This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مروری بر مهمترین اخبار و تحولات یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵.
❤67👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیرحسین امامجمعه، ۳۹ ساله، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که شامگاه ۱۸ دیماه در منطقه هفتحوض نارمک تهران بر اثر اصابت گلوله جنگی به صورت و سر جان خود را از دست داد.
امیرحسین در یک شرکت پخش فرآوردههای دارویی و غذایی کار میکرد. او همراه همسرش در اعتراضات حضور داشت که از پشتبام یک مسجد هدف شلیک قرار گرفت و در آغوش همسرش جان باخت.
پیکر امیرحسین در کهریزک به خانوادهاش تحویل داده شد. به گفته نزدیکانش، به خانواده اعلام کرده بودند که او به دست «تروریستها» جان باخته و باید بهعنوان شهید معرفی شود، اما خانواده با این موضوع مخالفت کردند.
مادر امیرحسین نیز با انتشار ویدیویی به مناسبت گذشت ۹ ماه از جانباختن فرزندش، از دلتنگی و انتظار برای دیدار دوباره او نوشته است. او با قرار دادن ۹ سیب در سبدی، ماههای دوری از پسرش را با ۹ ماه انتظار برای تولد او مقایسه کرده و نوشته است:
«کاش میشد این ۹ ماه را دوباره به عقب برگرداند، کاش به جای شمردن ماههای نبودنت، روزهای بودنت را میشمردم…»
امیرحسین در یک شرکت پخش فرآوردههای دارویی و غذایی کار میکرد. او همراه همسرش در اعتراضات حضور داشت که از پشتبام یک مسجد هدف شلیک قرار گرفت و در آغوش همسرش جان باخت.
پیکر امیرحسین در کهریزک به خانوادهاش تحویل داده شد. به گفته نزدیکانش، به خانواده اعلام کرده بودند که او به دست «تروریستها» جان باخته و باید بهعنوان شهید معرفی شود، اما خانواده با این موضوع مخالفت کردند.
مادر امیرحسین نیز با انتشار ویدیویی به مناسبت گذشت ۹ ماه از جانباختن فرزندش، از دلتنگی و انتظار برای دیدار دوباره او نوشته است. او با قرار دادن ۹ سیب در سبدی، ماههای دوری از پسرش را با ۹ ماه انتظار برای تولد او مقایسه کرده و نوشته است:
«کاش میشد این ۹ ماه را دوباره به عقب برگرداند، کاش به جای شمردن ماههای نبودنت، روزهای بودنت را میشمردم…»
❤134🕊26
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام آرش یزدانی همتآبادی، ۲۷ ساله، اهل تهران و از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود که شامگاه ۱۸ دیماه در میدان هفتحوض تهران، هنگام تلاش برای نجات یک مجروح، هدف شلیک نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
آرش در بازار طلاسازی کار میکرد و تنها پسر خانواده بود.
به گفته نزدیکانش، آرش پس از مشاهده دختری که هدف گلوله قرار گرفته بود، برای کمک به او دوید، اما نیروهای امنیتی به سوی او نیز شلیک کردند و سه گلوله جنگی به ناحیه کلیهاش اصابت کرد. پیکر آرش پس از انتقال به سردخانه کهریزک، روز ۲۰ دیماه به خانوادهاش تحویل داده شد و تحت تدابیر شدید امنیتی در قطعه ۳۰۷ بهشتزهرای تهران به خاک سپرده شد.
مادر آرش با انتشار یادداشتی به مناسبت گذشت ۹ ماه از جانباختن فرزندش نوشت:
«۹ ماه گذشت از نبودنت
دلی که هنوز رفتنت را باور نکرده
کاش دلتنگی راهی به سمت تو داشت پسرم»
آرش در بازار طلاسازی کار میکرد و تنها پسر خانواده بود.
به گفته نزدیکانش، آرش پس از مشاهده دختری که هدف گلوله قرار گرفته بود، برای کمک به او دوید، اما نیروهای امنیتی به سوی او نیز شلیک کردند و سه گلوله جنگی به ناحیه کلیهاش اصابت کرد. پیکر آرش پس از انتقال به سردخانه کهریزک، روز ۲۰ دیماه به خانوادهاش تحویل داده شد و تحت تدابیر شدید امنیتی در قطعه ۳۰۷ بهشتزهرای تهران به خاک سپرده شد.
مادر آرش با انتشار یادداشتی به مناسبت گذشت ۹ ماه از جانباختن فرزندش نوشت:
«۹ ماه گذشت از نبودنت
دلی که هنوز رفتنت را باور نکرده
کاش دلتنگی راهی به سمت تو داشت پسرم»
💔141❤13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام حسین فرهی، ۳۲ ساله و از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که شامگاه ۱۸ دیماه در خیابان پیروزی تهران بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
حسین دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد بود و بهعنوان مدیر مالی فعالیت میکرد.
پیکر او پس از جانباختنش به کهریزک منتقل شد. خانواده حسین تحت فشار قرار گرفتند تا او را «شهید» اعلام کنند، اما با این درخواست مخالفت کردند.
پیکر حسین فرهی در قطعه ۲۱۵، ردیف ۲۴، شماره ۵۵ بهشتزهرای تهران به خاک سپرده شد.
مادر حسین با انتشار یادداشتی به مناسبت گذشت ۹ ماه از جانباختن فرزندش، از گذاشتن ۹ سیب در سبدی نوشت؛ هر سیب یادآور یک ماه از دوران بارداریاش و اکنون نمادی از یک ماه دوری از پسرش و نوشت: «تو هنوز همینجایی، در قلبم، در نفسهایم، در تمام دعاهایم.»
حسین دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد بود و بهعنوان مدیر مالی فعالیت میکرد.
پیکر او پس از جانباختنش به کهریزک منتقل شد. خانواده حسین تحت فشار قرار گرفتند تا او را «شهید» اعلام کنند، اما با این درخواست مخالفت کردند.
پیکر حسین فرهی در قطعه ۲۱۵، ردیف ۲۴، شماره ۵۵ بهشتزهرای تهران به خاک سپرده شد.
مادر حسین با انتشار یادداشتی به مناسبت گذشت ۹ ماه از جانباختن فرزندش، از گذاشتن ۹ سیب در سبدی نوشت؛ هر سیب یادآور یک ماه از دوران بارداریاش و اکنون نمادی از یک ماه دوری از پسرش و نوشت: «تو هنوز همینجایی، در قلبم، در نفسهایم، در تمام دعاهایم.»
💔143❤17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام عاطفه عابد، ۲۳ ساله، اهل مشهد و از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که شامگاه ۱۹ دیماه در محدوده میدان معراج مشهد بر اثر اصابت گلوله جنگی به پشت سر مجروح شد و چند ساعت بعد جان خود را از دست داد.
عاطفه متولد ۱۶ آذر ۱۳۸۱ و دانشآموخته رشته حقوق بود. او تنها کمی بیش از یک ماه پیش از جانباختنش، در ۱۴ آذرماه، مراسم ازدواجش را برگزار کرده بود.
پیکر او در آرامستان روستای احمدآباد، در جاده گلمکان خراسان رضوی، به خاک سپرده شد.
مادر عاطفه با انتشار یادداشتی به مناسبت گذشت ۹ ماه از جانباختن دخترش، از گذاشتن ۹ سیب در سبدی به یاد ۹ ماه بارداری و ۹ ماه دوری از فرزندش نوشت: «دخترم، ۹ ماه است که دستهایم تو را لمس نکرده، چشمهایم تو را ندیده، اما قلبم هنوز همان مادرِ روزهای انتظار است… همان مادری که هر لحظه منتظر بود تو را ببیند و در آغوش بگیرد.»
عاطفه متولد ۱۶ آذر ۱۳۸۱ و دانشآموخته رشته حقوق بود. او تنها کمی بیش از یک ماه پیش از جانباختنش، در ۱۴ آذرماه، مراسم ازدواجش را برگزار کرده بود.
پیکر او در آرامستان روستای احمدآباد، در جاده گلمکان خراسان رضوی، به خاک سپرده شد.
مادر عاطفه با انتشار یادداشتی به مناسبت گذشت ۹ ماه از جانباختن دخترش، از گذاشتن ۹ سیب در سبدی به یاد ۹ ماه بارداری و ۹ ماه دوری از فرزندش نوشت: «دخترم، ۹ ماه است که دستهایم تو را لمس نکرده، چشمهایم تو را ندیده، اما قلبم هنوز همان مادرِ روزهای انتظار است… همان مادری که هر لحظه منتظر بود تو را ببیند و در آغوش بگیرد.»
💔156😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر پیمان نیز با انتشار ویدیویی از دلتنگی و اندوه فقدان فرزندش سخن گفته و از رنجی گفته است که پس از جانباختن او همچنان با آن زندگی میکند.
جاویدنام پیمان پورداورانی، ۳۱ ساله و از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که شامگاه ۱۸ دیماه در کرمان بر اثر استنشاق گاز اشکآور نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
پیمان پدر یک فرزند و از کسبه بازار کرمان بود. بر اساس روایتهای منتشرشده، او در جریان اعتراضات شماری از معترضان را در مغازه خود پناه داد و از تحویل آنها به نیروهای امنیتی خودداری کرد. در پی این اقدام، نیروهای امنیتی چندین گاز اشکآور به داخل مغازه شلیک کردند. پیمان که سابقه بیماری ریوی داشت، بر اثر استنشاق گاز اشکآور و تشدید مشکلات تنفسی جان باخت.
پیکر پیمان پورداورانی در آرامستان بهشت کریمان کرمان به خاک سپرده شد.
جاویدنام پیمان پورداورانی، ۳۱ ساله و از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که شامگاه ۱۸ دیماه در کرمان بر اثر استنشاق گاز اشکآور نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
پیمان پدر یک فرزند و از کسبه بازار کرمان بود. بر اساس روایتهای منتشرشده، او در جریان اعتراضات شماری از معترضان را در مغازه خود پناه داد و از تحویل آنها به نیروهای امنیتی خودداری کرد. در پی این اقدام، نیروهای امنیتی چندین گاز اشکآور به داخل مغازه شلیک کردند. پیمان که سابقه بیماری ریوی داشت، بر اثر استنشاق گاز اشکآور و تشدید مشکلات تنفسی جان باخت.
پیکر پیمان پورداورانی در آرامستان بهشت کریمان کرمان به خاک سپرده شد.
💔146🕊14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گرانی در ایران دیگر تنها سفرههای مردم را کوچک نکرده، بلکه امید به آینده را نیز از بسیاری گرفته است.
افزایش مداوم قیمت مواد غذایی و کالاهای ضروری، از نان و برنج و روغن گرفته تا لبنیات و دیگر نیازهای روزمره، در کنار درآمدهایی که پاسخگوی هزینههای زندگی نیست، تأمین ابتداییترین نیازها را برای بسیاری از خانوادههای ایرانی به چالشی روزانه تبدیل کرده است.
در ویدیویی که به دست ما رسیده، جوان دههی هشتادی از فشار طاقتفرسای گرانی و ناتوانی در تأمین هزینههای زندگی میگوید. او با ناامیدی از شرایطی سخن میگوید که دیگر حتی آرزویی برایش باقی نگذاشته است.
این تنها روایت دشواری تأمین معاش نیست؛ روایت نسلی است که در سنی که باید برای آیندهاش برنامه بریزد، تمام توانش صرف گذران زندگی روزمره میشود. نسلی که نه خواستههای دور از دسترس، بلکه حتی سادهترین آرزوهایش نیز زیر فشار بحران اقتصادی رنگ میبازد.
وقتی جوانی در آغاز زندگی میگوید دیگر آرزویی ندارد، بحران اقتصادی از سفره مردم فراتر رفته و به آینده یک نسل رسیده است.
افزایش مداوم قیمت مواد غذایی و کالاهای ضروری، از نان و برنج و روغن گرفته تا لبنیات و دیگر نیازهای روزمره، در کنار درآمدهایی که پاسخگوی هزینههای زندگی نیست، تأمین ابتداییترین نیازها را برای بسیاری از خانوادههای ایرانی به چالشی روزانه تبدیل کرده است.
در ویدیویی که به دست ما رسیده، جوان دههی هشتادی از فشار طاقتفرسای گرانی و ناتوانی در تأمین هزینههای زندگی میگوید. او با ناامیدی از شرایطی سخن میگوید که دیگر حتی آرزویی برایش باقی نگذاشته است.
این تنها روایت دشواری تأمین معاش نیست؛ روایت نسلی است که در سنی که باید برای آیندهاش برنامه بریزد، تمام توانش صرف گذران زندگی روزمره میشود. نسلی که نه خواستههای دور از دسترس، بلکه حتی سادهترین آرزوهایش نیز زیر فشار بحران اقتصادی رنگ میبازد.
وقتی جوانی در آغاز زندگی میگوید دیگر آرزویی ندارد، بحران اقتصادی از سفره مردم فراتر رفته و به آینده یک نسل رسیده است.
😭131🤡3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام پرهام آقامحمدی، ۳۲ ساله و از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که شامگاه ۱۹ دیماه در محدوده خیابان آیتالله کاشانی تهران بر اثر شلیک گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
پرهام متولد ۲۶ تیر ۱۳۷۲، دانشآموخته رشته معماری و بدنساز حرفهای بود.
بر اساس روایت نزدیکانش، پرهام پس از پراکندهشدن معترضان، با موتورسیکلت در مسیر بازگشت به خانه بود که هدف شلیک گلولههای ساچمهای قرار گرفت و تعادل خود را از دست داد. هنگامی که تلاش میکرد موتورسیکلتش را بلند کند و از محل دور شود، مأموران از فاصله نزدیک به سوی او گلوله جنگی شلیک کردند که یکی از آنها به پهلویش اصابت کرد.
افراد حاضر در محل، پرهام را به بیمارستان ابنسینا در محدوده صادقیه منتقل کردند، اما او بر اثر شدت جراحات جان باخت.
پیکر پرهام آقامحمدی در قطعه ۷۶، ردیف ۷۵ بهشتزهرای تهران به خاک سپرده شد.
مادر جاویدنام پرهام آقامحمدی، به یاد فرزندش ۹ سیب در سبدی گذاشت؛ هر سیب یادآور یکی از ۹ ماه بارداری او و نمادی از یک ماه دوری از پسرش.
پرهام متولد ۲۶ تیر ۱۳۷۲، دانشآموخته رشته معماری و بدنساز حرفهای بود.
بر اساس روایت نزدیکانش، پرهام پس از پراکندهشدن معترضان، با موتورسیکلت در مسیر بازگشت به خانه بود که هدف شلیک گلولههای ساچمهای قرار گرفت و تعادل خود را از دست داد. هنگامی که تلاش میکرد موتورسیکلتش را بلند کند و از محل دور شود، مأموران از فاصله نزدیک به سوی او گلوله جنگی شلیک کردند که یکی از آنها به پهلویش اصابت کرد.
افراد حاضر در محل، پرهام را به بیمارستان ابنسینا در محدوده صادقیه منتقل کردند، اما او بر اثر شدت جراحات جان باخت.
پیکر پرهام آقامحمدی در قطعه ۷۶، ردیف ۷۵ بهشتزهرای تهران به خاک سپرده شد.
مادر جاویدنام پرهام آقامحمدی، به یاد فرزندش ۹ سیب در سبدی گذاشت؛ هر سیب یادآور یکی از ۹ ماه بارداری او و نمادی از یک ماه دوری از پسرش.
💔215❤21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام علیرضا قسیمی، ۲۳ ساله و از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که شامگاه ۱۸ دیماه در مشهد، مقابل کلانتری هفتتیر، بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی از پشت سر جان خود را از دست داد.
علیرضا دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد مشهد بود. بر اساس روایت خانواده، گلوله به ناحیه نای او اصابت کرد و به دنبال خونریزی شدید و تأخیر در انتقال به بیمارستان، در مسیر جان باخت.
خانواده علیرضا خواستار ثبت دقیق نام او و روایت حقیقت درباره چگونگی جانباختنش شدهاند.
در زادروز علیرضا، خواهرش با خواندن متنی در یادبود او، از دلتنگی و اندوه خانواده پس از فقدانش سخن گفت.
علیرضا دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد مشهد بود. بر اساس روایت خانواده، گلوله به ناحیه نای او اصابت کرد و به دنبال خونریزی شدید و تأخیر در انتقال به بیمارستان، در مسیر جان باخت.
خانواده علیرضا خواستار ثبت دقیق نام او و روایت حقیقت درباره چگونگی جانباختنش شدهاند.
در زادروز علیرضا، خواهرش با خواندن متنی در یادبود او، از دلتنگی و اندوه خانواده پس از فقدانش سخن گفت.
❤216😁4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برتری نظامی و هزینههای هنگفت تسلیحاتی، لزوماً امنیت پایدار نمیآورند. عربستان میتواند در یمن پیشروی کند، اما همچنان در برابر حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای حیاتی خود آسیبپذیر بماند.
حوثیها برای تحمیل هزینه به ریاض، به پیروزی در میدان نبرد نیاز ندارند؛ چند حمله موفق میتواند پروازها را مختل کند و به اعتماد مسافران و سرمایهگذاران آسیب بزند. ورود متحدان نیز، هرچند توان نظامی عربستان را افزایش دهد، پایان جنگ را تضمین نمیکند.
پرسش اصلی این است: ریاض چگونه میخواهد قدرت نظامی را به امنیتی تبدیل کند که چشمانداز اقتصادیاش به آن وابسته است؟
حوثیها برای تحمیل هزینه به ریاض، به پیروزی در میدان نبرد نیاز ندارند؛ چند حمله موفق میتواند پروازها را مختل کند و به اعتماد مسافران و سرمایهگذاران آسیب بزند. ورود متحدان نیز، هرچند توان نظامی عربستان را افزایش دهد، پایان جنگ را تضمین نمیکند.
پرسش اصلی این است: ریاض چگونه میخواهد قدرت نظامی را به امنیتی تبدیل کند که چشمانداز اقتصادیاش به آن وابسته است؟
🤔62🍌5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای بسیاری از جوانان ایران، آینده دیگر چشماندازی از فرصت و پیشرفت نیست؛ به مجموعهای از آرزوهای دستنیافتنی و امیدهایی تبدیل شده که هر روز کمرنگتر میشوند.
نسلی که باید فرصت تحصیل، کار، استقلال مالی و ساختن زندگی دلخواهش را داشته باشد، با بیکاری، درآمدهای ناچیز، گرانی سرسامآور و محدودیتهای اجتماعی و سیاسی روبهروست. برای بسیاری از جوانان، حتی ابتداییترین خواستهها، از داشتن شغلی با درآمد مناسب تا اجاره خانه و تشکیل خانواده، به آرزوهایی دور از دسترس تبدیل شدهاند.
در ویدیویی که به «گزارشگر» ارسال شده، جوانی با خشم و درماندگی از شرایط زندگی خود میگوید: «من دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم. من همین الان هم مُردهام. بیایید منو بگیرید، اعدامم کنید.»
این سخنان بازتاب احساس بنبستی است که بخشی از نسل جوان ایران با آن روبهروست؛ نسلی که سالهای جوانیاش به جای تجربه استقلال، فرصت و امید، در نگرانی دائمی از آینده میگذرد. برای جوانی که دیگر چیزی برای از دست دادن نمیبیند، حتی تهدید به بازداشت و اعدام نیز قدرت بازدارندگی خود را از دست داده است.
نسلی که باید فرصت تحصیل، کار، استقلال مالی و ساختن زندگی دلخواهش را داشته باشد، با بیکاری، درآمدهای ناچیز، گرانی سرسامآور و محدودیتهای اجتماعی و سیاسی روبهروست. برای بسیاری از جوانان، حتی ابتداییترین خواستهها، از داشتن شغلی با درآمد مناسب تا اجاره خانه و تشکیل خانواده، به آرزوهایی دور از دسترس تبدیل شدهاند.
در ویدیویی که به «گزارشگر» ارسال شده، جوانی با خشم و درماندگی از شرایط زندگی خود میگوید: «من دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم. من همین الان هم مُردهام. بیایید منو بگیرید، اعدامم کنید.»
این سخنان بازتاب احساس بنبستی است که بخشی از نسل جوان ایران با آن روبهروست؛ نسلی که سالهای جوانیاش به جای تجربه استقلال، فرصت و امید، در نگرانی دائمی از آینده میگذرد. برای جوانی که دیگر چیزی برای از دست دادن نمیبیند، حتی تهدید به بازداشت و اعدام نیز قدرت بازدارندگی خود را از دست داده است.
💔151👍18