📕برخلاف میل به صحنه آمدن(!)
(خدا را شاهد میگیرم!)
✍️#فریدون_رحیمزاده
این یادداشت بهبهانۀ ثبتنام انتخابات ریاستجمهوری نوشته شده است. اکثریت قریب بهاتفاق ثبتنامکنندگان مدعی بودند که ورودشان به این کارزار برخلاف «میلشان» بوده است؛ و نوعاً از مفاهیمی تقریباً مشابه برای اثبات و باورپذیر کردن مدعای خود استفاده کردهاند
.
معیارِ برخلاف میلبودن چیست؟ وقتی کسی میگوید برخلاف میل کاری را انجام داده است چگونه میتوان باور کرد که راست میگوید؟ با همین منطق، معنای «کمال میل» چیست؟ کسی که میگوید «با کمال میل» کاری را انجام میدهد، دقیقاً منظورش چیست؟
تعابیری مثل «خدا را شاهد میگیرم» نیز با تعابیری مثل «برخلاف میل» همخانواده است. وقتی کسی میگوید «خدا را شاهد میگیرم که بر خلاف میل باطنی این کار را کردم»، از دو مفهوم کاملا نامحسوس و غیرقابل بررسی و غیرقابل راستیآزمایی استفاده کرده است.
منظور او از اینکه «خدا را شاهد میگیرد» چیست؟ آیا میتواند دست خدا را بگیرد و در صحنه حاضر کند تا خدا صحت حرف او را تأیید کند؟ اینکه کسی در دل خدا را شاهد کارهای خود بداند و در زبان خدا را به شهادت بطلبد، آیا در عرصۀ مهم و بزرگی چون مناسبات اجتماعی و سیاسی، او را قابل اعتماد و حرفش را معتبر میکند؟
«خدا» موجودی نامحسوس است و نمیتواند در صحنه حاضر شود و صدق سخن یا قسم کسی را که به وجود او استشهاد میکند تأیید یا تکذیب کند. «میل» هم یک امر درونی است که نمیتواند مبنایی معتبر برای یک ادعای عینی باشد. کسی که برخلاف میل خود غذا میخورد با کسی که با کمال میل و اشتها غذا میخورد، تا زمانی که ظاهرشان با هم تفاوتی ندارد و آداب غذا خوردن را رعایت میکنند و هر دو غذا را به سمت دهان خود میبرند و نه گوش یا چشم خود، هیچ تفاوتی ندارد.
استفادۀ مکرر و متوالی و یکسان از تعبیر «برخلاف میل» و «خدا را شاهد میگیرم» که اَشکال عوامانهاش در قالبی مثل «خدا به سر شاهد است» نیز میان بخش بزرگی از مردم رایج است، نشانگر یک شکاف بزرگ است. این شکاف از ساحت درون و نامحسوس به سطح آمده و با راهیابی به قلمرو زبان، تبدیل به یک «تکیه کلام» شده است.
همین وجه «تکیهکلام»بودن است که آنها را از معنای راستین اولیه و سرشت اخلاقیارزشی خالی و به امری ابزاری تبدیل کرده است؛ ابزاری همچون عصا یا عینک یا سمعک که وسیلهای بیش نیستند و فاقد هرگونه اصالتند.
از جهت عینی چه تفاوتی است میان آنکسکه «بهرغمِ میل باطن و اصرار دوستان»، از پشت به صحنۀ سیاست و رقابت «هُل» داده میشود با آنکسکه با سر و با اشتیاق به صحنه «شیرجه» میزند؟
وقتی ظاهر همه یکی است، در متن واقعیت، کراهت و اشتیاق، میل و بیمیلی و رضایت و عدم رضایت توفیر چندانی با هم نخواهند داشت. ظاهر مهم است و طبیعت انسانی چندان میانهای با «هر آنچهکه که بر خلاف و ضدش باشد» ندارد.
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
(خدا را شاهد میگیرم!)
✍️#فریدون_رحیمزاده
این یادداشت بهبهانۀ ثبتنام انتخابات ریاستجمهوری نوشته شده است. اکثریت قریب بهاتفاق ثبتنامکنندگان مدعی بودند که ورودشان به این کارزار برخلاف «میلشان» بوده است؛ و نوعاً از مفاهیمی تقریباً مشابه برای اثبات و باورپذیر کردن مدعای خود استفاده کردهاند
.
معیارِ برخلاف میلبودن چیست؟ وقتی کسی میگوید برخلاف میل کاری را انجام داده است چگونه میتوان باور کرد که راست میگوید؟ با همین منطق، معنای «کمال میل» چیست؟ کسی که میگوید «با کمال میل» کاری را انجام میدهد، دقیقاً منظورش چیست؟
تعابیری مثل «خدا را شاهد میگیرم» نیز با تعابیری مثل «برخلاف میل» همخانواده است. وقتی کسی میگوید «خدا را شاهد میگیرم که بر خلاف میل باطنی این کار را کردم»، از دو مفهوم کاملا نامحسوس و غیرقابل بررسی و غیرقابل راستیآزمایی استفاده کرده است.
منظور او از اینکه «خدا را شاهد میگیرد» چیست؟ آیا میتواند دست خدا را بگیرد و در صحنه حاضر کند تا خدا صحت حرف او را تأیید کند؟ اینکه کسی در دل خدا را شاهد کارهای خود بداند و در زبان خدا را به شهادت بطلبد، آیا در عرصۀ مهم و بزرگی چون مناسبات اجتماعی و سیاسی، او را قابل اعتماد و حرفش را معتبر میکند؟
«خدا» موجودی نامحسوس است و نمیتواند در صحنه حاضر شود و صدق سخن یا قسم کسی را که به وجود او استشهاد میکند تأیید یا تکذیب کند. «میل» هم یک امر درونی است که نمیتواند مبنایی معتبر برای یک ادعای عینی باشد. کسی که برخلاف میل خود غذا میخورد با کسی که با کمال میل و اشتها غذا میخورد، تا زمانی که ظاهرشان با هم تفاوتی ندارد و آداب غذا خوردن را رعایت میکنند و هر دو غذا را به سمت دهان خود میبرند و نه گوش یا چشم خود، هیچ تفاوتی ندارد.
استفادۀ مکرر و متوالی و یکسان از تعبیر «برخلاف میل» و «خدا را شاهد میگیرم» که اَشکال عوامانهاش در قالبی مثل «خدا به سر شاهد است» نیز میان بخش بزرگی از مردم رایج است، نشانگر یک شکاف بزرگ است. این شکاف از ساحت درون و نامحسوس به سطح آمده و با راهیابی به قلمرو زبان، تبدیل به یک «تکیه کلام» شده است.
همین وجه «تکیهکلام»بودن است که آنها را از معنای راستین اولیه و سرشت اخلاقیارزشی خالی و به امری ابزاری تبدیل کرده است؛ ابزاری همچون عصا یا عینک یا سمعک که وسیلهای بیش نیستند و فاقد هرگونه اصالتند.
از جهت عینی چه تفاوتی است میان آنکسکه «بهرغمِ میل باطن و اصرار دوستان»، از پشت به صحنۀ سیاست و رقابت «هُل» داده میشود با آنکسکه با سر و با اشتیاق به صحنه «شیرجه» میزند؟
وقتی ظاهر همه یکی است، در متن واقعیت، کراهت و اشتیاق، میل و بیمیلی و رضایت و عدم رضایت توفیر چندانی با هم نخواهند داشت. ظاهر مهم است و طبیعت انسانی چندان میانهای با «هر آنچهکه که بر خلاف و ضدش باشد» ندارد.
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
Telegram
📚نقدآگین
📕برخلاف میل به صحنه آمدن (!)
(خدا را شاهد میگیرم!)
✍️#فریدون_رحیمزاده
@Agorafr
#یادداشت
#حکومت_اسلامی #انتخابات #فرهنگ_دروغ_و_ریا #حزب_فقط_حزبالله #تحزب_ممنوع #خردلقکهای_منتخب_رهبر
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
(خدا را شاهد میگیرم!)
✍️#فریدون_رحیمزاده
@Agorafr
#یادداشت
#حکومت_اسلامی #انتخابات #فرهنگ_دروغ_و_ریا #حزب_فقط_حزبالله #تحزب_ممنوع #خردلقکهای_منتخب_رهبر
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
عقدههای جنسی ایرانیان
@Naqdagin
🎧 عقدههای جنسی ایرانیان در مقایسه با جامعۀ غربی
🎙 #فرهنگ_هلاکویی
#زیستروان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #فرهنگ_هلاکویی
#زیستروان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin