I am kheradgera
3.93K subscribers
9.44K photos
15K videos
426 files
6.25K links
Download Telegram
💥جهاد در اسلام، دفاع از خود يا قتل عام و تجاوز براى اعتلاى اسلام؟!

#قسمت_بيست_هشتم(آخر)

جزیه از چه کسانی اخذ می شد؟!

📌در تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار رشید الدین میبدی آمده است:

مذهب راست و قول درست آنست که عرب و عجم در آن یکسانند و جز از اهل کتاب جزیت نپذیرند، ایشان که پیش از ادعاى پيامبرى محمد، پدران ایشان بر ملّت جهودان و ترسایان بودند، امّا آنکه بعد از مبعث محمد، جهود(یهودی) گشت یا ترسا(مسیحی)، یا گور، از عبده اوثان است از وی و اعقاب وی الا اسلام نپذیرند یا قتل، و شرط آنست که جزیت از مرد بالغ آزاد ستانند مکلف، نه از زن نه از کودک، نه از دیوانه و معتوه نه از مملوک فانّهم اتباع الرجال العقلاء، و اقلّه دینار.
ابن قیم در باب مقدار جزیه می گوید:

#ترجمه متن عربى: [مقدار جزیه]:

ائمه اسلام در تعیین مقدار خزیه اختلاف کرده اند.امام شافعی گفته بر فقیر شاغل ١ دینار و بر قشر متوسط ٢ دینار و بر افراد ثروتمند چهار دینار لازم آید.
و اصحاب امام مالک گفته اند که بیشترین مقدار جزیه ٤ دینار بر افراد دارای طلا(مانند اهالی مصر و شام) است و ٤٠ درهم بر اهل ورق (اهالی عراق) لازم آید و بر آن چیزی اضافه نگردد.اگر در بین افرادی دارای استطاعت مالی ضعیف بودند بنا به نظر امام در مقدار جزیه آنان تخفیف داده می شود.
اصحاب ابوحنیفه گفته اند بر قشر ثروتمند ٤٨ درهم و بر قشر متوسط ٢٤ درهم و بر قشر فقیر ١٢ درهم جزیه واجب است.
و امام احمد(بن حنبل) روایت از او در این باب اختلاف دارد و مبلغ بالا پایین است.در نگاه او گفته شده از فقیر شاغل ١٢ درهم و از قشر متوسط ٢٤ درهم و از فرد پولدار ٤٨ درهم اخذ می شود.

📚#منبع: أحكام أهل الذمة نویسنده : ابن القيم    جلد : ١  صفحه ١٢٤-١٢٣

نکته: مقدار دینار و درهم معادل طلا و نقره است و در محاسبه آن غالباً فرمول به طریق زیر است:
منظور از دینار، دینار طلا است، یک دینار برابر ٢٥/٤ گرم طلا است.
منظور از درهم، درهم نقره است، یک درهم برابر ٩٧٥/٢ گرم نقره است.
در این میان رأی طبری راجع جزیه بر این منوال است:
أنَّ الطَّبَرِيَّ قَالَ: أَقَلُّهُ دِينَارٌ وَأَكْثَرُهُ لَا حَدَّ لَهُ.
#منبع: تفسير القرطبي ج: ٨  صفحه ١١١
 #ترجمه:طبری گفته:کمترین میزان(جزیه) یک دینار است و بیشترین آن حدی را قائل نشده است.

📌به خوبی می بینیم که حداقل جزیه یک دینار است اما راجع حداکثر آن اصلا توافقی نیست و ثابت نشده است در طول تاریخ اسلام یک دینار گرفته شده باشد.
آیا جزیه مقدار زیادی است یا خیر؟

📌مطالعه قسمت بیست و هفتم از طریق:

https://t.me/Iamkheradgera/17183
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن

📌#قسمت_بيست_هشتم(آخر)

نتیجه بحث كلى مقاله: ما دیدیم که فرهنگ پارسیان در زمان محمد در عربستان به چه اندازه گُسترده و تاثیر گُذار بود، از اینرو هیچگونه دُشواری برای پذیرش این نتیجه نیست- که چکیده ای از همۀِ سندهایی است که در این بخش از کتاب آورده شُدند-که اندیشه های زرتُشتی و افسانه های آن یکی از سرچشمه هایی هستند که دین اسلام از آنها الهام گرفت و بخش های ویژه ای از قرآن و روایت های اسلامی را ساخته اند. روایت های اسلامی خودشان دلیلی بر این ادعا هستد، زیرا کتابِ «Raudatu’l Ahbab» به ما میگوید که از جمله عادت های محمد این بود که اندکی به زبان مردمی گفتگو کُند [٦٧] که برای بازدید از او از کشورهای گوناگون میآمدند، و از آنجا که او در یک یا دو مورد به زبان پارسی با مهمانانش گفتگو کرد، اندکی از واژگان پارسی نیز از اینراه به زبان عربی راه یافتند.

💢البته شاید اندکی افسانه چاشنی این گزارش باشد، ولی این گُزارش از اینرو مهم است که به روشنی گواهی میدهد که حتی اگر محمد دیگر زبان ها را هم نمیشناخت، ولی او دست کم با زبان پارسی اندکی آشنایی داشت. دوباره اینکه، با استناد به «سیرت رسول الله»، و گزارش های ابن اسحاق و ابن هشام، درمیانِ پارسیانی که به دین اسلام گرویده بودند، کسی به نام سلمان وجود داشت، که آدم باسواد و فرهیخته ای بود. و زمانیکه قریش شهر مدینه را در سال ٦٢٧ میلادی محاصر کرد، با رای زنی و مشاورت با سلمان و بهره مندی از تجربه های رزمی او بود که محمد توانست با کندن کَندَک(خندق) [٦٨] از شهر دفاع کند، یک روش دفاعی/رزمی که تا پیش از آن عرب ها تجربه نکرده بودند.

همچنین گفته میشود که با مشاورتِ سلمان بود که محمد در جنگ با شهر طائف (٦٣٠ میلادی) منجنیق بکار بُرد. برخی میگویند با آنکه همیشه از سلمان به نام یک پارسی نام میبرند، او یک مسیحی بود [٦٩] که در ناحیه میانرودان دستگیر و به بند گرفتار شده بود. شاید این ادعا درست باشد و شاید هم نه، با آنکه عنوانی که به او داده اند، از این ادعا پُشتیبانی نمیکند. حتی اگر این ادعا راست نباشد، ولی سلمان با احتمال بسیار آن کسی بود که دُشمنان محمد به او اتهام میزدند که در فراهم آوردن بخش های ویژه ای از قرآن به محمد یاری میرساند؛ زیرا در سوره شانزدهم النحال آیه ١٠٥ ما میخوانیم: «براستی ما میدانیم که آنها میگویند ‘یک انسان به او آموزش میدهد‘. زبان آن شخص، زبان پارسی است [٧٠]، ولی روشن است که این کتاب یک کتاب عربی است.» اگر سلمان شهروند پارس نبود، پس همین آیه نشان میدهد که در پیرامون محمد پارسیانی بوده اند، و گمان میرود که آنها بخش های ویژه ای از آیه های قرآن را به محمد میآموختند. و محمد این آیه ها را به قرآن میافزود. ما دیدیم که افسانه های پارسی به اندازه ای در عربستان شناخته شده بودند [٧١] که هنگامیکه محمد این افسانه ها را به نام «وحی منزل» و آیه های آسمانی به قرآن میافزود، دستکم عرب ها برخی از این افسانه ها را بازمیشناختند. از سوی دیگر محمد حتی نتوانست یک پاسخ خُرسند کُننده در پاسخ به آن اتهامی بدهد که به او میزدند، زیرا هیچکس ادعا نکرده بود که یک بیگانه (غیر عرب) به محمد کُمک میکُند تا او شیوۀِ نگارش یا سخنوری عربیش را بهینه سازد. هدفِ اتهامِ مخالفینِ محمد گوهر آن پیامی بود که او به نام «وحی منزل» به قرآن میافزود و نه زبان قرآن. افزون بر آن، همانگونه که ما ثابت کردیم، که محمد افسانه های بُت پرستان و یهودیان را وام میگرفت، دلیلی وجود ندارد که او از پذیرفتن افسانه های زرتُشتیان خودداری کرده باشد.

💢راستی این است که همۀِ نمونه هایی را که ما در این بخش از پژوهش خودمان آوردیم، نشان میدهند که محمد چنین کاری را کرده است، و بسیاری از این افسانه ها که نشان دادیم که میان پارسیان و دیگر شاخه ها از خانواده ها و ملت های آریایی وجه مشترک دارند، دیگر سرچشمه های بُنیادین دین اسلام را ساخته
اند.

پایان

📌مطالعه قسمت بیست و هفتم از طریق:


https://t.me/Iamkheradgera/21775