فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
سجده بر بشار اسد
- ندای علنی بشار هو الله
- اجبار بر گفتن لا اله الا بشار

مذهب دیکتاتور فعلی سوریه بر خلاف پدر و خاندان نصیری‌اش مشخصا روشن نیست؛ اما می‌توان نمونه‌های مشابه این رویکردهای غالیانه در قبال حاکم سوریه را در پیشینه نصیریان شام پی گرفت.

تاریخ‌نگاران قرن8 از قیام یک نصیری مدعی مهدویت و الوهیت در سال 717ق گفته‌اند. این قائم پیروانی بسیاری را گرد خود آورد. آنان به شهر جبله حمله، و آن را غارت کردند، و حکومت نیز در نبردی ایشان را سرکوب کرد (برای نمونه: ابوالفداء ایوبی، المختصر في أخبار البشر، 4 /83؛ نویری، نهايةالأرب، 32/ 258-259، 277؛ ابن عبدالحلیم، مجموع الفتاوى، 28/ 553). این گروه مردم را به سجده بر رهبرشان وادار، و مساجد را تخریب می‌کردند (همان؛ ذهبی، العبر في خبر من غبر، 4/ 46)

گزارش مهدی نُصَیری در العبر:
«… ظهر جبليٌ ادعى أنه المهدي بحبلة، وثار معه خلقٌ من النصيرية… واستباحوا جبلة، ورفعوا أصواتهم بقول: لا إله إلا علي، ولا حجاب إلا محمد، ولا باب إلا سلمان. ولعنوا الشيخين، وخربوا المساجد، وكانوا يحضرون المسلم إلى طاغيتهم ويقولون: ‌اسجد ‌لإلهك. فسار إليهم عسكر طرابلس وقتل الطاغية…»

از غلوپژوهی
تمام جلدهای مجموعه‌ی «بن‌مایه‌های کمبریج در فلسفه‌ی دین» برای مدت نامعلومی به رایگان قابل بارگیری (دانلود) خواهد بود. از دست‌شان ندهید. دو جلد این مجموعه، «تجربه‌ی دینی» و «ارزش‌شناسی خداباوری»، تا یکی-دو ماه دیگر منتشر می‌شوند.

یاسر میردامادی


جان آگه با #فرهیختگان
👍1
نجف و جهان جدید

به بهانه فتوای تازه آیت‌الله حکیم درباره مرتد

آیت‌الله‌العظمی سید محمدسعید حکیم یکی از چهار مرجع تقلید برجسته نجف در پاسخ به استفتایی درباره مجازات مرتد گفته که مجازات دنیوی ارتداد وظیفه‌ ما نیست. متن پاسخ ایشان این است:
«هیچ شکی نیست که آنها [افراد مرتد] در آخرت سزاوار مجازاتی عظیم هستند. خداوند متعال می‌فرماید: کسانی که کفر ورزیده‌اند، سرورانشان طاغوتند که آنان را از روشنایی به سوی تاریکی‌ها به در می‌برند. آنان اهل آتشند که خود در آن جاودانند. مجازات در این دنیا وظیفه‌ ما نیست».
آیت‌الله محمد سعید حکیم نوه دختری مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید محسن حکیم است. مرحوم حکیم از نخستین مراجعی بود که حکم به طهارت ذاتی اهل کتاب داد و پس از وی این فتوا بین فقها رواج پیدا کرد.
چندی پیش نیز خبر تغییر نظر آیت‌الله‌العظمی سیستانی درباره نجاست کفار غیر کتابی (مانند آتئیست‌ها و مارکسیست‌ها) منتشر شد که ایشان از فتوای خود برگشته و اکنون در این‌باره احتیاط می‌کند.
اگر چه غالب فقها همچنان بر رأی دیرینه اغلب فقهای اسلامی در مساله‌ ارتداد پابرجا هستند، اما برخی نیز با نگاه دیگری به این مسأله ‌نگریسته‌اند. ابوالصلاح حلبی؛ فقیه و متکلم برجسته شیعه در قرن پنجم هجری در کتاب خود (الکافی، ص 311) تصریح کرده که اگر کسی با استدلال، کافر شود احکام مرتد بر وی جاری نمی‌شود:
«فأما ما يعلم كونه كافرا له باستدلال، من جبر أو تشبيه أو إنكار إمامة إلى غير ذلك، فليس بِرِدَّة و إن كان كفرا».
آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی نیز در مقاله‌ای که مرداد 63 در مجله مکتب اسلام منتشر کرده، گفته است: «گاه کسی ناآگاهانه و بر اثر وساوس مبلغان گمراه و یا اشتباهاتی که در مطالعات برای او روی داده ... به سوی کفر می‌رود، بی آنکه هیچ سوءنیتی داشته باشد ... ما احتمال می‌دهیم که روایات قتل مرتد مخصوص افرادی باشد که آگاهانه راه خلاف را می‌پیمایند ... از آنجا که الحدود تدرء بالشبهات، اجرای حدود در مواردی که قطعی نیست ملغی می‌شود، همین احتمال جمع میان روایات کافی است که اجرای حد اعدام را در مورد مرتدین خالی از سوء نیت به تأخیر بیاندازیم و آنها را زیر پوشش تبلیغات صحیح اسلامی قرار داده، راه بازگشت منطقی و استدلالی را به روی آنها بگشاییم و اجازه دهیم آنها خود را اصلاح کنند».
مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری نیز در اواخر عمرش به نظر مشابهی رسیده و معتقد شده بود مرتد کسی است که به حقانیت دین اسلام رسیده باشد و از روی عناد و لجاج با اسلام، دین خود را تغییر دهد، اما اگر کسی بر اساس مطالعه و بررسی به این نتیجه برسد که دین اسلام حق نیست و دین دیگری بر حق است، اگر چه که مقدمات و دلایل این نتیجه‌گیری از نظر ما غلط هم باشد، لکن چنین فردی مشمول احکام مرتد نیست.
مرحوم آیت‌الله‌العظمی موسوی اردبیلی هم در درس خارج فقه رمضان سال 1420 گفته بود که چون هیچ دلیل معتبری برای تبلیغ اسلام با زور شمشیر و قتل وجود ندارد، بنابر این باید در مسأله ارتداد نیز تأسیس اصل کنیم و بگوییم که اصل بر تبلیغ اسلام با حکمت و استدلال و کار فرهنگی است و تکلیف روایات مشکوک یا موارد فاقد نص را با این اصل روشن کنیم (مجله حکومت اسلامی، شماره 15).
برخی نیز اعتقاد دارند حکم مرتد در اسلام، یک مسأله فکری به شمار نمی‌آید، بلکه حکمی است که شرایط جامعه‌ صدر اسلام اقتضای چنین حکمی را داشته و آنچه از دید شرع محکوم شده همین حالت یعنی هرج و مرج جامعه است، نه طرح اندیشه‌های مخالف درباره موضوعات دینی. طبق این مبنا حکم اسلام چیزی بیش از این نبوده و جز به مقبولات عمومی حکمی صادر نشده است.
آیت‌الله سید سعید حکیم اما با حکم اخیر خود نشان داده است که حتی اگر ارتداد فردی با معنای سنتی و مشهور آن به اثبات برسد باز هم مجازات دنیوی آن به عهده‌ ما نیست و نمی‌باید به وی تعرضی شود. نظر اخیر وی و آقای سیستانی نشان می‌دهد که نجف در مواجهه با جهان معاصر در استمرار سنت مرحوم سید محسن حکیم، مواجهه و تأمل جدی‌تری را در پیش گرفته است. /راوی


جان آگه با #فرهیختگان
خرید و وقف کپسول اکسیژن به جای هزینه برگزاری مراسم سالگرد درگذشت مادر. ابتکار یک شهروند اهل گناوه‌.

در شرایط سخت کنونی، کارهای خیر مردم بافرهنگ باید دیده و ترویج شود تا در دستگیری و همدلی مردم ما موثر افتد.

#فرهیختگان
در سایه همسایگی :
سلطه طالبان چه تاثیری بر ایران دارد؟
شیرین هانتر، کوئینسی، ۱ سپتامبر ۲۰۲۱

۱. دولت طالبان در کابل، پیامدهای مهمی برای همه همسایگان دارد. اما از میان همسایگان افغانستان، ایران منفی ترین پیامدها را متحمل می شود. برخلاف تندروها که همه تحولات منطقه را از لنز ضدآمریکایی می بینند، بیشتر ایرانیان، عمیقا درباره پیامدهای یک دولت طالبان برای امنیت داخلی، منافع اقتصادی و جایگاه منطقه ای ایران نگران هستند.
۲. یک تهدید عمده امنیتی برای ایران، موج احتمالی شمار بیشتری از پناهندگان افغان است. تحریم های آمریکا مانع آن می شود که ایران، از کمک های بین المللی برای اداره پناهندگان برخوردار شود و این دشواری های اجتماعی ایران را سنگین تر می کند. اما عدم پذیرش پناهندگان افغان هم، موجب تحریک آن دسته از افغانی هایی می شود که در ایران زندگی می کنند و این اواخر اعتراضاتی علیه طالبان برگزار کرده اند.
۳. طالبان همچنین، هواخواهانی در استان سیستان و بلوچستان ایران با یک جمعیت سُنّی بزرگ، دارند که برخی از آنان به همان ایدئولوژی ضدشیعی سلفی - وهابی که از سعودی ها الهام می گیرد، پایبندند، درست مانند طالبان. عبدالحمید، امام جمعه مسجد سُنّیان زاهدان، از طالبان حمایت کرده و از پیروزی آنان شادمان شده است.
۴. یک دولت طالبان می تواند از هواخواهانش برای فشار بر ایران استفاده کند. حتی می تواند شورشیان افراطی را در بلوچستان برانگیزد، همان ها که در دهه های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، مساجد را بمباران کرده، به پست ها و نفرات نظامی حمله کرده و به دنبال باجگیری بودند. آنها از حمایت عربستان، اسراییل و پاکستان برخوردار می شدند.
۵. در حکومت طالبان، دولت اسلامی خراسان و شاید هم القاعده می توانند حملاتی علیه ایران انجام دهند. حق آبه ایران از آبهای هلمند هم مشکل دیگری است که می تواند تهران را زیر فشار قرار دهد.
۶. امید ایران به تبدیل چابهار در خلیج عمان به یک هاب ترانزیتی هم می تواند با پسرفت روبرو شود اگر کاملا زمین نخورد. پاکستان، دیرزمانی است که از برنامه های ایران برای بندر چابهار ناخرسند است، هم به دلیل منافع کارسازی که به هندوستان می رساند و هم به دلیل رقابتش با بند گوادر پاکستان. اسلام آباد می تواند به کابل فشار آورد تا گوادر را جایگزین چابهار نماید.
۷. ایران ممکن است بخشی از صادرات لوکس خود به افغانستان را به سود کشورهایی همچون ترکیه و کشورهای عرب خلیج فارس از دست بدهد.
۸. دولت طالبان همچنین جایگاه منطقه ای ایران را تضعیف خواهد کرد چرا که همه رقبای سُنّی تهران، از جمله عربستان و ترکیه، روابط بهتری با طالبان دارند. طالبان، ترک ها را "برادر" خطاب می کند و ایران را تنها با عنوان "همسایه". اگر شرایط ایجاب کند، رقبای تهران می توانند از طالبان برای فشار بر تهران استفاده کنند همانگونه که زمانی، عربستان این کار را کرد.
۹. برخلاف دهه ۱۹۹۰، گزینه های امروز ایران برای برخورد با افغانستان طالبانی، محدودتر است. در آن زمان، اتحاد شمال، یک چالش چشمگیر برای سلطه طالبان بود و نیز از حمایت هندوستان و روسیه برخوردار بود. ایران در رویارویی با طالبان تنها نبود. امروز هیچ ائتلاف معتبری علیه طالبان وجود ندارد.
۱۰. قدرت های عمده جهان از جمله روسیه، چین، اتحادیه اروپا و آمریکا، خواهان تعامل با طالبان برای پایدارسازی افغانستان هستند. آنها همچنین امیدوارند که رفتار طالبان را آرام سازند و از گذر گفتگو، منافع خود را حراست کنند. ایران هم خواهان یک دولت پایدار در کابل است به شرط آنکه طالبان رویکرد دوستانه ای در قبال ایران داشته باشد، اما این غیرمحتمل است.
۱۱. اگر ایران درصدد حمایت از هر گروه ضدطالبانی بر آید، از حمایت دولت های دیگر برخوردار نخواهد شد. به احتمال بیشتر، دولت های منطقه و بازیگران بین المللی، ایران را متهم به بی ثبات سازی افغانستان خواهند کرد. خطر جدی تر این است که اگر ایران دخالت مستقیم تری در امور داخلی افغانستان داشته باشد، طالبان هم می توانند با هواخواهانشان در ایران، تهران را به دردسر بیندازند.
۱۲. برخلاف برخی کشورهای عربی و ترکیه، ایران از ابزارهای اقتصادی و منابع مالی برای ملایم سازی رویکرد طالبان برخوردار نیست. تنها دارایی ایران، آن است که یک مسیر مناسب برای تجارت است و یک منبع ارزشمند انرژی. اما دیگر کشورهایی همچون پاکستان، عربستان سعودی و قطر می توانند در هر دو زمینه جایگزین ایران شوند. ایران همچنین به دلیل دشواری های اقتصادی اش، نیازمند تجارت با افغانستان است و نمی تواند از امتیازات خود بهره کاملی بگیرد.
۱۳. تنها گزینه ایران، این است که طالبان را کمتر تحریک کند، درباره ارزش های مذهبی و سازش نژادی موعظه کرده و دارایی های محدودش را بکار گیرد تا طالبان را متقاعد سازد که یک رابطه رها از خصومت با تهران، به سود آنهاست
yun.ir/o5j372


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
🔴 در ضرورت تقویت مطالعات نابرابری و سیاست برابری‌خواه در ایران

محمدرضا جلائی‌پور

(منتشرشده در شمارهٔ ۷۹ مجلهٔ صدا - ۱۳ شهریور ۱۴۰۰)

امروز انواع نابرابری در گفتگوهای عمومی اهمیت بیشتری یافته‌اند و بخشی از مهم‌ترین رخدادها و تحولات سیاسی و اعتراضات و جنبش‌های جهان‌مان را شکل می‌دهند. لاجرم ضروری‌تر شده‌ است که بفهمیم چرا نابرابری معضل‌آفرین است، نابرابری‌ها چگونه شکل می‌گیرند و چگونه می‌توان نابرابری‌ها را کاست.

در دههٔ گذشته جنبش‌ها و اعتراضات محرومان، شورش‌های گرسنگان در مکزیک، خیزش‌های مشهور به «بهار عربی» که از خودسوزی یک دستفروش تونسی آغاز شد و اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ و تشنگان ۱۴۰۰ در ایران توجه به «نابرابری» در رسانه‌ها و سیاست را افزایش داده است. یکی از دلایل این افزایش احساس نابرابری و «نابرابری‌آگاهی»، افزایشِ واقعیِ نابرابری در سطح جهانی و در اکثر کشورهای جهان است که هم‌زمان با افزایش اندازهٔ اقتصاد جهانی و ثروت اغلب کشورهای جهان رخ داده است. به تعبیر دیگر، در دهه‌های گذشته جهان و اغلب کشورها هم ثروتمندتر شده‌اند و هم نابرابرتر. بر اساس گزارش آکسفم در سال ۲۰۱۶ تنها ۶۲ انسان ثروتمندتر جهان به اندازهٔ نیمی از انسان‌های جهان ثروت دارند و حدود نیمی از کل ثروت خانوارهای جهان متعلق به یک درصد جمعیت جهان است. [1] فروش بیش از دو میلیون نسخه از کتاب «سرمایه در قرن بیست و یکم» نوشتهٔ توماس پیکیتی[2] به زبان‌های مختلف، اعطای جوایز نوبل اقتصاد به پژوهشگرانی که موضوع کارشان نابرابری بوده است، ترجمهٔ کتاب‌های ویلکینسون و پیکت دربارهٔ نابرابری[3] به ده‌ها زبان، انتشار ده‌ها گزارش معتبر جهانی و ملی دربارهٔ وضعیت نابرابری و تبدیل سیاست‌های کاهندهٔ نابرابری به یکی از مهم‌ترین مضامین گفت‌وگوها و برنامه‌های سیاسی و انتخاباتی در اغلب کشورهای جهان از نشانه‌های این افزایش توجه عمومی به نابرابری است.

اجماع رو به گسترشی در میان متخصصان در حال شکل‌گیری است که یکی از دلایل این افزایش نابرابری در دهه‌های گذشته غلبهٔ پارادایم نئولیبرال در سیاست‌گذاری در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ در کشورهای توسعه‌یافته بود که با مشوق‌ها و فشارهای نهادهایی همچون صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در کشورهای در حال توسعه هم رواج یافت. ‌فرض این سیاست‌ها این بود که منافع رشد بازارمحور ضرورتاً به لایه‌های فرودست هم ریزش می‌کند، اما در عمل این اتفاق در حد انتظار نیفتاد و به تعبیر دیگر این رشد اقتصادیِ تجربه‌شده در اغلب کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعهٔ جهان «فراگیر»[4] نشد و همزمان با افزایش نابرابری محقق شد. در نتیجه، همین نهادهای جهانی در قرن ۲۱ بر ضرورت توجه به اقتضائات رشد و توسعهٔ فراگیر و شمول‌گرا و لزوم مداخلهٔ کارآمد دولت برای ارتقای آموزش و سلامت عمومی و زیرساخت‌های شهری و حمایت از آسیب‌پذیرترین شهروندان تاکید کردند که البته هنوز در اغلب کشورها به نحوی کارآ و پایدار اجرایی نشده و به کاهش نابرابری نینجامیده است.

ادامهٔ متن کامل



#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
هشدار متخصصان نسبت به حرکات خطرناک طلاب و بازی با جان مردم زیر عنوان "اطبای طب اسلامی" !

#فرهیختگان
بررسی قرابت فکری صوفیه و شیخیه.pdf
9.2 MB
بررسی قرابت فکری صوفیه و شیخیه
نویسنده: سید علیرضا موسوی

در این مقاله برخی ارتباطات و اشتراکات صوفیه ذهبیه و شیخیه بررسی شده است. «غلو» یکی از محورهای اصلی این شباهت‌ها است.

درباره نزدیکی و حتی رابطه مستقیم این دو فرقه، از جهت تأثیرپذیری از منابع اختصاصی غالیان متقدم، شواهد جالب دیگری نیز در دست است که جا دارد در مقاله دیگری به آن پرداخته شود.



جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا امارت اسلامی طالبان و افکار پوسیده رهبران آن تاب مقاومت در برابر رویش‌های مترقی، عدالت خواه، نوگرا و افکار آزاد مردان و زنان شجاع را خواهد داشت ؟
افغانستان در آستانه یک کشاکش تاریخی میان فکر قبیله‌ای و زیست مدنی است. طالبان اگر با خواست‌های مدنی همراه شود، طالبان نیست و اگر همراه نشود، دوام نخواهد آورد !

#فرهیختگان خاورمیانه آزاد
کهولت رهبری و سهولت سرپیچی از منویات به صورت علنی!؟

رضا علیجانی

اعتراض آملی لاریجانی فقط به سناریوی انتخابات ریاست جمهوری نیست بلکه به حلقه‌های بعد از آن در رابطه با انتقال رهبری هم هست.

آملی لاریجانی یکی از کسانی است که قطعا در دوره رهبری بعدی از کشتی نظام پیاده خواهد شد. کشتی‌ای که به قول آقای کروبی دیگر تبدیل به یک قایق شده است.

سهولت سرپیچی از منویات آقای خامنه‌ای به کهولت وی و عدم کارآمدی‌اش برای ایجاد انسجام عناصر درون نظام برمی‌گردد.

این استعفا نشانگر آن است که اجرای سناریوهای هسته اصلی قدرت در بالای نظام بی‌هزینه و اعتراض و ریزش نخواهد بود.

ریزش درون نظام و این که علی بماند و حوضش به نفع مردم تغییرخواه و جامعه مدنی است.

روند حذف و ریزش از تشکیل شورای انقلاب تاکنون ادامه داشته است. حالا نوبت به لاریجانی‌ها رسیده است. بعد از رهبر کنونی نزاع قدرت تشدید و پایگاه حکومت باز هم تضعیف خواهد شد و این به نفع روند تغییر در ایران است.


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
تسلیت‌نامه‌ی جمعی از نواندیشان دینی
به مناسبت چهلم درگذشت عبدالرحیم مرودشتی نویسنده و ویراستار
 
 ▪️عبدالرحیم مرودشتی (۱۴۰۰-۱۳۳۸) نویسنده، مترجم، ویراستار و مدرّسِ فلسفه و دین‌پژوهی، چهل روز پیش روی در نقاب خاک کشید و به سمت بی سو پرواز کرد.
 
در فضای باز مطبوعاتی شکل گرفته پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ خورشیدی، او دبیری سرویس یا هم‌کاری با بخش اندیشه نشریات «جامعه»، «توس» و «نشاط» را بر عهده داشت. مرحوم مرودشتی که دانش آموخته‌ی حوزه‌ی علمیه قم بود، با نهادهای فرهنگیِ نزدیک به جریان نواندیشی دینی در دهه‌های هفتاد و هشتاد خورشیدی، از جمله «کیان»، «صراط» و «مؤسسه‌ی معرفت و پژوهش» همکاری می کرد. او مانند بسیاری از نواندیشان و آزادگان، طعم زندان جمهوری اسلامی را نیز به جان خرید و در نهایت به هجرت از ایران تن در داد. در کشور کویت او به تدریس و پژوهش در فلسفه و دین‌پژوهی مشغول بود.
 
«سنت و سکولاریسم»، از جمله آثاری در حوزه‌ی نواندیشی دینی است که با ویرایش نیکوی او منتشر شد. از مجموعه آثاری که او به فارسی ترجمه کرد چهارگانه‌ای بود با عناوین «گالیله»، «مهاتما گاندی»، «انیشتین» و «نیوتن» که نشر «کتاب همراه» آن‌ها را منتشر کرد. این پژوهشگر که دلی در گروی نواندیشی دینی و اهمیت و رهگشایی آن در ایران معاصر داشت، بر اثر ابتلای به سرطان لوزالمعده‌ پیشرفته، سوگمندانه در شصت و دو سالگی جهان را بدرود گفت.                                                  
 همه‌ی ما که عبدالرحیم مرودشتی را از دور یا نزدیک می‌شناختیم او را به دانش وسیع، زبان‌دانی، فروتنی، خون‌گرمی، مرگ‌آگاهی، ایمانی گشوده و پر از جست‌وجو و زیست معنادار می‌شناختیم. ما، جمعی از نواندیشان دینیِ ایرانی، سفر بی بازگشت این دانشی‌مرد ایمانی را تسلیت می گوییم و صبر بر این مصیبت را به دعا از خداوند، برای خانواده محترم مرودشتی و اهالی فرهنگ و قلم در ایران و کویت خواستاریم.
 
حسن یوسفی اشکوری، محمدجواد اکبرین، رضا بهشتی مُعزّ، سروش دباغ، علیرضا رجائی، میثم بادامچی، حسین کمالی، داریوش محمدپور، یاسر میردامادی.

https://t.me/arshivefarhikhtegan/678

#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
افغانستان میانِ دو طالبان
مسیرِ ناهموار توسعه در میدانِ منازعه

وضعیت افغانستان در ماه‌ها و هفته‌های اخیر بکلی دگرگون شده است.
این گزارش تلاش می‌کند با گردآوری مجموعۀ متنوعی از اطلاعات و بررسی آن‌ها در چهار بخش به برخی پرسش‌های مربوط به آیندۀ افغانستان پاسخ دهد:

▫️بخش اول: مرور زمینه‌های تاریخی
▫️بخش دوم: بررسی شاخص‌های توسعه
▫️بخش سوم: تحلیل داده‌های جنگ
▫️بخش چهارم: چشم‌انداز پیشِ رو (نتیجه‌گیری)
از مجله دقیقه

متن کامل بررسی بهمن اجدری و علیرضا کدیور را با لمس گزینه Instant View در پایین صفحه مطالعه کنید.
بیژن عبدالکریمی، دانشیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، روز گذشته حکم اخراج خود از این دانشگاه را باتهام "دفاع از نظام سلطنتی پهلوی" دریافت کرد.
او از سال ۱۳۸۰ در این دانشگاه مشغول به تدریس بوده و با آثاری در حوزه اندیشه و فرهنگ، حدود ۲۰ سال سابقه تدریس دانشگاهی دارد.

#فرهیختگان در عصر بی‌پناهی دولت آقا
دو راهی رییسی

عباس عبدی
اعتماد ۱۴ شهریور ۱۴۰۰

🔘دولت جدید کار خود را آغاز کرده است. آقای رییسی در جریان رأی اعتماد برای وزرای پیشنهادی در مجلس جمله‌ای را گفت که بسیار مهم است:

▪️”من چه در دوره انتخابات و چه در جلسات بعد از انتخابات عرض کردم بنای من عمل به وعده ها است و آن هم با یک ادعا نمی شود اثبات کرد جز این که مردم ببینند که دولت و وزرا و مسوولین مربوطه به وعده هایشان عمل کردند...عمل به وعده ها می تواند اعتماد را بازسازی کند و برگرداند و بنای بنده به عنوان یک خدمتگزار و دولت این است که به وعده ها عمل کنم.“▪️

🔘فراموش نکنیم که وعده‌های داده شده نیز زیاد است. فارغ از اینکه دولت با وزرای موجود قادر به تحقق این وعده‌ها باشند یا خیر؛ باید گفت که اصولاً امکانات موجود برای تحقق آنها فراهم نیست مگر اینکه پیش از هر اقدامی، مسأله تحریم‌ها حل شود.

🔘زیرا تحقق این وعده‌ها از یک سو نیازمند منابع مالی است و از سوی دیگر نیازمند روابط متعارف اقتصادی با جهان است. به تعبیر اصولی رفع تحریم مقدمه لازم است و مقدمه امر واجب(در اینجا تحقق وعده‌ها) نیز واجب است. به علاوه ایجاد امید نزد مردم بدون این تحول ممکن نیست. با این ملاحظه باید دید که آقای رییسی چه سیاستی را نسبت به مسأله برجام در پیش خواهد گرفت؟

🔘با توجه به قراین و شواهد و حتی اظهارات آشکار ایشان می‌توان نتیجه گرفت که شخصاً موافق و علاقه‌مند به حل مسأله است. اظهارات اولیه وزیر خارجه پیشنهادی نیز مُویّد این برداشت است هر چند در سخنان اخیر گفته که برای شروع مذاکرات چندین ماه وقت لازم است. بنابراین انتظار می‌رود که سیاست حل مشکل برجام در دستور کار دولت قرار گیرد و همین راه را انتخاب کند.

🔘ولی در اجرای این هدف چند مانع جدی وجود دارد. اول اینکه متولیان جدید این پرونده، از منتقدین سیاست‌های برجامی هستند، لذا نمی‌توانند سیاست‌های قبلی را ادامه دهند باید ریل‌گذاری مذاکرات و توافقات را تغییر دهند و اگر چنین نکنند با پرسش‌های مهمی مواجه خواهند شد که چرا در گذشته مخالفت کردید؟

🔘تغییر ریل‌گذاری هم چند نتیجه دارد. اول اینکه معلوم نیست آمریکایی‌ها بپذیرند. دوم اینکه مذاکرات را فرسایشی می‌کند و سوم اینکه ممکن است در پایان هم به نتیجه نرسند.

🔘مانع دوم که مهم‌تر است، وجود جناحی از حامیان آقای رییسی است که به کلی مخالف برجام هستند و دوست دارند کل این برنامه ملغی شود.

🔘و بالاخره مانع سوم نیز برخی از نیروهای مخالف اصولگرایی هستند که هر گونه توافقی را به چماقی برای کوبیدن بر سر اصول‌گرایان و دولت تبدیل خواهند کرد. خواهند گفت، شما مخالف بودید، چطور حالا خودتان به توافق رسیده‌اید؟

🔘آقای رییسی باید میان دو راهیِ به سرانجام رساندن برجام یا بی‌خیال آن شدن، دست به انتخاب بزند. راه اول راهی است که رضایت مردم را به طور نسبی تأمین خواهد کرد. در حالی که تن دادن به هر یک از خواسته‌های سه گروه از مخالفان فوق‌الذکر، فقط رضایت برخی از خواص و نه حتی همه آنان را به دنبال خواهد داشت. این مسأله راه میان‌بُر هم ندارد.

🔘اگر فرصت را از دست بدهید، دلار دیر یا زود به ۴۰ هزار تومان خواهد رسید و چنان در گرداب تورم و مسایل ناشی از آن غرق خواهید شد که فرصت فکر کردن به سایر امور را پیدا نخواهید کرد. در مقابل تن دادن به راه دوم ممکن است در کوتاه‌مدت برخی از فشارها و غُر زدن‌ها را کم کند ولی هنگامی که با بحران‌های بیکاری، کسر بودجه، تورم، فقدان سرمایه‌گذاری و... مواجه شوید، همه این افراد به علاوه مردم، از دور شما پراکنده شده و به معترضین می‌پیوندند.

🔘در حالی که انتخاب راه حل اول نتیجه معکوسی دارد. در ابتدا قدری غر می‌شنوید، ولی به سرعت نظر همگان تغییر خواهد کرد. مردم در پ‍ی لمس کردن تغییرات هر چند کوچک هستند. تورم ۱۰ درصد کم شود، کرونا ۲۰ درصد کمتر به مرگ و میر منجر شود، یک ساعت کمتر دنبال دارو بدوند، نگران دریافت حقوق ماهانه یا ثبات شغلی خود نباشند، ترس از گرانی اجاره مسکن نداشته باشند و...

🔘تردید نکنید که راه حل اول هم به نفع کشور است و هم به نفع دولت شما. نیازمند تصمیم قاطع و اعلام صریح آن هستید. از نق زدن خواص و یا هو کردن مخالفان نترسید، این مهم‌ترین تصمیمی است که باید بگیرید.

🔘اگر در انتخاب راه اول موفق شوید برای بقیه موارد از جمله عمل به وعده‌ها ممکن است در مسیر حل یا بهبود گام بردارید. در غیر این صورت نه تنها اتفاق ملموس و مفیدی رخ نخواهد داد که قطعاً وضع بدتر می‌شود.

🔘سیاست‌مداران برای اتخاذ تصمیمات تاریخی و البته اثرگذار فرصت‌های زیادی نخواهند داشت. به قول امام علی:
«الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَير؛ فرصت، مانند ابرمی‌گذرد، پس فرصت‌های خير را غنيمت بشماريد و از آنها استفاده كنيد».
خود دانید!


جان آگه با #فرهیختگان
شورای عالی انقلاب فرهنگی با ترکیبی تازه تشکیل می شود

▫️نخستین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز سه شنبه با تركيبى جديد به رياست رييس جمهوری برگزار می‌شود.

▫️از این به بعد در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی، خواهران خزعلی نیز حضور خواهند داشت؛ کبری خزعلی، عضو حقوقی و رییس شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده و خواهرش انسیه خزعلی معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری است.

▫️عزت اله ضرغامی تا قبل از دولت سیزدهم، عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی بود اما او هم اکنون وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است. این وزارت در شورای عالی انقلاب فرهنگی عضویت ندارد اما ضرغامی به عنوان عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسات شورا حاضر می شود.

▫️وزیران علوم، تحقیقات و فناوری، آموزش و پرورش، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، کشور، فرهنگ و ارشاد اسلامی و ورزش و جوانان باید در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی حضور داشته باشند./ایرنا




جان آگه با #فرهیختگان
اگر قرار بود ...
الان رهبری هم در جای خود نبود !


دکتر رسول جعفریان استاد دانشگاه تهران است.
#فرهیختگان
احمد مسعود در خطابه‌ای مکتوب که ساعتی پیش منتشر شد، خطاب به رهبران منطقه و جهان:
بی طرفی را کنار بگذارید...

بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده و مهربان!
خانم‌ها/ آقایان
طالبان یک گروه تندرو است که از نام دین و مذهب جهان را به چشم افراطی و تندگرایی می‌بیند. این گروه افراطی در همکاری با دولت‌های هدفمند به‌عنوان یک بازیگر در افغانستان پرچم سفیدش را بلند کرد. هدف از تقویت افراط‌گرایی طالبان روشن و معلوم است و پی آیندِ گسترش دایره تندروی این گروه، امروز یا فردا کل کشورهای آسیای میانه، جنوب شرق آسیا، خاورمیانه و جهان را نیز فرا خواهد گرفت.
درحال حاضر، رهبران این گروه در مورد پیوستن به تشکیلات‌های بین‌المللی تروریستی مانند القاعده و داعش علیه نیروهای آزادی‌خواه وادی پنجشیر اظهارات مشخصی داشته‌اند. اکنون دسته‌های رزم‌جوی داعش و القاعده و دیگر گروه‌های افراطی در همکاری با طالبان در پنجشیر و منطقه شمال افغانستان به نسل‌کشی اقلیت‌های ملی شروع کرده است. مسئول این همه بی‌ثباتی آنهایی‌اند که طالبان را رسمیت داده و به آنها نیروی معنوی و مادی بخشیده‌اند.
نیروهای آمریکا و ناتو در درازای 20 سال اخیر، تعداد زیاد سلاح، لوازمات جنگی و تجهیزات حربی را وارد افغانستان کردند و همه این تسلیحات را از روی طرح و نقشه قبلی با اشرف غنی، در اختیار طالبان، داعش و القاعده قرار داده و این جنگ‌ابزارهای مهیب در آینده علیه انسانیت استفاده خواهند شد.
اکنون جهان شاهد است که طالبان بر خلاف وعده‌های اعلام شده در مورد رعایت حقوق انسان‌ها، با این همه تسلیحات عظیم، زندگی کودکان و زنان پنجشیر و ساکنان دیگر مناطق افغانستان را آماج گرفته و این جنایت علیه بشریت را از نگاه مذهبی و قومی توجیه می‌کند.
اصولاً برای آنها ارزش‌های تاریخی، فرهنگی و انسانی افغانستان و منطقه مفهومی ندارد و حاضرند همه را تبدیل به ویرانه کرده و یادگاری‌های تاریخ 4-5 هزار ساله را منهدم و مضمحل کنند. این گروه جنایت‌پیشه سعی در جااندازی حکومتی قاتل و غاصب به نام امارت اسلامی دارند تا جهان را ترغیب کنند که آنان را به رسمیت بشناسند. متأسفانه برخی از دولت‌ها از دهشت طالبان به ترس و هراس افتاده، شناسایی آنان را در دستور کار قرار داده و به خوش آمدگویی روی آورده‌اند.
جبهۀ مقاومت ملی افغانستان علیه این جفای بزرگ درحق مردم افغانستان در سنگر مبارزه ایستاده و با تمام نیرو از حقوق مردم پنجشیر و افغانستان دفاع خواهد کرد. ما امروز نه تنها برای پنجشیر بلکه برای حفظ کل افغانستان و برای دفاع از حقیقت و حقوق بشری همه دنیا ایستاده‌ایم. اگر وحشت طالبان به همین سان ادامه یافته و جلو دهشت فزاینده این گروه در همکاری با گروه‌های مختلف تروریسم جهانی گرفته نشود، خطرات کابوسی این گروه افراطی همه‌گیر شده و امروز یا فردا، با شتابی فراگیر، نظم جهان را متأثر خواهد ساخت. من به جهان یاد آور می‌شوم که فردا برای ایستاندن جهال چندملیتی در افغانستان دیر خواهد بود.
من جامعه جهانی خواستار عمل و اقدام هستم تا جلو فاجعه ترسناک علیه بشریت در افغانستان منطقه و جهان را سد شوند و بی‌طرفی را کنار بگذارند. پیکار کنونی ما بر ضد چند فرد نیست و برای حراست از پنجشیر و سراسر کشور و همچنین نظم امنیتی منطقه و جهان می‌جنگیم.
هرگاه، هیچ مرجعی هم در کنار ما نه ایستد و دست همیاری به ما دراز نکند، مبارزه ما بر ضد دشمنان افغانستان و بشریت، ادامه خواهد داشت.بگذار همه آگاه باشند که قربانی‌های ما رمز آزادی انسانیت در افغانستان و منطقه است.
و من الله توفیق !
احمد مسعود


جان آگه با #فرهیختگان
شیرمردان مظلوم دره پنجشیر!
■ حسین ثنایی نژاد[استاد دانشگاه فردوسی مشهد]


شما نمی دانید در محاصره دشمن بودن و ایستادن و تسلیم نشدن چه شجاعت و از خودگذشتگی عظیمی را می طلبد. می دانید چه چیز در محاصره دشمن بودن ترسناک است؟! اینکه از رسیدن کمک از بیرون ناامید باشی! و این شرایط امروز احمد مسعود و یارانش در پنجشیر است.
فرماندهان پنجشیر این امکان را داشتند که چون دوستم به ازبکستان بروند و شاهانه زندگی کنند و یا چون اسماعیل خان به مشهد بیایند و بر خوان جمهوری اسلامی بنشینند. حتی بیشتر از این! احمد مسعود می توانست به آسانی به لندن برود. از همانجایی که دو ماه قبل آمد و از کناره های رودخانه تیمز خودش را به قلب آتش رساند.
پنجشیر امروز مظلوم‌ترین صحنه نبرد تاریخ است. نه مانند فلسطین برگ بازی پوکر خطرناک خاورمیانه است و نه همچون سوریه سرش به روسیه وصل است و پایش به ایران و نه مثل یمن صفحه شطرنج ایران و عربستان و امارات. اینجا سرزمینی است که ایمان فلک رفته به باد! نه چین دلش برایش می سوزد که راه ابریشم از میان تنگه های صعب العبورش نمی گذرد و نه آمریکا و ناتو که بیاید در آن سرزمین های بلند از دفاع حقوق بشر و دموکراسی دم بزند. قدرتی که پس از ۲۰ سال نتوانست تجهیزات بی شمار نظامی اش را به هنگام فرار از معرکه بردارد و با خودش ببرد.
افسوس که بشر مدرن نتوانسته سیاست جهانی درستی داشته باشد. اگر جهان اندکی انصاف داشت و ذره ای از حقوق بشر می فهمید، امروز باید سازمان ملل رسما برای پنجشیر آذوقه و مهمات و نیرو می فرستاد. یا باید ناتو و آمریکا را به پای میز محاکمه می کشانید که چرا کشوری را به چنین سرنوشت شومی دچار کردند!
من شخصا با تعریف عمق استراتژیک و کشاندن ایران به مناقشات منطقه ای مخالفم؛ ولی نمی دانم چگونه است که عمق استراتژیک ما برای مبارزه با داعش تا سواحل مدیترانه کش پیدا می‌کند ولی به آنسوی مرز خراسان نمی‌رسد! جایی که همان داعش هزار هزار نیرو برای تسخیر پنجشیر گسیل داشته است. همان داعشی که بی هیچ شرمی نام شاخه اش را هم خراسان گذاشته است.
آه! ای پنجشیر! ای احمد مسعود! بسی مظلومانه می‌جنگید وقتی‌که از این تنور سرد بی عدالتی بشر قرن بیست و یکم هیچ نانی برای شما گرم نمی شود! درودتان باد! نامتان به عنوان مظلوم ترین رزمندگان آزادی جاودان خواهد ماند.


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
‍

هوشنگ ایرانی

هوشنگ ايراني (هوشنگ خان ايراني) در تاريخ٢٩ بهمن ١٣٠٤ شمسي در همدان متولد شد. پدرش آقا محمدمهدي ايراني و مادرش درخشنده نام داشت.

تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در تهران به پايان برد و در خرداد١٣٢٤از دانشگاه تهران در رشته رياضي فارغ‌التحصيل شد. او در سال ۱۳۲۵ وارد نيروي دريايي و براي دوره كارآموزي به انگلستان اعزام شد، اما زندگی سخت نظامی با روحیه او سازگار نبود و پس از چند ماه انگلستان را ترک و به فرانسه رفت. بعد از يكسال اقامت در فرانسه و متاثر از فضاي هنري آن كشور به ايران بازگشت.

هوشنگ ايراني پس از آموختن زبان اسپانيايي براي ادامه تحصيل به اسپانيا رفت و در رشته ریاضیات به تحصیل پرداخت. او در ۱۸ آبان ۱۳۲۹، پس از اخذ مدرک دکترا به ایران بازگشت. تز دکترای او «فضا و زمان در تفکر هندی» بود.
جديترين فعاليت هنري او با همكاري با دوره دوم انتشارنشريه خروس جنگي آغاز شد. با انتشار مانيفست جنجالي «سلاخ بلبل» در معرفي نگاه نو به هنر كه به امضاي غلامحسين غريب، حسن شيرواني و هوشنگ ايراني بود، غوغاي در محافل هنري آن زمان به راه انداخت.

از سال١٣٣٠تا١٣٣٥ چند مجموعه شعر به نام بنفش تندبر خاكستري، خاكستري، شعله‌اي پرده را برگرفت و ابليس درون آمد و اكنون به تو مي‌انديشم به توها را منتشركرد.

کتاب «بنفش تند بر خاکستری» کتاب مهمی در تاریخ شعر معاصر فارسی دانسته شده؛ چراکه آغازگر گفتمان جدیدی در شعر است. پس از این کتاب، ترکیب «جیغ بنفش» بدل به اصطلاحی برای نامیدن هر شعر متفاوت و غیرمتعارف و — فراتر از این طبقه‌بندی — هر امر درک‌نشده می‌شود.
علاوه بر شعر، هوشنگ ایرانی یکی از پیشروهای نقاشی مدرن در ایران نیز به‌شمار می‌رود. او از مرموزترین هنرمندان نقاشي مدرن درايران است.
مجموعه اشعار او به همراه «چند دِسَن» و «شناخت هنر: در راه یک جهان‌بینی هنری» به کوشش شهرام اناری و با مقدمه منوچهر آتشي در یک کتاب جمع‌آوری و چاپ شده ‌است.

هوشنگ ايراني پیوسته از اجتماع روی می‌پوشید و همیشه تنها و مجرد زندگی می‌کرد. پیش از آن‌که رو به متون عرفانی فارسی بیاورد، عرفان هند را آموخت. به جای مطالعه در هنرمندان گذشته ایرانی و نگاه به آثار نقاشی ایران، به دنبال دریافت معنی در هنر مدرن رفت و به‌طور کلی به نقاشی سنتی پشت‌پا زد.

چهل‌وهشت سال بیشتر زندگی نکرد؛ تا سی‌سالگی بیشتر شعر نگفت؛ تعدادی طرح كشید و بعدتر، رو به ترجمه و تألیف در قالب مقاله آورد.
او همان‌گونه که نسبت به مناسبات زمان خود بی‌اعتنا بود و گوش به آهنگ زمانش نمی‌سپرد به شناخت دیگران از خودش هم وقعی نمی‌گذاشت و می‌گفت گرچه هنرشناسان هنرمند را از لغزش‌هایش آگاه می‌کنند، اما گاهی هم او را به خاموشی و سرگردانی می‌کشانند که یا از ناتوانی یا از بخل و ریای آن‌هاست.

دو سال پیش از مرگ، در فرانسه، پزشکان تشخیص دادند سرطان دارد و می‌تواند عمل کند. اما به دنبال مرگی خودخواهانه و خودخواسته، مداوایی نكرد. شاعر بزرگ خروس جنگي در ۱۳۵۲ تقریباً شاعر فراموش‌شده‌ای بود. او پس از ۱۳۳۴ که آخرین مجموعه اشعارش را چاپ کرد و همچون پیش‌تر، مورد تهاجم و تمسخر همه‌جانبه شاعران کلاسیک، نوپرداز و مدرن قرار گرفت، به‌طور کامل از عرصه شعر عقب‌نشینی کرد، و با کششی که به عرفان داشت، با تمام وجود در آن غرق شد. دیگر هیچ شعری منتشر نکرد، و تقریباً از ۱۳۳۵ به بعد دیگر اثری از او منتشر نشد تا نهايتا در۱۳۵۲ به علت سرطان حنجره و مرگي خودخواسته در فرانسه درگذشت.

آنگاه كه كلام گفته شد
و راه به انتها رسید
و دندان های پوسیده فرو ریختند
من بر خواهم خاست و نوای گمشده‌ام را جستجو خواهم كرد


آن‌گاه كه ابدیت بر لحظه‌ها پیشی گرفت
و سومین فرمانروایی آغاز كرد
و شب فرا رسید
من بار خواهم یافت و راز را آشكار خواهم كرد
آن گاه كه رفتارها زدوده شد
و مرزها نیستی پذیرفت
و پوشش ها بیهوده گردید
من حریم را خواهم شكست و درها را خواهم گشود

شعر رستاخیز/ كتاب خاكستری/ خرداد ۱۳۳۱ / هوشنگ ایرانی

از همدان‌نامه


جان آگه با #فرهیختگان