🔴 #ابوالفضل_خطیبی شاهنامهپژوه برجسته ایران درگذشت
🔻ابوالفضل خطیبی شاهنامهپژوه و عضو هیئتعلمی بازنشستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، پس از تحمّل دورهای بیماری، چشم از جهان فروبست.
#اتحاد_ملی_ایران
🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇👇
@OmidIranAzad
🔻ابوالفضل خطیبی شاهنامهپژوه و عضو هیئتعلمی بازنشستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، پس از تحمّل دورهای بیماری، چشم از جهان فروبست.
#اتحاد_ملی_ایران
🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇👇
@OmidIranAzad
یادداشت دکتر #ابوالفضل_خطیبی درباره کشته شدن حدیث نجفی:
دکتر خطیبی،شاهنامهپژوه و عضو هیئت علمی فرهنگستان،در فیسبوک خود با انتشار عکسی از حدیث نجفی خطاب به دکتر احمد تفضلی(استاد زبان فارسی که در قتلهای زنجیرهای کشته شد)نوشته بود:
«گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار!باز هم دختر نازنین دیگری حدیث نجفی از دیار کرج به خاک و خون کشیده شد.گل نشکفتۀ دیگری پرپر شد.زمان را گم کردهام احمد!در چه زمانی و زمانهای هستم؟شاید من مرده باشم احمد!و حدیث،زنده چون ماه در آسمان و با نورِ خود
این قافله را تا مقصدِ خویش رهنمون میکند. بوی خون میآید احمد!بوی باروت و خون! نگاه کن! اینان همان نوباوگان زمانِ تو بودند احمد! قاتلانش با گلوله با او سخن گفتند، آن هم پنج گلوله.اینان از تو درس نگرفتند احمد! و من هم هرچه از شاهنامه در گوشِ کرشان میخوانم درس نمیگیرند،احمد!
هر آن خون كه آيد به كين ريخته/گنهكار اوی است و آويخته(=پاسخگو)دیگر تمام شد.من میبینم و تو هم از گرودمان [=بهشت] میبینی احمد!اینان در راه خطرناکی گام نهاده بودند و هم اینک در مسیر خطرناکتری بهتاخت راه میپویند،از میان خون و باروت.»
توییت"حسین تاجیک"
@OmidIranAzad
دکتر خطیبی،شاهنامهپژوه و عضو هیئت علمی فرهنگستان،در فیسبوک خود با انتشار عکسی از حدیث نجفی خطاب به دکتر احمد تفضلی(استاد زبان فارسی که در قتلهای زنجیرهای کشته شد)نوشته بود:
«گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار!باز هم دختر نازنین دیگری حدیث نجفی از دیار کرج به خاک و خون کشیده شد.گل نشکفتۀ دیگری پرپر شد.زمان را گم کردهام احمد!در چه زمانی و زمانهای هستم؟شاید من مرده باشم احمد!و حدیث،زنده چون ماه در آسمان و با نورِ خود
این قافله را تا مقصدِ خویش رهنمون میکند. بوی خون میآید احمد!بوی باروت و خون! نگاه کن! اینان همان نوباوگان زمانِ تو بودند احمد! قاتلانش با گلوله با او سخن گفتند، آن هم پنج گلوله.اینان از تو درس نگرفتند احمد! و من هم هرچه از شاهنامه در گوشِ کرشان میخوانم درس نمیگیرند،احمد!
هر آن خون كه آيد به كين ريخته/گنهكار اوی است و آويخته(=پاسخگو)دیگر تمام شد.من میبینم و تو هم از گرودمان [=بهشت] میبینی احمد!اینان در راه خطرناکی گام نهاده بودند و هم اینک در مسیر خطرناکتری بهتاخت راه میپویند،از میان خون و باروت.»
توییت"حسین تاجیک"
@OmidIranAzad