Forwarded from ایران آزاد و آباد (مهدی نصیری)
در نقد سخن جناب آقای افشاری
آقای افشاری،
زبان شما در روزهای اخیر، به شکلی نگرانکننده، به لحن مقامات امنیتی جمهوری اسلامی شباهت یافته است. واژگانی مانند «ویروس خیانت»، «پاکسازی»، و «طرد خائنان» ما را نه به یاد گفتمان دموکراسیخواهانه، بلکه به یاد خطابههای نظامهای اقتدارگرا میاندازد.
شگفت آنکه چنین ادبیاتی از سوی چهرهای جمهوریخواه و خارجنشین بیان میشود. اگر مخالفت با یک موضع یا تحلیل، به سرعت به «اتهام خیانت» بینجامد، دیگر چه تفاوتی میان آنچه ما نقد میکنیم و آنچه شما تکرار میکنید باقی میماند؟
شما با اطمینانی قابلتأمل، سطحبندیهایی از «خیانت» را مطرح کردهاید و از ارتباطهای موساد و دیگران سخن گفتهاید. بیآنکه روشن کنید منابع این تحلیلها و داوریها چیست و در اختیار چه نهادی قرار دارد؟ این سخن بیشتر به قضاوتهای یکسویه میماند تا به تحلیلی منصفانه.
بیانیهی دوم شما در توضیح اولی نیز، متأسفانه، نتوانسته آن ابهامها و نگرانیها را برطرف کند. برعکس، بار کلام را سنگینتر کرده و گرهها را بیشتر.
ما اما هنوز بر سر آن عهدیم که سیاست باید میدان گفتوگو باشد، نه داوریهای یکطرفه. از سرچشمههای آزادیخواهی، از نیما، فروغ و .... آموختهایم که ساحت مدنیت را نمیتوان با حذف صدای مخالف پاس داشت. ایران، خانهی همگان است.
شما از طرد و مجازات سخن میگویید، شاید از سر خشم یا یأس. اما باید دانست که تجربهی ما نشان داده، با طرد نمیتوان چیزی را ساخت. با برچسبزنی راهی به روشنایی گشوده نمیشود.
اگر امروز چشماندازی روشن برای آینده ندارید اگر هنوز بر سر جایگزینی دموکراتیک و فراگیر به توافق نرسیدهاید ، راه حل آن پناه بردن به ادبیات حذف نیست. این تنها شکافها را عمیقتر میکند.
ما از قلهی دیگری آمدهایم ، قلهی درد مشترک مردم، قلهی آرزوی نجات برای میهن. نه با زبان تهدید، بلکه با زبان گفتوگو. نه برای طرد، بلکه برای تفاهم. و شما را دعوت میکنیم ، دعوتی آرام و دوستانه و سکوتی تأملآمیز. شاید از آنجا، راهی به حیا و خرد گشوده شود.
و اما کلام آخر:
اگر کسانی را «کودتاچی» مینامید، بد نیست بپرسید چرا کسانی از جان گذشتهاند و اینگونه خطر می کنند، شاید نه به طمع قدرت، بلکه از سر استیصال ، وقتی میهن در حال فروریزیست و هیچ چشم اندازی وجود ندارد .
آیا فکر می کنید اوضاع با آمدن کودتاچیان از این لجن زار غیر قابل وصف فعلی بدتر خواهد شد ؟!
✍ احسان نگارچی
#زن_زندگی_آزادی
#رفراندوم_آزاد
#نه_به_جمهوری_اسلامی
آقای افشاری،
زبان شما در روزهای اخیر، به شکلی نگرانکننده، به لحن مقامات امنیتی جمهوری اسلامی شباهت یافته است. واژگانی مانند «ویروس خیانت»، «پاکسازی»، و «طرد خائنان» ما را نه به یاد گفتمان دموکراسیخواهانه، بلکه به یاد خطابههای نظامهای اقتدارگرا میاندازد.
شگفت آنکه چنین ادبیاتی از سوی چهرهای جمهوریخواه و خارجنشین بیان میشود. اگر مخالفت با یک موضع یا تحلیل، به سرعت به «اتهام خیانت» بینجامد، دیگر چه تفاوتی میان آنچه ما نقد میکنیم و آنچه شما تکرار میکنید باقی میماند؟
شما با اطمینانی قابلتأمل، سطحبندیهایی از «خیانت» را مطرح کردهاید و از ارتباطهای موساد و دیگران سخن گفتهاید. بیآنکه روشن کنید منابع این تحلیلها و داوریها چیست و در اختیار چه نهادی قرار دارد؟ این سخن بیشتر به قضاوتهای یکسویه میماند تا به تحلیلی منصفانه.
بیانیهی دوم شما در توضیح اولی نیز، متأسفانه، نتوانسته آن ابهامها و نگرانیها را برطرف کند. برعکس، بار کلام را سنگینتر کرده و گرهها را بیشتر.
ما اما هنوز بر سر آن عهدیم که سیاست باید میدان گفتوگو باشد، نه داوریهای یکطرفه. از سرچشمههای آزادیخواهی، از نیما، فروغ و .... آموختهایم که ساحت مدنیت را نمیتوان با حذف صدای مخالف پاس داشت. ایران، خانهی همگان است.
شما از طرد و مجازات سخن میگویید، شاید از سر خشم یا یأس. اما باید دانست که تجربهی ما نشان داده، با طرد نمیتوان چیزی را ساخت. با برچسبزنی راهی به روشنایی گشوده نمیشود.
اگر امروز چشماندازی روشن برای آینده ندارید اگر هنوز بر سر جایگزینی دموکراتیک و فراگیر به توافق نرسیدهاید ، راه حل آن پناه بردن به ادبیات حذف نیست. این تنها شکافها را عمیقتر میکند.
ما از قلهی دیگری آمدهایم ، قلهی درد مشترک مردم، قلهی آرزوی نجات برای میهن. نه با زبان تهدید، بلکه با زبان گفتوگو. نه برای طرد، بلکه برای تفاهم. و شما را دعوت میکنیم ، دعوتی آرام و دوستانه و سکوتی تأملآمیز. شاید از آنجا، راهی به حیا و خرد گشوده شود.
و اما کلام آخر:
اگر کسانی را «کودتاچی» مینامید، بد نیست بپرسید چرا کسانی از جان گذشتهاند و اینگونه خطر می کنند، شاید نه به طمع قدرت، بلکه از سر استیصال ، وقتی میهن در حال فروریزیست و هیچ چشم اندازی وجود ندارد .
آیا فکر می کنید اوضاع با آمدن کودتاچیان از این لجن زار غیر قابل وصف فعلی بدتر خواهد شد ؟!
✍ احسان نگارچی
#زن_زندگی_آزادی
#رفراندوم_آزاد
#نه_به_جمهوری_اسلامی
👏19❤7👍3🤬2🤔1
Forwarded from 🏹کانال پیکان ایرانشهر🏹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️تنها شخصی که حقیقتا شایسته عنوان «آقازاده» بود، احمد رضایی فرزند محسن رضایی سردار خائن و راهزن و جنایتکار رژیم بود.
توجه کنید که این مصاحبه در سال ۱۳۷۷ هجری خورشیدی انجام گرفته است؛ یعنی تنها یک سال پس از ریاست جمهوری خاتمی و کلید خوردن پروژه اصلاحات. در آن زمان احمد رضایی به روشنی بیان میکند که حکومت ایران به انقلاب و تغییر کلی احتیاج دارد؛ و نه به اصلاحات. تصور کنید که دست کم تا ۱۹ سال پس از این مصاحبه - یعنی تا سال ۹۶ و دور دوم انتخابات روحانی - متاسفانه اکثریت جامعه ایران به اصلاحات امید و باور داشتند! و باز هم توجه کنید که هنوز در جامعه ما قشری - هرچند اندک - وجود دارد که هنوز به سطح فهم و درک این جوان در ۲۴ سال پیش نرسیده است!
احمد رضایی در او در ۲۰ آبان ۱۳۹۰ در هتل گلوری دبی به قتل رسید. از ابتدا، باور بسیاری بر این بود که پدرش محسن رضایی در قتل او دست داشته است. آنچه که روزنامه نیویورک پست در مقالهای به تاریخ ۱۹ دسامبر ۲۰۲۲ آن را تأیید کرد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Paykan_Iranshahr 🏹
توجه کنید که این مصاحبه در سال ۱۳۷۷ هجری خورشیدی انجام گرفته است؛ یعنی تنها یک سال پس از ریاست جمهوری خاتمی و کلید خوردن پروژه اصلاحات. در آن زمان احمد رضایی به روشنی بیان میکند که حکومت ایران به انقلاب و تغییر کلی احتیاج دارد؛ و نه به اصلاحات. تصور کنید که دست کم تا ۱۹ سال پس از این مصاحبه - یعنی تا سال ۹۶ و دور دوم انتخابات روحانی - متاسفانه اکثریت جامعه ایران به اصلاحات امید و باور داشتند! و باز هم توجه کنید که هنوز در جامعه ما قشری - هرچند اندک - وجود دارد که هنوز به سطح فهم و درک این جوان در ۲۴ سال پیش نرسیده است!
احمد رضایی در او در ۲۰ آبان ۱۳۹۰ در هتل گلوری دبی به قتل رسید. از ابتدا، باور بسیاری بر این بود که پدرش محسن رضایی در قتل او دست داشته است. آنچه که روزنامه نیویورک پست در مقالهای به تاریخ ۱۹ دسامبر ۲۰۲۲ آن را تأیید کرد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Paykan_Iranshahr 🏹
❤32👏8👍2