول‌طلبی اینجا
🔹فصل سوم خط مشی تحول‌طلبی (قسمت اول) اینجا
🔹فصل سوم خط مشی تحول‌طلبی (قسمت دوم) اینجا



جان آگه با #فرهیختگان
واکنش سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش به انتقادها

حذف شرح دستاوردهای کرونایی از کتاب اجتماعی پایه نهم


🔸سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش گفته است که شرح موفقیت جمهوری اسلامی ایران در کنترل کرونا از کتاب درسی حذف شد.

🔸 در اطلاعیه وزارت آموزش و پرورش آمده است "در پی درج موفقیت جمهوری اسلامی ایران در کنترل کرونا در کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه نهم چاپ ۱۳۹۹ انتقادها و گاه مواضع تندی توسط برخی افراد اتخاذ شده است.

🔸با مشاهده اوج‌گیری بیماری کرونا و عدم پیش‌بینی زمان و کیفیت مهار کامل این بیماری، این مطلب قبل از شروع انتقادهای اخیر و همزمان با روزآمدسازی سالانه مطالب، توسط کارشناسان این سازمان از کتاب درسی سال ۱۳۹۹ اصلاح و تعدیل و در چاپ جدید ۱۴۰۰ اعمال شده است."/ایلنا



جان آگه با #فرهیختگان
وقتی ظاهرگرایی، مذهبِ جمهوریِ مقدسان است و کارمندان مرگ زیر چشمان خاموش مردم معنای درمانگاه را از شفاخانه به هلاکخانه تغییر می‌دهند !

#فرهیختگان درکنار شماست
دهم شهریور سالروز درگذشت دکتر #احسان_یارشاطر، بنیان‌گذار و سرویراستار دانشنامۀ ایرانیکا و استاد پیشین مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیای نیویورک

وطن‌پرستی

به گمان من وطن‌پرستی راستین بیش از همه این است که هر کس در هر کاری که هست به مقتضای آن وفا کند و داد آن را بدهد. اگر پزشک است صمیمانه در درمان بیماران بکوشد. اگر معلّم است همه در بند تربیت شاگردان خود باشد. اگر کارمند اداره است خود را خادم مردم بداند. اگر در کار سیاست است بهبود حال مردم و مصالح راستین کشور را راهنمای گفتار و کردار خود قرار دهد و اگر سرباز یا فرمانده است خود را برای دفاع آماده بدارد و از دشمن نگریزد. این اصلی است که اگر رعایت شود و به تربیت در ضمیرها خانه بگیرد، مردم را از جنگ و ویرانی‌ها و مصائب آن در امان نگاه خواهد داشت.
وطن‌پرستی راستین و خدمت به جامعه‌ای که ما را پرورده است این است، فراتر از این کسی که وطن خود را به‌راستی دوست دارد در آبادانی آن می‌کوشد، اگر بتواند به علم و فرهنگ و ادب آن خدمت می‌کند و هم غافل نمی‌ماند که آسایش او به آسایش دیگران وابسته است، عواطفی هست که برتر از علاقه‌های شخصی و ملّی است. راستی و خیرخواهی و ترحّم و آنچه آدمیت و انسانیت خوانده می‌شود از این گونه است.
مطلوب آن است که نخست ریای وطن‌پرستی به معنی رایج آن را بشناسیم و زیان آن را دریابیم. دیگر آنکه کوشش ما همه برای آماده کردن ذهن‌ها برای دفاع از خود باشد نه هجوم و دستبرد به دیگران. سوم آنکه در عین آنکه در حفظ آب و خاک و فرهنگ خود و ذخایر و مفاخر ملّی می‌کوشیم از این نکته غافل نمانیم که اگر ملّت‌پرستی مرحلۀ پیشرفته‌تری از قبیله‌پرستی و کشمکش‌های عشیره‌ای است، جهان‌دوستی نیز مرحلۀ تکامل‌یافته‌ای از وطن‌پرستی است. می‌توان آن را ترویج کرد و عشق آن را در دل‌ها نشاند و امیدوار بود که کوشش‌های آغازین در راه این هدف روزی پیروز شود و رنج جنگ و زبان ستیزه و کشتار به‌تدریج از میان برخیزد.

[احسان یارشاطر، «وطن‌پرستی»، ایران‌شناسی، سال ۵، شمارۀ ۱، بهار ۱۳۷۲، ۱۴-۱۹]



جان آگه با #فرهیختگان
داستان سیاسی شدن واکسن در ایران

⭕️ واکسیناسیون یا واکسیاسیون؟

🔻اعتماد ۸ شهریور ۱۴۰۰

⭕️مقاله گزارش‌گونه زیر را در باره روندی که موضوع واکسن کرونا در ایران و تا به اینجا طی کرده، نوشته‌ام. قدری طولانی است.

🔘پرسش آغازین برای نوشتن این این مقاله این بود که واکسیناسیون چگونه سیاسی و تبدیل به واکسیاسیون یا سیاسی شد؟! هنگامی که در باره این پرسش دقت می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که چه چیزی در این کشور سیاسی نیست که واکسن نباشد؟ به عبارت دیگر باید گفت مگر ممکن بود واکسن سیاسی نشود؟ پاسخ خیر است.

🔘سیاسی شدن هر پدیده‌ای در ایران ریشه در چند عامل دارد. یکی شکاف میان مردم و قدرت است. دیگری فقدان رسانه رسمی معتبر و آزاد برای اطلاع‌رسانی درست، سوم وجود شکاف عمیق اجتماعی و قطبی شدن جامعه و بالاخره ضعف نهادهای مدنی و تخصصی و کاهش قدرت و اعتبار آنها در جامعه است.

https://telegra.ph/داستان-سیاسی-شدن-واکسن-در-ایران-واکسیناسیون-یا-واکسیاسیون-08-29


داستان سیاسی شدن واکسن در ایران

واکسیناسیون یا واکسیاسیون؟

عباس عبدی
اعتماد ۸ شهریور ۱۴۰۰

مقاله گزارش‌گونه زیر را در باره روندی که موضوع واکسن کرونا در ایران و تا به اینجا طی کرده، نوشته‌ام. قدری طولانی است.

🔘پرسش آغازین برای نوشتن این این مقاله این بود که واکسیناسیون چگونه سیاسی و تبدیل به واکسیاسیون یا سیاسی شد؟! هنگامی که در باره این پرسش دقت می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که چه چیزی در این کشور سیاسی نیست که واکسن نباشد؟ به عبارت دیگر باید گفت مگر ممکن بود واکسن سیاسی نشود؟ پاسخ خیر است.

🔘سیاسی شدن هر پدیده‌ای در ایران ریشه در چند عامل دارد. یکی شکاف میان مردم و قدرت است. دیگری فقدان رسانه رسمی معتبر و آزاد برای اطلاع‌رسانی درست، سوم وجود شکاف عمیق اجتماعی و قطبی شدن جامعه و بالاخره ضعف نهادهای مدنی و تخصصی و کاهش قدرت و اعتبار آنها در جامعه است.

https://telegra.ph/داستان-سیاسی-شدن-واکسن-در-ایران-واکسیناسیون-یا-واکسیاسیون-08-29


جان آگه با #فرهیختگان
امام موسی صدر و امروز (۱۰)

ستم در برابر اکثریت شکست می‌خورد و ستم‌کار در هم می‌شکند. سپس ستم‌کار جامه‌ی نو بر تن می‌کند: جامه‌ی انبیا و لباس دین! به‌دعوت جدیدی فرا می‌خواند و شعار دفاع از مصلحت مردم را سر می‌دهد. اعلام می‌کند که در کنار مستضعفان است. مستضعفان می‌بینند ستم از درون خودشان پا گرفته است؛ غصب و استبداد و استعمار و استثمار و استحمار از درون خودشان است. در این هنگام نبردی دیگر آغاز می‌شود. این نبرد از ازل تا ابد پاینده است.

سفر شهادت، ۴۱.

محسن کمالیان


جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آلبوم "ماه نَخشَب" بر اساس بداهه نوازی نی "شاهو عندلیبی" و تنظیم برای بَم کمان از "مصباح قمصری" تهیه و منتشر شد.
از این آلبوم آهنگ “نوا” بعنوان صدای اعتراض و انزجار از ظلم و خشونتهای ناشی از باورها، عقاید و عملکردهای سیاسی که در دنیا رخ می‌دهد، به زنان و کودکان افغانستان تقدیم شده است.

نمآهنگ هنری این آهنگ به پیشنهاد شاهو عندلیبی و همکاری "عسل بصیر"، ساخته شده است.
جان لاک، از پدران لیبرالیسم، در رساله‌ی خود درباب حکومت، می‌گوید کسی که انسان دیگری را بخواهد در خدمتِ قدرت مطلق خویش درآورد، خود را در «وضعیت جنگ» با او قرار داده است؛ به تعبیر دیگر، به او اعلان جنگ کرده است. استدلال لاک این است: کسی که قدرت مطلق‌اش را بر من اعمال می‌کند، هرگونه که بخواهد می‌تواند مرا استثمار نماید و از من بهره‌کشی کند و هر زمان که میل او بگوید و هوس کند، قادر است که مرا نابود کند و زندگی‌ام را تباه سازد. سلطه‌اش اجازه‌ی تجاوز می‌دهد. چون من در حیطه‌ی قدرت مطلق کسی قرار نمی‌گیرم مگر اینکه او، بی‌رضایت‌ام، آزادی‌ام را بگیرد و من را برده‌ی خودش کند. لاک می‌گوید که من باید برای بقا، خود را از سلطه‌ی او رها سازم و حکم عقل این است که کسی را که می‌خواهد آزادی من را، که حافظ بقای من است، بگیرد «دشمن» خود بدانم. چون «آزادی بنیان و اساس

یادداش خواندی رضا زمان را در Instant View بخوایند


https://telegra.ph/State-of-war-john-locke-09-02

جان آگه با #فرهیختگان
به پیشنهاد انجمن شاعران ایران و با حمایت ایشان، قرار است در این کانال هر هفته داستان‌های شاهنامه را بخوانیم.

هدفمان مرور و فهمیدن تمام داستان‌های شاهنامه است، نه خواندن تمام ابیات آن. ابیاتی را برخواهیم‌گزید که با خواندن آن‌ها رشتهٔ هر داستان در «سروده‌های خود فردوسی» روایت شود و پیوسته بماند، و جز به استثنا در برخی اپیزودهای طولانی، نیازی نباشد که بخشی از داستان را تنها به نثر تعریف کنیم. همچنین ابیات زیبا، مشهور یا مهمّی را که جزء رشتهٔ اصلی حوادث نیستند نیز خواهیم‌خواند. بنابراین، ابیاتی حذف خواهندشد که هم کمتر دل‌کش و شیوا هستند و هم در پیوستگی رشتهٔ حوادث حماسه نقش ندارند.

در هر بخش، پیش و پس از خواندن ابیات، خلاصه‌ای از ماجرای رخ‌داده گفته خواهدشد. در حین خواندن ابیات نیز معنی واژه‌ها و رموز زیبایی و فصاحت ابیات به اختصار شرح داده خواهدشد. در مواردی به جایگاه حماسه در ادبیات فارسی، جایگاه شاهنامه در بین حماسه‌های ملل و اهمّیّت این اثر در ادب و فرهنگ ایران اشاره خواهیم‌کرد و ارتباط شاهان، پهلوانان و داستان‌ها را با یکدیگر توضیح خواهیم‌داد.

ابیات را از تصحیح استاد خالقی مطلق می‌خوانیم، ولی در مواردی در ضبط‌ها تغییراتی داده‌ایم که به تمام این تغییرات اشاره خواهیم‌کرد.

t.me//NokhbeyeShahnameh
تزریق واکسن فایزر به دانش آموز فلسطینی در نخستین روز بازگشایی مدارس در کرانه باختری/خبرگزاری فرانسه


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
با غسل دادن قند در چایی، نجاست آن برطرف می‌شود!؟

◻ راست یا دروغ شایع شده که حدود یکصد سال پیش، در پی تیره شدن روابط سیاسی ایران با یکی از کشورهایی که تجار از آنجا قند وارد ایران می‌کردند، برخی علما به نجس بودن #قند فتوی می‌دهند.
در اثر این تحریم، تجاری که انبارهایشان مملو از قندهای وارداتی بوده در آستانه ورشکستگی قرار می‌گیرند.
از اینرو آنها به بعضی از روحانیونی که وجوهات شرعی خود را به آنها می‌پرداختند متوسل شده و از آنان می‌خواهند تا چاره‌ای برای رفع نجاست از قند و حلیت آن بیاندیشند.
در پی این درخواست روحانیون مذکور فتوا می‌دهند که اگر قند را در چای فرو برده و آنرا #غسل دهند، به لحاظ شرعی پاک خواهد شد!
به همین سبب از آن روز مردم ابتدا قند را در چای غسل داده و سپس در دهان می گذارند!

🔻حال حکایت غیرقانونی بودن شهردار، خیانت بودن برجام، حرام بودن واردات واکسن فایزر آمریکایی، غرب‌زده بودن وزیر راه و شهرسازی دولت روحانی و خدمت محسوب شدن سیاه‌نمایی علیه رئیس‌جمهور است که با فرو کردن همه آنها در منویات اردوگاه اقتدارگرایان و غسل دادنشان با عطش تشنگان قدرت، موانع شهردار شدن و واردات واکسن برطرف، و خیانت برجام به خدمت، غربزدگی وزیر با قرار گرفتنش در مصدر سازمان انرژی اتمی، به رئیس ذوب در ولایت و سیاه‌نمایی علیه دولت و رئیس‌جمهور به خیانت تبدیل می‌شود!


اکبر اعلمی

جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مجموعه مباحث تحول‌طلبی چیست؟ (6)

شامل شش فصل (متشکل از نه ویدئو)


فصل چهارم- شباهت‌ها و تفاوت‌های تحول‌طلبی با اصلاح‌طلبی

🔹فصل اول تاریخچه تحول‌طلبی اینجا
🔹فصل دوم هدف تحول‌طلبی اینجا
🔹فصل سوم خط مشی تحول‌طلبی (قسمت اول) اینجا
🔹فصل سوم خط مشی تحول‌طلبی (قسمت دوم) اینجا
🔹فصل سوم خط مشی تحول‌طلبی (قسمت سوم) اینجا




جان آگه با #فرهیختگان
پیام علی نصیریان به وزیر ارشاد جدید

هنر، آموزگار سخاوت و کیمیای جان‌بخشی و گنجینه‌ی سعادت است


جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدئویی که احمد امامی، از فیلمسازان جوان افغانستان، در اختیار سینماسینما قرار داد

احمد امامی به همراه چند فیلمساز دیگر موفق به خروج از افغانستان شده‌اند و هم‌اکنون در فرانسه اقامت دارند.



جان آگه با #فرهیختگان
این پول به من نمی‌رسد!

استاد محمد رضا حکیمی نقل می‌کردند در یکی از سال‌هایی که با نام یکی از اهل بیت((ع) نامگذاری شده بود، ناشر ما آمد و گفت:
آقا یک مقدار حق التألیف آورده‌ام. دیدم یک چمدان، دستش است. گفتم این چیست؟ گفت:
حق التألیفِ کتاب شماست. گفتم به چه مناسبت؟ من بار اولم نیست حق التألیف می‌گیرم، ۵۰ سال است می‌نویسم این همه پول، چه حق التألیفی است؟ ناشر گفت:
آقا چون امسال، سال مثلاً امام حسین(ع)‌ است، فلان کتابتان را ۱۰۰ هزار نسخه چاپ کردند. گفتم: من این حق التألیف را نمی‌گیرم! گفتند: چرا؟
گفتم:
بروید از پشت جلد آن کتاب، آن مبلغ را کسر کنید چون از بیت المال این کتاب خریداری شده، بیت المال این کتاب را خریداری کرده است و به دانشجو و فقیر و... داده است، این پول به من نمی‌رسد، حق التألیف من آن پولی است که کسی این کتاب را می‌خرد و آن به من می‌رسد!
بعد گفتند:
من تا امروز این همه پول ندیدم، ببرید این پول را، استاد، پاکیزگیِ مالیِ عجیبی داشتند. 
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
خبرگزاری ایکنا، گفتگو با کریم فیضی، ۱۴۰۰/۶/۵.




جان آگه با #فرهیختگان
جرعه ای از جام علی

نوع نگاه و نگرش، جهان بینی و جهان نگری، در ترسیم زندگی و چگونگی تعامل با دیگران بسیار موثر است. هستی شناسی و انسان شناسی، در جریان شناسی و آشنایی با طبقات اجتماعی، نقش آفرین است. کسی که هستی و حیات را بی معنا می داند با آن که همه چیز را تابع شعور و عشق می داند، تفاوت دارد. آن که انسان را مجبور یا شرور می خواند، با آن که آدمی را دارای اختیار و خیر اندیش می شمارد، در چگونگی ریل گذاری برای زندگی و تاثیر گذاری اجتماعی انسان، متفاوت است. میان اهداف و احکام، استراتژی و تاکتیک، بینش و شخصیت، تناسب و ارتباط وجود دارد. گاهی هدف ها، رها شده است و به احکام چسبیده می شود. می شود تنها به مناسک تکیه کرد اما معرفت را فراموش کرد. می توان به شعائر و پوسته و ظاهر اصرار داشت اما از شعور و مغز و معنا غافل شد. می شود تنها به فکل و کاکل تاکید کرد اما به کفایت و کیفیت حکمرانی، کاری نداشت. گاهی ممکن است شریعت، از حقیقت، دور شود یا تهی شود. آیا احکام و شریعت برای تعالی انسان آمده یا انسان باید قربانی و زندانی احکام شود؟ هدف از آفرینش انسان و ارسال رسولان، رفعت و کرامت است یا حیثیت آدمیت، مخدوش و له شدن است؟ انسانی که زندگی و تندرستی و حتی زنده بودن او تهدید و تخریب بشود، چگونه کرامت و عبادت و منزلت او تضمین می شود؟ اگر طبقه متکفل معنویت و صنف متصدی امر دینداری، نسبت به زندگی، بهزیستی و تندرستی آدمی، بی تفاوت و بی توجه باشد و امر و نهی نکند، چگونه می شود توقع داشت احکام پرستش و مناسک و معارف دینی، مراعات شود؟ گاهی احکام و مناسک، چنان متورم و متکثر می شود که معرفت و حقیقت گم می شود. اگر شرعیات، فرعیات بسیار پیدا کند و کرامت انسان که مهم ترین هدف است، بی اعتبار شود، مسلم است که بایدها و نبایدها یا معروف و منکر، معوض و مبدل می شود. این یک خطر فزاینده است که مبانی باور دینی و موقعیت روحانیت و متولیان امر دین را تهدید می کند. بحران وقتی می شود که معروف و منکرِ متولیان دین با دیدگاه مردم، تفاوت پیدا کند. وقتی معروف و مطلوب مردم، یک زندگی عزتمند باشد اما خواسته و معروف متولیان دین، مساله دیگری باشد و به آن امر کنند، وقتی منکر و مکروه و نامطللوب مردم، کشمکش و دشمنی با این و آن باشد اما متولیان، آن را معروف و مطلوب و موکد جلوه بدهند، نتیجه یک گسست و گپ میان مردم و متولیان دین می شود. این گسل و فاصله میان خواسته مردم و خواسته زعمای دین، اگر نگوئیم دچار لرزش و ریزش شده است باید بپذیریم که در حال فعالیت جدی و خطرناکی است. خطر تهدید کننده آن است که "معروف" و "حق"، منحصر بشود در آن که یک جماعت خاص بگویند و نه بقیه مردم. منکر و باطل، آن بشود که عده ای خاص نمی پسندند و تمایل ندارند، نه مردم. معروف و مطلوب مردم، زندگی، بهزیستی، سلامتی و سعادت است. این از اهداف و مطلوب های دین هم هست. نمی توان تنها در چنبره احکام ماند و از اهدافی چون کرامت، حرمت و حریت باز ماند. نمی توان شرعیات را فرعیاتی دانست که برای جامعه، ملموس، مطلوب یا دارای اولویت نیست. واقعیت این است که مناسک و فرعیات، اولیات و اخلاقیات را به حاشیه برده است. فکل، مصداق منکر می شود اما تنگدستی و بی کفایتی نادیده می شود. در خطبه ۸۸ آمده: این چنین نیست که هر دانشور، دانایی داشته باشد و هر شنوایی، اهل شنیدن و هر ناظری، صاحب نظر بشود..می شود با شبهه ها، شب ساخت و شهوت مقام و منصب داشت. می شود جماعتی شد که معروف را تنها منحصر خویش بداند و منکر و کراهت را به دیگری مختص بسازد.

(وَمَاكُلُّ ذِي قَلْبٍ بِلَبِيبٍ وَ لاَ كُلُّ ذِي سَمْعٍ بِسَمِيعٍ ولاَكُلُّ نَاظِرٍبِبَصِير..یَعْمَلُونَ فِي الشُّبُهَات وِيَسِيرُونَ فِي الشَّهَوَات المعروفِ فِيهِمْ مَاعَرَفُواوالمنکرعندهم ماأَنْكَرُوا مَفْزَعُهُمْ فِي الْمُعْضِلاَتِ إِلَي أَنْفُسِهِم و تعویلهمْ فی الْمُهِمَّاتِ عَلَي آرَائِهِمْ نهج-خطبه۸۸)


"گفتمان ماندگار"
و نه هر که قلب دارد، صاحب عقل است و هر که می شنود، شنوا باشد و هر آن که می بیند، ناظر باشد..بر شبهه ها و آمیختن درستی و نادرستی، رفتار می کنند و خواسته های نفسانی را دنبال می کنند. راستی و درستی در دید آنان، همان است که آنها درست دانسته اند و نادرست (منکر) همان است که آنها نادرست پنداشته اند. رهیافت در پیچیدگی ها، تنها بر اساس اندیشه آنها است و مبنا در امور مهم ، تنها همان است که آنها تکیه و تاکید می کنند.


محسن دوازده امامی


جان آگه با #فرهیختگان
حقوق بشر یگانه پادزهر هرگونه خشونت است

محمد مجتهد شبستری

فیلم‌هایی که از خشونت جاری در زندان اوین پخش شد عواطف ملت ایران را جریحه‌دار کرد. عذرخواهی مسئولان، این دردهای جان‌کاه را دوا نمی‌کند. سال‌ها است که انواع گوناگون اعمال خشونت چه آشکارا و چه پنهانی در جامعۀ ما رواج دارد و چه بسیارند قربانیان خشونت! و چه عادی شده است این وضعیت ضدانسانیت!

چارۀ کار تغییر فرهنگ سیاسی استبدادی به فرهنگ سیاسی حقوق بشر است. این فرهنگ می‌گوید انسان صرفاً از آن نظر که انسان است با قطع نظر از دین و مذهبش و قطع نظر از نژاد و ملیت و قطع نظر از اینکه مجرم و زندانی است یا نه و قطع نظر از جنسیتش و خلاصه قطع نظر از تمام عوارض انسانیت اصالتاً محترم است و این حرمت موقعی حفظ می‌شود که حقوق مشخصی را که در ۳۰ مادۀ اعلامیۀ حقوق بشر آمده برای هر فرد انسان در هر کجا که هست به‌صورت مسلم و بدون هیچ‌گونه چون‌وچرا قایل شویم.


جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص زوربا با بازی آنتونی کویین و موسیقی میکیس تئودوراکیس در فیلم زوربای یونانی بر اساس رمانی از نیکوس کازانتزاکیس
‌


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
تو مهم هستی!

(چرا جامعه‌ها طغیان می‌کنند؟)

▪️وقتی کسی به تهران یا مشهد مهاجرت می‌کند، چه می‌شود؟ هیچ. سرمان را پایین می‌اندازیم و وسایل‌مان را بار می‌کنیم و در خانه‌ای که بنگاهی برایمان پیدا کرده، مستقر می‌شویم. و دیگر؟ هیچ. کسی خوش‌آمدی به ما می‌گوید؟ کسی می‌داند که آمدیم، یا رفتیم؟ جز خانواده و دوستان، کسی نه مطلع می‌شود، نه می‌داند که آمده‌ایم یا رفته‌ایم. هیچ کس دیگر نمی‌پرسد که: خرت به چند؟ چرا آمدی؟ چرا رفتی؟ چه باید بکنی. چه نباید بکنی.

▪️من تازه سه روز است که به زوریخ (سوییس) آمده‌ام. اما فقط دو هفته وقت داشتم که خودم را اول به دفتر شهرداری منطقه‌مان معرفی کنم. فرمی پر کنم، بگویم چه کسی هستم و از کجا آمده‌ام و نشانی‌ام چیست؟ پولی هم (62 فرانک = حدود 1میلیون و هشتصد هزار تومان) برای ثبت نام به شهرداری منطقه‌ی سکونتم دادم. کارمند ثبت اطلاعات، بعد از درج اطلاعات، یک نامه با امضای شهردار (حتماً که با متنی مشابه برای همه) به من می‌دهد که ورودم را به شهر خوشامد می‌گوید و از اینکه در این شهر اقامت می‌کنم، ابراز خوشحالی می‌کند. بعد یک دعوتنامه که روز جلدش به بیش از ده زبان خوشامدگویی نوشته‌شده است. این دعوتنامه برای شرکت در یک جشن/برنامه‌ی خوشامدگویی جمعی به تمام «شهروندان» جدید مهاجر به زوریخ است. هر ماه یک بار، رایگان، در تالار مرکزی شهر. بعد از این‌ها، کارمند شهرداری، برایم در حدود 5 دقیقه توضیح می‌دهد که تفکیک زباله برایشان چقدر مهم است، چطور باید زباله‌ها را تفکیک کنم، باید یک قرص ضد انفجار مراکز هسته‌ای که در نزدیکی زوریخ هست بخرم و در خانه داشته باشم و چند نکته‌ی دیگر: اینکه چه چیزی کاغذ است و چه چیزی نیست. با شیشه‌ها و بطری‌ها چه باید کرد؟ با باتری‌های تمام شده یا زباله‌های ساختمانی. اما چه کسی این‌ها را در تهران و باقی شهرها برای تازه‌واردها و قدیمی‌ها توضیح داده که حالا توقع رعایت‌شان را داشته‌باشیم؟

▪️تمام این‌ها چه معنی دارد؟ این‌ها یعنی تو برای ما اهمیت داری. تو رها شده نیستی. به حال خودت گذاشته نشدی. ما تو را دیدیم. آمدن‌ت یک اتفاق جمعی است نه یک تصمیم صرفاً فردی. فرقی هم نمی‌کند که چه کسی هستی؟ استاد دانشگاه یا کارگر ساده. جوان یا پیر. از چین یا آفریقا. تو برای ما «یک شهروند» هستی و وجود داری و حقوقی داری و تکالیفی. رفتارت برای ما مهم است. و معنی تمام ِ تمام ِ این‌ها این است: «تو برای ما وجود داری» و «ما به هم ربط داریم.»

▪️آدم‌ها، وقتی از همه چیز رها می‌شوند، خطرناک می‌شوند. آدم‌ها وقتی حس کنند که برای کسی مهم نیستند، تخریبگر می‌شوند. حس تعلق داشتن به یک گروه، به یک جمع، آدم را زنده نگه می‌دارد. آدمی که حس می‌کند به هیچ جمعی تعلق ندارد، حس می‌کند رها شده است. سرنوشتش برای هیچ کس مهم نیست. هیچ کس او را آدم حساب نمی‌کند. هیچکس او را نمی‌بیند. بود و نبود و رفتن و آمدنش برای هیچ کس مهم نیست. این حس «سایه شدن»، این حس «بی اهمیت بودن»، خطرناک است. آن وقت او هم برای آن دیگرانی که از کنارش رد می‌شوند، ارزشی قائل نیست. سرنوشت‌شان برایش مهم نیست. هر جایی که بتواند می‌زند و می‌رود و فقط و فقط گلیم خودش را از آب بیرون می‌کشد و تمام. آدم‌های رها شده، خیلی خطرناک‌‌اند.

▪️می‌گفتند برای اینکه طوفان شن نیاید، باید ذرات خاک را در همان جا سفت کرد. یا برای اینکه سیل نیاید، باید کاری کرد که قطره‌های باران، فرصت فرو رفتن در خاک داشته باشند. آدم‌ها، مثل آن دانه‌های باران، مثل آن ذره‌های خاک، باید در جایشان محکم شوند. فرصت کنند که در کنار دیگران مستقر شوند. قرار بگیرند. ربط پیدا کنند. وصل شوند. عضو جمعی شوند. دست‌هایشان در هم گره بخورد. اگر اینطور نشود، دانه‌های خاک معلق، دانه‌های باران بی‌جا و سرگردان، سیل و طوفان‌های مهیب و توده‌وار می‌سازند.

▪️وقتی که طوفان آغاز شود یا صدای غرش سیل بیاید، هیچکس یادش نمی‌آید که طوفان و سیل را خود ما ساخته‌ایم؛ ما که آدم‌ها را رها کردیم. ما که «سایه»های ندیدنی ساختیم. ما که نادیده‌شان گرفتیم.



مهدی سلیمانیه


https://t.me/arshivefarhikhtegan/677
سجده بر بشار اسد
- ندای علنی بشار هو الله
- اجبار بر گفتن لا اله الا بشار

مذهب دیکتاتور فعلی سوریه بر خلاف پدر و خاندان نصیری‌اش مشخصا روشن نیست؛ اما می‌توان نمونه‌های مشابه این رویکردهای غالیانه در قبال حاکم سوریه را در پیشینه نصیریان شام پی گرفت.

تاریخ‌نگاران قرن8 از قیام یک نصیری مدعی مهدویت و الوهیت در سال 717ق گفته‌اند. این قائم پیروانی بسیاری را گرد خود آورد. آنان به شهر جبله حمله، و آن را غارت کردند، و حکومت نیز در نبردی ایشان را سرکوب کرد (برای نمونه: ابوالفداء ایوبی، المختصر في أخبار البشر، 4 /83؛ نویری، نهايةالأرب، 32/ 258-259، 277؛ ابن عبدالحلیم، مجموع الفتاوى، 28/ 553). این گروه مردم را به سجده بر رهبرشان وادار، و مساجد را تخریب می‌کردند (همان؛ ذهبی، العبر في خبر من غبر، 4/ 46)

گزارش مهدی نُصَیری در العبر:
«… ظهر جبليٌ ادعى أنه المهدي بحبلة، وثار معه خلقٌ من النصيرية… واستباحوا جبلة، ورفعوا أصواتهم بقول: لا إله إلا علي، ولا حجاب إلا محمد، ولا باب إلا سلمان. ولعنوا الشيخين، وخربوا المساجد، وكانوا يحضرون المسلم إلى طاغيتهم ويقولون: ‌اسجد ‌لإلهك. فسار إليهم عسكر طرابلس وقتل الطاغية…»

از غلوپژوهی