🔴فوری / واینت : یه کشتی جنگی آمریکا تو خلیج فارس مورد حمله قرار گرفت
#ارسالی
پرسش از مسئولیت؛ وقتی وعدهها با واقعیت فاصله میگیرند
هیچکدام از روسای جمهور ایران تاکنون بدلیل عدم توانایی در اداره امور یا عدم توانایی تغییر ساختار استعفا نکرده اند و دلیلش همین جمله بوده ؛ با رفتن من آیا وضع بهترمیشود؟ مسلما خیر .
استعفای آقای پزشکیان و دولت وی در پاسخ به عدم توانایی در تحقق شعار عدالت خواهی و حل مشکلات است ایشان در شعارهای انتخاباتی یکروز گردنشان را گرو گذاشتند ؛ یکروز پرچم عدالت علی بدست گرفتند و مرتب از نهج البلاغه برای مردم روضه خواندند ، یکروز همه مسئولیت گرانی و تورم را به گردن دولت انداختند ( شعارهای انتخاباتی ) . و حالا اصرار دارند پای کار تا آخر خواهند ایستاد !!! براستی پای کدام کار ؟ تحقق کدام شعار ؟ اصلا ایشان واقعا کجای کار هستند ؟؟؟ !!!!
پرسش از مسئولیت؛ وقتی وعدهها با واقعیت فاصله میگیرند
هیچکدام از روسای جمهور ایران تاکنون بدلیل عدم توانایی در اداره امور یا عدم توانایی تغییر ساختار استعفا نکرده اند و دلیلش همین جمله بوده ؛ با رفتن من آیا وضع بهترمیشود؟ مسلما خیر .
استعفای آقای پزشکیان و دولت وی در پاسخ به عدم توانایی در تحقق شعار عدالت خواهی و حل مشکلات است ایشان در شعارهای انتخاباتی یکروز گردنشان را گرو گذاشتند ؛ یکروز پرچم عدالت علی بدست گرفتند و مرتب از نهج البلاغه برای مردم روضه خواندند ، یکروز همه مسئولیت گرانی و تورم را به گردن دولت انداختند ( شعارهای انتخاباتی ) . و حالا اصرار دارند پای کار تا آخر خواهند ایستاد !!! براستی پای کدام کار ؟ تحقق کدام شعار ؟ اصلا ایشان واقعا کجای کار هستند ؟؟؟ !!!!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺🔻مشهد؛ بیاعتنایی مردم به نمایش حکومتی
شهروند خبرنگار؛ فیلمی که امروز، پنجشنبه ۱۸ تیر، در مشهد گرفتهام نشان میدهد مردم ایران دیگر حاضر نیستند در مراسمی شرکت کنند که برایشان نمایشی، تحمیلی و بیمعناست.
دفن این دیکتاتور قاتل، که مسئول مرگ دهها هزار نفر از مردم ایران است، در شهر مشهد نه احترام، که توهین آشکار به خون هزاران جاویدنام است.
شهروند خبرنگار؛ فیلمی که امروز، پنجشنبه ۱۸ تیر، در مشهد گرفتهام نشان میدهد مردم ایران دیگر حاضر نیستند در مراسمی شرکت کنند که برایشان نمایشی، تحمیلی و بیمعناست.
دفن این دیکتاتور قاتل، که مسئول مرگ دهها هزار نفر از مردم ایران است، در شهر مشهد نه احترام، که توهین آشکار به خون هزاران جاویدنام است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارشناسان اقتصادی تنها هزینه جعبه گردانی جامنه ای را در یک هفته اخیر را بیش از ۵۰۰ میلیون دلار بر آورد کردند ،قصاوت با شما
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👈بیرون کشیدن ۸۵ میلیون دلار حاصل از فساد عدنان الجميلی معاون پیشین وزیر نفت در امور پالایش عراق از زیر زمین!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آتشسوزی گسترده در کارخانه تولید تابلوفرش آران و بیدگل؛ دود غلیظ آسمان شهرک صنعتی قدس را فرا گرفت
حریق گسترده در یک واحد تولید تابلوفرش واقع در شهرک صنعتی قدس شهرستان آران و بیدگل رخ داد. جزئیات بیشتر درباره علت حادثه، میزان خسارت و احتمال تلفات یا مصدومان تاکنون اعلام نشده است.
حریق گسترده در یک واحد تولید تابلوفرش واقع در شهرک صنعتی قدس شهرستان آران و بیدگل رخ داد. جزئیات بیشتر درباره علت حادثه، میزان خسارت و احتمال تلفات یا مصدومان تاکنون اعلام نشده است.
میلیاردها تومان درآمد از معادن؛ سهم مردم چیست؟
بیش از ۲۸۰ میلیارد تومان فروش در روز، بیش از ۱۱ هزار میلیارد تومان فروش در یک ماه و بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان درآمد در شش ماه؛ اینها فقط ارقام مربوط به یک شرکت معدنی در یک استان است. حالا این سؤال مطرح میشود: اگر درآمد معادن ۳۱ استان و صدها معدن بزرگ و کوچک کشور را کنار هم بگذاریم، چه عددی به دست میآید و این ثروت عظیم دقیقاً کجا هزینه میشود؟
برای تولید میلیونها تن کنسانتره، گندله و فولاد، حجم عظیمی از منابع طبیعی، بهویژه آب، مصرف میشود؛ منابعی که بخش قابلتوجهی از آن از دل استانهای کمآب تأمین میشود. اما سهم همان استانها از این ثروت چیست؟
اگر تنها بخشی از درآمد معادن بزرگی مانند چادرملو و سنگآهن مرکزی بافق در همان استان سرمایهگذاری میشد، آیا هنوز پروژههای زیرساختی مهم مانند جادههای اردکان–چوپانان و یزد–طبس سالها نیمهتمام میماندند؟ آیا شهرها و روستاهای معدنخیز همچنان با کمبود زیرساخت، بحران آب، بیکاری و مشکلات عمرانی روبهرو بودند؟
سهم مردمی که ثروت از دل سرزمینشان استخراج میشود، از این درآمدهای هزاران میلیارد تومانی دقیقاً چیست؟
بیش از ۲۸۰ میلیارد تومان فروش در روز، بیش از ۱۱ هزار میلیارد تومان فروش در یک ماه و بیش از ۵۰ هزار میلیارد تومان درآمد در شش ماه؛ اینها فقط ارقام مربوط به یک شرکت معدنی در یک استان است. حالا این سؤال مطرح میشود: اگر درآمد معادن ۳۱ استان و صدها معدن بزرگ و کوچک کشور را کنار هم بگذاریم، چه عددی به دست میآید و این ثروت عظیم دقیقاً کجا هزینه میشود؟
برای تولید میلیونها تن کنسانتره، گندله و فولاد، حجم عظیمی از منابع طبیعی، بهویژه آب، مصرف میشود؛ منابعی که بخش قابلتوجهی از آن از دل استانهای کمآب تأمین میشود. اما سهم همان استانها از این ثروت چیست؟
اگر تنها بخشی از درآمد معادن بزرگی مانند چادرملو و سنگآهن مرکزی بافق در همان استان سرمایهگذاری میشد، آیا هنوز پروژههای زیرساختی مهم مانند جادههای اردکان–چوپانان و یزد–طبس سالها نیمهتمام میماندند؟ آیا شهرها و روستاهای معدنخیز همچنان با کمبود زیرساخت، بحران آب، بیکاری و مشکلات عمرانی روبهرو بودند؟
سهم مردمی که ثروت از دل سرزمینشان استخراج میشود، از این درآمدهای هزاران میلیارد تومانی دقیقاً چیست؟
رکوردهای گرانی یکی پس از دیگری شکسته میشود؛ سفره مردم هر روز کوچکتر از دیروز
یک روز نوبت گوشت قرمز است؛ کالایی که مدتهاست از سفره بسیاری از خانوادهها خداحافظی کرده است. روز دیگر مرغ، لبنیات، برنج، تخممرغ، روغن یا میوه با موج تازهای از افزایش قیمت روبهرو میشوند. گرانی دیگر یک اتفاق مقطعی نیست؛ به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است.
قیمتها به جایی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها، خرید برخی کالاهای اساسی از یک نیاز روزانه به یک آرزو تبدیل شده است. قدرت خرید کاهش یافته و بسیاری ناچارند یا مقدار خرید خود را کم کنند یا برخی اقلام را بهکلی از سبد غذایی حذف کنند.
وقتی گوشت، لبنیات، میوه و حتی برخی مواد غذایی پایه به تدریج از سفره مردم حذف میشوند، مسئله فقط گرانی نیست؛ بلکه کاهش کیفیت تغذیه، افزایش فشار معیشتی و نگرانی درباره سلامت خانوادهها نیز مطرح است.
وقتی دستمزدها از تورم عقب میمانند، گرانی فقط اعداد روی برچسب کالاها را تغییر نمیدهد؛ بلکه سبک زندگی و امنیت غذایی خانوادهها را نیز تغییر میدهد.
یک روز نوبت گوشت قرمز است؛ کالایی که مدتهاست از سفره بسیاری از خانوادهها خداحافظی کرده است. روز دیگر مرغ، لبنیات، برنج، تخممرغ، روغن یا میوه با موج تازهای از افزایش قیمت روبهرو میشوند. گرانی دیگر یک اتفاق مقطعی نیست؛ به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است.
قیمتها به جایی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها، خرید برخی کالاهای اساسی از یک نیاز روزانه به یک آرزو تبدیل شده است. قدرت خرید کاهش یافته و بسیاری ناچارند یا مقدار خرید خود را کم کنند یا برخی اقلام را بهکلی از سبد غذایی حذف کنند.
وقتی گوشت، لبنیات، میوه و حتی برخی مواد غذایی پایه به تدریج از سفره مردم حذف میشوند، مسئله فقط گرانی نیست؛ بلکه کاهش کیفیت تغذیه، افزایش فشار معیشتی و نگرانی درباره سلامت خانوادهها نیز مطرح است.
وقتی دستمزدها از تورم عقب میمانند، گرانی فقط اعداد روی برچسب کالاها را تغییر نمیدهد؛ بلکه سبک زندگی و امنیت غذایی خانوادهها را نیز تغییر میدهد.
وقتی پول ملی آب میرود، طلا ارزش را حفظ میکند
افزایش حدود هزار برابری قیمت طلا در دو دهه گذشته نشان میدهد این فلز گرانبها در ایران، بیش از آنکه یک کالای سرمایهگذاری باشد، به ابزاری برای حفظ ارزش دارایی در برابر تورم و کاهش ارزش پول ملی تبدیل شده است.
وقتی ارزش یک دارایی طی ۲۰ سال حدود هزار برابر میشود، این فقط یک رکورد در بازار طلا نیست؛ بلکه روایتی از کاهش مستمر ارزش پول ملی و فرسایش قدرت خرید مردم است.
افزایش حدود هزار برابری قیمت طلا در دو دهه گذشته نشان میدهد این فلز گرانبها در ایران، بیش از آنکه یک کالای سرمایهگذاری باشد، به ابزاری برای حفظ ارزش دارایی در برابر تورم و کاهش ارزش پول ملی تبدیل شده است.
وقتی ارزش یک دارایی طی ۲۰ سال حدود هزار برابر میشود، این فقط یک رکورد در بازار طلا نیست؛ بلکه روایتی از کاهش مستمر ارزش پول ملی و فرسایش قدرت خرید مردم است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ، بازار بندرعباس را به رکود کشاند؛ خیابانها خلوت، مغازهها بیمشتری
یک کاسب در بندرعباس از پیامدهای اقتصادی درگیریهای اخیر میگوید: «کسبوکارها تازه داشتند نفسی میکشیدند، اما با اتفاقات چند شب گذشته دوباره همه چیز به هم ریخت.»
بسیاری از واحدهای صنفی از جمله فلافلفروشیها، میوهفروشیها، سوپرمارکتها و دیگر مغازهها با افت شدید مشتری روبهرو شدهاند و برخی نیز ناچار به تعطیلی شدهاند.
او میگوید خیابانهایی مانند ۲۲ بهمن که همیشه از شلوغترین نقاط شهر بودند، حالا بهطرز کمسابقهای خلوت شدهاند. بازاری که حتی در شبهای آخر هفته مملو از جمعیت بود، امروز مشتری ندارد.
«مردم دیگر توان خرید ندارند. از یک طرف گرانی و فشار معیشت، از طرف دیگر ناامنی و نگرانی ناشی از درگیریها؛ نتیجهاش این شده که هم مردم از بازار فاصله گرفتهاند و هم خیلیها کار و درآمدشان را از دست دادهاند.»
«ما تازه داشتیم از رکود خارج میشدیم؛ اما این اتفاقات دوباره بازار را فلج کرد. وقتی بازار نخوابد، مردم نان میخورند؛ اما وقتی بازار بخوابد، اولین قربانی، کاسب و کارگر است.»
یک کاسب در بندرعباس از پیامدهای اقتصادی درگیریهای اخیر میگوید: «کسبوکارها تازه داشتند نفسی میکشیدند، اما با اتفاقات چند شب گذشته دوباره همه چیز به هم ریخت.»
بسیاری از واحدهای صنفی از جمله فلافلفروشیها، میوهفروشیها، سوپرمارکتها و دیگر مغازهها با افت شدید مشتری روبهرو شدهاند و برخی نیز ناچار به تعطیلی شدهاند.
او میگوید خیابانهایی مانند ۲۲ بهمن که همیشه از شلوغترین نقاط شهر بودند، حالا بهطرز کمسابقهای خلوت شدهاند. بازاری که حتی در شبهای آخر هفته مملو از جمعیت بود، امروز مشتری ندارد.
«مردم دیگر توان خرید ندارند. از یک طرف گرانی و فشار معیشت، از طرف دیگر ناامنی و نگرانی ناشی از درگیریها؛ نتیجهاش این شده که هم مردم از بازار فاصله گرفتهاند و هم خیلیها کار و درآمدشان را از دست دادهاند.»
«ما تازه داشتیم از رکود خارج میشدیم؛ اما این اتفاقات دوباره بازار را فلج کرد. وقتی بازار نخوابد، مردم نان میخورند؛ اما وقتی بازار بخوابد، اولین قربانی، کاسب و کارگر است.»