Forwarded from ایران آزاد و آباد (مهدی نصیری)
رابطه به رسمیت شناختن فلسطین و تنهایی اروپا در برابر روسیه
خبر به رسمیت شناخته شدن فلسطین به صورت همزمان توسط انگلیس، استرالیا و کانادا، یک خبر متفاوت برای غرب بود. این اقدام، نه فقط یک حرکت نمادین، بلکه نشانهای از شکاف در اردوگاه متحدان آمریکا است. کشورهای یادشده که دههها بهعنوان بازوی سیاسی واشنگتن شناخته میشدند، امروز عملاً با سیاست سنتی آمریکا در قبال اسرائیل زاویه گرفتهاند و به سمت جریانهای چپگرایانه و پوپولیستی لغزیدهاند. این رخداد از هماکنون آینده سیاست اروپا و متحدانش را به لرزه انداخته است.
در همین نقطه است که دوراندیشی دونالد ترامپ آشکار میشود. او سالها پیش هشدار داده بود که رهبران اروپاییِ اسیر شعارهای چپ، دیر یا زود علیه منافع آمریکا و اسرائیل خواهند ایستاد. امروز همان پیشبینی به حقیقت پیوسته است.
از اینجا میتوان دریافت که چرا ترامپ با خونسردی راهبردی، از مدتها قبل تصمیم گرفته حمایت بیقید و شرط از اروپا در برابر روسیه را متوقف کند. او بهروشنی نشان داده که نمیتوان همزمان در جبهه دشمنان آمریکا بازی کرد و از واشنگتن انتظار چتر حمایتی داشت.
این تصمیم ترامپ حاصل یک محاسبه دقیق سیاسی است. او اروپا را در برابر روسیه تنها میگذارد، تا دولتهای چپگرا طعم واقعی هزینههای امنیتی و نظامی را بچشند. اروپایی که از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، لذت بهرهگیری رایگان از چتر دفاعی ناتو با هزینه دولت امریکا و به پشتوانه قدرت نظامی آن را چشیده است.
پیام پرزیدنت ترامپ روشن است: اگر چپگرایی و مخالفت با حزب جمهوریخواه آمریکا و اسرائیل را انتخاب کردهاید، پس با تبعاتش هم روبهرو شوید. این همان صحنهای است که ترامپ از مدتها پیش در ذهن داشت و اکنون با دقت پیادهسازی میکند.
طنز تلخ تاریخ اینجاست: روزی چپگرایان اروپا شوروی کمونیستی را قبله آمال خود میدانستند، امروز همان روسیهی وارث شوروی در برابرشان ایستاده است. اما تفاوت اینجاست که اینبار آمریکا به رهبری ترامپ، آنان را در میدان تنها رها کرده است.
اروپا باید با دستان خالی مقابل همان قدرتی بایستد که روزگاری الهامبخش جریانهای چپ بود. این تقابل، نتیجه مستقیم سادهلوحی و بیلیاقتی رهبران کنونی اروپاست.
رهبران چپ اروپا نه منابع کافی دارند، نه اراده سیاسی جدی، نه تکنولوژی نظامی موردنیاز و نه توان مدیریت بحران. آنها گرفتار بحران انرژی، اختلافات داخلی و ضعف ساختاری در بودجههای دفاعیاند. در برابر روسیهای که با صبر استراتژیک و قدرت نظامی پیش میآید، چنین دولتهایی محکوم به شکستاند. ادامه این وضعیت تنها به آشکارتر شدن بیکفایتی و فروپاشی مشروعیت سیاسیشان میانجامد.
سرانجام، سقوط یک به یک دولتهای چپ اروپا اجتنابناپذیر خواهد بود. مردم زیر فشار اقتصادی، ناامنی نظامی و بیاعتباری سیاسی دیر یا زود از رهبرانشان رویگردان میشوند.
تاریخ در حال ورق خوردن است: دوراندیشی ترامپ در برابر توهمات چپ، پرده از حقیقتی میکشد که اروپا نمیخواهد ببیند. پایان عمر چپگرایی در اروپا نزدیک است، و این فروپاشی نه بهخاطر فشار خارجی، بلکه به دلیل ناسازگاری ذاتی آن با واقعیتهای سخت سیاست و اقتصاد جهانی رقم خواهد خورد.
کاوه اسواران
#سقوط_چپ
خبر به رسمیت شناخته شدن فلسطین به صورت همزمان توسط انگلیس، استرالیا و کانادا، یک خبر متفاوت برای غرب بود. این اقدام، نه فقط یک حرکت نمادین، بلکه نشانهای از شکاف در اردوگاه متحدان آمریکا است. کشورهای یادشده که دههها بهعنوان بازوی سیاسی واشنگتن شناخته میشدند، امروز عملاً با سیاست سنتی آمریکا در قبال اسرائیل زاویه گرفتهاند و به سمت جریانهای چپگرایانه و پوپولیستی لغزیدهاند. این رخداد از هماکنون آینده سیاست اروپا و متحدانش را به لرزه انداخته است.
در همین نقطه است که دوراندیشی دونالد ترامپ آشکار میشود. او سالها پیش هشدار داده بود که رهبران اروپاییِ اسیر شعارهای چپ، دیر یا زود علیه منافع آمریکا و اسرائیل خواهند ایستاد. امروز همان پیشبینی به حقیقت پیوسته است.
از اینجا میتوان دریافت که چرا ترامپ با خونسردی راهبردی، از مدتها قبل تصمیم گرفته حمایت بیقید و شرط از اروپا در برابر روسیه را متوقف کند. او بهروشنی نشان داده که نمیتوان همزمان در جبهه دشمنان آمریکا بازی کرد و از واشنگتن انتظار چتر حمایتی داشت.
این تصمیم ترامپ حاصل یک محاسبه دقیق سیاسی است. او اروپا را در برابر روسیه تنها میگذارد، تا دولتهای چپگرا طعم واقعی هزینههای امنیتی و نظامی را بچشند. اروپایی که از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، لذت بهرهگیری رایگان از چتر دفاعی ناتو با هزینه دولت امریکا و به پشتوانه قدرت نظامی آن را چشیده است.
پیام پرزیدنت ترامپ روشن است: اگر چپگرایی و مخالفت با حزب جمهوریخواه آمریکا و اسرائیل را انتخاب کردهاید، پس با تبعاتش هم روبهرو شوید. این همان صحنهای است که ترامپ از مدتها پیش در ذهن داشت و اکنون با دقت پیادهسازی میکند.
طنز تلخ تاریخ اینجاست: روزی چپگرایان اروپا شوروی کمونیستی را قبله آمال خود میدانستند، امروز همان روسیهی وارث شوروی در برابرشان ایستاده است. اما تفاوت اینجاست که اینبار آمریکا به رهبری ترامپ، آنان را در میدان تنها رها کرده است.
اروپا باید با دستان خالی مقابل همان قدرتی بایستد که روزگاری الهامبخش جریانهای چپ بود. این تقابل، نتیجه مستقیم سادهلوحی و بیلیاقتی رهبران کنونی اروپاست.
رهبران چپ اروپا نه منابع کافی دارند، نه اراده سیاسی جدی، نه تکنولوژی نظامی موردنیاز و نه توان مدیریت بحران. آنها گرفتار بحران انرژی، اختلافات داخلی و ضعف ساختاری در بودجههای دفاعیاند. در برابر روسیهای که با صبر استراتژیک و قدرت نظامی پیش میآید، چنین دولتهایی محکوم به شکستاند. ادامه این وضعیت تنها به آشکارتر شدن بیکفایتی و فروپاشی مشروعیت سیاسیشان میانجامد.
سرانجام، سقوط یک به یک دولتهای چپ اروپا اجتنابناپذیر خواهد بود. مردم زیر فشار اقتصادی، ناامنی نظامی و بیاعتباری سیاسی دیر یا زود از رهبرانشان رویگردان میشوند.
تاریخ در حال ورق خوردن است: دوراندیشی ترامپ در برابر توهمات چپ، پرده از حقیقتی میکشد که اروپا نمیخواهد ببیند. پایان عمر چپگرایی در اروپا نزدیک است، و این فروپاشی نه بهخاطر فشار خارجی، بلکه به دلیل ناسازگاری ذاتی آن با واقعیتهای سخت سیاست و اقتصاد جهانی رقم خواهد خورد.
کاوه اسواران
#سقوط_چپ
👍19👏6❤2