⭕️ نگاهی به داستان «بخشی از وجود او» از جواد جواهری
📌 وقتی با انقلاب، عشق و آزادی گم شد
♦️پس از خواندن «بخشی از وجود او»، فوراً این گفته معروف به ذهنم رسید: «انقلاب فرزندانش را میخورد.» اما آنانی که زنده میمانند، در تب پشیمانی میسوزند و دلشان برای «روزهای خوب گذشته» تنگ میشود. جواهری این رمان را به این خاطر ننوشته است که چرا ایرانیان به این حال و روز افتادند. او بیشتر مایل است صراحتا به خواننده نشان بدهد که با انقلاب بهمن، مردم چه چیزی را از دست دادند.
ماجراهای داستان در سالهای پنجاه خورشیدی در روستای ساحلی چمخاله در استان گیلان اتفاق میافتد. داستان از نگاه پسربچه سیزده سالهای روایت میشود که تا آخر نامش را نمیگوید. او عاشق نیلوفر، دخترخاله دورش است که سه سال از وی بزرگتر است. خانواده ثروتمند نیلوفر هر تابستان از رشت به چمخاله میآیند و در «ویلای گل قرمز»، نزدیک دریای خزر زندگی میکنند.
♦️به همین خاطر، این داستان ندامتنامه نسلهای پشیمان از انقلابی است که آزادی و آرامش خود را با آن از دست دادند. نویسنده به روایت تاریخی دقیق از انقلاب پنجاه و هفت وفادار نیست و میکوشد که تضاد میان زندگی ایرانیان پیش و بعد از انقلاب را با ترسیم تصویری نوستالژیک و طلایی از زندگی فارغالبال شخصیتهای داستان در زمان شاه برجسته کند. در زمان شاه، راوی و دوستانش کنار ساحل دریا آتش روشن میکردند، شراب مینوشیدند و حشیش دود میکردند، میگفتند و میخندیدند.
تصاویر این زندگی تا حد زیادی آشنا و تکراری است: «هیچ زن چادرداری در سواحل دیده نمیشد. در عوض، دخترانی با بیکنیهای نازک و پیراهنهای رکابی بر شنها نشسته بودند، صورتشان از فرط خنده قرمز شده بود و باد با پیراهنهای نازکشان بازی میکرد.»
♦️نویسنده در آغاز کتاب قصهگوی خوبی است اما به تدریج رویدادها جذابیت خود را از دست میدهند. یک دلیل آن مشابهت خیلی زیاد رویدادهای داستان با حوادث سیاسی دهه شصت، مانند دستگیری فعالین سیاسی چپ و اعدام زندانیان است که خواننده آشنا با وقایع ایران و ادبیات تبعید قبلاً با آن سرخورده است.
جواد جواهری داستان «بخشی از وجود او» را به زبان فرانسه نوشت که بعداً توسط یک ناشر کوچک و مستقل به زبان انگلیسی ترجمه و منتشر شد. او در بیست سالگی به فرانسه پناهنده شد و در آن جا به کار نویسندگی، فیلمنامهنویسی و تولید فیلم مشغول شد. وی در نوشتن فیلمنامه «گل سرخ»(۲۰۱۴) به کارگردانی سپیده فارسی، سهم داشت که برای نخستین بار در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو به نمایش در آمد.
♦️متن کامل این مطلب را در سایت ایندیپندنت فارسی بخوانید
🖌 خالد خسرو
#برسی_کتاب #جواد_جواهری #کتاب
#IndependentPersian
#IndyPersian
#ایندیپندنت_فارسی
📌 وقتی با انقلاب، عشق و آزادی گم شد
♦️پس از خواندن «بخشی از وجود او»، فوراً این گفته معروف به ذهنم رسید: «انقلاب فرزندانش را میخورد.» اما آنانی که زنده میمانند، در تب پشیمانی میسوزند و دلشان برای «روزهای خوب گذشته» تنگ میشود. جواهری این رمان را به این خاطر ننوشته است که چرا ایرانیان به این حال و روز افتادند. او بیشتر مایل است صراحتا به خواننده نشان بدهد که با انقلاب بهمن، مردم چه چیزی را از دست دادند.
ماجراهای داستان در سالهای پنجاه خورشیدی در روستای ساحلی چمخاله در استان گیلان اتفاق میافتد. داستان از نگاه پسربچه سیزده سالهای روایت میشود که تا آخر نامش را نمیگوید. او عاشق نیلوفر، دخترخاله دورش است که سه سال از وی بزرگتر است. خانواده ثروتمند نیلوفر هر تابستان از رشت به چمخاله میآیند و در «ویلای گل قرمز»، نزدیک دریای خزر زندگی میکنند.
♦️به همین خاطر، این داستان ندامتنامه نسلهای پشیمان از انقلابی است که آزادی و آرامش خود را با آن از دست دادند. نویسنده به روایت تاریخی دقیق از انقلاب پنجاه و هفت وفادار نیست و میکوشد که تضاد میان زندگی ایرانیان پیش و بعد از انقلاب را با ترسیم تصویری نوستالژیک و طلایی از زندگی فارغالبال شخصیتهای داستان در زمان شاه برجسته کند. در زمان شاه، راوی و دوستانش کنار ساحل دریا آتش روشن میکردند، شراب مینوشیدند و حشیش دود میکردند، میگفتند و میخندیدند.
تصاویر این زندگی تا حد زیادی آشنا و تکراری است: «هیچ زن چادرداری در سواحل دیده نمیشد. در عوض، دخترانی با بیکنیهای نازک و پیراهنهای رکابی بر شنها نشسته بودند، صورتشان از فرط خنده قرمز شده بود و باد با پیراهنهای نازکشان بازی میکرد.»
♦️نویسنده در آغاز کتاب قصهگوی خوبی است اما به تدریج رویدادها جذابیت خود را از دست میدهند. یک دلیل آن مشابهت خیلی زیاد رویدادهای داستان با حوادث سیاسی دهه شصت، مانند دستگیری فعالین سیاسی چپ و اعدام زندانیان است که خواننده آشنا با وقایع ایران و ادبیات تبعید قبلاً با آن سرخورده است.
جواد جواهری داستان «بخشی از وجود او» را به زبان فرانسه نوشت که بعداً توسط یک ناشر کوچک و مستقل به زبان انگلیسی ترجمه و منتشر شد. او در بیست سالگی به فرانسه پناهنده شد و در آن جا به کار نویسندگی، فیلمنامهنویسی و تولید فیلم مشغول شد. وی در نوشتن فیلمنامه «گل سرخ»(۲۰۱۴) به کارگردانی سپیده فارسی، سهم داشت که برای نخستین بار در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو به نمایش در آمد.
♦️متن کامل این مطلب را در سایت ایندیپندنت فارسی بخوانید
🖌 خالد خسرو
#برسی_کتاب #جواد_جواهری #کتاب
#IndependentPersian
#IndyPersian
#ایندیپندنت_فارسی
ایندیپندنت فارسی
نگاهی به داستان «بخشی از وجود او» از جواد جواهری
پس از خواندن «بخشی از وجود او»، فوراً این گفته معروف به ذهنم رسید: «انقلاب فرزندانش را میخورد.» اما آنانی که زنده میمانند، در تب پشیمانی میسوزند و دلشان برای «روزهای خوب گذشته» تنگ میشود. جواهری