Kourosh Raadmanesh
3.55K subscribers
16.4K photos
16.2K videos
63 files
12.3K links
این تنها کانال رسمی تلگرامی کوروش رادمنش برای پخش سخنان و تحلیل های ایشان میباشد که از تاریخ ۱۹ ژانویه ۲۰۲۲ جایگزین شده.
Download Telegram
در نقد سخن جناب آقای افشاری

آقای افشاری،

زبان شما در روزهای اخیر، به شکلی نگران‌کننده، به لحن مقامات امنیتی جمهوری اسلامی شباهت یافته است. واژگانی مانند «ویروس خیانت»، «پاکسازی»، و «طرد خائنان» ما را نه به یاد گفتمان دموکراسی‌خواهانه، بلکه به یاد خطابه‌های نظام‌های اقتدارگرا می‌اندازد.

شگفت آن‌که چنین ادبیاتی از سوی چهره‌ای جمهوری‌خواه و خارج‌نشین بیان می‌شود. اگر مخالفت با یک موضع یا تحلیل، به سرعت به «اتهام خیانت» بینجامد، دیگر چه تفاوتی میان آنچه ما نقد می‌کنیم و آنچه شما تکرار می‌کنید باقی می‌ماند؟

شما با اطمینانی قابل‌تأمل، سطح‌بندی‌هایی از «خیانت» را مطرح کرده‌اید و از ارتباط‌های موساد و دیگران سخن گفته‌اید. بی‌آن‌که روشن کنید منابع این تحلیل‌ها و داوری‌ها چیست و در اختیار چه نهادی قرار دارد؟ این سخن بیشتر به قضاوت‌های یک‌سویه می‌ماند تا به تحلیلی منصفانه.

بیانیه‌ی دوم شما در توضیح اولی نیز، متأسفانه، نتوانسته آن ابهام‌ها و نگرانی‌ها را برطرف کند. برعکس، بار کلام را سنگین‌تر کرده و گره‌ها را بیشتر.

ما اما هنوز بر سر آن عهدیم که سیاست باید میدان گفت‌وگو باشد، نه داوری‌های یک‌طرفه. از سرچشمه‌های آزادی‌خواهی، از نیما، فروغ و .... آموخته‌ایم که ساحت مدنیت را نمی‌توان با حذف صدای مخالف پاس داشت. ایران، خانه‌ی همگان است.

شما از طرد و مجازات سخن می‌گویید، شاید از سر خشم یا یأس. اما باید دانست که تجربه‌ی ما نشان داده، با طرد نمی‌توان چیزی را ساخت. با برچسب‌زنی راهی به روشنایی گشوده نمی‌شود.

اگر امروز چشم‌اندازی روشن برای آینده ندارید  اگر هنوز بر سر جایگزینی دموکراتیک و فراگیر به توافق نرسیده‌اید ، راه حل آن پناه بردن به ادبیات حذف نیست. این تنها شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کند.

ما از قله‌ی دیگری آمده‌ایم ، قله‌ی درد مشترک مردم، قله‌ی آرزوی نجات برای میهن. نه با زبان تهدید، بلکه با زبان گفت‌وگو. نه برای طرد، بلکه برای تفاهم. و شما را دعوت می‌کنیم ، دعوتی آرام و دوستانه و سکوتی تأمل‌آمیز. شاید از آن‌جا، راهی به حیا و خرد گشوده شود.
و اما کلام آخر:
اگر کسانی را «کودتاچی» می‌نامید، بد نیست بپرسید چرا کسانی از جان گذشته‌اند و اینگونه خطر می کنند،  شاید نه به طمع قدرت، بلکه از سر استیصال ، وقتی میهن در حال فروریزی‌ست و هیچ چشم اندازی وجود ندارد .
آیا فکر می کنید اوضاع با آمدن کودتاچیان از این لجن زار غیر قابل وصف فعلی بدتر خواهد شد ؟!

احسان نگارچی
#زن_زندگی_آزادی
#رفراندوم_آزاد
#نه_به_جمهوری_اسلامی
👏197👍3🤬2🤔1
از کین تا بلوغ در مناظره

✍️احسان نگارچی

در این روزهای سخت ایران، این کهن دیارِ رنج‌کشیده که بر سر دو راهیِ سرنوشت خویش ایستاده است، گفت‌وگو نه تفنّن، که وظیفه ای ست ملی و عقلی.
در این میان، مناظره‌ی اخیر میان آقای نصیری و آقای علیجانی، تابلویی بود از کشاکشِ دو تبارِ فکری ؛ جمهوری‌خواهی و پادشاهی‌خواهی؛ دو نسیم که هر یک از سویی می‌وزند، اما هر دو از یک اقلیم‌اند، اقلیمِ ایرانِ اندیشنده و خسته از استبداد.

این مناظره، گرچه میدانِ اختلاف و دعوا بود، اما در ژرفایِ آن، صدایی از امید می‌پیچید؛ چنان که از دلِ خاکسترِ نزاع، گاه شعله‌ای از فهم و همدلی برمی‌خیزد. جامعه‌ی ما، که سالیان دراز با فریاد زیسته و از گفت‌وگو غافل مانده است، امروز در آینه‌ی این مباحث، خود را بازمی‌بیند و شاید راهِ آشتی با خویشتن را جست‌وجو می‌کند.

اما سه نکته در این گفت‌وگو برجسته‌تر از دیگران بود:

رهایی از میراث نفرت

نخست، پرسش از چراییِ نزدیکیِ آقای پهلوی با اسرائیل. این پرسش، در ظاهر سیاسی است، اما در باطن، پرسشی است درباره‌ی نسبتِ ما با گذشته و با جهان. چهل‌وهفت سال است که نظامی، در نامِ دین و در جامه‌ی عدالت، پرچمِ دشمنی با اسرائیل را برافراشته و آن را به مبانی  ایدئولوژی بدل کرده است. اکنون که وارثِ نامِ پهلوی، گامی در جهتِ آشتی با همان سرزمین برمی‌دارد، در واقع دارد از پایانِ آیینِ «مرگ بر...» سخن می‌گوید ، از برچیدنِ روزِ قدس و گشودنِ روزِ گفت‌وگو.
این حرکت را می‌توان هم نشانه‌ی سیاست دانست و هم نشانه‌ی تاریخ؛ چنان‌که آلمانِ پس از هیتلر نیز، در آینه‌ی شرمساری، راهِ دوستی با یهود را جست. پس، اگر او امروز دست به سوی اسرائیل دراز می‌کند،  نه از سرِ شیفتگی، که از سرِ طلبِ رهایی از میراثِ نفرت است.

مگر پهلوی چه کرده ؟

دوم، پرسشِ همیشگیِ بسياری، «او چه کرده است؟»  پرسشی که از تکرار، ملال آور شده  و پاسخ های زیادی نیز  دریافت کرده است .
اما من امروز می خواهم از منظری دیگر به این پرسش پاسخ دهم .
در دنیای سیاست، محبوبیت گاه از کار برنمی‌خیزد، بلکه از نیاز و از آرزو  برمی‌دمد. چه بسا مردمی که در خستگی از فروپاشی، به نامی پناه برند نه به کارنامه‌ای. پس، شاید بهتر باشد به جای آن که از او بپرسیم چه کرده است، از مردم بپرسیم چرا او را برگزیده‌اند.

اصل بر مردم سالاری ست

و سوم، موضوعِ نظام پادشاهی و جمهوریت است؛ آن پرسش دیرینه که آیا باید فرمانروایی مادام‌العمر باشد یا نه. پاسخ را باید در  سکولار دموکراسی جُست، نه در سایه‌ی تاج و تخت. چرا که اگر مردم سالاری و قانون به‌راستی برپا شود، شاه نیز چون نقشِ شیر بر پرچم، زینتی خواهد بود نه قدرتی فراتر از قانون اساسی . در چنان روزی، حکومت نه با نام‌ها، که با نظام‌ها سنجیده می‌شود.

به هر روی ، آنچه بر پرده ی  این مناظره نقش بست، نه صرفاً نزاعِ دو فکر، که نمایشی از «گذار» بود ؛ گذار از تقابل به تعامل، از شعار به شعور، از دشمنی به درک. اختلاف‌ها پابرجاست و خواهد بود، که جامعه‌ی بی‌اختلاف، مرده است، اما اگر هنرِ گفت‌وگو آموخته شود، همان اختلاف می‌تواند سرچشمه‌ی بلوغ گردد.
ایران پیروز خواهد شد ،اگر این گفتگو ها در فضای احترام تکرار شوند .

#رفراندوم_آزاد

@iranazadvaabad
@Paykan_Iranshahr 🏹
11🤔3👍1