سرود فردای نو
اول: انسان ماه دی، انسان پرشکوه ماه دی را به بند کشیدهاند. نبرد اما هنوز پابرجاست. پیام به رسم تمام این سالها روشن و صریح مخابره شده است: «سنگینترین تاوان ممکن را خواهید پرداخت.» کمربندها را سفت بستهاند. تمام یک دستگاه جهنمی، با تمام نیرو و توان به مصاف کسانی آمده است که چیزی برای از دست دادن ندارند غیر از زنجیرهایشان. سرمایهی خصوصی و دولتی، بانکها، مافیای تجارت، ماموران خفیهنویس حکومتی، جاسوسان پلشت پروندهساز، بازجویان حاذق و کارشناسان پرونده، دولت آقای حقوقدان با تمام نهادهای عریض و طویلش، قاضیهای دادگاه عدل اسلامی، مزدوران بنگاههای مطبوعاتی، خبرکشهای تلویزیون ملی، ردیف در ردیف آرایش نظامی گرفتهاند برای سرکوب مردمِ اعماق. نبرد اما هنوز پابرجاست. سیمای شریف یاران زندانیِ ما بیرق بلندی است راهنمای راه، راه همان است که آنها رفتهاند. همان وفاداری عمیق به سنتهای رهاییبخش خیابان، به جمع شدن، به سازماندهی. یاران زندانیِ ما محکومان پروندهی هفتتپه، زندانیان اول ماه می، احضارشدهگان پروندهی فولاد، دانشجویان زندانی و محکوم خیزش دیماه، با دست خالی بساط ستم مستقر را چنان آشفتهاند که وحشتش را پشت احکام وحشیانه پنهان کرده است. نبرد اما هنوز پابرجاست.
دوم: گفتند «اصلاحطلب/ اصولگرا/ دیگه تمومه ماجرا» و اینک در بیدادگاه نشان دادند کدام ماجرا تمام شده است. عصر تسلیم و ابتذال، عصر ایستادگیهای کم و سرهای خمیده، عصر یاوه و دروغ، عصر ننگین اعتدال، با تمام نمایندگان تاریخی و طبقاتیاش تمام شده است. حالا به بیدادگاه میروند و با گردنی فراز چشم در چشم حاکمان شرع مقدس میدوزند. دیگر از مغازلههای عاشقانه با بازجویان محترم خبری نیست، دیگر از سخنرانیهای فرمایشیِ بدون شکنجه در دادگاههای نمایشی خبری نیست، از اعتصاب غذاهای دروغین و امکانات رفاهی شاهانه در سوییتهای اختصاصی خبری نیست. اینک زندان رزمگاه جدیدی است چرا که نبرد هنوز پابرجاست.
سوم: آنان سفیران آیندهاند، سفیران روزهایی که میآیند. رزمیدهاند برای نان و کار و آزادیِ همه، برای جهان دیگری، جهان شوراها، که نشان دادند ممکن است و بیش از آن الزامی است. آنها که یاران ما را به بند کشیدهاند دشمنان آیندهاند و چون دشمنان آیندهاند زوال آنان قطعی است. این آینده است که میآید. نبرد هنوز پابرجاست چرا که کارگران هنوز ماهها دستمزد نمیگیرند و موج تعدیل و اخراج پی در پی هم میآید. نبرد هنوز پابرجاست چرا که معلمان و بازنشستهگان با حقوق اندکی که میگیرند دارند برای حفظ شرف شبانهروز میجنگند. نبرد هنوز پابرجاست چرا که زنان را در خیابانها و کوچهها و خانهها تعقیب میکنند تا به آشپزخانه و مطبخ بازگردانند. نبرد هنوز پابرجاست چرا که دانشگاهها را پولی میکنند و فرزندان کارگران را از آموزش محروم. نبرد هنوز پابرجاست چرا که فقر و فلاکت تنها عطیهی ملوکانه به روستاها و حاشیهنشینهاست. نبرد هنوز پابرجاست و برای همین «ناصریان» را از تابستان ۶۷ را احضار کردهاند تا در قامت «مقیسه»ی تابستان ۹۸ بر تخت جنایت بنشیند و از نکبت جهان کهن پاسداری کند. آنها به خوبی میدانند روزهای آینده روزهایی است که میآیند و آنها میخواهند در برابر گذشت روزگار بایستند. یاران زندانی ما اما سفیران مردمِ آیندهاند، آنها که پشت به پشت خواهند آمد و رهایی آنان رهایی همهگان خواهد بود. چرا که این سیمای راستین یک نبرد طبقاتی است و در انتهای آن تنها یک جبهه پیروز خواهد شد: فردا صاحبی دارد.
#منجنیق #سرود
مطلب ارسالی از مخاطبان کانال- منبع: منجنیق
♦️بازنشر- کانال مستقل کارگران هفت تپه
اول: انسان ماه دی، انسان پرشکوه ماه دی را به بند کشیدهاند. نبرد اما هنوز پابرجاست. پیام به رسم تمام این سالها روشن و صریح مخابره شده است: «سنگینترین تاوان ممکن را خواهید پرداخت.» کمربندها را سفت بستهاند. تمام یک دستگاه جهنمی، با تمام نیرو و توان به مصاف کسانی آمده است که چیزی برای از دست دادن ندارند غیر از زنجیرهایشان. سرمایهی خصوصی و دولتی، بانکها، مافیای تجارت، ماموران خفیهنویس حکومتی، جاسوسان پلشت پروندهساز، بازجویان حاذق و کارشناسان پرونده، دولت آقای حقوقدان با تمام نهادهای عریض و طویلش، قاضیهای دادگاه عدل اسلامی، مزدوران بنگاههای مطبوعاتی، خبرکشهای تلویزیون ملی، ردیف در ردیف آرایش نظامی گرفتهاند برای سرکوب مردمِ اعماق. نبرد اما هنوز پابرجاست. سیمای شریف یاران زندانیِ ما بیرق بلندی است راهنمای راه، راه همان است که آنها رفتهاند. همان وفاداری عمیق به سنتهای رهاییبخش خیابان، به جمع شدن، به سازماندهی. یاران زندانیِ ما محکومان پروندهی هفتتپه، زندانیان اول ماه می، احضارشدهگان پروندهی فولاد، دانشجویان زندانی و محکوم خیزش دیماه، با دست خالی بساط ستم مستقر را چنان آشفتهاند که وحشتش را پشت احکام وحشیانه پنهان کرده است. نبرد اما هنوز پابرجاست.
دوم: گفتند «اصلاحطلب/ اصولگرا/ دیگه تمومه ماجرا» و اینک در بیدادگاه نشان دادند کدام ماجرا تمام شده است. عصر تسلیم و ابتذال، عصر ایستادگیهای کم و سرهای خمیده، عصر یاوه و دروغ، عصر ننگین اعتدال، با تمام نمایندگان تاریخی و طبقاتیاش تمام شده است. حالا به بیدادگاه میروند و با گردنی فراز چشم در چشم حاکمان شرع مقدس میدوزند. دیگر از مغازلههای عاشقانه با بازجویان محترم خبری نیست، دیگر از سخنرانیهای فرمایشیِ بدون شکنجه در دادگاههای نمایشی خبری نیست، از اعتصاب غذاهای دروغین و امکانات رفاهی شاهانه در سوییتهای اختصاصی خبری نیست. اینک زندان رزمگاه جدیدی است چرا که نبرد هنوز پابرجاست.
سوم: آنان سفیران آیندهاند، سفیران روزهایی که میآیند. رزمیدهاند برای نان و کار و آزادیِ همه، برای جهان دیگری، جهان شوراها، که نشان دادند ممکن است و بیش از آن الزامی است. آنها که یاران ما را به بند کشیدهاند دشمنان آیندهاند و چون دشمنان آیندهاند زوال آنان قطعی است. این آینده است که میآید. نبرد هنوز پابرجاست چرا که کارگران هنوز ماهها دستمزد نمیگیرند و موج تعدیل و اخراج پی در پی هم میآید. نبرد هنوز پابرجاست چرا که معلمان و بازنشستهگان با حقوق اندکی که میگیرند دارند برای حفظ شرف شبانهروز میجنگند. نبرد هنوز پابرجاست چرا که زنان را در خیابانها و کوچهها و خانهها تعقیب میکنند تا به آشپزخانه و مطبخ بازگردانند. نبرد هنوز پابرجاست چرا که دانشگاهها را پولی میکنند و فرزندان کارگران را از آموزش محروم. نبرد هنوز پابرجاست چرا که فقر و فلاکت تنها عطیهی ملوکانه به روستاها و حاشیهنشینهاست. نبرد هنوز پابرجاست و برای همین «ناصریان» را از تابستان ۶۷ را احضار کردهاند تا در قامت «مقیسه»ی تابستان ۹۸ بر تخت جنایت بنشیند و از نکبت جهان کهن پاسداری کند. آنها به خوبی میدانند روزهای آینده روزهایی است که میآیند و آنها میخواهند در برابر گذشت روزگار بایستند. یاران زندانی ما اما سفیران مردمِ آیندهاند، آنها که پشت به پشت خواهند آمد و رهایی آنان رهایی همهگان خواهد بود. چرا که این سیمای راستین یک نبرد طبقاتی است و در انتهای آن تنها یک جبهه پیروز خواهد شد: فردا صاحبی دارد.
#منجنیق #سرود
مطلب ارسالی از مخاطبان کانال- منبع: منجنیق
♦️بازنشر- کانال مستقل کارگران هفت تپه
⬆️ یک شعر درباره هفت تپه، اسماعیل بخشی و اسماعیل ها و همه کارگران!
چکامهای بر اسماعیلِ هزار و سیصد و نود و هفت-تپه
زوبین سی و دوم شعر بلندی است از علیرضا عسگری در ستایش روزهای بزرگ هفتتپهی نود و هفت ...
... امروز که بوق تمام رسانهها گوشها را کر کرده تا وضعیت هفتتپه را به گردن «مفسدان» و «متخلفان ارزی» بیندازند، فراموش نمیکنیم که همین رسانهها برای هفتتپه پرونده ساختند، بازجوخبرنگارانشان را به اتاقهای بازجویی فرستادند تا در اتاقهای بازجویی نه فقط از کارگران هفتتپه، از تمامی کارگران زهر چشم بگیرند. همین دستگاه عدالتپرور کارگران اعتصابی و معترض را به محاکمه کشید. گمان کردند که آبها از آسیاب افتاده است البته با رئوفت پدرانه حکمهای زندان را بخشیدند اما رد تازیانه بر صورت هفتتپه هنوز باقی است.
درست همین روزها که «خودشان به خودشان/ و گرگ با گرگ/ دارند خون هم را شکم میدرند» باید هفتتپه را به یاد آورد در پاییز بزرگ نود و هفت که نقش خودش را بر تاریخ جنبش کارگری و نبرد طبقاتی زد و باقی ماند، باید صدای اسماعیل بخشی را به یاد آورد، اسماعیل بخشی را به یاد آورد که خواستند از او عبرت بسازند برای تمام کارگران در صفحهی تلویزیون و او صدای تمام کارگران شده بود در میدان، بر سکوهای هفتتپه. شعر بلند «چکامهای/ بر اسماعیلِ هزار و سیصد و نود و هفت-تپه» شعری است برای به یاد آوردن لحظهای از مبارزهی طبقاتی، لحظهای در گذشته که نوید روزهای آینده را داد و ماند.
جنون
اما، سرایت کرده به همهجا اسماعیل
پیچیده در کارون
و هلهله میکند اهواز
و ترسیدهاند اسماعیل
امن شغلهم خلاص
و خودشان به خودشان
و گرگ با گرگ
دارند خون هم را شکم میدرند
ترسیدهاند اسماعیل
جنون جمعی گرفتهایم و/... ترسیدهاند
بعد از تو،/ اسماعیل
ما/ دیگر جا نمیشویم/ در آن/ عکسهای دستهجمعی زورکیِ هشتنفره
که تو را در آن کردهاند با چشمانی به غُربتِ اسیرانِ جنگی
و غریوخوانیِ محزونِ نیها/ بر چشمانت.
زین اسماعیل؟ زین؟
جنون جمعیّ و
امس خِذو منا للمحکمه/ قرّروا ایطُگونا شلاق ابونهال/
جنون جمعی گرفتهایم و ترسیدهاند
امَن شُغلَهم خَلاص/ حَگِه/ اشلونِک؟ زین اسماعیل؟ زین؟
....
کاری از : مجله اینترنتی منجنیق - #منجنیق #زوبین
بازنشر: کانال مستقل کارگران هفت تپه
ادامه شعر را میتواند هم در نسخه نوشتاری بخوانید و هم در فایل صوتی زیر بشنوید. ⬇️
چکامهای بر اسماعیلِ هزار و سیصد و نود و هفت-تپه
زوبین سی و دوم شعر بلندی است از علیرضا عسگری در ستایش روزهای بزرگ هفتتپهی نود و هفت ...
... امروز که بوق تمام رسانهها گوشها را کر کرده تا وضعیت هفتتپه را به گردن «مفسدان» و «متخلفان ارزی» بیندازند، فراموش نمیکنیم که همین رسانهها برای هفتتپه پرونده ساختند، بازجوخبرنگارانشان را به اتاقهای بازجویی فرستادند تا در اتاقهای بازجویی نه فقط از کارگران هفتتپه، از تمامی کارگران زهر چشم بگیرند. همین دستگاه عدالتپرور کارگران اعتصابی و معترض را به محاکمه کشید. گمان کردند که آبها از آسیاب افتاده است البته با رئوفت پدرانه حکمهای زندان را بخشیدند اما رد تازیانه بر صورت هفتتپه هنوز باقی است.
درست همین روزها که «خودشان به خودشان/ و گرگ با گرگ/ دارند خون هم را شکم میدرند» باید هفتتپه را به یاد آورد در پاییز بزرگ نود و هفت که نقش خودش را بر تاریخ جنبش کارگری و نبرد طبقاتی زد و باقی ماند، باید صدای اسماعیل بخشی را به یاد آورد، اسماعیل بخشی را به یاد آورد که خواستند از او عبرت بسازند برای تمام کارگران در صفحهی تلویزیون و او صدای تمام کارگران شده بود در میدان، بر سکوهای هفتتپه. شعر بلند «چکامهای/ بر اسماعیلِ هزار و سیصد و نود و هفت-تپه» شعری است برای به یاد آوردن لحظهای از مبارزهی طبقاتی، لحظهای در گذشته که نوید روزهای آینده را داد و ماند.
جنون
اما، سرایت کرده به همهجا اسماعیل
پیچیده در کارون
و هلهله میکند اهواز
و ترسیدهاند اسماعیل
امن شغلهم خلاص
و خودشان به خودشان
و گرگ با گرگ
دارند خون هم را شکم میدرند
ترسیدهاند اسماعیل
جنون جمعی گرفتهایم و/... ترسیدهاند
بعد از تو،/ اسماعیل
ما/ دیگر جا نمیشویم/ در آن/ عکسهای دستهجمعی زورکیِ هشتنفره
که تو را در آن کردهاند با چشمانی به غُربتِ اسیرانِ جنگی
و غریوخوانیِ محزونِ نیها/ بر چشمانت.
زین اسماعیل؟ زین؟
جنون جمعیّ و
امس خِذو منا للمحکمه/ قرّروا ایطُگونا شلاق ابونهال/
جنون جمعی گرفتهایم و ترسیدهاند
امَن شُغلَهم خَلاص/ حَگِه/ اشلونِک؟ زین اسماعیل؟ زین؟
....
کاری از : مجله اینترنتی منجنیق - #منجنیق #زوبین
بازنشر: کانال مستقل کارگران هفت تپه
ادامه شعر را میتواند هم در نسخه نوشتاری بخوانید و هم در فایل صوتی زیر بشنوید. ⬇️
Audio
@ManjanighCollective
#چکامهای بر اسماعیلِ هزار و سیصد و نود و هفت-تپه.
شعر و صدای علیرضا عسگری
یک #شعر برای #هفت_تپه، #اسماعیل_بخشی، #اسماعیل_ها، تمام کارگران و رنجکشیدگان و آنان که برمیخیزند!
بشنوید- کاری از: #منجنیق- بازنشر: کانال مستقل کارگران هفت تپه
#چکامهای بر اسماعیلِ هزار و سیصد و نود و هفت-تپه.
شعر و صدای علیرضا عسگری
یک #شعر برای #هفت_تپه، #اسماعیل_بخشی، #اسماعیل_ها، تمام کارگران و رنجکشیدگان و آنان که برمیخیزند!
بشنوید- کاری از: #منجنیق- بازنشر: کانال مستقل کارگران هفت تپه
Forwarded from منجنیق
🔴فلاخن شمارهی دویست و پنجم. جمعبندی اعتصابات کارگران اسنپفود
در فلاخن دویست و پنجم جمعبندی چندین سال مبارزهی کارگران اسنپفود و اعتصابات متعدد آنها را میخوانیم و از وضعیت فعلی این کارگران آگاه میشویم. «کمیته سازمانیابی کارگران بیثباتکار»، که این گزارش را تهیه کرده، کمیتهای است متشکل از کارگران بیثباتکار در بخشهای مختلف که بر اساس خط سیاسی مشترک گرد هم آمدهاند و البته یکی از اهداف خودشان را تلاش در جهت سازمانیابی صنفی کارگران بیثباتکار در بخشهای مختلف قرار دادهاند. در این گزارش بعد از بررسی مختصر چیستی و ماهیت شرکتهای استارتاپی از شرایط کار و زندگی کارگران اسنپفود میخوانیم و از اینکه اسنپفود چگونه اداره میشود، شیوهی اداره و خصوصیات شغل استارتاپی چه شرایطی را به کارگران اسنپفود تحمیل کرده است و کارگران این شرکت چه ویژگیهایی دارند. در دویست و پنجمین فلاخن پنج اعتصاب بزرگ و مهم کارگران اسنپفودِ تهران در چند سال اخیر بررسی شده، نقاط ضعف و قوت آنها مورد توجه قرار گرفته و سرانجام پیشنهاداتی برای رفع نواقص اعتصابات گذشته پیشنهاد شده است. فلاخن دویست و پنجم گامی است برای تلاش جهت سازمانیابی سیاسی و نیز صنفی کارگران بیثباتکار در ایران بهطور عام و کارگران اسنپفود بهطور خاص، در شرایطی که سرمایهداری حاکم، نه امروز، بلکه از چند دههی پیش، وحشیانه به ثبات، مقررات و حقوق طبقهی کارگر تهاجم میکند.
فلاخن دویست و پنجم را بخوانید:
#منجنیق #فلاخن #کمیته_سازمان_یابی_کارگران_بی_ثبات_کار
در فلاخن دویست و پنجم جمعبندی چندین سال مبارزهی کارگران اسنپفود و اعتصابات متعدد آنها را میخوانیم و از وضعیت فعلی این کارگران آگاه میشویم. «کمیته سازمانیابی کارگران بیثباتکار»، که این گزارش را تهیه کرده، کمیتهای است متشکل از کارگران بیثباتکار در بخشهای مختلف که بر اساس خط سیاسی مشترک گرد هم آمدهاند و البته یکی از اهداف خودشان را تلاش در جهت سازمانیابی صنفی کارگران بیثباتکار در بخشهای مختلف قرار دادهاند. در این گزارش بعد از بررسی مختصر چیستی و ماهیت شرکتهای استارتاپی از شرایط کار و زندگی کارگران اسنپفود میخوانیم و از اینکه اسنپفود چگونه اداره میشود، شیوهی اداره و خصوصیات شغل استارتاپی چه شرایطی را به کارگران اسنپفود تحمیل کرده است و کارگران این شرکت چه ویژگیهایی دارند. در دویست و پنجمین فلاخن پنج اعتصاب بزرگ و مهم کارگران اسنپفودِ تهران در چند سال اخیر بررسی شده، نقاط ضعف و قوت آنها مورد توجه قرار گرفته و سرانجام پیشنهاداتی برای رفع نواقص اعتصابات گذشته پیشنهاد شده است. فلاخن دویست و پنجم گامی است برای تلاش جهت سازمانیابی سیاسی و نیز صنفی کارگران بیثباتکار در ایران بهطور عام و کارگران اسنپفود بهطور خاص، در شرایطی که سرمایهداری حاکم، نه امروز، بلکه از چند دههی پیش، وحشیانه به ثبات، مقررات و حقوق طبقهی کارگر تهاجم میکند.
فلاخن دویست و پنجم را بخوانید:
#منجنیق #فلاخن #کمیته_سازمان_یابی_کارگران_بی_ثبات_کار
Forwarded from منجنیق
🔴 فلاخن دویست و شانزدهم. اسلامآبادِ بدون سعادتِ سعادتآباد
حاشیهنشینی در مرکز
در دویست و شانزدهمین فلاخن «کمیته پژوهش کارگری خاتونآباد» پژوهشی را در مورد «اسلامآباد» انجام دادهاند، منطقهای زیر پل مدیریت، در همسایگی برجهای بلند سعادتآباد، منطقهای حاشیهنشین در همسایگی دیوار به دیوار یکی از محلههای پولدارنشین پایتخت. در این پژوهش کمیته پژوهش کارگری خاتونآباد با این پرسش مواجه شده است که چرا بهرغم فقر آشکار ساکنان اسلامآباد، فقری که در جوار سعادتآباد بیش از بیش هم به چشم میآید، مردم این منطقه در خیزشهای فرودستان در سالهای اخیر تحرکی نداشتهاند و در این خیزشها اثری از آنها دیده نشده است. در این پژوهش توصیفی دقیق از ساکنان منطقه، مسائل و مشکلات آنان، وضعیت زندگیشان و تضادهایی را میخوانیم که میان ساکنان این محله وجود دارد و زندگی روزمرهی آنان را تحتتاثیر قرار میدهد. در فلاخن دویست و شانزدهم از گودالی میخوانیم در محاصرهی شهر نئولیبرال که بهطور دائم با منطق شهری شدن سرمایه در کشاکش است اما همجواری با سرمایه به تضادهای درونی فرودستان دامن زده است تا به جای حضور در نبرد طبقاتی از منزلت فرودستی در حاشیهی سرمایه در برابر بیمنزلتشدهترین اقشار فرودستان دفاع کنند، در این پژوهش البته بر بالقوهگیهایی نیز تاکید شده است که در سایهی رشد آگاهی طبقاتی میتواند از اسلامآباد سنگری بسازد در درون سرمایه که محاصره را میشکند و به چیزی نوین فرا میرود.
فلاخن دویست و شانزدهم را بخوانید:
#منجنیق #فلاخن #کمیته_پژوهش_کارگری_خاتون_آباد
حاشیهنشینی در مرکز
در دویست و شانزدهمین فلاخن «کمیته پژوهش کارگری خاتونآباد» پژوهشی را در مورد «اسلامآباد» انجام دادهاند، منطقهای زیر پل مدیریت، در همسایگی برجهای بلند سعادتآباد، منطقهای حاشیهنشین در همسایگی دیوار به دیوار یکی از محلههای پولدارنشین پایتخت. در این پژوهش کمیته پژوهش کارگری خاتونآباد با این پرسش مواجه شده است که چرا بهرغم فقر آشکار ساکنان اسلامآباد، فقری که در جوار سعادتآباد بیش از بیش هم به چشم میآید، مردم این منطقه در خیزشهای فرودستان در سالهای اخیر تحرکی نداشتهاند و در این خیزشها اثری از آنها دیده نشده است. در این پژوهش توصیفی دقیق از ساکنان منطقه، مسائل و مشکلات آنان، وضعیت زندگیشان و تضادهایی را میخوانیم که میان ساکنان این محله وجود دارد و زندگی روزمرهی آنان را تحتتاثیر قرار میدهد. در فلاخن دویست و شانزدهم از گودالی میخوانیم در محاصرهی شهر نئولیبرال که بهطور دائم با منطق شهری شدن سرمایه در کشاکش است اما همجواری با سرمایه به تضادهای درونی فرودستان دامن زده است تا به جای حضور در نبرد طبقاتی از منزلت فرودستی در حاشیهی سرمایه در برابر بیمنزلتشدهترین اقشار فرودستان دفاع کنند، در این پژوهش البته بر بالقوهگیهایی نیز تاکید شده است که در سایهی رشد آگاهی طبقاتی میتواند از اسلامآباد سنگری بسازد در درون سرمایه که محاصره را میشکند و به چیزی نوین فرا میرود.
فلاخن دویست و شانزدهم را بخوانید:
#منجنیق #فلاخن #کمیته_پژوهش_کارگری_خاتون_آباد
Forwarded from منجنیق
منجنیق
@ManjanighCollective
🔴کۆڵان بە کۆڵان بە یادی ژینا (کوچه به کوچه به یاد ژینا)
هرگز از یاد نخواهیم برد که این قیام از کجا آغاز شد: از ژینا، از زن بودن و کرد بودن، از ستمدیدگیای که قابلیت تعمیم و پیوند به تمامی ستمدیدهگان را داشت و نشان داد که دارد. از ستمدیدگی به دلیل طبقه، جنسیت، گرایش و هویت جنسی، ملیت و قومیت و مذهب. چنین بود که کوچه به کوچه و کۆڵان بە کۆڵان تمامی ستمدیدهگان برآشفتند تا دیگر مقاطعهکاران صنعت رسانه و اپوزیسیون و حقوق بشر نتوانند از آنها به نام «قربانی» دفاع کنند و بودجههای درشت به جیب بزنند. حالا همه میدانند زن بودن در ایران مترادف درستی است برای رزمنده، برای مبارز، چنانکه کرد بودن. و همین رزمندگی است که میان کرد و بلوچ و ترکمن، میان ترک و عرب و لر و گیلک، میان زن و کوییر و کارگر پیوند میزند. اینبار تمامی ستمدیدهگان از درون رزم مشترکشان به هم پیوند میخورند نه از هویت قربانی، برای متلاشی کردن هویت تحت ستم به هم پیوند میخورند نه برای تثبیت آن. کوچه به کوچه، خیابان به خیابان با پرچم بلند زن زندگی آزادی.
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#المرأة_الحياة_الحرية
#جنین_زند_آجوئی
#قادین_یاشام_آزادلیق
#زنای_زيوش_آزاتی
#منجنیق #سرود #قیام_ژینا #قیام_زندگی
هرگز از یاد نخواهیم برد که این قیام از کجا آغاز شد: از ژینا، از زن بودن و کرد بودن، از ستمدیدگیای که قابلیت تعمیم و پیوند به تمامی ستمدیدهگان را داشت و نشان داد که دارد. از ستمدیدگی به دلیل طبقه، جنسیت، گرایش و هویت جنسی، ملیت و قومیت و مذهب. چنین بود که کوچه به کوچه و کۆڵان بە کۆڵان تمامی ستمدیدهگان برآشفتند تا دیگر مقاطعهکاران صنعت رسانه و اپوزیسیون و حقوق بشر نتوانند از آنها به نام «قربانی» دفاع کنند و بودجههای درشت به جیب بزنند. حالا همه میدانند زن بودن در ایران مترادف درستی است برای رزمنده، برای مبارز، چنانکه کرد بودن. و همین رزمندگی است که میان کرد و بلوچ و ترکمن، میان ترک و عرب و لر و گیلک، میان زن و کوییر و کارگر پیوند میزند. اینبار تمامی ستمدیدهگان از درون رزم مشترکشان به هم پیوند میخورند نه از هویت قربانی، برای متلاشی کردن هویت تحت ستم به هم پیوند میخورند نه برای تثبیت آن. کوچه به کوچه، خیابان به خیابان با پرچم بلند زن زندگی آزادی.
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#المرأة_الحياة_الحرية
#جنین_زند_آجوئی
#قادین_یاشام_آزادلیق
#زنای_زيوش_آزاتی
#منجنیق #سرود #قیام_ژینا #قیام_زندگی
👍1