Forwarded from دانش و کارگر
*فلسفه برای کارگران
«فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز»*
آموزش فلسفه به کارگران، نه به معنای تبدیل آنها به فیلسوف حرفهای، بلکه به منظور پرورش تفکر انتقادی، درک روابط قدرت و یافتن معنا در کار و زندگی است. این کار ظرافتهای خود را دارد، زیرا باید با بستر ملموس زندگی کارگران پیوند بخورد.
«کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت... آیا این نامها با "فلسفه" جور درمیآیند؟
اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفلدار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی "*چرا اینجوری کار میکنم؟"،* "*قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟" و "آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟"؛* آنگاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع میشود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفهای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام "اندیشیدن" برای ملموستر کردنِ زندگی و کارمان.»
*حال چه باید کرد؟؟*
«فلسفه مال کتابخانه های غبارگرفته نیست؛ فلسفه مال همان ثانیههای خستگی سرِ خط تولید است. هدف ما اینجا "فیلسوف حرفهای" شدن نیست، بلکه به دست آوردن یک ابزار ساده است: چرا این شکلی کار میکنم؟ قدرت کجاست؟ خستگی من چه معنایی دارد؟ این کلاس، فلسفه را از آسمان انتزاع به زمین کارگاه میآورد. کارگران خوش آمدید.»
«فیلسوفان حرفهای اغلب از "مسئله آزادی" یا "دیالکتیک بنده و ارباب" حرف میزنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم میکند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بیپاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.
آموزش فلسفه به کارگران یعنی ترجمه این مفاهیم پیچیده به همان پرسشهایی که هنگام خاموش کردن دستگاه در انتهای شیفت، در دل آدم زمزمه میشود. اینجا قرار نیست کانت یا هگل را از بر کنید؛ قرار است فلسفه را از اندیشه به صحنه کارگاه بیاوریم تا بفهمیم: قدرت چگونه کار میکند، چه معنایی میتوان برای رنج و رنجنامههای روزمره ساخت، و چگونه میشود بدون توقف در تاریکی، نوری برای تغییر یافت.»
قبل از شروع
«سلام بر هر کارگری که این مطلب را می خواند. شاید با خودت بگویی "فلسفه به چه دردی من میخورد؟" بگذار صریح بگویم که آموزش فلسفه به کارگران یعنی پرورش تیزبینی؛ نه حفظ کردن اسم آدمهای مرده. ما در این جا دنبال دو چیزیم: اول، درک روابط پنهان قدرت در محیط کارمان. دوم، پیدا کردن معنا در همان کار تکراری و خستهکننده. فرق این کلاس با دانشگاه این است که ما فلسفه را با "بستر ملموس زندگی کارگری" گره میزنیم. پس از این به بعد، هر وقت خسته شدی، اینجا مکثی برای اندیشیدن داریم.»
آیا همیشه باید اینگونه زندگی کرد؟؟
آیا دنیا به سمت نابودی و تباهی می رود؟؟
آیا هیچ راهی برای بهتر و انسانی زندگی کردن نیست؟؟
مبارزه را چگونه می توان آغاز و سازمان داد؟؟
چه کسانی در این نبرد می توانند همراه من و ما باشند؟؟
پیروزی و شکست چیست؟؟
اینها سوالاتی است که باید از فلسفه بکنیم و با یادگیری از پاسخ ها، پاسخ ها را اجرایی کنیم.
ادامه دارد...
*بخش آموزش کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
«فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز»*
آموزش فلسفه به کارگران، نه به معنای تبدیل آنها به فیلسوف حرفهای، بلکه به منظور پرورش تفکر انتقادی، درک روابط قدرت و یافتن معنا در کار و زندگی است. این کار ظرافتهای خود را دارد، زیرا باید با بستر ملموس زندگی کارگران پیوند بخورد.
«کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت... آیا این نامها با "فلسفه" جور درمیآیند؟
اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفلدار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی "*چرا اینجوری کار میکنم؟"،* "*قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟" و "آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟"؛* آنگاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع میشود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفهای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام "اندیشیدن" برای ملموستر کردنِ زندگی و کارمان.»
*حال چه باید کرد؟؟*
«فلسفه مال کتابخانه های غبارگرفته نیست؛ فلسفه مال همان ثانیههای خستگی سرِ خط تولید است. هدف ما اینجا "فیلسوف حرفهای" شدن نیست، بلکه به دست آوردن یک ابزار ساده است: چرا این شکلی کار میکنم؟ قدرت کجاست؟ خستگی من چه معنایی دارد؟ این کلاس، فلسفه را از آسمان انتزاع به زمین کارگاه میآورد. کارگران خوش آمدید.»
«فیلسوفان حرفهای اغلب از "مسئله آزادی" یا "دیالکتیک بنده و ارباب" حرف میزنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم میکند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بیپاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.
آموزش فلسفه به کارگران یعنی ترجمه این مفاهیم پیچیده به همان پرسشهایی که هنگام خاموش کردن دستگاه در انتهای شیفت، در دل آدم زمزمه میشود. اینجا قرار نیست کانت یا هگل را از بر کنید؛ قرار است فلسفه را از اندیشه به صحنه کارگاه بیاوریم تا بفهمیم: قدرت چگونه کار میکند، چه معنایی میتوان برای رنج و رنجنامههای روزمره ساخت، و چگونه میشود بدون توقف در تاریکی، نوری برای تغییر یافت.»
قبل از شروع
«سلام بر هر کارگری که این مطلب را می خواند. شاید با خودت بگویی "فلسفه به چه دردی من میخورد؟" بگذار صریح بگویم که آموزش فلسفه به کارگران یعنی پرورش تیزبینی؛ نه حفظ کردن اسم آدمهای مرده. ما در این جا دنبال دو چیزیم: اول، درک روابط پنهان قدرت در محیط کارمان. دوم، پیدا کردن معنا در همان کار تکراری و خستهکننده. فرق این کلاس با دانشگاه این است که ما فلسفه را با "بستر ملموس زندگی کارگری" گره میزنیم. پس از این به بعد، هر وقت خسته شدی، اینجا مکثی برای اندیشیدن داریم.»
آیا همیشه باید اینگونه زندگی کرد؟؟
آیا دنیا به سمت نابودی و تباهی می رود؟؟
آیا هیچ راهی برای بهتر و انسانی زندگی کردن نیست؟؟
مبارزه را چگونه می توان آغاز و سازمان داد؟؟
چه کسانی در این نبرد می توانند همراه من و ما باشند؟؟
پیروزی و شکست چیست؟؟
اینها سوالاتی است که باید از فلسفه بکنیم و با یادگیری از پاسخ ها، پاسخ ها را اجرایی کنیم.
ادامه دارد...
*بخش آموزش کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
Forwarded from Akhbar-rooz - اخبار روز؛ سايت سياسی - خبری چپ
Akhbar-Rooz
۵ تیر – ۲۶ ژوئن؛ از لغو امتیازات تزاری تا مصدق، منشور ملل متحد و روز جهانی قربانیان شکنجه
نامه چیچرین به وثوقالدوله؛ لغو امتیازات روسیه تزاری در ایران ۵ تیر ۱۲۹۸، برابر با ۲۶ ژوئن ۱۹۱۹، گئورگی چیچرین، کمیسر امور خارجه دولت شوروی، در نامهای به وثوقالدوله، نخستوزیر وقت ایران، بر لغو امتی
۵ تیر – ۲۶ ژوئن؛ از لغو امتیازات تزاری تا مصدق، منشور ملل متحد و روز جهانی قربانیان شکنجه
نامه چیچرین به وثوقالدوله؛ لغو امتیازات روسیه تزاری در ایران
۵ تیر ۱۲۹۸، برابر با ۲۶ ژوئن ۱۹۱۹، گئورگی چیچرین، کمیسر امور خارجه دولت شوروی، در نامهای به وثوقالدوله، نخستوزیر وقت ایران، بر لغو امتیازات…
https://akhbar-rooz.com/2026/06/26/57603/?utm_source=telegram&utm_medium=social&utm_campaign=akhbarrooz_channel&utm_content=post_57603
نامه چیچرین به وثوقالدوله؛ لغو امتیازات روسیه تزاری در ایران
۵ تیر ۱۲۹۸، برابر با ۲۶ ژوئن ۱۹۱۹، گئورگی چیچرین، کمیسر امور خارجه دولت شوروی، در نامهای به وثوقالدوله، نخستوزیر وقت ایران، بر لغو امتیازات…
https://akhbar-rooz.com/2026/06/26/57603/?utm_source=telegram&utm_medium=social&utm_campaign=akhbarrooz_channel&utm_content=post_57603
Forwarded from سهام نیوز
✅محمد باقر ذوالقدر، دبیر شورای امنیت ملی امروز پس از حدود ۴ ماه در انظار عمومی ظاهر شد.در کنار او اسماعیل قاآنی است.
@Sahamnewsorg
@Sahamnewsorg
Forwarded from شورای ملی تصمیم
پیام ازیکی از اعضای شورا در ایران : درود
تمام تلاش حکومت بر این قرار گرفته که با فضاسازی و القای شرایط جنگی در مقابل مردم قرار بگیرد و بر خواست اصلی مردم سرپوش بگذارد.
لذا باید در تمامی تریبونهای فعال این اقدام جمهوریاسلامی را خنثی کنیم و اعلام نماییم که :
مذاکره اصلی در داخل کشور است و تا این مذاکره به نتیجه نرسد هیچ مشکل بینالمللی حل نخواهد شد.
* آزادی همه زندانیان سیاسی
* لغو احکام اعدام
* برگزاری انتخابات آزاد مردمی تحت نظارت نهادهای بین المللی و تشکیل دولت مردمی و انتقال بدون خشونت حکومت
*مجازات آمران و عاملان جنایت های خونین
* ادغام نیروهای نظامی و تشکیل یک ارتش ملی
تمام تلاش حکومت بر این قرار گرفته که با فضاسازی و القای شرایط جنگی در مقابل مردم قرار بگیرد و بر خواست اصلی مردم سرپوش بگذارد.
لذا باید در تمامی تریبونهای فعال این اقدام جمهوریاسلامی را خنثی کنیم و اعلام نماییم که :
مذاکره اصلی در داخل کشور است و تا این مذاکره به نتیجه نرسد هیچ مشکل بینالمللی حل نخواهد شد.
* آزادی همه زندانیان سیاسی
* لغو احکام اعدام
* برگزاری انتخابات آزاد مردمی تحت نظارت نهادهای بین المللی و تشکیل دولت مردمی و انتقال بدون خشونت حکومت
*مجازات آمران و عاملان جنایت های خونین
* ادغام نیروهای نظامی و تشکیل یک ارتش ملی
*و اما، "چپ" چيست، كيست، فحش است؟ افتخار است؟*
نويسنده: نميدانم ….
من نه چپم نه راستم نه دنباله رو هیچ فرقه یا سازمانی. من یه شهروند آزادم با حق اندیشه فردی که هیچ کس نمیتونه از من بگیردش!
اما وقتی میبینم «چپ» تبدیل شده به ناسزا، آن هم از طرف کسانی که خارج از ایران زیر سایهی قوانین مدرن زندگی میکنند، لازم میدانم چند واقعیت تاریخی را یادآوری کنم.
بسیاری از کشورهایی که امروز مهاجران ایرانی در آنها زندگی میکنند (کانادا، آلمان، سوئد، فرانسه، بریتانیا و …) بخش مهمی از این ساختارها را مدیون احزاب سوسیالدموکرات و جنبشهای کارگری هستند.
آیا همه جریانهای چپ بینقص بودهاند؟ نه.
آیا تجربههای شکستخورده یا اقتدارگرا داشتهاند؟ بله.
اما تحریف یک سنت فکری چندصدساله به «فحش» فقط نشان میدهد تاریخ را نخواندهایم.
بخش بزرگی از حقوق و استانداردهای زندگی امروز، حاصل مبارزات جریانهای کارگری، سوسیالدموکرات و چپ در دو قرن گذشته است.
اینها چیزهایی نیست که «از آسمان افتاده» باشند:
حقوق کار و معیشت
۸ ساعت کار در روز
تعطیلات آخر هفته
مرخصی سالانه با حقوق
مرخصی استعلاجی
مرخصی زایمان و پدری
حداقل دستمزد
اضافهکاری با نرخ بالاتر
بیمه بیکاری
بیمه تأمین اجتماعی
حقوق بازنشستگی
ممنوعیت کار کودکان
قوانین ایمنی محیط کار
حق اعتصاب
حق تشکیل اتحادیه
قراردادهای جمعی کار
رفاه و خدمات عمومی
آموزش عمومی و رایگان
دانشگاههای دولتی یارانهای
بهداشت عمومی:
سیستم درمان همگانی
بیمه درمانی عمومی
واکسیناسیون سراسری
مسکن اجتماعی
حملونقل عمومی یارانهای
یارانه انرژی و خدمات اساسی
کمکهزینه فرزند
کمکهزینه ناتوانی
حقوق مدنی و اجتماعی:
حق رأی عمومی برای طبقات کارگر
حق رأی زنان
قوانین ضد تبعیض نژادی
قوانین ضد تبعیض جنسیتی
قوانین حمایت از اقلیتهای جنسی
حقوق کارگران مهاجر
قوانین منع تبعیض در استخدام
قوانین منع اخراج خودسرانه
دسترسی برابر به آموزش
ساختارهای اقتصادی و سیاسی
مالیات تصاعدی بر ثروتمندان
کنترل انحصار شرکتهای بزرگ
مقرراتگذاری بر بازار کار
دولت رفاه (Welfare State)
بیمههای اجتماعی سراسری
شفافیت قراردادهای کار
عجیب است که:
از بیمه بیکاری استفاده میکنیم،
از درمان رایگان بهره میبریم،
از آزادی تجمع دفاع میکنیم،
از حقوق LGBTQ در غرب سود میبریم،
و همزمان «چپ» را عامل نابودی میدانیم.
نقد کنید. مخالفت کنید.
اما قبل از فحاشی، کمی تاریخ بخوانید.
بسیاری از همین «بدیهیات» که امروز با آن زندگی میکنید،
نتیجه خون، اعتصاب و زندان کسانی است که زمانی «چپ» نامیده میشدند.
گاهی شرم از ناآگاهی، اولین قدم آگاهی است.
دلیل های چپ ستیزی هم موارد زیادی دارد
اما از این نا آگاهی خیلی ها موج سواری می کنند
نويسنده: نميدانم ….
من نه چپم نه راستم نه دنباله رو هیچ فرقه یا سازمانی. من یه شهروند آزادم با حق اندیشه فردی که هیچ کس نمیتونه از من بگیردش!
اما وقتی میبینم «چپ» تبدیل شده به ناسزا، آن هم از طرف کسانی که خارج از ایران زیر سایهی قوانین مدرن زندگی میکنند، لازم میدانم چند واقعیت تاریخی را یادآوری کنم.
بسیاری از کشورهایی که امروز مهاجران ایرانی در آنها زندگی میکنند (کانادا، آلمان، سوئد، فرانسه، بریتانیا و …) بخش مهمی از این ساختارها را مدیون احزاب سوسیالدموکرات و جنبشهای کارگری هستند.
آیا همه جریانهای چپ بینقص بودهاند؟ نه.
آیا تجربههای شکستخورده یا اقتدارگرا داشتهاند؟ بله.
اما تحریف یک سنت فکری چندصدساله به «فحش» فقط نشان میدهد تاریخ را نخواندهایم.
بخش بزرگی از حقوق و استانداردهای زندگی امروز، حاصل مبارزات جریانهای کارگری، سوسیالدموکرات و چپ در دو قرن گذشته است.
اینها چیزهایی نیست که «از آسمان افتاده» باشند:
حقوق کار و معیشت
۸ ساعت کار در روز
تعطیلات آخر هفته
مرخصی سالانه با حقوق
مرخصی استعلاجی
مرخصی زایمان و پدری
حداقل دستمزد
اضافهکاری با نرخ بالاتر
بیمه بیکاری
بیمه تأمین اجتماعی
حقوق بازنشستگی
ممنوعیت کار کودکان
قوانین ایمنی محیط کار
حق اعتصاب
حق تشکیل اتحادیه
قراردادهای جمعی کار
رفاه و خدمات عمومی
آموزش عمومی و رایگان
دانشگاههای دولتی یارانهای
بهداشت عمومی:
سیستم درمان همگانی
بیمه درمانی عمومی
واکسیناسیون سراسری
مسکن اجتماعی
حملونقل عمومی یارانهای
یارانه انرژی و خدمات اساسی
کمکهزینه فرزند
کمکهزینه ناتوانی
حقوق مدنی و اجتماعی:
حق رأی عمومی برای طبقات کارگر
حق رأی زنان
قوانین ضد تبعیض نژادی
قوانین ضد تبعیض جنسیتی
قوانین حمایت از اقلیتهای جنسی
حقوق کارگران مهاجر
قوانین منع تبعیض در استخدام
قوانین منع اخراج خودسرانه
دسترسی برابر به آموزش
ساختارهای اقتصادی و سیاسی
مالیات تصاعدی بر ثروتمندان
کنترل انحصار شرکتهای بزرگ
مقرراتگذاری بر بازار کار
دولت رفاه (Welfare State)
بیمههای اجتماعی سراسری
شفافیت قراردادهای کار
عجیب است که:
از بیمه بیکاری استفاده میکنیم،
از درمان رایگان بهره میبریم،
از آزادی تجمع دفاع میکنیم،
از حقوق LGBTQ در غرب سود میبریم،
و همزمان «چپ» را عامل نابودی میدانیم.
نقد کنید. مخالفت کنید.
اما قبل از فحاشی، کمی تاریخ بخوانید.
بسیاری از همین «بدیهیات» که امروز با آن زندگی میکنید،
نتیجه خون، اعتصاب و زندان کسانی است که زمانی «چپ» نامیده میشدند.
گاهی شرم از ناآگاهی، اولین قدم آگاهی است.
دلیل های چپ ستیزی هم موارد زیادی دارد
اما از این نا آگاهی خیلی ها موج سواری می کنند
Forwarded from کانال انجمن ادبی جیحون
به ابوسعید ابوالخیر گفتند:
فلانی قادر است پرواز کند،
گفت: این که مهم نیست ، مگس هم میپرد.
گفتند: فلانی را چه میگویی؟ روی آب راه میرود!
گفت: اهمیتی ندارد، تکه ای چوب نیز همین کار را میکند.
گفتند: پس از نظر تو شاهکار چیست؟
گفت: اینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی، دروغ نگویی، کلک نزنی و سو استفاده نکنی و کسی را از خود نرنجانی.
این شاهکار است...
🗓@jeyhoonanjomany
فلانی قادر است پرواز کند،
گفت: این که مهم نیست ، مگس هم میپرد.
گفتند: فلانی را چه میگویی؟ روی آب راه میرود!
گفت: اهمیتی ندارد، تکه ای چوب نیز همین کار را میکند.
گفتند: پس از نظر تو شاهکار چیست؟
گفت: اینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی، دروغ نگویی، کلک نزنی و سو استفاده نکنی و کسی را از خود نرنجانی.
این شاهکار است...
🗓@jeyhoonanjomany
اعتراضات نظامیان وفادار به مردم و قانون اساسی آمریکا بر علیه رفتارهای غیر قانون ترامپ و کابینه اش ادامه دارد.
چرا تریلیاردر ها ی جهانی از داخل و بیرون ایران می خواهند تمدن فرهنگ و تاریخ ۱۵ هزارساله فلات ایران را نابود کنند! چرا در طول تاریخ شکست خوردند و تا امروز این نبرد ادامه دارد!
تفاهم نامه گفتمان دموکراسی خواهی در ایران
چهارشنبه ۲۹ جولای
ساعت ۱۹ الی ۲۱ به وقت اروپا
با حضور
حمید بی آزار: فعال سیاسی چپ
رضا حسین بر: عضو تفاهم نامه دموکراسی خواهی در ایران
حسین یحیایی: فرقه دموکرات آذربایجان فعال سیاسی
بیژن قبادی: عضو حزب کومه له کوردستان ایران
مهرانگیز نعمتی: عضو شورای مرکزی حزب دموکراتیک یارسان
بهروز قربانی: دبیر کل حزب دموکرات مسیحی ایران
جوما بورش: حقوق دان و فعال سیاسی
گرداننده برنامه : آرش آذرخش
این برنامه در کلاب هاوس رادیو تریبون آزاد برگزار میشود
https://www.clubhouse.com/house/رادیو-تریبون-آزاد?chs=4dJS4p2BOd%3Ao751BMOGvz3QWR7HkOkd8S7AYM_GNrToX85MKqrpF7E&utm_medium=ch_house_settings
چهارشنبه ۲۹ جولای
ساعت ۱۹ الی ۲۱ به وقت اروپا
با حضور
حمید بی آزار: فعال سیاسی چپ
رضا حسین بر: عضو تفاهم نامه دموکراسی خواهی در ایران
حسین یحیایی: فرقه دموکرات آذربایجان فعال سیاسی
بیژن قبادی: عضو حزب کومه له کوردستان ایران
مهرانگیز نعمتی: عضو شورای مرکزی حزب دموکراتیک یارسان
بهروز قربانی: دبیر کل حزب دموکرات مسیحی ایران
جوما بورش: حقوق دان و فعال سیاسی
گرداننده برنامه : آرش آذرخش
این برنامه در کلاب هاوس رادیو تریبون آزاد برگزار میشود
https://www.clubhouse.com/house/رادیو-تریبون-آزاد?chs=4dJS4p2BOd%3Ao751BMOGvz3QWR7HkOkd8S7AYM_GNrToX85MKqrpF7E&utm_medium=ch_house_settings
Clubhouse
رادیو تریبون آزاد
talk, listen, hang out
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
نه به اعدام، خواستی همگانی!
طی یک ماه گذشته سیر اعدام در زندان ها افزایش یافته است. به ویژه در اصفهان و در یک عمل غیرانسانی ۲ تن از جوانان معترض دیماه سال گذشته در مقابل چشمان مردم معترض اصفهان دار زده شدند. این عمل پیامی روشن به جامعه دارد: ارعاب و ناتوانی در پاسخگویی.
تجربه حداقل ۴۰ ساله اخیر نشان داده است حذف انسان ها هیچ مشکلی را حل نمی کند که اگر می کرد در دهه ۶۰ صدها جوان و نوجوان و در سال ۶۷ هم قتل عام زندانیان سیاسی مشکلات جامعه را حل می کرد. تورم ماند، فقر گسترش یافت، فحشا هر روز چهره زشت خود را نمایان تر کرد، بیکاری، دزدی و اختلاس همچنان در جامعه ماندگار شده است.
این جوانانی که اعدام می شوند ۴۷ سال در این جامعه بالیده اند. از منابر و مساجد و صداوسیما و کتب درسی هرچه خواستید برایشان تبلیغ کردید. پس اگر امروز همچنان شما را بر نمی تابند ریشه در عملکرد شما دارد.
دزدهای خانگی با ریش و تسبیح همچون خاوری ها، هر آنچه زحمتکشان ثروت تولید می کنند را می دزدند و این از چشمان تیزبین جوانان این روزگار پوشیده نمی ماند، پس معترض می شوند.
فقر، بی عدالتی، نابرابری اجتماعی، دادرسی های ناعادلانه و روشی که برای اثبات حقانیت خود به اعدام پناه می برد، اعتراض همگانی را بر می انگیزد. اعدام اعتراف به ناتوانی حل مشکلات جامعه است که به جای تولید اعتماد، پس گرفتن سیاست های غلط اجتماعی و اقتصادی برای مهار بحران، باز تولید مرگ را انتخاب کرده است. این نه اقتدار است و نه قدرت، بلکه شکست کامل سیاستی است که از دهه ۶۰ آغاز شده، در گفتگو و شفافیت را بسته و هیچ طرفی هم نبسته است.
این جوانان هیچکدام از طبقه برخوردار جامعه نیستند. فرزندان زحمتکشان و مزدبگیرانی هستند که بار مشکلات جامعه ایران را به دوش می کشند. از تورم تا جنگ. به همین دلیل است که اعدام را بر نمی تابند.
طبق آمار بانک مرکزی تورم نقطه به نقطه مردادماه به ۸۰ درصد رسیده است. آیا با اعدام این جوانان تورم کاهش خواهد یافت؟؟ معضل بیکاری حل می گردد؟؟
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران این اعدام ها را محکوم کرده و آن را یک قتل حکومتی می داند و خواستار توقف فوری آن است.
اعتراض، اعتصاب، راهپیمایی حق مردم ایران است و هیچکسی به این خاطر نباید مجازات شود.
آزادی و عدالت و برابری خواست ۱۲۰ ساله مردم ایران است و هیچگاه از دستورکار مبارزات اجتماعی خارج نخواهد شد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۷ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
طی یک ماه گذشته سیر اعدام در زندان ها افزایش یافته است. به ویژه در اصفهان و در یک عمل غیرانسانی ۲ تن از جوانان معترض دیماه سال گذشته در مقابل چشمان مردم معترض اصفهان دار زده شدند. این عمل پیامی روشن به جامعه دارد: ارعاب و ناتوانی در پاسخگویی.
تجربه حداقل ۴۰ ساله اخیر نشان داده است حذف انسان ها هیچ مشکلی را حل نمی کند که اگر می کرد در دهه ۶۰ صدها جوان و نوجوان و در سال ۶۷ هم قتل عام زندانیان سیاسی مشکلات جامعه را حل می کرد. تورم ماند، فقر گسترش یافت، فحشا هر روز چهره زشت خود را نمایان تر کرد، بیکاری، دزدی و اختلاس همچنان در جامعه ماندگار شده است.
این جوانانی که اعدام می شوند ۴۷ سال در این جامعه بالیده اند. از منابر و مساجد و صداوسیما و کتب درسی هرچه خواستید برایشان تبلیغ کردید. پس اگر امروز همچنان شما را بر نمی تابند ریشه در عملکرد شما دارد.
دزدهای خانگی با ریش و تسبیح همچون خاوری ها، هر آنچه زحمتکشان ثروت تولید می کنند را می دزدند و این از چشمان تیزبین جوانان این روزگار پوشیده نمی ماند، پس معترض می شوند.
فقر، بی عدالتی، نابرابری اجتماعی، دادرسی های ناعادلانه و روشی که برای اثبات حقانیت خود به اعدام پناه می برد، اعتراض همگانی را بر می انگیزد. اعدام اعتراف به ناتوانی حل مشکلات جامعه است که به جای تولید اعتماد، پس گرفتن سیاست های غلط اجتماعی و اقتصادی برای مهار بحران، باز تولید مرگ را انتخاب کرده است. این نه اقتدار است و نه قدرت، بلکه شکست کامل سیاستی است که از دهه ۶۰ آغاز شده، در گفتگو و شفافیت را بسته و هیچ طرفی هم نبسته است.
این جوانان هیچکدام از طبقه برخوردار جامعه نیستند. فرزندان زحمتکشان و مزدبگیرانی هستند که بار مشکلات جامعه ایران را به دوش می کشند. از تورم تا جنگ. به همین دلیل است که اعدام را بر نمی تابند.
طبق آمار بانک مرکزی تورم نقطه به نقطه مردادماه به ۸۰ درصد رسیده است. آیا با اعدام این جوانان تورم کاهش خواهد یافت؟؟ معضل بیکاری حل می گردد؟؟
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران این اعدام ها را محکوم کرده و آن را یک قتل حکومتی می داند و خواستار توقف فوری آن است.
اعتراض، اعتصاب، راهپیمایی حق مردم ایران است و هیچکسی به این خاطر نباید مجازات شود.
آزادی و عدالت و برابری خواست ۱۲۰ ساله مردم ایران است و هیچگاه از دستورکار مبارزات اجتماعی خارج نخواهد شد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۷ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
برای بدحساب ها کار نکرده، رسوایشان کنیم!!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با توجه به شرایط جنگی، پیمانکاران دغلباز به صرافت افتاده اند که دستمزدهای کارگران پروژه ای را بالا بکشند. در آخرین لیستی که به سندیکای کارگری ارسال شده:
۱- پیمانکار حبیب بخشی در نیروگاه سیکل ترکیبی خاتون آباد شهربابک کرمان دستمزد ۳۰ کارگر جوشکار و مونتاژکار و... را بالا کشیده و بیمه کارگران را هم رد نکرده است و از دست کارگرانش فراری است.
۲- پیمانکار اعتمادی از شرکت سگال آذر در پتروشیمی تبریز ۳ ماه کارکرد کارگران را نپرداخته است. امکانات رفاهی صفر و کارگران را اجباری به مرخصی تحمیلی می فرستنده تا کارگران اعتصاب نکنند. این آقا هیچ سر رشته ای از کار ساخت مخزن نداشته و با رانت در اینجا مشغول به کار شده است.
۳- پیمانکاران محمد و مهرداد رودباری، شریف زاده از شرکت پتروپیشگامان صنعت هرمز در پتروشیمی سیراف انرژی که کارفرمای بالا دستی شرکت فرایند بخار است به کارگرانی که بهمن و اسفند دستمزد طلبکارند را در زمان جنگ بدون هیچ پولی به خانه فرستاد و حتا پول سرویس و رستوران توراهی را هم نپرداخت. ۳۰ کارگر جوشکار، کمکی، فیلتر، تک زن اگر موفق به تماس شوند جز فحاشی چیز دیگری نمی شنوند.
۴- خط ۹۶ اینچ مهران نیز از نظر غذا و خوابگاه افتضاح و حتا آب آشامیدنی به قدر کافی برای کارگران نیست.
این پروژه ها و پیمانکاران تحریم کارگری هستند.
به همه کارگران اطلاع رسانی کنید برای این پیمانکاران بدحساب کار نکنند.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
۶ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با توجه به شرایط جنگی، پیمانکاران دغلباز به صرافت افتاده اند که دستمزدهای کارگران پروژه ای را بالا بکشند. در آخرین لیستی که به سندیکای کارگری ارسال شده:
۱- پیمانکار حبیب بخشی در نیروگاه سیکل ترکیبی خاتون آباد شهربابک کرمان دستمزد ۳۰ کارگر جوشکار و مونتاژکار و... را بالا کشیده و بیمه کارگران را هم رد نکرده است و از دست کارگرانش فراری است.
۲- پیمانکار اعتمادی از شرکت سگال آذر در پتروشیمی تبریز ۳ ماه کارکرد کارگران را نپرداخته است. امکانات رفاهی صفر و کارگران را اجباری به مرخصی تحمیلی می فرستنده تا کارگران اعتصاب نکنند. این آقا هیچ سر رشته ای از کار ساخت مخزن نداشته و با رانت در اینجا مشغول به کار شده است.
۳- پیمانکاران محمد و مهرداد رودباری، شریف زاده از شرکت پتروپیشگامان صنعت هرمز در پتروشیمی سیراف انرژی که کارفرمای بالا دستی شرکت فرایند بخار است به کارگرانی که بهمن و اسفند دستمزد طلبکارند را در زمان جنگ بدون هیچ پولی به خانه فرستاد و حتا پول سرویس و رستوران توراهی را هم نپرداخت. ۳۰ کارگر جوشکار، کمکی، فیلتر، تک زن اگر موفق به تماس شوند جز فحاشی چیز دیگری نمی شنوند.
۴- خط ۹۶ اینچ مهران نیز از نظر غذا و خوابگاه افتضاح و حتا آب آشامیدنی به قدر کافی برای کارگران نیست.
این پروژه ها و پیمانکاران تحریم کارگری هستند.
به همه کارگران اطلاع رسانی کنید برای این پیمانکاران بدحساب کار نکنند.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
۶ مرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
آب پاکی روی دست مردم
سوم مردادماه، بعد از ماهها تبلیغات و وعده در مورد افزایش مبلغ کالابرگ، سخنگوی دولت، آب پاکی را روی دست فرودستان ریخت و با این بهانه که دولت «رویافروشی» نمیکند، افزایش اعتبار کالابرگ را منتفی دانست؛ مهاجرانی رو به دوربینها گفت: اگر قرار باشد منابعی افزایش پیدا کند، دولت علاقهمند است که این منابع از محلهای پایدار تأمین شود. دولت به هیچ عنوان «رویافروشی» نمیکند و آنچه را که مبتنی بر واقعیت باشد، صادقانه با مردم در میان خواهد گذاشت». اما سخنگوی دولت خبر بدتر دیگری هم برای مردم داشت: «برای بنزین برنامههایی در راه است و اینکه اصلاحات احتمالی از طریق سهمیهبندی یا قیمتگذاری انجام شود، در صورت نهایی شدن، با دقت، شفافیت و صداقت همانند دفعات گذشته به مردم اعلام خواهد شد.». البته در عمل فرق چندانی بین اصلاحات احتمالی دولت نیست، چه قیمت هر لیتر بنزین گران شود و چه سهمیه بنزین دولتی کاهش یابد، نتیجه یک چیز است: اعمال فشار تورمی مجدد به زندگی مردم و سرایت گرانی به تمام حوزهها، از نان گرفته تا حمل و نقل و اجاره خانه.
وقتی این دو خبر را کنار هم میگذاریم، معادله واضحتر میشود؛ کالابرگ یک میلیون تومانی که دیگر پول دو کیلو برنج ایرانی نیست و با آن میشود یک لیتر روغن مایع، یک کیلو شکر ونهایتاً چند دانه تخم مرغ خرید، ارزشی در زندگی فرودستان ندارد. اسفبار اینکه، بعد از حداقل ده بار وعده و خبررسانی در مورد دو برابر شدن مبلغ یک میلیون تومانیِ کالابرگ، فعلاً خبری از این افزایش نیست. از آن سو، موج جدید تورم در راه است؛ فضاسازی رسانهای برای افزایش قیمت بنزین در سطح گسترده صورت گرفته و الگوی مصرف مردم در رسانههای دست راستی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.
در آرزوی یک زندگی معمولی
در این بین، امیدِ «یک زندگی معمولی» برای فرودستانی مثل محمدرضا قربانی که از ترس بدتر شدن شرایط زندگی و به خاطر نگرانی بابت آینده، در گرمای شدید تابستان، کف خیابان تجمع میکنند، یک امید بیسرانجام است.
چراغ کمسوی امید در حال خاموش شدن است؛ مدتهاست که انتظار مزدبگیران و دهکهای فرودست، نه یک زندگی شایسته و مرفه، بلکه یک زندگی بسیار معمولیست؛ قربانی میگوید «زندگی معمولی پیشکش، روزی سه وعده غذای ساده هم از طبقات فقیر دریغ شده است، سفرههای مردم خالیست اما ثروت ملی در دست یک درصدیهاست و حتی ده درصد آن برای «معیشت» هزینه نمیشود…».
گزارش: نسرین هزاره مقدم
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
سوم مردادماه، بعد از ماهها تبلیغات و وعده در مورد افزایش مبلغ کالابرگ، سخنگوی دولت، آب پاکی را روی دست فرودستان ریخت و با این بهانه که دولت «رویافروشی» نمیکند، افزایش اعتبار کالابرگ را منتفی دانست؛ مهاجرانی رو به دوربینها گفت: اگر قرار باشد منابعی افزایش پیدا کند، دولت علاقهمند است که این منابع از محلهای پایدار تأمین شود. دولت به هیچ عنوان «رویافروشی» نمیکند و آنچه را که مبتنی بر واقعیت باشد، صادقانه با مردم در میان خواهد گذاشت». اما سخنگوی دولت خبر بدتر دیگری هم برای مردم داشت: «برای بنزین برنامههایی در راه است و اینکه اصلاحات احتمالی از طریق سهمیهبندی یا قیمتگذاری انجام شود، در صورت نهایی شدن، با دقت، شفافیت و صداقت همانند دفعات گذشته به مردم اعلام خواهد شد.». البته در عمل فرق چندانی بین اصلاحات احتمالی دولت نیست، چه قیمت هر لیتر بنزین گران شود و چه سهمیه بنزین دولتی کاهش یابد، نتیجه یک چیز است: اعمال فشار تورمی مجدد به زندگی مردم و سرایت گرانی به تمام حوزهها، از نان گرفته تا حمل و نقل و اجاره خانه.
وقتی این دو خبر را کنار هم میگذاریم، معادله واضحتر میشود؛ کالابرگ یک میلیون تومانی که دیگر پول دو کیلو برنج ایرانی نیست و با آن میشود یک لیتر روغن مایع، یک کیلو شکر ونهایتاً چند دانه تخم مرغ خرید، ارزشی در زندگی فرودستان ندارد. اسفبار اینکه، بعد از حداقل ده بار وعده و خبررسانی در مورد دو برابر شدن مبلغ یک میلیون تومانیِ کالابرگ، فعلاً خبری از این افزایش نیست. از آن سو، موج جدید تورم در راه است؛ فضاسازی رسانهای برای افزایش قیمت بنزین در سطح گسترده صورت گرفته و الگوی مصرف مردم در رسانههای دست راستی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.
در آرزوی یک زندگی معمولی
در این بین، امیدِ «یک زندگی معمولی» برای فرودستانی مثل محمدرضا قربانی که از ترس بدتر شدن شرایط زندگی و به خاطر نگرانی بابت آینده، در گرمای شدید تابستان، کف خیابان تجمع میکنند، یک امید بیسرانجام است.
چراغ کمسوی امید در حال خاموش شدن است؛ مدتهاست که انتظار مزدبگیران و دهکهای فرودست، نه یک زندگی شایسته و مرفه، بلکه یک زندگی بسیار معمولیست؛ قربانی میگوید «زندگی معمولی پیشکش، روزی سه وعده غذای ساده هم از طبقات فقیر دریغ شده است، سفرههای مردم خالیست اما ثروت ملی در دست یک درصدیهاست و حتی ده درصد آن برای «معیشت» هزینه نمیشود…».
گزارش: نسرین هزاره مقدم
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
در ستایش کارگران ایران
✍️میلاد تاجیک
گاهی انسان در دلِ ویرانی بهتر میفهمد که چه کسانی واقعاً ستونِ این سرزمیناند. جنگ که آمد، پلها را زدند، مسیرهای ارتباطی آسیب دیدند و کرکسها و بوزینگان خیال کردند زندگی هم مثل همان سنگ و آهن فرو میریزد. در آن لحظهها، کارگران بودند که بیهیاهو و بیمنت، وارد میدان میشدند. در کمتر از پنج روز خط ریلی میانه-زنجان، دوباره راه اندازی شد. این یعنی امید را از زیر آوار بیرون کشیدن، یعنی تداوم جریان زندگی، یعنی گفتنِ روشنِ طبقهی کارگر به تاریخ: ما هستیم، ما میسازیم، ما نمیگذاریم زندگی متوقف شود.
فقط پل نبود. به چشم خود در نارمک تهران دیدم وقتی خانهای موشک خورد، وقتی خیابانهای اطراف پر از خاک و آوار شد، وقتی تکههای بدن مردمِ ما (بله! تکههای بدن مردم ما) بر بستر آسفالت خیابان آرمیده بود، باز هم همین دستهای زحمتکش بودند که زودتر از همه پاکسازی را شروع کردند و دو ساعت بعد، انگار نه انگار که تن شهر، زخمیِ موشکهای صهیون شده بود. خیابانِ موشکخورده را تمیز کردند، راه را باز کردند، شهر زخمی را پانسمان کردند. اکنون نیز بازسازی فولاد مبارکه اصفهان در حال انجام و بخشهایی از آن راه اندازی شده است. همچنین اکنون مسیرِ کنار پلهای آسیب دیده در جنوب عزیز، آسفالت شده و خودروها دیگر میتوانند به راحتی و با سرعت عبور کنند. راستی از خودمان پرسیدهایم که تکههای باقی مانده از گلهای پر پر میناب را چه کسانی پیدا کردهاند؟
آدم میماند که این سرعت و این مسئولیت را با چه کلمهای توصیف کند. این عشق به مردم است. این شرافتِ طبقاتی است.
مهندسان زحمتکش ایران را از یاد نبریم، همانهایی که طراح پروژههای عمرانیای هستند که همین چند ده سال گذشته، قادر به انجام آن نبودیم. اکنون این عزیزان نیز مشغول به خدمترسانی هستند.
وظیفه داریم از آنها که در روزهای سخت، وقتی همهچیز تیره و سنگین میشود، در سکوت اما استوار جلو میآیند، پیشگام میشوند و نمیگذارند چراغ زندگی خاموش بماند، تشکر کنیم.
از آنها که با دستهایشان خرابی را به سامان تبدیل میکنند و با غیرتشان به شهر دوباره نفس میدهند تشکر میکنیم.
تداوم جریان زندگی، بویژه در شرایط تجاوز به میهنمان، مدیون زحمتکشان بود. پشتِ همهی اینها زحمتکشانی هستند که بیادعا کار میکنند و عظمتشان در همان بیادعاییشان است.
دست همهی شما درد نکند رفقا!
انصافاً گل کاشتید. زندگیتان گلستان باد.
سپاس از شما که در سختترین روزها، امید را از نو میسازید و نشان میدهید که نیروی واقعیِ زندگی، از دلِ کار و رفاقت و ایستادگی میآید❤️🌹❤️
پینوشت: فراموش هم نمیکنیم که طبقهی کارگر چه در ایران و چه در جهان باید رها شود، نه تقدیس.
#اندیشکده_مزدک
@mazdakacademy
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
✍️میلاد تاجیک
گاهی انسان در دلِ ویرانی بهتر میفهمد که چه کسانی واقعاً ستونِ این سرزمیناند. جنگ که آمد، پلها را زدند، مسیرهای ارتباطی آسیب دیدند و کرکسها و بوزینگان خیال کردند زندگی هم مثل همان سنگ و آهن فرو میریزد. در آن لحظهها، کارگران بودند که بیهیاهو و بیمنت، وارد میدان میشدند. در کمتر از پنج روز خط ریلی میانه-زنجان، دوباره راه اندازی شد. این یعنی امید را از زیر آوار بیرون کشیدن، یعنی تداوم جریان زندگی، یعنی گفتنِ روشنِ طبقهی کارگر به تاریخ: ما هستیم، ما میسازیم، ما نمیگذاریم زندگی متوقف شود.
فقط پل نبود. به چشم خود در نارمک تهران دیدم وقتی خانهای موشک خورد، وقتی خیابانهای اطراف پر از خاک و آوار شد، وقتی تکههای بدن مردمِ ما (بله! تکههای بدن مردم ما) بر بستر آسفالت خیابان آرمیده بود، باز هم همین دستهای زحمتکش بودند که زودتر از همه پاکسازی را شروع کردند و دو ساعت بعد، انگار نه انگار که تن شهر، زخمیِ موشکهای صهیون شده بود. خیابانِ موشکخورده را تمیز کردند، راه را باز کردند، شهر زخمی را پانسمان کردند. اکنون نیز بازسازی فولاد مبارکه اصفهان در حال انجام و بخشهایی از آن راه اندازی شده است. همچنین اکنون مسیرِ کنار پلهای آسیب دیده در جنوب عزیز، آسفالت شده و خودروها دیگر میتوانند به راحتی و با سرعت عبور کنند. راستی از خودمان پرسیدهایم که تکههای باقی مانده از گلهای پر پر میناب را چه کسانی پیدا کردهاند؟
آدم میماند که این سرعت و این مسئولیت را با چه کلمهای توصیف کند. این عشق به مردم است. این شرافتِ طبقاتی است.
مهندسان زحمتکش ایران را از یاد نبریم، همانهایی که طراح پروژههای عمرانیای هستند که همین چند ده سال گذشته، قادر به انجام آن نبودیم. اکنون این عزیزان نیز مشغول به خدمترسانی هستند.
وظیفه داریم از آنها که در روزهای سخت، وقتی همهچیز تیره و سنگین میشود، در سکوت اما استوار جلو میآیند، پیشگام میشوند و نمیگذارند چراغ زندگی خاموش بماند، تشکر کنیم.
از آنها که با دستهایشان خرابی را به سامان تبدیل میکنند و با غیرتشان به شهر دوباره نفس میدهند تشکر میکنیم.
تداوم جریان زندگی، بویژه در شرایط تجاوز به میهنمان، مدیون زحمتکشان بود. پشتِ همهی اینها زحمتکشانی هستند که بیادعا کار میکنند و عظمتشان در همان بیادعاییشان است.
دست همهی شما درد نکند رفقا!
انصافاً گل کاشتید. زندگیتان گلستان باد.
سپاس از شما که در سختترین روزها، امید را از نو میسازید و نشان میدهید که نیروی واقعیِ زندگی، از دلِ کار و رفاقت و ایستادگی میآید❤️🌹❤️
پینوشت: فراموش هم نمیکنیم که طبقهی کارگر چه در ایران و چه در جهان باید رها شود، نه تقدیس.
#اندیشکده_مزدک
@mazdakacademy
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran