اعدام سیاست طبقه کارگر نیست!
#اعدام #قتل_عمد_دولتی است!
اعتصاب کارگران هفت تپه در سراسر ایران و جهان مورد توجه است. هر حرکت کارگر هفت تپه را با ذرهبین نگاه میکنند. این اعتصاب میتواند الگو باشد برای کارگران مراکزی که مشکل شبیه هفت تپه دارند. شعارهای قبلی کارگران هفت تپه را کارگران همه جا تکرار کردند. اما این روزها تعدادی از کارگران شعار "مفسد اقتصادی اعدام باید گردد" سر می دهند. این شعار با تعجب و انتقاد دوستان هفت تپه همراه شده است. می پرسند انتظار این بود که کارگران در صف اول علیه اعدام باشند نه برعکس. من از دل خون کارگر هفت تپه از اسدبیگی و رستمی خبر دارم، ولی شعار "اعدام باید گردد" جواب نیست و به کارگران ضرر میزند و کارگران را طرفدار قتل عمد دولتی نشان میدهد.
قتل در یک نزاع یا تصادف میتواند رخ بدهد اما اعدام فرق دارد. اینجا مراسمی از قبل، با تشریفات، با خونسردی، با نقشه برای یک قتل جدید و عامدانه برگزار میشود. هدف اعدام چیست؟ میگویند "اجرای عدالت"! اما کدام عدالت توسط جلاد و قتل عمد و آدمکشی قانونی متحقق شده است؟ هیچی. دولت این حق را بخود میدهد و حتی چهار حقوقدانان حکومتی نیز آنرا توجیه میکنند تا این حق آدمکشی دولتی را قانونی کنند. بعد لیست اعدامها را نگاه کنید... از اجرای عدالت کمترین خبری نیست، حتی از جرم و جنایت هم جلوگیری نکرده است، برعکس جنایت دولتی به تداوم جنایت غیردولتی امکان رشد میدهد. بیشترین قربانیان اعدام کارگرانند، فقرایند، زنانند، جوانان معترض و گرسنه و بیکارند. اعدام فقط سرکوب جامعه و کارگر را تشدید میکند. اعدام، آدمکشی قانونی دولتی است.
کارگران بیشترین قربانیان آدمکشی دولتی بودند. ما برای اول مه، برای سازمان کارگری و برای اعتصاب اعدام شده ایم. اعدام مثل تفنگی در دست دولت علیه ماست. از خودمان بپرسیم که چرا میلیونها نفر میگویند زندانیان را نباید اعدام کرد، بسیاری از ما نیز همین را میگوییم، کارگران در طول تاریخ قویترین مدافع حیات فردی بودند چون خودشان بیشترین قربانی خشونت دولتی و قضایی و اعدام بودند. حالا دراین فضا، بیاییم شعار اعدام باید گردد سردهیم، چه تصویری از کارگر هفت تپه مخابره میشود؟ قطعأ تصویری مخدوش.
کارگران بعنوان یک جنبش طبقاتی اعدام نمی خواهند. دولت کارگری نباید سیاست اعدام داشته باشد. اصلا دولت، هر دولتی، چرا باید حق کشتن آدمها را داشته باشد؟ کارگر کی برای اجرای عدالت به جلاد متوسل شده است؟ اگر عدالت کارگری هم به اعدام متکی باشد، دیگر چه ایرادی به اعدام توسط دولتهای سرمایه داران داریم؟ بعد الان از چه کسی میخواهیم اعدام را اجرا کند؟ قوه قضائیه؟ شعار اعدام اسدبیگی تماما ضرر است، ضررش بیشتر از خود اسدبیگی است. این شعار جنبش کارگری را از حکومتهایی که اعدام میکنند جدا نمیکند. همه ما عصبانی و خشمگین هستیم، حق داریم باشیم، و جایی شعار نا دقیق میدهیم. لطفا همکاران در سخنرانیها بگويند که کارگران خواهان اجرای عدالت اند اما خواهان کشتن و اعدام هیچ کسی نیستند. جنبش کارگری طرفدار سنت عقبمانده چشم در مقابل چشم و خون در مقابل خون دوران عتیق نیست، کارگر خواهان برابری و حرمت و آزادی و عدالت و زندگی شورائی است نه زندان و شکنجه و اعدام. کارگر نهایت آزادیخواهی را میخواهد.
پیام دریافتی- کانال مستقل کارگران هفت تپه
#اعدام #قتل_عمد_دولتی است!
اعتصاب کارگران هفت تپه در سراسر ایران و جهان مورد توجه است. هر حرکت کارگر هفت تپه را با ذرهبین نگاه میکنند. این اعتصاب میتواند الگو باشد برای کارگران مراکزی که مشکل شبیه هفت تپه دارند. شعارهای قبلی کارگران هفت تپه را کارگران همه جا تکرار کردند. اما این روزها تعدادی از کارگران شعار "مفسد اقتصادی اعدام باید گردد" سر می دهند. این شعار با تعجب و انتقاد دوستان هفت تپه همراه شده است. می پرسند انتظار این بود که کارگران در صف اول علیه اعدام باشند نه برعکس. من از دل خون کارگر هفت تپه از اسدبیگی و رستمی خبر دارم، ولی شعار "اعدام باید گردد" جواب نیست و به کارگران ضرر میزند و کارگران را طرفدار قتل عمد دولتی نشان میدهد.
قتل در یک نزاع یا تصادف میتواند رخ بدهد اما اعدام فرق دارد. اینجا مراسمی از قبل، با تشریفات، با خونسردی، با نقشه برای یک قتل جدید و عامدانه برگزار میشود. هدف اعدام چیست؟ میگویند "اجرای عدالت"! اما کدام عدالت توسط جلاد و قتل عمد و آدمکشی قانونی متحقق شده است؟ هیچی. دولت این حق را بخود میدهد و حتی چهار حقوقدانان حکومتی نیز آنرا توجیه میکنند تا این حق آدمکشی دولتی را قانونی کنند. بعد لیست اعدامها را نگاه کنید... از اجرای عدالت کمترین خبری نیست، حتی از جرم و جنایت هم جلوگیری نکرده است، برعکس جنایت دولتی به تداوم جنایت غیردولتی امکان رشد میدهد. بیشترین قربانیان اعدام کارگرانند، فقرایند، زنانند، جوانان معترض و گرسنه و بیکارند. اعدام فقط سرکوب جامعه و کارگر را تشدید میکند. اعدام، آدمکشی قانونی دولتی است.
کارگران بیشترین قربانیان آدمکشی دولتی بودند. ما برای اول مه، برای سازمان کارگری و برای اعتصاب اعدام شده ایم. اعدام مثل تفنگی در دست دولت علیه ماست. از خودمان بپرسیم که چرا میلیونها نفر میگویند زندانیان را نباید اعدام کرد، بسیاری از ما نیز همین را میگوییم، کارگران در طول تاریخ قویترین مدافع حیات فردی بودند چون خودشان بیشترین قربانی خشونت دولتی و قضایی و اعدام بودند. حالا دراین فضا، بیاییم شعار اعدام باید گردد سردهیم، چه تصویری از کارگر هفت تپه مخابره میشود؟ قطعأ تصویری مخدوش.
کارگران بعنوان یک جنبش طبقاتی اعدام نمی خواهند. دولت کارگری نباید سیاست اعدام داشته باشد. اصلا دولت، هر دولتی، چرا باید حق کشتن آدمها را داشته باشد؟ کارگر کی برای اجرای عدالت به جلاد متوسل شده است؟ اگر عدالت کارگری هم به اعدام متکی باشد، دیگر چه ایرادی به اعدام توسط دولتهای سرمایه داران داریم؟ بعد الان از چه کسی میخواهیم اعدام را اجرا کند؟ قوه قضائیه؟ شعار اعدام اسدبیگی تماما ضرر است، ضررش بیشتر از خود اسدبیگی است. این شعار جنبش کارگری را از حکومتهایی که اعدام میکنند جدا نمیکند. همه ما عصبانی و خشمگین هستیم، حق داریم باشیم، و جایی شعار نا دقیق میدهیم. لطفا همکاران در سخنرانیها بگويند که کارگران خواهان اجرای عدالت اند اما خواهان کشتن و اعدام هیچ کسی نیستند. جنبش کارگری طرفدار سنت عقبمانده چشم در مقابل چشم و خون در مقابل خون دوران عتیق نیست، کارگر خواهان برابری و حرمت و آزادی و عدالت و زندگی شورائی است نه زندان و شکنجه و اعدام. کارگر نهایت آزادیخواهی را میخواهد.
پیام دریافتی- کانال مستقل کارگران هفت تپه