I am kheradgera
3.95K subscribers
9.44K photos
15K videos
426 files
6.25K links
Download Telegram
#مقاله
#اگر_خدا_بخواهد
#بخش_اول

تکنیک دین این است که ارزش زندگانی را کاهش دهد و تصویر جهانی واقعی را به طور وهم آمیخته ای دگرگون کند و شرط این کار ترساندن عقل است.

دین به قیمت تثبیت نابالغی روحی به وسیله ی اعمال فشار و کشاندن انسان ها به جنون جمعی، بسیاری از آنان را از نوروز فردی مصون می کند اما دیگر کار چندانی نمی کند. راه های بسیاری برای انسانها در دستیابی به سعادت وجود دارند اما هیچ یک به یقین معلوم نیست که به آنجا برسد.

حتی #دین هم نمیتواند به وعده ی خود وفا کند، وقتی فرد مومن نهایتا مجبور شود از مشیت الهی سخن بگوید، اقرار می کند که تنها چیزی که در حال رنج به مثابه ی تسلی و سرچشمه ی لذت برایش باقی مانده است تسلیم بی چون و چراست و اگر حاضر به اطاعت بی چون و چرا است پس احتمالا می توانست از رفتن به بیراهه اجتناب کند. یعنی می توانست از ابتدا تن به #مشیت_الهی دهد و کوششی نکند.

در این نوشتار مروری خواهیم داشت بر کارکرد و نقش #خدا در جوامع دین زده.

در سال‌های پس از انقلاب، لطیفه‌ای در میان مردم رواج داشت و آن این که آموزگاری از دانش‌آموزی پرسیده بود، دو دوتا چند تا می‌شود، و او پاسخ داده بود: #اگر_خدا_بخواهد چهارتا! این لطیفه به فضای به‌شدت مذهبی شده‌ی جامعه‌ی #ایران در آن سال‌ها، بویژه در یکی از حوزه‌های آموزشی اشاره می‌کرد که در آن قاعدتا باید #عقل و #دانش حرف اول را بزند و نه امور دینی و ایمانی.
البته اینکه در #فرهنگ_دینی ما، «خدا» از دیرباز همواره در میان مردم حضوری همه‌جانبه داشته و ورد زبان همگان بوده و ایرانیان در ظاهر هم شده یکی از «باخداترین» مردم دنیا هستند، نکته‌ی تازه‌ای نیست. اما نظام #جمهوری_اسلامی در این چهار دهه حیات نکبت‌بار خود موفق شده این #خدامحوری را چنان در پهنا و ژرفای جامعه بتازاند و نهادینه کند که امروز کمتر جمله‌ای می‌توان از دهان یک ایرانی شنید که در آن واژه‌ی «خدا» چندبار تکرار نشود. همه برای «باخدا» نشان دادن خود، با دیگران در رقابت‌اند!

البته نباید گمان کرد که این پدیده تنها به مردم عادی و به قول معروف «عوام» منحصر است. اساسا به آنان حرجی هم نیست، چرا که اغلب ناچارند دشواری‌ها و ناکامی‌های زندگی را با تمکین به #قضا_و_قدر برای خود تحمل‌پذیر کنند یا بکوشند با توسل به یک #قادر_متعال بر ناتوانی خود مرهم بگذارند. مشکل اما آنجاست که «خواص» و «نخبگان» ما نیز ‌دچار همین آفت‌اند.

اینکه مسئولان این نظام به اقتضای ایدئولوژی و موقعیت خود همگی در هر موضوعی پای #خدا را به میان می‌کشند، البته عجیب نیست و به تلاش و نیاز آنان برای نگه‌داشتن جامعه در چنگ #مذهب و #خرافات، و همزمان #سلب_مسئولیت از خویشتن از گذرگاه احاله دادن همه‌ی امور به «آسمان» برمی‌گردد. برای نمونه از دهان مقامات کشوری و لشکری جمهوری اسلامی بارها شنیده‌ایم که: «اگر خدا بخواهد رشد اقتصادی خواهیم داشت»، یا «اگر خدا بخواهد برجام به موفقیت خواهد رسید»، یا «به یاری خداوند موشک دوربرد و سانتریفیوژ مدرن خواهیم ساخت». این‌ها البته همانطور که گفتیم در یک «فرهنگ آخوندپرور» و «حکومت امام زمانی» نباید عجیب باشد!

https://t.me/Iamkheradgera
ادامه 👈 خنده‌دار زمانی است که ما دائما با حضور «خدا» در گفتار کسانی روبرو می‌شویم که مثلا دارند درباره‌ی امور کاملا تخصصی خود سخن می‌گویند. برای نمونه، پزشک جراحی که قرار است عمل خطرناکی روی بیماری انجام دهد، به او دلداری می‌دهد که: «اگر خدا بخواهد همه چیز خوب پیش خواهد رفت». این پزشک با چنین سخنی در واقع هدف دوگانه‌ای را برآورده می‌سازد: نخست اینکه بیمار را دعوت می‌کند، پیش از علم پزشکی به #لطف_الهی امید ببندد و دوم و مهم‌تر اینکه پیشاپیش از خود به عنوان پزشک جراح سلب مسئولیت می‌کند، تا اگر بیمار به دلیلی زیر عمل تلف شد، مسئولیت مرگ او بر گردن خدا باشد!

ابعاد این ماجرا چنان گسترده شده که ما در #جامعه همه جا با جلوه‌های آن روبرو هستیم: مهندسی که قرار است پلی بسازد، در برابر دوربین تلویزیون می‌گوید: «اگر خدا بخواهد ساخت این پل را تا پایان سال تمام می‌کنیم». کار به حوزه‌ی ورزش کشور نیز کشیده شده و بازیکن فوتبال در برابر دوربین خبرنگاران می‌گوید: «اگر خدا می‌خواست و پنالتی گل می‌شد، بازی را برده بودیم»؛ و بدین‌سان نه فقط ناکارآمدی خود در زدن ضربه‌ی پنالتی و واکنش خوب دروازه‌بان حریف را لاپوشانی می‌کند، بلکه همزمان توپ را هم به زمین «خدا» می‌اندازد!

#مشیت_الهی یکی از مفاهیم مهم در ادیان ابراهیمی است و کارکرد چندجانبه‌ای دارد. این مفهوم ناظر بر روالی است که خداوند از آن طریق بر همه چیز در هستی حاکم است و کنترل کامل همه چیز را در اختیار دارد. بنابراین هدف «مشیت الهی» به انجام رساندن #اراده‌ی_خداوند است. البته در غرب تحت تاثیر هجوم عقل و عقب‌نشینی ایمان، سرانجام تئولوژی مسیحی برای اینکه خداوند مسئول گزینش‌های گناه‌آلود آدمی قلمداد نشود، ناچار شد بپذیرد که اگر چه خداوند همه چیز را با تدبیر خویش مقدر کرده است، اما به مسئولیت اخلاقی انسان‌ها تجاوز نمی‌کند و انسان‌ها مسئول اعمال وجدانی خویش‌اند. این‌ رویکرد باعث شد که انسان غربی اگر هم به «مشیت الهی» باور داشته باشد، دست‌کم ناچار شود مسئولیت رفتار اخلاقی خویشتن را بپذیرد.

در #اسلام اما وضع به گونه‌ی دیگری است؛ از «هجوم عقل» هیچ نشانه‌ای در میان نیست و برعکس همه‌جا با عقب‌نشینی عقل در برابر ایمان روبرو هستیم! آموزه‌های قرآن درباره‌ی «مشیت الهی» ـ که بیشترشان هم از تئولوژی مسیحی دزدیده شده ـ کاملا التقاطی و متناقض است و بحث‌های کلامی در این زمینه به نتایج روشنی نرسیده است. مسلمانان هم از این نابخردی و تشتت فکری کمال استفاده را می‌کنند تا از خویشتن سلب مسئولیت کنند و حتی در بسیاری موارد به بهانه‌ی «دینداری» و «تبعیت از اراده‌ی الهی» رفتارهای ضداخلاقی خود را توجیه کنند.

«خدا» هم در این میان به #ابزاری برای #ریاکاری و #دروغگویی و #مسئولیت‌گریزی تبدیل شده که به یاری آن می‌توان هر قصوری را توجیه کرد. بیهوده نیست که امروزه در میهن ما، «خداوند» همه جا حضور دارد: هم در امور کشورداری، هم در صنایع موشکی و هسته‌ای، هم در اتاق عمل و پل‌سازی و هم حتی در محوطه‌ی جریمه‌ی زمین فوتبال!
البته ایکاش حضور «خداوند» فقط به این عرصه‌ها محدود بود. با برآمد «هیولای اسلامگرایی»، استفاده از ابزاری به نام «خداوند» عملا در زندگی روزمره، بیش از هر چیز به پشتوانه‌ای برای آدمکشی و تبهکاری تبدیل شده است. امروزه در منطقه‌ی خاورمیانه هیچ مسلمانی یافت نمی‌شود که برای ریختن خون همکیش خود، به «الله» متوسل نگردد!
حضور خدا نوعی افق اخلاقی که در کارکرد دین تعریف می‌شود را برای جامعه مطرح کرده است. تجربه ایران و دیگر جوامع دین زده نشان می‌دهد که این افق زمانی می‌تواند کارا و مطلوب باشد که دین به جایگاه اصلی خود باز گردد و سودای حکومت به نام امر قدسی و دخالت همه جانبه در عرصه عمومی را از سر بدر کند. کسانی که به نام خدا پیام‌آور خشونت، تبعیض و عدم تحمل و سرکوب خودی و غیرخودی هستند در عمل هر فاجعه‌ای را ممکن ساخته‌اند.

#اخلاق_دینی و #معنویت_حکومتی بر خلاف انتظار نه تنها مانع از سرکوب، #فساد و #غارت، #دروغ و #تقلب نشده که بسیاری از پدیده‌های منفی به نام امر قدسی صورت گرفته‌اند و یا #توجیه می‌شوند و این پدیده به روند #فروپاشی_اخلاقی جامعه شتاب بخشیده است. وقتی به نام خدا همه چیز ممکن می‌شود رابطه با ارزش‌های معنوی و اخلاقی هم #ریاکارانه و تهی از معنا می‌شوند و چون صورتک بر چهره افراد پرده بر دنیای درونی واقعی آنها می‌کشد.

پایان

https://t.me/Iamkheradgera