Forwarded from Deleted Account
💥محمد و سئوالاتى كه كل ادعاى نبوتش را به باد فنا داد
قسمت چهارم
⭕️پس از پانزده روز و پس از مدت ها جستجوی محمد، او با پاسخ سئوال ها بازگشت.
اما ابتدا باید براى تاخيرش بهانه ای دست و پا ميكرد. محمد دلیل تاخيرش را چنين بيان كرد:
وقتی قول داد که روز بعد(فردا) به مکیان پاسخ ميدهد، انشالله نگفته بود و این توجیه به صورت آیه ای در سوره کهف آمد:
سوره كهف آيات ٢٣-٢٤:
ولا تقولن لشيء إني فاعل ذلك غدا * إلا أن يشاء الله
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ﴿۲۳﴾
إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّه
#ترجمه: و هرگز در مورد چيزى نگو كه من آن را فردا انجام خواهم داد
مگر اینکه الله بخواهد.
📌آیا دليل اينكه محمد در زمان مناسب نیامده است، نگفتن انشالله است ؟
جالب اينكه از آن روز به بعد مومنان معتقدند که اگر آن جمله جادویی را نگفته باشند، آنچه در انتظار آنهاست است اتفاق نخواهد افتاد.
⭕️پاسخ محمد به پرسش ها:
پاسخ ها به صورت آیاتی آمد که محمد آنها را از جانب الله نوشته است.
#سئوال_اول: مردم غار(اصحاب كهف)، تعداد آنها چند نفر است؟
پاسخ: سوره كهف آيه ٢٢- سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ
كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ
كَلْبُهُمْ ۚ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ
#ترجمه:
خواهند گفت كه سه تن بوده اند و چهارمين آنها سگشان بود و مى گويند پنج تن بوده اند و ششمين آنها سگشان بود تير در تاريكى مى اندازند و عده اى مى گويند هفت تن بوده اند و هشتمين آنها سگشان بود بگو پروردگارم تعدادشان را ميداند.
الله خودش هم تعداد افراد غار را نمی دانست، بنابراین پاسخى سخيف و بى ارزش را انتخاب کرد که قانع كننده نبود و تعداد افراد معينى را مشخص نکرد.
📌در اين آیه ملاحظه ميكنيد که آيه اى كه مسلمانان آنرا کلام الله مينامند، چيزى نيست جز جهل و سردرگمی و پيچاندن مخاطب!
درصورتى كه پاسخ اين سئوال كاملا ساده است، تعداد دقيق افراد را بگویید، و این کافی است.
شاید سه، پنج یا هفت!!! این بدان معناست که محمد، پس از پانزده روز تاخير، با جواب قاطع نیامده بود و هرکسی که به او در پاسخ دادن کمک كرده بود، اطلاعات گیج كننده و غير دقيقى را در اختیار او قرار داده بود.
⭕️مگر نه اينكه آيات را جبرئيل از سوى الله براى محمد مى آورد؟
چگونه ممكن است الله براى تثبيت موقعيت فرستاده اش، پاسخ صریح و قانت كننده ندهد و دشمنانش را مبهوت و مقهور نكند؟
نداد؟
📌نکته جالب این است که او در همین آیه به محمد می گوید:
(بگو، پروردگارم از تعداد آنها باخبر است). اگر او تعداد آنها را می داند، چرا تعداد آنها را بدون معما و پيچاندن، مستقیم و صريح نمی گوید؟
💢داستان مردم غار(اصحاب كهف) یک داستان خیالی است، که توسط یک روحانی مسیحی در قرن ششم میلادی به عنوان یک داستان آموزشی براى خطبه خواندن و موعظه كردن ساخته شد و در مناطق وسیعی از اروپا گسترش یافت و از آنجا بوسيله بازرگانان و تجار به سرزمين اعراب راه يافت. اين داستان نه واقعى است و نه منطقى ولى محمد از زبان الله آنرا در قرآن بيان كرده است.
🔥مطالب بیشتر در کانال: من خردگرا هستم👇
@Iamkheradgera
قسمت چهارم
⭕️پس از پانزده روز و پس از مدت ها جستجوی محمد، او با پاسخ سئوال ها بازگشت.
اما ابتدا باید براى تاخيرش بهانه ای دست و پا ميكرد. محمد دلیل تاخيرش را چنين بيان كرد:
وقتی قول داد که روز بعد(فردا) به مکیان پاسخ ميدهد، انشالله نگفته بود و این توجیه به صورت آیه ای در سوره کهف آمد:
سوره كهف آيات ٢٣-٢٤:
ولا تقولن لشيء إني فاعل ذلك غدا * إلا أن يشاء الله
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ﴿۲۳﴾
إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّه
#ترجمه: و هرگز در مورد چيزى نگو كه من آن را فردا انجام خواهم داد
مگر اینکه الله بخواهد.
📌آیا دليل اينكه محمد در زمان مناسب نیامده است، نگفتن انشالله است ؟
جالب اينكه از آن روز به بعد مومنان معتقدند که اگر آن جمله جادویی را نگفته باشند، آنچه در انتظار آنهاست است اتفاق نخواهد افتاد.
⭕️پاسخ محمد به پرسش ها:
پاسخ ها به صورت آیاتی آمد که محمد آنها را از جانب الله نوشته است.
#سئوال_اول: مردم غار(اصحاب كهف)، تعداد آنها چند نفر است؟
پاسخ: سوره كهف آيه ٢٢- سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ
كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ
كَلْبُهُمْ ۚ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ
#ترجمه:
خواهند گفت كه سه تن بوده اند و چهارمين آنها سگشان بود و مى گويند پنج تن بوده اند و ششمين آنها سگشان بود تير در تاريكى مى اندازند و عده اى مى گويند هفت تن بوده اند و هشتمين آنها سگشان بود بگو پروردگارم تعدادشان را ميداند.
الله خودش هم تعداد افراد غار را نمی دانست، بنابراین پاسخى سخيف و بى ارزش را انتخاب کرد که قانع كننده نبود و تعداد افراد معينى را مشخص نکرد.
📌در اين آیه ملاحظه ميكنيد که آيه اى كه مسلمانان آنرا کلام الله مينامند، چيزى نيست جز جهل و سردرگمی و پيچاندن مخاطب!
درصورتى كه پاسخ اين سئوال كاملا ساده است، تعداد دقيق افراد را بگویید، و این کافی است.
شاید سه، پنج یا هفت!!! این بدان معناست که محمد، پس از پانزده روز تاخير، با جواب قاطع نیامده بود و هرکسی که به او در پاسخ دادن کمک كرده بود، اطلاعات گیج كننده و غير دقيقى را در اختیار او قرار داده بود.
⭕️مگر نه اينكه آيات را جبرئيل از سوى الله براى محمد مى آورد؟
چگونه ممكن است الله براى تثبيت موقعيت فرستاده اش، پاسخ صریح و قانت كننده ندهد و دشمنانش را مبهوت و مقهور نكند؟
نداد؟
📌نکته جالب این است که او در همین آیه به محمد می گوید:
(بگو، پروردگارم از تعداد آنها باخبر است). اگر او تعداد آنها را می داند، چرا تعداد آنها را بدون معما و پيچاندن، مستقیم و صريح نمی گوید؟
💢داستان مردم غار(اصحاب كهف) یک داستان خیالی است، که توسط یک روحانی مسیحی در قرن ششم میلادی به عنوان یک داستان آموزشی براى خطبه خواندن و موعظه كردن ساخته شد و در مناطق وسیعی از اروپا گسترش یافت و از آنجا بوسيله بازرگانان و تجار به سرزمين اعراب راه يافت. اين داستان نه واقعى است و نه منطقى ولى محمد از زبان الله آنرا در قرآن بيان كرده است.
🔥مطالب بیشتر در کانال: من خردگرا هستم👇
@Iamkheradgera