ایران مرز پرگهر
12 subscribers
124 photos
28 videos
37 links
ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه هنر
همراهان گرامی، فرهیختگان میهن دوست، با نظرات گهربارتان ما را در پربارتر کردن یاداشت ها به امید سرافرازی ایران و ایرانی یاری فرمایید 🙏❤️
Download Telegram
✍ روز بانوان ایران

در طول تاریخ ایران عزیزمان، مفهوم «روز زن» بارها دچار دگرگونی شده است.
از اسپندارمذگانِ باستانی که جشن بزرگداشت زن، زمین و مهرورزی بود، تا دوران پهلوی که در آن ۲۵ آذر به پاس تأسیس نخستین نهادهای رسمی حمایت از مادران و نوزادان به عنوان روز مادر گرامی داشته می‌شد.
پس از ۵۷ نیز حکومت اسلامی، این مناسبت را بر پایهٔ تقویم قمری تغییر داد و ۲۰ جمادی‌الثانی را «روز زن» نامید؛ روزی که هر سال در ماه‌های مختلف خورشیدی جابه‌جا می‌شود.
با این همه، آنچه امروز در زیست اجتماعی و مبارزات مدنی زنان ایران می‌بینیم، بسیار فراتر از یک تاریخ رسمی یا یک نام‌گذاری حکومتی است.
در سرزمینی که سال‌هاست جمهوری اسلامی بر زنان ایران محدودیت‌های سنگین، ناعادلانه و گاه تحقیرآمیز تحمیل کرده، حقیقتی روشن پیش روی ماست:
برای بانوی ایرانی، هیچ روزی «روز خاص» نیست؛ بلکه هر روز، روزی برای ایستادگی است.
ایستادگی در برابر قوانین تبعیض‌آمیز، در برابر تحمیل‌های ایدئولوژیک، در برابر تلاشی بی‌پایان برای کنترل زندگی، جسم، پوشش و آزادی‌های بنیادین.
امروز، بانوی شجاع ایرانی تنها انسانی در برابر فشارهای اجتماعی و سیاسی نیست؛ او پیشرانه آرام اما قدرتمند یک مقاومت مدنی تاریخی است. مقاومتی که با سکوت و نجابت، با جسارت در اجتماع، با انتخاب پوشش، با ایستادن در خیابان و دانشگاه و محل کار، و با دفاع از خواسته‌های اولیه انسانی، مشروعیت پوسیده یک حکومت فاسد را فرسوده و آن را گام‌به‌گام به عقب رانده است.
در دل این تاریکی سیاسی و آشفتگی اجتماعی و اقتصادی، این زنان ایران هستند ــ از دختران نوجوان تا مادران، همسران و زنان سالخورده ــ که همچنان امید را زنده نگه می‌دارند.
آنان با مهر، با آرامش‌بخشی به خانواده، با حفظ پیوندهای انسانی، با تربیت نسل شجاع‌تر از پیش، و با مقاومت هرروزه‌شان، مسیر آزادگی را روشن می‌کنند.
نور آنان است که راه عبور از شب را نشان می‌دهد؛ نوری که نه تنها خاموش‌کردنی نیست، بلکه با هر تلاش حکومت برای محدودسازی، درخشان‌تر شده است.

پس حق آن است که با صدایی رسا و با عشق بگوییم:

بانوان مهربان، شجاع و استوار ایران؛ هر روزتان فرخنده و پیروز باد.

شما فرشتگان زمینی نه تنها شایسته یک روز؛ بلکه شایستهٔ ستایش در همه روزهای این سرزمین هستید.

#نبردباتاریکی
#ایران_آزاد
#همکاری_ملی
#پاینده_ایران
#ایران_مرز_پرگهر
@IranPorGohar
❤1
۲۴ آذر ۱۳۰۴
آغاز رسمی پادشاهی پهلوی و تولد ایرانِ نوین
۲۴ آذر ۱۳۰۴ تنها یک تغییر سلسله نبود؛
آغاز دوره‌ای بود که برای نخستین‌بار پس از قرن‌ها، ایران از یک سرزمین فرسوده، ایلیاتی و نیمه‌مستعمره، به سوی دولت-ملت مدرن حرکت کرد.
رضاشاه در شرایطی به قدرت رسید که ایران:
فاقد دولت مرکزی واقعی بود
عملاً توسط ایلات، خوانین، روحانیون و قدرت‌های خارجی اداره می‌شد
امنیت، قانون، آموزش و هویت ملی در آن فروپاشیده بود
آنچه در ادامه رخ داد، مجموعه‌ای از اصلاحات بنیادین و بی‌سابقه بود که حتی مورخان چپ و منتقد پهلوی نیز ناچار به اذعان به اهمیت آن شده‌اند.
مهم‌ترین خدمات و اصلاحات رضاشاه به ایران
۱. ایجاد دولت ملی و اقتدار حاکمیت
پایان دادن به ملوک‌الطوایفی و خان‌سالاری
خلع سلاح ایلات و ایجاد انحصار قوه قهریه در دست دولت
برقراری امنیت سراسری
تثبیت مرزها و جلوگیری از تجزیه ایران
برای نخستین‌بار، «دولت» در ایران معنا پیدا کرد.
۲. نوسازی نظام قضایی و پایان قضاوت سنتی
تأسیس دادگستری مدرن و متمرکز
تدوین قوانین مدنی، کیفری و تجاری بر پایه حقوق نوین
پایان دادن به قضاوت پراکنده و سلیقه‌ای شرعی
کوتاه شدن دست روحانیون از دستگاه قضا
تربیت قضات تحصیل‌کرده و اعزام آن‌ها به خارج برای آموزش حقوق مدرن
به اذعان مورخان منتقد، این تحول یکی از انقلابی‌ترین تغییرات تاریخ ایران بود.
۳. انقلاب در آموزش و پرورش
پایان انحصار آموزش در دست نهادهای مذهبی
تأسیس مدارس دولتی سراسری
اجباری شدن آموزش ابتدایی
تغییر کامل محتوای کتب درسی
تأسیس دارالمعلمین و تربیت معلم نوین
تأسیس دانشگاه تهران به‌عنوان نماد علم مدرن
آموزش، از ابزار حفظ سنت به ابزار ساخت آینده بدل شد.
۴. زیرساخت و عمران ملی
ساخت راه‌آهن سراسری ایران
توسعه راه‌های ارتباطی، پل‌ها و بنادر
نوسازی شهرها و ایجاد شهرداری‌ها
ایجاد نظام ثبت احوال و شناسنامه
ایران از سرزمین گسسته به کشوری به‌هم‌پیوسته تبدیل شد.
۵. اصلاحات اجتماعی و پایان امتیازات سنتی
لغو القاب اشرافی و طبقاتی
تضعیف ساختارهای کهن فئودالی
اجرای سیاست‌های مدرن‌سازی اجتماعی
محدود کردن نقش سیاسی و اجتماعی روحانیت
این اقدامات، به‌ویژه برای جامعه‌ای که مذهب قرن‌ها در تار و پود زندگی آن نفوذ داشت، دشوار اما تعیین‌کننده بود.
۶. ملی‌گرایی و احیای هویت ایرانی
رضاشاه آگاهانه بر هویت ایرانی تأکید کرد؛
نه هویت مذهبی، نه قبیله‌ای، بلکه هویتی تاریخی و ملی.
از جمله:
برجسته‌سازی تاریخ ایران پیش از اسلام
توجه ویژه به شاهنامه و فردوسی
ساخت آرامگاه فردوسی
برگزاری جشن هزاره فردوسی با حضور اندیشمندان جهان
توجه نمادین به تخت جمشید و تاریخ باستان
رسمی‌سازی نام «ایران» در سطح بین‌المللی
تقویت زبان فارسی و تأسیس فرهنگستان
حتی مورخان چپ و منتقد پهلوی اذعان کرده‌اند که ایجاد حس «ایرانی بودن» مدرن، از مهم‌ترین دستاوردهای این دوره است.
۷. مهار نفوذ مذهب در قدرت سیاسی
محدودیت عزاداری‌های خیابانی
خلع لباس روحانیون فاقد مجوز
حذف نقش روحانیت از آموزش و قضا
تبدیل دین از قدرت سیاسی به امر شخصی
این سیاست‌ها با مقاومت شدید روبه‌رو شد، اما پایه‌های دولت سکولار را شکل داد.
۸. گام‌های نخست استقلال اقتصادی و نفتی
لغو قرارداد استعماری دارسی
جایگزینی آن با قرارداد ۱۹۳۳
افزایش سهم ایران نسبت به گذشته
تثبیت اصل مالکیت ایران بر منابع نفتی
اگرچه این قرارداد کامل و ایده‌آل نبود، اما پایان دوران امتیازدهی مطلق به بیگانگان محسوب می‌شد.
جمع‌بندی
رضاشاه را نمی‌توان بدون نقد دید؛
اما نمی‌توان انکار کرد که او:
ایران را از فروپاشی نجات داد
دولت ملی ساخت
آموزش و قضا را مدرن کرد
هویت ایرانی را احیا کرد
و مفهوم «ملت ایران» را نهادینه ساخت
حتی منتقدان ایدئولوژیک پهلوی نیز پذیرفته‌اند که
بدون رضاشاه، ایرانِ مدرن قابل تصور نبود.
ایران امروز، با همه فراز و فرودهایش،
بر شانه‌های همان دولت‌سازی و ایران‌گرایی ایستاده است.
#رضاشاه_روحت_شاد
#ایران_را_پس_میگیریم
#ایران_آزاد
#همکاری_ملی
#پاینده_ایران
#ایران_مرز_پرگهر
@IranPorGohar
👍1
۲۵ آذرماه روز مادر ایرانی

بنگاه حمایت مادران و نوزادان پس از جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران از کهن‌ترین و با سابقه‌ترین سازمان های خیریه ایران بوده است.
این بنگاه در روز ۲۵ آذر ماه ۱۳۱۹ به فرمان رضا شاه بزرگ کار خود را آغاز کرد و کانون نگاهداری از مادران و نوزادان ایران شد.
در روز ۲۵ آذر ماه ۱۳۳۹ انجمن حمایت مادران و نوزادان از پیشگاه محمدرضا شاه پهلوی آریامهر درخواست کرد که روز بیست و پنجم آذر ماه را روزی که بنگاه حمایت مادران و نوزادان در سال ۱۳۱۹ به فرمان اعلیحضرت رضا شاه بزرگ بنیاد نهاده شد و آغاز به کار کرد به نام « روز مادر » برگزیده شود. این درخواست از سوی شاهنشاه ایران پذیرفته شد و در سال ۱۳۳۹ نخستین آیین روز مادر انجام یافت و از آن پس روز ۲۵ آذر ماه روز بزرگداشت مادران ایران با اجرای آیین‌های گوناگون در سراسر کشور جشن گرفته شد.
روز ۲۵ آذر ماه روز بنیادگزاری بنگاه حمایت مادران و نوزادان به فرمان رضا شاه بزرگ و ویژه ساختن این روز به نام روز مادر از سوی آریامهر شاهنشاه ایران می‌باشد.
این نوشتار پیشکش به همه مادران ایرانی که فرزندانی پرورش داده و می دهند که دل در گرو میهن عزیزمان دارند و قلبشان برای آزادی و آبادی ایران می تپد، به ویژه مادران شجاعی که فرزندان برومندشان در راه آزادی ایران عزیزمان در #نبردباتاریکی ، به دست اهریمنان جان باختند و دیگر در میان ما نیستند که برای مادرانشان در این روز بزرگ تاریخی شاخه گلی هدیه بیاورند.
مادران شجاع و آزاده ایران عزیز روزتان تا همیشه خجسته و فرخنده باد🙏🌹

#روزمادرایرانی
#ایران_را_پس_میگیریم
#ایران_آزاد
#همکاری_ملی
#پاینده_ایران
#ایران_مرز_پرگهر
@IranPorGohar
❤1
چقدر این شب ها بلند و تاریکند...
اما ایمان داریم که
نور امید بر تاریکی اهریمن پیروز است


#عقیل_کشاورز
#اذان_صبح
#ایران_را_پس_میگیریم
#ایران_آزاد
#همکاری_ملی
#پاینده_ایران
#ایران_مرز_پرگهر
@IranPorGohar
👏1
یلدا یادآور زایش نور در ظلمت شب است؛ باوری ریشه‌دار که تاریکی پایدار نمانده و نخواهد ماند.

با پاسداشت جشن‌های ملی در دل سختی‌ها، هویت ایرانی‌مان را زنده نگه می‌داریم، چرا که باور داریم پایان این شب سیه سپید خواهد بود و نور ایران بر تاریکی جمهوری اسلامی پیروز خواهد شد. سختی‌ها به پایان خواهد رسید و شکوه، آزادی و رفاه دوباره به سرزمین ما باز خواهد گشت.

شب یلدا بر شما، ملت عزیز و سربلند ایران، فرخنده باد.

@OfficialRezaPahlavi
❤1
یلدا آقافضلی ایردموسی 
(۱ دی ۱۳۸۱ – ۲۰ آبان ۱۴۰۱) 
امروز زادروز یلدا «دختر ایران»، معترض ۱۹ سالهٔ ایرانیست که در جریان خیزش ۱۴۰۱ در ۴ آبان در حوالی خیابان انقلاب تهران بازداشت و در ۱۵ آبان آزاد شد و در ۲۰ آبان درگذشت

او به دوستانش گفته بود که روی برگه پرونده‌اش، نیروهای امنیتی و قضایی نوشته بودند: «متهم اظهار پشیمانی نکرد».
بر اساس فایل صوتی که در شبکه‌های اجتماعی بازتاب داشته، او از این که اظهار پشیمانی نکرده، ابراز خوشحالی کرد.
همچنین گفته بود که در زندان او را به‌قصد اعتراف‌گیری، کتک زدند.
 مهرداد آقا فضلی پدر وی در شبکه اجتماعی اینستاگرام عکسی از یلدا آقا فضلی منتشر کرد که خطاب به نیروهای حکومتی گفته بود:
«آن لحظه که بیست نفری دخترم را کتک می‌زدید؛ به خودتان افتخار می‌کردید؟»

مراسم خاکسپاری وی، روز شنبه ۲۱ آبان تحت تدابیر شدید امنیتی در بهشت زهرا برگزار شد.
در آستانه فرا رسیدن شب یلدای ۱۴۰۱، نام یلدا آقافضلی نمادی از مبارزه و جنبش اعتراضی علیه حکومت شد:
اول دی‌ماه سالروز تولد و ۳۰ آذر چهلم درگذشت او بود

#ایران_را_پس_میگیریم
#نبردباتاریکی
#همکاری_ملی
#پاینده_ایران
#ایران_مرز_پرگهر
@IranPorGohar
😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
با آرزوی یلدایی سرشار از نور و امید برای هم‌میهنانم، در ایران وسراسر جهان و پیروزی نور بر تاریکی.
❤1
توهم دانایی (illusion of knowledge)؛
ریشه پنهان شورش ۵۷ و تداوم بحران در ایران


وقتی از #شورش۵۷ سخن می‌گویند، معمولاً عواملی مطرح می شود مانند:
استبداد سیاسی، نابرابری، فساد، فشارهای خارجی و شکاف دولت–جامعه،
اما عامل مهم کمتر دیده شده ای وجود دارد که نه‌تنها در شکل‌گیری آن شورش نقش جدی داشت، بلکه پس از آن نیز به‌صورت ساختاری بازتولید شد: توهم دانایی.

#توهم_دانایی یعنی فرد یا گروهی احساس فهم کامل از مسائل پیچیده سیاسی، اجتماعی و تاریخی داشته باشد، در حالی که دانش او سطحی، ناقص یا ایدئولوژیک است؛ اما همین اطمینان کاذب، مبنای تصمیم‌گیری‌های بزرگ و سرنوشت‌ساز می‌شود.

چپ‌ها و مارکسیست‌ها:
ایمان به نظریه به‌جای فهم جامعه


بخش قابل‌توجهی از نیروهای چپ و مارکسیست ایران، با خواندن چند کتاب یا مقاله ترجمه‌ای، به این تصور رسیدند که «قوانین تاریخ» را کشف کرده‌اند.
جامعه ایران، با تمام پیچیدگی‌های فرهنگی، دینی، اقتصادی و تاریخی‌اش، در ذهن آن‌ها به چند فرمول ساده فروکاسته شد:
تضاد طبقاتی، امپریالیسم، انقلاب اجتناب‌ناپذیر.

آن‌ها بیش از آنکه جامعه ایران را بشناسند،
به نظریه ایمان آورده بودند.
نتیجه این توهم دانایی، ناتوانی کامل در پیش‌بینی پیامدها، بی‌توجهی به خطر اسلام‌گرایی سیاسی، و مشارکت فعال در فروپاشی ساختاری بود که هیچ جایگزین عقلانی و نهادمندی برای آن وجود نداشت.

آن‌ها گمان می‌کردند تاریخ را می‌فهمند،
چون روایت ساده‌ای از آن داشتند؛
نه چون واقعیت پیچیده ایران را درک کرده بودند.

اسلام‌گرایان:
توهم دانایی قدسی


در میان اسلام‌گرایان، توهم دانایی شکل خطرناک‌تری به خود گرفت؛
زیرا با قداست پیوند خورد.

خواندن محدود متون فقهی یا دینی، به‌تدریج این تصور را ساخت که:
دانستن دین = دانستن سیاست
فهم اخلاق = توان اداره اقتصاد و جامعه
ایمان = صلاحیت حکمرانی

در این چارچوب، نیازی به اقتصاد، حقوق عمومی، علم سیاست، مدیریت یا تجربه تاریخی احساس نمی‌شد.
مخالفت، نشانه فساد یا ضلالت تلقی می‌شد و خطا نه اشتباه انسانی، بلکه «امتحان الهی» یا «توطئه دشمن» معنا می‌یافت.

توهم دانایی وقتی با ایمان دینی ترکیب شود، اصلاح‌ناپذیر می‌شود؛ زیرا فرد نه‌تنها خودرا دانا، بلکه خودرا برحق می‌داند.

پس از ۵۷:
نهادینه‌شدن توهم دانایی و فروپاشی شایستگی


فاجعه اصلی آن‌جاست که این وضعیت پس از انقلاب پایان نیافت؛
بلکه به الگوی رسمی قدرت تبدیل شد.

در گفتمان رسمی، چنین وانمود شد که:

«تخصص جای خود را به تعهد داده است»

اما واقعیت تاریخی چیز دیگری بود:
تخصص کنار زده شد و «ادعای تعهد» جای آن را گرفت، نه تعهد واقعی.

به‌تدریج:
شایستگی حذف شد
دانش عمیق به حاشیه رفت
و قطعیت ایدئولوژیک تشویق شد

افرادی که دانش سطحی داشتند اما زبان ایدئولوژی را خوب آموخته بودند، به مناصب کلیدی رسیدند؛
بدون فهم سیستم‌های پیچیده حکمرانی.
در این فضا، نه تخصص معیار بود و نه حتی اخلاق واقعی؛
بلکه نمایش فضیلت ملاک ارتقا شد.

نیت خوب یا ادعای نیت خوب؟

در چنین ساختاری، این گزاره رایج شد که:

«نیت خوب جای توان کاری را گرفته است»

اما تجربه تاریخی نشان داد که حتی این نیز خوش‌بینانه بود.

واقعیت این بود که:

ادعای نیت خوب جای توان واقعی را گرفت، و نمایش اطمینان اخلاقی به ابزار تصاحب قدرت بدل شد.

زمان نشان داد بسیاری از کسانی که با شعار تعهد و اخلاق به قدرت رسیدند:

نه‌تنها متخصص نبودند،

نه‌تنها متعهد نبودند،

بلکه با نیت سوءاستفاده، رانت، انباشت ثروت و قدرت وارد ساختار شدند.

توهم دانایی و توهم فضیلت؛
ترکیب ویرانگر


پس از ۵۷، دو توهم به‌طور هم‌زمان نهادینه شد:

توهم دانایی:
«چون ایمان دارم، می‌فهمم و می‌توانم اداره کنم»

توهم فضیلت اخلاقی:
«چون انقلابی یا مذهبی‌ام، پس پاک‌دستم»

این ترکیب:
نظارت را بی‌معنا کرد،
پرسشگری را غیراخلاقی جلوه داد
و فساد را پشت نقاب ارزش‌ها پنهان ساخت.
در چنین سیستمی، فساد نه انحراف، بلکه پیامدطبیعی قدرتِ غیرپاسخگو بود.

جمع‌بندی تاریخی

انقلاب ۵۷ فقط شورش علیه یک نظام سیاسی نبود؛
شورش توهم دانایی علیه پیچیدگی ایران بود.

و گروهی که گمان کرد پاسخ مسائل عمیق تاریخی، اقتصادی و اجتماعی را دارد، بدون آنکه واقعاً آن‌ها را بفهمد.
و قدرتی که بر پایه همین توهم بنا شد، طبیعی است که از اصلاح بترسد، از نقد بگریزد و خطاهای خود را بازتولید کند.

شاید تلخ‌ترین حقیقت این باشد که بسیاری از بحران‌های امروز ایران نه حاصل «اشتباه»، بلکه نتیجه سیستمی است که:
ریا را به مهارت،
شعار را به شایستگی،
و ظاهر اخلاقی را به فضیلت واقعی ترجیح داد
.
در چنین ساختاری، کسانی بالا آمدند که نه می‌دانستند، نه می‌خواستند بدانند، و نه اجازه می‌دادند دیگران بدانند؛ اما خوب می‌دانستند چگونه با زبان دین و انقلاب، قدرت و ثروت را تصاحب کنند.
این نه انحراف از مسیر انقلاب، بلکه منطق درونی توهم داناییِ نهادینه‌شده بود.
👏1
عددها دروغ نمی‌گویند

مقایسه نرخ رسمی دلار از ۱۳۵۷ تا بودجه ۱۴۰۵؛ حتی پس از حذف چهار صفر

یکی از قدیمی‌ترین شگردهای دولت‌های گرفتار بحران اقتصادی، بازی با اعداد است؛ نه برای حل مسئله، بلکه برای تغییر ادراک عمومی از آن.
حذف صفر از پول ملی دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند:
اقدامی حسابداری که اگر با اصلاحات ساختاری همراه نباشد، بیش از آنکه درمان باشد، آرایش ظاهری بحران است.

لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ جمهوری اسلامی برای ایران، نمونه‌ای روشن از این وضعیت است.

بودجه ۱۴۰۵ و حذف چهار صفر

برای نخستین‌بار، دولت لایحه بودجه را بر مبنای واحد پول جدید و با حذف چهار صفر از ریال تنظیم و به مجلس ارائه کرده است.
یعنی:

هر ۱۰٬۰۰۰ ریال فعلی = ۱ ریال جدید

تمام ارقام بودجه، از درآمد و هزینه تا نرخ ارز، با این واحد جدید نوشته شده‌اند

در نگاه اول، اعداد کوچک‌تر شده‌اند. اما سؤال اصلی این است:

آیا واقعیت اقتصادی هم کوچک‌تر شده است؟

نرخ دولتی دلار در بودجه ۱۴۰۵

بر اساس جداول رسمی لایحه بودجه:

نرخ مبنای دولتی دلار:

۸۵ ریال جدید


که معادل است با:

۸۵۰٬۰۰۰ ریال فعلی

یا ۸۵٬۰۰۰ تومان

اینجا اصلاً درباره نرخ بازار آزاد صحبت نمی‌کنیم؛ فقط و فقط نرخ رسمی دولت مبناست.

بازگشت به نقطه آغاز: سال ۱۳۵۷

در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ و در آغاز جمهوری اسلامی:

نرخ رسمی دلار ۷۰ ریال بوده است

مقایسه ای که نمی‌شود انکارش کرد

اکنون دو عدد را کنار هم بگذاریم:

سال نرخ رسمی دلار
۱۳۵۷ ۷۰ ریال
۱۴۰۵ ۸۵ ریال جدید (= ۸۵۰٬۰۰۰ ریال فعلی)

و نتیجه؟

حتی پس از ۴۶ سال، حتی با حذف چهار صفر، و حتی با در نظر گرفتن نرخ دولتی، دلار در سال ۱۴۰۵ از دلار سال ۱۳۵۷ گران‌تر است.

این نتیجه نه حاصل تحلیل پیچیده است، نه تفسیر سیاسی؛
فقط مقایسه عدد با عدد است.

این مقایسه نشان می‌دهد:

سقوط ارزش پول ملی، حتی در روایت رسمی دولت هم قابل پنهان‌کردن نیست

#حذف_صفر :

ارزش پول را بالا نبرده

فقط مقیاس نوشتن عددها را تغییر داده

اما مسئله اصلی، ساختاری و تاریخی است:

کسری بودجه مزمن

رشد افسارگسیخته نقدینگی

اقتصاد رانتی و غیرمولد

فقدان اعتماد عمومی

حذف صفر؛ درمان یا توهم؟

حذف صفر اگر:

همراه با انضباط مالی

کنترل کسری بودجه

استقلال بانک مرکزی

و رشد واقعی اقتصاد نباشد

صرفاً یک «ترفند حسابداری» است.

در چنین شرایطی، حذف صفر نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه خطرناک است؛ چون:

شدت بحران را در ذهن جامعه کم‌رنگ می‌کند

و به سیاست‌گذار اجازه می‌دهد:
بدون پاسخ‌گویی، بحران را عادی‌سازی کند

اگر بخواهیم منصفانه و دقیق قضاوت کنیم:

# بودجه۱۴۰۵ با واحد پول جدید تنظیم شده

# چهار صفر حذف شده

اما:

دلار رسمی هنوز از ابتدای جمهوری اسلامی گران‌تر است
آن هم نه در بازار آزاد، بلکه در سند رسمی دولت

و این یعنی:

مسئله اقتصاد ایران، «تعداد صفرها» نیست؛
مسئله، سیاست‌هایی است که صفرها را یکی‌یکی خلق کرده‌اند.

#پول_ملی
#همکاری_ملی
#ایران_مرز_پرگهر
❤️ 🤍 💚 @IranPorGohar 🌞🦁
👍1
برای بزرگمرد آسمان هنر ایران زنده یاد #بهرام_بیضایی آرامش ابدی آرزومندیم🙏

یادش گرامی، نامش جاودان و راهش پر رهرو باد 🥀

#روشنفکر_بیدار

#ایران_مرز_پرگهر
❤️ 🤍 💚 @IranPorGohar 🌞🦁
👍1
درگذشت بهرام بیضایی، از مفاخر ملی ایران در عرصه سینما، تئاتر و ادبیات، فقدانی بزرگ برای فرهنگ و هنر کشور ماست.

زنده‌یاد بیضایی هنر را مسئولیتی ملی می‌دانست، و زندگی‌اش را وقف خلق آثاری ارزنده در زمینه اسطوره و تاریخ ایران کرد. او خلاقیت خود را با تعهد و عشق به میهن در هم آمیخت و آثار ماندگاری برای نسل‌های آینده بر جا گذاشت که نقشی ارزنده در پاسداشت هویت ایرانی دارد.

فقدان این هنرمند بزرگ و میهن‌دوست را به خانواده و دوستان او و جامعه هنری کشور تسلیت می‌گویم. یاد و نام بهرام بیضایی در تاریخ فرهنگ و هنر سرزمین‌مان ماندگار خواهد بود.

@OfficialRezaPahlavi
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
با دلی آکنده از اندوه و تاثر عمیق، تسلیت صمیمانه خود را به مناسبت درگذشت استاد بهرام بیضایی، فیلم‌ساز و کارگردان برجسته ایران، ابراز می‌کنم. آثار بی‌نظیر او در دنیای هنر و سینما تأثیری ماندگار و غیرقابل فراموش بر فرهنگ ایران و فراتر از آن گذاشته است. دیدگاه منحصر به فرد و تعهد بی‌وقفه او به هنر نه تنها سینمای ایران را شکل داد، بلکه صدای روح مردم ما را به گوش جهانیان رساند. به یاد دارم همواره لحظه‌ای که بهرام بیضایی جایزه ویژه هیات داوران را برای فیلم رگبار در اولین جشنواره بین‌المللی فیلم تهران در سال ۱۳۵۱ دریافت کرد. آن روزها، روزهای پرامیدی برای سینمای ایران بود و در آن لحظه، نبوغ بی‌پایان بهرام به وضوح آشکار بود. تسلیت خود را به خانواده محترم ایشان و جامعه هنر و سینمای ایران تقدیم می‌کنم. روحش در آرامش جاودان بیاساید و یادش الهام ‌بخش نسل‌ های آینده باشد.
👏1
.
از «مرگ بر شاه» به «جاویدشاه»؛ دستاورد بی‌نظیر شاهزاده رضا پهلوی

*این یادداشت در آبان ۲۵۸۴ شاهنشاهی (۱۴۰۴) در «فریدون» منتشر شده بود.

سهراب ثلاث در بخشی از یادداشت خویش برای «فریدون» با عنوان «شاهزاده رضا پهلوی در پرتو دوگانه‌ی تاریخی نظر و عمل» می‌نویسد:

«فراموش نباید کرد که پیش از نقد شاهزاده رضا پهلوی ، با چنین کارنامه‌ای ستودنی، نخست باید به فهم عمل او رسید؛ و این فهم جز با فهم مشی و منش او ممکن نیست. روشنفکری ایرانی، که عادت به تقلید دارد - خواه از کمونیست‌های روسی، خواه از لیبرتارین‌های آمریکایی و یا حتی نظریه‌پردازان نظام هیتلر - از چنین فهم و درکی ناتوان است.

تفکیک دقیق عرصه‌ی نظر و عمل، هم حیثیت روشنفکری و اعتبار دانشگاهی را نگاه می‌دارد و هم اندیشه را چراغ راه رهبران، سیاستمداران و اهل عمل می‌سازد. پیش از هر نقدی بر شاهزاده رضا پهلوی، وظیفه‌ی نخست، فهم منش سیاسی اوست.
.
شاهزاده رضا پهلوی، شعار "مرگ بر شاه" را به "جاوید شاه" تبدیل کرده است. صبر و تساهل بی‌مانند او در طول دهه‌ها، سرمایه‌ای اجتماعی و سیاسی عظیم برای خودش، ملت ایران و بی‌تردید برای پادشاهی‌خواهان فراهم کرده است. عملکرد و دستاورد او در تاریخ ایران و حتی در جهان، بی‌مانند و ‌بی‌نظیر است. او، اگر خود و مردم بخواهند، می‌تواند پادشاه ایران دموکراتیک باشد و پشتوانه‌ای عظیم برای امنیت، ثبات و رفاه ملت ایران ایجاد کند»

----
سهراب ثلاث محقق اندیشه سیاسی در بستر تحولات ایران معاصر است که بطور خاص به رابطه سنت‌های الهیاتی و مدرنیته تمرکز و توجه دارد. «سهراب ثلاث» نام مستعاری است که این محقق برای خود برگزیده است.

لینک صورت کامل یادداشت در وبسایت «فریدون»:
https://www.fereydoun.org/reflections/practice-and-theory

@fereydoun_magazine
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا تا الان اینترنت رو قطع نکردن؟

این پست رو تا آخر ببینید و برای همه بفرستید. لطفا مردم رو آگاه کنید!

پیج بلاگرهای حکومتی رو حتما آنفالو، بلاک و ریپورت کنید.

آگاهی راز موفقیت ماست✌️

بگو #جاوید_شاه
#KingRezaPahlavi

@C_B_SHAHZADEH
👍1
‏تحلیل رفتار فریبکارانه ی مفلسان سیاسی!
قیاس ایران با ونزوئلا در اداره ی فردای سرنگونی، آخرین تلاش اتاق فکر یک رژیم ورشکسته برای پاک کردن صدای ‎#ملت در خیابان است.

حامیان جمهوری اسلامی با سوءاستفاده از جمله‌ی ترامپ درباره‌ی «ناتوانی ماریا کورینا ماچادو»، تلاش می‌کنند القا کنند که در فردای آزادی ایران نیز قرار نیست کشور به دست منتخب مردم(شاهزاده) اداره شود، این قیاس از اساس غلط و مغرضانه و الوده به فریب است، چراکه در ونزوئلا، هیچ‌کس در خیابان‌ها نام«ماچادو» را فریاد نزد، او را لایق رهبری ندانست و اعتراض‌ها علیه فقر، سرکوب و مادورو بود بد‌ون وجود یک چهره‌ی ملیِ مورد اجماع، این یعنی:
خانم ماچادو محصول سازوکار حزبی و سیاسی بود، نه برآمده از خواست یکپارچه‌ی جامعه، اما در ایران، ماجرا کاملاً متفاوت است!
در خیابان‌ها، در اعتراض‌ها، در خیزش‌ها، نام شاهزاده به‌طور خودجوش و یکصدا فریاد زده می‌شود آنهم به اسم ‎#شاه و حکومت ‎#شاهنشاهی،نه با دستور، نه با حزب، نه با لابی خارجی، بلکه به‌عنوان نماد وحدت ملی، تداوم تاریخی و آلترناتیوِ روشن.
به زبان ساده تفاوت اینجاست:
-ماچادو یک سیاستمدار اپوزیسیون است!
-شاهزاده یک سرمایه‌ی ملی و نماد فراسیاسی و این واقعیت ساده که در ایران، مردم نام آلترناتیو را خودشان انتخاب کرده‌اند.
صدایی که روشن می‌گوید:این بار، انتخاب از بالا نیست، از دل مردم است.
پ ن:
چپهایی که تا همین چند روز قبل در تلاش رهبر سازی از نرگس محمدی بودند نیز به این نظریه ی فَعله های رژیم دامن میزنند !!!

‎#جاویدشاه
‎#پسرعاقل_نوح
👏1