#بی_هویتی_خطرناکترازبی_سرزمینی:
#بخش_آغازین
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
چرا دشمنان ایران می خواهند دستاورد های فرهنگی ایرانیان از جمله اندیشه چپ و دموکراتیک ایرانیان را از آنها بگیرند!
یکی از این دستاوردهای تاریخی - فرهنگی- فلسفی ایرانیان چپ، آزادیخواه و دموکراتیک بودن است.
میهمان نوازی، یکی از جلوه های این انسانگرایی چپ در تاریخ فرهنگی ایرانیان است.
: اندیشه آزادی خواهانه، پیکارجو و برابری خواهانه چپ در جهان برای رفع تمام دیکتاتوری، استبداد،و نابرابری های قانونی، حقوقی (دستوری)
و تبعیض آمیز از ایران و پیکار آزادی بخش کاوه آهنگر، کورش، و سپس مزدک، ابومسلم خراسانی، عیاران با رهبرانی همچون سمک و یعقوب و عمرو لیث صفا (رویگر یا مسگر ) فردوسی، بابک خرم دین، مازیار طبرستانی، منصورحلاج، مهستی گنجوی، جنبش های سربداران برهبری آهنگران باشتینی،و هزاران جنبش زحمتکشان آزادی خواه در برابر دولتهای استبدادی و اشغالگر اسلامیست، یهودیسم، مسیحیسم، آغاز شده است. از طریق ایرانیان این فریاد های دادخواهانه در روسیه که تا هزار سال پیش بخشی از زیر مجموعه فلات بزرگ ایران بود، بسیار پرورش یافت. اندیشه های این جهانی، و شمنی مغولی ها با خردورزی دموکراتیک ایرانیان همراه شده با نگاه جهان گستر تیمور گورکانی پیوند خورد و خردمندی ودانش گستری و عدالت خواهی آسیای میانه را فرا رویاند. با کشور گشایی های جانشینان تموچین و هولاکوخان، با راهنمایی خردمندان ایرانی همچون خواجه نصیرالدین توسی، تا درهم کوبی خلیفه اسلامیستها و نمد مال کردن آنها پیش رفت. با گسترش تاریخی پیروزی ترک های آشنا شده با اندیشه و جهان بینی دانشی و چپ و عدالت خواه ایرانیان تمام اروپا را درنوردید.
پایه تمام اندیشه و پیکار جویی های دادگسترانه و دادخواهانه در یونان و روم قدیم شد. امثال هراکلیث ها ، آناکساگوراس، دموکریتوس، گزنفون، تالس، اناکسیماندر، اپیکور، سوکراتس، افلاتون، ارستالیس و ده ها خردمند یونانی از آغوش اندیشه های چپ(دموکراتیک، آزادیخواه، واقعگرا، دانشی، مردمی، همگانی، ضد انحصار) ایرانیان و اندیشه های شهروندی، و خردورزانه تاثیر گرفته از فرهنگ چپ ( انسانگرایانه) الهام می گرفتند. مردم دوران قرون وسطا(سده های میانه در اروپا) با گسترش اندیشه های دیالکتیکی و ماتریالیستی دانشمندان ایرانی، همچون پورسینا، فارابی، زکریای رازی، خیام، فردوسی، بسوی دوران (رنسانس) نوزایی حرکت کردند. پیش از قرن های هفدهم و هجدهم افکار و آثار خلاقه دانشمندان و هنرمندان بزرگ دوره رنسانس و نوابغ نامدار قرون پانزدهم و شانزدهم نظیر لئوناردو داوینچی، جوردانو برونو، گالیله، کوپرنیک و همچنین کاردانو، والا، کامپانلا، و توماس مور شالوده های محکمی برای تدارک خردگرایی ریخته بود.همه این خردورزان مسیر جهان بینی خردمندانه کارگران اندیشه ورز چپ ایران را ادامه دادند. زیرا که تمام این خردمندان کار میکردند. جستجو و سنجش می کردند. تمام دستاورد های اندیشه ای، دانشی، جهان بینی هستی شناسانه این کارگران فکری و دستی و نبوغ و استعداد فلات ایران، متعلق به همه مردمان ایران آن زمان بود. هر چیز همگانی ، سوسیالیستی و برخاسته از چپ تاریخی ایران بوده است. چون در دوران پس از هامو ساپینس ها به بعد، که کمون ها و کلان های اولیه نوین پس از نئاندرتال ها را در فلات ایران سامان دادند، همه با هم برابر حقوق کار میکردند و برابرانه نتایج کار استفاده میکردند. زن و مرد، در کار ها و دستاورد ها مشترک بودند. حاصل آن بوجود آمدن خرد جمعی است، که باز از فلات ایران کمونی و کلانی ، قبیله ای و عشیره ای، ایلی و اشتراکی به تمام جهان گسترش یافته است. این تاریخ گسترش جغرافیا ی بشری است. حتا در اندیشه های دوران نوزایی اروپا، از قرن دوازدهم ترسایی به بعد
پس از انتشار کتاب کمدی الهی دانته نویسنده و کشیش ایتالیایی طنز بی اعتباری اندیشه بهشت وجهنمی و شکنجه های بهشتی و جهنمی، برداشتی از اندیشه ورزی ماتریالیستیی آیین های میترایی و مهری دارد، که باز پرداخت شده توسط مردمانی کارگر است که ارتباط نزدیک با هستی و اتفاقات و روند ها و دگرگونی های آن دارند.
گرد بودن و کروی بودن در حرکت و دگرگونی بودن هستی بدون آنکه اربابی داشته باشد، در فصل های آغازین شاهنامه با برداشت از اندیشه های خردورزانه کهن ایرانیان به خردمندان اروپایی منتقل شده است.
مثال های فوق نمونه های کوچکی از آن خلاقیت هاست:
خردگرایی ریخته بود.
نیکولاس کوپرینک، منجم ایتالیایی، ادعا میکند که خورشید مرکز منظومه شمسی است، نه زمین. لئوناردو داوینچی (۱۵۱۹- ۱۴۵۲م) یکی از هنرمندان، دانشمندان و مخترعین برجسته ایتالیا در عصر رنسانس بود. طرحهای مبتکرانه او برای ساخت سلاحهایی مانند توپهای بخار، ماشینهای پرنده و ادوات زرهی چندین قرن جلوتر از زمان خود بودند. بسیاری از آنها هرگز ساخته نشدند.
#بخش_آغازین
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
چرا دشمنان ایران می خواهند دستاورد های فرهنگی ایرانیان از جمله اندیشه چپ و دموکراتیک ایرانیان را از آنها بگیرند!
یکی از این دستاوردهای تاریخی - فرهنگی- فلسفی ایرانیان چپ، آزادیخواه و دموکراتیک بودن است.
میهمان نوازی، یکی از جلوه های این انسانگرایی چپ در تاریخ فرهنگی ایرانیان است.
: اندیشه آزادی خواهانه، پیکارجو و برابری خواهانه چپ در جهان برای رفع تمام دیکتاتوری، استبداد،و نابرابری های قانونی، حقوقی (دستوری)
و تبعیض آمیز از ایران و پیکار آزادی بخش کاوه آهنگر، کورش، و سپس مزدک، ابومسلم خراسانی، عیاران با رهبرانی همچون سمک و یعقوب و عمرو لیث صفا (رویگر یا مسگر ) فردوسی، بابک خرم دین، مازیار طبرستانی، منصورحلاج، مهستی گنجوی، جنبش های سربداران برهبری آهنگران باشتینی،و هزاران جنبش زحمتکشان آزادی خواه در برابر دولتهای استبدادی و اشغالگر اسلامیست، یهودیسم، مسیحیسم، آغاز شده است. از طریق ایرانیان این فریاد های دادخواهانه در روسیه که تا هزار سال پیش بخشی از زیر مجموعه فلات بزرگ ایران بود، بسیار پرورش یافت. اندیشه های این جهانی، و شمنی مغولی ها با خردورزی دموکراتیک ایرانیان همراه شده با نگاه جهان گستر تیمور گورکانی پیوند خورد و خردمندی ودانش گستری و عدالت خواهی آسیای میانه را فرا رویاند. با کشور گشایی های جانشینان تموچین و هولاکوخان، با راهنمایی خردمندان ایرانی همچون خواجه نصیرالدین توسی، تا درهم کوبی خلیفه اسلامیستها و نمد مال کردن آنها پیش رفت. با گسترش تاریخی پیروزی ترک های آشنا شده با اندیشه و جهان بینی دانشی و چپ و عدالت خواه ایرانیان تمام اروپا را درنوردید.
پایه تمام اندیشه و پیکار جویی های دادگسترانه و دادخواهانه در یونان و روم قدیم شد. امثال هراکلیث ها ، آناکساگوراس، دموکریتوس، گزنفون، تالس، اناکسیماندر، اپیکور، سوکراتس، افلاتون، ارستالیس و ده ها خردمند یونانی از آغوش اندیشه های چپ(دموکراتیک، آزادیخواه، واقعگرا، دانشی، مردمی، همگانی، ضد انحصار) ایرانیان و اندیشه های شهروندی، و خردورزانه تاثیر گرفته از فرهنگ چپ ( انسانگرایانه) الهام می گرفتند. مردم دوران قرون وسطا(سده های میانه در اروپا) با گسترش اندیشه های دیالکتیکی و ماتریالیستی دانشمندان ایرانی، همچون پورسینا، فارابی، زکریای رازی، خیام، فردوسی، بسوی دوران (رنسانس) نوزایی حرکت کردند. پیش از قرن های هفدهم و هجدهم افکار و آثار خلاقه دانشمندان و هنرمندان بزرگ دوره رنسانس و نوابغ نامدار قرون پانزدهم و شانزدهم نظیر لئوناردو داوینچی، جوردانو برونو، گالیله، کوپرنیک و همچنین کاردانو، والا، کامپانلا، و توماس مور شالوده های محکمی برای تدارک خردگرایی ریخته بود.همه این خردورزان مسیر جهان بینی خردمندانه کارگران اندیشه ورز چپ ایران را ادامه دادند. زیرا که تمام این خردمندان کار میکردند. جستجو و سنجش می کردند. تمام دستاورد های اندیشه ای، دانشی، جهان بینی هستی شناسانه این کارگران فکری و دستی و نبوغ و استعداد فلات ایران، متعلق به همه مردمان ایران آن زمان بود. هر چیز همگانی ، سوسیالیستی و برخاسته از چپ تاریخی ایران بوده است. چون در دوران پس از هامو ساپینس ها به بعد، که کمون ها و کلان های اولیه نوین پس از نئاندرتال ها را در فلات ایران سامان دادند، همه با هم برابر حقوق کار میکردند و برابرانه نتایج کار استفاده میکردند. زن و مرد، در کار ها و دستاورد ها مشترک بودند. حاصل آن بوجود آمدن خرد جمعی است، که باز از فلات ایران کمونی و کلانی ، قبیله ای و عشیره ای، ایلی و اشتراکی به تمام جهان گسترش یافته است. این تاریخ گسترش جغرافیا ی بشری است. حتا در اندیشه های دوران نوزایی اروپا، از قرن دوازدهم ترسایی به بعد
پس از انتشار کتاب کمدی الهی دانته نویسنده و کشیش ایتالیایی طنز بی اعتباری اندیشه بهشت وجهنمی و شکنجه های بهشتی و جهنمی، برداشتی از اندیشه ورزی ماتریالیستیی آیین های میترایی و مهری دارد، که باز پرداخت شده توسط مردمانی کارگر است که ارتباط نزدیک با هستی و اتفاقات و روند ها و دگرگونی های آن دارند.
گرد بودن و کروی بودن در حرکت و دگرگونی بودن هستی بدون آنکه اربابی داشته باشد، در فصل های آغازین شاهنامه با برداشت از اندیشه های خردورزانه کهن ایرانیان به خردمندان اروپایی منتقل شده است.
مثال های فوق نمونه های کوچکی از آن خلاقیت هاست:
خردگرایی ریخته بود.
نیکولاس کوپرینک، منجم ایتالیایی، ادعا میکند که خورشید مرکز منظومه شمسی است، نه زمین. لئوناردو داوینچی (۱۵۱۹- ۱۴۵۲م) یکی از هنرمندان، دانشمندان و مخترعین برجسته ایتالیا در عصر رنسانس بود. طرحهای مبتکرانه او برای ساخت سلاحهایی مانند توپهای بخار، ماشینهای پرنده و ادوات زرهی چندین قرن جلوتر از زمان خود بودند. بسیاری از آنها هرگز ساخته نشدند.