فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
جرعه ای از جام علی

نوع نگاه و نگرش، جهان بینی و جهان نگری، در ترسیم زندگی و چگونگی تعامل با دیگران بسیار موثر است. هستی شناسی و انسان شناسی، در جریان شناسی و آشنایی با طبقات اجتماعی، نقش آفرین است. کسی که هستی و حیات را بی معنا می داند با آن که همه چیز را تابع شعور و عشق می داند، تفاوت دارد. آن که انسان را مجبور یا شرور می خواند، با آن که آدمی را دارای اختیار و خیر اندیش می شمارد، در چگونگی ریل گذاری برای زندگی و تاثیر گذاری اجتماعی انسان، متفاوت است. میان اهداف و احکام، استراتژی و تاکتیک، بینش و شخصیت، تناسب و ارتباط وجود دارد. گاهی هدف ها، رها شده است و به احکام چسبیده می شود. می شود تنها به مناسک تکیه کرد اما معرفت را فراموش کرد. می توان به شعائر و پوسته و ظاهر اصرار داشت اما از شعور و مغز و معنا غافل شد. می شود تنها به فکل و کاکل تاکید کرد اما به کفایت و کیفیت حکمرانی، کاری نداشت. گاهی ممکن است شریعت، از حقیقت، دور شود یا تهی شود. آیا احکام و شریعت برای تعالی انسان آمده یا انسان باید قربانی و زندانی احکام شود؟ هدف از آفرینش انسان و ارسال رسولان، رفعت و کرامت است یا حیثیت آدمیت، مخدوش و له شدن است؟ انسانی که زندگی و تندرستی و حتی زنده بودن او تهدید و تخریب بشود، چگونه کرامت و عبادت و منزلت او تضمین می شود؟ اگر طبقه متکفل معنویت و صنف متصدی امر دینداری، نسبت به زندگی، بهزیستی و تندرستی آدمی، بی تفاوت و بی توجه باشد و امر و نهی نکند، چگونه می شود توقع داشت احکام پرستش و مناسک و معارف دینی، مراعات شود؟ گاهی احکام و مناسک، چنان متورم و متکثر می شود که معرفت و حقیقت گم می شود. اگر شرعیات، فرعیات بسیار پیدا کند و کرامت انسان که مهم ترین هدف است، بی اعتبار شود، مسلم است که بایدها و نبایدها یا معروف و منکر، معوض و مبدل می شود. این یک خطر فزاینده است که مبانی باور دینی و موقعیت روحانیت و متولیان امر دین را تهدید می کند. بحران وقتی می شود که معروف و منکرِ متولیان دین با دیدگاه مردم، تفاوت پیدا کند. وقتی معروف و مطلوب مردم، یک زندگی عزتمند باشد اما خواسته و معروف متولیان دین، مساله دیگری باشد و به آن امر کنند، وقتی منکر و مکروه و نامطللوب مردم، کشمکش و دشمنی با این و آن باشد اما متولیان، آن را معروف و مطلوب و موکد جلوه بدهند، نتیجه یک گسست و گپ میان مردم و متولیان دین می شود. این گسل و فاصله میان خواسته مردم و خواسته زعمای دین، اگر نگوئیم دچار لرزش و ریزش شده است باید بپذیریم که در حال فعالیت جدی و خطرناکی است. خطر تهدید کننده آن است که "معروف" و "حق"، منحصر بشود در آن که یک جماعت خاص بگویند و نه بقیه مردم. منکر و باطل، آن بشود که عده ای خاص نمی پسندند و تمایل ندارند، نه مردم. معروف و مطلوب مردم، زندگی، بهزیستی، سلامتی و سعادت است. این از اهداف و مطلوب های دین هم هست. نمی توان تنها در چنبره احکام ماند و از اهدافی چون کرامت، حرمت و حریت باز ماند. نمی توان شرعیات را فرعیاتی دانست که برای جامعه، ملموس، مطلوب یا دارای اولویت نیست. واقعیت این است که مناسک و فرعیات، اولیات و اخلاقیات را به حاشیه برده است. فکل، مصداق منکر می شود اما تنگدستی و بی کفایتی نادیده می شود. در خطبه ۸۸ آمده: این چنین نیست که هر دانشور، دانایی داشته باشد و هر شنوایی، اهل شنیدن و هر ناظری، صاحب نظر بشود..می شود با شبهه ها، شب ساخت و شهوت مقام و منصب داشت. می شود جماعتی شد که معروف را تنها منحصر خویش بداند و منکر و کراهت را به دیگری مختص بسازد.

(وَمَاكُلُّ ذِي قَلْبٍ بِلَبِيبٍ وَ لاَ كُلُّ ذِي سَمْعٍ بِسَمِيعٍ ولاَكُلُّ نَاظِرٍبِبَصِير..یَعْمَلُونَ فِي الشُّبُهَات وِيَسِيرُونَ فِي الشَّهَوَات المعروفِ فِيهِمْ مَاعَرَفُواوالمنکرعندهم ماأَنْكَرُوا مَفْزَعُهُمْ فِي الْمُعْضِلاَتِ إِلَي أَنْفُسِهِم و تعویلهمْ فی الْمُهِمَّاتِ عَلَي آرَائِهِمْ نهج-خطبه۸۸)


"گفتمان ماندگار"
و نه هر که قلب دارد، صاحب عقل است و هر که می شنود، شنوا باشد و هر آن که می بیند، ناظر باشد..بر شبهه ها و آمیختن درستی و نادرستی، رفتار می کنند و خواسته های نفسانی را دنبال می کنند. راستی و درستی در دید آنان، همان است که آنها درست دانسته اند و نادرست (منکر) همان است که آنها نادرست پنداشته اند. رهیافت در پیچیدگی ها، تنها بر اساس اندیشه آنها است و مبنا در امور مهم ، تنها همان است که آنها تکیه و تاکید می کنند.


محسن دوازده امامی


جان آگه با #فرهیختگان
حقوق بشر یگانه پادزهر هرگونه خشونت است

محمد مجتهد شبستری

فیلم‌هایی که از خشونت جاری در زندان اوین پخش شد عواطف ملت ایران را جریحه‌دار کرد. عذرخواهی مسئولان، این دردهای جان‌کاه را دوا نمی‌کند. سال‌ها است که انواع گوناگون اعمال خشونت چه آشکارا و چه پنهانی در جامعۀ ما رواج دارد و چه بسیارند قربانیان خشونت! و چه عادی شده است این وضعیت ضدانسانیت!

چارۀ کار تغییر فرهنگ سیاسی استبدادی به فرهنگ سیاسی حقوق بشر است. این فرهنگ می‌گوید انسان صرفاً از آن نظر که انسان است با قطع نظر از دین و مذهبش و قطع نظر از نژاد و ملیت و قطع نظر از اینکه مجرم و زندانی است یا نه و قطع نظر از جنسیتش و خلاصه قطع نظر از تمام عوارض انسانیت اصالتاً محترم است و این حرمت موقعی حفظ می‌شود که حقوق مشخصی را که در ۳۰ مادۀ اعلامیۀ حقوق بشر آمده برای هر فرد انسان در هر کجا که هست به‌صورت مسلم و بدون هیچ‌گونه چون‌وچرا قایل شویم.


جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص زوربا با بازی آنتونی کویین و موسیقی میکیس تئودوراکیس در فیلم زوربای یونانی بر اساس رمانی از نیکوس کازانتزاکیس
‌


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
تو مهم هستی!

(چرا جامعه‌ها طغیان می‌کنند؟)

▪️وقتی کسی به تهران یا مشهد مهاجرت می‌کند، چه می‌شود؟ هیچ. سرمان را پایین می‌اندازیم و وسایل‌مان را بار می‌کنیم و در خانه‌ای که بنگاهی برایمان پیدا کرده، مستقر می‌شویم. و دیگر؟ هیچ. کسی خوش‌آمدی به ما می‌گوید؟ کسی می‌داند که آمدیم، یا رفتیم؟ جز خانواده و دوستان، کسی نه مطلع می‌شود، نه می‌داند که آمده‌ایم یا رفته‌ایم. هیچ کس دیگر نمی‌پرسد که: خرت به چند؟ چرا آمدی؟ چرا رفتی؟ چه باید بکنی. چه نباید بکنی.

▪️من تازه سه روز است که به زوریخ (سوییس) آمده‌ام. اما فقط دو هفته وقت داشتم که خودم را اول به دفتر شهرداری منطقه‌مان معرفی کنم. فرمی پر کنم، بگویم چه کسی هستم و از کجا آمده‌ام و نشانی‌ام چیست؟ پولی هم (62 فرانک = حدود 1میلیون و هشتصد هزار تومان) برای ثبت نام به شهرداری منطقه‌ی سکونتم دادم. کارمند ثبت اطلاعات، بعد از درج اطلاعات، یک نامه با امضای شهردار (حتماً که با متنی مشابه برای همه) به من می‌دهد که ورودم را به شهر خوشامد می‌گوید و از اینکه در این شهر اقامت می‌کنم، ابراز خوشحالی می‌کند. بعد یک دعوتنامه که روز جلدش به بیش از ده زبان خوشامدگویی نوشته‌شده است. این دعوتنامه برای شرکت در یک جشن/برنامه‌ی خوشامدگویی جمعی به تمام «شهروندان» جدید مهاجر به زوریخ است. هر ماه یک بار، رایگان، در تالار مرکزی شهر. بعد از این‌ها، کارمند شهرداری، برایم در حدود 5 دقیقه توضیح می‌دهد که تفکیک زباله برایشان چقدر مهم است، چطور باید زباله‌ها را تفکیک کنم، باید یک قرص ضد انفجار مراکز هسته‌ای که در نزدیکی زوریخ هست بخرم و در خانه داشته باشم و چند نکته‌ی دیگر: اینکه چه چیزی کاغذ است و چه چیزی نیست. با شیشه‌ها و بطری‌ها چه باید کرد؟ با باتری‌های تمام شده یا زباله‌های ساختمانی. اما چه کسی این‌ها را در تهران و باقی شهرها برای تازه‌واردها و قدیمی‌ها توضیح داده که حالا توقع رعایت‌شان را داشته‌باشیم؟

▪️تمام این‌ها چه معنی دارد؟ این‌ها یعنی تو برای ما اهمیت داری. تو رها شده نیستی. به حال خودت گذاشته نشدی. ما تو را دیدیم. آمدن‌ت یک اتفاق جمعی است نه یک تصمیم صرفاً فردی. فرقی هم نمی‌کند که چه کسی هستی؟ استاد دانشگاه یا کارگر ساده. جوان یا پیر. از چین یا آفریقا. تو برای ما «یک شهروند» هستی و وجود داری و حقوقی داری و تکالیفی. رفتارت برای ما مهم است. و معنی تمام ِ تمام ِ این‌ها این است: «تو برای ما وجود داری» و «ما به هم ربط داریم.»

▪️آدم‌ها، وقتی از همه چیز رها می‌شوند، خطرناک می‌شوند. آدم‌ها وقتی حس کنند که برای کسی مهم نیستند، تخریبگر می‌شوند. حس تعلق داشتن به یک گروه، به یک جمع، آدم را زنده نگه می‌دارد. آدمی که حس می‌کند به هیچ جمعی تعلق ندارد، حس می‌کند رها شده است. سرنوشتش برای هیچ کس مهم نیست. هیچ کس او را آدم حساب نمی‌کند. هیچکس او را نمی‌بیند. بود و نبود و رفتن و آمدنش برای هیچ کس مهم نیست. این حس «سایه شدن»، این حس «بی اهمیت بودن»، خطرناک است. آن وقت او هم برای آن دیگرانی که از کنارش رد می‌شوند، ارزشی قائل نیست. سرنوشت‌شان برایش مهم نیست. هر جایی که بتواند می‌زند و می‌رود و فقط و فقط گلیم خودش را از آب بیرون می‌کشد و تمام. آدم‌های رها شده، خیلی خطرناک‌‌اند.

▪️می‌گفتند برای اینکه طوفان شن نیاید، باید ذرات خاک را در همان جا سفت کرد. یا برای اینکه سیل نیاید، باید کاری کرد که قطره‌های باران، فرصت فرو رفتن در خاک داشته باشند. آدم‌ها، مثل آن دانه‌های باران، مثل آن ذره‌های خاک، باید در جایشان محکم شوند. فرصت کنند که در کنار دیگران مستقر شوند. قرار بگیرند. ربط پیدا کنند. وصل شوند. عضو جمعی شوند. دست‌هایشان در هم گره بخورد. اگر اینطور نشود، دانه‌های خاک معلق، دانه‌های باران بی‌جا و سرگردان، سیل و طوفان‌های مهیب و توده‌وار می‌سازند.

▪️وقتی که طوفان آغاز شود یا صدای غرش سیل بیاید، هیچکس یادش نمی‌آید که طوفان و سیل را خود ما ساخته‌ایم؛ ما که آدم‌ها را رها کردیم. ما که «سایه»های ندیدنی ساختیم. ما که نادیده‌شان گرفتیم.



مهدی سلیمانیه


https://t.me/arshivefarhikhtegan/677
سجده بر بشار اسد
- ندای علنی بشار هو الله
- اجبار بر گفتن لا اله الا بشار

مذهب دیکتاتور فعلی سوریه بر خلاف پدر و خاندان نصیری‌اش مشخصا روشن نیست؛ اما می‌توان نمونه‌های مشابه این رویکردهای غالیانه در قبال حاکم سوریه را در پیشینه نصیریان شام پی گرفت.

تاریخ‌نگاران قرن8 از قیام یک نصیری مدعی مهدویت و الوهیت در سال 717ق گفته‌اند. این قائم پیروانی بسیاری را گرد خود آورد. آنان به شهر جبله حمله، و آن را غارت کردند، و حکومت نیز در نبردی ایشان را سرکوب کرد (برای نمونه: ابوالفداء ایوبی، المختصر في أخبار البشر، 4 /83؛ نویری، نهايةالأرب، 32/ 258-259، 277؛ ابن عبدالحلیم، مجموع الفتاوى، 28/ 553). این گروه مردم را به سجده بر رهبرشان وادار، و مساجد را تخریب می‌کردند (همان؛ ذهبی، العبر في خبر من غبر، 4/ 46)

گزارش مهدی نُصَیری در العبر:
«… ظهر جبليٌ ادعى أنه المهدي بحبلة، وثار معه خلقٌ من النصيرية… واستباحوا جبلة، ورفعوا أصواتهم بقول: لا إله إلا علي، ولا حجاب إلا محمد، ولا باب إلا سلمان. ولعنوا الشيخين، وخربوا المساجد، وكانوا يحضرون المسلم إلى طاغيتهم ويقولون: ‌اسجد ‌لإلهك. فسار إليهم عسكر طرابلس وقتل الطاغية…»

از غلوپژوهی
تمام جلدهای مجموعه‌ی «بن‌مایه‌های کمبریج در فلسفه‌ی دین» برای مدت نامعلومی به رایگان قابل بارگیری (دانلود) خواهد بود. از دست‌شان ندهید. دو جلد این مجموعه، «تجربه‌ی دینی» و «ارزش‌شناسی خداباوری»، تا یکی-دو ماه دیگر منتشر می‌شوند.

یاسر میردامادی


جان آگه با #فرهیختگان
👍1
نجف و جهان جدید

به بهانه فتوای تازه آیت‌الله حکیم درباره مرتد

آیت‌الله‌العظمی سید محمدسعید حکیم یکی از چهار مرجع تقلید برجسته نجف در پاسخ به استفتایی درباره مجازات مرتد گفته که مجازات دنیوی ارتداد وظیفه‌ ما نیست. متن پاسخ ایشان این است:
«هیچ شکی نیست که آنها [افراد مرتد] در آخرت سزاوار مجازاتی عظیم هستند. خداوند متعال می‌فرماید: کسانی که کفر ورزیده‌اند، سرورانشان طاغوتند که آنان را از روشنایی به سوی تاریکی‌ها به در می‌برند. آنان اهل آتشند که خود در آن جاودانند. مجازات در این دنیا وظیفه‌ ما نیست».
آیت‌الله محمد سعید حکیم نوه دختری مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید محسن حکیم است. مرحوم حکیم از نخستین مراجعی بود که حکم به طهارت ذاتی اهل کتاب داد و پس از وی این فتوا بین فقها رواج پیدا کرد.
چندی پیش نیز خبر تغییر نظر آیت‌الله‌العظمی سیستانی درباره نجاست کفار غیر کتابی (مانند آتئیست‌ها و مارکسیست‌ها) منتشر شد که ایشان از فتوای خود برگشته و اکنون در این‌باره احتیاط می‌کند.
اگر چه غالب فقها همچنان بر رأی دیرینه اغلب فقهای اسلامی در مساله‌ ارتداد پابرجا هستند، اما برخی نیز با نگاه دیگری به این مسأله ‌نگریسته‌اند. ابوالصلاح حلبی؛ فقیه و متکلم برجسته شیعه در قرن پنجم هجری در کتاب خود (الکافی، ص 311) تصریح کرده که اگر کسی با استدلال، کافر شود احکام مرتد بر وی جاری نمی‌شود:
«فأما ما يعلم كونه كافرا له باستدلال، من جبر أو تشبيه أو إنكار إمامة إلى غير ذلك، فليس بِرِدَّة و إن كان كفرا».
آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی نیز در مقاله‌ای که مرداد 63 در مجله مکتب اسلام منتشر کرده، گفته است: «گاه کسی ناآگاهانه و بر اثر وساوس مبلغان گمراه و یا اشتباهاتی که در مطالعات برای او روی داده ... به سوی کفر می‌رود، بی آنکه هیچ سوءنیتی داشته باشد ... ما احتمال می‌دهیم که روایات قتل مرتد مخصوص افرادی باشد که آگاهانه راه خلاف را می‌پیمایند ... از آنجا که الحدود تدرء بالشبهات، اجرای حدود در مواردی که قطعی نیست ملغی می‌شود، همین احتمال جمع میان روایات کافی است که اجرای حد اعدام را در مورد مرتدین خالی از سوء نیت به تأخیر بیاندازیم و آنها را زیر پوشش تبلیغات صحیح اسلامی قرار داده، راه بازگشت منطقی و استدلالی را به روی آنها بگشاییم و اجازه دهیم آنها خود را اصلاح کنند».
مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری نیز در اواخر عمرش به نظر مشابهی رسیده و معتقد شده بود مرتد کسی است که به حقانیت دین اسلام رسیده باشد و از روی عناد و لجاج با اسلام، دین خود را تغییر دهد، اما اگر کسی بر اساس مطالعه و بررسی به این نتیجه برسد که دین اسلام حق نیست و دین دیگری بر حق است، اگر چه که مقدمات و دلایل این نتیجه‌گیری از نظر ما غلط هم باشد، لکن چنین فردی مشمول احکام مرتد نیست.
مرحوم آیت‌الله‌العظمی موسوی اردبیلی هم در درس خارج فقه رمضان سال 1420 گفته بود که چون هیچ دلیل معتبری برای تبلیغ اسلام با زور شمشیر و قتل وجود ندارد، بنابر این باید در مسأله ارتداد نیز تأسیس اصل کنیم و بگوییم که اصل بر تبلیغ اسلام با حکمت و استدلال و کار فرهنگی است و تکلیف روایات مشکوک یا موارد فاقد نص را با این اصل روشن کنیم (مجله حکومت اسلامی، شماره 15).
برخی نیز اعتقاد دارند حکم مرتد در اسلام، یک مسأله فکری به شمار نمی‌آید، بلکه حکمی است که شرایط جامعه‌ صدر اسلام اقتضای چنین حکمی را داشته و آنچه از دید شرع محکوم شده همین حالت یعنی هرج و مرج جامعه است، نه طرح اندیشه‌های مخالف درباره موضوعات دینی. طبق این مبنا حکم اسلام چیزی بیش از این نبوده و جز به مقبولات عمومی حکمی صادر نشده است.
آیت‌الله سید سعید حکیم اما با حکم اخیر خود نشان داده است که حتی اگر ارتداد فردی با معنای سنتی و مشهور آن به اثبات برسد باز هم مجازات دنیوی آن به عهده‌ ما نیست و نمی‌باید به وی تعرضی شود. نظر اخیر وی و آقای سیستانی نشان می‌دهد که نجف در مواجهه با جهان معاصر در استمرار سنت مرحوم سید محسن حکیم، مواجهه و تأمل جدی‌تری را در پیش گرفته است. /راوی


جان آگه با #فرهیختگان
خرید و وقف کپسول اکسیژن به جای هزینه برگزاری مراسم سالگرد درگذشت مادر. ابتکار یک شهروند اهل گناوه‌.

در شرایط سخت کنونی، کارهای خیر مردم بافرهنگ باید دیده و ترویج شود تا در دستگیری و همدلی مردم ما موثر افتد.

#فرهیختگان
در سایه همسایگی :
سلطه طالبان چه تاثیری بر ایران دارد؟
شیرین هانتر، کوئینسی، ۱ سپتامبر ۲۰۲۱

۱. دولت طالبان در کابل، پیامدهای مهمی برای همه همسایگان دارد. اما از میان همسایگان افغانستان، ایران منفی ترین پیامدها را متحمل می شود. برخلاف تندروها که همه تحولات منطقه را از لنز ضدآمریکایی می بینند، بیشتر ایرانیان، عمیقا درباره پیامدهای یک دولت طالبان برای امنیت داخلی، منافع اقتصادی و جایگاه منطقه ای ایران نگران هستند.
۲. یک تهدید عمده امنیتی برای ایران، موج احتمالی شمار بیشتری از پناهندگان افغان است. تحریم های آمریکا مانع آن می شود که ایران، از کمک های بین المللی برای اداره پناهندگان برخوردار شود و این دشواری های اجتماعی ایران را سنگین تر می کند. اما عدم پذیرش پناهندگان افغان هم، موجب تحریک آن دسته از افغانی هایی می شود که در ایران زندگی می کنند و این اواخر اعتراضاتی علیه طالبان برگزار کرده اند.
۳. طالبان همچنین، هواخواهانی در استان سیستان و بلوچستان ایران با یک جمعیت سُنّی بزرگ، دارند که برخی از آنان به همان ایدئولوژی ضدشیعی سلفی - وهابی که از سعودی ها الهام می گیرد، پایبندند، درست مانند طالبان. عبدالحمید، امام جمعه مسجد سُنّیان زاهدان، از طالبان حمایت کرده و از پیروزی آنان شادمان شده است.
۴. یک دولت طالبان می تواند از هواخواهانش برای فشار بر ایران استفاده کند. حتی می تواند شورشیان افراطی را در بلوچستان برانگیزد، همان ها که در دهه های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، مساجد را بمباران کرده، به پست ها و نفرات نظامی حمله کرده و به دنبال باجگیری بودند. آنها از حمایت عربستان، اسراییل و پاکستان برخوردار می شدند.
۵. در حکومت طالبان، دولت اسلامی خراسان و شاید هم القاعده می توانند حملاتی علیه ایران انجام دهند. حق آبه ایران از آبهای هلمند هم مشکل دیگری است که می تواند تهران را زیر فشار قرار دهد.
۶. امید ایران به تبدیل چابهار در خلیج عمان به یک هاب ترانزیتی هم می تواند با پسرفت روبرو شود اگر کاملا زمین نخورد. پاکستان، دیرزمانی است که از برنامه های ایران برای بندر چابهار ناخرسند است، هم به دلیل منافع کارسازی که به هندوستان می رساند و هم به دلیل رقابتش با بند گوادر پاکستان. اسلام آباد می تواند به کابل فشار آورد تا گوادر را جایگزین چابهار نماید.
۷. ایران ممکن است بخشی از صادرات لوکس خود به افغانستان را به سود کشورهایی همچون ترکیه و کشورهای عرب خلیج فارس از دست بدهد.
۸. دولت طالبان همچنین جایگاه منطقه ای ایران را تضعیف خواهد کرد چرا که همه رقبای سُنّی تهران، از جمله عربستان و ترکیه، روابط بهتری با طالبان دارند. طالبان، ترک ها را "برادر" خطاب می کند و ایران را تنها با عنوان "همسایه". اگر شرایط ایجاب کند، رقبای تهران می توانند از طالبان برای فشار بر تهران استفاده کنند همانگونه که زمانی، عربستان این کار را کرد.
۹. برخلاف دهه ۱۹۹۰، گزینه های امروز ایران برای برخورد با افغانستان طالبانی، محدودتر است. در آن زمان، اتحاد شمال، یک چالش چشمگیر برای سلطه طالبان بود و نیز از حمایت هندوستان و روسیه برخوردار بود. ایران در رویارویی با طالبان تنها نبود. امروز هیچ ائتلاف معتبری علیه طالبان وجود ندارد.
۱۰. قدرت های عمده جهان از جمله روسیه، چین، اتحادیه اروپا و آمریکا، خواهان تعامل با طالبان برای پایدارسازی افغانستان هستند. آنها همچنین امیدوارند که رفتار طالبان را آرام سازند و از گذر گفتگو، منافع خود را حراست کنند. ایران هم خواهان یک دولت پایدار در کابل است به شرط آنکه طالبان رویکرد دوستانه ای در قبال ایران داشته باشد، اما این غیرمحتمل است.
۱۱. اگر ایران درصدد حمایت از هر گروه ضدطالبانی بر آید، از حمایت دولت های دیگر برخوردار نخواهد شد. به احتمال بیشتر، دولت های منطقه و بازیگران بین المللی، ایران را متهم به بی ثبات سازی افغانستان خواهند کرد. خطر جدی تر این است که اگر ایران دخالت مستقیم تری در امور داخلی افغانستان داشته باشد، طالبان هم می توانند با هواخواهانشان در ایران، تهران را به دردسر بیندازند.
۱۲. برخلاف برخی کشورهای عربی و ترکیه، ایران از ابزارهای اقتصادی و منابع مالی برای ملایم سازی رویکرد طالبان برخوردار نیست. تنها دارایی ایران، آن است که یک مسیر مناسب برای تجارت است و یک منبع ارزشمند انرژی. اما دیگر کشورهایی همچون پاکستان، عربستان سعودی و قطر می توانند در هر دو زمینه جایگزین ایران شوند. ایران همچنین به دلیل دشواری های اقتصادی اش، نیازمند تجارت با افغانستان است و نمی تواند از امتیازات خود بهره کاملی بگیرد.
۱۳. تنها گزینه ایران، این است که طالبان را کمتر تحریک کند، درباره ارزش های مذهبی و سازش نژادی موعظه کرده و دارایی های محدودش را بکار گیرد تا طالبان را متقاعد سازد که یک رابطه رها از خصومت با تهران، به سود آنهاست
yun.ir/o5j372


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
🔴 در ضرورت تقویت مطالعات نابرابری و سیاست برابری‌خواه در ایران

محمدرضا جلائی‌پور

(منتشرشده در شمارهٔ ۷۹ مجلهٔ صدا - ۱۳ شهریور ۱۴۰۰)

امروز انواع نابرابری در گفتگوهای عمومی اهمیت بیشتری یافته‌اند و بخشی از مهم‌ترین رخدادها و تحولات سیاسی و اعتراضات و جنبش‌های جهان‌مان را شکل می‌دهند. لاجرم ضروری‌تر شده‌ است که بفهمیم چرا نابرابری معضل‌آفرین است، نابرابری‌ها چگونه شکل می‌گیرند و چگونه می‌توان نابرابری‌ها را کاست.

در دههٔ گذشته جنبش‌ها و اعتراضات محرومان، شورش‌های گرسنگان در مکزیک، خیزش‌های مشهور به «بهار عربی» که از خودسوزی یک دستفروش تونسی آغاز شد و اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ و تشنگان ۱۴۰۰ در ایران توجه به «نابرابری» در رسانه‌ها و سیاست را افزایش داده است. یکی از دلایل این افزایش احساس نابرابری و «نابرابری‌آگاهی»، افزایشِ واقعیِ نابرابری در سطح جهانی و در اکثر کشورهای جهان است که هم‌زمان با افزایش اندازهٔ اقتصاد جهانی و ثروت اغلب کشورهای جهان رخ داده است. به تعبیر دیگر، در دهه‌های گذشته جهان و اغلب کشورها هم ثروتمندتر شده‌اند و هم نابرابرتر. بر اساس گزارش آکسفم در سال ۲۰۱۶ تنها ۶۲ انسان ثروتمندتر جهان به اندازهٔ نیمی از انسان‌های جهان ثروت دارند و حدود نیمی از کل ثروت خانوارهای جهان متعلق به یک درصد جمعیت جهان است. [1] فروش بیش از دو میلیون نسخه از کتاب «سرمایه در قرن بیست و یکم» نوشتهٔ توماس پیکیتی[2] به زبان‌های مختلف، اعطای جوایز نوبل اقتصاد به پژوهشگرانی که موضوع کارشان نابرابری بوده است، ترجمهٔ کتاب‌های ویلکینسون و پیکت دربارهٔ نابرابری[3] به ده‌ها زبان، انتشار ده‌ها گزارش معتبر جهانی و ملی دربارهٔ وضعیت نابرابری و تبدیل سیاست‌های کاهندهٔ نابرابری به یکی از مهم‌ترین مضامین گفت‌وگوها و برنامه‌های سیاسی و انتخاباتی در اغلب کشورهای جهان از نشانه‌های این افزایش توجه عمومی به نابرابری است.

اجماع رو به گسترشی در میان متخصصان در حال شکل‌گیری است که یکی از دلایل این افزایش نابرابری در دهه‌های گذشته غلبهٔ پارادایم نئولیبرال در سیاست‌گذاری در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ در کشورهای توسعه‌یافته بود که با مشوق‌ها و فشارهای نهادهایی همچون صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در کشورهای در حال توسعه هم رواج یافت. ‌فرض این سیاست‌ها این بود که منافع رشد بازارمحور ضرورتاً به لایه‌های فرودست هم ریزش می‌کند، اما در عمل این اتفاق در حد انتظار نیفتاد و به تعبیر دیگر این رشد اقتصادیِ تجربه‌شده در اغلب کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعهٔ جهان «فراگیر»[4] نشد و همزمان با افزایش نابرابری محقق شد. در نتیجه، همین نهادهای جهانی در قرن ۲۱ بر ضرورت توجه به اقتضائات رشد و توسعهٔ فراگیر و شمول‌گرا و لزوم مداخلهٔ کارآمد دولت برای ارتقای آموزش و سلامت عمومی و زیرساخت‌های شهری و حمایت از آسیب‌پذیرترین شهروندان تاکید کردند که البته هنوز در اغلب کشورها به نحوی کارآ و پایدار اجرایی نشده و به کاهش نابرابری نینجامیده است.

ادامهٔ متن کامل



#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
هشدار متخصصان نسبت به حرکات خطرناک طلاب و بازی با جان مردم زیر عنوان "اطبای طب اسلامی" !

#فرهیختگان
بررسی قرابت فکری صوفیه و شیخیه.pdf
9.2 MB
بررسی قرابت فکری صوفیه و شیخیه
نویسنده: سید علیرضا موسوی

در این مقاله برخی ارتباطات و اشتراکات صوفیه ذهبیه و شیخیه بررسی شده است. «غلو» یکی از محورهای اصلی این شباهت‌ها است.

درباره نزدیکی و حتی رابطه مستقیم این دو فرقه، از جهت تأثیرپذیری از منابع اختصاصی غالیان متقدم، شواهد جالب دیگری نیز در دست است که جا دارد در مقاله دیگری به آن پرداخته شود.



جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا امارت اسلامی طالبان و افکار پوسیده رهبران آن تاب مقاومت در برابر رویش‌های مترقی، عدالت خواه، نوگرا و افکار آزاد مردان و زنان شجاع را خواهد داشت ؟
افغانستان در آستانه یک کشاکش تاریخی میان فکر قبیله‌ای و زیست مدنی است. طالبان اگر با خواست‌های مدنی همراه شود، طالبان نیست و اگر همراه نشود، دوام نخواهد آورد !

#فرهیختگان خاورمیانه آزاد
کهولت رهبری و سهولت سرپیچی از منویات به صورت علنی!؟

رضا علیجانی

اعتراض آملی لاریجانی فقط به سناریوی انتخابات ریاست جمهوری نیست بلکه به حلقه‌های بعد از آن در رابطه با انتقال رهبری هم هست.

آملی لاریجانی یکی از کسانی است که قطعا در دوره رهبری بعدی از کشتی نظام پیاده خواهد شد. کشتی‌ای که به قول آقای کروبی دیگر تبدیل به یک قایق شده است.

سهولت سرپیچی از منویات آقای خامنه‌ای به کهولت وی و عدم کارآمدی‌اش برای ایجاد انسجام عناصر درون نظام برمی‌گردد.

این استعفا نشانگر آن است که اجرای سناریوهای هسته اصلی قدرت در بالای نظام بی‌هزینه و اعتراض و ریزش نخواهد بود.

ریزش درون نظام و این که علی بماند و حوضش به نفع مردم تغییرخواه و جامعه مدنی است.

روند حذف و ریزش از تشکیل شورای انقلاب تاکنون ادامه داشته است. حالا نوبت به لاریجانی‌ها رسیده است. بعد از رهبر کنونی نزاع قدرت تشدید و پایگاه حکومت باز هم تضعیف خواهد شد و این به نفع روند تغییر در ایران است.


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
تسلیت‌نامه‌ی جمعی از نواندیشان دینی
به مناسبت چهلم درگذشت عبدالرحیم مرودشتی نویسنده و ویراستار
 
 ▪️عبدالرحیم مرودشتی (۱۴۰۰-۱۳۳۸) نویسنده، مترجم، ویراستار و مدرّسِ فلسفه و دین‌پژوهی، چهل روز پیش روی در نقاب خاک کشید و به سمت بی سو پرواز کرد.
 
در فضای باز مطبوعاتی شکل گرفته پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ خورشیدی، او دبیری سرویس یا هم‌کاری با بخش اندیشه نشریات «جامعه»، «توس» و «نشاط» را بر عهده داشت. مرحوم مرودشتی که دانش آموخته‌ی حوزه‌ی علمیه قم بود، با نهادهای فرهنگیِ نزدیک به جریان نواندیشی دینی در دهه‌های هفتاد و هشتاد خورشیدی، از جمله «کیان»، «صراط» و «مؤسسه‌ی معرفت و پژوهش» همکاری می کرد. او مانند بسیاری از نواندیشان و آزادگان، طعم زندان جمهوری اسلامی را نیز به جان خرید و در نهایت به هجرت از ایران تن در داد. در کشور کویت او به تدریس و پژوهش در فلسفه و دین‌پژوهی مشغول بود.
 
«سنت و سکولاریسم»، از جمله آثاری در حوزه‌ی نواندیشی دینی است که با ویرایش نیکوی او منتشر شد. از مجموعه آثاری که او به فارسی ترجمه کرد چهارگانه‌ای بود با عناوین «گالیله»، «مهاتما گاندی»، «انیشتین» و «نیوتن» که نشر «کتاب همراه» آن‌ها را منتشر کرد. این پژوهشگر که دلی در گروی نواندیشی دینی و اهمیت و رهگشایی آن در ایران معاصر داشت، بر اثر ابتلای به سرطان لوزالمعده‌ پیشرفته، سوگمندانه در شصت و دو سالگی جهان را بدرود گفت.                                                  
 همه‌ی ما که عبدالرحیم مرودشتی را از دور یا نزدیک می‌شناختیم او را به دانش وسیع، زبان‌دانی، فروتنی، خون‌گرمی، مرگ‌آگاهی، ایمانی گشوده و پر از جست‌وجو و زیست معنادار می‌شناختیم. ما، جمعی از نواندیشان دینیِ ایرانی، سفر بی بازگشت این دانشی‌مرد ایمانی را تسلیت می گوییم و صبر بر این مصیبت را به دعا از خداوند، برای خانواده محترم مرودشتی و اهالی فرهنگ و قلم در ایران و کویت خواستاریم.
 
حسن یوسفی اشکوری، محمدجواد اکبرین، رضا بهشتی مُعزّ، سروش دباغ، علیرضا رجائی، میثم بادامچی، حسین کمالی، داریوش محمدپور، یاسر میردامادی.

https://t.me/arshivefarhikhtegan/678

#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
افغانستان میانِ دو طالبان
مسیرِ ناهموار توسعه در میدانِ منازعه

وضعیت افغانستان در ماه‌ها و هفته‌های اخیر بکلی دگرگون شده است.
این گزارش تلاش می‌کند با گردآوری مجموعۀ متنوعی از اطلاعات و بررسی آن‌ها در چهار بخش به برخی پرسش‌های مربوط به آیندۀ افغانستان پاسخ دهد:

▫️بخش اول: مرور زمینه‌های تاریخی
▫️بخش دوم: بررسی شاخص‌های توسعه
▫️بخش سوم: تحلیل داده‌های جنگ
▫️بخش چهارم: چشم‌انداز پیشِ رو (نتیجه‌گیری)
از مجله دقیقه

متن کامل بررسی بهمن اجدری و علیرضا کدیور را با لمس گزینه Instant View در پایین صفحه مطالعه کنید.
بیژن عبدالکریمی، دانشیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، روز گذشته حکم اخراج خود از این دانشگاه را باتهام "دفاع از نظام سلطنتی پهلوی" دریافت کرد.
او از سال ۱۳۸۰ در این دانشگاه مشغول به تدریس بوده و با آثاری در حوزه اندیشه و فرهنگ، حدود ۲۰ سال سابقه تدریس دانشگاهی دارد.

#فرهیختگان در عصر بی‌پناهی دولت آقا