Telegram
نقدآگین
📺 کروبیِ شیاد در حرم خمینی و «زیارتِ امام(!!)»
🔺اندکاندک، جمعِ مستان میرسند: این هم جولانِ آزادِ شیخ محصور و عصارهی اصلاحات و جنبش سبز و دموکراسی دینی!
🔺بعد از جنایاتِ بیمانندِ حکومت آخوندی در قتلعام مردم در کمتر از دو روز و اعدامها، و رقم زدن دو جنگِ بیهوده پس از خمینی، که به محاصرۀ اقتصادی و تورمِ سرسامآور و نایابشدنِ داروها انجامیده، شیخِ اصلاحات، به زیارتِ قبر خمینیِ ضحاک آمده (که در فقر و نداری بیمثالِ مردم و تکتکِ جنایاتِ نظامِ اهریمنی و جانشینِ مجنون و جانیاش سهیم است)، و ویدیویی از خود پخش کرده، که در آغاز، زنی از او طلبِ دعا برای دختر معلمشان میکند، و او هم از آمادگیاش برای عاقد شدنِ دختر میگوید! و در دیگری، یک پیرزنِ عوام فلاکتزده میگوید:
❌ یک مردِ عوامِ دیگر، بدونِ ممانعت کروبی، بدن او را میبوسد، و دستش را که از بدنِ مقدسِ کروبی برکت گرفته، به صورت خود میکشد تا نورانیت و برکتِ الله را بگیرد!
🔻کروبی میگوید:
🔺این سیاستمدارِ تراز اصلاحات بود که قرار بود کاری کند که مردم بعد از نیمقرن، برای دارویی که در خارج است، چنین گداییِ امثالِ او را نکنند، و به زیارتِ قبرِ جلادِ غارتگرِ خود را نکنند.
🔺دو دیگری که محمد خاتمی و میرحسین موسوی هستند نیز در مواجهه با خمینی، رویکرد متفاوتی نداشتهاند، و حتی در حدِ یک پاراگراف، نقدی ساده بر خمینی و بنیادِ نظام دینی بیان نکردهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
تصاویر جدید از مهدی کروبی در حرم امام خمینی، در حالی که با مردم دیدار و برای آنان دعا میکند، بار دیگر نام او را به صدر اخبار سیاسی ایران آورده است.
کروبی بیش از ۱۴ سال در حصر خانگی بود؛ حُصری که پس از اعتراضات انتخابات ۱۳۸۸ آغاز شد و یکی از طولانیترین پروندههای سیاسی جمهوری اسلامی را رقم زد.
اما امروز تصویر متفاوتی دیده میشود؛
همان چهرهای که سالها امکان حضور آزادانه در جامعه را نداشت، اکنون در فضای عمومی و در میان مردم دیده میشود.
❓ سؤال مهم اینجاست:
چه اتفاقی افتاد که حصر کروبی پایان یافت؟
آیا این تصمیم صرفاً یک اقدام انسانی و سیاسی بود یا نشانهای از تغییر محاسبات حاکمیت درباره یکی از مهمترین چهرههای اصلاحطلب است؟
کروبی در تمام این سالها از مواضع خود درباره انتخابات ۸۸ و ضرورت آزادی زندانیان سیاسی عقبنشینی نکرد؛ با این حال، امروز امکان حضور عمومی پیدا کرده است.
و یک نکته دیگر هم توجهها را جلب کرده؛ روحیه و برخورد آرام او در تصاویر جدید. البته از روی یک ویدئو نمیتوان درباره وضعیت پزشکی یا سلامت او قضاوت کرد.
حالا یک سؤال مهمتر برای مخاطبان:
آیا پایان حصر کروبی میتواند مقدمهای برای تغییر وضعیت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد هم باشد؟
🔺اندکاندک، جمعِ مستان میرسند: این هم جولانِ آزادِ شیخ محصور و عصارهی اصلاحات و جنبش سبز و دموکراسی دینی!
🔺بعد از جنایاتِ بیمانندِ حکومت آخوندی در قتلعام مردم در کمتر از دو روز و اعدامها، و رقم زدن دو جنگِ بیهوده پس از خمینی، که به محاصرۀ اقتصادی و تورمِ سرسامآور و نایابشدنِ داروها انجامیده، شیخِ اصلاحات، به زیارتِ قبر خمینیِ ضحاک آمده (که در فقر و نداری بیمثالِ مردم و تکتکِ جنایاتِ نظامِ اهریمنی و جانشینِ مجنون و جانیاش سهیم است)، و ویدیویی از خود پخش کرده، که در آغاز، زنی از او طلبِ دعا برای دختر معلمشان میکند، و او هم از آمادگیاش برای عاقد شدنِ دختر میگوید! و در دیگری، یک پیرزنِ عوام فلاکتزده میگوید:
از شیراز آمدم! یتیمِ مریضی دارم که از برج ۸ داروش گیر نمیآد و میگن داروش در خارجه!! آمدم به زیارتِ قبر آقای خمینی! برایم دعا کن!
❌ یک مردِ عوامِ دیگر، بدونِ ممانعت کروبی، بدن او را میبوسد، و دستش را که از بدنِ مقدسِ کروبی برکت گرفته، به صورت خود میکشد تا نورانیت و برکتِ الله را بگیرد!
🔻کروبی میگوید:
خیلی کار خوبی کردی به زیارتِ امام(!) آمدی! خدا انشاءالله بهتون شفا میده! منم کنار دیگر «زائرانِ امام(!)» اینجا ۵ بار «امّن یجیب» را میخوانیم، تا خدا بهتون سلامتی بده!
🔺این سیاستمدارِ تراز اصلاحات بود که قرار بود کاری کند که مردم بعد از نیمقرن، برای دارویی که در خارج است، چنین گداییِ امثالِ او را نکنند، و به زیارتِ قبرِ جلادِ غارتگرِ خود را نکنند.
🔺دو دیگری که محمد خاتمی و میرحسین موسوی هستند نیز در مواجهه با خمینی، رویکرد متفاوتی نداشتهاند، و حتی در حدِ یک پاراگراف، نقدی ساده بر خمینی و بنیادِ نظام دینی بیان نکردهاند.
.
#استمرارطالبان #سم_هفته
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
خالد حنفی، وزیر امر به معروف گفت که:
او گفت:
https://afintl.com/202608185956
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
در شریعت الهی «عقل، مطالعه و تحقیق جایی ندارد» و انسانها نباید احکام شریعت را مطابق میل خود بررسی کنند.
او گفت:
«خلاصه قرآن کریم در دو چیز است؛ بکن و نکن. بکن یعنی امر به معروف و نکن یعنی نهی از منکر.»
https://afintl.com/202608185956
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔍 وقتی «من» به زبانِ «الله» سخن میگوید
— از جراحت نارسیسیستی تا قدسیشدنِ اقتدار
(۱)
✍🏻#ر_نجفی
🔻پیش از ورود به مقایسه با جوزف اسمیت، بد نیست ابتدا مباحثِ طرحشده را از سه منظر مکمل بررسی کنیم: روانکاویِ تفسیری، پدیدارشناسیِ روایت و نقد گفتمان.
🔻موضوع این بررسی، مجموعهای از روایتهای مربوط به ماریه و سوگند در سورهٔ تحریم (آیات ۱ تا ۵)، عایشه و حفصه در همان سوره، و زید و زینب در سورهٔ احزاب (آیهٔ ۳۷) است؛ جایی که میل، سوگند، راز، شرم، ترس از مردم، اعتراض همسران و مداخلهٔ «الله» در بحرانهای شخصی و خانوادگیِ محمد به یکدیگر گره میخورند.
▪️از منظر روانکاوانه، میتوان الگوهای روانیِ محتملی را در سوژهٔ روایت بررسی کرد:
▪️از منظر پدیدارشناختی، میتوان پرسید:
▪️و از منظر نقد گفتمان، مسئله این است که
⚠️ این متن، محمد را روانکاوانه میخواند، اما روانکاویِ بالینی نمیکند. ما به روانِ یک شخصیت تاریخی دسترسی مستقیم نداریم
و نمیتوانیم دربارهٔ نیت یا وضعیت روانیِ واقعی او حکم قطعی بدهیم. بنابراین مفاهیم روانکاوانه در اینجا ابزارهای تفسیریاند، نه تشخیصهای پزشکی؛ و خوانش پدیدارشناختی نیز ناظر به ساختار تجربه در جهانِ روایت است، نه ادعای دسترسی مستقیم به تجربهٔ زیستهٔ محمد.
پرسش اصلی این است:
🔸از همینجا میتوان در ادامه به سراغ جوزف اسمیت رفت و بررسی کرد که آیا در نحوهٔ پیوند خوردنِ امر شخصی، میل، اقتدار، روابط زناشویی و امر الهی، میان این دو روایت شباهتها یا تفاوتهای معناداری وجود دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از جراحت نارسیسیستی تا قدسیشدنِ اقتدار
(۱)
✍🏻#ر_نجفی
🔻پیش از ورود به مقایسه با جوزف اسمیت، بد نیست ابتدا مباحثِ طرحشده را از سه منظر مکمل بررسی کنیم: روانکاویِ تفسیری، پدیدارشناسیِ روایت و نقد گفتمان.
🔻موضوع این بررسی، مجموعهای از روایتهای مربوط به ماریه و سوگند در سورهٔ تحریم (آیات ۱ تا ۵)، عایشه و حفصه در همان سوره، و زید و زینب در سورهٔ احزاب (آیهٔ ۳۷) است؛ جایی که میل، سوگند، راز، شرم، ترس از مردم، اعتراض همسران و مداخلهٔ «الله» در بحرانهای شخصی و خانوادگیِ محمد به یکدیگر گره میخورند.
▪️از منظر روانکاوانه، میتوان الگوهای روانیِ محتملی را در سوژهٔ روایت بررسی کرد:
جراحت نارسیسیستی، شرم، اضطراب، فرافکنی، جابهجایی، دوپارهسازی و بازسازی اقتدار.
▪️از منظر پدیدارشناختی، میتوان پرسید:
میل، شرم، ترس از مردم، گناه، امر قدسی و تهدیدِ اقتدار چگونه در جهانِ روایت ظاهر میشوند و چه ساختاری به تجربهٔ سوژه میدهند.
▪️و از منظر نقد گفتمان، مسئله این است که
این تجربهها چگونه به زبانِ قدرت، حکم، مشروعیت و اقتدار الهی تبدیل میشوند.
⚠️ این متن، محمد را روانکاوانه میخواند، اما روانکاویِ بالینی نمیکند. ما به روانِ یک شخصیت تاریخی دسترسی مستقیم نداریم
[و ای بسا اساسا چنین تصویر عجیب از شخصیتی بهنام محمد -که قرآن و تاریخنگاریِ عباسی گزارش دادهاند- در تاریخ و عالمِ واقع، وجودی خارجی نداشتهاست]
و نمیتوانیم دربارهٔ نیت یا وضعیت روانیِ واقعی او حکم قطعی بدهیم. بنابراین مفاهیم روانکاوانه در اینجا ابزارهای تفسیریاند، نه تشخیصهای پزشکی؛ و خوانش پدیدارشناختی نیز ناظر به ساختار تجربه در جهانِ روایت است، نه ادعای دسترسی مستقیم به تجربهٔ زیستهٔ محمد.
پرسش اصلی این است:
🔍 وقتی میل، شرم، ترس و تعارضِ شخصی در متن با امر قدسی و اقتدار الهی پیوند میخورند، مرز میان تجربهٔ انسانی، خواستِ صاحب قدرت و فرمانِ خدا چگونه ترسیم میشود؟
🔸از همینجا میتوان در ادامه به سراغ جوزف اسمیت رفت و بررسی کرد که آیا در نحوهٔ پیوند خوردنِ امر شخصی، میل، اقتدار، روابط زناشویی و امر الهی، میان این دو روایت شباهتها یا تفاوتهای معناداری وجود دارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔍 وقتی «من» به زبانِ «الله» سخن میگوید
— از جراحت نارسیسیستی تا قدسیشدنِ اقتدار
(۲)
✍🏻#ر_نجفی
1️⃣ جراحت نارسیسیستی؛ وقتی تصویرِ آرمانی ترک میخورد
🔻سوژهای که خود را حامل امر قدسی، الگوی تقوا و مخاطب مستقیم خدا میبیند، در این روایت ناگهان با چیزی کاملاً انسانی مواجه میشود:
🔻از منظر روانکاوی، میتوان این لحظه را با مفهومِ «جراحت نارسیسیستی» خواند: لحظهای که تصویر آرمانیِ سوژه از خودش با واقعیتی مواجه میشود که با آن تصویر سازگار نیست. پرسش میتوانست این باشد:
🔻اما در یک ساختارِ دفاعِ روانیِ احتمالی، پرسش میتواند به سمت دیگری جابهجا شود:
🔻در این خوانش، مسئله صرفاً وجودِ یک تعارض خانوادگی نیست؛ مسئله این است که
🔺اینجا هنوز نمیگوییم چنین فرایندی واقعاً در روان محمد رخ داده است. سخن از یک فرضیهٔ روانکاوانه دربارهٔ سوژهٔ روایت است.
2️⃣ جابهجایی و فرافکنی؛ از «خطای من» به «خیانت آنان»
🔻اینجا مفاهیم «جابهجایی» (Displacement) و «فرافکنی» (Projection) اهمیت پیدا میکنند. موضوع اولیه میتواند چنین صورتبندی شود:
🔻اما مرکز تعارض به تدریج میتواند جابهجا شود:
🔻در این جابهجایی، سوژه به جای باقی ماندن در جایگاه فردی که باید دربارهٔ رفتار خودش پاسخ دهد، میتواند خود را در جایگاه قربانیِ خیانت یا ائتلاف دیگران بازسازی کند. در نتیجه:
🔺خطای صاحب قدرت از موضوع خارج میشود و واکنشِ طبیعیِ دیگری به مرکز میآید.
🔺این نقطه از منظر نقد گفتمان نیز مهم است؛ زیرا تغییر فقط در سطح روانی اتفاق نمیافتد. تعریفِ خودِ مسئله تغییر میکند. مسئلهای که ابتدا میتوانست «رفتار من» باشد، اکنون به «رفتار آنان با من» تبدیل میشود.
3️⃣ دوپارهسازی؛ «ما» در برابر «آنها»
🔻در اینجا مفهوم «دوپارهسازی» (Splitting) نیز وارد میشود. در دوپارهسازی شدید، جهان میتواند به دو قطب ساده تبدیل شود:
🔺🔻این الگوی دوگانه در گفتمان قرآنی بارها در مقیاس گستردهتر دیده میشود؛ اما در سورهٔ تحریم، در آیهٔ ۴، میتوان نمونهای درونخانوادگی و فشرده از آن را دید.
🔻آیه از یک سو مجموعهای عظیم از پشتوانهها و یاوران و سپاهیانِ محمد را در کنار او قرار میدهد:
🔺و از سوی دیگر، دو همسر در جایگاه معترض و رویارویِ صاحب اقتدار قرار میگیرند.
🔻بنابراین، بحران دیگر صرفاً به شکلِ:
🔻بازنمایی نمیشود؛ بلکه در ساختار روایت، آرایشی بسیار نامتوازن پیدا میکند:
🔺این نکته البته به معنای آن نیست که قرآن عایشه و حفصه را کافر یا مشرک معرفی میکند؛ چنین برداشتی از این آیه به دست نمیآید.
🔺از این منظر، آنچه در سطح روانکاوانه میتوان بهعنوان دوپارهسازی خواند، در سطح گفتمانی نیز خود را به شکلِ مرزبندی میان صاحب اقتدار و معترضان به او نشان میدهد.
4️⃣ هراس از اختهشدگی نمادین؛ خوانش لاکانی
🔻اگر از منظر لاکان به مسئله نگاه کنیم، تهدید اصلی لزوماً یک تهدید فیزیکی نیست؛ میتواند تهدیدِ فروپاشیِ «جایگاه نمادینِ سوژه» باشد.
🔻اینجاست که مفهوم دیگریِ بزرگ اهمیت پیدا میکند:
🔻و سپس:
🔻در این خوانش، حضور این نیروها فقط «حمایت» نیست؛ میتواند بهمثابهٔ بازسازیِ اقتدار نمادینِ تهدیدشده فهمیده شود. به زبان ساده:
🔺در نتیجه، زنِ معترض دیگر صرفاً با یک انسان مواجه نیست؛ با اقتداری قدسیشده مواجه است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از جراحت نارسیسیستی تا قدسیشدنِ اقتدار
(۲)
✍🏻#ر_نجفی
1️⃣ جراحت نارسیسیستی؛ وقتی تصویرِ آرمانی ترک میخورد
🔻سوژهای که خود را حامل امر قدسی، الگوی تقوا و مخاطب مستقیم خدا میبیند، در این روایت ناگهان با چیزی کاملاً انسانی مواجه میشود:
میل، تعارض زناشویی، سوگند، شرم و افشای راز.
🔻از منظر روانکاوی، میتوان این لحظه را با مفهومِ «جراحت نارسیسیستی» خواند: لحظهای که تصویر آرمانیِ سوژه از خودش با واقعیتی مواجه میشود که با آن تصویر سازگار نیست. پرسش میتوانست این باشد:
❓«من چه کردم؟»
🔻اما در یک ساختارِ دفاعِ روانیِ احتمالی، پرسش میتواند به سمت دیگری جابهجا شود:
❓«چه کسی مرا در این وضعیت قرار داد؟»
❓«چه کسی راز مرا فاش کرد؟»
❓«چه کسی علیه من ایستاد؟»
🔻در این خوانش، مسئله صرفاً وجودِ یک تعارض خانوادگی نیست؛ مسئله این است که
❓شرم چگونه میتواند از صاحبِ رفتار به سوی عاملِ افشا یا معترض منتقل شود.
🔺اینجا هنوز نمیگوییم چنین فرایندی واقعاً در روان محمد رخ داده است. سخن از یک فرضیهٔ روانکاوانه دربارهٔ سوژهٔ روایت است.
2️⃣ جابهجایی و فرافکنی؛ از «خطای من» به «خیانت آنان»
🔻اینجا مفاهیم «جابهجایی» (Displacement) و «فرافکنی» (Projection) اهمیت پیدا میکنند. موضوع اولیه میتواند چنین صورتبندی شود:
❓«من با میل و تصمیم خود چه کردم؟»
🔻اما مرکز تعارض به تدریج میتواند جابهجا شود:
❓«آنها با راز من چه کردند؟»
🔻در این جابهجایی، سوژه به جای باقی ماندن در جایگاه فردی که باید دربارهٔ رفتار خودش پاسخ دهد، میتواند خود را در جایگاه قربانیِ خیانت یا ائتلاف دیگران بازسازی کند. در نتیجه:
افشای راز ← توطئه
اعتراض و کمک خواستنِ دو همشوهر ← ائتلاف
همسر ناراضی ← طرف مقابل و خصم و موضوعَ انتقامِ الله و ملائکه و صالحِ مومنین
🔺خطای صاحب قدرت از موضوع خارج میشود و واکنشِ طبیعیِ دیگری به مرکز میآید.
🔺این نقطه از منظر نقد گفتمان نیز مهم است؛ زیرا تغییر فقط در سطح روانی اتفاق نمیافتد. تعریفِ خودِ مسئله تغییر میکند. مسئلهای که ابتدا میتوانست «رفتار من» باشد، اکنون به «رفتار آنان با من» تبدیل میشود.
3️⃣ دوپارهسازی؛ «ما» در برابر «آنها»
🔻در اینجا مفهوم «دوپارهسازی» (Splitting) نیز وارد میشود. در دوپارهسازی شدید، جهان میتواند به دو قطب ساده تبدیل شود:
مؤمن / کافر
موحد / مشرک
وفادار / خائن
حامی / مخالف
اقتدار / سرکشی
پاکی / توطئه
🔺🔻این الگوی دوگانه در گفتمان قرآنی بارها در مقیاس گستردهتر دیده میشود؛ اما در سورهٔ تحریم، در آیهٔ ۴، میتوان نمونهای درونخانوادگی و فشرده از آن را دید.
🔻آیه از یک سو مجموعهای عظیم از پشتوانهها و یاوران و سپاهیانِ محمد را در کنار او قرار میدهد:
الله ← جبرئیل ← صالح مؤمنان ← ملائکه
🔺و از سوی دیگر، دو همسر در جایگاه معترض و رویارویِ صاحب اقتدار قرار میگیرند.
🔻بنابراین، بحران دیگر صرفاً به شکلِ:
شوهر / دو همسر
🔻بازنمایی نمیشود؛ بلکه در ساختار روایت، آرایشی بسیار نامتوازن پیدا میکند:
اقتدارِ قدسی و شبکهٔ حامیان / دو همسرِ معترض
🔺این نکته البته به معنای آن نیست که قرآن عایشه و حفصه را کافر یا مشرک معرفی میکند؛ چنین برداشتی از این آیه به دست نمیآید.
📌 سخن بر سرِ برچسب اعتقادیِ آنان نیست، بلکه بر سرِ نحوهٔ آرایش نیروها در متن است: دو زن در یک سو، و در سوی دیگر الله، جبرئیل، صالح مؤمنان و ملائکه که در مقامِ یاوری و پشتیبانی از محمد قرار میگیرند.
🔺از این منظر، آنچه در سطح روانکاوانه میتوان بهعنوان دوپارهسازی خواند، در سطح گفتمانی نیز خود را به شکلِ مرزبندی میان صاحب اقتدار و معترضان به او نشان میدهد.
4️⃣ هراس از اختهشدگی نمادین؛ خوانش لاکانی
🔻اگر از منظر لاکان به مسئله نگاه کنیم، تهدید اصلی لزوماً یک تهدید فیزیکی نیست؛ میتواند تهدیدِ فروپاشیِ «جایگاه نمادینِ سوژه» باشد.
📌 سوژهای که اقتدارش به اتصال با «قانون» و «امر قدسی» وابسته است، در برابر موقعیتی قرار گرفته که میتواند او را از جایگاه پیامبر و صاحب اقتدار به جایگاه سادهٔ مردی درگیر یک بحران زناشویی فروبکاهد.
🔻اینجاست که مفهوم دیگریِ بزرگ اهمیت پیدا میکند:
الله.
🔻و سپس:
جبرئیل؛
صالح مؤمنان؛
ملائکه.
🔻در این خوانش، حضور این نیروها فقط «حمایت» نیست؛ میتواند بهمثابهٔ بازسازیِ اقتدار نمادینِ تهدیدشده فهمیده شود. به زبان ساده:
هی زنانِ معترضِ حرمسرا!
شما فقط با یک شوهرِ ساده طرف نیستید؛
با نظام نمادینی طرفید که پشت جایگاه من ایستاده است.
🔺در نتیجه، زنِ معترض دیگر صرفاً با یک انسان مواجه نیست؛ با اقتداری قدسیشده مواجه است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin