This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فضیحت قالیباف
باند قالیباف در پاسخ به حملات باندهای دلواپس به دست به یک ضد حمله زد و اعلام کرد که ۲۶۱ نماینده مجلس رژیم با امضای یک نامه، از هیات مذاکرات و بطور خاص قالیباف حمایت کردهاند. اما تعدادی از نمایندگان مجلس فاش کردند که این رقم جعلی است و آنها نامه را امضا نکرده اند.
این تک و پاتک نشان دهنده چیست؟
▫️▫️▫️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی مدیران فاسد در راس دستگاه ها قرار میگیرند
از ویلموتس تا برانکو و قراردادهای پرهزینه دیگر،
پرونده ورزش ایران در حاکمیت آخوندها نشان میدهد چگونه مدیران فاسد و انتصابات سیاسی، منابع کشور را هدر دادهاند.
وقتی پاسخگویی وجود ندارد، هزینه اشتباهات مستقیماً از جیب مردم پرداخت میشود.
▫️▫️▫️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساسان آزادوار، جوان شورشگر ۲۱ ساله از فرزندان اصفهان، صبح امروز به اتهام «محاربه» اعدام شد.
او در اعتراضات دیماه حضوری فعال داشت و حکومت، مقابلهاش با نیروهای سرکوبگر را مستحق اعدام دانست. اما مردم، او را نماد ایستادگی نسل معترض ایران در مقابل دیکتاتور میدانند.
▫️▫️▫️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در آستانه روز جهانی کارگر، میلیونها کارگر ایرانی زیر فشار تورم، گرانی و بیکاری ناشی از جنگ و بحران اقتصادی قرار دارند. سفرهها کوچکتر شده و ناامنی شغلی گسترش یافته است.
بررسی ابعاد واقعی بحران معیشت و بیکاری کارگران در ایران را بررسی میکند.
گفتگو با دکتر سینا دشتی
؟
▫️▫️▫️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
با تشدید محاصره دریایی، سقوط ریال و تهدید فلج شدن صادرات نفت، رژیم با یکی از سنگینترین بحرانهای اقتصادی و سیاسی خود روبهرو شده است. آیا فشار حداکثری آمریکا میتواند حکومت را به عقبنشینی وادار کند؟
گفتگو با امیر بلورچی، پژوهشگر سیاست خارجی در قبال ایران
▫️▫️▫️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ فقط خیابانها را ویران نمیکند؛ ذهن و روان کودکان را هم زخمی میکند. اضطراب، کابوس، ناامنی و ترس، بخشی از واقعیت پنهان کودکان در شرایط جنگی است.
بررسی تأثیرات روانی جنگ بر کودکان و نقش خانوادهها در کاهش این آسیبها.
گفتگو با گلآذین یارند پور-کارشناس ارشد جامعه شناسی، متخصص و مشاور روانکاوی
▫️▫️▫️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👏2
Forwarded from کنفرانس زنده -ایران آزادی
Audio
🔵کودکان؛ قربانیان خاموش جنگ
🔹خانم گلآذین یارند پور-کارشناس ارشد جامعه شناسی، متخصص و مشاور روانکاوی
پرسشهای زیر پاسخ میدهد :
▪️کودکان جنگ را چگونه تجربه و درک میکنند؟
▪️خانوادهها چگونه اضطراب کودکان را کاهش دهند؟
▪️رژیم در تداوم وضعیت جنگی چه مسئولیتی نسبت به کودکان دارد؟
▫️▫️▫️
🤔2
🔴 فاشیسم؛ زادهی بحران، سوار بر نوستالژی و تحریفکنندهی «وطن»
♦️ فاشیسم؛ بحران و نوستالژی، «وطن» را به ابزار سلطه بدل میکنند
فاشیسم را اگر بخواهیم به درستی بفهمیم، باید آن را نه به عنوان یک برچسب سیاسی، بلکه به عنوان محصول یک وضعیت تاریخی و اجتماعی مشخص ببینیم؛ وضعیتی که در آن جامعه از درون فرسوده شده، اعتماد فرو ریخته، و افق آینده تیره و مبهم شده است. در چنین شرایطی،ذهن جمعی جامعه به جای حرکت به سمت راه حلهای پیچیدهتر و زمانبر، به دنبال پاسخهای سریع، قاطع و ساده میگردد. فاشیسم دقیقا در همین نقطه متولد میشود: در لحظهای که جامعه از خودش ناامید میشود و به دنبال یک نیروی متمرکز برای نجات میگردد.
در تجربههای تاریخی، این الگو به وضوح قابل مشاهده است. در آلمان پس از جنگ جهانی اول، شکست نظامی، تحقیر ملی و فروپاشی اقتصادی، جامعهای ساخت که احساس بی پناهی در آن به اوج رسیده بود. در ایتالیا نیز بی ثباتی سیاسی و ترس از هرج و مرج، زمینه را برای پذیرش یک قدرت متمرکز فراهم کرد. آنچه در این نمونهها تعیین کننده بود، نه صرفا بحران، بلکه نوع واکنش به بحران بود: میل به نظم به هر قیمت، حتی به بهای از دست دادن اختیار و آزادی، تنوع سیاسی و مشارکت اجتماعی.
ابزارهای فاشیسم
فاشیسم در چنین بستری، با سه ابزار اصلی رشد میکند. ترس، تحقیر و نوستالژی. ترس از آیندهای نامعلوم، تحقیر ناشی از گذشتهای شکست خورده و نوستالژی برای یک تصویر بازسازی شده از شکوه از دست رفته. اما این نوستالژی، بازگشت به تاریخ نیست؛ بلکه بازسازی گزینشی و براق از گذشتهای است که پیچیدگیها، سرکوبها و تضادهایش حذف شده و به عنوان نسخهای آماده برای نجات حال عرضه می شود.
در همین نقطه است که فاشیسم، حتی مفاهیمی به ظاهر انسانی و شریف مانند «وطندوستی» را نیز دگرگون میکند. در منطق این تفکر «وطن» دیگر معنای یک جامعه زنده از انسانها با حقوق،کرامت و اراده نیست، بلکه به «زمین» تقلیل مییابد؛ به مرزها، اراضی، و گسترهای که باید حفظ و کنترل شود.وطن، نه یک زیست مشترک انسانی، بلکه یک قلمرو برای تملک و سیطره تعریف می شود.
👈 اینجا بخوانید
♦️ فاشیسم؛ بحران و نوستالژی، «وطن» را به ابزار سلطه بدل میکنند
فاشیسم را اگر بخواهیم به درستی بفهمیم، باید آن را نه به عنوان یک برچسب سیاسی، بلکه به عنوان محصول یک وضعیت تاریخی و اجتماعی مشخص ببینیم؛ وضعیتی که در آن جامعه از درون فرسوده شده، اعتماد فرو ریخته، و افق آینده تیره و مبهم شده است. در چنین شرایطی،ذهن جمعی جامعه به جای حرکت به سمت راه حلهای پیچیدهتر و زمانبر، به دنبال پاسخهای سریع، قاطع و ساده میگردد. فاشیسم دقیقا در همین نقطه متولد میشود: در لحظهای که جامعه از خودش ناامید میشود و به دنبال یک نیروی متمرکز برای نجات میگردد.
در تجربههای تاریخی، این الگو به وضوح قابل مشاهده است. در آلمان پس از جنگ جهانی اول، شکست نظامی، تحقیر ملی و فروپاشی اقتصادی، جامعهای ساخت که احساس بی پناهی در آن به اوج رسیده بود. در ایتالیا نیز بی ثباتی سیاسی و ترس از هرج و مرج، زمینه را برای پذیرش یک قدرت متمرکز فراهم کرد. آنچه در این نمونهها تعیین کننده بود، نه صرفا بحران، بلکه نوع واکنش به بحران بود: میل به نظم به هر قیمت، حتی به بهای از دست دادن اختیار و آزادی، تنوع سیاسی و مشارکت اجتماعی.
ابزارهای فاشیسم
فاشیسم در چنین بستری، با سه ابزار اصلی رشد میکند. ترس، تحقیر و نوستالژی. ترس از آیندهای نامعلوم، تحقیر ناشی از گذشتهای شکست خورده و نوستالژی برای یک تصویر بازسازی شده از شکوه از دست رفته. اما این نوستالژی، بازگشت به تاریخ نیست؛ بلکه بازسازی گزینشی و براق از گذشتهای است که پیچیدگیها، سرکوبها و تضادهایش حذف شده و به عنوان نسخهای آماده برای نجات حال عرضه می شود.
در همین نقطه است که فاشیسم، حتی مفاهیمی به ظاهر انسانی و شریف مانند «وطندوستی» را نیز دگرگون میکند. در منطق این تفکر «وطن» دیگر معنای یک جامعه زنده از انسانها با حقوق،کرامت و اراده نیست، بلکه به «زمین» تقلیل مییابد؛ به مرزها، اراضی، و گسترهای که باید حفظ و کنترل شود.وطن، نه یک زیست مشترک انسانی، بلکه یک قلمرو برای تملک و سیطره تعریف می شود.
👈 اینجا بخوانید
ایران آزادی
فاشیسم؛ زادهی بحران، سوار بر نوستالژی و تحریفکنندهی «وطن» - ایران آزادی
فاشیسم را اگر بخواهیم به درستی بفهمیم، باید آن را نه به عنوان یک برچسب سیاسی، بلکه به عنوان محصول یک وضعیت تاریخی و اجتماعی مشخص ببینیم؛
👍3👏1
🔴 مجاهدین خلق روز جهانی کارگر را گرامی داشتند
سازمان مجاهدین خلق ایران به مناسبت فرارسیدن روز جهانی کارگر در ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، با صدور اطلاعیهای ضمن گرامیداشت این روز، بر ضرورت قیام کارگران و زحمتکشان برای سرنگونی حاکمیت ولایت فقیه تأکید کرد و اعلام داشت که تنها راه دستیابی به حقوق پایمالشده کارگران، برچیدن بساط رژیم آخوندی و استقرار یک جمهوری دموکراتیک است.
در آغاز این اطلاعیه با شعاری صریح و کوبنده آمده است: «زحمتکشـان مسلـح شـوید!» و سپس خطاب به کارگران، زحمتکشان و ارتش بیکاران و گرسنگان تصریح شده است که کارگران ایرانی در شرایطی روز جهانی کارگر را گرامی میدارند که طی یک سال گذشته میلیونها نفر دیگر به جمعیت بیکاران افزوده شدهاند یا به زیر خط فقر سقوط کردهاند.
مجاهدین خلق این وضعیت را محصول مستقیم «استثمار بیرحمانه فاشیزم دینی حاکم بر ایران» دانسته و بهطور ویژه سپاه پاسداران و شرکتهای وابسته به آن را عامل اصلی این فاجعه معرفی کردهاند. در این بیانیه همچنین تأکید شده است که غارت ثروتهای مردم در پروژههای اتمی ....
👈بیشتر بخوانید
سازمان مجاهدین خلق ایران به مناسبت فرارسیدن روز جهانی کارگر در ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، با صدور اطلاعیهای ضمن گرامیداشت این روز، بر ضرورت قیام کارگران و زحمتکشان برای سرنگونی حاکمیت ولایت فقیه تأکید کرد و اعلام داشت که تنها راه دستیابی به حقوق پایمالشده کارگران، برچیدن بساط رژیم آخوندی و استقرار یک جمهوری دموکراتیک است.
در آغاز این اطلاعیه با شعاری صریح و کوبنده آمده است: «زحمتکشـان مسلـح شـوید!» و سپس خطاب به کارگران، زحمتکشان و ارتش بیکاران و گرسنگان تصریح شده است که کارگران ایرانی در شرایطی روز جهانی کارگر را گرامی میدارند که طی یک سال گذشته میلیونها نفر دیگر به جمعیت بیکاران افزوده شدهاند یا به زیر خط فقر سقوط کردهاند.
مجاهدین خلق این وضعیت را محصول مستقیم «استثمار بیرحمانه فاشیزم دینی حاکم بر ایران» دانسته و بهطور ویژه سپاه پاسداران و شرکتهای وابسته به آن را عامل اصلی این فاجعه معرفی کردهاند. در این بیانیه همچنین تأکید شده است که غارت ثروتهای مردم در پروژههای اتمی ....
👈بیشتر بخوانید
❤3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدرس منابع خبری ایران آزادی و راههای ارتباطی با ما را به اشتراک میگذاریم
برای اتحاد و تشکل مشتاقان تحقق آرمان آزادی
https://t.me/IranAzadie
https://t.me/conference96
https://t.me/TV_IranAzadi
https://www.instagram.com/iranazadie
https://www.instagram.com/iranazad_tv/
https://www.instagram.com/iranazadinews/
@iranazadi1395
@IranAzad_TV
https://www.youtube.com/@IranAzadiNews
https://www.youtube.com/@iranazaditv/featured
https://www.facebook.com/iranazadi.tv1400/
https://soundcloud.com/iranazadi/popular-tracks
https://iranfreedom.net
+17077023860
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ایران زیر جنگ و اعدام، برای روزنامهنگاران خطرناکتر شده است
♦️ زوال آزادی بیان؛ روزنامهنگاران در ایران میان چرخدندههای سرکوب و انزوا
بر اساس گزراش گزارشگران بدون مرز، وضعیت آزادی مطبوعات در سراسر جهان به پایینترین سطح خود در ربع قرن اخیر رسیده است. در این میان، شرایط برای روزنامهنگاران در ایران به شکلی نگرانکننده وخیمتر شده و این کشور اکنون در رتبه ۱۷۷ جدول جهانی قرار دارد. ایران با سقوطی یک پلهای، همچنان در زمره خطرناکترین مناطق برای فعالیت رسانهای شناخته میشود. این زوال ساختاری نشاندهنده فشارهای بیامان بر کسانی است که وظیفه اطلاعرسانی را بر عهده دارند. گزارشهای بینالمللی تاکید میکنند که تنها وضعیت سه کشور اریتره، کره شمالی و چین از ایران بحرانیتر است. این موضوع به خوبی گویای خفقان حاکم بر فضای رسانهای ایران در سال جاری است.
ایران؛ چهارمین محیط پرخطر برای فعالیت روزنامهنگاران
بر اساس گزارش منتشر شده گزارشگران بدون مرز در ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، میانگین جهانی امتیاز آزادی مطبوعات به پایینترین حد در ۲۵ سال اخیر رسیده است. این شاخص که از سوی گزارشگران بدون مرز منتشر میشود، وضعیت کشورها را در پنج حوزه کلیدی ارزیابی میکند. این حوزهها شامل معیارهای اقتصادی، حقوقی، امنیتی، سیاسی و اجتماعی هستند که امنیت حرفهای روزنامهنگاران را تضمین میکنند. بررسیها نشان میدهد که شاخص حقوقی بیشترین افت را در سال گذشته میلادی تجربه کرده است. این امر به معنای افزایش جرمانگاری فعالیتهای رسانهای در سطح بینالمللی و به ویژه در ایران است. در حال حاضر، بیش از نیمی از کشورهای جهان در دستههای «سخت» و «بسیار جدی» قرار گرفتهاند.
در ردهبندی سال ۲۰۲۶، ایران با رتبه ۱۷۷ پس از کشورهایی مانند اریتره، کره شمالی و چین در انتهای جدول ایستاده است. این جایگاه نشان میدهد که ایران عملاً به چهارمین کشور خطرناک برای فعالیت روزنامهنگاران تبدیل شده است. در حالی که نروژ برای دهمین سال متوالی در صدر جدول قرار دارد، ایران در قعر آن دست و پا میزند. تنها ۷ کشور در کل جهان دارای محیطی «خوب» برای فعالیت رسانهای هستند. این کشورها در مجموع تنها ۱ درصد از جمعیت کل کره زمین را در خود جای دادهاند. این آمار وحشتناک نشاندهنده انزوای شدید جریان آزاد اطلاعات در جوامع تحت سلطه حکومتهای مقتدر است.
👈 اینجا بخوانید
♦️ زوال آزادی بیان؛ روزنامهنگاران در ایران میان چرخدندههای سرکوب و انزوا
بر اساس گزراش گزارشگران بدون مرز، وضعیت آزادی مطبوعات در سراسر جهان به پایینترین سطح خود در ربع قرن اخیر رسیده است. در این میان، شرایط برای روزنامهنگاران در ایران به شکلی نگرانکننده وخیمتر شده و این کشور اکنون در رتبه ۱۷۷ جدول جهانی قرار دارد. ایران با سقوطی یک پلهای، همچنان در زمره خطرناکترین مناطق برای فعالیت رسانهای شناخته میشود. این زوال ساختاری نشاندهنده فشارهای بیامان بر کسانی است که وظیفه اطلاعرسانی را بر عهده دارند. گزارشهای بینالمللی تاکید میکنند که تنها وضعیت سه کشور اریتره، کره شمالی و چین از ایران بحرانیتر است. این موضوع به خوبی گویای خفقان حاکم بر فضای رسانهای ایران در سال جاری است.
ایران؛ چهارمین محیط پرخطر برای فعالیت روزنامهنگاران
بر اساس گزارش منتشر شده گزارشگران بدون مرز در ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، میانگین جهانی امتیاز آزادی مطبوعات به پایینترین حد در ۲۵ سال اخیر رسیده است. این شاخص که از سوی گزارشگران بدون مرز منتشر میشود، وضعیت کشورها را در پنج حوزه کلیدی ارزیابی میکند. این حوزهها شامل معیارهای اقتصادی، حقوقی، امنیتی، سیاسی و اجتماعی هستند که امنیت حرفهای روزنامهنگاران را تضمین میکنند. بررسیها نشان میدهد که شاخص حقوقی بیشترین افت را در سال گذشته میلادی تجربه کرده است. این امر به معنای افزایش جرمانگاری فعالیتهای رسانهای در سطح بینالمللی و به ویژه در ایران است. در حال حاضر، بیش از نیمی از کشورهای جهان در دستههای «سخت» و «بسیار جدی» قرار گرفتهاند.
در ردهبندی سال ۲۰۲۶، ایران با رتبه ۱۷۷ پس از کشورهایی مانند اریتره، کره شمالی و چین در انتهای جدول ایستاده است. این جایگاه نشان میدهد که ایران عملاً به چهارمین کشور خطرناک برای فعالیت روزنامهنگاران تبدیل شده است. در حالی که نروژ برای دهمین سال متوالی در صدر جدول قرار دارد، ایران در قعر آن دست و پا میزند. تنها ۷ کشور در کل جهان دارای محیطی «خوب» برای فعالیت رسانهای هستند. این کشورها در مجموع تنها ۱ درصد از جمعیت کل کره زمین را در خود جای دادهاند. این آمار وحشتناک نشاندهنده انزوای شدید جریان آزاد اطلاعات در جوامع تحت سلطه حکومتهای مقتدر است.
👈 اینجا بخوانید
ایران آزادی
ایران زیر جنگ و اعدام، برای روزنامهنگاران خطرناکتر شده است - ایران آزادی
گزارشگران بدون مرز، وضعیت آزادی مطبوعات در سراسر جهان به پایینترین سطح خود در ربع قرن اخیر رسیده است. در این میان، شرایط برای روزنامهنگاران
🔴 حداقل دستمزد؛ چرا دیگر کفاف زندگی را نمیدهد؟
♦️ هزینههای پنهان، زندگی کارگران را در سایه جنگ افروزی به مرز حذف رسانده است
رسانه حکومتی اقتصاد نیوز در تاریخ ۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ در گزارشی پیرامون حداقل دستمزد کارگران گزارشی را منتشر کرده است تحت عنوان «حداقل دستمزد چرا دیگر کفاف زندگی را نمی دهد؟». افزایش فشارهای اقتصادی در ایران، شکاف میان درآمد و هزینه را به سطحی بیسابقه رسانده است. در این میان، «حداقل دستمزد» که باید تضمینکننده حداقلهای معیشتی باشد، اکنون به معیاری برای سنجش بحران تبدیل شده است. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد که حتی زندگی در سادهترین شکل ممکن نیز دیگر با این درآمدها قابل مدیریت نیست.
بر اساس دادههای موجود، یک خانواده سهنفره با تکیه بر حداقل مزد و حداقل دریافتی بیمه بیکاری، در مجموع حدود ۴۴ میلیون تومان درآمد ماهانه دارد. این عدد در نگاه اول قابل توجه به نظر میرسد، اما با ورود به جزئیات هزینهها، عملاً کارایی خود را از دست میدهد. سهم مسکن از این درآمد بسیار سنگین است. طبق آمار رسمی، حدود ۴۰ درصد از هزینه خانوار به مسکن، آب، برق و گاز اختصاص دارد. این رقم معادل حدود ۱۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است که پیش از هر هزینه دیگری پرداخت میشود.
👈 اینجا بخوانید
♦️ هزینههای پنهان، زندگی کارگران را در سایه جنگ افروزی به مرز حذف رسانده است
رسانه حکومتی اقتصاد نیوز در تاریخ ۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ در گزارشی پیرامون حداقل دستمزد کارگران گزارشی را منتشر کرده است تحت عنوان «حداقل دستمزد چرا دیگر کفاف زندگی را نمی دهد؟». افزایش فشارهای اقتصادی در ایران، شکاف میان درآمد و هزینه را به سطحی بیسابقه رسانده است. در این میان، «حداقل دستمزد» که باید تضمینکننده حداقلهای معیشتی باشد، اکنون به معیاری برای سنجش بحران تبدیل شده است. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد که حتی زندگی در سادهترین شکل ممکن نیز دیگر با این درآمدها قابل مدیریت نیست.
بر اساس دادههای موجود، یک خانواده سهنفره با تکیه بر حداقل مزد و حداقل دریافتی بیمه بیکاری، در مجموع حدود ۴۴ میلیون تومان درآمد ماهانه دارد. این عدد در نگاه اول قابل توجه به نظر میرسد، اما با ورود به جزئیات هزینهها، عملاً کارایی خود را از دست میدهد. سهم مسکن از این درآمد بسیار سنگین است. طبق آمار رسمی، حدود ۴۰ درصد از هزینه خانوار به مسکن، آب، برق و گاز اختصاص دارد. این رقم معادل حدود ۱۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است که پیش از هر هزینه دیگری پرداخت میشود.
👈 اینجا بخوانید
ایران آزادی
حداقل دستمزد؛ چرا دیگر کفاف زندگی را نمیدهد؟ - ایران آزادی
رسانه حکومتی اقتصاد نیوز در تاریخ ۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ در گزارشی پیرامون حداقل دستمزد کارگران گزارشی را منتشر کرده است تحت عنوان «حداقل دستمزد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️▫️▫️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM