حسن معین - خودشناسی
505 subscribers
6.16K photos
4.72K videos
1.15K files
11.9K links
تماس: t.me/mohaqeqmoein
غزلسرا:t.me/ghazalsarayemoein
درباره‌ی نویسنده‌ی کانال:t.me/MHMohaqeqMoein/3023

📝 مقالات:
در آکادمیا independent.academia.edu/Moein
در آرشیو جهانی
web.archive.org/web/20181129140342/http://www.moein.net:80

tinyurl.com/2rsh3ycc
Download Telegram
Forwarded from حسن معین - شمع
عیوب مردان


121 سال پیش بی‌بی خانم استر آبادی در سال 1274 شمسی کتابی تحت عنوان معایب الرجال نوشته است.

لینک دانلود کتاب

http://yon.ir/mayeborjal

👇👇👇
Forwarded from حسن معین - شمع
لینک تصویراصل کتاب معایب الرجال در کتابخانه دانشگاه هاروارددر 42 صفحه

https://iiif.lib.harvard.edu/manifests/view/drs:36701986$1i

توضیحات در باره کتاب و خلاصه آن

http://www.ahaliemrooz.ir/?p=1423
Forwarded from حسن معین - شمع
🕯🕯🕯🕯عیوب مردان

در سال 1270 شمسی کتابی به نام « تأدیب النسوان »در نحوه اصلاح رفتار و کردار ناپسند زنان نوشته است.

121 سال پیش بی‌بی خانم استر آبادی در سال 1274 شمسی کتابی تحت عنوان معایب الرجال در پاسخ آن در 34 سالگی می نویسد

“تا مردان بدانند که هنوز در میان زنان کسانی چند با رتبت بلند نکونام و ارجمند می‌باشند که قوه ناطقه مدد از ایشان برد”


حالا الان دیگر همه باید حساب دست شان آمده باشد که متاسفانه نیامده

لینک دانلود کتاب


http://yon.ir/mayeborjal

لینک تصویراصل کتاب معایب الرجال در کتابخانه دانشگاه هاروارددر 42 صفحه

https://iiif.lib.harvard.edu/manifests/view/drs:36701986$1i

لینک دسترسی به توضیحات مفصل در باره کتاب و خلاصه آن

http://www.ahaliemrooz.ir/?p=1423

🌺🌺🌺
Forwarded from حسن معین - شمع
معایب_الرجال_بی‌بی_خانم_استر_آبادی.pdf
418.5 KB
لینک تصویراصل کتاب معایب الرجال در کتابخانه دانشگاه هاروارددر 42 صفحه

https://iiif.lib.harvard.edu/manifests/view/drs:36701986$1i

توضیحات در باره کتاب و خلاصه آن

http://www.ahaliemrooz.ir/?p=1423
Forwarded from حسن معین - شمع
🕯🕯🕯توضیحات بیشتر در باب کتاب معایب الرجال

بی بی خانم استر آبادی

در سال 1309 قمری (1270 شمسی) کتابی به نام « تأدیب النسوان »از نویسنده‌ای ناشناس در ده فصل منتشر شد که در هر فصلش به نحوه اصلاح رفتار و کردار ناپسند زنان (از دید نویسنده) میپرداخت.

فصل اول درباره «سلوک زن» ، فصل دوم «حفظ زبان»، فصل سوم «گله‌گزاری»، فصل چهارم «قهر کردن»، فصل پنجم «طرز راه رفتن»، فصل ششم «آداب غذا خوردن»، فصل هفتم « پاکیزه نگه داشتن بدن و استعمال بعضی از عطریات»، فصل هشتم «طرز لباس پوشیدن»، فصل نهم «آداب خوابیدن» و فصل دهم «آداب صبح برخواستن از خواب»

بی‌بی خانم استر آبادی که در آن زمان 35 ساله بود در مجلسی با دوستان، از زنان دیگر می‌شنود که کتابی به این نام به چاپ رسیده. تصمیم میگرد پاسخ او را بدهد تا:

“تا مردان بدانند که هنوز در میان زنان کسانی چند با رتبت بلند نکونام و ارجمند می‌باشند که قوه ناطقه مدد از ایشان برد”

در سال 1313 قمری ( 1274 شمسی) پاسخ کتاب را می‌نویسد. بی‌بی خانم در ابتدای کتاب بنا به خواهش دوستان از پیشینه و پدر و مادرش میگوید و آنها را معرفی میکند. سپس به طور خلاصه برای هر ده فصل کتاب « تأدیب النسوان » پاسخی می‌نویسد. بعد از آن به شرح عیوب مردان میپردازد که مفصل‌تر است و در نهایت سرگذشت خودش و خیانت همسرش را روایت میکند. گه‌گاهی، اینجا و آنجا شعرهایی در مدح سلطان هم می آورد. یکی از نکاتی که به آن توجه شده است طنز بودن نگارش بی بی است به طوری که وی را نخستین زن طنز نویس ایران میدانند.

بی‌بی خانم استر آبادی در سال 1324 قمری (1285 شمسی) اقدام به تاسیس مدرسه‌ای دخترانه میکند که شروع به کارش با این اعلان در روزنامه ها آغاز میشود:

« مدرسه جديد موسوم به دبستان دوشيزگان نزديک دروازه قديم محمديه بازارچه حاجي محمد محسن افتتاح شده است . اين مدرسه حياطي است بزرگ و اتاق‌هاي متعدد با تمام لوازمات مدرسه‌يي. از براي افتتاح اين مدرسه پنج معلمه تعيين شده است که هر کدام يک درس مي‌دهند از قبيل نخست نامه، مشق قلم، تاريخ ايران، قرائت، کتاب طباخي، قانون، مذهب، جغرافيا، علم حساب . بر حسب قوه هر دختر و خانمي اين علوم تدريس مي‌شود. به علاوه اتاقي هم معين شده است که در آنجا هنرهاي يدي، از قبيل کاموادوزي، زردوزي، خامه دوزي، خياطي و غيره تعليم مي‌شود. تمام معلمان از طايفه اناثيه هستند و به غير از يک پيرمرد قاپوچي مردي در اين مدرسه نخواهد بود. شاگرد از هفت الي دوازده سال قبول مي‌شود. اتاق ابتدايي ماهي پانزده قران، اتاق علمي ماهي 25 قران. به فقرا تخفيف داده مي‌شود. هردو نفر شاگرد يک نفر مجاناً قبول مي‌شود. اميد است که در وطن عزيز ما هزاران از اين مدارس افتتاح شود.»

اما افتتاح این مدرسه هیاهو و جنجال گسترده‌ای را موجب می‌شود و مخالفان ادعا می‌کنند که مدرسه را بیگانگان برای رواج بی‌عفتی دایر نموده‌اند و تا آنجا پیش می‌روند که مدرسه را که در واقع خانه شخصی بیبی خانم و شوهرش است، به آتش می‌کشند.. مشروطه‌خواهان و نمایندگان مجلسی هم که با تحصیل دختران موافق بوده‌اند از ترس تبدیل شدن این موضوع به بحران سیاسی در برابر مخالفان سکوت میکنند و در پاسخ به شکایت بی‌بی خانم میگویند که صلاح در این است که مدرسه تعطیل شود. بنابراین مدرسه پس از یک‌ماه فعالیت تعطیل می‌گردد اما بی‌بی خانم با انتشار مقاله در روزنامه‌ها، مشروطه‌خواهان را وادار به حمایت از بازگشایی مدرسه می‌کند و به این ترتیب با راه‌اندازی دبستان دوشیزگان سد موجود د‌ر برابر تاسیس مدارس دخترانه می‌شکند.

ظاهرا کتاب «معایب الرجال» در سال 1371 در آمریکا به چاپ رسیده است[1] و لینک نسخه خطی کتاب در سایت دانشگاه هاروارد موجود است.

برای خواندن این کتاب به سایت مراجعه کردم، گرچه کیفیت بسیار خوب است اما مطالعه آن به دلیل خطی بودنش مشکل است. در اینترنت هم جستجو کردم ولی نتوانستم نسخه‌ای کامل بیابم. بنابراین تصمیم گرفتم همانطور که میخوانم بنویسم و به شکل فایل PDF برای مطالعه دیگران هم قرار بدهم.

در این بازنویسی منظور من خواندن و فهمیده شدن بی‌بی بوده است بنابراین تفاوت‌های املایی (نمیدانم غلط املایی هستند و یا در آن‌زمان به این صورت نوشته می‌شدند) نادیده گرفته شده و لغات از نظر املا، سرهم و جدا‌نویسی، داشتن و نداشتن سرکش برای حرف گ به شکل امروزی نوشته شده است.

اما برای علاقه‌مندان دیدن این وجه از نگارش هم ممکن است جالب باشد که در آن‌صورت باید به نسخه خطی مراجعه نمایند.

خلاصه‌ای از کتاب بی‌بی را برای مطالعه اینجا می‌آوردم که در واقع پاسخ بی‌بی به همان ده فصل کتاب «تأدیب النسوان » است.برای مطالعه کامل کتاب میتوانید آن‌را از لینک موجود دانلود و مطالعه کنید.


توضیحات بیشتر در لینک

http://www.ahaliemrooz.ir/?p=1423

🌺🌺🌺
Forwarded from حسن معین - شمع
🕯🕯🕯بخشی از کتاب معایب الرجال نوشته خانوم بی بی استر آبادی

120 سال پیش

داستانی تازه بشنو از کلک‌های فلک

قصه پر غصه بسیار تلخ بی‌نمک


و آن این است که کتابی از نامردی که نادره دوران و عجوبه جهان است که اسم بد رسم او را تأدیب النسوان نهاده. بنده دیده‌ام و حال در اینجا حاضرست شما نیز در او ناظر شوید. چون آن اوراق را ملاحظه نمودم دیدم گوینده او به اعتقاد خود تربیت شده، میخواهد مربی زنان گردد و مهملاتی چند برهم بافته که هیچیک را از مأخذی نیافته با سلیقه کج، طریقه لج پیشه گرفته، نیش زبان به ریشه کندن نسوان دراز کرده، بد اندیشه نموده و او را مفصل به ده فصل فرموده که هر فصلی ایرادی غیرواقع، بسیار بیمزه و خنک، پرنیش‌تر از خارخسک بر نسوان وارد آورده. او را نپسندیده به دور انداختم و در خاطر نرد مخاطره میباختم و طرحی در واهمه میساختم. هرچند تا بحال خیال نداشتم، لیکن اکنون همت برگماشتم که سخنانی موزون به پارسی زبانان از خوبی، در نرمی چون آب روان در برابر کتاب زشت این بدسرشت آدم تا مردان بدانند که هنوز در میان زنان کسانی چند با رتبت بلند نکونام و ارجمند می‌باشند که قوه ناطقه مدد از ایشان برد.

بیشتر در باره کتابی پیشتاز در احقاق حقوق زنان در ایران

http://www.ahaliemrooz.ir/?p=1423

🌺🌺🌺
Forwarded from حسن معین - شمع
🎅 به‌به مولانا تو با این فهم و ذکا اگر کتابی نمینوشتی چه میشد!


فصل اول مصنف گفته اگر مردی دست زن خود را بگیرد و بخواهد در آتش اندازد آن ضعیفه باید مطیعه باشد. ساکن و خامش باشد. ابا و امتناع ننماید. به‌به مولانا تو با این فهم و ذکا اگر کتابی نمینوشتی چه میشد.

چه بسیار مردان مکار غدار تبه‌روزگار که پیشه بدکیشه خود را این قرار داده‌اند که میگردند زن با مال و جهاز پیدا کنند و ببرند پس از آن بهر مکر و حیله و ظلم و ستم با انواع و اقسام خوشی و ناخوشی مال ایشان را بستانند به اصراف و تبذیر[24].

مانند مال‌دزدی دیوارنه‌وار سفیهانه خرج‌های بیمصرف و هرزه‌گی‌های بیمعنی مانند کیمیاگری و قمار‌بازی، جنده‌بازی و بچه‌بازی یا مهمانی تماماً را تمام کنند. بعد از آن به فقر و فلاکت و تکدی و نکبت افتند و آن ضعیفه بیچاره را با چند طفل یا بی‌طفل طلاق دهند و پی دیگری بلند شوند. این قسم مردان بی‌ایمان در این زمانه چندین هزارانند.

تمام محکمه‌های شرعیه و عرفیه شهر و بلادیه و قراء و دهات مبتلا به طٌی این گفتگو‌ها در سالان دراز بوده و هستند.

تازه تو بیچاره ناشی عامی پیدا شده زنان را ناصح گردیده و دور نیست که یکی از آن شیاطین تو باشی که به این مکر و حیل این کتاب را بطبع رسانیده و خود را ناصح ایشان وا نموده که این بیچاره‌ها را به چاه اندازی.

عجیب‌تر اینکه این نادان خود را تربیت شده به اصطلاح متفرنگین و مستفرنگین سویلیزه[25] میداند و خود را مقلد معلمین اروپ می‌انگارد. معلوم شد که نیم‌و‌‌یلیزه هم نیست. تمام اهل فرنگ این شعر را مانند کتاب مانی و نقش ارژنگ دانسته نقش کارها و کردارهای خود مینمایند.

اِنٌَ النساء رَیاحین خُلقِنَ لِکُم وکُلٌُهم تِشتَهی شَم الرَیاحین[26]

تمام نسوان را مانند دسته گل دانسته در برابر ایشان کمر خدمت بر میان بسته، کمال اتخاد و اتفاق بدون شایبه و خلاف و نفاق با یکدیگر دارند بلکه اکرام و احترام از زنان بیش از مردان نمایند.

مصنف بر خلاف اهل اروپ وحشت‌خو و زشت‌جو و درشت‌گو تماماً در تحقیر زنان میکوشد تمام محاسن ایشان را به معایب موهومه و معجوله خود میپوشد.

اُفٌ لکم و لِما یَصنَعُون.


[24] تبذیر: پراکندن مال به اصراف (دهخدا)

[25] از لغت Civilise گرفته شده به فرانسه به معنای متمدن. ( از کتاب تحول نثر فارسی در نیم قرن اخیر، نوشته عزیز دولت آبادی)

[26] لغنا أن الشافعی رأى امرأة فقال :إن النساء شیاطین خلقن لنا * نعوذ بالله من شر الشیاطین/ فقالت : اِنٌَ النساء رَیاحین خُلقِنَ لِکُم وکُلٌُهم تِشتَهی شَم الرَیاحین.از شافعى چنین رسیده که زنى را دید سپس گفت : زنان شیطان هایى هستند که براى ما مردان خلق شده ، خدایا ما از شر شیاطین به تو پناه مى‌بریم .زن نیز در جواب وى گفت : زنان گل و ریحان‌اند که براى شما مردان خلق شده‌اند ، در حالیکه شما مردان همه عاشق بوى گل و ریحان هستید .الأسنوی الأموی طبقات الشافعیة، ج1 ، ص298،


بیشتر در باره کتابی پیشتاز در احقاق حقوق زنان در ایران

http://www.ahaliemrooz.ir/?p=1423

🌺🌺🌺
Forwarded from حسن معین - شمع
🎽🎽🎽در لباس پوشیدن زنان!

بی بی استر آبادی

120 سال پیش

در این زمان 😊1274 شمسی 😃که هیچ نظم و نظامی در کار نیست!



فصل هشتم در لباس پوشیدن زنان گفته اگر زن‌ها شلوار گشاد و بلند و عرقچین کلچه‌وار خوش آیند بپا کنند و به سر نهند خیلی خوبست.

باز طریقه عناد و لجاج پیش نهاد خود نموده و سلیقه کج خویش را میزان قرار داده.

حاصل اینکه هر زنی باید به طریقه و سلیقه مرد خود رفتار نماید و کردار خود را از قرار میل شوهر بنماید.

بسیار از زنان که بفرموده مرد عمل نمایند از لباس و اساس باز طرف میل مرد نگردند به جهت خوی بد آن ناسپاس خدانشناس.

و بسیار از زنان انواع لباس‌های قیمتی ظریف و لطیف از مال خود برای خود و شوهر خود میخرند و میدوزند میپوشند و میپوشانند، با وجود این هیچ در نظر مرد بدبخت نمیاید و آن زن بیچاره همیشه تباه کردار و سیاه روزگار در انظار ایشان خوار و زار است.

پس هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست بخصوص در این زمان که هیچ نظم و نظامی در کار نیست.

کارها همه به بخت و اتفاق است پس تکالیف غیرمعلوم و تألیف معدوم.

نفاق و شقاق موجود و الفت و اتفاق مفقود.


🕯بیشتر در باره کتابی پیشتاز در احقاق حقوق زنان در ایران

http://www.ahaliemrooz.ir/?p=1423

🌺🌺🌺
Forwarded from حسن معین - شمع
💧💧💧سلسله یادداشت های علی طایفی در باره اوشو


🙋🏻‍♂️مقدمه: آزادی انسان هنوز رخ نداده است. نه تنها زنان، بلکه مردان نیز هنوز نیازمند جنبش آزادی خواهی گسترده‌ای هستند:

آزادی از گذشته، از اسارت ارزشهای منفی زندگی و شرایط اجتماعی که به انسان ازسوی همه ادیان درطول هزاران سال تحمیل شده است. روحانیون و سیاستمداران سبب شکاف و جدایی چشمگیری در بین انسان‌ها شده‌اند. آنان انسان گناهکاری ساخته‌اند که از خود بیگانه است و درنزاع با تضادهای درونی ثابتی است که همه زندگی او را دربر گرفته است: تضاد روح و جسم، ماده و ذهن، مادیگری و معنویت، علم ودین، زن و مرد، غرب و شرق و....

هرانسانی ازبدو کودکی برای کارکرد و بقا درچنین جهانی شرطی شده است و از نبرد جاه طلبانه و دویدن بدنبال پول، موفقیت، شهرت، قدرت، احترام و منزلت اجتماعی لذت می‌برد.

https://t.me/alitayefi1/1007

https://t.me/alitayefi1/1010

https://t.me/alitayefi1/1016

https://t.me/alitayefi1/1027

https://t.me/alitayefi1/1035

https://t.me/alitayefi1/1043

🌺🌺🌺
💧💧💧عشق، در جهانِ افسون زدایی شده

روزنامه قانون/ 26بهمن 1395



مفهوم افسون زدایی شدن جهان در جامعه شناسی و توسط ماکس وبر مطرح شد. به نظر وبر، انسان در جامعه این عصر هر روز بیشتر نسبت به زندگى، احساس "عادت وارگی" پیدا می کند چون عقلانیت، جای توهمات پیشین را رفته رفته می گیرد. نویسنده در این یادداشت ترکیب افسون زدایی شدن جهان را از دریچه ی نگاه به عشق واکاوی کرده است. پس در این یادداشت می کوشیم تا نمودِ عقلانی عشق در زندگی را نشان دهیم و روشن کنیم که تا چه اندازه عشق می تواند راستی بگیرد آن هم در جهانی که در دور شدن از توهمات و تمایل به درک واقعیت پیش رفته است.

برخی از ما می کوشیم تا ارتباط آتشینی که بین دو جنس در لحظه ای معین شکل می گیرد و به دلایل مختلف از جمله نشناختن نقاط مشترک و متضاد یکدیگر، و بسنده کردن به وابستگی ای که یکباره پیش می آید و البته آتش آن سرد می شود به نام عشق خطاب کنیم و مدام از آن حرف بزنیم. این اشتباهی مصطلح است که چه بهتر از آن به شیدایی در نگاه اول بجای عشق نام ببریم. عشق، برای خیلی از ما معنایی تقریبا مشترک دارد. اینکه در آن زمان خاص، قلبِ عاشق، تپیدن می گیرد هنگامی که "او" می آید و نبض دست ها به نهایتِ سرعت، می زنند؛ آدمی در این لحظه، به طور فجیعی بی خود از خویش می شود و بدل به موجودی دیگر می گردد؛ کسی که فرمانبردار است و با تمام حرف ها و نظرات معشوق به گونه ای غیر قابل باور، هم نظر! عاشق می گوید آن زمان که تلاقیِ چشم ها در نقطه ای اتفاق می افتد؛ آنجا آغاز زمین است!

اما برخلاف دنیایِ شعر و ادبیات در جهان افسون زدایی شده، با حقایق پیچ در پیچ و بدون پشتوانه، معشوق منتظر عاشقی چنین نمی ماند و این دروغ است که او هزار سال با گیس های سفید، کلونِ در را نیاندازد تا عاشق به در بکوبد! واقعیت این است که ما در داستان ها زندگی نمی کنیم؛ داستان هایی که عاشق و معشوق، بدون هیچ کدورتی در تداومِ روزها، عشق را قدم می زنند؛ بدون تکرار! نه نمی تواند چنین تصویری، راستی بگیرید و در حیطه ی باور نمی گنجد که دو "کیستی" یِ متفاوت، که هرکدام "خودشان" هستند به یکباره به "یکی" مبدل گردند و خویشتن خویش را به کناری گذارند که عشق، جادوی آن باشد! که اگر چنین در نظر بگیریم "من" را به "او"ی مطلق تبدیل کرده ایم و زیستنمان، عادتی می شود تا مرگ! عشق، در معنای ظاهری آن، جادوی لحظه است و در جهان امروز، انتظاری که به ناگاه می تواند به انفجار و جدایی مبدل شود؛ اما واقعیت این است که تعریف بالا، عین شیدایی است، چرا که پشتوانه ی عشق، فهم مشترک و درگیر شدن عواطف مدیریت شده است.

براین اساس می توان هنوز هم سر یک میز با دیگری نشست و بجای یک "تو"یی شدن، به نتایجی مانند تقسیم خویشتن رسید. این بدان معناست که از تعریف ماورائی و ادبی عشق، به سمت آنچه در دنیای واقعی عملی است حرکت کنیم. عاشق و معشوق هنوز هم می توانند وجود داشته باشند، اما نه به شکلی که یکی تا ابد در حال ناز خریدن باشد و دیگری ناز بفروشد. در جهان افسون زدایی شده، عشق و عقل با یکدیگر بیگانه نیستند و می توانند در تعامل باشند و عیب های هم دیگر را بپوشانند. عاشق به دنبال کسبِ زیبایی است و عقل هم زیبایی را دوست دارد، مسئله اینجاست که خِرَد، می تواند برآیندِ رسیدن به زیبایی را نیز در نظر بگیرد، یعنی او معیار رسیدن به زیبایی را شناختِ آن می داند و اینکه تا چه اندازه با این زیبایی همپوشانی می تواند داشته باشد، نه این که فقط آن را به دست بیاورد و بعد با تلنگری از دست بدهد. بنابراین برای کسی که عاشق است هرروز می تواند روز معشوقش باشد.

تکمله ای بر این یادداشت

👇👇👇
💧💧💧در باب عشق!

هرنوع عشق، قلبی است که سه شریانِ احساسات خوب،اعتماد و وصال به آن جان می بخشد!

این بدان معناست که اگر هر یک از این شریان ها گرفته بشه و یا بسته بشه و یا اصلا وجود نداشته با چیزی به نام عشق سر و کار نداریم. شبه عشق و یا عشق سیال و یا همین شیدایی که اینجا 👆👆👆گفته شده است.

اما کسی که عاشق نشده باشه چیزی نشده به طور کل😃

به خدا عشق به رسوا شدنش مي ارزد
و به مجنون و به ليلا شدنش مي ارزد

دفتر قلب مرا وا كن و نامي بنويس
سند عشق به امضا شدنش مي ارزد

گرچه من تجربه‌ای از نرسيدن‌هايم
كوشش رود به دريا شدنش مي ارزد

كيستم ؟ … باز همان آتش سردي كه هنوز
حتم دارد كه به احيا شدنش مي ارزد

با دو دست تو فرو ريختنِ دم به دمم
به همان لحظه‌ی بر پا شدنش مي ارزد

دل من در سبدي ، عشق ، به نيل تو سپرد
نگهش دار، به موسي شدنش مي ارزد

سال‌ها گرچه كه در پيله بماند غزلم
صبر اين كرم به زيبا شدنش مي ارزد

🕯متن کامل نظریه عشق در لینک ذیل + دو فایل پیوست در دو فرمت

https://www.academia.edu/9607310

🌺🌺🌺
Forwarded from حسن معین - شمع
نظریه ی عشق.pdf
746.9 KB
Forwarded from حسن معین - شمع
نظریه ی عشق.docx
236.4 KB
💧💧💧در روز بارانی و بهاری تهران

یک نفر را کم داشتم


بسیار کم!

زنگ بزنه بگه:

فلانی!

میایی بریم قدم بزنیم؟

میایی اینجا؟

میایی اونجا ؟

ببینمت!


هوا سخت دو نفره بود!
💧💧💧در روز بارانی و بهاری تهران

یک نفر را کم داشتم


بسیار کم!

زنگ بزنه بگه:

فلانی!

میایی بریم قدم بزنیم؟

میایی اینجا؟

میایی اونجا ؟

ببینمت!


هوا سخت دو نفره بود!

https://t.me/MHMohaqeqmoein/668

🌺🌺🌺
💧💧💧روشنفکری معنوی

عقلانیت و معنویت چه نیست؟

عقلانیت و معنویت چه هست؟

زندگی خوب و خوش و معنوی چیست؟

پرسش های دقیق و پاسخ های ظریف مصطفی ملکیان

🌺🌺🌺


https://t.me/mostafamalekian/3493
Forwarded from اتچ بات
‍ 📖مقدمات جامعه شناسی
✍مارتین آلبرو

طبیعت جوامع انسانی ... علم جامعه شناسی .. نهادهای جامعه شناسی .. جامعه درآینده ( 218 صفحه)

🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎🍎
🆔🍀 @criminalsociology
Audio
✅ فایل صوتی نشست "تحول در علوم انسانی؛ ضرورت‌ها و روش‌ها"
🔺با حضور دکتر قانعی‌راد و دکتر جمشیدیها
🔹۷ اسفند ۱۳۹۵
🔸دانشگاه #خوارزمی
@kharazmi_sociology

🔻🔻🔻🔻
@SocialUnion
Forwarded from حسن معین - شمع
مناظره_دکتر_قانعی_راد_و_دکتر_جمشیدی.docx
42.4 KB
مناظره دکتر قانعی راد و دکتر جمشیدی ها
در نشست:
«تحول در علوم انسانی؛ ضرورت‌ها و روش‌ها»
شنبه ٧ اسفند ١٣٩٥ در دانشگاه خوارزمی، پردیس کرج
http://shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/94822
Forwarded from حسن معین - شمع
گونه شناسي رویکردهایِ تغییر.pdf
758.1 KB
گونه شناسي رویکردهایِ تغییر

حمید رضا جلایی پور

@hamidrezajalaeipour
Forwarded from حسن معین - شمع
چرایی_تداوم_دولت_بحران_ساز_احمدی.pdf
1.1 MB
چرایی تداوم دولت بحران ساز احمدی نژاد

حمید رضا جلایی پور

@hamidrezajalaeipour