🔺🔻چرا خدای اسلام و خدای قبلیها یکی نیست؟
🔻عیسی (متی فصل ۱۹ آیه ۴):
📌پینوشت (اینجا)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @CANOON_AA
🔻عیسی (متی فصل ۱۹ آیه ۴):
آنگاه بعضی از فریسیان پیش آمدند تا با بحث و گفتگو، او را غافلگیر کنند. پس به عیسی گفتند: «آیا مرد اجازه دارد زن خود را به هر علتی طلاق دهد؟»
عیسی جواب داد: «مگر در بایبل نخواندهاید که در آغاز خلقت، خالق جهان ”ایشان را مرد و زن آفرید“،
و فرمود: ”به این سبب است که مرد از پدر و مادر خود جدا میشود و به زن خود میپیوندد، و آن دو یک تن میشوند“.
بنابراین، از آن پس دیگر دو تن نیستند بلکه یک تن. پس آنچه را خدا پیوست، انسان جدا نکند.»
پرسیدند: «اگر چنین است، چرا موسی فرموده که مرد میتواند به زن خود طلاقنامه داده، او را رها کند؟»
عیسی گفت: «موسی بعلت سنگدلی شما اجازه داد که زن خود را طلاق دهید، اما این خواست خدا در آغاز خلقت نبود.
و من به شما میگویم، هرکس زنش را به هر علتی جز خیانت طلاق دهد و با زن دیگری ازدواج کند، زناکار محسوب میشود»
شاگردان عیسی به او:«با این حساب، ازدواج نکردن بهتر است!»
عیسی: «همه نمیتوانند این گفته را بپذیرند، مگر کسانی که خدا تواناییاش را به آنان داده باشد[...]»
📌پینوشت (اینجا)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @CANOON_AA
نقدآگین
🔺🔻چرا خدای اسلام و خدای قبلیها یکی نیست؟ 🔻عیسی (متی فصل ۱۹ آیه ۴): آنگاه بعضی از فریسیان پیش آمدند تا با بحث و گفتگو، او را غافلگیر کنند. پس به عیسی گفتند: «آیا مرد اجازه دارد زن خود را به هر علتی طلاق دهد؟» عیسی جواب داد: «مگر در بایبل نخواندهاید که در…
Telegram
نقدآگین
🔺🔻چرا خدای اسلام و خدای قبلیها یکی نیست؟
🔻عیسی (متی فصل ۱۹ آیه ۴):
آنگاه بعضی از فریسیان پیش آمدند تا با بحث و گفتگو، او را غافلگیر کنند. پس به عیسی گفتند: «آیا مرد اجازه دارد زن خود را به هر علتی طلاق دهد؟»
عیسی جواب داد: «مگر در بایبل نخواندهاید که…
🔻عیسی (متی فصل ۱۹ آیه ۴):
آنگاه بعضی از فریسیان پیش آمدند تا با بحث و گفتگو، او را غافلگیر کنند. پس به عیسی گفتند: «آیا مرد اجازه دارد زن خود را به هر علتی طلاق دهد؟»
عیسی جواب داد: «مگر در بایبل نخواندهاید که…
پینوشتِ «چرا خدای اسلام و خدای قبلیها یکی نیست؟»
🔸بهنظر من، بدون توجه به تمامیِ تحقیقات جدیِ تجدیدنظرطلبانه دربارۀ اعتبارِ تاریخ اسلام و قرآن، و صرفا بنا به این آیات و مقایسهشان با بایبل مسیحیان و یهودیان، محمد-نامی نبوده که چنین آیاتی را خودش ساختهباشد حتی؛ اینها صرفا عباراتیاند جهتِ «توجیهِ شرعی حرمسراداریِ خلفا». و عجیب اینجاست که روشنفکر دینی همین را نیز نمیفهمد و در پیِ توجیه و معقولسازی و اخلاقینمایی آن برمیآید (ولو بگوید صرفا در امروز اخلاقی نیست و جزو امور زمانمند محسوب میشوند)، مثل کودکی که میکوشد عملکرد «پدرِ غیر ژنتیکیاش» را نیز توجیه کند، صرفا چون دیگران او را پدرش تصور میکنند.
🔸مقدسسازیِ قرآن و مصون در نظر گرفتنش از تحریفاتِ عمده، عملا به گرفتار شدن به انواع رذایل اخلاقی و تناقضهای عقلی میانجامد. یک مسلمانِ واقعی که اسلام را بهمعنای "تسلیم حق" و "تسلیم دین واحد نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بودن" میفهمد، و درکش از چیستی دین را منتزع از سنتی تاریخیتر نمیداند، از تصدیقِ تحریفاتِ جدیِ احتمالی، پس از تامل و سنجشی بیطرفانه، ابایی ندارد، چون امر مقدس برای او یک کتاب بیرونی تاریخی نیست؛ کلامِ خدا مساویِ یک کتاب که هزار و یک دستبرد به آن ممکن بودهاست، نیست.
🔸نمیشود از سنتزِ شریعت موسی [برای خود زنان بسیار مگیر (تثنیه فصل ۱۷، آیۀ ۱۷)].و سلوکِ عیسی و حواریونش، چنین هیولایی درآید. مساله عمیقا سیاسیست و "الف" تا "یِ" قرآن عملا ربطی به شخصی واقعی بهنام محمد بهمثابه یک عارف و فردِ خداپرست ندارد؛ یعنی اگر واقعا تمامِ قرآن محصولِ یک نفر با تجارب عرفانی هم بود، هیچوقت چنین آیاتی در آن قابل یافتن نبود. نظیرِ این عبارات در قرآن، شدیدا و حرفبهحرف نفسانیاند و هیچ ارتباطی به حداقی از انصاف و معنویت و ایمان ندارند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸بهنظر من، بدون توجه به تمامیِ تحقیقات جدیِ تجدیدنظرطلبانه دربارۀ اعتبارِ تاریخ اسلام و قرآن، و صرفا بنا به این آیات و مقایسهشان با بایبل مسیحیان و یهودیان، محمد-نامی نبوده که چنین آیاتی را خودش ساختهباشد حتی؛ اینها صرفا عباراتیاند جهتِ «توجیهِ شرعی حرمسراداریِ خلفا». و عجیب اینجاست که روشنفکر دینی همین را نیز نمیفهمد و در پیِ توجیه و معقولسازی و اخلاقینمایی آن برمیآید (ولو بگوید صرفا در امروز اخلاقی نیست و جزو امور زمانمند محسوب میشوند)، مثل کودکی که میکوشد عملکرد «پدرِ غیر ژنتیکیاش» را نیز توجیه کند، صرفا چون دیگران او را پدرش تصور میکنند.
🔸مقدسسازیِ قرآن و مصون در نظر گرفتنش از تحریفاتِ عمده، عملا به گرفتار شدن به انواع رذایل اخلاقی و تناقضهای عقلی میانجامد. یک مسلمانِ واقعی که اسلام را بهمعنای "تسلیم حق" و "تسلیم دین واحد نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بودن" میفهمد، و درکش از چیستی دین را منتزع از سنتی تاریخیتر نمیداند، از تصدیقِ تحریفاتِ جدیِ احتمالی، پس از تامل و سنجشی بیطرفانه، ابایی ندارد، چون امر مقدس برای او یک کتاب بیرونی تاریخی نیست؛ کلامِ خدا مساویِ یک کتاب که هزار و یک دستبرد به آن ممکن بودهاست، نیست.
🔸نمیشود از سنتزِ شریعت موسی [برای خود زنان بسیار مگیر (تثنیه فصل ۱۷، آیۀ ۱۷)].و سلوکِ عیسی و حواریونش، چنین هیولایی درآید. مساله عمیقا سیاسیست و "الف" تا "یِ" قرآن عملا ربطی به شخصی واقعی بهنام محمد بهمثابه یک عارف و فردِ خداپرست ندارد؛ یعنی اگر واقعا تمامِ قرآن محصولِ یک نفر با تجارب عرفانی هم بود، هیچوقت چنین آیاتی در آن قابل یافتن نبود. نظیرِ این عبارات در قرآن، شدیدا و حرفبهحرف نفسانیاند و هیچ ارتباطی به حداقی از انصاف و معنویت و ایمان ندارند.
📺 کمال حیدری: «قرآن اصلی» دست ما نیست!
📺 آیتالله حیدری: قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
.
#نقد_روشنفکران #نقد_اسلام #نقد_قرآن #بازنگری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا ابراهیم ایرانی بود و کعبه را ایرانیان ساختند؟ (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه
📺 مکه یا بکه؟ مکه چگونه به قرآن افزوده شد؟
📺 افسانۀ «نمرود و تولد ابراهیم»
📻 سلمان: منبع قرآن؟
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📺 بکه مکه نیست - با کاروان حجاز-
📕از بکه تا مکه -قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن-
.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 تاریخ گمشدۀ قرآن
— قسمت دوم: هویت نصارای (یهودیانِ ناصریِ) مولفِ قرآنِ اولیه
— زبان: عربی | شنیدنِ خلاصۀ ویدیو در ایپزود بیستم و دوم نقدآگینگپ
🎙#یوسف_تیکطاک
🔸این منتقد عربزبانِ اسلام، تاریخچۀ از دست رفتۀ قرآن را مورد بحث قرار میدهد و استدلال میکند که یهودیان ناصری شامی (نصاری)، که نه جزوِ یهودیان خاخامی و نه مسیحیان (تثلیثیها) بودند، مسئول نوشتن سورههای بلند اولیه قرآن، برای عربهای هاجری (هاجریون) به رهبریِ سیاسیِ شخصیتی بهنام محمد بودند.
🔸این نظریه با روایت سنتی عباسی دربارۀ منشأ قرآن و اسلام در تضاد است و توسط برخی مورخان تجدیدنظرطلب حمایت میشود که معتقدند، متون اولیۀ قرآن بعنوان محتوایِ تبلیغاتیِ مذهبی - نظامی، برای متحد کردن عربهای شامی و جنگ با بیزانسیها، با هدفِ بازپسگیری اورشلیم و بازسازیِ معبد یهودی در آن نوشته شدهاند.
🔸یوسف تیکطاک میگوید که راهبان نصاری بهدلیل تواناییهای زبانی و دانش مذهبیشان، نویسندگان این متون بودند و خط عربی جدیدی (خط حجازی) ایجاد کردند و متون مذهبی را به یک زبان عربی جدید (عربی قرآنی) که مخلوطی از عربی باستان، سریانی و عبری بود، ترجمه کردند.
🔸او همچنین به تناقضات ادعایی در قرآن در مورد «نصاری» اشاره میکند و توضیح میدهد که نصاری به مسیحیان (تثلیثیها) اشاره نمیکند، بلکه به یک فرقۀ یهودی اشاره دارد که به عیسی بعنوان «مسیح» اعتقاد داشتند، اما «الهی بودن او» را رد میکردند.
🔸در نهایت، او به قوانین و عقاید نصاری مانند «تحقیر زنان، رژیم غذایی شبیه به یهودیان، مثلِ تحریم شراب و خوک، اعتقاد به یک انجیلِ واحد (انجیل عبرانیان، برخلاف اعتقاد تثلیثیها به اناجیل)، دیدن خود به عنوان یک «امت وسط» و اعتقاد به «جنگ مقدس» (جهاد) برای بازپسگیری اورشلیم و تأسیس پادشاهی خدا بر روی زمین» میپردازد و نشان میدهد که چگونه این اعتقادات در قرآن منعکس شدهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت دوم: هویت نصارای (یهودیانِ ناصریِ) مولفِ قرآنِ اولیه
— زبان: عربی | شنیدنِ خلاصۀ ویدیو در ایپزود بیستم و دوم نقدآگینگپ
🎙#یوسف_تیکطاک
🔸این منتقد عربزبانِ اسلام، تاریخچۀ از دست رفتۀ قرآن را مورد بحث قرار میدهد و استدلال میکند که یهودیان ناصری شامی (نصاری)، که نه جزوِ یهودیان خاخامی و نه مسیحیان (تثلیثیها) بودند، مسئول نوشتن سورههای بلند اولیه قرآن، برای عربهای هاجری (هاجریون) به رهبریِ سیاسیِ شخصیتی بهنام محمد بودند.
🔸این نظریه با روایت سنتی عباسی دربارۀ منشأ قرآن و اسلام در تضاد است و توسط برخی مورخان تجدیدنظرطلب حمایت میشود که معتقدند، متون اولیۀ قرآن بعنوان محتوایِ تبلیغاتیِ مذهبی - نظامی، برای متحد کردن عربهای شامی و جنگ با بیزانسیها، با هدفِ بازپسگیری اورشلیم و بازسازیِ معبد یهودی در آن نوشته شدهاند.
🔸یوسف تیکطاک میگوید که راهبان نصاری بهدلیل تواناییهای زبانی و دانش مذهبیشان، نویسندگان این متون بودند و خط عربی جدیدی (خط حجازی) ایجاد کردند و متون مذهبی را به یک زبان عربی جدید (عربی قرآنی) که مخلوطی از عربی باستان، سریانی و عبری بود، ترجمه کردند.
🔸او همچنین به تناقضات ادعایی در قرآن در مورد «نصاری» اشاره میکند و توضیح میدهد که نصاری به مسیحیان (تثلیثیها) اشاره نمیکند، بلکه به یک فرقۀ یهودی اشاره دارد که به عیسی بعنوان «مسیح» اعتقاد داشتند، اما «الهی بودن او» را رد میکردند.
🔸در نهایت، او به قوانین و عقاید نصاری مانند «تحقیر زنان، رژیم غذایی شبیه به یهودیان، مثلِ تحریم شراب و خوک، اعتقاد به یک انجیلِ واحد (انجیل عبرانیان، برخلاف اعتقاد تثلیثیها به اناجیل)، دیدن خود به عنوان یک «امت وسط» و اعتقاد به «جنگ مقدس» (جهاد) برای بازپسگیری اورشلیم و تأسیس پادشاهی خدا بر روی زمین» میپردازد و نشان میدهد که چگونه این اعتقادات در قرآن منعکس شدهاند.
🔷 يوسف_تيكطاك کیست؟
🔸یوسف تیکطاک (Youssef Tiktak) اصالتی مراکشی یا الجزایری داشته و یکی از افرادی بوده که به تحلیل و نقد تاریخی قرآن و اسلام میپرداختهاست. او با برنامههای ویدئویی خود به زبانهای عربی و فرانسوی، مخاطبان زیادی را جذب کرده بود.
🔸نقدهای او شامل تحلیلهای تاریخی و زبانی قرآن، نقد تاریخی مربوط به زندگی پیامبر اسلام و روایتهای مربوط به دورۀ صدر اسلام، و بررسی تقابلهای متن قرآن با تاریخنگاری بود.
🔸آرشیوی از ویدیوهای ارزندۀ او نیز ذخیره کردهبودیم جهت ترجمه، اما گویا با او برخورد شده و محتواهای ارزندۀ او در مجازی از دسترس خارج شدهاست.
🔻ویدیوی ترجمهشده توسط نقدآگین از این منتقد
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد
📺 آیا پیامبر اسلام وجود تاریخی داشته| محمد هاجری، رهبری یهودی-نصرانی | اشتراکات اسلام و فرقهی مرتدی یهودی
📻 تاریخ گمشدۀ قرآن (قسمت اول)
📓راز بزرگ اسلام (آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام)
📻 راز بزرگ اسلام (آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام)
📻 «تاریخ صدر اسلام» و استاد محمدالمسیح
(اول: منابع اولیه، دوم: جغرافیای متن قرآن و خط حجازی)
.
#بازنگری #نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 تاریخ گمشدۀ قرآن
— قسمت دوم: هویت نصارایِ (یهودیانِ ناصری) مولفِ قرآنِ اولیه
🔸در اپیزود بیست و دوم از #نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو پرداختهایم.
🔸#یوسف_تیکطاک (منتقد عربزبان اسلام)، در این کلیپ تاریخچۀ از دست رفتۀ قرآن را مورد بحث قرار میدهد و استدلال میکند که یهودیان ناصری شامی (نصاری)، که نه جزوِ یهودیان خاخامی و نه مسیحیان (تثلیثیها) بودند، مسئول نوشتن سورههای بلند اولیه قرآن، برای عربهای هاجری (هاجریون) به رهبریِ سیاسیِ شخصیتی بهنام محمد بودند.
🔸این نظریه با روایت سنتی عباسی دربارۀ منشأ قرآن و اسلام در تضاد است و توسط برخی مورخان تجدیدنظرطلب حمایت میشود که معتقدند، متون اولیۀ قرآن بعنوان محتوایِ تبلیغاتیِ مذهبی - نظامی، برای متحد کردن عربهای شامی و جنگ با بیزانسیها، با هدفِ بازپسگیری اورشلیم و بازسازیِ معبد یهودی در آن نوشته شدهاند.
🔸یوسف تیکطاک میگوید که راهبان نصاری بهدلیل تواناییهای زبانی و دانش مذهبیشان، نویسندگان این متون بودند و خط عربی جدیدی (خط حجازی) ایجاد کردند و متون مذهبی را به یک زبان عربی جدید (عربی قرآنی) که مخلوطی از عربی باستان، سریانی و عبری بود، ترجمه کردند.
🔸او همچنین به تناقضات ادعایی در قرآن در مورد «نصاری» اشاره میکند و توضیح میدهد که نصاری به مسیحیان (تثلیثیها) اشاره نمیکند، بلکه به یک فرقۀ یهودی اشاره دارد که به عیسی بعنوان «مسیح» اعتقاد داشتند، اما «الهی بودن او» را رد میکردند.
🔸در نهایت، او به قوانین و عقاید نصاری مانند «تحقیر زنان، رژیم غذایی شبیه به یهودیان، مثلِ تحریم شراب و خوک، اعتقاد به یک انجیلِ واحد (انجیل عبرانیان، برخلاف اعتقاد تثلیثیها به اناجیل)، دیدن خود به عنوان یک «امت وسط» و اعتقاد به «جنگ مقدس» (جهاد) برای بازپسگیری اورشلیم و تأسیس پادشاهی خدا بر روی زمین» میپردازد و نشان میدهد که چگونه این اعتقادات در قرآن منعکس شدهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت دوم: هویت نصارایِ (یهودیانِ ناصری) مولفِ قرآنِ اولیه
🔸در اپیزود بیست و دوم از #نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو پرداختهایم.
🔸#یوسف_تیکطاک (منتقد عربزبان اسلام)، در این کلیپ تاریخچۀ از دست رفتۀ قرآن را مورد بحث قرار میدهد و استدلال میکند که یهودیان ناصری شامی (نصاری)، که نه جزوِ یهودیان خاخامی و نه مسیحیان (تثلیثیها) بودند، مسئول نوشتن سورههای بلند اولیه قرآن، برای عربهای هاجری (هاجریون) به رهبریِ سیاسیِ شخصیتی بهنام محمد بودند.
🔸این نظریه با روایت سنتی عباسی دربارۀ منشأ قرآن و اسلام در تضاد است و توسط برخی مورخان تجدیدنظرطلب حمایت میشود که معتقدند، متون اولیۀ قرآن بعنوان محتوایِ تبلیغاتیِ مذهبی - نظامی، برای متحد کردن عربهای شامی و جنگ با بیزانسیها، با هدفِ بازپسگیری اورشلیم و بازسازیِ معبد یهودی در آن نوشته شدهاند.
🔸یوسف تیکطاک میگوید که راهبان نصاری بهدلیل تواناییهای زبانی و دانش مذهبیشان، نویسندگان این متون بودند و خط عربی جدیدی (خط حجازی) ایجاد کردند و متون مذهبی را به یک زبان عربی جدید (عربی قرآنی) که مخلوطی از عربی باستان، سریانی و عبری بود، ترجمه کردند.
🔸او همچنین به تناقضات ادعایی در قرآن در مورد «نصاری» اشاره میکند و توضیح میدهد که نصاری به مسیحیان (تثلیثیها) اشاره نمیکند، بلکه به یک فرقۀ یهودی اشاره دارد که به عیسی بعنوان «مسیح» اعتقاد داشتند، اما «الهی بودن او» را رد میکردند.
🔸در نهایت، او به قوانین و عقاید نصاری مانند «تحقیر زنان، رژیم غذایی شبیه به یهودیان، مثلِ تحریم شراب و خوک، اعتقاد به یک انجیلِ واحد (انجیل عبرانیان، برخلاف اعتقاد تثلیثیها به اناجیل)، دیدن خود به عنوان یک «امت وسط» و اعتقاد به «جنگ مقدس» (جهاد) برای بازپسگیری اورشلیم و تأسیس پادشاهی خدا بر روی زمین» میپردازد و نشان میدهد که چگونه این اعتقادات در قرآن منعکس شدهاند.
🔷 يوسف_تيكطاك کیست؟
🔸یوسف تیکطاک (Youssef Tiktak) اصالتی مراکشی یا الجزایری داشته و یکی از افرادی بوده که به تحلیل و نقد تاریخی قرآن و اسلام میپرداختهاست. او با برنامههای ویدئویی خود به زبانهای عربی و فرانسوی، مخاطبان زیادی را جذب کرده بود.
🔸نقدهای او شامل تحلیلهای تاریخی و زبانی قرآن، نقد تاریخی مربوط به زندگی پیامبر اسلام و روایتهای مربوط به دورۀ صدر اسلام، و بررسی تقابلهای متن قرآن با تاریخنگاری بود.
🔸آرشیوی از ویدیوهای ارزندۀ او نیز ذخیره کردهبودیم جهت ترجمه، اما گویا با او برخورد شده و محتواهای ارزندۀ او در مجازی از دسترس خارج شدهاست.
🔻ویدیوی ترجمهشده توسط نقدآگین از این منتقد
📺 محمد هرگز قرآن را برای مسلمانان تفسیر نکرد
📺 آیا پیامبر اسلام وجود تاریخی داشته| محمد هاجری، رهبری یهودی-نصرانی | اشتراکات اسلام و فرقهی مرتدی یهودی
📻 تاریخ گمشدۀ قرآن (قسمت اول)
📓راز بزرگ اسلام (آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام)
📻 راز بزرگ اسلام (آشکار گشتن تاریخ مکتوم اسلام)
📻 «تاریخ صدر اسلام» و استاد محمدالمسیح
(اول: منابع اولیه، دوم: جغرافیای متن قرآن و خط حجازی)
.
#بازنگری #نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🎧 تاریخ گمشدۀ قرآن — قسمت دوم: هویت نصارایِ (یهودیانِ ناصری) مولفِ قرآنِ اولیه 🔸در اپیزود بیست و دوم از #نقدآگینگپ به خلاصهای از مباحث طرحشده در این ویدیو پرداختهایم. 🔸#یوسف_تیکطاک (منتقد عربزبان اسلام)، در این کلیپ تاریخچۀ از دست رفتۀ قرآن را مورد…
📘چرا مولفان قرآن از «انجیل» سخن گفتهاند و نه «اناجیل»؟
🔻در «چرا شراب در اسلام حرام است؟| مواجهۀ زیگزاگی دربارۀ شراب گواهی بر بشری بودن قرآن» نکتهای دربارۀ «مفرد بودنِ» واژۀ «انجیل» در قرآن و عدم ذکر واژۀ جمعِ «اناجیل» گفتیم:
🔺🔻که در اپیزود بیست و دوم از نقدآگینگپ پاسخ دقیقتری گرفت:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻در «چرا شراب در اسلام حرام است؟| مواجهۀ زیگزاگی دربارۀ شراب گواهی بر بشری بودن قرآن» نکتهای دربارۀ «مفرد بودنِ» واژۀ «انجیل» در قرآن و عدم ذکر واژۀ جمعِ «اناجیل» گفتیم:
🔸نکتۀ حاشیهای اینکه، در آیۀ اول که در آغاز نقل کردیم، و البته بهاشتباه تورات و انجیل را کتبی نازلشده از آسمان و از زبان خدا دانسته، و اناجیل را نیز (که گزارش حواریون عیسی از او بودهاند) بهشکل مفرد بهکار برده، آن هم بجای بکار بردن لفظ عربی "بشارات"، از لفظ تعریبشدۀ یونانی "انجیل" بهره برده، که مشخص میکند مولف/مولفان قرآن، به کتب زبان اصلی دسترسی نداشته و منبع مطالعاتیاش، کتب ترجمهشدۀ دستهسوم (از آرامی/عبری به یونانی و از یونانی به عربی) بودهاست، و به این خطای مهلک و رسواکننده مبتلا شده که به کتابی دو مرحله ترجمه شده را، آن هم از حواریون، به خدا و وحی الهی نسبت بدهد. در این باره در ویدیویی با ترجمۀ نقدآگین (مؤلفان قرآن؛ «عیسی» و «انجیل» دو دلیل غیرالاهی بودن قرآن) به تفصیل پرداخته میشود و اشتباه مشابه و افشاگر هویت مولف/مولفان قرآن
🔺🔻که در اپیزود بیست و دوم از نقدآگینگپ پاسخ دقیقتری گرفت:
او به قوانین و عقاید نصاری مانند «تحقیر زنان، رژیم غذایی شبیه به یهودیان، مثلِ تحریم شراب و خوک، اعتقاد به یک انجیلِ واحد (انجیل عبرانیان، برخلاف اعتقاد تثلیثیها به اناجیل)، دیدن خود به عنوان یک «امت وسط» و اعتقاد به «جنگ مقدس» (جهاد) برای بازپسگیری اورشلیم و تأسیس پادشاهی خدا بر روی زمین» میپردازد و نشان میدهد که چگونه این اعتقادات در قرآن منعکس شدهاند.
.
#نقد_قرآن #بازنگری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 چرا شراب در اسلام حرام است؟ (+)
🔸چرا نوع مواجهۀ زیگزاگیِ مولف/مولفان قرآن با شراب، حتی وفق منطق قرآن، گواهیست بر اینکه با متنی «تماما بشری» روبرو هستیم؟ آن هم بشری «غیرحکیم/غیرواقعبین»، بدونِ «ثبات رأی و دوراندیشی» و دامنزننده به «افراط و تفریط»؛ چرا…
🔸چرا نوع مواجهۀ زیگزاگیِ مولف/مولفان قرآن با شراب، حتی وفق منطق قرآن، گواهیست بر اینکه با متنی «تماما بشری» روبرو هستیم؟ آن هم بشری «غیرحکیم/غیرواقعبین»، بدونِ «ثبات رأی و دوراندیشی» و دامنزننده به «افراط و تفریط»؛ چرا…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ زیگموند فروید و کارل یونگ (+)
🔸در این ویدیو، یونگ و فروید در یک صحبت علمی روبهرو میشوند؛ از ناخودآگاه فردی تا ناخودآگاه جمعی، از سایهی پنهان درون تا عقدههای کودکی، از انیموس و آنیما تا نظریههای جنسی و روانتحلیلگری کلاسیک.
🔸آیا روان انسان فقط تحت سلطهی امیال سرکوبشده است؟ یا نیروهایی ژرفتر در ناخودآگاه جمعی ما پنهاناند؟ فروید، پدر روانکاوی، نظریۀ عقدهی ادیپ، مراحل رشد روانی-جنسی، و نیروی لیبیدو را ارائه میدهد. یونگ، رواندرمانگر سوئیسی، با مفاهیمی چون "سایه"، "آنیموس و آنیما"، و "تفرد" در مقابل او میایستد.
🔻در این جدال فکری به این سوالات پاسخ میدهند:
سایۀ تاریک شخصیت شما چیست؟ چرا سرکوب در دوران ۰ تا ۵ سالگی به آینده ما شکل میدهد؟ آیا باید با تاریکی درون آشتی کنیم یا آن را سرکوب کنیم؟
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 - ناخوداگاه جمعی و تمدن
03:43 - دین عامل گمراهی انسانهاست؟
07:05 - بررسی عمیق ناخودگاه
09:47 - رشد روانی جنسی فروید، انیما و انیموس یونگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در این ویدیو، یونگ و فروید در یک صحبت علمی روبهرو میشوند؛ از ناخودآگاه فردی تا ناخودآگاه جمعی، از سایهی پنهان درون تا عقدههای کودکی، از انیموس و آنیما تا نظریههای جنسی و روانتحلیلگری کلاسیک.
🔸آیا روان انسان فقط تحت سلطهی امیال سرکوبشده است؟ یا نیروهایی ژرفتر در ناخودآگاه جمعی ما پنهاناند؟ فروید، پدر روانکاوی، نظریۀ عقدهی ادیپ، مراحل رشد روانی-جنسی، و نیروی لیبیدو را ارائه میدهد. یونگ، رواندرمانگر سوئیسی، با مفاهیمی چون "سایه"، "آنیموس و آنیما"، و "تفرد" در مقابل او میایستد.
🔻در این جدال فکری به این سوالات پاسخ میدهند:
سایۀ تاریک شخصیت شما چیست؟ چرا سرکوب در دوران ۰ تا ۵ سالگی به آینده ما شکل میدهد؟ آیا باید با تاریکی درون آشتی کنیم یا آن را سرکوب کنیم؟
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 - ناخوداگاه جمعی و تمدن
03:43 - دین عامل گمراهی انسانهاست؟
07:05 - بررسی عمیق ناخودگاه
09:47 - رشد روانی جنسی فروید، انیما و انیموس یونگ
📺 مناظرۀ بودا و یونگ دربارۀ منشأ رنج انسان
📺 مناظرۀ نیچه با شوپنهاور
.
#زیستروان#یونگ #فروید #روانکاوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
نه آقای عبدالکریمی، آبادان فاحشهخانه نبود!
✍🏻#مسعودیوسف_حصیرچین
آقا بیژن «فیلسوف» است و میگوید «آبادان ما فاحشهخونۀ سربازان آمریکایی» بود! ارتجاع همین شکلیست، هر چقدر هم که خودش را پشت عناوین پرطمطراق و عبارتهای دهنپرکن پنهان کند، باز هم هم برمیگردد؛…
✍🏻#مسعودیوسف_حصیرچین
آقا بیژن «فیلسوف» است و میگوید «آبادان ما فاحشهخونۀ سربازان آمریکایی» بود! ارتجاع همین شکلیست، هر چقدر هم که خودش را پشت عناوین پرطمطراق و عبارتهای دهنپرکن پنهان کند، باز هم هم برمیگردد؛…
📘سقوط تا عمق ابتذال فلسفی
— بیژن عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامهی تفکر
(۱/۳)
🍂 در روزگاری که واژهها چون کودکان بیسرپرست در خیابانهای بیرحم معنا سرگرداناند، و اندیشه در بازار مکاره عنوان و مدرک به ارزانترین قیمت به حراج گذاشته، مردانی قد میکشند با ریشهای تراشیده شده و کتهای تنگ آکادمیک، که از پشت تریبونهای دانشگاهی نه برای افروختن چراغی در تاریکی، که برای افکندن سایهای پر فریب بر روشنی، لب به سخن میگشایند. یکی از عریانترین نمونههای این ابتذال نظاممند، مردیست با نامی بزرگتر از ظرفیت اندیشهاش: بیژن عبدالکریمی. نامی که در دهان برخی چون وردی روشنفکرانه میچرخد، اما در جان حقیقتجویان چون طنین سُمضربه خران در تالار سکوت است.
🍂 او که زمانی سودای «فلسفۀ ایرانی» داشت، حالا با زبان چرکآلود و فهم تنکمایهاش، به تاریخ خیانت میکند. او در یاوهسرایی و دریدهگویی گستاخانه و بیشرمانهای، آبادان، این شهر پیشاهنگ مدرنیزاسیون، شهر نفت و خون و روشنفکری، را «فاحشهخانهی سربازان آمریکایی» نامیدهاست. جملهای که نه از سر نادانی، که از دریدگی برخاسته؛ دریدگی کسی که به جای تفکر، فقط هنر جلب توجه دارد؛ کسی که اگر نیاز باشد، حتی به استخوانهای پوسیده آزادیخواهان هم توهین میکند، به شرط آنکه چند ثانیه بیشتر در مصاحبهای دیده شود.
🍂 اما توهین او به آبادان، اتفاقی نیست؛ حاصل کینهای پنهان و تاریخیست. عبدالکریمی میداند که آبادان، در سرتاسر سده بیستم، چیزی فراتر از یک شهر نفتی بود. آبادان، ناساز با نگاره کاریکاتورگونۀ او، تنها محل پالایش نفت نبود؛ گهواره مدرنسازی ایران بود، یکی از نخستین آزمایشگاه های زیست شهری مدرن در خاورمیانه، نخستین جایی که مفاهیمی چون "شهروند"، "روزنامه"، "باشگاه"، "سینما"، "تشکل صنفی"، "تئاتر"، "جنبش کارگری"، "زن مستقل"، و "آزادی فرهنگی" در قالبی اجتماعی به ظهور رسیدند.
🍂 در جغرافیای تاریخی ایران، کمتر شهری را میتوان یافت که در چنین دوره کوتاهی، چنین اثر ژرفی بر تاریخ فرهنگی-سیاسی کشور نهاده باشد. آبادان، همان شهری است که در دهه بیست، نخستین تئاترهای اجتماعی را شکل داد. زن در این شهر، از پشتِپردۀ اندرونیها، شبستانها و گنجهخانهها به خیابان آمد، کار کرد، بازی کرد، نوشت، و حتی رقصید. این شهر یکی از نخستین ایستگاه های برخورد تمدنی ایران با "تجدد عینی" بود: نه تجدد کتابخانهای، نه فلسفهبافی دانشگاهی، بلکه مواجهه زنده با واقعیتهای تمدن غرب، در زیست روزمره شهروندان.
🍂 برای همین هم بود که سیاستمداران سنتگرا از آن میترسیدند، روحانیت از آن واهمه داشت، و اکنون بیژن عبدالکریمی، به زبان فلاسفه، عقدۀ آن دوران را بیرون میریزد. او نه با فاحشگی مشکل دارد، نه با سرباز؛ مشکل او با «تجدد» است. مشکل او با آغازهای نو است. آبادان، آغاز بود، و عبدالکریمی، چونان خفاشی که از طلوع متنفر است، از همین روست که لب به فحاشی گشوده است.
🍂 هرجا فکری مستقل شکل گرفت، هرجا زن ایستاد، هرجا کارگر سخن گفت، او آنجا را "فاحشهخانه" میبیند. چون ذهن او تنها جایی را "پاک" میداند که زن خاموش باشد، کارگر فرمانبردار باشد، دانشجو سرسپرده باشد، و تاریخ، دروغین باشد.
🍂 آیا عبدالکریمی میداند که یکی از نخستین اعتصابنامه های سازمانیافته کارگری در خاورمیانه، در آبادان نوشته شد؟ آیا میداند که روزنامه محلی "بهسوی فردا" در سال ۱۳۳۰، مقالاتی در دفاع از حقوق زنان و کارگران منتشر کرد؟ آیا میداند که در باشگاه نفت، سخنرانیهایی با حضور زنان بدون چادر انجام میشد، در دورهای که حتی در تهران نیز چنین فضایی وجود نداشت؟ البته که میداند. و همین دانستن، تیغش را تیزتر کرده است. این کینه عمیق از حقیقتی است که نمیتواند انکارش کند، پس گوه-آلودهاش میکند.
🍂 او بارها از "مدرنیته بومی" حرف زده. اما جز کلمات توخالی، هیچ تحلیلی از چگونگی ظهور و فروپاشی مدرنیسم ایرانی ارائه نکرده. چون اگر بهراستی اهل تفکر بود، باید به ریشههای آغاز تجدد مینگریست. و ریشهها، در آبادانند؛ در مدرسۀ رازی، در سینمای تاج، در باشگاهِ گلستان، در کافهی که دختران دانشآموز به آن پناه میبردند تا یک فنجان قهوه بنوشند و از آزادی خیال بگویند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بیژن عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامهی تفکر
(۱/۳)
🍂 در روزگاری که واژهها چون کودکان بیسرپرست در خیابانهای بیرحم معنا سرگرداناند، و اندیشه در بازار مکاره عنوان و مدرک به ارزانترین قیمت به حراج گذاشته، مردانی قد میکشند با ریشهای تراشیده شده و کتهای تنگ آکادمیک، که از پشت تریبونهای دانشگاهی نه برای افروختن چراغی در تاریکی، که برای افکندن سایهای پر فریب بر روشنی، لب به سخن میگشایند. یکی از عریانترین نمونههای این ابتذال نظاممند، مردیست با نامی بزرگتر از ظرفیت اندیشهاش: بیژن عبدالکریمی. نامی که در دهان برخی چون وردی روشنفکرانه میچرخد، اما در جان حقیقتجویان چون طنین سُمضربه خران در تالار سکوت است.
🍂 او که زمانی سودای «فلسفۀ ایرانی» داشت، حالا با زبان چرکآلود و فهم تنکمایهاش، به تاریخ خیانت میکند. او در یاوهسرایی و دریدهگویی گستاخانه و بیشرمانهای، آبادان، این شهر پیشاهنگ مدرنیزاسیون، شهر نفت و خون و روشنفکری، را «فاحشهخانهی سربازان آمریکایی» نامیدهاست. جملهای که نه از سر نادانی، که از دریدگی برخاسته؛ دریدگی کسی که به جای تفکر، فقط هنر جلب توجه دارد؛ کسی که اگر نیاز باشد، حتی به استخوانهای پوسیده آزادیخواهان هم توهین میکند، به شرط آنکه چند ثانیه بیشتر در مصاحبهای دیده شود.
🍂 اما توهین او به آبادان، اتفاقی نیست؛ حاصل کینهای پنهان و تاریخیست. عبدالکریمی میداند که آبادان، در سرتاسر سده بیستم، چیزی فراتر از یک شهر نفتی بود. آبادان، ناساز با نگاره کاریکاتورگونۀ او، تنها محل پالایش نفت نبود؛ گهواره مدرنسازی ایران بود، یکی از نخستین آزمایشگاه های زیست شهری مدرن در خاورمیانه، نخستین جایی که مفاهیمی چون "شهروند"، "روزنامه"، "باشگاه"، "سینما"، "تشکل صنفی"، "تئاتر"، "جنبش کارگری"، "زن مستقل"، و "آزادی فرهنگی" در قالبی اجتماعی به ظهور رسیدند.
🍂 در جغرافیای تاریخی ایران، کمتر شهری را میتوان یافت که در چنین دوره کوتاهی، چنین اثر ژرفی بر تاریخ فرهنگی-سیاسی کشور نهاده باشد. آبادان، همان شهری است که در دهه بیست، نخستین تئاترهای اجتماعی را شکل داد. زن در این شهر، از پشتِپردۀ اندرونیها، شبستانها و گنجهخانهها به خیابان آمد، کار کرد، بازی کرد، نوشت، و حتی رقصید. این شهر یکی از نخستین ایستگاه های برخورد تمدنی ایران با "تجدد عینی" بود: نه تجدد کتابخانهای، نه فلسفهبافی دانشگاهی، بلکه مواجهه زنده با واقعیتهای تمدن غرب، در زیست روزمره شهروندان.
🍂 برای همین هم بود که سیاستمداران سنتگرا از آن میترسیدند، روحانیت از آن واهمه داشت، و اکنون بیژن عبدالکریمی، به زبان فلاسفه، عقدۀ آن دوران را بیرون میریزد. او نه با فاحشگی مشکل دارد، نه با سرباز؛ مشکل او با «تجدد» است. مشکل او با آغازهای نو است. آبادان، آغاز بود، و عبدالکریمی، چونان خفاشی که از طلوع متنفر است، از همین روست که لب به فحاشی گشوده است.
🍂 هرجا فکری مستقل شکل گرفت، هرجا زن ایستاد، هرجا کارگر سخن گفت، او آنجا را "فاحشهخانه" میبیند. چون ذهن او تنها جایی را "پاک" میداند که زن خاموش باشد، کارگر فرمانبردار باشد، دانشجو سرسپرده باشد، و تاریخ، دروغین باشد.
🍂 آیا عبدالکریمی میداند که یکی از نخستین اعتصابنامه های سازمانیافته کارگری در خاورمیانه، در آبادان نوشته شد؟ آیا میداند که روزنامه محلی "بهسوی فردا" در سال ۱۳۳۰، مقالاتی در دفاع از حقوق زنان و کارگران منتشر کرد؟ آیا میداند که در باشگاه نفت، سخنرانیهایی با حضور زنان بدون چادر انجام میشد، در دورهای که حتی در تهران نیز چنین فضایی وجود نداشت؟ البته که میداند. و همین دانستن، تیغش را تیزتر کرده است. این کینه عمیق از حقیقتی است که نمیتواند انکارش کند، پس گوه-آلودهاش میکند.
🍂 او بارها از "مدرنیته بومی" حرف زده. اما جز کلمات توخالی، هیچ تحلیلی از چگونگی ظهور و فروپاشی مدرنیسم ایرانی ارائه نکرده. چون اگر بهراستی اهل تفکر بود، باید به ریشههای آغاز تجدد مینگریست. و ریشهها، در آبادانند؛ در مدرسۀ رازی، در سینمای تاج، در باشگاهِ گلستان، در کافهی که دختران دانشآموز به آن پناه میبردند تا یک فنجان قهوه بنوشند و از آزادی خیال بگویند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
نه آقای عبدالکریمی، آبادان فاحشهخانه نبود!
✍🏻#مسعودیوسف_حصیرچین
آقا بیژن «فیلسوف» است و میگوید «آبادان ما فاحشهخونۀ سربازان آمریکایی» بود! ارتجاع همین شکلیست، هر چقدر هم که خودش را پشت عناوین پرطمطراق و عبارتهای دهنپرکن پنهان کند، باز هم هم برمیگردد؛…
✍🏻#مسعودیوسف_حصیرچین
آقا بیژن «فیلسوف» است و میگوید «آبادان ما فاحشهخونۀ سربازان آمریکایی» بود! ارتجاع همین شکلیست، هر چقدر هم که خودش را پشت عناوین پرطمطراق و عبارتهای دهنپرکن پنهان کند، باز هم هم برمیگردد؛…
📘سقوط تا عمق ابتذال فلسفی
— بیژن عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامهی تفکر
(۲/۳)
🍂 او از "غربزدگی" آلاحمد بسیار واگو میکند. اما فراموش میکند که حتی آلاحمد، در خشم خود از غرب، هیچگاه به توهین به انسانها نرسید. او نقد میکرد، اما ننگ نمیپاشید. عبدالکریمی اما، نقد را نمیشناسد. تنها حربهاش، برچسبزدن است؛ آنهم برچسبهایی گندآلوده، با رنگ و بوی جنسی. چرا؟ چون هنوز در ژرفنای جانش، آزادی زن نه نشانهای از بیداری، که تهدیدیست علیه بنای کهنه روانش: روانی که هنوز در بند مادر و هراس از زن نیرومند است.
🍂 در ناخودآگاهش، زن آزاد، همان مادر قانونشکن و شهوت برانگیز است که باید سرکوب شود؛ و چون نمیتواند با میل جنسیِ خود به زن آزاد کنار بیایند، او را به روسپیبودن متهم میکند. این، همان مکانیسم دفاعیِ «فرافکنی» است که فروید از آن سخن میگوید: چون نمیتواند در خود، میل را بپذیرد، آن را بر پیشانی زن میکوبد. پس زن آزاد، نه بهخاطر کردار یا گفتارش، بلکه بهخاطر آزادیاش هدف میشود. چون آزادی زن، آینهای است که میل واپسزده مرد سرکوبگر را به رخ میکشد؛ و او ا از این آینه میهراسد.
🍂 آنچه هم عبدالکریمی در بند پایانی «توجیهنامه»اش در دفاع از یاوهاش نوشتهاست، بیش از آنکه روشنگری باشد، نشانۀ نوعی فرافکنی فروخورده است. او، همچون بسیاری از روشنفکران واپسگرا، بهجای مواجهه با حقیقتِ دهان گوه-آلوده اش، مسئولیت را به گردن «شیطنت رسانهای» میاندازد. دقیقاً همانجا که ناخودآگاه، حقیقت را بر زبانش آورده، اکنون در تلاش برای توجیه است.
🍂 اما آنچه از فروید آموختهایم این است: همواره چیزی در سخن هست که از قصد گوینده فراتر میرود. عبدالکریمی خواستهبود از «آبادان» سخن بگوید، اما از «زن آزاد» سخن گفت؛ خواسته بود از «اشغال خاک» بگوید، اما از ناموس و «تصرف تن» سخن گفت؛ اینجا دیگر رسانه مقصر نیست. این خود اوست که از آزار تصویر زن مستقل، شهر مدرن و بدن بیقیمت، برآشفته میشود، و آنگاه، در یک مکانیسم تدافعی کودکانه، نقش «مرد غیرتمند ملی» را بازی میکند.
🍂 فروید اگر زنده بود، به او میگفت:
او همچنان در پی «بازگرداندنِ» خاک به "پاکی"ست، اما در خیال او، این پاکی یعنی نبودن زن، خاموشی موسیقی، و حذف هر شور و حرکتی که بیاجازۀ او رخ دهد. ترس او از فاحشهخانه، در واقع ترس از آزادی است؛ ترس از جایی که زن و مرد، بینیاز از سایۀ پدرانۀ او، تن و صدا و انتخاب دارند، و این است راز خشم و توهین او به آبادان!
🍂 ذهن عبدالکریمی نه زنده است، نه پویا؛ بلکه پر از واژگان پوسیده، و برساختۀ ذهنیست که تاریخ را نه چون «رویداد»، بلکه چون «قصاص» میبیند. او تاریخ را نمیفهمد، بلکه از آن انتقام میگیرد؛ چون تاریخ، با تمام صداقتش، نمیگذارد دروغپردازان آسوده بخوابند.
🍂 آبادان را فاحشهخانه مینامد، چون ناتوان است از درک عظمت یک شهر؛
او زنی که در باشگاه فوتبال بازی میکرد را فاحشه میبیند؛
او دانشآموزی که بیروسری به کتابخانه میرفت را آلوده میداند؛
او شهری که آزادی را در زیست روزمره تجربه کرد را گناهکار خطاب میکند؛
و این نگاه، نه فلسفیست، نه فرهنگی؛ این یک نگاه بیمار است.
🔺نه آبادان فاحشهخانه بود، نه زنانش روسپی. فاحشهخانه ذهن کسانیست که زن آزاد را تهدید میدانند. روسپی، زبان آلودهای است که حقیقت را به تنفروشی وا میدارد. اگر روزی بخواهیم نام «فاحشهخانه واقعی» را ببریم، باید به دانشگاههایی اشاره کنیم که در آنها فلسفه به قدرت باج میدهد، حقیقت به تملق آلوده میگردد، و استاد، بهجای افقگشایی، به تحقیر حافظۀ ملی میپردازد.
🍂 عبدالکریمی با این جمله، خودش را از هر شرافت فکری ساقط کرد. دیگر نمیتوان او را صاحبنظر دانست. او صرفاً «مأمور حذف خاطرۀ تجدد» است. هر آنکه در این سرزمین روزی خواست آزاد باشد، حالا در کلمات او به تمسخر گرفته میشود. این «انتقام» است، نه «تحلیل».
🍂 در این میان، وظیفه ما چیست؟ آیا باید سکوت کرد و گذشت؟ نه. چون در جغرافیای زبان، سکوت، معادل همدستی و همداستانی است. باید نوشت. باید فریاد زد. باید حقیقت را آنقدر فریاد کرد تا گوشهای بسته باز شوند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بیژن عبدالکریمی و جعل تاریخ در جامهی تفکر
(۲/۳)
🍂 او از "غربزدگی" آلاحمد بسیار واگو میکند. اما فراموش میکند که حتی آلاحمد، در خشم خود از غرب، هیچگاه به توهین به انسانها نرسید. او نقد میکرد، اما ننگ نمیپاشید. عبدالکریمی اما، نقد را نمیشناسد. تنها حربهاش، برچسبزدن است؛ آنهم برچسبهایی گندآلوده، با رنگ و بوی جنسی. چرا؟ چون هنوز در ژرفنای جانش، آزادی زن نه نشانهای از بیداری، که تهدیدیست علیه بنای کهنه روانش: روانی که هنوز در بند مادر و هراس از زن نیرومند است.
🍂 در ناخودآگاهش، زن آزاد، همان مادر قانونشکن و شهوت برانگیز است که باید سرکوب شود؛ و چون نمیتواند با میل جنسیِ خود به زن آزاد کنار بیایند، او را به روسپیبودن متهم میکند. این، همان مکانیسم دفاعیِ «فرافکنی» است که فروید از آن سخن میگوید: چون نمیتواند در خود، میل را بپذیرد، آن را بر پیشانی زن میکوبد. پس زن آزاد، نه بهخاطر کردار یا گفتارش، بلکه بهخاطر آزادیاش هدف میشود. چون آزادی زن، آینهای است که میل واپسزده مرد سرکوبگر را به رخ میکشد؛ و او ا از این آینه میهراسد.
🍂 آنچه هم عبدالکریمی در بند پایانی «توجیهنامه»اش در دفاع از یاوهاش نوشتهاست، بیش از آنکه روشنگری باشد، نشانۀ نوعی فرافکنی فروخورده است. او، همچون بسیاری از روشنفکران واپسگرا، بهجای مواجهه با حقیقتِ دهان گوه-آلوده اش، مسئولیت را به گردن «شیطنت رسانهای» میاندازد. دقیقاً همانجا که ناخودآگاه، حقیقت را بر زبانش آورده، اکنون در تلاش برای توجیه است.
🍂 اما آنچه از فروید آموختهایم این است: همواره چیزی در سخن هست که از قصد گوینده فراتر میرود. عبدالکریمی خواستهبود از «آبادان» سخن بگوید، اما از «زن آزاد» سخن گفت؛ خواسته بود از «اشغال خاک» بگوید، اما از ناموس و «تصرف تن» سخن گفت؛ اینجا دیگر رسانه مقصر نیست. این خود اوست که از آزار تصویر زن مستقل، شهر مدرن و بدن بیقیمت، برآشفته میشود، و آنگاه، در یک مکانیسم تدافعی کودکانه، نقش «مرد غیرتمند ملی» را بازی میکند.
🍂 فروید اگر زنده بود، به او میگفت:
"تو از تجاوز نمیگویی، تو از رنج واگذاری قدرت میگویی. از اینکه خاک دیگر ملک تو نیست، زن دیگر فرمانبردار تو نیست، و آبادان دیگر قصبهای سنتی در خیال تو نیست"
او همچنان در پی «بازگرداندنِ» خاک به "پاکی"ست، اما در خیال او، این پاکی یعنی نبودن زن، خاموشی موسیقی، و حذف هر شور و حرکتی که بیاجازۀ او رخ دهد. ترس او از فاحشهخانه، در واقع ترس از آزادی است؛ ترس از جایی که زن و مرد، بینیاز از سایۀ پدرانۀ او، تن و صدا و انتخاب دارند، و این است راز خشم و توهین او به آبادان!
🍂 ذهن عبدالکریمی نه زنده است، نه پویا؛ بلکه پر از واژگان پوسیده، و برساختۀ ذهنیست که تاریخ را نه چون «رویداد»، بلکه چون «قصاص» میبیند. او تاریخ را نمیفهمد، بلکه از آن انتقام میگیرد؛ چون تاریخ، با تمام صداقتش، نمیگذارد دروغپردازان آسوده بخوابند.
🍂 آبادان را فاحشهخانه مینامد، چون ناتوان است از درک عظمت یک شهر؛
او زنی که در باشگاه فوتبال بازی میکرد را فاحشه میبیند؛
او دانشآموزی که بیروسری به کتابخانه میرفت را آلوده میداند؛
او شهری که آزادی را در زیست روزمره تجربه کرد را گناهکار خطاب میکند؛
و این نگاه، نه فلسفیست، نه فرهنگی؛ این یک نگاه بیمار است.
🔺نه آبادان فاحشهخانه بود، نه زنانش روسپی. فاحشهخانه ذهن کسانیست که زن آزاد را تهدید میدانند. روسپی، زبان آلودهای است که حقیقت را به تنفروشی وا میدارد. اگر روزی بخواهیم نام «فاحشهخانه واقعی» را ببریم، باید به دانشگاههایی اشاره کنیم که در آنها فلسفه به قدرت باج میدهد، حقیقت به تملق آلوده میگردد، و استاد، بهجای افقگشایی، به تحقیر حافظۀ ملی میپردازد.
🍂 عبدالکریمی با این جمله، خودش را از هر شرافت فکری ساقط کرد. دیگر نمیتوان او را صاحبنظر دانست. او صرفاً «مأمور حذف خاطرۀ تجدد» است. هر آنکه در این سرزمین روزی خواست آزاد باشد، حالا در کلمات او به تمسخر گرفته میشود. این «انتقام» است، نه «تحلیل».
🍂 در این میان، وظیفه ما چیست؟ آیا باید سکوت کرد و گذشت؟ نه. چون در جغرافیای زبان، سکوت، معادل همدستی و همداستانی است. باید نوشت. باید فریاد زد. باید حقیقت را آنقدر فریاد کرد تا گوشهای بسته باز شوند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin