Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
امین قضایی، جامعهشناس ساکن آمستردام، در این گفتوگو معتقد است که در ساختار سرکوبگر جمهوری اسلامی، شورش، حمله یا آتشزدن نهادهای حکومتی و بسیاری از کنشهای مدنی با سرکوب مواجه میشوند و در نهایت به نتیجه مطلوب نمیرسند.
نازیلا گلستان، کنشگر سیاسی از ایران هم آوا، اما از زاویهای متفاوت به مسئله گذار نگاه میکند:
« گذار خشونتپرهیز به معنای انفعال نیست؛ همانطور که به معنای شورش مسلحانه، انتقام یا جایگزینکردن یک خشونت با خشونتی دیگر نیز نیست.
گذار خشونتپرهیز یعنی قدرت کنش جمعی شهروندان؛ نافرمانی مدنی، اعتصاب، اعتراض، همبستگی اجتماعی و همآوایی گروههای مختلف جامعه، بدون توسل به سلاح.
ما بخشی از این ظرفیت را در جنبش «زن، زندگی، آزادی» تجربه کردیم؛ جایی که شهروندانی با پیشینهها، نسلها و مطالبات متفاوت، حول یک خواست مشترک در کنار یکدیگر قرار گرفتند و دستاورد بزرگی را به جای گذاشتند.
تجربه هند، آفریقای جنوبی، چکسلواکی و لهستان نیز ــ با وجود تفاوتهای تاریخی و حتی وجود مقاطعی از خشونت ــ نشان داده است که **مقاومت مدنی و کنش خشونتپرهیز میتواند نقشی تعیینکننده در تضعیف و گذار از نظامهای اقتدارگرا داشته باشد.
پرسش اصلی اینجاست:
اگر حکومت هر اعتراض و کنش مدنی را سرکوب میکند، آیا پاسخ جامعه باید رفتن به سوی خشونت باشد؟
یا باید شیوههای مؤثرتر، گستردهتر و سازمانیافتهتری از مقاومت مدنی را ساخت؟
خشونتپرهیزی، تسلیمشدن نیست؛ یک استراتژی سیاسی برای تغییر است.
و اگر مقصد ما دموکراسی است، باید پرسید تا چه اندازه میتوان آن را با ابزارهایی ساخت که خود، منطق خشونت را بازتولید میکنند.
#هم_آوا برای ایران
امین قضایی، جامعهشناس ساکن آمستردام، در این گفتوگو معتقد است که در ساختار سرکوبگر جمهوری اسلامی، شورش، حمله یا آتشزدن نهادهای حکومتی و بسیاری از کنشهای مدنی با سرکوب مواجه میشوند و در نهایت به نتیجه مطلوب نمیرسند.
نازیلا گلستان، کنشگر سیاسی از ایران هم آوا، اما از زاویهای متفاوت به مسئله گذار نگاه میکند:
« گذار خشونتپرهیز به معنای انفعال نیست؛ همانطور که به معنای شورش مسلحانه، انتقام یا جایگزینکردن یک خشونت با خشونتی دیگر نیز نیست.
گذار خشونتپرهیز یعنی قدرت کنش جمعی شهروندان؛ نافرمانی مدنی، اعتصاب، اعتراض، همبستگی اجتماعی و همآوایی گروههای مختلف جامعه، بدون توسل به سلاح.
ما بخشی از این ظرفیت را در جنبش «زن، زندگی، آزادی» تجربه کردیم؛ جایی که شهروندانی با پیشینهها، نسلها و مطالبات متفاوت، حول یک خواست مشترک در کنار یکدیگر قرار گرفتند و دستاورد بزرگی را به جای گذاشتند.
تجربه هند، آفریقای جنوبی، چکسلواکی و لهستان نیز ــ با وجود تفاوتهای تاریخی و حتی وجود مقاطعی از خشونت ــ نشان داده است که **مقاومت مدنی و کنش خشونتپرهیز میتواند نقشی تعیینکننده در تضعیف و گذار از نظامهای اقتدارگرا داشته باشد.
پرسش اصلی اینجاست:
اگر حکومت هر اعتراض و کنش مدنی را سرکوب میکند، آیا پاسخ جامعه باید رفتن به سوی خشونت باشد؟
یا باید شیوههای مؤثرتر، گستردهتر و سازمانیافتهتری از مقاومت مدنی را ساخت؟
خشونتپرهیزی، تسلیمشدن نیست؛ یک استراتژی سیاسی برای تغییر است.
و اگر مقصد ما دموکراسی است، باید پرسید تا چه اندازه میتوان آن را با ابزارهایی ساخت که خود، منطق خشونت را بازتولید میکنند.
#هم_آوا برای ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
در بخش بعدی این گفتوگو، امین قضایی راه سرنگونی جمهوری اسلامی را در مداخله زمینی نیروهای آمریکایی و اسرائیلی و «آزادسازی» بخشهایی از استانهای ایران میبیند.
در برابر، نازیلا گلستان، قویا هشدار میدهد:
آزادی ایران را نمیتوان با اشغال خاک ایران آغاز کرد.
ورود ارتشهای خارجی، مسلحکردن گروههای داخلی و خارجکردن بخشهایی از سرزمین ایران از کنترل حاکمیت مرکزی، تنها یک «روش برای سرنگونی جمهوری اسلامی» نیست؛ چنین سناریویی میتواند ایران را به سوی جنگ داخلی، درگیریهای قومی، تجزیه سرزمینی و تبدیلشدن کشور به میدان رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی سوق دهد.
این نگرانی صرفاً نظری نیست. در جریان جنگ، گزارشهایی درباره حمایت اسرائیل از برنامه برخی گروههای مسلح کرد ایرانی برای تصرف مناطق مرزی ایران منتشر شده است.
به همین دلیل باید سیاست ایرانِ دولت نتانیاهو را نیز با دقت و بدون سادهانگاری بررسی کرد.
نتانیاهو بارها مستقیماً مردم ایران را به تغییر حکومت فراخوانده است؛ اما پرسش اساسی این است که پس از تضعیف حکومت مرکزی، چه طرحی برای تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و آینده ایران وجود دارد؟
در همین حال، حضور جریان راست افراطی اسرائیل و چهرههایی چون ایتامار بنگویر در ساختار قدرت نیز نمیتواند از این بحث جدا باشد. جریانی که سیاست آن بر گسترش منطق قدرت نظامی، ملیگرایی افراطی و راهحلهای مبتنی بر زور استوار است، نمیتواند بدون نقد و پرسشگری به عنوان طراح «آزادی ایران» پذیرفته شود.
مخالفت ما با جمهوری اسلامی نباید باعث شود میان منافع مردم ایران و منافع دولتهای خارجی تفاوت نگذاریم.
همانگونه که جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران نیست، دولت نتانیاهو و جریان بنگویر نیز نماینده تمام جامعه اسرائیل نیستند.
ما با مردم اسرائیل دشمنی نداریم؛ نقد ما متوجه سیاستی است که میتواند جنگ را گسترش دهد و آینده ملتهای منطقه را قربانی اهداف ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک کند.
نازیلا گلستان تأکید میکند:
گذار از جمهوری اسلامی باید به دست مردم ایران، در داخل ایران و با حفظ تمامیت ارضی کشور صورت گیرد؛ نه با ساختن ارتشهای نیابتی، نه با تجزیه استانهای ایران و نه با تبدیل ایران به میدان جنگ قدرتهای خارجی.
جمهوری اسلامی باید جای خود را به نظمی دموکراتیک و لاییک بدهد؛
اما بدون هیچ چون و چرایی، ایران باید بماند.
آزادی ایران نباید به قیمت از دسترفتن ایران تمام شود.
#هم_آوا برای ایران
@farsivoa @nazilagolestan
در بخش بعدی این گفتوگو، امین قضایی راه سرنگونی جمهوری اسلامی را در مداخله زمینی نیروهای آمریکایی و اسرائیلی و «آزادسازی» بخشهایی از استانهای ایران میبیند.
در برابر، نازیلا گلستان، قویا هشدار میدهد:
آزادی ایران را نمیتوان با اشغال خاک ایران آغاز کرد.
ورود ارتشهای خارجی، مسلحکردن گروههای داخلی و خارجکردن بخشهایی از سرزمین ایران از کنترل حاکمیت مرکزی، تنها یک «روش برای سرنگونی جمهوری اسلامی» نیست؛ چنین سناریویی میتواند ایران را به سوی جنگ داخلی، درگیریهای قومی، تجزیه سرزمینی و تبدیلشدن کشور به میدان رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی سوق دهد.
این نگرانی صرفاً نظری نیست. در جریان جنگ، گزارشهایی درباره حمایت اسرائیل از برنامه برخی گروههای مسلح کرد ایرانی برای تصرف مناطق مرزی ایران منتشر شده است.
به همین دلیل باید سیاست ایرانِ دولت نتانیاهو را نیز با دقت و بدون سادهانگاری بررسی کرد.
نتانیاهو بارها مستقیماً مردم ایران را به تغییر حکومت فراخوانده است؛ اما پرسش اساسی این است که پس از تضعیف حکومت مرکزی، چه طرحی برای تمامیت ارضی، حاکمیت ملی و آینده ایران وجود دارد؟
در همین حال، حضور جریان راست افراطی اسرائیل و چهرههایی چون ایتامار بنگویر در ساختار قدرت نیز نمیتواند از این بحث جدا باشد. جریانی که سیاست آن بر گسترش منطق قدرت نظامی، ملیگرایی افراطی و راهحلهای مبتنی بر زور استوار است، نمیتواند بدون نقد و پرسشگری به عنوان طراح «آزادی ایران» پذیرفته شود.
مخالفت ما با جمهوری اسلامی نباید باعث شود میان منافع مردم ایران و منافع دولتهای خارجی تفاوت نگذاریم.
همانگونه که جمهوری اسلامی نماینده مردم ایران نیست، دولت نتانیاهو و جریان بنگویر نیز نماینده تمام جامعه اسرائیل نیستند.
ما با مردم اسرائیل دشمنی نداریم؛ نقد ما متوجه سیاستی است که میتواند جنگ را گسترش دهد و آینده ملتهای منطقه را قربانی اهداف ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک کند.
نازیلا گلستان تأکید میکند:
گذار از جمهوری اسلامی باید به دست مردم ایران، در داخل ایران و با حفظ تمامیت ارضی کشور صورت گیرد؛ نه با ساختن ارتشهای نیابتی، نه با تجزیه استانهای ایران و نه با تبدیل ایران به میدان جنگ قدرتهای خارجی.
جمهوری اسلامی باید جای خود را به نظمی دموکراتیک و لاییک بدهد؛
اما بدون هیچ چون و چرایی، ایران باید بماند.
آزادی ایران نباید به قیمت از دسترفتن ایران تمام شود.
#هم_آوا برای ایران
@farsivoa @nazilagolestan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
در این بخش از گفتوگو، امین قضایی بار دیگر بر حمله نظامی به ایران و جداسازی بخشهایی از کشور تأکید میکند و آن را تنها راه سرنگونی جمهوری اسلامی میداند.
در برابر، نازیلا گلستان شفاف و بدون تعارف میگوید:
«من مخالف جنگ و هرگونه حمله نظامی به ایران هستم.»
از نظر او، مسئله امروز فقط «سرنگونی جمهوری اسلامی» نیست؛ مسئله این است که این گذار چگونه، با چه ابزاری و با چه پیامدی برای ایران صورت میگیرد.
نازیلا گلستان بر این باور است که روند فروپاشی ساختار ولایت فقیه و گذار از آن، باید از درون جامعه ایران شکل بگیرد؛ با یک آلترناتیو دموکراتیک، سکولار و ملی که بتواند از دل جامعه ایران برخیزد، نه از طریق جنگ، اشغال، تجزیه سرزمینی یا تحمیل یک پروژه سیاسی از خارج.
او تأکید میکند:
آینده ایران باید توسط مردم ایران ساخته شود.
نه با حمله ارتشهای خارجی،
نه با مسلحکردن گروهها،
نه با تقسیم ایران به مناطق نفوذ،
و نه با ساختن یک «دولت کاغذی» در خارج از کشور.
گذار واقعی زمانی آغاز میشود که ساختار ولایت فقیه قدرت تعیینکنندگی خود را از دست بدهد و نیرویی دموکراتیک و سکولار در داخل ایران بتواند نمایندگی یک اراده ملی را بر عهده بگیرد.
جمهوری اسلامی باید پایان یابد؛ اما نه به بهای جنگ، ویرانی یا تجزیه ایران.
آزادی ایران باید با حفظ و پاسداشت ایران همراه باشد.
#هم_آوا برای ایران
@voafarsi @nazilagolestan
در این بخش از گفتوگو، امین قضایی بار دیگر بر حمله نظامی به ایران و جداسازی بخشهایی از کشور تأکید میکند و آن را تنها راه سرنگونی جمهوری اسلامی میداند.
در برابر، نازیلا گلستان شفاف و بدون تعارف میگوید:
«من مخالف جنگ و هرگونه حمله نظامی به ایران هستم.»
از نظر او، مسئله امروز فقط «سرنگونی جمهوری اسلامی» نیست؛ مسئله این است که این گذار چگونه، با چه ابزاری و با چه پیامدی برای ایران صورت میگیرد.
نازیلا گلستان بر این باور است که روند فروپاشی ساختار ولایت فقیه و گذار از آن، باید از درون جامعه ایران شکل بگیرد؛ با یک آلترناتیو دموکراتیک، سکولار و ملی که بتواند از دل جامعه ایران برخیزد، نه از طریق جنگ، اشغال، تجزیه سرزمینی یا تحمیل یک پروژه سیاسی از خارج.
او تأکید میکند:
آینده ایران باید توسط مردم ایران ساخته شود.
نه با حمله ارتشهای خارجی،
نه با مسلحکردن گروهها،
نه با تقسیم ایران به مناطق نفوذ،
و نه با ساختن یک «دولت کاغذی» در خارج از کشور.
گذار واقعی زمانی آغاز میشود که ساختار ولایت فقیه قدرت تعیینکنندگی خود را از دست بدهد و نیرویی دموکراتیک و سکولار در داخل ایران بتواند نمایندگی یک اراده ملی را بر عهده بگیرد.
جمهوری اسلامی باید پایان یابد؛ اما نه به بهای جنگ، ویرانی یا تجزیه ایران.
آزادی ایران باید با حفظ و پاسداشت ایران همراه باشد.
#هم_آوا برای ایران
@voafarsi @nazilagolestan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
در این بخش از گفتوگو، امین قضایی با سیاست «فشار حداکثری» بهعنوان ابزاری برای فروپاشی جمهوری اسلامی مخالف است و معتقد است تجربهای که در برابر اتحاد شوروی به کار گرفته شد، در مورد جمهوری اسلامی نتیجه نخواهد داد.
نازیلا گلستان اما از زاویهای دیگر به این مسئله نگاه میکند.
فشار بر یک نظام اقتدارگرا الزاماً به معنای جنگ و حمله نظامی نیست. تجربه اروپای شرقی نشان داد که ترکیبی از فشار خارجی، بحرانهای درونی نظام و شکلگیری یک جامعه مدنی سازمانیافته میتواند فضای گذار را ایجاد کند.
واتسلاو هاول و دیگر کنشگران چکسلواکی با سانسور، محرومیت شغلی، بازداشت و زندان روبهرو شدند؛ اما به جای مبارزه مسلحانه، شبکههای مدنی ساختند، «منشور ۷۷» را شکل دادند و سرانجام انقلاب مخملی به یکی از مهمترین نمونههای گذار خشونتپرهیز در قرن بیستم تبدیل شد.
بنابراین پرسش درباره ایران این نیست که آیا فشار اقتصادی بهتنهایی جمهوری اسلامی را سرنگون میکند؛ پاسخ منفی است.
پرسش این است که آیا فشار هدفمند خارجی، در کنار فرسایش ساختار قدرت و شکلگیری آلترناتیوی دموکراتیک و سکولار در داخل ایران میتواند شرایط یک گذار خشونتپرهیز را فراهم کند؟
سیاست امروز دونالد ترامپ در قبال ایران از برخی جهات یادآور منطق فشار دوران ریگان است: افزایش هزینه برای ساختار حاکم، همزمان با بازگذاشتن مسیر مذاکره و توافق.
اما این دو تجربه یکسان نیستند و تاریخ نیز نسخه آماده در اختیار ما نمیگذارد.
در این میان، مسعود پزشکیان چه نقشی میتواند داشته باشد؟
آیا ممکن است در فرآیند فرسایش ساختار ولایت فقیه، بخشی از نظام به این نتیجه برسد که برای جلوگیری از فروپاشی خشونتآمیز باید مسیر اصلاح، عقبنشینی و انتقال قدرت را باز کند؟
آیا پزشکیان میتواند ــ با همه تفاوتهای تاریخی و محدودیتهای قدرتش ــ نقشی شبیه گورباچف در آغاز یک فرآیند ناخواسته گذار ایفا کند؟
این یک فرضیه است، نه یک پیشگویی.
دیکتهای است که هنوز نوشته نشده و پاسخ آن را آینده خواهد داد.
اما یک اصل نباید فراموش شود:
تحریم اگر قرار است ابزار فشار سیاسی باشد، باید هوشمند و هدفمند باشد؛ نه تحریمی که هزینه اصلی آن را شهروندان عادی بپردازند و در همان حال شبکههای قدرت، واسطهها و «کاسبان تحریم» از دورزدن آن ثروتمندتر شوند.
فشار باید متوجه منابع مالی، شبکههای اقتصادی و ابزارهای سرکوب ساختار قدرت باشد، نه سفره مردم ایران.
#هم_آوا برای ایران
@farsivoa
در این بخش از گفتوگو، امین قضایی با سیاست «فشار حداکثری» بهعنوان ابزاری برای فروپاشی جمهوری اسلامی مخالف است و معتقد است تجربهای که در برابر اتحاد شوروی به کار گرفته شد، در مورد جمهوری اسلامی نتیجه نخواهد داد.
نازیلا گلستان اما از زاویهای دیگر به این مسئله نگاه میکند.
فشار بر یک نظام اقتدارگرا الزاماً به معنای جنگ و حمله نظامی نیست. تجربه اروپای شرقی نشان داد که ترکیبی از فشار خارجی، بحرانهای درونی نظام و شکلگیری یک جامعه مدنی سازمانیافته میتواند فضای گذار را ایجاد کند.
واتسلاو هاول و دیگر کنشگران چکسلواکی با سانسور، محرومیت شغلی، بازداشت و زندان روبهرو شدند؛ اما به جای مبارزه مسلحانه، شبکههای مدنی ساختند، «منشور ۷۷» را شکل دادند و سرانجام انقلاب مخملی به یکی از مهمترین نمونههای گذار خشونتپرهیز در قرن بیستم تبدیل شد.
بنابراین پرسش درباره ایران این نیست که آیا فشار اقتصادی بهتنهایی جمهوری اسلامی را سرنگون میکند؛ پاسخ منفی است.
پرسش این است که آیا فشار هدفمند خارجی، در کنار فرسایش ساختار قدرت و شکلگیری آلترناتیوی دموکراتیک و سکولار در داخل ایران میتواند شرایط یک گذار خشونتپرهیز را فراهم کند؟
سیاست امروز دونالد ترامپ در قبال ایران از برخی جهات یادآور منطق فشار دوران ریگان است: افزایش هزینه برای ساختار حاکم، همزمان با بازگذاشتن مسیر مذاکره و توافق.
اما این دو تجربه یکسان نیستند و تاریخ نیز نسخه آماده در اختیار ما نمیگذارد.
در این میان، مسعود پزشکیان چه نقشی میتواند داشته باشد؟
آیا ممکن است در فرآیند فرسایش ساختار ولایت فقیه، بخشی از نظام به این نتیجه برسد که برای جلوگیری از فروپاشی خشونتآمیز باید مسیر اصلاح، عقبنشینی و انتقال قدرت را باز کند؟
آیا پزشکیان میتواند ــ با همه تفاوتهای تاریخی و محدودیتهای قدرتش ــ نقشی شبیه گورباچف در آغاز یک فرآیند ناخواسته گذار ایفا کند؟
این یک فرضیه است، نه یک پیشگویی.
دیکتهای است که هنوز نوشته نشده و پاسخ آن را آینده خواهد داد.
اما یک اصل نباید فراموش شود:
تحریم اگر قرار است ابزار فشار سیاسی باشد، باید هوشمند و هدفمند باشد؛ نه تحریمی که هزینه اصلی آن را شهروندان عادی بپردازند و در همان حال شبکههای قدرت، واسطهها و «کاسبان تحریم» از دورزدن آن ثروتمندتر شوند.
فشار باید متوجه منابع مالی، شبکههای اقتصادی و ابزارهای سرکوب ساختار قدرت باشد، نه سفره مردم ایران.
#هم_آوا برای ایران
@farsivoa
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
در بخش پایانی این گفتوگو، آقای زمانی میپرسد:
آیا تحریمها و فشارهای شدید اقتصادی، اراده کنشگران سیاسی را برای ادامه مبارزه تضعیف نمیکند؟
نازیلا گلستان پاسخ میدهد:
«کرامت انسانی با پول ساخته نمیشود.»
مبارزه برای آزادی، فقط محصول رفاه اقتصادی نیست. در تاریخ، بسیاری از کسانی که برای آزادی و دموکراسی مبارزه کردهاند، زندان، محرومیت، فقر و فشارهای سنگین را تحمل کردهاند؛ اما اراده سیاسی و باور آنها به کرامت انسانی از میان نرفته است.
آقای زمانی در ادامه میپرسد:
چه تفاوتی میان سخن شما درباره گاندی ــ که لباس ساده بر تن کرد ــ و سخن علیاکبر ولایتی وجود دارد که با اشاره به حوثیها از «لنگ پوشیدن، نان خشک خوردن و مقاومت کردن» سخن گفته بود؟
پاسخ نازیلا گلستان روشن است:
این دو نگاه، از اساس با یکدیگر متفاوتاند.
گاندی یک وکیل تحصیلکرده بود که سالها کتوشلوار و لباس غربی میپوشید. او آگاهانه آن لباس را کنار گذاشت و پوشش ساده سنتی هند را انتخاب کرد تا خود را به فقیرترین اقشار جامعه نزدیک کند.
اما مهمتر از لباس گاندی، روش مبارزه او بود: خشونتپرهیزی.
گاندی فقر را تقدیس نمیکرد و مردم را به جنگ مسلحانه فرا نمیخواند. او در برابر خشونت استعمار، نافرمانی مدنی، اعتصاب، تحریم مدنی، راهپیمایی و مقاومت بدون سلاح را قرار داد.
او و رهبرانی چون جواهر لعل نهرو برای استقلال هند مبارزه کردند، اما قرار نبود برای رسیدن به آزادی، جامعه را به یک نیروی مسلح دائمی تبدیل کنند.
تفاوت دقیقاً همینجاست:
یک تفکر، از فقر، سلاح و خشونت بهعنوان ابزار تداوم یک نبرد ایدئولوژیک استفاده میکند؛
تفکر دیگر، حتی در دل محرومیت، بر کرامت انسان، مشارکت شهروندی و مقاومت خشونتپرهیز تأکید میکند.
سادهزیستی گاندی دعوت مردم به فقر نبود؛ یک انتخاب اخلاقی و سیاسی برای ایستادن در کنار مردم بود.
و خشونتپرهیزی او نیز انفعال نبود؛ ابزاری برای تبدیل اراده میلیونها شهروند به یک قدرت سیاسی بود.
این همان تفاوتی است که نباید در بحث امروز ایران فراموش کنیم:
**مقاومت در برابر استبداد، به معنای تقدیس فقر یا توسل به خشونت نیست.
هدف، حفظ کرامت انسان و رسیدن به آزادی است.**
#هم_آوا برای ایران
@voafarsi
در بخش پایانی این گفتوگو، آقای زمانی میپرسد:
آیا تحریمها و فشارهای شدید اقتصادی، اراده کنشگران سیاسی را برای ادامه مبارزه تضعیف نمیکند؟
نازیلا گلستان پاسخ میدهد:
«کرامت انسانی با پول ساخته نمیشود.»
مبارزه برای آزادی، فقط محصول رفاه اقتصادی نیست. در تاریخ، بسیاری از کسانی که برای آزادی و دموکراسی مبارزه کردهاند، زندان، محرومیت، فقر و فشارهای سنگین را تحمل کردهاند؛ اما اراده سیاسی و باور آنها به کرامت انسانی از میان نرفته است.
آقای زمانی در ادامه میپرسد:
چه تفاوتی میان سخن شما درباره گاندی ــ که لباس ساده بر تن کرد ــ و سخن علیاکبر ولایتی وجود دارد که با اشاره به حوثیها از «لنگ پوشیدن، نان خشک خوردن و مقاومت کردن» سخن گفته بود؟
پاسخ نازیلا گلستان روشن است:
این دو نگاه، از اساس با یکدیگر متفاوتاند.
گاندی یک وکیل تحصیلکرده بود که سالها کتوشلوار و لباس غربی میپوشید. او آگاهانه آن لباس را کنار گذاشت و پوشش ساده سنتی هند را انتخاب کرد تا خود را به فقیرترین اقشار جامعه نزدیک کند.
اما مهمتر از لباس گاندی، روش مبارزه او بود: خشونتپرهیزی.
گاندی فقر را تقدیس نمیکرد و مردم را به جنگ مسلحانه فرا نمیخواند. او در برابر خشونت استعمار، نافرمانی مدنی، اعتصاب، تحریم مدنی، راهپیمایی و مقاومت بدون سلاح را قرار داد.
او و رهبرانی چون جواهر لعل نهرو برای استقلال هند مبارزه کردند، اما قرار نبود برای رسیدن به آزادی، جامعه را به یک نیروی مسلح دائمی تبدیل کنند.
تفاوت دقیقاً همینجاست:
یک تفکر، از فقر، سلاح و خشونت بهعنوان ابزار تداوم یک نبرد ایدئولوژیک استفاده میکند؛
تفکر دیگر، حتی در دل محرومیت، بر کرامت انسان، مشارکت شهروندی و مقاومت خشونتپرهیز تأکید میکند.
سادهزیستی گاندی دعوت مردم به فقر نبود؛ یک انتخاب اخلاقی و سیاسی برای ایستادن در کنار مردم بود.
و خشونتپرهیزی او نیز انفعال نبود؛ ابزاری برای تبدیل اراده میلیونها شهروند به یک قدرت سیاسی بود.
این همان تفاوتی است که نباید در بحث امروز ایران فراموش کنیم:
**مقاومت در برابر استبداد، به معنای تقدیس فقر یا توسل به خشونت نیست.
هدف، حفظ کرامت انسان و رسیدن به آزادی است.**
#هم_آوا برای ایران
@voafarsi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در ادامه این گفتوگو، آقای شهرابی درباره تأثیر فشارهای اقتصادی بر ساختار جمهوری اسلامی صحبت میکند.
او در پاسخ به امین قضایی ــ که جمهوری اسلامی را با گروههایی مانند حوثیها مقایسه میکند ــ تأکید میکند که این قیاس از اساس دقیق نیست.
به باور شهرابی، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی متشکل از شبکههایی در سپاه و حاکمیت است که برخلاف تصویری که از «مقاومت همراه با سادهزیستی» ساخته میشود، بخش مهمی از آنها طی سالها به انباشت ثروت، رانت و حفظ منافع اقتصادی خود پرداختهاند.
از این منظر، فشار اقتصادی اگر بهدرستی و بهصورت هدفمند اعمال شود، میتواند مستقیماً بر شبکههای قدرت و منافع اقتصادی حاکمیت اثر بگذارد؛ حتی اگر نتیجه آن بلافاصله دیده نشود.
به تعبیر شهرابی:
«این ضربهای است که شاید صدایش را امروز نشنویم، اما فردا خواهیم شنید.»
او همچنین در برابر دیدگاه امین قضایی درباره مداخله نظامی، موضع خود را کاملاً شفاف بیان میکند و در تأیید سخنان نازیلا گلستان میگوید:
«من هم با جنگ و هرگونه حمله نظامی به ایران مخالفم.»
از نگاه او، جنگ نهتنها راهحل مسئله جمهوری اسلامی نیست، بلکه میتواند به فروپاشی ساختارهای کشور، نابودی زیرساختها، تعمیق شکافهای داخلی و آسیب به تمامیت ایران منجر شود.
در این نقطه، اختلاف اصلی در این گفتوگو روشن میشود:
آیا راه تغییر در ایران از جنگ و مداخله نظامی خارجی میگذرد،
یا از فشار هدفمند بر ساختار قدرت، کنش مدنی و شکلگیری یک آلترناتیو سیاسی در داخل ایران؟
شهرابی در کنار گلستان بر گزینه دوم تأکید میکند:
جنگ، راه گذار نیست؛ ممکن است خودِ کشور را پیش از حکومت فروبپاشد.
#هم_آوا برای ایران
@VOAfarsi @nazilagolestan
او در پاسخ به امین قضایی ــ که جمهوری اسلامی را با گروههایی مانند حوثیها مقایسه میکند ــ تأکید میکند که این قیاس از اساس دقیق نیست.
به باور شهرابی، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی متشکل از شبکههایی در سپاه و حاکمیت است که برخلاف تصویری که از «مقاومت همراه با سادهزیستی» ساخته میشود، بخش مهمی از آنها طی سالها به انباشت ثروت، رانت و حفظ منافع اقتصادی خود پرداختهاند.
از این منظر، فشار اقتصادی اگر بهدرستی و بهصورت هدفمند اعمال شود، میتواند مستقیماً بر شبکههای قدرت و منافع اقتصادی حاکمیت اثر بگذارد؛ حتی اگر نتیجه آن بلافاصله دیده نشود.
به تعبیر شهرابی:
«این ضربهای است که شاید صدایش را امروز نشنویم، اما فردا خواهیم شنید.»
او همچنین در برابر دیدگاه امین قضایی درباره مداخله نظامی، موضع خود را کاملاً شفاف بیان میکند و در تأیید سخنان نازیلا گلستان میگوید:
«من هم با جنگ و هرگونه حمله نظامی به ایران مخالفم.»
از نگاه او، جنگ نهتنها راهحل مسئله جمهوری اسلامی نیست، بلکه میتواند به فروپاشی ساختارهای کشور، نابودی زیرساختها، تعمیق شکافهای داخلی و آسیب به تمامیت ایران منجر شود.
در این نقطه، اختلاف اصلی در این گفتوگو روشن میشود:
آیا راه تغییر در ایران از جنگ و مداخله نظامی خارجی میگذرد،
یا از فشار هدفمند بر ساختار قدرت، کنش مدنی و شکلگیری یک آلترناتیو سیاسی در داخل ایران؟
شهرابی در کنار گلستان بر گزینه دوم تأکید میکند:
جنگ، راه گذار نیست؛ ممکن است خودِ کشور را پیش از حکومت فروبپاشد.
#هم_آوا برای ایران
@VOAfarsi @nazilagolestan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
در ادامه گفتوگو، آقای زمانی به پیام اخیر دولت آمریکا درباره تحریمها اشاره میکند:
اگر کشوری تحریمها را رعایت نکند و با طرفهای تحریمشده معامله کند، خود نیز ممکن است مشمول فشار و تحریم شود.
او میپرسد: این پیام دقیقاً برای چه کسانی است و چه معنای سیاسی دارد؟
نازیلا گلستان پاسخ میدهد:
این پیام را نباید فقط تهدید به کشورهای دیگر تلقی کرد. بخشی از مخاطب اصلی آن میتواند ساختار قدرت در ایران، مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و بهویژه تیم مذاکرهکننده باشد.
پیام میتواند این باشد که زمان تصمیمگیری فرا رسیده است: ادامه تقابل و پرداخت هزینههای بیشتر، یا حرکت به سوی مذاکره و توافق.
اما در تحلیل این سیاست نباید تصور کنیم کشورهای منطقه، اروپا، چین یا روسیه بازیگرانی منفعلاند که واشنگتن دستوری صادر کند و آنها صرفاً بگویند «بله، قربان».
هر یک از این کشورها منافع ملی، محاسبات امنیتی و استراتژی مستقل خود را دارند.
ترکیه، کشورهای خلیج فارس، پاکستان، چین، روسیه و کشورهای اروپایی هرکدام از زاویه منافع خود به ایران و آینده منطقه نگاه میکنند؛ اما در یک نقطه، میان بسیاری از آنها اشتراک منافع وجود دارد:
جلوگیری از گسترش یک جنگ منطقهای و برقراری ثبات و توازن سیاسی.
به همین دلیل، پیامهای مقامات آمریکایی را باید در چند سطح خواند؛ نه فقط بهعنوان تهدید اقتصادی علیه کشورهایی که تحریمها را دور میزنند، بلکه بهعنوان بخشی از یک استراتژی فشار برای تغییر محاسبات تهران و سوقدادن ساختار موجود به سوی مذاکره.
فشار از یک سو؛
بازگذاشتن مسیر توافق از سوی دیگر.
و شاید مهمترین پرسش این باشد:
آیا بازماندگان نظام ولایت فقیه از ساختار قدرت در ایران این پیام را دریافت کرده است که ادامه وضعیت موجود دیگر امکانپذیر نیست و باید میان تشدید تقابل و پذیرش یک توافق سیاسی، یکی را انتخاب کند؟
پاسخ این پرسش را نه در شعارها، بلکه در رفتار سیاسی هفتهها و ماههای پیش رو خواهیم دید.
#هم_آوا برای ایران
@farsivoa @nazilagolestan
در ادامه گفتوگو، آقای زمانی به پیام اخیر دولت آمریکا درباره تحریمها اشاره میکند:
اگر کشوری تحریمها را رعایت نکند و با طرفهای تحریمشده معامله کند، خود نیز ممکن است مشمول فشار و تحریم شود.
او میپرسد: این پیام دقیقاً برای چه کسانی است و چه معنای سیاسی دارد؟
نازیلا گلستان پاسخ میدهد:
این پیام را نباید فقط تهدید به کشورهای دیگر تلقی کرد. بخشی از مخاطب اصلی آن میتواند ساختار قدرت در ایران، مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و بهویژه تیم مذاکرهکننده باشد.
پیام میتواند این باشد که زمان تصمیمگیری فرا رسیده است: ادامه تقابل و پرداخت هزینههای بیشتر، یا حرکت به سوی مذاکره و توافق.
اما در تحلیل این سیاست نباید تصور کنیم کشورهای منطقه، اروپا، چین یا روسیه بازیگرانی منفعلاند که واشنگتن دستوری صادر کند و آنها صرفاً بگویند «بله، قربان».
هر یک از این کشورها منافع ملی، محاسبات امنیتی و استراتژی مستقل خود را دارند.
ترکیه، کشورهای خلیج فارس، پاکستان، چین، روسیه و کشورهای اروپایی هرکدام از زاویه منافع خود به ایران و آینده منطقه نگاه میکنند؛ اما در یک نقطه، میان بسیاری از آنها اشتراک منافع وجود دارد:
جلوگیری از گسترش یک جنگ منطقهای و برقراری ثبات و توازن سیاسی.
به همین دلیل، پیامهای مقامات آمریکایی را باید در چند سطح خواند؛ نه فقط بهعنوان تهدید اقتصادی علیه کشورهایی که تحریمها را دور میزنند، بلکه بهعنوان بخشی از یک استراتژی فشار برای تغییر محاسبات تهران و سوقدادن ساختار موجود به سوی مذاکره.
فشار از یک سو؛
بازگذاشتن مسیر توافق از سوی دیگر.
و شاید مهمترین پرسش این باشد:
آیا بازماندگان نظام ولایت فقیه از ساختار قدرت در ایران این پیام را دریافت کرده است که ادامه وضعیت موجود دیگر امکانپذیر نیست و باید میان تشدید تقابل و پذیرش یک توافق سیاسی، یکی را انتخاب کند؟
پاسخ این پرسش را نه در شعارها، بلکه در رفتار سیاسی هفتهها و ماههای پیش رو خواهیم دید.
#هم_آوا برای ایران
@farsivoa @nazilagolestan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
نازیلا گلستان: انقلاب انقلاب زن، زندگی، آزادی به پیش باد
جنبش مترقی و مدرن که از پایین به بالا در حرکت است. موجی که از ان سرود، زیبایی، هنر، همایش و رزمایش همبستگی ملی از زاهدان تا سقز.... متبلور شد. جنبشی به دور از هرگونه ایدئولوژی و فردمحوری که خاموش نشد، پیوسته و مستدام ادامه دارد.
نقطه عطف دموکراسی خواهی ایران که در جنبش های پیشین خود متولد شد، در زن زندگی ازادی به بلوغ رسید و امروز رو به رشد است و تا تبلور ان در قانون اساسی نوین ایران مبتنی بر دموکراسی، جدایی دین از حکومت و حقوق بشر ادامه خواهد داشت.
@farsivoa @nazilagolestan
#هم_آوا برای ایران
#زن_زندگی_آزادی
#women_life_freedom
#femme_vie_liberté
نازیلا گلستان: انقلاب انقلاب زن، زندگی، آزادی به پیش باد
جنبش مترقی و مدرن که از پایین به بالا در حرکت است. موجی که از ان سرود، زیبایی، هنر، همایش و رزمایش همبستگی ملی از زاهدان تا سقز.... متبلور شد. جنبشی به دور از هرگونه ایدئولوژی و فردمحوری که خاموش نشد، پیوسته و مستدام ادامه دارد.
نقطه عطف دموکراسی خواهی ایران که در جنبش های پیشین خود متولد شد، در زن زندگی ازادی به بلوغ رسید و امروز رو به رشد است و تا تبلور ان در قانون اساسی نوین ایران مبتنی بر دموکراسی، جدایی دین از حکومت و حقوق بشر ادامه خواهد داشت.
@farsivoa @nazilagolestan
#هم_آوا برای ایران
#زن_زندگی_آزادی
#women_life_freedom
#femme_vie_liberté
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
@mahya.farmani
#زن_زندگی_آزادی
هنوز و همیشه.
باشکوه، مترقی، بدون تاریخ انقضا.
چهارسال گذشت...
#WomanLifeFreedom ❤️✨️✌🏼
🎶: @little_sparklesss @mahya.farmani
@mahya.farmani
#زن_زندگی_آزادی
هنوز و همیشه.
باشکوه، مترقی، بدون تاریخ انقضا.
چهارسال گذشت...
#WomanLifeFreedom ❤️✨️✌🏼
🎶: @little_sparklesss @mahya.farmani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
از شبکه مژگان افتخاری مادر گرامی ژینا مهسا امینی
ژینا یعنی مرگ پایان زندگی نیست
مهسا یعنی زنان و دختران مهمترین نیروی اجتماعی هستند🌱
#هم_آوا برای ایران
از شبکه مژگان افتخاری مادر گرامی ژینا مهسا امینی
ژینا یعنی مرگ پایان زندگی نیست
مهسا یعنی زنان و دختران مهمترین نیروی اجتماعی هستند🌱
#هم_آوا برای ایران
❤1