Telegram
نقدآگین
📘سلاخی با بسمالله
— مهندسیِ قتلِ بیعذابوجدان؛ اخلاق در ذیلِ «ولایت فقیه»
✍🏻 #احمد_باطبی
🍂 مسئله خود قتل نیست، مسئله وجدانِ قاتل است که باید با قرآن و مفاهیم دینی سازوکاری برای آن پیدا کرد که بتوان گفت:
🍂 این دقیقاً کاری است که حسامالدین حائریزاده یزدی (از حامیان جمهوری اسلامی، کسی که خود را مدرس «مشق استراتژی» با «قواعد قرآنی» میکند) در این ویدئو انجام میدهد: او صحنهی اعتراض خیابانی را «میدان جنگ» مینامد، کشتنِ معترض را مفروض میگیرد، و به جای اینکه دربارهی حرمت جان و مسئولیت انسانی حرف بزند، روی «نیتِ قاتل» تمرکز میکند.
🔻او به نیروهای سرکوب میگوید: بعد از کشتن، حق نداری از نفرت و عصبانیت روی پیکر بیجان لگد بزنی؛ نه از سرِ دلسوزی برای قربانی، بلکه چون:
🔻یعنی پیام واقعی این است:
🔻بعد، برای اینکه معترض دیگر «شهروند» نباشد، او زبانِ انسانزدایی را وارد میکند:
📌 نتیجه روشن است: وقتی طرف مقابل ذاتاً «آلوده» معرفی شد، حذفش دیگر جنایت دیده نمیشود؛ «پالایش» جا زده میشود.
🔻در مرحله بعد، خشونت را به «نقشهی خدا» وصل میکند:
و با مفاهیمی مثل «گزینش شهدا» و «تمییز خبیث از طیب» مرگ و خون را به پروژهی معنوی تبدیل میکند. در این روایت، هر گلوله نه تصمیم یک انسان، بلکه جزء یک «طرح مقدس» معرفی میشود.
🔻و اینجا نقطهی خطرناکتر است: او عامل سرکوب را از مسئولیت جدا میکند. میگوید:
🔺یعنی سرباز قرار است خودش را قاتل نبیند؛ ابزار ببیند. ابزار هم شرم نمیکند، تردید نمیکند، شب راحت میخوابد.
📌 این فقط پروپاگاندای سیاسی نیست. این مهندسی اعتقادی برای تولید خشونتِ بیعذابوجدان است: اعتراض را جنگ میکند، شهروند را دشمن میکند، قتل را «وظیفه» میکند، و مسئولیت را از دستِ انسان برمیدارد و میگذارد روی دوش «طرح الهی».
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مهندسیِ قتلِ بیعذابوجدان؛ اخلاق در ذیلِ «ولایت فقیه»
✍🏻 #احمد_باطبی
🍂 مسئله خود قتل نیست، مسئله وجدانِ قاتل است که باید با قرآن و مفاهیم دینی سازوکاری برای آن پیدا کرد که بتوان گفت:
«من نکشتم، خدا غربال کرد!».
🍂 این دقیقاً کاری است که حسامالدین حائریزاده یزدی (از حامیان جمهوری اسلامی، کسی که خود را مدرس «مشق استراتژی» با «قواعد قرآنی» میکند) در این ویدئو انجام میدهد: او صحنهی اعتراض خیابانی را «میدان جنگ» مینامد، کشتنِ معترض را مفروض میگیرد، و به جای اینکه دربارهی حرمت جان و مسئولیت انسانی حرف بزند، روی «نیتِ قاتل» تمرکز میکند.
🔻او به نیروهای سرکوب میگوید: بعد از کشتن، حق نداری از نفرت و عصبانیت روی پیکر بیجان لگد بزنی؛ نه از سرِ دلسوزی برای قربانی، بلکه چون:
اگر نفرت داشته باشی «رگههایی از شرک» در قلبت هست و «توحیدت اشکال دارد».
🔻یعنی پیام واقعی این است:
بکش، اما با قلبِ «پاک» و نیتِ «الهی».
🔻بعد، برای اینکه معترض دیگر «شهروند» نباشد، او زبانِ انسانزدایی را وارد میکند:
جامعه را به «حق و باطل» و «پاک و ناپاک» تقسیم میکند، از «حلالزاده و حرامزاده» حرف میزند و میگوید این «معرکهها» برای جدا کردنِ آدمهاست.
📌 نتیجه روشن است: وقتی طرف مقابل ذاتاً «آلوده» معرفی شد، حذفش دیگر جنایت دیده نمیشود؛ «پالایش» جا زده میشود.
🔻در مرحله بعد، خشونت را به «نقشهی خدا» وصل میکند:
میگوید این فتنه و کشتار، صحنهی «آزمون» است تا معلوم شود چه کسی مؤمن است!
و با مفاهیمی مثل «گزینش شهدا» و «تمییز خبیث از طیب» مرگ و خون را به پروژهی معنوی تبدیل میکند. در این روایت، هر گلوله نه تصمیم یک انسان، بلکه جزء یک «طرح مقدس» معرفی میشود.
🔻و اینجا نقطهی خطرناکتر است: او عامل سرکوب را از مسئولیت جدا میکند. میگوید:
برد و باخت شما چیزی را «برای خدا» تغییر نمیدهد، شما فقط «باشید».
🔺یعنی سرباز قرار است خودش را قاتل نبیند؛ ابزار ببیند. ابزار هم شرم نمیکند، تردید نمیکند، شب راحت میخوابد.
📌 این فقط پروپاگاندای سیاسی نیست. این مهندسی اعتقادی برای تولید خشونتِ بیعذابوجدان است: اعتراض را جنگ میکند، شهروند را دشمن میکند، قتل را «وظیفه» میکند، و مسئولیت را از دستِ انسان برمیدارد و میگذارد روی دوش «طرح الهی».
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
.
#حکومت اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin