Forwarded from نسخه بدون نام
سلام بعد از خیلی وقت
چرا سیگنال ها برای شما کار نمیکنند
امروز یک بحثی را شنیدم جایی در مورد اینکه اگر قیمت بیتکوین فلان رفتار را نشون داد ما هم فلان کار را بکنیم.
بخریم بفروشیم آماده استاپ خوردن باشیم یا سیو سود
اما اون چیزی که معمولا گفته نمیشه و باعث میشه یک نسخه هرچند حساب شده و هرچند مبتنی بر شواهد برای همه یک جور کار نکنه چیه؟
فرض کنیم فردی که نسخه میده هم دانش کافی داشته یعنی بازار را مطالعه کرده و زیر و زبرش را تجربه کرده یک مدلی ساخته که درصد موفقیت قابل قبولی ارائه داده و الان یک نظری میده که مثلاً در صورت مشاهده فلان ریزش یا صعود یا تغییر فلان شاخص اقتصاد کلان یا آن چین وقت خریده.
اما با کدام پول؟ با پولی اضافه امون؟ با پولی که قرار بود ماشین بخریم؟ با پولی که بهمون ارث رسیده و میخواستیم بعد از سالها اجازه نشینی خونه بخریم؟ پول قرض کنیم؟
هرکدام از این ها داستانش فرق میکنه و این ها را سیگنال دهنده هرچند خیرخواه و دانشمند از قلم میندازه چون حالت شخصی سازی شده شما را نمیدونه و به عبارتی مشاور سرمایهگذاری حرفه ای نیست.
ممکنه هرکدام از حالت های بالا مثلاً خرید با قرض خرید از پول ارث یا خرید بجای خونه در حالت خاصی مناسب شخصی باشند و در حالت دیگه ای فردی را به خاک سیاه بنشونند چون حتی اگر این مورد هم مشابه باشند دید فرد به آینده صبر و ذهنیت متفاوت براشون آینده ای یکسان را رقم نخواهد زد.
همه اینها و بیشتر از اینها باعث میشه غالبا گرفتن یک سیگنال هرچند که در اون عوامل اصطلاحا تکنیکال فراوانی در نظر گرفته شده باشه راهی غلط برای معامله هرچیزی از جمله بیتکوین باشه.
پس هر بار که بازار تکون میخوره دنبال این نباشید که حاج حمید و اوس موسی بعد از ده ماه خونه نشینی یا دکتر اسمیت و مایکل از تو تلگرام سر در بیارن و سیگنال پولدار شدن شما کف دستتون بگذارند.
چرا سیگنال ها برای شما کار نمیکنند
امروز یک بحثی را شنیدم جایی در مورد اینکه اگر قیمت بیتکوین فلان رفتار را نشون داد ما هم فلان کار را بکنیم.
بخریم بفروشیم آماده استاپ خوردن باشیم یا سیو سود
اما اون چیزی که معمولا گفته نمیشه و باعث میشه یک نسخه هرچند حساب شده و هرچند مبتنی بر شواهد برای همه یک جور کار نکنه چیه؟
فرض کنیم فردی که نسخه میده هم دانش کافی داشته یعنی بازار را مطالعه کرده و زیر و زبرش را تجربه کرده یک مدلی ساخته که درصد موفقیت قابل قبولی ارائه داده و الان یک نظری میده که مثلاً در صورت مشاهده فلان ریزش یا صعود یا تغییر فلان شاخص اقتصاد کلان یا آن چین وقت خریده.
اما با کدام پول؟ با پولی اضافه امون؟ با پولی که قرار بود ماشین بخریم؟ با پولی که بهمون ارث رسیده و میخواستیم بعد از سالها اجازه نشینی خونه بخریم؟ پول قرض کنیم؟
هرکدام از این ها داستانش فرق میکنه و این ها را سیگنال دهنده هرچند خیرخواه و دانشمند از قلم میندازه چون حالت شخصی سازی شده شما را نمیدونه و به عبارتی مشاور سرمایهگذاری حرفه ای نیست.
ممکنه هرکدام از حالت های بالا مثلاً خرید با قرض خرید از پول ارث یا خرید بجای خونه در حالت خاصی مناسب شخصی باشند و در حالت دیگه ای فردی را به خاک سیاه بنشونند چون حتی اگر این مورد هم مشابه باشند دید فرد به آینده صبر و ذهنیت متفاوت براشون آینده ای یکسان را رقم نخواهد زد.
همه اینها و بیشتر از اینها باعث میشه غالبا گرفتن یک سیگنال هرچند که در اون عوامل اصطلاحا تکنیکال فراوانی در نظر گرفته شده باشه راهی غلط برای معامله هرچیزی از جمله بیتکوین باشه.
پس هر بار که بازار تکون میخوره دنبال این نباشید که حاج حمید و اوس موسی بعد از ده ماه خونه نشینی یا دکتر اسمیت و مایکل از تو تلگرام سر در بیارن و سیگنال پولدار شدن شما کف دستتون بگذارند.
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیلی وقتها ندونستن یه انتخابه، نه یه اتفاق!
تو این پست سراغ یکی از عجیبترین باگهایِ سیستمِ شناختی مغز رفتیم: جهل خودخواسته. چرا وقتی میدونیم سودِ ما تو یک معامله یا سیستم ممکنه به ضرر یکی دیگه تموم بشه، ترجیح میدیم چشمامون رو ببندیم و هیچ سوالی نپرسیم؟
اقتصاد رفتاری نشون میده که ما این کار رو میکنیم تا هم منافعمون رو حفظ کنیم، و هم بتونیم وجدانمون رو با این جمله فریب بدیم: من که خبر نداشتم!
به نظرتون تو جامعهی امروز ما، کجاها داریم این دکمهی ندونستن رو آگاهانه انتخاب میکنیم؟
منبع:
Jason Dana, Roberto A. Weber, Jason Xi Kuang (2007)
"Exploiting moral wiggle room: experiments demonstrating an illusory preference for fairness"
#اقتصاد_رفتاری #روانشناسی #علوم_شناختی #تصمیم_گیری
🔗 syra.magazine
〽️ @irancoin
تو این پست سراغ یکی از عجیبترین باگهایِ سیستمِ شناختی مغز رفتیم: جهل خودخواسته. چرا وقتی میدونیم سودِ ما تو یک معامله یا سیستم ممکنه به ضرر یکی دیگه تموم بشه، ترجیح میدیم چشمامون رو ببندیم و هیچ سوالی نپرسیم؟
اقتصاد رفتاری نشون میده که ما این کار رو میکنیم تا هم منافعمون رو حفظ کنیم، و هم بتونیم وجدانمون رو با این جمله فریب بدیم: من که خبر نداشتم!
به نظرتون تو جامعهی امروز ما، کجاها داریم این دکمهی ندونستن رو آگاهانه انتخاب میکنیم؟
منبع:
Jason Dana, Roberto A. Weber, Jason Xi Kuang (2007)
"Exploiting moral wiggle room: experiments demonstrating an illusory preference for fairness"
#اقتصاد_رفتاری #روانشناسی #علوم_شناختی #تصمیم_گیری
🔗 syra.magazine
〽️ @irancoin
❤7
Forwarded from AUSTRO LIBERTARIAN (M S)
ما بهطرزی خطرناک به «دولتِ قیممآب» نزدیک شده بودیم؛ به جامعهای که در آن درآمد شما ــ و در نتیجه سطح زندگیتان ــ نه حاصل دوراندیشی یا کوشش، بلکه نتیجهٔ خواستههای گروههای فشار یا بخششهای دولت است.
دولتِ قیممآب، دولتی متکبر است. فرض میکند میتواند پول شما را بهتر از خودتان خرج کند؛ بااینحال، در وهلهٔ نخست از شما انتظار دارد برای تأمین همان پول کار کنید.
دولتِ قیممآب، دولتی فقیرکننده است. بهجای تمرکز بر آفرینش ثروت و فعالیتهای کارآفرینانه، بر سیاست تمرکز میکند. دولتها، اتحادیههای کارگری و رهبران صنعتی وقت خود را صرف مشاجره بر سر چگونگی تخصیص منابع میکنند، نه ایجاد آن منابع. مردم درمییابند که دستکاریکردن نظام، از کار صادقانه سود بیشتری دارد. این وضعیت به پرداختِ بیشتر و تولیدِ کمتر میانجامد. و هنگامی که هزینههای دولت از تولید پیشی بگیرد، نتیجه کاهش سطح زندگی خواهد بود.
دولتِ قیممآب مردم را از کرامت محروم میکند. هزینهکرد دولت و تورم، آنچه را مردم برای خود به دست آوردهاند از میان میبرد. این دولت، پاداش و مسئولیت را از اکثریتی دریغ میکند که میخواهند سخت کار کنند و از خانوادههایشان مراقبت کنند. هیچ فضیلت اخلاقیای در این نیست که توان پسانداز یک فرد را با مالیات بگیرید و در عوض، کمکهزینهای دولتی به او بدهید. اگر حقِ مسئولیتپذیری را از مردم بگیرید، در عمل بهجای تقویت خانواده، بنیاد آن را سست میکنید.
اما تراژدی واقعی دولتِ قیممآب این است که ابزارِ لازم برای دلسوزی را ندارد. نمیتواند از نیازمندترین افراد مراقبت کند. نمیتواند آن میزان ثروتی را ایجاد کند که برای کسانی که واقعاً قادر به تأمین زندگی خود نیستند، سطح زندگی شایستهای فراهم آورد.
مارگارت تاچر؛ سخنرانی در کنفرانس زنان محافظهکار (۱۹۸۰)
@austro_libertarian
دولتِ قیممآب، دولتی متکبر است. فرض میکند میتواند پول شما را بهتر از خودتان خرج کند؛ بااینحال، در وهلهٔ نخست از شما انتظار دارد برای تأمین همان پول کار کنید.
دولتِ قیممآب، دولتی فقیرکننده است. بهجای تمرکز بر آفرینش ثروت و فعالیتهای کارآفرینانه، بر سیاست تمرکز میکند. دولتها، اتحادیههای کارگری و رهبران صنعتی وقت خود را صرف مشاجره بر سر چگونگی تخصیص منابع میکنند، نه ایجاد آن منابع. مردم درمییابند که دستکاریکردن نظام، از کار صادقانه سود بیشتری دارد. این وضعیت به پرداختِ بیشتر و تولیدِ کمتر میانجامد. و هنگامی که هزینههای دولت از تولید پیشی بگیرد، نتیجه کاهش سطح زندگی خواهد بود.
دولتِ قیممآب مردم را از کرامت محروم میکند. هزینهکرد دولت و تورم، آنچه را مردم برای خود به دست آوردهاند از میان میبرد. این دولت، پاداش و مسئولیت را از اکثریتی دریغ میکند که میخواهند سخت کار کنند و از خانوادههایشان مراقبت کنند. هیچ فضیلت اخلاقیای در این نیست که توان پسانداز یک فرد را با مالیات بگیرید و در عوض، کمکهزینهای دولتی به او بدهید. اگر حقِ مسئولیتپذیری را از مردم بگیرید، در عمل بهجای تقویت خانواده، بنیاد آن را سست میکنید.
اما تراژدی واقعی دولتِ قیممآب این است که ابزارِ لازم برای دلسوزی را ندارد. نمیتواند از نیازمندترین افراد مراقبت کند. نمیتواند آن میزان ثروتی را ایجاد کند که برای کسانی که واقعاً قادر به تأمین زندگی خود نیستند، سطح زندگی شایستهای فراهم آورد.
مارگارت تاچر؛ سخنرانی در کنفرانس زنان محافظهکار (۱۹۸۰)
@austro_libertarian
👍2❤1