فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
درس‌گفتارهای دیباچه‌ای به الهیّاتِ کمال (صفات خدا)

یاسر میردامادی

🔅در دوره‌ی مقدماتی آشنایی با «الهیّاتِ کمال»، که در جمع خصوصی شماری از ایرانیان مقیم بریتانیا ایراد شده، پرسش از امکان و چیستی صفات خدا به بحث گذاشته می‌شود. دنبال کردن این دوره‌ نیازی به دانش پیشین فلسفی و الهیاتی ندارد و تنها به حوصله و علاقه‌مندی نیاز دارد.

🔅این دوره بر اساس متنی مختصر و مفید در باب کمال‌شناسی الهیاتی تدریس شده است. این متن را تی. جِی. ماسون استاد فلسفه‌ی دینِ کالج سنت پیتر در دانشگاه آکسفورد نوشته است. این کتاب در مجموعه‌ای با عنوان «بن‌مایه‌های فلسفه‌» از سوی دانشگاه کمبریج به سال ۲۰۱۸ میلادی منتشر شده است. نسخه‌ی پی‌دی‌اف این کتاب نیز برای دسترسی دنبال‌کنندگان دوره، همراه با فایل‌های صوتی جلسات آمده است. در هر جلسه حدود ده صفحه از کتاب مزبور به بحث گذاشته می‌شود.
شرح جلسات:

🔅در جلسه‌ی نخست، درآمدی کلی به بحث‌های کمال‌شناسی الهیاتی ارائه می‌شود. در جلسه‌ی دوم، صفات شخص‌وارگی، تعالی و درون‌بودگی خدا بحث می‌شود. بحث جلسه‌ی سوّم، حول صفت جاودانگی الهی است. جلسه‌ی چهارم به بحث از علم مطلق الهی می‌گذرد. جلسه‌ی پنجم، قدرت مطلق الهی و خیر خداوند به بحث گذاشته می‌شود. و در جلسه‌ی ششم و پایانی، صفات توحید، بساطت و واجب الوجودیِ الهی بحث می‌شود.

صوت درس‌گفتار در صدانت



#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
تاملی در باب معنای "اخراج"

به بهانه‌ی اخراج دکتر بیژن عبدالکریمی(استاد فلسفه)، از دانشگاه


اخراج، نماد درماندگی در مدیریت کسانی است که متفاوت می‌اندیشند و مسیر منتقدانه‌ای را پیش گرفته‌اند. نشان‌دهنده‌ی ضعف و عجزی است در برابر دگراندیشی و آنان که در اندیشیدن، "خودآیین‌"اند. اخراج، یعنی قدرت، همه را به رنگ خود و به اندازه‌ی قامت خویش می‌خواهد. حتی برای اندیشیدن و تفکر، استاندارد تعیین می‌کند. جغرافیایی ترسیم می‌کند و همه را ملزم می‌کند در همان مرزها گام بردارند، چون او باشند و همرنگ سیاستی گردند که اعلام می‌گردد. اما همیشه، همان نمی‌شود که می‌خواهد. بنابر این گاهی برای تنظیم امور و اعمال قدرت، دست به اخراج می‌برد. و این نه نشانه‌ی توانایی، بلکه واکنشی از سر درماندگی در برابر واقعیتی است که توان رام کردن و مدیریت‌اش را ندارد.

✅ اخراجِ عبدالکریمی از دانشگاه، نشانه‌ی عدم رواداری سیستمی است که نادانسته با چنین رفتارهایی دست به تخریب خویش می‌زند. اخراج، رفتار خودتخریب‌گرایانه‌ی سیستمی است که در مسیر ویرانی خویش گام می‌زند. زیرا نتیجه‌ی قهری و جبری اخراج، "تهی‌شدگی" است. از دست دادن سرمایه‌‌های است که چند دهه در خلق آن هزینه کرده است. عبدالکریمی، یک شخص نیست، دانش و تجربه‌ی اندوخته شده‌ای است که طی سالیان طولانی و در گذر از فراز و نشیب به ثمر نشسته است. کدام عقل سلیم دست رد بر سینه‌ی کسانی می‌زند که می‌توانند سیستم را در جهت اصلاح امور، حل مشکلات و رفع مسائل کمک کنند؟
هر گونه اخراج در هر سازمان و ساختاری، اساسا از دست دادن سرمایه‌ای است که دستِ کم به راحتی جایگزینی ندارد. و اما اخراج استاد دانشگاه، تو گویی آتش زدن زدن انبان معرفت، دانش و علم است.

✅ فرایند "تهی‌شدگی"، اشاره به دو کنش خودتخریبی دارد:

❗️ اولا؛ مسدود و یا محدود کردن فرایند "گردش نخبگان". و آن وقتی است که مسیر جذب و جریان نخبگی محدود به استانداردهای تنگ‌نظرانه شود. وقتی "گردش نخبگان"، محدود گردد، آن‌گاه سیستم، نمی‌تواند از توانایی‌ها، ایده‌های نو و اندیشه‌ورزان جدید بهره ببرد.
❗️ ثانیا؛ پرتاب کردن نخبگان از درون سیستم به بیرون.عالمان را از خویش می‌راند و نتیجه و میوه‌ی چند دهه تلاش را به آسانی نادیده می‌گیرد و از خود دور می‌کند.

اخراج، تکمیل کننده‌ی فرایند محدود شدن جذب نخبگان است. فرایندی که جز تباهی و فروبستگی، راه به جایی نمی‌برد. اخراج، در هر کجای دیگر، به معنای از دست دادن نیروی انساني و کاهش توانایی سازمانی است و اما اخراج از دانشگاه، از دست دادن امکان جدید برای اندیشیدن و فهم کردن مسئله‌ها است. نظر به جمع کثیری از اخراج‌شدگان دانشگاه در چند دهه، می توان به انباشتی از امکان‌های تفکر و تعقل اشاره کرد، که یکی پس از دیگری، از دست رفتند. یا از کشور خارج شدند و یا در تنگناهایی که بر آنان تحمیل شد، در حاشیه جامعه، عمر می‌گذرانند. چونان درختان پربار و بری که بر این سرزمین بالیدند و اما به وقت میوه دادن، مهاجرت کردند و یا در گوشه‌ای و حاشیه‌ای در کار به سامان کردن زندگی روزمره‌ی خویش‌اند و زود به پاییز رسیدند.

✔️ هجرت اندیشه، انزوا و حاشیه‌نشینی عالمان، خاموش شدن شمع تفکر خلاق و در یک کلام "تهی شدن" یک نظام از معرفت و دانش، نتیجه‌ی جبری مواجهه‌ی بی‌پروا با خردمندان جامعه است. و در نهایت این جامعه است که زیان خواهد کرد. زیرا فرهیختگی، دانایی و فرهیختگی خویش را از دست می‌دهد.

اخراج، مصداق روشن از سخن سعدی است. آن‌جا که می‌سراید:
یکی بر سر شاخ، بن می‌برید


علی زمانیان
خردمنتقد
۱۶ شهریور ۱۴۰۰




#فرهیختگان، صدای فرزانگان
از افغانستان خبر می‌رسد که طالبان راه‌ها را بر پنجشیر (این آخرین سنگر مبارزه با زور و تزویر) بسته، و برق و تلفن و اینترنت و دارو را از دسترس مردمِ ساکن در آن درّۀ زیبا خارج کرده است. با این حال مبارزۀ جانانۀ پنجشیری‌ها درس خوبی به این سازمان تروریستی چندملّیتی داده است تا جایی که کثیری از ایشان اسیر شده و بسیاری پا به فرار گذاشته‌اند.
اما شایسته است چند سطر زیر را که از سطرهای شیرین تاریخ ایران، و مربوط به رخدادهای عهد مشروطه است تقدیم کنیم اولاً به مبارزان سلحشور افغانی و ثانیاً به انگشت‌شمار کسانی که در ایران خاموش ننشستند و در این روزگار آخرالزمانی برای آگاهی مردم از کم و کیف ماجرا صادقانه قلم زدند و سخن گفتند. در یکی دو هفتۀ گذشته فشار افکار عمومی ملت بیداردل ایران چنان بود که بالاخره (ظاهراً و موقتاً) زعما و رؤسا را وادار به کاستن از غلظت پروژۀ تطهیر طالبان کرد و بر زبانشان جاری ساخت که حمایت ایران تنها شامل دولتی برخاسته از رأی مردم آن سرزمین می‌شود و بس.
به امید آنکه در آیندۀ نزدیک شاهد آرامشی پایدار در کشور همسایه و همزبان‌مان افغانستان عزیز و مظلوم باشیم که اینک مردمانش به یمن توافق و تبانی قدرت‌های منفعت‌طلب منطقه و جهان بر سر اجرای سناریویی منافقانه و بی‌رحمانه، به تماشای ذبح جمهوریت نداشتۀ‌شان نشسته‌اند.

🔸باری، این چند سطر را فراموش نکنیم:

"از ايران آذربايجان ماند، از آذربايجان تبريز، از تبريز كوی اميرخيز، از كوی اميرخيز يك كوچه باقی ماند كه در آن ستّارخان مقاومت می‌كرد. اما بعد، آن كوچه به كوی و آن كوی به شهر و شهر به ولايت و ولايت به كشور بدل شد."

ایدون باد در مجاورت ایران نیز؛ به یاری حق.

رضا موسوی طبری


#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدئویی ارسالی احمد امامی، از فیلمسازان جوان افغانستان، برای وب‌سایت سینماسینما

احمد امامی به همراه چند فیلمساز دیگر موفق به خروج از افغانستان شده‌اند و هم‌اکنون در فرانسه اقامت دارند.


جان آگه با #فرهیختگان
دانشگاه‌نرفته‌ای که برای دانشگاه تعیین تکلیف می‌کند

تحول آموزش در سایه «تاکیدات آقا»

▫️زیتون ـ یلدا امیری
: روزنامه همشهری روز دوشنبه ۱۵ شهریور در گزارشی به ایجاد تغییر و تحول گسترده در رشته‌های دانشگاهی پرداخت. بر اساس این گزارش در سال تحصیلی پیش رو حدود صد برنامه درسی خصوصا در میان رشته‌های علوم انسانی تغییر کرده و ظرفیت بسیاری از رشته‌ها کاهش یافته، یا به طور کامل حذف شده‌اند.

🔹در کنکور ۱۴۰۰ ظرفیت پذیرش در رشته زبان و ادبیات فارسی و رشته زبان و ادبیات عربی ۳۰ درصد کاهش داشته، اما پذیرش در رشته‌های پزشکی افزایش یافته است، تعدادی از دانشگاه‌ها نیز برخی رشته‌های گروه‌ هنر و زبان خارجی را حذف کرده‌اند. رشته‌هایی مانند باستان‌شناسی، ادبیات نمایشی، کارگردانی تلویزیونی و زبان انگلیسی دیگر پذیرش ندارند. علاوه بر این، برنامه درسی ۱۰۰ رشته تحصیلی تغییر کرده که البته بیشتر این رشته‌ها در حوزه علوم انسانی و فنی‌مهندسی هستند. در برخی رشته‌ها نیز که قبلا محدودیت جنسیتی نداشته، امسال پذیرش به‌طور مساوی بین داوطلبان زن و مرد تقسیم شد.

▫️چه گفته شد؟
عبدالرضا اوحدی‌همدانی، مدیرکل دفتر گسترش آموزش عالی وزارت علوم گفت که کاهش ظرفیت و حذف رشته‌ها تصمیم دانشگاه‌هاست.
محمدرضا آهنچیان، مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی آموزش عالی، نیز در‌باره تغییر برنامه درسی گفته که ۳ هزار برنامه درسی مربوط به قبل یا اوایل انقلاب بوده که آموزش‌عالی در۴ سال اخیر ۳۶۰ برنامه درسی را بازنگری کرده، این بازنگری مربوط به ۱۰۰ برنامه‌ درسی در گروه‌های علوم‌انسانی و فنی‌مهندسی است. او در مورد رشته‌های جدید افزود که برنامه درسی ۳۵ رشته جدید تدوین شده که بیشتر در گروه علوم انسانی هستند و رشته‌هایی مانند «مطالعات اسلام معاصر» و «غرب‌شناسی انتقادی» جزو ۱۰ رشته جدیدی هستند که امسال وارد آموزش عالی شده است.

▫️چرا این خبر مهم است؟
تغییر در برنامه‌های درسی مدارس و دانشگاه‌ها بخشی از منویات رهبر جمهوری اسلامی است که خصوصا از سال ۱۳۸۸ با عناوینی مانند «تحول بنیادین آموزش و پرورش» و «اسلامی‌کردن» دانشگاه‌ها دنبال شده و به مرور اجرایی می‌شود. در دهه هفتاد با تاکیدات رهبر جمهوری اسلامی «ستاد اسلامی شدن دانشگاه‌ها» در وزارت علوم تشکیل شد و سال ۷۶ با تصویب شورای انقلاب فرهنگی به شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی تغییر کرد.

🔹آیت‌الله خامنه‌ای از سال ۱۳۷۹ از ایجاد تحول در مراکز آموزشی سخن می‌گفت. او در اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ سیاست‌های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش را ابلاغ کرد. مواردی مانند «تحول در نظام آموزش و پرورش مبتنی بر فلسفه‌ تعلیم و تربیت اسلامی» و «تأمین ثبات مدیریت در آموزش و پرورش با رویکرد ارزشی و انقلابی» از جمله بندهای این طرح است. او در شهریور ۱۳۹۹ گفت: «[علوم انسانی] یک رونویسی‌ای از آموزش و پرورش کشورهای اروپایی بود که آوردند اینجا و کسی به فکرش نرسید که حالا ما اینجا چه جور انسانی لازم داریم و شرایط کشور، فضای کشور، با تعبیر رایج این روزها زیست‌بوم کشور، چه جور انسانی را اقتضا می‌کند؛ اینها مورد نظر نبود. همان را که آنها عمل می‌کردند آوردند و اینجا مشغول اجرا شدند.»

متن کامل در وب‌سایت زیتون:
https://www.zeitoons.com/91097



#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
«آزادی و غرب‌گرایی»


«آزادی» یکی از بزرگ‌ترین پرسش‌های بشر در عصر مدرن بوده است. اگر به تاریخ یک‌ونیم قرن اخیر نگاهی بیندازیم، در ایران نیز از میانۀ عصر ناصری رفته‌رفته مفهوم آزادی مطرح شد، البته ته به معنای امروزی آن. کشاکش سر آزادی مسئله‌ای نبود که فقط متعلق به ایران باشد؛ مسئله‌ای جهانی بود. شعار اول انقلاب‌های بزرگ اروپا آزادی بود. «آزادی، برابری، برادری» شعار انقلاب فرانسه بود. انقلاب‌ها یکی پس از دیگری با شعار آزادی سر برمی‌آوردند، البته هر یک با تعریف ایدئولوژیک خود از آزادی. انقلاب‌های مارکسیستی‌ـ‌سوسیالیستی هم هدفی جز آزادی به آن معنای مورد نظر خود نداشتند. ممکن بود تعریف واحدی از آزادی وجود نداشته باشد، اما ارزش کانونی آزادی بود.

همین هم کار محافظه‌کاران را دشوار می‌کرد، زیرا حفظ موضعی که با آزادی در تضاد و تقابل به نظر رسد، کار بسیار دشواری بود. البته به زودی انقلاب‌های آزادی‌خواهانه خود چنان آزادی‌کُش و سرکوبگر از کار درآمدند که محافظه‌کاران می‌توانستند حس کنند روسفید شده‌اند و خوش‌بینیِ آزادی‌خواهان را به سخره گیرند. در این اثنا مشخص شد دریافت آزادی‌خواهان نسل‌های اول از مفهوم آزادی رومانتیک و عجولانه بوده است. رفته‌رفته کسانی که با شعار آزادی آمده بودند به دندان‌تیزترین سرکوبگران تبدیل شدند. اما این مسئله دعوا سر مسئلۀ آزادی را خاتمه نداد، بلکه آن را بیش از پیش پیچیده و غامض کرد.

با این مقدمه یادآوری می‌کنم در انقلاب ایران نیز آزادی شعار محوری بود. الیت اصلی انقلابی سر سه مفهوم «استقلال»، «آزادی» و «جمهوری» اتفاق نظر داشتند، اما آزادی محور بود، زیرا جوهرۀ استقلال و جمهوری نیز آزادی است. اما یکی از بزرگ‌ترین مشکلات نظری از اینجا شروع شد که به غلط این تصور جا افتاد که آزادی مفهومی غربی است. از آن‌جا که فُرم آزادی پیش‌تر در غرب تجربه شده بود، این گمان هم پدید می‌آمد که محتوای آزادی نیز امری غربی است. اما مسئله این است که آزادی امری «انسانی» است و یک پدیدۀ فرهنگی متعلق به گسترۀ جغرافیای خاصی نیست. جناح محافظه‌کار یا سنت‌گرا در ایران خیلی زود این شائبه را مطرح کرد که آزادی امری غربی است و از تن دادن به آزادی باید خودداری کرد، زیرا سرشتی بیگانه دارد و تن دادنی به امر بیگانه به زودی ما را به «ازخودبیگانگی» و «هویت‌سوزی» می‌کشاند. پیشرو بودن غرب در ایجاد نهادهای آزادی نیز در ظاهر امر مهر تأییدی بر این شائبه بود.

آزادی یک امر غربی نیست، بلکه امری کاملاً انسانی است. اما در عوض نکتۀ مهم و اساسی این است که آزادی «زمانمند» و «مصنوع» است. این دو مسئله به ما کمک می‌کند تا آن نگاه رومانتیک و شیداگونه به آزادی را اصلاح کنیم. آزادی هم مانند علم و تکنولوژی در عصر جدید تحقق پیدا کرده است. مگر در غرب سیصد سال پیش آزادی وجود داشت؟ مگه تا 1860 در آمریکا برده‌داری وجود نداشت؟ در غرب نیز آزادی رفته‌رفته «پدید آمد». همون‌طور که زمان لازم بود تا انسان ماشین را اختراع کند، آزادی هم برای تولد خودش باید تا عصر جدید در زهدان تاریخ می‌ماند...

مخالفان آزادی چون در برابر اصل آزادی انسان پاسخ درخوری نداشتند، ادعا کردند آزادی مفهومی غربی است. آیا خودرو، هواپیما و پزشکی چون اول‌بار در غرب ساخته شدند، «غربی»‌اند و با خو و فرهنگ سایر مردمان سازگار نیستند؟ مسئله این است که آزادی هم نوعی «مصنوع» است که در فرهنگ مدرن ساخته شده است. اما این‌که آزادی امری «انسانی» است، به معنای «مطلق» بودن آن نیست؛ یعنی چنین نیست که در هر زمان و مکانی لازم‌الاجرا یا ممکن‌الاجرا باشد، زیرا آزادی «اجراشدنی» نیست، بلکه «آفریدنی» است و وقتی ملزومات وجود ندارد، «آفرینش» بی‌معناست. خطای آزادی‌خواهان مطلق‌نگری بود و نفهمیده بودند آزادی «مصنوع» است، نه «صانع». همین خطای شناختی باعث شد تمایل یابند آزادی را شتابزده «اجرا» کنند، در حالی که «جوهر» آزادی هنوز وجود نداشت و اجرای بی‌جوهر محال است.

در این‌جا نمی‌خواهم وارد این بحث مفصل شوم که «جوهر» آزادی چیست، اما به همین ادعا بسنده می‌کنم که «آزادی مصنوع و زمانمند است» و این یعنی باید آن را به مرور «ساخت». این «ساختن» دوشادوش سایر «مصنوعات» پیش می‌رود و تابع آن‌هاست. بنابراین، نتیجه‌گیری روشن است: هر چه مصنوعات جامعه فزونی یابد، آزادی هم باید «متعاقب آن» فزونی یابد، زیرا آن مصنوعات «جوهر» آزادی را پیشاپیش فراهم آورده است. و نتیجه‌گیری دیگر این‌که «نقض آزادی» و ممانعت از آن از سوی حاکم روزبه‌روز به خطای بزرگ‌تری تبدیل می‌شود. یعنی سرکوب آزادی امروز خطای انسانیِ به مراتب بزرگ‌تری است، تا سرکوب آزادی در صد سال پیش از این.

هنر نخبگان یک جامعه این است که «روند آزادی» را در خردی جمعی و با همکاری یکدیگر «تنظیم» کنند. کاری که بسیار دشوار است. ما در این کار کارنامۀ موفقی نداریم.

مهدی تدینی

#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
بدترین کار در بدترین زمان

درباره اخراج دکتر بیژن عبدالکریمی از دانشگاه آزاد



ناصر فکوهی استاد انسان شناسی دانشگاه تهران در یادداشتی نوشت:  پیش از هر چیز باید برای تاکید بگویم آشنایی من با دکتر عبدالکریمی دورادور و از راه برخی نوشته‌هایشان و دنبال کردن برخی از سخنرانی‌هایشان بوده است.

ایشان را شخصیتی جدی و کوشا و معتقد به مشرب فکری‌‌شان و به ویژه شخصیتی می‌بینم که شاید بتوان در زمره روشنفکران اصلاح‌طلب دینی قرار داد و البته استادی که به نظر من به دلیل مطالعات و اشتیاق به دانش و احساس مسئولیت ِ آگاهی رسانی به دانشجویانش مورد احترام آنها و افکار عمومی بوده و هست.

اما شکی نیست که دکتر عبدالکریمی را افزون بر این، شاید به دلیل رشته اش که بیشتر فلسفه سیاسی است، دغدغه‌مند موقعیت سیاسی کشور و وضعیت و جایگاه مردم در نظام و آبرویی دانست که بدون آن هیچ حاکمیتی نمی‌تواند به حکومت خود ادامه دهد.

از این رو تعجب نمی‌کردم که در سال‌هایی ایشان چنین با سرسختی وارد گود می‌شدند تا به دولت‌ها نسبت به خطاهایشان هشدار بدهند و بحث را در چارچوبی از گله و شکایت محدود نکرده، بلکه با منطق و استدلال‌های فلسفی و عقلانی، راه‌حل ارائه داده و راه درست ایجاد اعتماد و آرامش در اذهان عمومی را مطرح ‌کنند.

دکتر عبدالکریمی این کار را از طریق مشارکت در برنامه‌های سخنرانی، نوشتن کتاب و مقاله و به ویژه پذیرش برنامه‌های مناظره در صداوسیما، که اغلب روشنفکران مواضع آن را جانبدارانه دانسته و در مناظرات و برنامه‌هایش شرکت نمی‌کنند، انجام می‌داد و تلاش خود را برای قانع کردن طرف مقابل و در حقیقت مخاطبان صدا و سیما انجام می‌داد تا نشان دهد هر‌چند ممکن است به نظر برسد دولت‌ها هدف خود را اشتباه گرفته‌اند، اما بیشتر از هدف، اشتباه در شیوه‌ها، مسیرها و روش‌هایی است که برای این کار انتخاب کرده‌اند و به خصوص تاکید کند اشتباه قابل اصلاح است.

در حقیقت باید با صراحت بگویم که خبر اخراج ایشان - آن هم به جرم مضحک «دفاع از رژیم سلطنتی» - به نظرم بدترین تصمیم ممکن در بدترین زمان ممکن بود، نه به این معنا که برای یک کار خطا، زمان «خوبی» هم وجود داشته باشد، بلکه به این معنا که این گونه تصمیم‌گیری‌های شتابزده که هر کدام از آن‌ها به اندازه صدها صفحه نوشته و صدها برنامه تلویزیونی و رسانه‌ای به یک حاکمیت ضربه می‌زنند‌، آن‌هم در شرایطی که جان مردم از گرانی و بیماری کرونا و سایر مشکلات و معضلات ناشی از بی‌کفایتی‌ مسئولان به لب رسیده است، خواهی نخواهی هر شنونده‌ای را به این فکر می‌اندازد که شاید اراده‌ای در کار باشد که وضعیت و فشار را بر همه مردم بیشتر کرده و نارضایت‌سازی سیستماتیک انجام دهد.



#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست
بیانیهٔ مشترک انجمن‌های علمی فلسفه پیرو اخراج دکتر بیژن عبدالکریمی از دانشگاه آزاد اسلامی

باخبر گشته‌ایم دانشگاه آزاد اسلامی، حکم اخراج دکتر بیژن عبدالکریمی را با اتهاماتی از قبیل «دفاع از خاندان پهلوی»، «دفاع از اصحاب فتنه»، «انتشار کتب متعددهٔ ممنوعه» و «اصرار و ابرام بر فساد اعتقادی» صادر کرده است.

ما بر آنیم که دانشگاه باید محل اجتماع آزادانهٔ محققان با نظرات متکثر باشد. چرا که تحقق این امر لازمهٔ پویایی و بالندگی این نهاد است. از این رو صدور حکم اخراج یک استاد دانشگاه به دلیل نظراتی که در محیط‌های دانشگاهی یا مجامع عمومی ابراز کرده را نقض آزادی و استقلال دانشگاه و مطلقاً غیرقابل‌توجیه می‌دانیم.

از اساتید و دانشجویان تقاضا داریم در مقابل چنین وقایعی ساکت ننشینند و بدین ترتیب از تکرار آن‌ها جلوگیری کنند. نیز، از مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی خواستاریم هر چه سریع‌تر این حکم را به طور قطعی لغو نمایند.

انجمن علمی فلسفهٔ دانشگاه اصفهان
انجمن علمی فلسفهٔ دانشگاه تربیت مدرس
انجمن علمی فلسفهٔ دانشگاه تهران
انجمن علمی فلسفهٔ علم دانشگاه صنعتی شریف
انجمن علمی فلسفهٔ دانشگاه فردوسی مشهد
انجمن علمی فلسفهٔ دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات
انجمن علمی فلسفهً دانشگاه علامه طباطبایی


نکته: لیست امضاکنندگان به‌روزرسانی خواهد شد. دیگر انجمن‌های علمی برای امضای بیانیه می‌توانند به @Anjoman_philosophy پیام دهند.


جان آگه با #فرهیختگان
طالبان عوض شده یا شما؟!

▪️در دولت قبلی طالبان (۱۹۹۶):
۲۹ کرسی اصلی دولت
۲۵ کرسی سهم پشتون‌ها
۰ کرسی سهم شیعیان
(۱/۳ جمعیت افغانستان)

▪️در دولت کنونی طالبان (۲۰۲۱):
۳۳ کرسی اصلی دولت
۳۰ کرسی سهم پشتون‌ها
۰ کرسی سهم شیعیان
(۱/۳ جمعیت افغانستان)

▪️طالبان عوض شده یا شما؟!

علیرضا آزاد

جان آگه با #فرهیختگان
آزادی صرفاً مقوله‌‌ای سیاسی نیست و اگر این اتفاق در جان‌ها رخ ندهد؛ در بیرون چیزی جز هیاهو نخواهد بود. آزادی سیاسی و اجتماعی تنها برای جان‌های آزاده امکانپذیر است، و این تنها و تنها در پرتو حکمت و فلسفه و تفکر ممکن خواهد بود.

آزادگان قوام‌بخشِ آزادی و جامعه‌ی آزادند. بدون آزادگان، تحقق آزادی سیاسی و اجتماعی در مدینه امکانپذیر نیست.
اما این آزادی و آزادگی هزینه دارد؛ کسی‌که آزادی را تجربه می‌کند، نمی‌تواند به بردگی تن دهد، و کسی‌که به بردگی تن نمی‌دهد، قاعدتاً در برابر نظام‌هایی که جوامع بر افراد تحمیل می‌کنند و در برابر افق‌هایی که قدرت‌ها به‌منزله‌ی اصیل‌ترین و نهایی‌ترین افق‌ها می‌نُمایانند، می‌ایستد.

قدرت‌ها می‌گویند این افق‌‌ها نهایی‌ترین‌ افق‌هایند؛ اما متفکران که کاشف افق‌های تازه‌اند، می‌دانند که این افق‌ها واهی و نااصیل‌اند و نهایی‌ترین افق‌هایی نیستند که در برابر جان آدمی گشوده‌اند.

چنین افرادی با ساختارهای اجتماعی و سیاسی سازگاری چندانی ندارند؛ از این‌رو سرنوشت سقراط -که افراطی‌ترین شکل حذف یک فیلسوف است- یک حادثه نیست؛ یک قاعده است.


علی صادقی شهمیرزادی


جان آگه با #فرهیختگان
در این لحظات سرنوشت‌ساز، پشتیبانی از مقاومت مردم افغانستان با همه‌ی تنوع قومی، دینی، و جنسیتی آن، با گشایش مرزها بر روی پناهندگان و دفاع حقوقی از قربانیان اقتدارگرایی و ارتجاع مذهبی، وظیفه‌ی همه ما در ایران و منطقه و جهان است.

نامه احسان شریعتی به احمد مسعود

🔹حضرت فرمانده احمدمسعود
رهبری «جبهه مقاومت ملی افغانستان»
شهادت یار و همراه شما، نویسنده و روزنامه‌نگار آزاده زنده‌یاد فهیم دشتی را تسلیت می‌گوییم. تصمیم درست و اصولی شما مبنی بر اتخاذ خط‌مشی مقاومت در راستای مذاکره‌ی ملی برای التزام همه‌ی جناح‌های درگیر در نزاع درونی افغانستان عزیز به پذیرش قانون اساسی، نظام جمهوری، و تشکیل دولت «همه‌شمول» همه‌ی ملیت‌ها و مذهب‌ها، موجی از تحسین و همبستگی را در جهان و در میهن ما برانگیخه است.

ملت أفغانستان تاکنون بارها نشان داده است که نه در برابر اشغال ابرقدرت‌ها سر تسلیم فرود آورده و نه در برابر استبداد و ارتجاع سیاسی و دینی داخلی.

مداخله‌ی فاجعه‌بار این قدرت‌ها و متحدان آنها در منطقه و در همسایگی افغانستان، در کنار فساد و بی‌لیاقتی حکومت‌های وابسته به آنها نشان داده است که دفاع از استقلال ملی و اصل جمهوری مردمسالار، به‌جای قوم و قبیله و فرقه‌گرایی قومی و دینی، تنها راه برو‌ن‌رفت از وضعیت جنگ دایمی داخلی و خارجی است.

مقاومت متشکل مدنی و آمادگی دفاع نظامی برای برقراری دولت قانون‌بنیاد شرط مبنایی و لازم تحولات مثبت در آینده و نظارت و فشار منطقه‌ای بر عملکرد گروه‌های درگیر برای بر زمین گذاردن سلاح و پذیرش قانون و نظم دمکراتیک، شرط کافی تحقق چنین مسیر صلح و امنیت و توسعه‌ی منطقه‌ و اقلیم مشترک ماست.

مبارزه‌ فکری با افراطگرایی کور و بنیادگرایی قهقرایی، بویژه از طریق پروژه‌ی اصلاح‌گری مذهبی و دین‌پیرایی، وظیفه و رسالت همه‌ی نیروهای آگاه و روشنگر مسلمان در جهان اسلام است.

مبارزه‌ای که زمانی با سیدجمال از افغانستان آغاز شد و علامه اقبال آن‌را از سرگرفت و معلم شریعتی آن تلاش را در ایران ادامه داد و مبارزان بزرگی همچون پدر شما در این طریقت فکری و خوانش از جهانبینی توحید و مکتب رهایی‌بخش اسلام گام زده‌اند و امروز ما باید ادامه‌ی راه را ازسرگیریم.

در این لحظات سرنوشت‌ساز، پشتیبانی از مقاومت مردم افغانستان با همه‌ی تنوع قومی، دینی، و جنسیتی آن، با گشایش مرزها بر روی پناهندگان و دفاع حقوقی از قربانیان اقتدارگرایی و ارتجاع مذهبی، وظیفه‌ی همه ما در ایران و منطقه و جهان است.

ما در کنار شما که در راستای تحقق این آرمان‌ها می‌رزمید، خواهیم ماند و همه‌ی پیروان مسیر «آزادی، عدالت و معنویت» در ایران با مبارزه‌ی شما همبستگی همه‌جانبه‌ی خود را اعلام می‌کنند.


جان آگه با
#فرهیختگان
نقاشی زهرا رهنورد برای زنان افغانستانی

یاداشت رهنورد:

🔹جمهوری اسلامی، فرصت حمایت از پنجشیر و قهرمانان جان برکف آن را از دست داد، اما خیزش سراسری زنان افغان، دره ها و کوه های افغانستان را ورای سیم های خاردار تبعیض به سراسر این کشور قهرمان کشانده است. به همه زنان آزاده افغان پیام می دهم « ماهمه با هم هستیم»
سرزمین من
تقدیم به زنان افغانستان

زهرا رهنورد 1400
نقاشی با تکنیک خودکار روی کاغذ




جان آگه با #فرهیختگان
پیام تسلیت و مقاومت بیش از پانصد تن از فعالان سیاسی ایرانی به احمد مسعود

جمعی از فعالان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حقوق بشری ایرانی در پیامی به احمد مسعود، «شهادت فهیم دشتی»، سخن‌گوی جبهه مقاومت ملی افغانستان را به او ‌تسلیت گفتند. 
در پیام این فعالان فعالان ایرانی به فرمانده جبهه مقاومت ملی افغانستان، آمده است «مبارزه‌ی شما فارغ از نتایج کوتاه مدت و موقت آن» موجی از امید و روحیه را در دل مردم افغانستان که در قلب همه نیروهای آزادی‌خواه، عدالت‌طلب و مردمی منطقه آفریده است.
فعالان سیاسی و مدنی ایرانی تاکید کرده‌اند«در چهار دهه‌ی اخیر هیچ‌گاه قلب و آرمان مردم ایران با  مردم افغانستان تا بدین حد گره نخورده است».
در بخشی دیگر از این پیام به «دخالت فاجعه‌بار ابرقدرت‌ها تاکنون، بویژه امریکا  و متحدانشان در منطقه» و  «فساد و بی‌لیاقتی حکومت‌های دست‌نشانده آنان» اشاره شده و  به باور نویسندگان  این دخالت‌های فاجعه بار «نشان می‌دهد که دفاع از استقلال ملی، و اصل جمهوری و دموکراسی، به‌جای قوم و قبیله گرایی، تنها راه برو‌ن‌رفت از وضعیت جنگ دایمی داخلی و خارجی است».
متن کامل این پیام که برای انتشار در اختیار «زیتون» قرار گرفته است به این شرح است:

به‌نام هستی‌بخش

جناب احمد مسعود،
فرمانده «جبهه مقاومت ملی افغانستان»
خبر شهادت یار و همراه شما، نویسنده و روزنامه نگار آزاده زنده‌یاد فهیم دشتی قلب همه ایرانیانی که چشم امید به مقاومت پنجشیر دوخته اند را آکنده از اندوه و نگرانی کرد. فقدان این یار و همراه مقاومت اگرچه ضربه‌ای سخت و تکان‌دهنده برای شما و ما بود اما بی‌تردید ذره‌ای خلل در اراده‌ی استوار شما و آزادگان افغانستانی به‌ویژه شیران پنجشیر ایجاد نخواهد کرد.
اکنون مهم‌ترین نیروی مقاومت در برابر یورش نیروهای ارتجاعی طالبانی با آن سابقه تاریک از اندیشه های سیاه و استبداد رفتار در دستان شما و یاران‌تان قرار دارد. مبارزه‌ی شما فارغ از نتایج کوتاه مدت و موقت آن به‌رغم هزینه‌های سنگین ایستادن در برابر یکی از واپس‌گراترین نیروهای منطقه که به‌روز ترین سلاح‌های نظامی را در اختیار دارد، نه تنها موجی از امید و روحیه را در دل مردم افغانستان که در قلب همه نیروهای آزادی‌خواه، عدالت‌طلب و مردمی منطقه آفریده است. شاید در چهار دهه‌ی اخیر هیچ‌گاه قلب و آرمان مردم ایران با  مردم افغانستان تا بدین حد گره نخورده است.
امروز دین حکومتی و قشری طالبان و فرهنگ قومی­_قبیله‌ای چنان در یکدیگر آمیخته اند که حاصل آن یعنی طالبانیسم جز گسترش آتش جنگ و فقر و عقب‌ماندگی برای افغانستان در بر نخواهد داشت. ما امید داریم افغانستان فردا بر خاکستر این شرایط سخت و دشوار و به یاری جبهه مقاومت ملی افغانستان دوباره ساخته شود و جامعه ای متکثر و در برگیرنده‌ی همه قومیت‌ها، مذاهب و زبان‌ها بر بنیادهای همبستگی ملی افغانستان بنا گردد..

متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/91150


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
نامه اعتراضی اعضای پژوهشکده فلسفه تحلیلی درباره اخراج دکتر بیژن عبدالکریمی


بسمه تعالی

ما به عنوان یک مطالبه صنفی، به اخراج آقای دکتر بیژن عبدالکریمی از دانشگاه آزاد شدیدا معترض هستیم. در اساس، اخراج یک استاد دانشگاه به دلیل آرائی که ابراز کرده است نقض صریح اصل آزادی اندیشه و آزادی بیان است، و به هیچ روی توجیه‌پذیر نیست. امیدواریم مسئولان مربوطه این حکم را بی‌قید وشرط لغو کنند.

اعضای پژوهشکده فلسفه تحلیلی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی‌
۱۴۰۰/۶/۱۷



#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
‍ بازخوانی اعدام حبیب الله آشوری نویسنده کتاب توحید در سال ۱۳۶۰

مهدی نصیری

حبیب الله آشوری (زاده ۱۳۱۵ گناباد - مقتول شهریور ۱۳۶۰ زندان اوین) روحانی انقلابی که در دهه ۵۰ در زمره شاگردان و دوستان آیت الله خامنه ای در مشهد بود، در سال ۱۳۵۶ کتابی را با عنوان توحید منتشر می کند.

این کتاب مباحثات و مجادلات زیادی را در محافل انقلابی حوزوی بر می انگیزد. عده ای از جمله آقای خامنه ای مدافع کتاب و محتوای آن بوده و حتی بر اساس برخی نقل‌ها ایشان محتوای کتاب را برگرفته و نوعی انتحال و اقتباس از مباحث خود می دانسته بدون آن که در کتاب به آن اشاره شود، و از این جهت از آشوری گله مند بوده است.

اما عده ای دیگر از جمله مرحوم آیات مصباح و خزعلی، سخت منتقد محتوای کتاب بوده و آن را تا آنجا التقاط با مبانی ماتریالیستی می دانسته اند که بر اساس آن حکم به ارتداد آشوری می دادند.

در سال ۱۳۵۶ که سال دوم طلبگی من بود، روزی را به خاطر می آورم که در حوزه علمیه دامغان که مرحوم آیت الله خزعلی در شهر ما تبعید بود، جلسه داغ و پرچالشی را با حضور طلاب دامغانی مقیم قم در مدرسه حاج فتحعلی بیک دامغان در نقد کتاب توحید آشوری برگزار کرده بود.

تا اینجای ماجرا هیچ اشکال و امر غیر طبیعی وجود ندارد. کتابی نوشته شده و مخالفان و موافقانی دارد. عالمانی آن را توحید ناب و عالمانی دیگر آن را توحید التقاطی می دانند و پیرامون آن بحث می کنند.

اما فاجعه از اینجا آغاز می شود که
پس از پیروزی انقلاب که بحث پیرامون کتاب توحید ادامه داشت روزی حجت الاسلام حبیب آشوری که برای شنیدن مذاکرات نمایندگان پیرامون گروگان‌های آمریکایی به مجلس شورای اسلامی می رود، با گزارش مرحوم دیالمه نماینده مردم مشهد از سوی دادستاني بازداشت شده و به اوین برده می شود و در کمال تاسف و شگفتی، پس از مدتی بازداشت به استناد فتوای ارتداد آقایان مصباح و خزعلی بابت نگارش کتاب توحید از سوی آقای لاجوردی اعدام می شود.

📌 در اینجا چند نکته وجود دارد:

۱. چرا آیات مصباح و خزعلی، نسبت به محتوای کتابی که محل اختلاف بین عالمان و فقیهان بوده، با قاطعیت حکم به التقاطی بودن آن کرده و احتمال خطا در برداشت خود را از کتاب نداده اند؟

۲. با فرض این که دیدگاه آقایان مصباح و خزعلی در باره التقاطی بودن محتوای کتاب توحید قطعا درست بوده، چرا بر خلاف نظر مشهور فقهای شیعه حکم به ارتداد متفکر و نویسنده ای مسلمان داده اند که از سر شبهه و تشخیص اشتباه مطلبی التقاطی و حتی فرضا کفر آمیز نوشته است؟

۳. چرا دستگاه قضائی جمهوری اسلامی به استناد نظر و فتوای یک یا چند فقیه که بر خلاف نظر فقهای دیگر بوده اقدام به اعدام یک روحانی مبارز (و احتمالا بدون محاکمه رسمی و قانونی) می کند و جان انسانی بی گناه را می گیرد؟

۴. چرا موافقان کتاب توحید، به دفاع از مرحوم آشوری نپرداختند و مانع اعدام وی نشدند؟

۵. اساسا صدور حکم ارتداد و مجازات اعدام به خاطر طرح یک اندیشه و عقیده ولو باطل و کفر آمیز در حالی که صاحب اندیشه و عقیده در مقام ستیز با حقیقت نیست و دریافت خود را درست و حق می داند، بر خلاف یک قرائت متین و قابل دفاع فقهی از آزادی اندیشه است، که باید ترویج شود تا در آینده مانع از برخورد تکفیری و ریختن خون بی گناهان در جامعه اسلامی شود.

۶. بر اساس فتوای برخی فقهای شیعه اساسا اجرای حدود الهی از مناصب امام و حاکم معصوم است و در عصر غیبت کسی حق اجرای حدود از جمله حد ارتداد را ندارد.

۷.وظیفه دستگاه‌های مربوطه، جبران مادی و معنوی این خون به ناحق ریخته شده و دیگر خون‌های به ناحق ریخته از این قبيل و دلجویی از بازماندگان است.

۸. توجه به نقطه محوری دیدگاه حیرت یعنی عدم اتمام حجت بر اغلب قاطع انسانها در عصر غیبت و فقدان حاکمیت امام معصوم، باب هر گونه خشونت ورزی با پیروان ادیان و مذاهب و دگراندیشان را بسته و تنها به گفتگو و بلاغ مبین و منطقیِ آنچه مؤمنان و صاحبان عقاید، حق و حقیقت قلمداد می کنند، توصیه می کند.



جان آگه با #فرهیختگان
ما و پنجشیر؛ و قلمرو تمدن ایرانی

یادداشتی از روزبه علمداری، روزنامه نگار و تحلیگر رسانه ای که برای خبرستان ارسال شد

تنهایی تلخ جبهه مقاومت در دره پنجشیر بیش از هر واقعیت دیگر، ماشین خشن نظم کنونی حاکم بر جهان را به رخ ما می کشد. در این میدان، پنجشیر بر این ظلم و همدستی شهادت داده و می دهد.
از جمله جوانب جالب این مقاومت به یاد ماندنی، واکنش بخشی از جامعه ایران به این صحنه است. طیف هایی که به نظر می رسید با مفهوم «مقاومت» نسبتی ندارند، این روزها بیشترین همدلی را با احمد مسعود و یارانش دارند.

به نظر من این پدیده همه را و در درجه اول خود همین بخش یاد شده را که شمار قابل توجهی از روشنفکران، زنان، روزنامه نگاران و فعالان مدنی را شامل می شود، به چند نکته مهم رهنمون می کند.
اول اینکه، طیف یاد شده حکومت جمهوری اسلامی را نماینده ی «بعد دینی» هویت ایرانی می داند و آن را مخالف «بعد ملی» یا بی اعتنا به آن می داند.
آنان حمایت از مقاومت مردم فلسطین و لبنان و یمن و... را نیز در راستای همین امر قلمداد کرده و از همین رو، به ویژه در سال های اخیر «همدلی» چندانی با آن ها نداشته و در بیشترین حالت، صرفا از جنبه های انسانی و حقوقی ماجرا را دنبال می کردند.
اما پنجشیر مربوط به قلمرو تمدن ایرانی است؛ همان قلمرویی که طیف یاد شده باور دارد جمهوری «اسلامی» با آن مخالف است و آن را بر نمی تابد. و باز به همین جهت فکر می کنند این حکومت به پنجشیر پشت کرده و با طالبان نرد عشق می بازد.
جالب اینکه هر دو گروه یاد شده در یک نقطه به هم پیوند می یایند: ایستادگی عاشورایی و تن ندادن به ظلم تا شهادت.
در این راستا تکرار کلیدواژه های جریان مقاومت توسط کسانی که تا همین دیروز کسی تصور نمی کرد با کلمات یاد شده نسبتی داشته اند، بسیار درخور تأمل است.
این واکنش درس بزرگی برای سیاست گزاران جمهوری اسلامی است که بدانند ایرانیت و اسلامیت و تشیع چه ظرفیت معنوی بزرگی است و اشتباهات و بدسلیقگی های متعدد در طول سال های متمادی چگونه می تواند این ابعاد را بی دلیل در مقابل هم بنشاند، در حالی که به عنوان مثال در همین مورد خاص، رهبر کنونی مقاومت پنجشیر دو دهه با خانواده اش در ایران بزرگ شده است و بعدها برای تحصیل به اروپا رفته است.

نکته دیگر در مورد این واکنش ها این است که به باور من ناکامی های متعدد کنش گران مدنی در سال های اخیر، سرخوردگی و حس انفعال عجیبی را به بدنه این جریان تزریق کرده است و از همین رو -و با عنایت به عامل مهمی که در بالا اشاره کردم-ایستادگی احمد مسعود، گویی زنده کردن یک رویای دیرین برای آنان است؛ رویایی که تعبیر شیرین یا تلخ آن طبعا تأثیر مستقیمی بر وضع بسیار پیچیده جامعه ایران ندارد.



جان آگه با #فرهیختگان
در نقد همکاری جمهوری اسلامی با طالبان و تطهیر آن در سال‌های اخیر و در ضرورت حمایت قاطع از حقوق مردم افغانستان، درعین تایید راهبرد پرهیز از جنگ، پنج‌شنبه ۱۸ شهریور ساعت ۲۲ در برنامه‌ی تاریخ شفاهی (انتخابات۸۸ و حوادث پس از آن) در اتاق کافه خبر در کلاب‌هاوس به گفتگو می‌پردازیم

سید مصطفی تاجزاده


کافه خبر:
https://www.clubhouse.com/event/PAD5glV8


جان آگه با #فرهیختگان
#فرهیختگان: ... و این تقابل امر تازه‌ای نیست، فقط عریانتر شده یا برخی تازه دریافته‌اند.