Forwarded from لیبراسیون/لیبرالیسم 🖤
✍در لردگان چه خبر است؟
در چند روز اخیر خبری تکان دهنده در رسانه ها منتشر شد!
مبتلا شدن ۳۰۰ تن از هموطنان در روستای چنارمحمودی به ویروس HIV!
وزیر بهداشت رژیم خبر را تایید و رسانه های رژیم علت شیوع بیماری را رابطه جنسی افسارگسیخته و استفاده از سرنگ مشترک برای تزریق عنوان کردند!
مردم قربانی خشمگین شدند و در واکنش به رسانه های رژیم ویدئوهایی منتشر و علت ابتلا را کیت های تست قند خون اعلام کردند!و متذکر شدند که کودک ۱۰ ساله و دوساله یا خانم شصت ساله نه رابطه جنسی نامطمئن دارند و اعتیاد ولی مبتلا شده اند!
کودکانی که پدر و مادر آنها مبتلا نیستند!
واکنش رژیم به این اعتراضات قابل پیش بینی بود!
تعداد زیادی از نیروهای سرکوب به منطقه رفتند و شروع به سرکوب خشن مردم معترض کردند و حتی با شلیک گلوله های ساچمه ای سعی در خاموش کردن اعتراضات داشتند!
بازار شایعات در فضای مجازی هم بسیار داغ شد!
اما در این بین به حقیقت بلای خانمان سوزی که بر سر مردم امده است و عمق ماجرا و گستردگی موضوع توجه نشده است!
🔸بررسی روایات مردم محلی و رژیم و ابهامات!
۱.روایت رژیم مشخص است!عدم مسئولیت پذیری و متهم کردن مردم و مخالفان رژیم!(فرار رو به جلو همواره سیاست رژیم در این چهل سال بوده است)
اما واقعیت امر این است که روستای چنار محمودی ۱۲۰۰ نفر جمعیت و سیصد خانوار دارد!
در بافت سنتی جامعه ایران و روستایی با این تعداد جمعیت که غالبا فامیل و محارم یکدیگر هستند اتهام رابطه جنسی افسارگسیخته صرفا ناشی از بی اخلاقی سران رژیم میباشد و همینطور باید بدانیم احتمال انتقال ویروس HIV از طریق رابطه جنسی و حتی بدون استفاده از کاندوم کمتر ۱۰٪ است!
از طرف دیگر اعتیاد در مناطق روستایی به تریاک و مواد افیونی سنتی است و به شهادت روستاییان فقط یک معتاد تزریقی در آن روستا وجود دارد و از طرفی با توجه به سن مبتلایان میتوان فهمید این ادعای رسانه های رژیم هم صرفا در راستای سیاست فرار به جلو میباشد!
۲.روایت مردم محلی هم ابهاماتی دارد!
چرا که سرنگ و یا کیت های تست قند خون قابلیت مصرف چندباره را ندارد و حتی اگر این خطا رخ داده باشد یک سرنگ یا کیت را نهایتا میتوان چندبار مصرف کرد و نه ۳۰۰بار!
یعنی اگر استفاده از سرنگ مشترک را بپذیریم باید قبول کنیم که نفر اولی که سرنگ یا کیت برای وی استفاده شده مبتلا بوده و سپس همان سرنگ برای سیصد نفر دیگر استفاده شده است که غیرمنطقی به نظر میرسد!
از طرفی ویروس HIV در خارج از بدن مدت زیادی زنده نمیماند و از بین میرود!
۳.ابهام دیگری که وجود دارد این است که چگونه این افراد متوجه شده اند که آلوده به ویروس HIV هستند و همه با هم آزمایش تشخیص HIV داده اند؟
این بیماری دوره نهفته طولانی دارد و با آزمایش خون هم قابل تشخیص نیست(باید ازمایش مخصوص HIV انجام شود) و بخاطر دوران نهفتگی که معمولا حدود ۱۰ سال است علائم آن مشخص نیست!
مساله زمانی ترسناک میشود که شایعاتی مبنی بر الودگی روستاهای دیگر هم منتشر میشود!
بطور مثال گفته میشود(تایید نشده) یک گروه بهداشت به بخش «پا آب شلال» شهر اندیکا از توابع شهرستان مسجدسلیمان رفتند و مردم ان منطقه را واکسن زدند و مردم آن روستا هم به HIV مبتلا شده اند! یا همین شایعه در مورد روستای فلارد و خانمیرزا و جانکی هم وجود دارد!
طبق همین شایعات رژیم با شرکت های داروسازی المانی و اتریشی قراردادی منعقد کرده است که در ازای دریافت پول از مردم ایران به عنوان موش ازمایشگاهی برای واکسن #ایدز استفاده شود که البته این مساله هم نمیتواند قابل قبول باشد چرا که افشای این موضوع میتواند پایان عمر آن شرکت های داروسازی باشد و یا انها میتوانند از روش های کم خطرتر مثل خرید انسان های بی پناه از قاچاقچیان انسان بر روی انها ازمایش کنند و نیازی به چنین ریسکی ندارند و البته مهم تر از اینکه دانشمندان موفقیت های بزرگی در درمان ایدز داشته اند و سه نفر مبتلا در سطح جهان را به طور کامل درمان کرده اند!
و اما سوالی که در این میان همچنان بی پاسخ مانده اند این است که ۱.این مردم قربانی کدام سیاست رژیم شده اند؟ ۲.گستردگی ابعاد این مساله تا چه حد است و چه تعداد از هم میهنان در شهرها و روستاهای دیگر به این ویروس مبتلا شده اند؟ ۳.منشا این شیوع چیست؟
@cafe_andishe95
در چند روز اخیر خبری تکان دهنده در رسانه ها منتشر شد!
مبتلا شدن ۳۰۰ تن از هموطنان در روستای چنارمحمودی به ویروس HIV!
وزیر بهداشت رژیم خبر را تایید و رسانه های رژیم علت شیوع بیماری را رابطه جنسی افسارگسیخته و استفاده از سرنگ مشترک برای تزریق عنوان کردند!
مردم قربانی خشمگین شدند و در واکنش به رسانه های رژیم ویدئوهایی منتشر و علت ابتلا را کیت های تست قند خون اعلام کردند!و متذکر شدند که کودک ۱۰ ساله و دوساله یا خانم شصت ساله نه رابطه جنسی نامطمئن دارند و اعتیاد ولی مبتلا شده اند!
کودکانی که پدر و مادر آنها مبتلا نیستند!
واکنش رژیم به این اعتراضات قابل پیش بینی بود!
تعداد زیادی از نیروهای سرکوب به منطقه رفتند و شروع به سرکوب خشن مردم معترض کردند و حتی با شلیک گلوله های ساچمه ای سعی در خاموش کردن اعتراضات داشتند!
بازار شایعات در فضای مجازی هم بسیار داغ شد!
اما در این بین به حقیقت بلای خانمان سوزی که بر سر مردم امده است و عمق ماجرا و گستردگی موضوع توجه نشده است!
🔸بررسی روایات مردم محلی و رژیم و ابهامات!
۱.روایت رژیم مشخص است!عدم مسئولیت پذیری و متهم کردن مردم و مخالفان رژیم!(فرار رو به جلو همواره سیاست رژیم در این چهل سال بوده است)
اما واقعیت امر این است که روستای چنار محمودی ۱۲۰۰ نفر جمعیت و سیصد خانوار دارد!
در بافت سنتی جامعه ایران و روستایی با این تعداد جمعیت که غالبا فامیل و محارم یکدیگر هستند اتهام رابطه جنسی افسارگسیخته صرفا ناشی از بی اخلاقی سران رژیم میباشد و همینطور باید بدانیم احتمال انتقال ویروس HIV از طریق رابطه جنسی و حتی بدون استفاده از کاندوم کمتر ۱۰٪ است!
از طرف دیگر اعتیاد در مناطق روستایی به تریاک و مواد افیونی سنتی است و به شهادت روستاییان فقط یک معتاد تزریقی در آن روستا وجود دارد و از طرفی با توجه به سن مبتلایان میتوان فهمید این ادعای رسانه های رژیم هم صرفا در راستای سیاست فرار به جلو میباشد!
۲.روایت مردم محلی هم ابهاماتی دارد!
چرا که سرنگ و یا کیت های تست قند خون قابلیت مصرف چندباره را ندارد و حتی اگر این خطا رخ داده باشد یک سرنگ یا کیت را نهایتا میتوان چندبار مصرف کرد و نه ۳۰۰بار!
یعنی اگر استفاده از سرنگ مشترک را بپذیریم باید قبول کنیم که نفر اولی که سرنگ یا کیت برای وی استفاده شده مبتلا بوده و سپس همان سرنگ برای سیصد نفر دیگر استفاده شده است که غیرمنطقی به نظر میرسد!
از طرفی ویروس HIV در خارج از بدن مدت زیادی زنده نمیماند و از بین میرود!
۳.ابهام دیگری که وجود دارد این است که چگونه این افراد متوجه شده اند که آلوده به ویروس HIV هستند و همه با هم آزمایش تشخیص HIV داده اند؟
این بیماری دوره نهفته طولانی دارد و با آزمایش خون هم قابل تشخیص نیست(باید ازمایش مخصوص HIV انجام شود) و بخاطر دوران نهفتگی که معمولا حدود ۱۰ سال است علائم آن مشخص نیست!
مساله زمانی ترسناک میشود که شایعاتی مبنی بر الودگی روستاهای دیگر هم منتشر میشود!
بطور مثال گفته میشود(تایید نشده) یک گروه بهداشت به بخش «پا آب شلال» شهر اندیکا از توابع شهرستان مسجدسلیمان رفتند و مردم ان منطقه را واکسن زدند و مردم آن روستا هم به HIV مبتلا شده اند! یا همین شایعه در مورد روستای فلارد و خانمیرزا و جانکی هم وجود دارد!
طبق همین شایعات رژیم با شرکت های داروسازی المانی و اتریشی قراردادی منعقد کرده است که در ازای دریافت پول از مردم ایران به عنوان موش ازمایشگاهی برای واکسن #ایدز استفاده شود که البته این مساله هم نمیتواند قابل قبول باشد چرا که افشای این موضوع میتواند پایان عمر آن شرکت های داروسازی باشد و یا انها میتوانند از روش های کم خطرتر مثل خرید انسان های بی پناه از قاچاقچیان انسان بر روی انها ازمایش کنند و نیازی به چنین ریسکی ندارند و البته مهم تر از اینکه دانشمندان موفقیت های بزرگی در درمان ایدز داشته اند و سه نفر مبتلا در سطح جهان را به طور کامل درمان کرده اند!
و اما سوالی که در این میان همچنان بی پاسخ مانده اند این است که ۱.این مردم قربانی کدام سیاست رژیم شده اند؟ ۲.گستردگی ابعاد این مساله تا چه حد است و چه تعداد از هم میهنان در شهرها و روستاهای دیگر به این ویروس مبتلا شده اند؟ ۳.منشا این شیوع چیست؟
@cafe_andishe95