یادتان باشد که
به شعر، به آواز،
به لیلاهایتان،
به رویاهایتان پشت نکنید.
زنده یاد #فرزاد_کمانگر
🍂 @kobarnews
به شعر، به آواز،
به لیلاهایتان،
به رویاهایتان پشت نکنید.
زنده یاد #فرزاد_کمانگر
🍂 @kobarnews
Forwarded from اتچ بات
🚩
نازنینم دوباره سلام
وقتی که از من پرسیدی چه آهنگی را دوست دارم تا برایم بنوازی، برای لحظەای ماندم، سکوت کردم، ذهنم را زیرورو کردم تا بتوانم آهنگی را که بتواند همه احساسم را بعد از ماهها دوری از تو نشان دهد به زبان بیاورم.
خواستم زیباترین و عاشقانەترین آهنگ را انتخاب نمایم. هنوز آهنگی را به زبان نیاوردە بودم، که تو آهنگ نازنین مریم را با زیبایی برایم نواختی، تا سیم های تلفن آن همه احساس و شور تو و آهنگ نازنین مریم را به قلبم برساند.
سوال تو و آهنگ نازنین مریم بهانەای شد برای نگارش این دل نوشته. نامەایی که می دانم بارها باز و بسته خواهد شد، ولی امیدوارم در نهایت نفر آخری که آن را می خواند خودت باشی.
مهربانم؛ به هر آهنگی که فکر کردم، نشانی از چوبه دار، بوسه آخر، ظلم ظالم، ترکه بیداد، جور صیاد، اشک مادر را در خود داشت.
ترسیدم انگشتانت با لمس این همه واژەهای سرشار از درد، از نواختن بازایستد. به سراغ آهنگ های سرزمین مادری ام رفتم. دیدم در موسیقی ما نیز ردی از خون، بوی سرب، جای پوتین دیده می شود. باز ترسیدم که چشمانت بگرید و دستت را برای نواختن یاری ننماید.
تصمیم گرفتم به تو بگویم، خودت شعری بنویسی، آهنگی بسازیی یا ترانەایی؛ مالامال از امید. آهنگی که دزیده نخوانیمش، آهسته در دل زمزمەاش نکنیم، به خاطرش حبس نکشیم، آهنگی که با خواندنش چشمهای مان پر اشک نشود و نگاهمان را به قاب عکس روی دیوار ندوزد و هق هق گریەیمان را سر ندهد. آهنگی که بتوانیم به دور آتش نوروز، دست در دست هم، با صدای بلند فریادش بکشیم، لبخند بزینم، برقصیم و بخوانیمش.
فقط فراموش نکن؛ نت آن را برای دخترکی بنویس که دوست دارد مادر را "دایه" بنویسد و زن را "ژن". ولی افسوس، افسوس نمی داند فردا در هنگامه مادر شدن، نطفه رحمش را به امید جنس اول بودن جستجو می کنند. برای دخترکی که در سرزمین او زنان هنوز برای رسیدن به ابتدایی ترین حقوق خود باید حبس بکشند.
برای دخترکی که در فردای بزرگسالی به دنبال عزیز گم کردەاش، از این زندان به زندان دیگر می رود وچشم به کاغذ چسپیده بر در زندان در میان اسامی زندگان، تند و تند به دنبال عزیزش می گردد.
نت آهنگت را برای پسرکی بنویس که می خواهد نان را "چورک" بنویسد و آب را "سو". ولی افسوس، افسوس نمی داند که سفره خالی از نان پدر کارگرش را با هیچ زبان و کلمەای نمی توان رونق بخشید.
برای دستان پینه بستە پدرش، برای چشمان کم سوی مادرش نتی بنویس تا مژده نان باشد، نتی که یادآور فقر و نابرابری سالهای دور و دراز زندگیش نباشد.
شعری بنویس برای مادری کە سالهاست چشم بە در بە انتظار بازگشت فرزند است و هر پنجشنبه گور گمنام و در هم شکستەایی را آهستە و بە دور از چشم همە در آغوش می کشد، مادری کە سالهاست خورشید را شرمندە از این همە صبوری و وفاداری خود نمودە.
#فرزاد_کمانگر
زندان اوین
🚩 @adabiyate_pishro 🚩
نازنینم دوباره سلام
وقتی که از من پرسیدی چه آهنگی را دوست دارم تا برایم بنوازی، برای لحظەای ماندم، سکوت کردم، ذهنم را زیرورو کردم تا بتوانم آهنگی را که بتواند همه احساسم را بعد از ماهها دوری از تو نشان دهد به زبان بیاورم.
خواستم زیباترین و عاشقانەترین آهنگ را انتخاب نمایم. هنوز آهنگی را به زبان نیاوردە بودم، که تو آهنگ نازنین مریم را با زیبایی برایم نواختی، تا سیم های تلفن آن همه احساس و شور تو و آهنگ نازنین مریم را به قلبم برساند.
سوال تو و آهنگ نازنین مریم بهانەای شد برای نگارش این دل نوشته. نامەایی که می دانم بارها باز و بسته خواهد شد، ولی امیدوارم در نهایت نفر آخری که آن را می خواند خودت باشی.
مهربانم؛ به هر آهنگی که فکر کردم، نشانی از چوبه دار، بوسه آخر، ظلم ظالم، ترکه بیداد، جور صیاد، اشک مادر را در خود داشت.
ترسیدم انگشتانت با لمس این همه واژەهای سرشار از درد، از نواختن بازایستد. به سراغ آهنگ های سرزمین مادری ام رفتم. دیدم در موسیقی ما نیز ردی از خون، بوی سرب، جای پوتین دیده می شود. باز ترسیدم که چشمانت بگرید و دستت را برای نواختن یاری ننماید.
تصمیم گرفتم به تو بگویم، خودت شعری بنویسی، آهنگی بسازیی یا ترانەایی؛ مالامال از امید. آهنگی که دزیده نخوانیمش، آهسته در دل زمزمەاش نکنیم، به خاطرش حبس نکشیم، آهنگی که با خواندنش چشمهای مان پر اشک نشود و نگاهمان را به قاب عکس روی دیوار ندوزد و هق هق گریەیمان را سر ندهد. آهنگی که بتوانیم به دور آتش نوروز، دست در دست هم، با صدای بلند فریادش بکشیم، لبخند بزینم، برقصیم و بخوانیمش.
فقط فراموش نکن؛ نت آن را برای دخترکی بنویس که دوست دارد مادر را "دایه" بنویسد و زن را "ژن". ولی افسوس، افسوس نمی داند فردا در هنگامه مادر شدن، نطفه رحمش را به امید جنس اول بودن جستجو می کنند. برای دخترکی که در سرزمین او زنان هنوز برای رسیدن به ابتدایی ترین حقوق خود باید حبس بکشند.
برای دخترکی که در فردای بزرگسالی به دنبال عزیز گم کردەاش، از این زندان به زندان دیگر می رود وچشم به کاغذ چسپیده بر در زندان در میان اسامی زندگان، تند و تند به دنبال عزیزش می گردد.
نت آهنگت را برای پسرکی بنویس که می خواهد نان را "چورک" بنویسد و آب را "سو". ولی افسوس، افسوس نمی داند که سفره خالی از نان پدر کارگرش را با هیچ زبان و کلمەای نمی توان رونق بخشید.
برای دستان پینه بستە پدرش، برای چشمان کم سوی مادرش نتی بنویس تا مژده نان باشد، نتی که یادآور فقر و نابرابری سالهای دور و دراز زندگیش نباشد.
شعری بنویس برای مادری کە سالهاست چشم بە در بە انتظار بازگشت فرزند است و هر پنجشنبه گور گمنام و در هم شکستەایی را آهستە و بە دور از چشم همە در آغوش می کشد، مادری کە سالهاست خورشید را شرمندە از این همە صبوری و وفاداری خود نمودە.
#فرزاد_کمانگر
زندان اوین
🚩 @adabiyate_pishro 🚩
Telegram
attach 📎
یادتان باشد که به شعر، به آواز، به لیلاهایتان، به رویاهایتان پشت نکنید...
#فرزاد_کمانگر
نقاشی: #روناک_رسولپور
#کولبرنيوز
@KOLBARNEWS
#فرزاد_کمانگر
نقاشی: #روناک_رسولپور
#کولبرنيوز
@KOLBARNEWS
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آينده از آن بی کفن خفتگان است!
نامهای از #فرزاد_کمانگر با صدای خود فرزاد
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
نامهای از #فرزاد_کمانگر با صدای خود فرزاد
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
کولبرنیوز | Kolbarnews
آينده از آن بی کفن خفتگان است! نامهای از #فرزاد_کمانگر با صدای خود فرزاد #کولبر_نیوز #kolbarnews @kolbarnews
آينده از آن بی کفن خفتگان است!
نامهای از #فرزاد_کمانگر با صدای خود فرزاد
توضیح: فرزاد کمانگر اين نامه را با تاسی از سرگذشت يکی از زندانيان دهه شصت نگاشته است، زندانی مورد اشاره که از ضعف بينايی شديدی برخوردار بوده، به دليل شکنجه و ضرب و شتم عينکش می شکند و مجبور ميشود به جای شيشه، تکه ای مقوا بر عينک خود بگذارد و اين آخرين تصويری است که مادر زندانی از او ديده است، زندانی سياسی مورد اشاره کمی بعد زير شکنجه به قتل می رسد و در گوری گمنام و بی نشان دفن می شود، اين نامه را فرزاد کمانگر به مادر اين زندانی سياسی تقديم کرده بود.
زندان داستان تن است و تازيانه، مشت و زندان، طناب و گردن آتش و پوست سرب و قلب
زندان سرودی است برای زنده نگه داشتن اميد، زندان دريچه ای است به آينده ای روشن،
تصوير اول-سانتياگو، شيلی:
شکنجه گری در حال خرد کردن دستان زندانی اش می باشد تا گيتار نزند و ترانه و لالايی برای کودکان شيلی نسرايد، اما او بی وقفه می خواند
بيا بيا بيا
بيا جاده پهنه ور را در می نورديم
آينده ديگری در کار تکوين است
سالها بعد : تيتر روزنامه های شيلی " آسوده بخوابيد ديکتاتور مرد"
و نوازنده گيتار زينت بخش ديوان شاعری می شود و مردم به شاه بيت ديوان شاعرشان مينازند
تصوير دوم-زندانهای شوروی سابق-استالين:
" بريا" قصاوت می کند ميکشد قطعه قطعه می نمايد و تبعيد می کند هر کس را دگر گونه بيانديشد
چند دهه بعد !
جوانکی سر کلاس با خواندن تاريخ معاصر کشورش و شنيدن نام بريا آب دهان به زمين می اندازد و جوان ديگری صفحات کتابش را با عصبانيت پاره ميکند .
تصوير سوم-دهه ۸۰ ميلادی، عراق
کاروانی از زن و دختر و کودک و پير و جوان به سوی بيابان های "نگره سلمان" حرکت داده می شوند تا انفال شوند، کودکی عروسکش را به سينه می چسباند و با چشمانی باز ستاره ها را ميشمارد و زير خروار ها خاک مدفون می شود، دختری قبل از اينکه عصمتش زير چشمهای دريده علی حسن مجيد هتک شود خود را ميکشد.
در هزاره سوم : خواهرکان من بی رخت عروسی، پاک و پاکيزه با خورشيدی که بر تابوتشان نقش بسته است به زادگاهشان بر می گردند .
کودکی در حلبچه بی پروا بر روی عکس و مجسمه صدام ميشاشد .
جوانی شيعه هنگام اعدام ديکتاتور فرياد می زند برو به جهنم
و کردی به کاخ های بغداد قدم می گذارد و به ريش صدام می خندد.
تصوير چهارم-زندان ديار بکر ترکيه، دهه ۸۰ ميلادی
ژنرال برای شکستن مقاومت زندانی اش به خانواده او تجاوز می کند و زندانی برای زنده نگه داشتن نوروز خود را با آتش نوروز جاودانه می کند
نوروز ۲۰۰۹، کودکان دياربکر بر سر هر کوی و برزن بی مهابا سرود ژنرال بزدل را سر می دهند و جمعيتی ميليونی به دور آتش نوروز جمع شده اند، آتشی که ژنرال بزدل می پنداشت فرونشانده است.
تصوير آخر: دهه ۶۰ زندان اوين-تهران
زندانی با عينکی شکسته برای آخرين بار به ديدار مادر می رود تا آخرين تصوير او را با خود به قلب زمين ببرد چند هفته بعد لباس و عينک شکسته اش را به مادر می دهند.
سالها بعد: زندانی ديگری از زندان اوين برای نامزدش نامه می نويسد و دختر نامه را برای مادربزرگش که عينک شکسته در دست دارد اينگونه می خواند:
بگذار در هر جای دنيا بی سنگ و صليب با گوری شکسته گم نام بمانند
بگذار با خاک يکی شوند، بگذار نشانشان سروی آزاده باشد که ريشه در قلب آنها دارد و سر به آسمان ميسايد.
بگذار بی نشان بمانند "آينده از آن بی کفن خفتگان است"
#فرزاد_کمانگر
زندان اوين
ارديبهشت ماه ۱۳۸۹
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
نامهای از #فرزاد_کمانگر با صدای خود فرزاد
توضیح: فرزاد کمانگر اين نامه را با تاسی از سرگذشت يکی از زندانيان دهه شصت نگاشته است، زندانی مورد اشاره که از ضعف بينايی شديدی برخوردار بوده، به دليل شکنجه و ضرب و شتم عينکش می شکند و مجبور ميشود به جای شيشه، تکه ای مقوا بر عينک خود بگذارد و اين آخرين تصويری است که مادر زندانی از او ديده است، زندانی سياسی مورد اشاره کمی بعد زير شکنجه به قتل می رسد و در گوری گمنام و بی نشان دفن می شود، اين نامه را فرزاد کمانگر به مادر اين زندانی سياسی تقديم کرده بود.
زندان داستان تن است و تازيانه، مشت و زندان، طناب و گردن آتش و پوست سرب و قلب
زندان سرودی است برای زنده نگه داشتن اميد، زندان دريچه ای است به آينده ای روشن،
تصوير اول-سانتياگو، شيلی:
شکنجه گری در حال خرد کردن دستان زندانی اش می باشد تا گيتار نزند و ترانه و لالايی برای کودکان شيلی نسرايد، اما او بی وقفه می خواند
بيا بيا بيا
بيا جاده پهنه ور را در می نورديم
آينده ديگری در کار تکوين است
سالها بعد : تيتر روزنامه های شيلی " آسوده بخوابيد ديکتاتور مرد"
و نوازنده گيتار زينت بخش ديوان شاعری می شود و مردم به شاه بيت ديوان شاعرشان مينازند
تصوير دوم-زندانهای شوروی سابق-استالين:
" بريا" قصاوت می کند ميکشد قطعه قطعه می نمايد و تبعيد می کند هر کس را دگر گونه بيانديشد
چند دهه بعد !
جوانکی سر کلاس با خواندن تاريخ معاصر کشورش و شنيدن نام بريا آب دهان به زمين می اندازد و جوان ديگری صفحات کتابش را با عصبانيت پاره ميکند .
تصوير سوم-دهه ۸۰ ميلادی، عراق
کاروانی از زن و دختر و کودک و پير و جوان به سوی بيابان های "نگره سلمان" حرکت داده می شوند تا انفال شوند، کودکی عروسکش را به سينه می چسباند و با چشمانی باز ستاره ها را ميشمارد و زير خروار ها خاک مدفون می شود، دختری قبل از اينکه عصمتش زير چشمهای دريده علی حسن مجيد هتک شود خود را ميکشد.
در هزاره سوم : خواهرکان من بی رخت عروسی، پاک و پاکيزه با خورشيدی که بر تابوتشان نقش بسته است به زادگاهشان بر می گردند .
کودکی در حلبچه بی پروا بر روی عکس و مجسمه صدام ميشاشد .
جوانی شيعه هنگام اعدام ديکتاتور فرياد می زند برو به جهنم
و کردی به کاخ های بغداد قدم می گذارد و به ريش صدام می خندد.
تصوير چهارم-زندان ديار بکر ترکيه، دهه ۸۰ ميلادی
ژنرال برای شکستن مقاومت زندانی اش به خانواده او تجاوز می کند و زندانی برای زنده نگه داشتن نوروز خود را با آتش نوروز جاودانه می کند
نوروز ۲۰۰۹، کودکان دياربکر بر سر هر کوی و برزن بی مهابا سرود ژنرال بزدل را سر می دهند و جمعيتی ميليونی به دور آتش نوروز جمع شده اند، آتشی که ژنرال بزدل می پنداشت فرونشانده است.
تصوير آخر: دهه ۶۰ زندان اوين-تهران
زندانی با عينکی شکسته برای آخرين بار به ديدار مادر می رود تا آخرين تصوير او را با خود به قلب زمين ببرد چند هفته بعد لباس و عينک شکسته اش را به مادر می دهند.
سالها بعد: زندانی ديگری از زندان اوين برای نامزدش نامه می نويسد و دختر نامه را برای مادربزرگش که عينک شکسته در دست دارد اينگونه می خواند:
بگذار در هر جای دنيا بی سنگ و صليب با گوری شکسته گم نام بمانند
بگذار با خاک يکی شوند، بگذار نشانشان سروی آزاده باشد که ريشه در قلب آنها دارد و سر به آسمان ميسايد.
بگذار بی نشان بمانند "آينده از آن بی کفن خفتگان است"
#فرزاد_کمانگر
زندان اوين
ارديبهشت ماه ۱۳۸۹
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
Farzad.pdf
84.1 MB
🔹 دستنوشتههای #فرزاد_کمانگر منتشر شد!
🔻 شاهد علوی، روزنامهنگار کورد دستنوشتههای شهید فرزاد کمانگر، معلم زندانی کورد را در وبسایت ایران وایر منتشر کرد.
#فرزاد_کمانگر
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
🔻 شاهد علوی، روزنامهنگار کورد دستنوشتههای شهید فرزاد کمانگر، معلم زندانی کورد را در وبسایت ایران وایر منتشر کرد.
#فرزاد_کمانگر
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
Forwarded from اتچ بات
نامه #گلرخایرایی از زندان قرچک ورامین؛ فشارها بر #زینبجلالیان ادامه دارد.
زینب جلالیان یکی از قدیمیترین زندانیان سیاسی ایران است. او پس از گذراندن سالها حبس در بازداشتگاهها و زندانهای مختلف و پس از تحمل شکنجههای بسیار، مجدداً در روزهای اخیر از زندان خوی که نزدیک به محل سکونت خانوادهاش است، به زندان قرچک ورامین منتقل شد و با فشارهای مجدد ماموران امنیتی مواجه شد.
زینب جلالیان طی سالهای طولانی حبس در برابر تمامی آزار و اذیتها مقاومت کرد و تن به اعترافات دیکته شدهی امنیتیها نداد.
این انتقال نابهنگام پس از سالها حبس و همچنین انتقال #سکینه_پروانه دیگر زندانی سیاسی کرد به زندان قرچک ورامین که در ماههای اخیر فشارهای زیادی را متحمل شده شده، برای اعمال فشار بیشتر بوده است.
سکینه پروانه از زمان انتقال به زندان قرچک برای اعمال فشار بیشتر بارها با بیمارستان رواندرمانی امینآباد منتقل و مورد صرب و جرح قرار گرفته است. و باید گفت اینها همه گویای نقض حقوق انسان است.
این حرکات کینهتوزانه توسط ارگانهای امنیتی محکوم است و سکوت در برابر آن جنایت است و مسئولیتی سنگین برعهده مدعیان میگذارد.
زینب جلالیان، نه فقط یک شخص و نه فقط یک زندانی است؛ بلکه مفهوم گمشدهی مبارزه در فضای مبتذل سیاسی امروز ایران است.
زینب جلالیان آموزگار الفبای آزادیخواهی است. او مفهوم مقاومتی است که توسط دوست و دشمن از یاد برده شد.
زنده باد یاد #فرزاد_کمانگر که در دهمین سالروز جانباختناش هستیم. و پُر رهرو باد راه آزادیخواهانی که فریفتهی نام و جایگاه نشدند؛ و اگرچه سر به دار و تن به تازیانه دادهاند، مفهوم مبارزه را دستخوش منافع و مطامع شخصی نکردهاند.
#گلرخابراهیمیایرایی / ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ / #زندانقرچکورامین”.
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
زینب جلالیان یکی از قدیمیترین زندانیان سیاسی ایران است. او پس از گذراندن سالها حبس در بازداشتگاهها و زندانهای مختلف و پس از تحمل شکنجههای بسیار، مجدداً در روزهای اخیر از زندان خوی که نزدیک به محل سکونت خانوادهاش است، به زندان قرچک ورامین منتقل شد و با فشارهای مجدد ماموران امنیتی مواجه شد.
زینب جلالیان طی سالهای طولانی حبس در برابر تمامی آزار و اذیتها مقاومت کرد و تن به اعترافات دیکته شدهی امنیتیها نداد.
این انتقال نابهنگام پس از سالها حبس و همچنین انتقال #سکینه_پروانه دیگر زندانی سیاسی کرد به زندان قرچک ورامین که در ماههای اخیر فشارهای زیادی را متحمل شده شده، برای اعمال فشار بیشتر بوده است.
سکینه پروانه از زمان انتقال به زندان قرچک برای اعمال فشار بیشتر بارها با بیمارستان رواندرمانی امینآباد منتقل و مورد صرب و جرح قرار گرفته است. و باید گفت اینها همه گویای نقض حقوق انسان است.
این حرکات کینهتوزانه توسط ارگانهای امنیتی محکوم است و سکوت در برابر آن جنایت است و مسئولیتی سنگین برعهده مدعیان میگذارد.
زینب جلالیان، نه فقط یک شخص و نه فقط یک زندانی است؛ بلکه مفهوم گمشدهی مبارزه در فضای مبتذل سیاسی امروز ایران است.
زینب جلالیان آموزگار الفبای آزادیخواهی است. او مفهوم مقاومتی است که توسط دوست و دشمن از یاد برده شد.
زنده باد یاد #فرزاد_کمانگر که در دهمین سالروز جانباختناش هستیم. و پُر رهرو باد راه آزادیخواهانی که فریفتهی نام و جایگاه نشدند؛ و اگرچه سر به دار و تن به تازیانه دادهاند، مفهوم مبارزه را دستخوش منافع و مطامع شخصی نکردهاند.
#گلرخابراهیمیایرایی / ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ / #زندانقرچکورامین”.
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به یاد فرزاد کمانگر و یارانش در یازدهمین سالگرد اعدامشان
▪️نامهی فرزاد کمانگر به دانش آموزانش از زندان
#فرزاد_کمانگر
#فەرزاد_کەمانگەر
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
▪️نامهی فرزاد کمانگر به دانش آموزانش از زندان
#فرزاد_کمانگر
#فەرزاد_کەمانگەر
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به یاد فرزاد کمانگر و یارانش در دوازدهمین سالگرد اعدامشان
نامه فرزاد کمانگر به دانش آموزانش از زندان
گوینده : کانی کرمپور
مونتاژ: زانا سعیدزاده
لینک یوتیوب:
https://bit.ly/3LVXWos
#فرزاد_کمانگر
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
نامه فرزاد کمانگر به دانش آموزانش از زندان
گوینده : کانی کرمپور
مونتاژ: زانا سعیدزاده
لینک یوتیوب:
https://bit.ly/3LVXWos
#فرزاد_کمانگر
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کامیاران
شروع اعتراضات مردمی در شهر کامیاران انقلابی با شعار:
اینجا شهر کاک #فواد_محمدی است
اینجا شهر زندهیاد #برهان_کرمی است
اینجا شهر کاک #صدیق_کمانگر است
اینجا شهر #فرزاد_کمانگر است
شامگاه دوشنبه ٢٢ اسفندماه ۱۴۰۱
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
شروع اعتراضات مردمی در شهر کامیاران انقلابی با شعار:
اینجا شهر کاک #فواد_محمدی است
اینجا شهر زندهیاد #برهان_کرمی است
اینجا شهر کاک #صدیق_کمانگر است
اینجا شهر #فرزاد_کمانگر است
شامگاه دوشنبه ٢٢ اسفندماه ۱۴۰۱
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
#فراخوان_تجمع_دانشجویان_دانشگاه_فردوسی
🔸از فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، حمایت میکنیم.
ما دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، سهشنبه ۱۹ اردیبهشت، در همراهی با معلمان تجمع خواهیم داشت.
🔸زمان:
سهشنبه ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۲
ساعت ۱۰ تا ۱۴
🔸محلتجمع، به ترتیب:
-دانشکده مهندسی - میدان علوم - -دانشکده علوم - (علوم پزشکی، در صورت خواست دانشجویان علوم پزشکی) - دانشکده ادبیات
◽️این پیام اصلاح و تکمیل خواهدشد.
#دانشگاه_فردوسی
#فراخوان_تجمع
#زنده_باد_جنبش_دانشجویی
#ما_خاموش_شدنی_نیستیم
#ژینا_امینی
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#فرزاد_کمانگر
#تبعیض_سیستماتیک
🔸از فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، حمایت میکنیم.
ما دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، سهشنبه ۱۹ اردیبهشت، در همراهی با معلمان تجمع خواهیم داشت.
🔸زمان:
سهشنبه ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۲
ساعت ۱۰ تا ۱۴
🔸محلتجمع، به ترتیب:
-دانشکده مهندسی - میدان علوم - -دانشکده علوم - (علوم پزشکی، در صورت خواست دانشجویان علوم پزشکی) - دانشکده ادبیات
◽️این پیام اصلاح و تکمیل خواهدشد.
#دانشگاه_فردوسی
#فراخوان_تجمع
#زنده_باد_جنبش_دانشجویی
#ما_خاموش_شدنی_نیستیم
#ژینا_امینی
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#فرزاد_کمانگر
#تبعیض_سیستماتیک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جوانرود
بە احترام روز معلم
و بە یاد زندە یاد #فرزاد_کمانگر
سهشنبه ۱۹ اردیبهشتماه ۱۴۰۲
#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
بە احترام روز معلم
و بە یاد زندە یاد #فرزاد_کمانگر
سهشنبه ۱۹ اردیبهشتماه ۱۴۰۲
#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
راستی تو کِی توانستی از شاعرانگی به شعر شدن گذر کنی؟
چگونه توانستی از زیستنات شعر بسازی و شاعرانه مبارزه کنی.
در روزگار عسرت و درماندگی تنها شاعراناند که میتوانند راهی به رهایی واژهگان بگشایند و چه نیکبخت سرزمینی که معلمانش جان به شاعرانگی تطهیر ساختهاند.
در این سرزمین معلمان عاشقترین واژگان به رهاییاند.
باور دارم که #فرزاد_کمانگر شوریدهترین حال به شاعرانگی بود و #عاتکه_رجبی یکی صدیقترینهای رهروی راه فرزاد شد.
#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
چگونه توانستی از زیستنات شعر بسازی و شاعرانه مبارزه کنی.
در روزگار عسرت و درماندگی تنها شاعراناند که میتوانند راهی به رهایی واژهگان بگشایند و چه نیکبخت سرزمینی که معلمانش جان به شاعرانگی تطهیر ساختهاند.
در این سرزمین معلمان عاشقترین واژگان به رهاییاند.
باور دارم که #فرزاد_کمانگر شوریدهترین حال به شاعرانگی بود و #عاتکه_رجبی یکی صدیقترینهای رهروی راه فرزاد شد.
#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری