کولبرنیوز | Kolbarnews
5.01K subscribers
13.8K photos
15.2K videos
295 files
12K links
اخبار را به اینجا بفرستید:

@kolbar


وب‌سایت:
https://www.kolbarnews.com

تلگرام:
http://t.me/kolbarnews

اینستاگرام:
https://www.instagram.com/kolbarnews

فیسبوک:
https://www.facebook.com/kolbarnews1

توییتر:
https://twitter.com/Kolbarnews
Download Telegram
▪️دولت‌های اروپایی مسئول فاجعه غرق شدن ۵۰۰ پناهجو در آب‌های مدیترانه هستند


خبرگزاری‌ها روز چهارشنبه ١۴ ژوئن، برابر با ۲۴ خردادماه ۱۴۰۲، گزارش دادند که ۵۰۰ پناهجو، شامل ده‌ها کودک، در سواحل یونان غرق و یا ناپدید شده‌اند. این‌ها بخشی از ١١٠ میلیون آواره‌ای بودند که دیکتاتوری، فقر و بیکاری و جنگ بر روی دستان بشریت گذاشته است. طبق آخرین اطلاعات، قاچاقچیان انسان روز دهم ژوئن حدود ٧۵٠ نفر پناهجو را در یک کشتی صید ماهی از کار افتاده چپانده و روانه ایتالیا کرده بودند. کشتی فرسودهِ این قربانیان در نزدیکی سواحل یونان با طوفان‌های سهمگین روبرو می‌شود و سرنشینان کشتی از گارد ساحلی طلب کمک می‌کنند، اما کمکی برای آن‌ها ارسال نمی‌شود. تنها وقتی که اخبار فاجعه پخش می‌گردد گارد ساحلی یونان منباب نمایش و هم‌چون نوشدارو بعد از مرگ سهراب به خود می‌افتد. مردم آزاده و شرافتمند در یونان، روز جمعه علیه اهمال آگاهانه گارد ساحلی در نجات پناهجویان تظاهرات کرده و سیاست دولت یونان و دیگر کشورهای اروپایی در مورد پناهجویان را محکوم کردند.

دولت‌های اروپایی چندین سال است میلیاردها دلار به جیب قدرت‌های حاکم در ترکیه و شمال آفریقا می‌ریزند تا از ورود پناهجویان به اروپا، بویژه اروپای غربی، جلوگیری کنند. هر چه پناهنده کمتر از مرزهای کشورهای مذکور بگذرد پول بیشتری به آن‌ها تعلق می‌گیرد. در ضمن دولت‌های اروپایی با راه انداختن تبلیغات زهرآگین علیه پناهجویان هرزگاهی قوانین پناهندگی را به زیان پناهجویان سخت‌تر می‌کنند.
سیاستمداران خدمتگزار صاحبان سرمایه در اروپای مرکزی در گذشته با غارت ثروت‌های طبیعی و استثمار شدید نیروی انسانی، تحمیل استبداد، ایجاد جنگ و تخریب محیط‌زیست و دادن میلیاردها دلار به کشورهایی که در مسیر عبور پناهجویان به سوی اروپا قرار دارند، نقش مستقیمی در کشتار پناهندگان دارند. بگذارید به عنوان نمونه "راه حل‌های" جنایت آفرین چند سال اخیر اتحادیه اروپا را مرور کنیم:

اول: بازگرداندن پناهجویان به کشورهایی که از آنجا آمده‌اند. بیش از ٩٠ درصد پناهجویان از مناطق جنگ‌زده در خاورمیانه و آفریقا می‌آیند. آن‌ها در کشور خودشان هم، آواره و بدون سرپناه شده‌اند. باز گرداندن آن‌ها یعنی دوباره فرستادن آن‌ها به کام مرگ.
دوم: تشدید سیاست‌های ضدپناهندگی در کشورهای اروپایی. واقعیت این است که تصویب پی در پی قوانین ضدپناهندگی در اروپا تنها دامن‌گیر پناهنده‌ها نخواهد بود. این قوانین و این سیاست‌ها در عین حال این کشورها را از لحاظ اخلاقی هم به قهقرا خواهد برد. این جهت‌گیری راه را برای به قدرت رسیدن احزاب دست راستی‌تر هموار می‌کند. به قدرت رسیدن این احزاب به معنی آن است که در قدم‌های بعدی به همه دستآوردهای پیشرو و انسانی در زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که طی سال‌ها مبارزهِ طبقه کارگر، به دولت‌ها تحمیل شده است، تعرض خواهد شد. این تعرض هم اکنون آغاز شده است. اکثریت مردم در کشورهای اروپایی و قبل از همه طبقه کارگرِ این کشورها، قربانیان بعدی این سیاست‌ها خواهند بود. دولت‌های اروپایی اگر در پیشبرد این سیاست موفق شوند، انسانیت را در خود این کشورها نیز قربانی خواهند کرد.
سوم: بستن مرزها و محدود کردن عملیات نجات دریایی با این استدلال که این خدمات مشوق مهاجران تازه خواهد بود. اتحادیه اروپا بر طبق یک قرارِ توافق شده و رسمی تصمیم گرفته است که عملیات نجات پناهجویان را محدود کند. در ضدانسانی و جنایتکارانه بودن این استدلال و این سیاست تردیدی نیست. ناوگان‌های دریایی و هوایی اروپا مجهز به پیشرفته‌ترین تکنولوژی این عصر، قادر به کنترل وجب به وجب دریای مدیترانه هستند. آن‌ها قادرند که هر قایقی را از نقطه حرکت تا رسیدن به مقصد دقیقاً رصد کنند و قبل از آنکه این قایق‌ها در خطر غرق شدن قرار بگیرند، به نجات آن‌ها بشتابند، اما آن‌ها آگاهانه این توانایی را برای نجات جان پناهجویان بکار نمی‌گیرند.

باید با اتکا به نیروهای مبارز، پیشرو و انساندوست در کشورهای توسعه یافتهِ سرمایه‌داری، دولت‌های غربی را ناچار کرد تا حقوق آوارگان و پناهجویان را محترم بشمارند. لازم است مبارزه برای تأمین زندگی انسانی برای هر فرد به عنوان انسان با حقوق جهان شمول و هم‌چون یک شهروندجهانی و از جمله برخورداری از حق سکونت در هر نقطه‌ای از جهان که مایل به آن باشد، گسترش یابد.

http://bitly.ws/IQaG
▪️سنندج؛ آزادی هاجر سعیدی فعال جنبش زنان و کارگری


هاجر سعیدی فعال جنبش زنان و از اعضای سابق شورای زنان، پس از گذشت بیش از یک ماه بازداشت با تودیع قرار وثیقه موقتاً از زندان آزاد شد.

به گزارش کولبرنیوز روز یک‌شنبه ٢٨ خردادماه ۱۴۰۲، هاجر سعیدی فعال جنبش زنان و کارگری و از اعضای سابق شورای زنان، پس از گذشت بیش از یک ماه بازداشت با تودیع قرار وثیقه ۵٠٠ میلیون تومانی موقتاً و تا زمان پایان مراحل دادرسی از زندان مرکزی سنندج آزاد شد.
هاجر سعیدی به همراه ۷ فعال کارگری دیگر با اسامی کمال کریمی، عبدالله خیرآبادی، اقبال پیشکاری، حبیب‌الله کریمی، سیروان محمودی، شادمان عبدی و خبات محمودی درحالی بازداشت شدند که روز ٢٧ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲،جهت گرامی‌داشت یاد جانباخته راه آزادی "هومن عبدالهی" به منزل پدر وی رفته بودند که با یورش نیروهای امنیتی اداره اطلاعات شهرستان سنندج، بدون ارائه هیچ‌گونه برگه قضایی بازداشت و به بازداشتگاه این اداره منتقل شده بودند.
برهان سعیدی فعال کارگری و مدنی شناخته شده شهر سنندج و از زندانیان سیاسی دهه شصت و برادر هاجر سعیدی، که او نیز یک روز پس از دستگیری هاجر سعیدی، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بود، نهایتاً روز شنبه ۲۷ خردادماه ۱۴۰۲ او نیز با تودیع قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی موقتاً و تا زمان پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد.

لازم بە ذکر کە اقبال شبانی بازرس سندیکای خبازان شهر سنندج نیز یکی دیگر از فعالین کارگری این شهر بود کە چند روز پس از دستگیری این هشت فعال کارگری بازداشت و سپس روز چهارشنبه ۱۰ خردادماه ۱۴۰۲، با قرار وثیقه پانصد میلیون تومانی آزاد شد.

http://bitly.ws/IQob
کولبرنیوز | Kolbarnews
Video
کولبری چگونه آغاز شده است؟ این پرسش بنیادی است که به منطقِ استعماری حاکم بر کوردستان در تاریخ معاصر باز می‌گردد. کوردستان بر اثر سیاست‌های استعماریِ به ویژه پس از جنگ جهانی اول بین چهار کشور مختلف تقسیم گردید و عملاً تبدیل به یک مستعمره بین‌المللی شد فراتر از چرایی و رخدادِ این مسئله، ایجاد مرزهای جعلی بین مناطق مختلف کوردستان و تولید باشور، باکور، روژهلات و روژآوا وضعیتی را ایجاد نموده است که در هیچ نقطه‌ای از جهان نظیر ندارد. تولیدِ مرزهای داخلیِ متعدد؛ مرزهایی که برای کوردستان داخلی محسوب می‌شوند، اما در منطق حقوق بین‌الملل به عنوان مرزهای کشورهای ایران، عراق، ترکیه و سوریه شناخته می‌شوند. هر چند مرزها در داخل خاکِ کوردستان قرار دارند، اما عملاً تحت سیطره حکومت‌های استعماگر هستند و کوردها تسلطی بر آن ندارند. در واقع، مرزها هم «تولید» شده‌اند، و هم تحت سیطره «دیگری» قرار گرفته‌اند. هر چند کلیت سرزمین کوردستان(به غیر از باشور و روژآوا) تحت سیطره منطقِ فاشیستیِ «دیگری» قرار دارند، اما قدرتِ این منطق در «مرز» صدچندان می‌شود. «دیگری» به دنبال جدایی گزینیِ فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کوردها از طریق «مدیریتِ مرز» به عنوان یک فضای سیاسی-جغرافیایی است. در واقع تسخیرِ جغرافیا و فضای «مرز» بهانه‌ای برای تداومِ استعمارگریِ چندگانه «دیگری» علیه کوردستان است. به هر حال، تولیدِ مرز یک کُنش استعماری علیه کوردستان بوده است که پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ناگواری برای کوردها در پی داشته است.
برآیند نهاییِ تولید مرز در کوردستان، تولید و تداومِ رنج و ستم بوده است که در طولِ تاریخِ معاصر و پس از تقسیم کوردستان، در فرم‌ها و شکل‌های مختلف خود را نشان داده است. کشتار جمعی و ژنوســاید، بمباران شیمیایی، قتل و اعدام روزانه کوردها به بهانه‌های واهی و...تنها مهم‌ترین فرم‌هایی از ستم‌دیدگی و رنج ملت کورد است که مستقیم و غیرمستقیم نتیجه تقسیم کوردستان به چهار بخش و تولیدِ مرزهای جعلی است. کولبری یکی از جدیدترین فرم‌های ســتم‌دیدگی ملت کورد است که هم پدیده‌ای خارجی اســت و هم محصولِ مســتقیمِ تقســیم‌بندیِ سیاسی مرز و سیاست تولید مرز اســت. همان‌طور که بحث شــد تمام این فرم‌های ســتم‌دیدگی دارای ماهیت یکسانی هســتند و آنچه تفاوت ایجاد می‌کند، فرم، قالب و صورتِ ســتم‌دیدگی است. ژنوســاید انفال با کولبری تفاوتِ ماهیتی ندارد، بلکه صورت و فرم آن است که متفاوت اســت. ریشــه اصلی تمام این فرم‌های ســتم‌دیدگی را نیز می‌توان به یک سرچشمه برگرداند: تقسیمِ #استعماریِ #کوردستان. این مسئله به سیاستِ توليدِ مرز یا جعل مرز در کوردستان منجر شد و حکومت‌هایی را در کوردستان ایجاد نمود که خود را صاحبِ کوردستان دانسته و ملت کورد را به مثابه سوژه‌های بَرده‌وار خودشان قلمداد می‌کنند.

#انقلاب_ژینا
#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
#بوکان


یک‌شنبه بعد ازظهر ٢٨ خرداد‌ماه ١۴٠٢ مادران و پدران جانباختگان انقلاب ژینا در بوکان بر مزار عزیزانشان گردهم آمدند و یاد و نام این عزیزان را گرامی داشتند.

مادران و پدرانی که بر مزار جانباختگان انقلاب ژینا حاظر بودند عبارت بودند از:
⭐️مادر جانباخته محمد حسن‌زاده
⭐️ مادر جانباخته امجد عنایتی
⭐️ مادر و پدر جاباخته هیوا جان جان
⭐️ مادر ابراهیم شریفی‌فر

این تجدید عهد و پیمان در حالی انجام شد که جمعی از لباس شخصی‌های رژیم در محل حضور داشتند.


یک‌شنبه ٢٨ خرداد‌ماه ١۴٠٢

#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#بوکان

ضجه‌های جانسوز یکی از مادران جانباختگان انقلاب ژینا بر سر مزار عزیزانشان در بوکان.

یک‌شنبه بعد ازظهر ٢٨ خرداد‌ماه ١۴٠٢ مادران و پدران جانباختگان انقلاب ژینا در بوکان بر مزار عزیزانشان گردهم آمدند و یاد و نام این عزیزان را گرامی داشتند.

مادران و پدرانی که بر مزار جانباختگان انقلاب ژینا حاظر بودند عبارت بودند از:
⭐️مادر جانباخته محمد حسن‌زاده
⭐️ مادر جانباخته امجد عنایتی
⭐️ مادر و پدر جاباخته هیوا جان جان
⭐️ مادر ابراهیم شریفی‌فر

این تجدید عهد و پیمان در حالی انجام شد که جمعی از لباس شخصی‌های رژیم در محل حضور داشتند.


یک‌شنبه ٢٨ خرداد‌ماه ١۴٠٢

#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
▪️جوشش مبارزاتی در جامعه و تشدید سرکوب بی‌اثر


در یک هفته اخیر مبارزات، اعتصابات و اعتراضات در شهرهای ایران ادامه یافت. در سه شنبه ٢٣ خرداد بازاریان و کسبه در سقز و سپس در بوکان در اعتراض به دستگیری ۴٠ تن از اعضای خانواده‌های دادخواه در ١٩ خرداد و نیز تلاش شهرداری برای ایجاد تغییرات در آرامستان آیچی سقز جهت از دید خارج کردن مزار ژینا امینی، مظهر "انقلاب ژینا" اعتصاب کردند. این اعتصاب، که از جانب بخشی از بازاریان سنندج حمایت شد، تاثیرگذار و موفق ارزیابی گردید. کاک مجید امینی، پدر ژینا امینی، طی نامه‌ای تشکر آمیز شجاعت بازاریان و کسبه مذکور را ستود.

یک روز پس از اعتصابات یاد شده، یعنی در در چهارشنبه ٢۴ خرداد حدود ۵۰ دانشجوی دانشگاه هنر در اعتراض به اجباری شدن مقنعه در پردیس باغ ملی این دانشگاه تحصن کردند. این تحصن در جامعه دانشجویی انعکاس وسیعی پیدا کرد. جمعی از دانشجویان دانشگاه خطاب به حراستی‌ها و نیروی‌های سرکوب، که دانشجویان متحصن را مورد یورش قرار داده بود و نیز خطاب به آمران آن‌ها نوشتند: میان ما و شما دریایی خون فاصله است، ما که حالا نزدیک یک سالی می‌شود که «ما» شده‌ایم، هیچ حرفی با شما نداریم الا یک کلمه: نه. پس از تاکید دوباره‌تان بر آپارتاید جنسیتی و الزام حضور در دانشگاه با مقنعه، پس از بستن آب و خشونت بر دوستان‌مان که تنها در جهت برابری در پردیس باغ ملی تحصن کرده بودند، ما هم دوباره تاکید می‌کنیم که چیزی به عقب برنمی‌گردد. این آسمان حتی بعد از تمام ستاره‌هایی که هر‌روز به زمین کشیده‌اید، هنوز غرق ستاره‌ست. از زخمی که شهریور دهن باز کرد هنوز خون می‌چکد. و ما ایستاده‌ایم، دست در دست هم، برای آزادی.
دانشجویان دانشگاه علامه در همبستگی با دانشجویان دانشگاه هنر:بیانیه دادند و در بخشی از آن نوشتند: "آنچه چهارشنبه‌ی گذشته در دانشگاه هنر رخ داد به چشم هیچ‌کدام از ما غریب نمی‌آمد. ما همان کسانی هستیم که در یک سال گذشته، دستمان را بر زخم گلوی هم‌وطنانمان فشرده‌ایم و صدای دوستان دربندمان بوده‌ایم. خوانده‌ایم و نوشته‌ایم، سروده و نواخته‌ایم و با فریاد خود چنان لرزه‌ای بر پیکرتان انداخته‌ایم که با هر نشست و تحصنمان، زره پوشیده به میدان می‌آیید".

دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در حمایت از دانشجویان دانشگاه هنر از  جمله نوشتند:" در بطن هر انقلابی، هزینه‌هایی جاری‌ست؛ اما آن‌چه ما تجربه می‌کنیم نه هزینه، بلکه زندگیِ در قلب انقلاب است. تغییر با نسیمی که از «سقز» وزیدن گرفت، اکنون شُش‌هایمان را پر کرده‌است. تغییری از انفعال به سوی فعل و کُنش، از ایستایی به سوی حرکت مهار نشدنی. شما ای «دانشجویان دانشگاه هنر»، شما روح این انقلابید؛ شما هنر این فعل و ظرافت این حرکتید. ما «دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد»، حامی، هم‌رزم و دوشادوش شما «دانشجویان دانشگاه هنر» خواهیم بود.
جمعی از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در قسمتی از بیانیه همبستگی با دانشجویان دانشگاه هنر اینطور اظهار نظر کردند: "چشم امید همه ما به شماست. به شما که مقاومت کردید و پرچم‌دارِ ترویج انقلاب ژینا شدید".

جمعی از دانشجویان دانشگاه مازندران طی بیانیه‌ای در جهت حمایت از دانشجویان دانشگاه هنر نوشتند: "شما نوشتید که ایستاده‌اید، دست در دست هم، برای آزادی، ما تأکید می‌کنیم که دست‌هایمان در دست یکدیگر است. شما تنها نیستید. ما کنار هم پای آزادی ایستاده‌ایم.
دانشجویان دانشگاه تربیت‌مدرس در بیانیه همبستگی با دانشجویان دانشگاه هنر از جمله اظهار نظر کردند: "ما دانشجویان دانشگاه تربیت‌مدرس خاموشی را روا نمی‌دانیم. دوشادوش دانشجویان هنر می‌ایستیم و نمی‌گذاریم شعلۀ مبارزه را در دانشگاه و جامعه خاموش کنند. استبداد رفتنی است و هرم آزادی بدن‌هایمان را گرم کرده است. مبارزه ادامه دارد".

مردم زاهدان در روز جمعه ۲۶ خرداد ۱۴۰۲، سی‌وهفتمین جمعه اعتراضی خود را پس از «جمعه خونین»‌ این شهر، در خیابان‌ها برگزار کردند. شعارهای آنان عبارت بودند از «وقت اتحاد، وقت انقلاب»، «کورد و بلوچ و آذری + آزادی و برابری»، «مرگ بر خامنه‌ای»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «برادر شهیدم خونت رو پس می‌گیرم» و «سهم بلوچ از ایران، انکار، گلوله، اعدام» بود.

در ۲۶ خرداد ماه ۱۴۰۲ "شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث)" بیانیه‌ای تعرضی منتشر و در آن استدلال کرد که لایحه هفتم توسعه ضدکارگری و کارفرما محور بوده و از نظر کارگران مطرود می‌باشد. شورای سازماندهی اعتراضات (ارکان ثالث) در همان تاریخ عده‌ای نفوذی در میان اعتصابیون را افشا و خواهان طرد آن‌ها گردید. در ٢٨ خرداد گروه هکری «قیام تا سرنگونی» نامه‌ی خیلی محرمانه وزارت اطلاعات به ریاست جمهوری را منتشر کرد.


لینک به ادامه مطلب:

https://shorturl.at/yEF68
▪️اعتراف به شکست در برابر گستردگی اعتصاب ما

اخیرا نامه‌ی افشا شده از مکاتبات وزارت اطلاعات با معاون اول دولت در رسانه‌ها منتشر شده که حاکی از ترس و وحشت از گسترش اعتصابات ما کارگران پروژه‌ای و حضور هزاران کارگر معترض در مناطق مختلف است که به اعتصاب پیوستند.
در این نامه خیلی محرمانه اعتراف کرده‌اند که تا تاریخ ۱۲ اردیبهشت بیش از ۱۲ هزار کارگر تنها در منطقه پارس جنوبی وارد اعتصاب شده‌اند و علی‌رغم فشار و تعیین ضرب‌الاجل پنج روزه شورای تامین استان بوشهر برای بازگشت کارگران اعتصاب‌کننده به سر کارشان، تا روز هشتم اردیبهشت فقط حدود ۳۰۰ نفر به محل کار بازگشتند.
بقیه محتوای نامه هم بر گستردگی، روند صعودی و تداوم اعتصاب ما دلالت دارد.
این نامه یک اعتراف بزرگ به شکست سیاست‌های سرکوب کل دستگاه حاکمیت است و نشان می‌دهد همبستگی و متحد بودنمان تا چه اندازه می‌تواند از نیروی قدرت سرکوبگران و ترفندها و فشارهای آن‌ها بیشتر باشد.
دهه‌هاست محیط کارمان را به پادگان تبدیل کرده‌اند، کارآزموده‌ترین نیروهای سرکوبگر را تحت عنوان مدیر یا رییس حراست بالای سرمان گماشتند، دسته‌جات مخبر و جاسوس بین صفوف ما وارد کردند، هزاران شرکت تامین نیروی انسانی با ده‌ها نوع قرارداد را بر ما مسلط کردند تا بلکه منافع‌مان را از هم جدا سازند، برای صدها کارگر مطالبه‌گر و فعالین ما پرونده‌ها ساختند، صدها نفر از ما را در بلک لیست قرار دادند و بدین ترتیب بیکارمان ساختند، اخیراً و در میانه اعتصابمان هم توسط عوامل‌شان بازی پیمانکار خوب ـ پیمانکار بد را براه انداختند، مهلت دادند که اگر به کار بازنگردید ۴۰۰۰ نیروی جدید جایگزین‌تان می‌کنیم، جنگ تبلیغاتی راه انداختند و گفتند اعتصاب‌ها پایان یافته است و خلاصه آن‌که هر ترفند و حربه‌ای که می‌توانستند بکار بستند تا نگذارند متحد شویم و اعتصاب را به شکست بکشانند.
البته یادآور می‌شویم که پیشتر هم از طریق عوامل رسانه‌ای‌شان در خبرگزاری ایلنا که بازوی نهادهای امنیتی در سرکوب ما بوده و هست به شکست‌شان اذعان و اعتراف کرده بودند اما اکنون این نامه یک سند رسمی از نهادی امنیتی است که صراحتاً می‌گوید مهار اعتصاب‌های کارگری ممکن نیست.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت در اطلاعیه ۲۵ اردیبهشت ماه اعلام کرد که با تهدید و خبرسازی‌های دروغین نمی‌توانند ما را از پیگیری مطالبات برحقمان بر حذر کنند و توجه جامعه را از اعتصاب ما بردارند.
ما موفق شدیم با هوشیاری و اتحاد خود همه نقشه‌ها و تهدیدات را خنثی کنیم و اعتصاب را در بیش از ۱۱۰ مرکز کاری تداوم بخشیم و این خود یک موفقیت و پیروزی برای ما است که توانستیم متشکل، هدفمند و با برنامه جلو رویم.
با اتکا به این موفقیت و ضعف مشهود و عیان حکومت در برابر صف متحد ما کارگران، می‌توانیم با قدرت و همبستگی بیشتر پیگیر خواسته‌ها و مطالبات پاسخ نگرفته خود باشیم.

زنده باد اتحاد کارگران
زنده باد اعتصاب

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت
۲۹ خرداد ١٤٠٢

⬇️⬇️⬇️⬇️

https://t.ly/tjFA
▪️گزارش «تکان‌دهنده» روزنامه اعتماد از کار سوخت‌بران در سیستان و بلوچستان


روزنامه اعتماد، چاپ تهران، روز پنج‌شنبه، ۲۵ خردادماه ۱۴۰۲، در یک گزارش مفصل تحقیقی از سختی‌ها و مصائب کار سوخت‌بران در منطقه بلوچستان نوشت.

به دلیل تفاوت قیمت فرآورده‌های نفتی همچون گازوئیل، بنزین و نفت سفید در ایران نسبت به کشورهای هم‌مرز در برخی از مناطق از جمله بلوچستان کسب و کاری به نام «سوخت‌فروشی» یا «سوخت‌بری» شکل گرفته است. به دلیل فقر و نبودن کار در بلوچستان، بسیاری از جوانان که به گفته روزنامه اعتماد، «اغلب آنها کمتر از ۳۰ سال دارند» از سر ناچاری به این کار روی می‌آورند؛ کاری با مخاطرات فراوان، از جمله سوختگی ناشی از انفجار خودروی سوختبر. به نوشته اعتماد، در سال ۱۴۰۱، به ‌طور میانگین هر هفته چهار نیسان سوخت‌کش در جاده‌های خروجی ایرانشهر منفجر شده است. این روزنامه به منبع آمار خود اشاره نکرده، و نهادهای مربوطه در جمهوری اسلامی هم تاکنون از این رخداد که هر بار باعث می‌شود خانواده یا خانواده‌هایی نان‌آور خود را از دست بدهند آمار رسمی منتشر نکرده‌اند.
در گزارش اعتماد آمده است که تنها در سال گذشته، ماشین ۱۷۰ سوخت‌بَر هنگام سوخت‌کِشی در جاده‌های اطراف ایرانشهر و سرباز منفجر شده و ۱۶۸ نفر کشته شده‌اند. از این ۱۷۰ سوخت‌بر، «۱۴۷ نفر زن و بچه داشتند». آن طور که اعتماد نوشته است: «شوربختی از اوایل دهه ۱۳۸۰ به جان ایرانشهر و روستاهایش افتاد وقتی هفت سال پیاپی یک قطره باران بر سر ایرانشهر نبارید و پروژه‌های عظیم سد‌سازی در شمال و جنوب و شرق و غرب شهرستان به بهانه سیراب کردن ۲۰۰ هزار آدم تشنه ساکن در این منطقه آغاز شد».
حکومت، خرید و فروش سوخت خارج از سیستم دولتی را قاچاق می‌داند و با آن برخورد می‌کند. این در حالی است که بر اساس برخی گزارش‌ها بیشترین قاچاق سوخت در مناطق مرزی ایران توسط شرکت‌های نفتی و نهادهای نظامی صورت می‌گیرد.
پیشتر در اسفندماه سال ۱۳۹۹ مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت سیستان و بلوچستان، در واکنش به کشته شدن سوخت‌بران با شلیک نیروهای سپاه پاسداران گفته است که «خود مسئولین راضی بودند برای دور زدن تحریم‌ها سوخت خارج شود».
به گفته او، خروج سوخت از طریق مرزها یکی از راه‌های دور زدن تحریم‌ها بود که خود مسئولان هم از آن «راضی» بوده‌اند و سوخت‌بران به نوعی به دولت در زمینه دور زدن تحریم‌ها خدمت کرده‌اند.

سایت حقوق بشری حال‌وش که اخبار بلوچستان را پوشش می‌دهد، در فروردین‌ماه ۱۴۰۲ نوشته بود که در سال ۱۴۰۱، ۸۲ سوختبر بلوچ در حین «سوخت‌بری» در پی شلیک نیروهای سپاه کشته شده‌اند.
همزمان، به نوشته روزنامه اعتماد، «نه سوخت‌برها و نه صاحبان مَندی‌ها [واسطه‌ها] نمی‌دانند تعیین‌کننده نرخ خرید یا فروش چه کسی است، اما همه‌شان می‌دانند که باز و بسته بودن مرز پاکستان و حتی بالا و پایین رفتن سطح آب رودخانه مرزی در کم و زیاد شدن قیمت خرید و فروش گازوییل تاثیر دارد».
اعتماد ادامه می‌دهد: «آخر هم پول سوخت‌بری فقط به سیر کردن شکم‌شان می‌رسد و نه بیشتر. بعضی سوخت‌برها حتی ماشین ندارند و صاحب ماشین و سوخت، فرد دیگری است و این سوخت‌برها فقط مزد رانندگی و تحویل بار به دلال پاکستانی را می‌گیرند».
در سال ۱۳۹۹، مقام‌های سپاه پاسداران با راه‌اندازی جایگاه‌های سوخت اعلام کردند که تمامی نیاز پاکستان به سوخت که به روزانه پنج میلیون لیتر گازوئیل می‌رسد، باید از طریق طرح رزاق که در کنترل این نهاد و دولت است تأمین شود، امری که سوخت‌برهای محلی با آن مخالف بودند و می‌گفتند که سپاه قصد انحصار و کنترل فروش گازوئیل به پاکستان را دارد.

⬇️⬇️⬇️⬇️

https://shorturl.at/imDJQ
▪️گزارشی از تداوم بازداشت و بلاتکلیفی هاشم ساعدی


هاشم ساعدی، پدر سارینا ساعدی، نوجوان ۱۶ ساله اهل سنندج و از جان باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، علی‌رغم گذشت ده روز از زمان دستگیری، کماکان در بازداشت و بلاتکلیفی بسر می‌برد.

به گزارش کولبرنیوز به نقل از هرانا، امروز دوشنبه ۲۹ خردادماه ۱۴۰۲، هاشم ساعدی کماکان در بازداشت و بلاتکلیفی بسر می‌برد. آقای ساعدی به دلیل عدم توانایی مالی تامین وثیقه، هم‌چنان در بازداشت بسر می‌برد.
هاشم ساعدی در تاریخ ۱٩ خردادماه، در پی برگزاری تجمع اعتراضی شماری از خانواده‌های دادخواه بر سر مزار دانیال پابندی، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.
لازم به ذکر است، در تاریخ ١٩ خردادماه، به دنبال برگزاری مراسم تولد دانیال پابندی کودک جانباخته در جریان اعتراضات ۱۴۰۱، شماری از خانواده‌ها و شهروندان در قبرستان آیچی سقز با سر دادن شعارهایی دست به تجمع اعتراضی زدند.
سارینا ساعدی، دختر ۱۶ ساله اهل سنندج در تاریخ ۴ آبان‌ماه ١۴٠١، در شهر سنندج مورد ضرب و جرح نیروهای سرکوبگر امنیتی قرار گرفته و بر اثر ضربات وارده جان خود را از دست داد.

⬇️⬇️⬇️⬇️

https://shorturl.at/bepDY
▪️سنندج؛ خطر قریب‌الوقوع اجرای حکم اعدام هیمن مصطفایی

خطر قریب‌الوقوع اجرای حکم اعدام هیمن مصطفایی؛ این زندانی محکوم به اعدام جهت اجرای حکم به سلول انفرادی زندان مرکزی سنندج منتقل شده است.

به گزارش کولبرنیوز به نقل از صدای شهریور، امروز ۲۹ خردادماه ۱۴۰۲، هیمن مصطفایی زندانی کورد محکوم به اعدام به سلول انفرادی زندان مرکزی سنندج منتقل شده است و جانش به شدت در خطر است.
هیمن مصطفایی که دهمین سال حبس خود را می‌گذراند، در سال ۱۳۹۱ به اتهام "قتل یک عضو سپاه پاسداران" دستگیر شده است. هیمن پیشتر سابقه عضویت در یکی از احزاب اپوزيسيون را داشته است.
خانواده عضو کشته شده سپاه خواهان توقف اجرای حکم هیمن بوده‌اند با این وجود، سیستم قضایی و امنیتی امروز او را به سلول انفرادی منتقل کرده‌اند.
هیمن در مدت بازداشت بارها تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار گرفته و مجبور به اعتراف اجباری تلوزیونی شده بود؛ او همچنین پس از اعتراضات مهر ۱۴۰۱ در زندان سنندج توسط نیروهای امنیتی زندان تهدید به اجرای حکم شده بود. هیمن در سال ۱۳۹۶ هم یک بار به سلول انفرادی منتقل شده بود که پس از تجمع اعتراضی مردم سنندج در برابر زندان، اجرای حکم متوقف شده بود.

⬇️⬇️⬇️⬇️

https://shorturl.at/bdjrZ
▪️زخمی شدن دو کولبر جوان در نوارمرزی هنگه‌ژال بانه


دو کولبر جوان اهل شهر مریوان با تیراندازی مستقیم نیروهای هنگ‌مرزی در نوارمرزی هنگه‌ژال بانه زخمی شدند.

به گزارش کولبرنیوز بعدازظهر دوشنبه ۲۹ خردادماه ۱۴۰۲، نیروهای هنگ‌مرزی در نوارمرزی هنگه‌ژال بانه به سوی دسته‌ای از کولبران آتش گشودند که در نتیجه آن دو کولبر جوان اهل شهر مریوان به شدت زخمی شدند.
هویت یکی کولبران زخمی "ادریس امینی" و هویت کولبر دیگر هنوز برای کولبرنیوز احراز نگردیده است.
لازم به ذکر است که این دو کولبر به علت شدت جراحات وارده، جهت مداوا به بیمارستان صلاح‌الدین ایوبی شهر بانه منتقل شده‌اند.

با استناد به آمار ثبت شده در کولبر نیوز در سال ١۴٠١ جمعاً ٢٣۴ کولبر در مناطق مرزی و مسیرهای بین جاده‌ای استان‌های آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه بر اثر عواملی هم‌چون تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی رژیم، بهمن و سرمازدگی، رفتن روی مین، سقوط از کوه و ارتفاع و سایر موارد کشته و زخمی شده‌اند.از این تعداد جمعاً ٣٩ کولبر معادل (%١٧) کشته و ١٩۵ کولبر معادل (%٨٣) زخمی شده‌اند.از مجموع ٢٣۴ کولبری کە در سال ١۴٠١ کشتە و زخمی شدەاند، جمعاً ١٧٢ مورد معادل (%٧۴) با تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی صورت گرفتە است.


⬇️⬇️⬇️⬇️

https://shorturl.at/mqtwZ
به مناسبت دومین سالگرد جانباختن رفیق فرهاد شعبانی

فردا سه‌شنبه ۳٠ خردادماه ١۴٠٢ دومین سالگرد جانباختن رفیق #فرهاد_شعبانی از اعضای هیات مدیره کولبرنیوز و کارگرنیوز است. رفیق فرهاد پس از نزدیک به سه ماه دست‌وپنجه نرم کردن با بیماری سرطان معده، متاسفانه دو سال پیش در چنین روزی جان‌باختند. کاک فرهاد طی چهار سال کار و فعالیت مشترک با ما در کولبر نیوز و کارگر نیوز، تنها رفیق و همکار نبود، او برای ما الگوی پایداری و وفادار بودن به آرمان‌های انقلابی‌مان در راه رهایی کولبران، کارگران و مردم ستمدیده کوردستان از زیر یوغ نظام سرکوب‌گر جمهوری اسلامی بود.
کاک فرهاد از همان ماه‌های اول سر کار آمدن جمهوری اسلامی تا زمان جانباختنش به عنوان پیشمرگ در صفوف کومه‌له و جنبش انقلابی کوردستان و در راه رهایی طبقه کارگر و مردم ستمدیده کوردستان صادقانه و خالصانه جان‌فدایی و مبارزه کرد. کوه‌های مناطق جنوب کوردستان از هورامان، مریوان، کامیاران و سنندج گرفته تا دیواندره و سقز و مردم روستاهای این مناطق گواه و شاهد ۴۲ سال فداکاری و رشادت این رفیق و هم‌رزم‌مان بوده و هستند.
در جریان حمله داعش و گروه‌های تروریستی به روژئاوا، کاک فرهاد جزو اولین کسانی بود که در یک ماموریت تشکیلاتی عازم کوبانی و قامیشلو شد. رفتن به روژئاوا برای او تداعی‌گر ایام جوانی و مبارزه و مقاومت قهرمانانه مردم سنندج علیه رژیم تازه به قدرت رسیده جمهوری اسلامی در جریان نوروز خونین سنندج و فداکاری‌های مردم انقلابی شرق کوردستان بود.

متاسفانه رفیق فرهاد پس از چند ماه دست‌وپنجه نرم کردن با مرگ، سرانجام دو سال پیش در چنین روزی، کولبران، کارگران و مردم ستمدیده کوردستان را برای همیشه ترک کرد. یاد و خاطر این رفیق تا همیشه و برای همیشه در ذهن و دلهایمان خواهد ماند.

بدرود رفیق!
راهی نجیبانه برگزیدید!

هیات مدیره کولبرنیوز و کارگرنیوز



http://bitly.ws/IWVX
سازمان بین‌المللی کار (۱۲ ژوئن ۲۰۲۳): "در سراسر جهان، حدود ۱۶۰ میلیون کودک به جای رفتن به مدرسه برای امرار معاش کار می‌کنند. این میزان تقریباً یک کودک از هر ۱۰ کودک است.

 موثرترین راه حل برای این وضعیت،  ایجاد کار شایسته برای بزرگسالان است، به‌طوری که آن‌ها بتوانند خانواده خود را تامین کنند و حمایت اجتماعی را بهبود بخشند.

 بیش از نیمی از تمام کسانی که در معرض کار کودکان قرار دارند (حدود ۸۶.۶ میلیون نفر) در جنوب صحرای آفریقا هستند. تقریباً ۲۴٪ از همه کودکان این منطقه، کودکان کار هستند. 

 کشاورزی ۷۰٪ از کار کودکان در جهان را تشکیل می‌دهد و تعداد افراد شاغل در این بخش رو به افزایش است. تعداد این کودکان در میان خرده مالکان روستایی در کشاورزی، ماهیگیری یا جنگلداری سه برابر بیشتر از مناطق شهری است".

- سخنان مقامات سازمان ملل

#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
▪️مهاباد؛ تداوم بازداشت و بلاتکلیفی یک پدر و فرزند

علی دوریشی و فرزند منصور درویشی با گذشت بیش از  چهل روز از زمان دستگیری کماکان در بازداشت نهادهای امنیتی می‌باشند و هيچ‌گونه خبری از سرنوشت‌شان در دسترس نمی‌باشد.

به گزارش کولبرنیوز، علی درویشی ۵۲ ساله و فرزندش منصور درویشی ۳۰ که او نیز متاهل و دارای یک فرزند می‌باشد، با گذشت بیش از ۴۰ روز از زمان دستگیری کماکان در بازداشت و بلاتکلیفی در بازداشت نهادهای امنیتی می‌باشند. علی‌رغم پیگیری‌های مکرر خانواده آن‌ها، هم‌چنان از وضعیت آن‌ها خبری در دسترس نمی‌باشد.علی درویشی روز جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲، در منزل شخصی‌اش در محله باغ شایگان مهاباد توسط نیروهای امنیتی بازداشت و یک ساعت بعد از او منصور درویشی نیز در محل کارش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.
با گذشت بیش از ۴۰ روز از زمان دستگیری کماکان از علت بازداشت و وضعیت آن‌ها اطلاعی در دسترس نمی‌باشد.

⬇️⬇️⬇️⬇️

https://shorturl.at/bcfU3