در این سالها خاطرات فراوانی از آن چند روز جهنمی ۱۸ تیر روایت شد. من چندان اهل خاطره تعریف کردن نیستم. اما من میخوهم بیست و چهارمین سالگرد #کوی_دانشگاه، دو خاطره از سالهای سیاه پس از آن فاجعه، در زندان تعریف کنم تا در تاریخ بماند.
خاطره اول: تقی بیگی (#تقی_بیناموس)
یکی از زندانبانهای بازمانده از کشتارهای دهه شصت در زندان اوین تقی بیگی نام داشت. زندانیان اما اورا تقی بی ناموس صدا می زدند. دلیل اعطای این لقب هم وظیفه ویژه او در کنار شغل زندانبانی بود . تقی بیگی بدون در نظر گرفتن اتهام افراد معمولا با همه خوش برخورد بود . فحش نمیداد وامور مربوط به زندانیان را بدون درد سر رفع و رجوع میکرد . اما اهمیت او برای زندانبان نه اینها بلکه وظیفه مخوفی بود که از دست کمتر کسی برمیآمد. تقی بیگی وظیفه داشت زندانیان را دار بزند وآنقدر از پاهای آنها آویزان شود تا گردن قربانی شکسته و جان از بدنش خارج شود. یک روز پیش از هر اعدام که دستور دار زدن زندانی به تقی بیگی ابلاغ میشد٫ او نرژی و طراوت مخصوصی داشت. یک بار از زبان او شنیدم که زندانی به دارآویخته شده زمانی به طور کامل می میرد که آب منی از آلتش خارج شود. او نحوه بازدید بدن اعدامی را برای حصول اطمینان از خروج منی به شکل شاعرانه ای تعریف می کرد.
یک روز از روزهای سال ۱۳۷۸ خورشیدی٫ زمانی که به دلیل سن کم در بند جوانان اوین " بند ۳۵۰ کنونی " زندانی بودم٫ همه زندانی ها ازسوی اجرای احکام به محلی در پشت بند ۲۰۹ منتقل شدند تا در مراسم سنگسار یک زن و مرد شرکت کنند. از بیرون زندان اوین هم چند ده بسیجی در گروه سنی مختلف برای شرکت در اجرای حکم الهی سنگسار دعوت شدند.
مسئولین مربوطه پیش از حضور ما دو چاله و میزان چشمگیری سنگ در ابعاد مختلف تدارک دیده بود. هم زمان با رسیدن ما هم چند کارگر زندانی به رهبری تقی بیگی در حال جاسازی دو قربانی در داخل این چاله ها بودند. مسئول اجرای احکام زندان قربانی زن را پزشک وقربانی مرد را فاعل زنا معرفی و حکم آنها را طبق پیشبینی قانون مجازات اسلامی مرگ به وسیله سنگ اعلام کرد. تنها چند ثانیه از اعلام این حکم نگذشته بود که مدعوین بسیجی به سمت تل سنگ ها هجوم بردند. با پرتاب همان دو یا سه سنگ اول چادر سرمه ای دور سر زن از خون خیس شد. هیاهو و جولان بسیجی ها به دور این دو انسان فضای زندان را مخوف تر کرده بود اما با این حال هنوز هم صدای برخورد سنگ ها به هدف به دیگر صدای های محیط قالب بود. تقی بیگی همانطور که با دقت عمل منحصر به فرد٫ جماعت را برای پرتاب سنگ به قسمت گیجگاه و مخچه قربانی ها راهنمایی میکرد٫ مارا نیز برای محلق شدن به جماعت سنگ پران فرا می خواند. در همین حین یکی از قربانیان موفق به بازکردن دستها شده و خودش را از داخل چاله بیرون کشید. هرچند هجوم بسیجی ها و پارچه خونین دور سرش فرار را برایش سخت تر میکرد٫ اما او در نهایت از دایره بازی بیرون آمد ولنگان لنگان سویی را در پیش گرفت. با دویدن تقی بیگی به سمت او همه عقب کشیدند و تقی بدون معطلی با بیل به کمرقربانی از چاله گریخته کوبیده و او را نقش بر زمین کرد. بعد جسم خون آلودش را کشان کشان به بهداری زندان منتقل و دقایقی بعد همان جسم خون آلود٫ لمس و فاقد حرکتش را دوباره درچاله دفن و سنگسار را تا مرگ او ادامه دادند. زندانیان کارگر بهداری بعد ها فاش کردند که قربانی بعد از رفتن به بهداری مورد تزریق آمپول قرار گرفته بود تا ناتوان شده و قدرت گریختن مجدد را نداشته باشد.
در تمام سالهای زندان هربار که به چهره تقی بیگی نگاه میکردم از خودم می پرسیدم; چطور انسانیت یک فرد تا این درجه سقوط میکند؟ یک بار به او گفتم از شغلت راضی هستی؟ با لبخندی محترمانه گفت بله٫ من حکم خدا را اجرا میکنم. من در آن سالها گمان میکردم نسل این جور آدمها دیگر منقرض شده و با توجه به رشد علم٫ آگاهی و تکنولوژی٫ هرگز کسی مسیرتقی بیگی در پیش نخواهد گرفت. اما امروز با دیدن عکس جدال این جلاد با طناب داری که انسان زنده بر آن آویخته است٫ گمان میکنم اشتباه می کردم. تازمانی که سیم جلاد مومن به خدا٫ به واسطه دستورات دینی و مذهبی به آسمان متصل است٫ در هر زمان و هرمکان تقی بیگی تازه ای زائیده میشود. آدمی اگر با تکیه بر توانایی های فردی اش جنایت کند٫ امید هست که این توانمندی بشری در جایی قادر به عمل نبوده و در آن لحظه ندای وجدان مانع ادامه جنایت شود. اما وقتی پای خدا در میان است٫ اوست حرف اول و آخر را میزند . اوست که پاسخ گوست. اوست که باید انسان را ببخشد. و تازمانی که خدا ساکت است جنایت مومنانش بی انتها است.
خاطره احمد باطبی
زندانی سیاسی سابق
@Mellig
خاطره اول: تقی بیگی (#تقی_بیناموس)
یکی از زندانبانهای بازمانده از کشتارهای دهه شصت در زندان اوین تقی بیگی نام داشت. زندانیان اما اورا تقی بی ناموس صدا می زدند. دلیل اعطای این لقب هم وظیفه ویژه او در کنار شغل زندانبانی بود . تقی بیگی بدون در نظر گرفتن اتهام افراد معمولا با همه خوش برخورد بود . فحش نمیداد وامور مربوط به زندانیان را بدون درد سر رفع و رجوع میکرد . اما اهمیت او برای زندانبان نه اینها بلکه وظیفه مخوفی بود که از دست کمتر کسی برمیآمد. تقی بیگی وظیفه داشت زندانیان را دار بزند وآنقدر از پاهای آنها آویزان شود تا گردن قربانی شکسته و جان از بدنش خارج شود. یک روز پیش از هر اعدام که دستور دار زدن زندانی به تقی بیگی ابلاغ میشد٫ او نرژی و طراوت مخصوصی داشت. یک بار از زبان او شنیدم که زندانی به دارآویخته شده زمانی به طور کامل می میرد که آب منی از آلتش خارج شود. او نحوه بازدید بدن اعدامی را برای حصول اطمینان از خروج منی به شکل شاعرانه ای تعریف می کرد.
یک روز از روزهای سال ۱۳۷۸ خورشیدی٫ زمانی که به دلیل سن کم در بند جوانان اوین " بند ۳۵۰ کنونی " زندانی بودم٫ همه زندانی ها ازسوی اجرای احکام به محلی در پشت بند ۲۰۹ منتقل شدند تا در مراسم سنگسار یک زن و مرد شرکت کنند. از بیرون زندان اوین هم چند ده بسیجی در گروه سنی مختلف برای شرکت در اجرای حکم الهی سنگسار دعوت شدند.
مسئولین مربوطه پیش از حضور ما دو چاله و میزان چشمگیری سنگ در ابعاد مختلف تدارک دیده بود. هم زمان با رسیدن ما هم چند کارگر زندانی به رهبری تقی بیگی در حال جاسازی دو قربانی در داخل این چاله ها بودند. مسئول اجرای احکام زندان قربانی زن را پزشک وقربانی مرد را فاعل زنا معرفی و حکم آنها را طبق پیشبینی قانون مجازات اسلامی مرگ به وسیله سنگ اعلام کرد. تنها چند ثانیه از اعلام این حکم نگذشته بود که مدعوین بسیجی به سمت تل سنگ ها هجوم بردند. با پرتاب همان دو یا سه سنگ اول چادر سرمه ای دور سر زن از خون خیس شد. هیاهو و جولان بسیجی ها به دور این دو انسان فضای زندان را مخوف تر کرده بود اما با این حال هنوز هم صدای برخورد سنگ ها به هدف به دیگر صدای های محیط قالب بود. تقی بیگی همانطور که با دقت عمل منحصر به فرد٫ جماعت را برای پرتاب سنگ به قسمت گیجگاه و مخچه قربانی ها راهنمایی میکرد٫ مارا نیز برای محلق شدن به جماعت سنگ پران فرا می خواند. در همین حین یکی از قربانیان موفق به بازکردن دستها شده و خودش را از داخل چاله بیرون کشید. هرچند هجوم بسیجی ها و پارچه خونین دور سرش فرار را برایش سخت تر میکرد٫ اما او در نهایت از دایره بازی بیرون آمد ولنگان لنگان سویی را در پیش گرفت. با دویدن تقی بیگی به سمت او همه عقب کشیدند و تقی بدون معطلی با بیل به کمرقربانی از چاله گریخته کوبیده و او را نقش بر زمین کرد. بعد جسم خون آلودش را کشان کشان به بهداری زندان منتقل و دقایقی بعد همان جسم خون آلود٫ لمس و فاقد حرکتش را دوباره درچاله دفن و سنگسار را تا مرگ او ادامه دادند. زندانیان کارگر بهداری بعد ها فاش کردند که قربانی بعد از رفتن به بهداری مورد تزریق آمپول قرار گرفته بود تا ناتوان شده و قدرت گریختن مجدد را نداشته باشد.
در تمام سالهای زندان هربار که به چهره تقی بیگی نگاه میکردم از خودم می پرسیدم; چطور انسانیت یک فرد تا این درجه سقوط میکند؟ یک بار به او گفتم از شغلت راضی هستی؟ با لبخندی محترمانه گفت بله٫ من حکم خدا را اجرا میکنم. من در آن سالها گمان میکردم نسل این جور آدمها دیگر منقرض شده و با توجه به رشد علم٫ آگاهی و تکنولوژی٫ هرگز کسی مسیرتقی بیگی در پیش نخواهد گرفت. اما امروز با دیدن عکس جدال این جلاد با طناب داری که انسان زنده بر آن آویخته است٫ گمان میکنم اشتباه می کردم. تازمانی که سیم جلاد مومن به خدا٫ به واسطه دستورات دینی و مذهبی به آسمان متصل است٫ در هر زمان و هرمکان تقی بیگی تازه ای زائیده میشود. آدمی اگر با تکیه بر توانایی های فردی اش جنایت کند٫ امید هست که این توانمندی بشری در جایی قادر به عمل نبوده و در آن لحظه ندای وجدان مانع ادامه جنایت شود. اما وقتی پای خدا در میان است٫ اوست حرف اول و آخر را میزند . اوست که پاسخ گوست. اوست که باید انسان را ببخشد. و تازمانی که خدا ساکت است جنایت مومنانش بی انتها است.
خاطره احمد باطبی
زندانی سیاسی سابق
@Mellig
😢261👍46😁4❤2🔥2
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
بیست و پنج سال قبل در چنین ساعاتی، اوباش جمهوری اسلامی شبانه به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران حمله کردند و دانشجویان را به شکل وحشیانهای مورد ضربوشتم قرار دادند؛ آنها را از بالای ساختمانها به پایین پرت کردند؛ و شماریشان را نیز به قتل رساندند. در واکنش به آن حمله خونین، دانشجویان و مردم در تظاهراتی بیسابقه تا آن زمان، برای چندین روز خیابانهای مرکزی تهران را به کنترل خود در آوردند و نقطه عطفی تاریخی را در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی رقم زدند. نام جانباختگان و ناپدیدشدگان آن اعتراضات شجاعانه، جاوید و یادشان زنده است.
همچنین، فراموش نخواهیم کرد که از حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت رژیم، تا محمد خاتمی رییس این شورا و رییسجمهور وقت، تا فرماندهان ارشد سپاه پاسداران ازجمله قاسم سلیمانی، همگی در سرکوب اعتراضات دانشجویی و مردمی تیر۷۸ به سرکوبگر اعظم، علی خامنهای یاری رساندند. آمران و عاملان جنایت #کوی_دانشگاه بدانند که پرونده آن جنایت هنوز باز است و روزی در یک دادگاه ملی به آن رسیدگی خواهد شد.
@OfficialRezaPahlavi
همچنین، فراموش نخواهیم کرد که از حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت رژیم، تا محمد خاتمی رییس این شورا و رییسجمهور وقت، تا فرماندهان ارشد سپاه پاسداران ازجمله قاسم سلیمانی، همگی در سرکوب اعتراضات دانشجویی و مردمی تیر۷۸ به سرکوبگر اعظم، علی خامنهای یاری رساندند. آمران و عاملان جنایت #کوی_دانشگاه بدانند که پرونده آن جنایت هنوز باز است و روزی در یک دادگاه ملی به آن رسیدگی خواهد شد.
@OfficialRezaPahlavi
❤572👍124😢66😡24🫡12😁2🔥1
#از_مخاطبین #کوی_دانشگاه
درود آقا مهدی ، خانه ی پدرم نزدیک هست جمالزاده شمالی هست، از پنجره ها شعار مرگ بر خامنه ای می دهند
مردم از خانه ها بیرون آمدند ولی جرات حرکت به سمت کوی را ندارند ، سر کوچه ها بسیجی و موتوری اوردند
یه خورده بیان میشه استارت یه حرکت و زد، من برنامه رو ندیدم ، ولی در کانال اعلام کنید،
صدای دانشجویان واضح می آید شعار مرگ بر جمهوری اسلامی مرگ بر خامنهای می دهند، بیایند وگرنه این حرامزاده ها کم کم دارند نیرو اضافه می کنند ، هیچ بعید نیست بریزند داخل خوابگاه به ماننده ، کوی دانشگاه هفتاد و هشت،
جو امیر آباد بسیار متشنج دارد می شود
اگه مردم به ماننده آتش زدن زندان اوین نیایند دانشجویان را امشب بدجور سرکوب می کنند
حتی اهالی کوچه های اطراف هم محاصره کردند بیرون نیایند
@Mellig
درود آقا مهدی ، خانه ی پدرم نزدیک هست جمالزاده شمالی هست، از پنجره ها شعار مرگ بر خامنه ای می دهند
مردم از خانه ها بیرون آمدند ولی جرات حرکت به سمت کوی را ندارند ، سر کوچه ها بسیجی و موتوری اوردند
یه خورده بیان میشه استارت یه حرکت و زد، من برنامه رو ندیدم ، ولی در کانال اعلام کنید،
صدای دانشجویان واضح می آید شعار مرگ بر جمهوری اسلامی مرگ بر خامنهای می دهند، بیایند وگرنه این حرامزاده ها کم کم دارند نیرو اضافه می کنند ، هیچ بعید نیست بریزند داخل خوابگاه به ماننده ، کوی دانشگاه هفتاد و هشت،
جو امیر آباد بسیار متشنج دارد می شود
اگه مردم به ماننده آتش زدن زندان اوین نیایند دانشجویان را امشب بدجور سرکوب می کنند
حتی اهالی کوچه های اطراف هم محاصره کردند بیرون نیایند
@Mellig
👍675😡94😁14😢14🔥11🫡7❤3