Forwarded from اتچ بات
#دو_سال_گذشت
دو سال سخت و طاقت فرسا،
توام با تجاربی بسیار ارزشمند و گرانبها گذشت
دو سال تحمل انواع فشارهای فیزیکی و روحی روانی،
نقص ابتدائی ترین حقوق انسانی از همان لحظات اولیه بازداشت،
و تحمل روزهای سخت انفرادی همراه با انواع تهدید، تحقیر، و توهین های زشت و چندش آور اما سیستماتیک توسط بازجویان در اتاق های بازجویی برای درهم شکستن فرد زندانی در راستای اعترافات اجباری و بنوعی خودزنی سیاسی علیه خود و همکاری با بازجویان و تقاضای عفو و بخشش، تنها بخشی از این روزهای فراموش ناشدنی ست.
اما در کنار این حجم از بیعدالتی و انواع ستم و تبعیض های سیستماتیک برای من مملو از تجارب و درس های آموزنده بود.
آموختم که میتوان و میشود با تحمل شرایط آن روزهای سخت و نفس گیر و تکیه بر آرمان ها و باورهای انسانیت علیه این شرایط غیر انسانی و طبقاتی و نظم موجود حتی در سلول انفرادی و در اتاق های بازجویی محکم و استوار ایستاد و از باورهایت به عنوان یک انسان و یک کارگر استثمار شده و تحت ستم همچنان دفاع کرد و از تهدیدها و ارعاب بازجویان حتی تهدید به حذف فیزیکی و مرگ نهراسید،
حتی اگر این ایستادگی منجر به صدور احکام ظالمانه سالها زندان باشد. آموختم که در این دو سال که حکم ۶ سال زندان همچون شمشیر داموکلس هر لحظه بر گردنت سنگینی مینمود و در شرایطی که خیلی از انسانهای پیرامونت بعلت بیان نظراتت تنهایت گذاشتند، میتوان تنها اما مصمم، تنها اما با تکیه بر دانش اندک حقوقی، در جهت دفاع از باورها و احقاق حقوق انسانی خود در قامت یک کارگر علیه بیعدالتی در سیستم قضایی، علیه این حجم فاحش از اعمال نفوذ بازجویان و نیروهای امنیتی در پرونده های سیاسی و اعمال نظر به قضات دادگاه ها علیه متهمین سیاسی ایستاد و مبارزه کرد.
گرچه شاید این همه تلاش منجر به نتیجه مطلوب و تغییری محسوس در روند پرونده نگردد، اما نهایتش اینکه در مقابل ظلم و بیعدالتی سر فرود نیاوردی و تسلیم شرایط موجود نشدی.
آری دوسال پیش چنین روزی در غروب ۱۳ شهریور ۹۸ در یک پرونده سازی آشکار و یک سناریو کثیف که از مدتها قبل با همکاری برخی افراد با نیروهای امنیتی طراحی و کلید خورده بود در باغ یکی از دوستانم در روستای آربغلو سقز به محاصره ده ها تن از نیروهای از پا تا دندان مسلح وزارت اطلاعات سنندج و سقز درآمده و دستگیر و شبانه به سلول ۳۱ بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شدم و پس از ماه ها تحمل انفرادی و بند امنیتی وزارت اطلاعات در زندان مرکزی سنندج در بیدادگاهی ۱۰ دقیقه ای در شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب سنندج و بدون رعایت ابتدائی ترین قوانین آیین دادرسی کیفری مدنظر خودشان به اتهام کاملا کذب و بی اساس عضویت در کومه له و حزب کمونیست ایران به ۵ سال زندان و اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یکسال زندان، مجموعا به تحمل ۶ سال زندان محکوم شدم که این رای ناعادلانه توسط دادگاه تجدیدنظر و رد دادخواست اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور با طرح شکایت مجدد اینجانب در دادسرای دیوان عالی کشور تاکنون این حکم همچنان به قوت خود باقی ست.
#مقاومت_زندگیست
#اسارت_هم_زندگیست
گرفته شده از صفحه کامران ساختمانگر
#kolbarnews
@kolbarnews
دو سال سخت و طاقت فرسا،
توام با تجاربی بسیار ارزشمند و گرانبها گذشت
دو سال تحمل انواع فشارهای فیزیکی و روحی روانی،
نقص ابتدائی ترین حقوق انسانی از همان لحظات اولیه بازداشت،
و تحمل روزهای سخت انفرادی همراه با انواع تهدید، تحقیر، و توهین های زشت و چندش آور اما سیستماتیک توسط بازجویان در اتاق های بازجویی برای درهم شکستن فرد زندانی در راستای اعترافات اجباری و بنوعی خودزنی سیاسی علیه خود و همکاری با بازجویان و تقاضای عفو و بخشش، تنها بخشی از این روزهای فراموش ناشدنی ست.
اما در کنار این حجم از بیعدالتی و انواع ستم و تبعیض های سیستماتیک برای من مملو از تجارب و درس های آموزنده بود.
آموختم که میتوان و میشود با تحمل شرایط آن روزهای سخت و نفس گیر و تکیه بر آرمان ها و باورهای انسانیت علیه این شرایط غیر انسانی و طبقاتی و نظم موجود حتی در سلول انفرادی و در اتاق های بازجویی محکم و استوار ایستاد و از باورهایت به عنوان یک انسان و یک کارگر استثمار شده و تحت ستم همچنان دفاع کرد و از تهدیدها و ارعاب بازجویان حتی تهدید به حذف فیزیکی و مرگ نهراسید،
حتی اگر این ایستادگی منجر به صدور احکام ظالمانه سالها زندان باشد. آموختم که در این دو سال که حکم ۶ سال زندان همچون شمشیر داموکلس هر لحظه بر گردنت سنگینی مینمود و در شرایطی که خیلی از انسانهای پیرامونت بعلت بیان نظراتت تنهایت گذاشتند، میتوان تنها اما مصمم، تنها اما با تکیه بر دانش اندک حقوقی، در جهت دفاع از باورها و احقاق حقوق انسانی خود در قامت یک کارگر علیه بیعدالتی در سیستم قضایی، علیه این حجم فاحش از اعمال نفوذ بازجویان و نیروهای امنیتی در پرونده های سیاسی و اعمال نظر به قضات دادگاه ها علیه متهمین سیاسی ایستاد و مبارزه کرد.
گرچه شاید این همه تلاش منجر به نتیجه مطلوب و تغییری محسوس در روند پرونده نگردد، اما نهایتش اینکه در مقابل ظلم و بیعدالتی سر فرود نیاوردی و تسلیم شرایط موجود نشدی.
آری دوسال پیش چنین روزی در غروب ۱۳ شهریور ۹۸ در یک پرونده سازی آشکار و یک سناریو کثیف که از مدتها قبل با همکاری برخی افراد با نیروهای امنیتی طراحی و کلید خورده بود در باغ یکی از دوستانم در روستای آربغلو سقز به محاصره ده ها تن از نیروهای از پا تا دندان مسلح وزارت اطلاعات سنندج و سقز درآمده و دستگیر و شبانه به سلول ۳۱ بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شدم و پس از ماه ها تحمل انفرادی و بند امنیتی وزارت اطلاعات در زندان مرکزی سنندج در بیدادگاهی ۱۰ دقیقه ای در شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب سنندج و بدون رعایت ابتدائی ترین قوانین آیین دادرسی کیفری مدنظر خودشان به اتهام کاملا کذب و بی اساس عضویت در کومه له و حزب کمونیست ایران به ۵ سال زندان و اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یکسال زندان، مجموعا به تحمل ۶ سال زندان محکوم شدم که این رای ناعادلانه توسط دادگاه تجدیدنظر و رد دادخواست اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور با طرح شکایت مجدد اینجانب در دادسرای دیوان عالی کشور تاکنون این حکم همچنان به قوت خود باقی ست.
#مقاومت_زندگیست
#اسارت_هم_زندگیست
گرفته شده از صفحه کامران ساختمانگر
#kolbarnews
@kolbarnews
Telegram
attach 📎