خیره‌سر متمرد
1.43K subscribers
5.03K photos
1.39K videos
86 files
2.32K links
«آ» و به نام
که هر چه داریم از اوست
تلگرام مسیح زمان و منجی ایران رضا شاه دوم
https://t.me/OfficialRezaPahlavi
و راههای تماس با من :
توییتر @AliMuhammadian
فیسبوک https://fb.com/100008787003347
ایمیل khiresarmotamared@gmail.com
Download Telegram
دو کار رضاشاه بزرگ، این بزرگمرد بی‌بدیل، از نظر من بزرگترین خدمتی بوده که به ایران کرده است: یکی «از زیر آوار درآوردن تمدن ایران پیش از اسلام، همچون پاسارگاد» و دیگری «ساختن دانشگاه تهران». نمی‌توانم بگویم کدامیک مهمتر است؛ چون هرکدام ویژگی‌ای دارد که سبب ایران‌سازی بوده است. در یکی، زنده کردن قهرمانان و اسطوره‌ها و اقدام دیگر او، آغازی برای خردورزی و پایان بخشیدن به جهل.

انگلیس در تمام مناطق تحت سلطه خود، ازجمله هندوستان و ایران خصوصا در دوران قاجار، به‌وسیله فرقه سازی، پیغمبر سازی و ترویج خرافات در پوشش علم، موفق بود ولی ساختن دانشگاه تهران را باید آغاز ناکامی انگلیس نام گذاشت.

- چرا بزرگترین خدمت رضاشاه بزرگ، ساختن دانشگاه تهران بوده است؟
تا پیش از روی کار آمدن رضاشاه بزرگ، هرچه به نام تاریخ، تمدن، فرهنگ، هنر، معماری و… خصوصا از ادبیات فارسی گفته می‌شد، اکثرا علاوه بر اینکه شفاهی بوده -که سینه به سینه نقل شده بود- همگی آلوده به خرافات و شبه علم بوده است.

بدون تعارف و خودبزرگ‌بینی باید بپذیریم که اگر امروز برای نمونه دیوان حافظ، مولوی و… را به دست می‌گیریم و با آن فخر می‌فروشیم، حاصل تلاش شرق‌شناسان بوده است. تاریخ ما، ادبیات ما و …، همه را آنان نوشته و به ما ارزانی داشتند. (مانند همه‌ی سادات و اربابان سراسر جهان، در ایران نیز فقط سادات و اربابان کتابخانه داشتند که معمولا هم مختص پز دادن به دیگر سادات بوده است.)

مطمئنا شرق‌شناسان از روی دلسوزی یا عشق به ادبیات فارسی چنین کاری نکرده‌اند. آنان می‌خواستند فرقه سازی کنند، دین سازی کنند، پیغمبر سازی کنند که تا حدودی هم موفق شدند. (معذورم که از فرقه های داخلی نام ببرم ولی هندوستان بهترین گواه این دین سازی‌هاست.)

بنای دانشگاه تهران به‌دست رضاشاه بزرگ، آغازی بود برای روی دایره ریختن و با وسواس واکاوی هرچه که مستشرقان به ما #اهدا کرده بودند. و ما راه درست پژوهش علمی در تاریخ را فرا گرفتیم و از سوی دیگر، تاریخ نویسی دیگر مختص و ویژه‌ی سادات و اربابان نبود و استادان تاریخ پیدا شدند که دیگر نگران معیشت و ناچار چاکری برای سادات نبودند چون دولت حقوقشان را می‌داد و اینگونه لابلای تاریخ را ورق زدند و سدی شدند جلوی نشر خرافات و….

و از اینجا به بعد، انگلیس متوجه خطر شد که تا زمانی که دانشگاه تهران سرپا باشد ایران مستعمره آنان نخواهد بود.

خمینی که آمد، در اولین قدم به نام انقلاب فرهنگی، دانشگاه ها را تعطیل کرد و در اولین فرصت گفت خطر دانشگاه ها از خطر بمب اتم (خوشه‌ای) بیشتر است.

#شیخ_فضل_الله_نوری مشروعه خواه که مراد و #پیغمبر خمینی بود، می‌گفت: ریاضی و فیزیک چه به‌درد می‌خورد؟ و علیه آن به منبر رفت و قیامتی به پا کرد که دود آن در سال ۵۷ به چشم همه‌ی ما رفت. درست است که پیرو اوامر #پیغمبرمشروعه_خواهان شیخ فضل الله، نتوانستند جلوی ریاضی، شیمی و فیزیک را بگیرند اما با سایر دروس، علم را آلوده به #ویروس_خرافات کردند و تمام امکانات را برای #تولید_شبه_علم به کار گرفتند.
اگر خمینی جایی جمله‌ای را ناخواسته درست گفته باشد، یکی همین جمله «دانشگاهی که دانشگاه نباشد، دانشگاه نیست» است -که ما به آن می‌خندیم- زیرا اکنون دانشگاه‌های ما دانشگاه نیست.

فردای آزادی ایران، در کنار آموزش علوم پایه به‌دور از شبه‌علم و خزعبلات به کودکان -که کوشش در این زمینه حتی از نان شب هم واجب‌تر است- اول باید محیط علم را از چنگ شبه‌علم و خرافات نجات دهیم.

پی‌نوشت:
پس از انقلاب مشروطه و خصوصا پس از قدرت گرفتن رضاشاه بزرگ، سادات و اربابان که متوجه وخامت اوضاع به دلیل جایگزینی فقه و سایه سلطان با «حاکمیت قانون» شده بودند، و نردبان ارتباط با آسمان از زیر پایشان توسط مجری قانون (رضا شاه بزرگ) کشیده شده بود، برای تداوم‌ سیادت،‌ فرزندان خود را به سمت خواندن حقوق و تاریخ سوق دادند. دقت کنید به نام‌های آنان که بالای ٩٠٪ مورخین و حقوقدانان، آخوند زاده یا خان زاده اند؛ که اگر نباشند اصلا مطرح نمی‌شوند. و اینگونه، نظام برده‌داری و بنده پروری را حفظ می‌کنند.
#رضاشاه_روحت_شاد
@KhiresarMotamared