🔴 سعید پارسایی همسر #الهه_محمدی در توییتی نوشت؛ دیشب، مجددا از زندان قرچک به بازداشتگاه ۲۰۹ اوین منتقل شده است. هنوز از علت و چرایی این انتقال اطلاعی نداریم.
امروز روز ملاقات هفتگی با الهه در قرچک بود که امکانش را از دست دادیم.
چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۱
امروز روز ملاقات هفتگی با الهه در قرچک بود که امکانش را از دست دادیم.
چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۱
👍7❤3🔥1🙏1
🔴 بیش از ۲۰۰ نفر از روزنامهنگاران و خبرنگاران ساکن ایران، خواستار آزادی #الهه_محمدی و #نیلوفر_حامدی، دو روزنامهنگار بازداشتشده در جریان اعتراضات۱۴۰۱، شدند.
▫️▫️▫️
▫️▫️▫️
🔥5👍1
🔴 خانواده و جمعی از دوستان #نیلوفر_حامدی و #الهه_محمدی لحظه تحویل سال پشت دیوارهای زندان قرچک و در نزدیک ترین فاصله با عزیزانشان بودند ...
📡 @IranAzadie عضویت در کانال
📡 @IranAzadie عضویت در کانال
👍5🔥2❤1
🔴 پیام قدردانی #الهه_محمدی، #نیلوفر_حامدی و #سمانه_اصغری از حمایتهای مردم
سلام. شش ماه را گذراندیم. ما این سوی دیوارهای بلند زندان و شما همدلان و عزیزان، سوی دیگر. با این حال جوانههای سرانگشتانتان، امید را در دل ما زنده نگه داشت و گرمای دلتان، توان ادامه دادن را در زانوانمان. از شما بسیار آموختیم. شما که با مهربانی و حمایت بیدریغ، کنار ما، خانوادههایمان و دوستانمان بودید. در آغاز سال نو وظیفه خود میدانیم دستان پرمهرتان را بفشاریم و سپاسگزارتان باشیم. به امید روزهای روشنتر، کنار هم، در سال ۱۴۰۲.
این جنبش سر باز ایستادن ندارد، انقلاب خاموش شدنی نیست
📡 @IranAzadie عضویت در کانال
سلام. شش ماه را گذراندیم. ما این سوی دیوارهای بلند زندان و شما همدلان و عزیزان، سوی دیگر. با این حال جوانههای سرانگشتانتان، امید را در دل ما زنده نگه داشت و گرمای دلتان، توان ادامه دادن را در زانوانمان. از شما بسیار آموختیم. شما که با مهربانی و حمایت بیدریغ، کنار ما، خانوادههایمان و دوستانمان بودید. در آغاز سال نو وظیفه خود میدانیم دستان پرمهرتان را بفشاریم و سپاسگزارتان باشیم. به امید روزهای روشنتر، کنار هم، در سال ۱۴۰۲.
این جنبش سر باز ایستادن ندارد، انقلاب خاموش شدنی نیست
📡 @IranAzadie عضویت در کانال
👍8🔥2❤1🙏1
🔴 برگزاری دومین جلسهی دادگاه نیلوفر حامدی و الهه محمدی طی دو روز متوالی
جلسهی دوم دادگاه #نیلوفر_حامدی و #الهه_محمدی به ترتیب در تاریخ سوم و چهارم مردادماه به ریاست قاضی صلواتی برگزار خواهد شد.
طبق گزارشهای منتشر شده این دو روزنامهنگار محبوس امروز توانستند با وکلای خود دیدار کنند.
۳۰۰ روز از بازداشت الهه محمدی و نیلوفر حامدی میگذرد.
📡 @IranAzadie عضویت در کانال
جلسهی دوم دادگاه #نیلوفر_حامدی و #الهه_محمدی به ترتیب در تاریخ سوم و چهارم مردادماه به ریاست قاضی صلواتی برگزار خواهد شد.
طبق گزارشهای منتشر شده این دو روزنامهنگار محبوس امروز توانستند با وکلای خود دیدار کنند.
۳۰۰ روز از بازداشت الهه محمدی و نیلوفر حامدی میگذرد.
📡 @IranAzadie عضویت در کانال
🔥4
🔴 این روایت یکی از همبندیهای نیلوفر حامدی است که او را در زندان هنگامی که بیانیه مشترک اطلاعات و سپاه از صدا و سیمای جمهوریاسلامی پخش شد دیده است. در این روایت آمده که نیلوفر حتی باورش نمیشد که او را به چنین چیزهایی متهم کنند و دلیلش خیلی ساده است؛ چون او در یک روز کاری مانند روزهای دیگر در حال انجام وظیفهاش به عنوان یک روزنامهنگار بود که بازداشت شد
«من دقیقا وقتی به اتاق نیلوفر رفتم ۳۰ مهرماه بود و نیلوفر منتظر بود که نامه آزادیاش را بفرستند. میگفت ۱۵ روز اول هر روز با چشمبند میبردند برای بازجویی و ۱۵ روز بعد گاهی یکی درمیون یا دو روز در میون هم میشد. میگفت روزهای اول تا ۵ ساعت بازجویی میداده ولی خوشحال بود که بازجوها مطمئن شدند که نیلوفر عکس مربوط به ژینا را روی تخت بیمارستان را منتشر نکرده، میگفت خودشان هم از اینکه من اینجا هستم ناراحت هستند، آخرین روزی که بازجویی رفته بود یک خانم که همیشه همراه بازجوها بود و گفته بود کارشناس هست ازش خداحافظی کرده بود، نیلوفر ازش پرسیده بود: «چقدر دیگه میمونم؟» او گفته بود: «خیلی کم ما پرونده را برای دادگاه ارسال میکنیم و احتمالا با وثیقه آزاد بشی. اما تصمیم را قاضی میگیره.» حتی نیلوفر پرسیده بود آیا ممکنه که قاضی مثلا به من ۵ سال زندان بده؟ آن زن خندیده بود و گفته بود: «نه، مگر تو چه کار کردی؟» اما روزهای بعد هرچه نیلوفر منتظر شد خبری نشد و حتی چند بار درخواست دیدار با بازجو و کارشناس را داد اما آنها قبول نکردند. ۳۰ مهر اگر اشتباه نکنم تولدش بود، و شب دوستان با لیوان یکبار مصرف و حلوا شکری و یک کیک صبحانه کوچک برایش تولد گرفتن، دلش برای خانوادهاش تنگ شده بود. هفت آبان ماه بیانیه مشترک اطلاعات و سپاه پخش شد و ما با تلویزیون کوچکی که داشتیم، شنیدیم. نیلوفر شوک شده بود و تا مدتی نمیتونست حرف بزنه، بیش از هر چیزی اعتمادش از دست رفته بود، باورش نمیشد بهش دروغ گفتند. بعد از چند ساعت آمد کنار من و نظرم را پرسید، من بهش امیدواری دادم و گفتم با اتفاقاتی که پیش آمده اینها بین مردم و به ویژه هوادارنشان خیلی بیآبرو شدند. باید جوابی برای آنها داشته باشند و با این اتهامی که شما با برنامه قصد اغتشاشات و ناامنی داشتید، سعی میکنند سر و ته قضیه رو جور کنند. گفت: «بیشتر از حکم از اتهام جاسوسی و مرتبط با شبکههای جاسوسی بودن ناراحت هستم، من تمام عمرم را وقف ایران کرده بودم.» بعد از آن نیلوفر گفت: «دارم خودم را برای احکام سخت آماده میکنم و هیچوقت دروغ و نیرنگی رو که اطلاعات به کار برد فراموش نمیکنم.» یک شب یک مامور زن با یک بازداشتی درگیر شد که بعد فهمیدیم ویدا ربانی بوده، مامور بلند گفت: «ما آرزو داریم صندلی رو از زیر پای تک تک شما بکشیم» نیلوفر گفت: «اینها دقیقا آرزوشون در باره من هم همینه» اون شب ۲۰۹ شلوغ شد، نازیلا معروفی دچار حمله عصبی شده بود و بهش توجه نمیکردند، اون هم سرش محکم به زمین خورد، وقتی بچهها شروع به اعتراض و کوبیدن به در کردند، مجبور شدند رییس بازداشتگاه را بیارند بالا، پوران ناظمی را محرک معرفی کردند و بردند زیرزمین. نیلوفر به رییس گفت: «اینجا ماموران شما توهمهای خودشان را به عنوان اتهام معرفی میکنند، ما ۴۰ نفر با هم اعتراض کردیم.» مامور بهش گفت: «ساکت باش، تو حالا حالاها مهمان ما هستی.» یک روز نیلوفر گفت: «بازجوها حتی درباره لحظاتی که من در ترکیه در یک هتل بودم پرسیدند، دلیل انتخاب همسرم و سعی میکردند همسر و مادرم را هم به پرونده وارد کنند. به نیلوفر گفته بودند که خیلیها در خارج سعی دارند اخبار را طوری به مردم بگویند که تو را فقط به خاطر یک عکس بازداشت کردیم، اما نگهداری تو اینجا به نفع خودت هم هست، یعنی مردم بیرون از اینجا عصبانی هستند و ممکنه به تو آسیب بزنند.» روزی که تمدید ابلاغ بازداشت موقت را برایش آوردند گفت: «یکی از بازجوها تمام افکار خانوادهام رو حتی اینکه برادرم بچه نداره را میدانسته و گفته ما تکتک خبرنگارها را همیشه کنترل میکنیم.» نیلوفر تا آخرین روزی که من از او جدا شم باور نمیکرد اینقدر بهش سخت بگیرند و تصور میکرد با وثیقه تا دادگاه آزاد میشه. وقتی نازیلا معروفیان آزاد شد گفت: «اونجا بازجوها میگفتند من زودتر میرم، گفتند الهه سقز بوده ولی تو کاری نکردی، نگران الهه بود و میگفت چند روز اول هر روز ۴ - ۵ ساعت سعی میکردند که اثبات کنند من و الهه پروژههایی را در ایران دنبال میکردیم. حتی درباره اتفاقات ترکیه و اعتراضات زنان ما را به همکاری با یکی از خبرنگاران زن آنجا متهم کردند
میگفت: «دنبال رد پولی که من با خودم بردم و خرج کردم بوده، رستورانی که شام خوردیم و حتی در مسابقه دو که شرکت کردم، بازجو میپرسید اینها پوششی برای اقدامات دیگه نبوده؟»
#نیلوفر_حامدی و #الهه_محمدی دو خبرنگار بازداشتی از سوی اطلاعات
«من دقیقا وقتی به اتاق نیلوفر رفتم ۳۰ مهرماه بود و نیلوفر منتظر بود که نامه آزادیاش را بفرستند. میگفت ۱۵ روز اول هر روز با چشمبند میبردند برای بازجویی و ۱۵ روز بعد گاهی یکی درمیون یا دو روز در میون هم میشد. میگفت روزهای اول تا ۵ ساعت بازجویی میداده ولی خوشحال بود که بازجوها مطمئن شدند که نیلوفر عکس مربوط به ژینا را روی تخت بیمارستان را منتشر نکرده، میگفت خودشان هم از اینکه من اینجا هستم ناراحت هستند، آخرین روزی که بازجویی رفته بود یک خانم که همیشه همراه بازجوها بود و گفته بود کارشناس هست ازش خداحافظی کرده بود، نیلوفر ازش پرسیده بود: «چقدر دیگه میمونم؟» او گفته بود: «خیلی کم ما پرونده را برای دادگاه ارسال میکنیم و احتمالا با وثیقه آزاد بشی. اما تصمیم را قاضی میگیره.» حتی نیلوفر پرسیده بود آیا ممکنه که قاضی مثلا به من ۵ سال زندان بده؟ آن زن خندیده بود و گفته بود: «نه، مگر تو چه کار کردی؟» اما روزهای بعد هرچه نیلوفر منتظر شد خبری نشد و حتی چند بار درخواست دیدار با بازجو و کارشناس را داد اما آنها قبول نکردند. ۳۰ مهر اگر اشتباه نکنم تولدش بود، و شب دوستان با لیوان یکبار مصرف و حلوا شکری و یک کیک صبحانه کوچک برایش تولد گرفتن، دلش برای خانوادهاش تنگ شده بود. هفت آبان ماه بیانیه مشترک اطلاعات و سپاه پخش شد و ما با تلویزیون کوچکی که داشتیم، شنیدیم. نیلوفر شوک شده بود و تا مدتی نمیتونست حرف بزنه، بیش از هر چیزی اعتمادش از دست رفته بود، باورش نمیشد بهش دروغ گفتند. بعد از چند ساعت آمد کنار من و نظرم را پرسید، من بهش امیدواری دادم و گفتم با اتفاقاتی که پیش آمده اینها بین مردم و به ویژه هوادارنشان خیلی بیآبرو شدند. باید جوابی برای آنها داشته باشند و با این اتهامی که شما با برنامه قصد اغتشاشات و ناامنی داشتید، سعی میکنند سر و ته قضیه رو جور کنند. گفت: «بیشتر از حکم از اتهام جاسوسی و مرتبط با شبکههای جاسوسی بودن ناراحت هستم، من تمام عمرم را وقف ایران کرده بودم.» بعد از آن نیلوفر گفت: «دارم خودم را برای احکام سخت آماده میکنم و هیچوقت دروغ و نیرنگی رو که اطلاعات به کار برد فراموش نمیکنم.» یک شب یک مامور زن با یک بازداشتی درگیر شد که بعد فهمیدیم ویدا ربانی بوده، مامور بلند گفت: «ما آرزو داریم صندلی رو از زیر پای تک تک شما بکشیم» نیلوفر گفت: «اینها دقیقا آرزوشون در باره من هم همینه» اون شب ۲۰۹ شلوغ شد، نازیلا معروفی دچار حمله عصبی شده بود و بهش توجه نمیکردند، اون هم سرش محکم به زمین خورد، وقتی بچهها شروع به اعتراض و کوبیدن به در کردند، مجبور شدند رییس بازداشتگاه را بیارند بالا، پوران ناظمی را محرک معرفی کردند و بردند زیرزمین. نیلوفر به رییس گفت: «اینجا ماموران شما توهمهای خودشان را به عنوان اتهام معرفی میکنند، ما ۴۰ نفر با هم اعتراض کردیم.» مامور بهش گفت: «ساکت باش، تو حالا حالاها مهمان ما هستی.» یک روز نیلوفر گفت: «بازجوها حتی درباره لحظاتی که من در ترکیه در یک هتل بودم پرسیدند، دلیل انتخاب همسرم و سعی میکردند همسر و مادرم را هم به پرونده وارد کنند. به نیلوفر گفته بودند که خیلیها در خارج سعی دارند اخبار را طوری به مردم بگویند که تو را فقط به خاطر یک عکس بازداشت کردیم، اما نگهداری تو اینجا به نفع خودت هم هست، یعنی مردم بیرون از اینجا عصبانی هستند و ممکنه به تو آسیب بزنند.» روزی که تمدید ابلاغ بازداشت موقت را برایش آوردند گفت: «یکی از بازجوها تمام افکار خانوادهام رو حتی اینکه برادرم بچه نداره را میدانسته و گفته ما تکتک خبرنگارها را همیشه کنترل میکنیم.» نیلوفر تا آخرین روزی که من از او جدا شم باور نمیکرد اینقدر بهش سخت بگیرند و تصور میکرد با وثیقه تا دادگاه آزاد میشه. وقتی نازیلا معروفیان آزاد شد گفت: «اونجا بازجوها میگفتند من زودتر میرم، گفتند الهه سقز بوده ولی تو کاری نکردی، نگران الهه بود و میگفت چند روز اول هر روز ۴ - ۵ ساعت سعی میکردند که اثبات کنند من و الهه پروژههایی را در ایران دنبال میکردیم. حتی درباره اتفاقات ترکیه و اعتراضات زنان ما را به همکاری با یکی از خبرنگاران زن آنجا متهم کردند
میگفت: «دنبال رد پولی که من با خودم بردم و خرج کردم بوده، رستورانی که شام خوردیم و حتی در مسابقه دو که شرکت کردم، بازجو میپرسید اینها پوششی برای اقدامات دیگه نبوده؟»
#نیلوفر_حامدی و #الهه_محمدی دو خبرنگار بازداشتی از سوی اطلاعات
👍4🔥2
🔴 عفو بینالملل در بیانیهای با اشاره به این که روزنامهنگاری جرم نیست به صدور احکام سنگین برای #نیلوفر_حامدی و #الهه_محمدی اعتراض کرده و خواهان آزادی فوری این دو روزنامهنگار زندانی شده است.
▫️▫️▫️
▫️▫️▫️
🔥7
🔴 نصب پوستر اعتراضی
دانشجویان دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی اقدام به انتشار پوستری در دانشکده خود کردند که در آن به مسئله سرکوب #زاهدان
، وضعیت #آرمیتا_گراوند و حکم ناعادلانه خبرنگاران #نیلوفر_حامدی و #الهه_محمدی پرداخته شده است.
▫️▫️▫️
دانشجویان دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی اقدام به انتشار پوستری در دانشکده خود کردند که در آن به مسئله سرکوب #زاهدان
، وضعیت #آرمیتا_گراوند و حکم ناعادلانه خبرنگاران #نیلوفر_حامدی و #الهه_محمدی پرداخته شده است.
▫️▫️▫️
🔥5👍1
🔴 امجد امینی، پدر #مهسا_امینی، روز پنجشنبه سوم آبانماه در قالب یک استوری در صفحه اینستاگرام خود برای #نیلوفر_حامدی و #الهه_محمدی، دو خبرنگار شناختهشده که گزارشهایی درباره قتل حکومتی مهسا ژینا امینی تهیه کرده بودند، نوشت: «شما با قلم خود حقیقتی را که میخواستند کتمان شود فریاد زدید و صدای مهسا (ژینا)ی بیصدای ما شدید».
آقای امینی در این استوری اینستاگرامی خود ضمن ستایش «شجاعت» این دو روزنامهنگار به اهمیت «فریاد زدن حقیقت و عدالت» اشاره میکند و تأکید میکند که تلاشهای این دو در راستای آشکارسازی حقیقت، هرگز فراموش نخواهد شد.
احضار نیلوفر حامدی و الهه محمدی، برای گذراندن حکم پنجساله حبس در زندان اوین، واکنشهای گستردهای را در فضای مجازی فارسیزبان برانگیخته است.
این دو خبرنگار که در پی پوشش خبر جانباختن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد و خاکسپاری او در شهریور۱۴۰۱، بازداشت شده بودند، اکنون با موجی از حمایتها و درخواستهای آزادی روبرو هستند.
📡 @IranAzadie
آقای امینی در این استوری اینستاگرامی خود ضمن ستایش «شجاعت» این دو روزنامهنگار به اهمیت «فریاد زدن حقیقت و عدالت» اشاره میکند و تأکید میکند که تلاشهای این دو در راستای آشکارسازی حقیقت، هرگز فراموش نخواهد شد.
احضار نیلوفر حامدی و الهه محمدی، برای گذراندن حکم پنجساله حبس در زندان اوین، واکنشهای گستردهای را در فضای مجازی فارسیزبان برانگیخته است.
این دو خبرنگار که در پی پوشش خبر جانباختن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد و خاکسپاری او در شهریور۱۴۰۱، بازداشت شده بودند، اکنون با موجی از حمایتها و درخواستهای آزادی روبرو هستند.
📡 @IranAzadie
▫️ به گزارش شبکه ورزش سه، پژمان جمشیدی ایران را به مقصد استانبول ترک کرد؛ همزمان با گزارش افشاگرانه #الهه_محمدی و گفتوگو با شاکی پرونده او.
شبکه ورزش سه امروز خبر داد که «پژمان جمشیدی، بازیگر و بازیکن سابق تیم ملی، تهران را به مقصد استانبول ترک کرده است».
منابع رسانهای دلیل این سفر ناگهانی را گزارش تازه الهه محمدی و گفتوگوی او با شاکی پرونده جمشیدی عنوان کردهاند.
این خبر موجی از واکنشها را درباره شبکه نفوذ و مصونیت سلبریتیهای وابسته به قدرت برانگیخته است؛ چهرههایی که با حمایت نهادهای حکومتی، از پول عمومی تغذیه میشوند و در زمان افشاگری، خاک کشور را ترک میکنند. خروج ناگهانی جمشیدی نشانه دیگری از پیوند میان فساد نهادینه حکومتی و چهرههای فرهنگی وابسته به آن است.
📡 @IranAzadie
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤔2❤1