کولبرنیوز | Kolbarnews
4.94K subscribers
13.8K photos
14.9K videos
295 files
11.9K links
اخبار را به اینجا بفرستید:

@kolbar


وب‌سایت:
https://www.kolbarnews.com

تلگرام:
http://t.me/kolbarnews

اینستاگرام:
https://www.instagram.com/kolbarnews

فیسبوک:
https://www.facebook.com/kolbarnews1

توییتر:
https://twitter.com/Kolbarnews
Download Telegram
🇦
🔻
🔴 #مردم_اینجا_زود_پیر_می‌شوند

«سه نفر از دوستانم با مدرک فوق‌لیسانس برای کولبری می‌آیند. دو نفرشان درس‌شان را در مقطع ارشد به پایان رسانده‌اند و یکی دیگر دانشجوی ترم آخر است. اینجا خیلی‌ها کولبر متولد می‌شود و فرقی هم نمی‌کند بی‌سواد باشی یا فوق‌لیسانس.»
به گزارش ایسنا، #سمیرا_حسینی در هفته‌نامه جامعه پویا نوشت: «به پشتی قرمز کنار بخاری لم داده و در حال خواندن رمان است. غرق خواندن است و فقط صدای زنگ موبایل است که موفق می‌شود او را از کتاب بیرون بکشد. صدای سیروان از پشت تلفن همراه به گوش می‌رسد که از بار آن طرف مرز خبر می‌دهد: پس کجایی؟ چرا راه نیفتادی؟
خورشید که کارش به پایان می‌رسد، «دیاکو» کار خود را آغاز می‌کند، کتاب را می‌بندد و کاپشن سبزرنگی را که به چوب‌لباسی آویخته شده است، به تن می‌کند. پاچه‌های شلوار کردی‌اش را درون چکمه‌های پلاستیکی مشکی فرو می‌کند. کلاه را سرش می‌گذارد و برای کولبری به راه می‌افتد. در که باز می‌شود، دانه‌های برف همراه باد سردی درون خانه می‌وزد و شعله بخاری به رقص درمی‌آید.
دیاکو همه تلاشش این است که فرزندش به سرنوشت او دچار نشود: «خیلی تلاش کردم به جایی برسم اما نشد. با کولبری مقطع لیسانس را به پایان رساندم. خانواده‌ام نمی‌توانستند هزینه تحصیل من را پرداخت کنند. پول نداشتم برای همین مجبور می‌شدم تعطیلات بین دو ترم و روزهایی که کلاس نداشتم یا تشکیل نمی‌شد، برای کولبری به خانه برگردم. بعضی روزها مجبور می‌شدم با تمام خستگی بعد از کولبری برای امتحان درس بخوانم. بعد از لیسانس هر چه تلاش کردم نتوانستم شغلی پیدا کنم؛ به همین‌ خاطر باز به کولبری رو آوردم و هم‌زمان برای کنکور ارشد درس می‌خواندم. همان سال در رشته جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری قبول شدم. در دانشگاه ثبت‌نام کردم اما یک ترم بیشتر نتوانستم درس بخوانم. کم نیستند کولبرانی که با مدرک لیسانس برای کولبری می‌آیند. در سردشت و پیرانشهر بیکاری بیداد می‌کند. حتی سه نفر از دوستانم با مدرک فوق‌لیسانس برای کولبری می‌آیند. دو نفرشان درس‌شان را در مقطع ارشد به پایان رسانده‌اند و یکی دیگر دانشجوی ترم آخر است. اینجا خیلی‌ها کولبر متولد می‌شود و فرقی هم نمی‌کند بی‌سواد باشی یا فوق‌لیسانس.»
به میدان «سهر چاوه» شهر سردشت که نزدیک می‌شوی، خیل جمعیت کولبران را می‌بینی که برای کار آمده‌اند. بادی که در حال وزیدن است، از لای تاروپود لباس‌هایت عبور می‌کند و لرزه به تن می‌اندازد. گونه‌ها و نوک بینی به سرخی می‌زند. با هر بازدم بخاری از دهان بیرون می‌زند و در کسری از ثانیه محو می‌شود. هر کس در هر جایی که توانسته، آتشی به پا کرده تا خودش را گرم کند. دور هر آتشی که به پا شده، تعداد زیادی از کولبران جمع شده‌اند. مامه شاهو ۷۰ ساله که کارش کولبری است، به جمع کولبرانی می‌پیوندد که در ضلع غربی میدان دور آتش درون پیت حلبی ایستاده‌اند. همه او را مامه «عمو» صدا می‌زنند. هیژای ۱۴ ساله با دیدن مامه شاهو جایش را به او می‌دهد تا خود را کمی گرم کند. اینجا همه یکدیگر را می‌شناسند؛ به هم نزدیک که میشوند، احوالپرسی مختصری می‌کنند و می‌گذرند.
«آوات» فوق‌لیسانس حقوق دارد اما چون نتوانست بعد از پایان دوره ارشد کاری پیدا کند، کل تابستان را کولبری کرده است: «تقریبا حدود دو سال می‌شود که دوره ارشد را به پایان رسانده‌ام و هر چه دنبال کار گشتم، نتوانستم شغلی پیدا کنم. وضعیت اقتصادی خوبی نداشتم. کم‌کم از پیداکردن کار ناامید شدم. به همین خاطر مجبور شدم برای مایحتاج زندگی به کولبری رو بیاورم. با یکی از دوستان کولبرم که لیسانس کامپیوتر داشت، حرف زدم تا من را همراه خود به کولبری ببرد. کل تابستان امسال را کولبری کردم.»
او ادامه می‌دهد: «شغل کولبری با آن چه برای آینده‌ام تجسم کرده بودم، خیلی متفاوت بود. هر بار که به کولبری می‌رفتم، به فوق‌لیسانس‌هایی که در شهر دیگری متولد شده‌اند، فکر می‌کردم. آیا آنها هم مانند من بار حمل می‌کنند یا پشت میزهای‌شان مشغول کار هستند؟ چند سال درس خواندم و آخرش باز مجبور شدم کولبری کنم. برای۵۰ تا۸۰ هزار تومان باید همه‌ چیز را به جان بخری؛ عبور از میدان مین، حمله حیوانات وحشی، ریزش بهمن و ... . برای همین هر وقت که از خانه بیرون می‌رویم، نمی‌دانیم به سلامت به خانه خواهیم رسید یا نه. این تنها بخشی از مشکلات این کار است. خیلی وقت‌ها من هم‌وزن خودم بار حمل کرده‌ام. مردم اینجا زود پیر میشوند. همه کولبرها از ناحیه ستون فقرات دچار مشکل شده‌اند و خیلی از آنها بعد از مدتی از کار افتاده میشوند

آوات با بیان این که هیچ‌کس از روی دلخوشی کولبری نمی‌کند، می‌گوید: «روز اولی که برای کولبری رفته بودم، جمعیت زیادی برای کار آمده بودند. زمانی که ماشین بارها را آورد، جمعیت خودشان را روی ماشین انداختند تا بتوانند برای کولبری بار بگیرند.
🔺
🔻🔻