دندان روی جگر، تا کی؟!؟
#پویان_ویستا:
پس از تجمع گرامیداشت آبان خونین در لندن، به همراه دوستان به دادگاه جنایات آبان رفتیم تا نتیجه را از زبان داوران بشنویم. در پایان مراسم، حضار به صف شدند تا عکس و فیلم یادگاری بگیرند؛ دوستان پادشاهی خواه، همچون خودم اکراه داشتند که در این صف که بیشترشان تجزیه طلب، جهان وطنی و قماش ۵۷ی بودند بایستند؛ اما خب چاره ای نبود، قرار است همبستگی کنیم و به بینش سیاسی هم احترام بگذاریم!
به دوستم امیر گفتم بیا دست کم کنارشان در انتهای صف بایستیم. یکهو به ذهنم رسید پرچم شیر و خورشید که از مراسم قبلی در جیب اورکتم مانده بود را بیرون آورده و آن را هم به نمایش دربیاوریم، به این نیت که هم به مراسم، جامه ایرانیت بپوشانم و هم همبستگیمان را به دنیا نشان دهیم. چون خندهدار بود که مهمترین سمبل ایرانمان در چنین مراسمی وجود نداشته باشد. اما طولی نکشید که مدعیان دموکراسی و حقوق بشر بر سرمان آوار شدند و مخالفت کردند!
یکیشان میگفت اینجا دادگاه مردمیه، جای ساین حزبی نیست! گفتم کدوم حزب خانوم؟ این ساین تاریخی همه ماست؛ مبارزان آبان برای همین پرچم جان دادند. دیگری گفت اینجوری باشه ما هم میتونستیم ساین خودمون رو بیاریم! گفتم دادگاه دیگه تموم شده، همه دارند عکس یادگاری میگیرند، چرا پرچم مملکت نباید باشه؟ یکی دیگه هم ما رو متهم کرد به بهم زدن مراسم و و و... خلاصه که ما تنها بودیم و زورشان چربید و ما را از دادگاه مردمی! بیرون کردند.
عجیب اینکه پخش سرود سازمان تروریستی چریکهای فدایی خلق ساین حزبی نبود، اما پرچم تاریخی ایرانیان ساین احزاب پادشاهی بود! و تلخ آنکه باز هم طبق معمول ما باید به خاطر ایران و جانباختگان راه آزادیش کوتاه میآمدیم و دندان روی جگر می گذاشتیم! اما تا کی!؟ مرز این همبستگی کجاست!؟ چرا مدارا و مماشات فقط از جانب ما باشد!؟ گویا نسل قربانی و آواره ما بدهکار این جماعت است!
- برای برقراری عدالت و آزادی بیان انقلاب کردند، اما خودشان نه عقیده مخالف را بر میتابند و نه معنای برابری را فهمیدهاند!
* من در جریان ممنوع بودن یا نبودن نمایش پرچم نبودم؛ به دنبال برهم زدن این مراسم هم نبودم.
«یک کشور، یک ملت، یک پرچم»
https://t.me/C_B_SHAHZADEH/106147
@Israelparstv
#پویان_ویستا:
پس از تجمع گرامیداشت آبان خونین در لندن، به همراه دوستان به دادگاه جنایات آبان رفتیم تا نتیجه را از زبان داوران بشنویم. در پایان مراسم، حضار به صف شدند تا عکس و فیلم یادگاری بگیرند؛ دوستان پادشاهی خواه، همچون خودم اکراه داشتند که در این صف که بیشترشان تجزیه طلب، جهان وطنی و قماش ۵۷ی بودند بایستند؛ اما خب چاره ای نبود، قرار است همبستگی کنیم و به بینش سیاسی هم احترام بگذاریم!
به دوستم امیر گفتم بیا دست کم کنارشان در انتهای صف بایستیم. یکهو به ذهنم رسید پرچم شیر و خورشید که از مراسم قبلی در جیب اورکتم مانده بود را بیرون آورده و آن را هم به نمایش دربیاوریم، به این نیت که هم به مراسم، جامه ایرانیت بپوشانم و هم همبستگیمان را به دنیا نشان دهیم. چون خندهدار بود که مهمترین سمبل ایرانمان در چنین مراسمی وجود نداشته باشد. اما طولی نکشید که مدعیان دموکراسی و حقوق بشر بر سرمان آوار شدند و مخالفت کردند!
یکیشان میگفت اینجا دادگاه مردمیه، جای ساین حزبی نیست! گفتم کدوم حزب خانوم؟ این ساین تاریخی همه ماست؛ مبارزان آبان برای همین پرچم جان دادند. دیگری گفت اینجوری باشه ما هم میتونستیم ساین خودمون رو بیاریم! گفتم دادگاه دیگه تموم شده، همه دارند عکس یادگاری میگیرند، چرا پرچم مملکت نباید باشه؟ یکی دیگه هم ما رو متهم کرد به بهم زدن مراسم و و و... خلاصه که ما تنها بودیم و زورشان چربید و ما را از دادگاه مردمی! بیرون کردند.
عجیب اینکه پخش سرود سازمان تروریستی چریکهای فدایی خلق ساین حزبی نبود، اما پرچم تاریخی ایرانیان ساین احزاب پادشاهی بود! و تلخ آنکه باز هم طبق معمول ما باید به خاطر ایران و جانباختگان راه آزادیش کوتاه میآمدیم و دندان روی جگر می گذاشتیم! اما تا کی!؟ مرز این همبستگی کجاست!؟ چرا مدارا و مماشات فقط از جانب ما باشد!؟ گویا نسل قربانی و آواره ما بدهکار این جماعت است!
- برای برقراری عدالت و آزادی بیان انقلاب کردند، اما خودشان نه عقیده مخالف را بر میتابند و نه معنای برابری را فهمیدهاند!
* من در جریان ممنوع بودن یا نبودن نمایش پرچم نبودم؛ به دنبال برهم زدن این مراسم هم نبودم.
«یک کشور، یک ملت، یک پرچم»
https://t.me/C_B_SHAHZADEH/106147
@Israelparstv
Telegram
کمپین بازگشت شاهزاده
بیرون انداختن پرچم ملی #شیروخورشیدنشان از مثلا دادگاه آبان توسط شادی امین همزمان با پخش سرود گروه تروریستی چریکهای فدایی خلق!
@C_B_SHAHZADEH
@C_B_SHAHZADEH