انگارچراغ ها آتش گرفته بودند. شعله می کشیدند تا راه را روشن کنند، مثل تمام هیزم های راه بشریت
که خود می سوزند تا روشنایی بیفروزند.
مثل قلب دانکو بر فراز سرش در مسیر جنگل سیاه در دل شب سیاه
چراغ ها شدن مشعل های فروزان راه آزادی
در سفر بی پایان من
با من بیا
تو را به سفر های بی باور میبرم
نترس
جهان با ما پایان نمی یابد!
شبی که زود رسید
#بزرگراهی_بسوی_نیوجرسی
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
https://t.me/MansoorOsanloo
که خود می سوزند تا روشنایی بیفروزند.
مثل قلب دانکو بر فراز سرش در مسیر جنگل سیاه در دل شب سیاه
چراغ ها شدن مشعل های فروزان راه آزادی
در سفر بی پایان من
با من بیا
تو را به سفر های بی باور میبرم
نترس
جهان با ما پایان نمی یابد!
شبی که زود رسید
#بزرگراهی_بسوی_نیوجرسی
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
https://t.me/MansoorOsanloo