Forwarded from نامهای ماندگار ( آبان خونین )
اسمم مهدیسه
#مهدیس_حسینی
من ۱۷سال بیشتر نداشتم اما
مزدوران حکومتی من رو در آمل کشتن
تحمل فریاد آزادیخواهیم رو نداشتن
۹ تیر تولدمه
تازه قرار بود ۱۸ساله بشم
یه دنیا آرزوهای جوونی داشتم که میدونم شما راهم رو برای رسیدن به آزادی ادامه میدید.
#مهدیس_حسینی
من ۱۷سال بیشتر نداشتم اما
مزدوران حکومتی من رو در آمل کشتن
تحمل فریاد آزادیخواهیم رو نداشتن
۹ تیر تولدمه
تازه قرار بود ۱۸ساله بشم
یه دنیا آرزوهای جوونی داشتم که میدونم شما راهم رو برای رسیدن به آزادی ادامه میدید.
💔 #علیه_فراموشی
#مهدیس_حسینی اگر به قتل نمیرسید امروز ۱۷ ساله میشد.
مهدیس روز ۳۰شهریور در #آمل با شلیک نیروهای امنیتی به پاهایش، مجروح شد و برای مدتی، پنهان شد تا بازداشت نشود و بعد به خانهی خودش برگشت. دو روز بعد، چند ساعتی را در خانه تنها ماند. اما هنگامی که مادرش به خانه برگشت، تن بیجان مهدیس را دید.
پیکر مهدیس را تحویل ندادند تا وقتی که مادرش را مقابل دوربین صدا و سیما نشاندند تا بگوید: «برگشتم خانه، دیدم در باز است، پنکه روشن است، فکر کردم خواب است و شوخی میکند، پتو را که کنار کشیدم، صورتش ورم کرده بود و از دهانش خون میآمد، آمبولانس گفت که مدتهاست فوت شده است، دخترم اعتیاد نداشت اما گاهی قرصهایی مثل ترامادول یا متادون مصرف میکرد.»
چهار روز پس از دریافت این اعترافات، پیکر مهدیس را برای خاکسپاری تحویل دادند.
🆔@Iran_news_ajancy
#مهدیس_حسینی اگر به قتل نمیرسید امروز ۱۷ ساله میشد.
مهدیس روز ۳۰شهریور در #آمل با شلیک نیروهای امنیتی به پاهایش، مجروح شد و برای مدتی، پنهان شد تا بازداشت نشود و بعد به خانهی خودش برگشت. دو روز بعد، چند ساعتی را در خانه تنها ماند. اما هنگامی که مادرش به خانه برگشت، تن بیجان مهدیس را دید.
پیکر مهدیس را تحویل ندادند تا وقتی که مادرش را مقابل دوربین صدا و سیما نشاندند تا بگوید: «برگشتم خانه، دیدم در باز است، پنکه روشن است، فکر کردم خواب است و شوخی میکند، پتو را که کنار کشیدم، صورتش ورم کرده بود و از دهانش خون میآمد، آمبولانس گفت که مدتهاست فوت شده است، دخترم اعتیاد نداشت اما گاهی قرصهایی مثل ترامادول یا متادون مصرف میکرد.»
چهار روز پس از دریافت این اعترافات، پیکر مهدیس را برای خاکسپاری تحویل دادند.
🆔@Iran_news_ajancy